صفحه 1 از 42 12345112131 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 415

موضوع: $$$ قهوه خونه خاله عباس &&&

  1. #1
    شِـــــکـــر

    PerspolisPerspolisPerspolisPerspolis
    مربی محبوب
    دنیزلی
    بازیکن محبوب
    باجیو
    تیم محبوب
    فقط و فقط پرسپولیس!
    نوشته ها
    4,361
    سپاس ها
    68,465
    سپاس شده 31,589 در 4,228 پست
    کشور من
    Italy

    پارس فوتبال $$$ قهوه خونه خاله عباس &&&





    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    خب اینم از قهوه خونه ی من؛ یه مشکلی که هست، اینه که چون من تا حالا پامو تو قهوه خونه ( از نوع مجازیش نه ها! ) نذاشتم و اهل دود و مود نبودم و نیستم، دیگه همین تابلوی سردر مغازه رو اینجا ارائه می کنم!


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




    همین اول کاری بگم که خاله عباس یه سری سفارشاتی واسه این تایپیک به من کرده که باید همشو عملی ( نه اون عملی ها!؟ ) کنم؛ وگرنه از من به فیفا شکایت می کنه! و خلاصه ممکنه به دسته دو سقوط کنم!

    برای شروع هم باید این بنر رو بزنم سر در این تایپیک به امید اینکه آخر این تایپیک هیچ مجرد پی افی بالای 25 سال نداشته باشیم و اول از همه نوبت خودم و میثمه!



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]





    سفارش بعدی خاله عباس هم بیان مختصری از داستان زندگیشه که در نوع خودش جالبه و عبرت آموز؛

    القصه: بنده خدا خاله عباس، یه زمانی برای خودش برو بیایی داشته و خلاصه یه دختر پولدار و خفنزج و پرهواداری بوده و کلی هم خواستگار داشته و البته بسیار هم خوشگذرون بود و به شدت ولخرج و بی خیال و
    . . .

    یه روزی که با رفقاش مشغول چرخ زدن تو بازار و شهر بودن، یه پسر صاف و ساده ای درست دم در یه قهوه خونه ای ( اسم قهوه خونه همین خاله عباس بوده! نگین چرا اسم قهوه خونه این بوده که جوابی ندارم! ) به تورشون میخوره که شیطنت خاله عباس ( اسم واقعیش افسانه است! ) گل می کنه و به دوستاش پیشنهاد می کنه طرف رو اذیت کنن و خلاصه دور همی بخندن و . . .


    خلاصه یه نقشه ای میریزن و اون پسر صاف و ساده رو حسابی اذیت می کنن و مسخرش می کنن و بهش می خندن و اون پسره هم هیچی نمیگه و سریع از اونجا میره ( این تیکه رو دیگه گذاشتم خودتون تو ذهنتون طراحی کنید تا ببینم چقدر خلاقیت دارین و به سه اثر برتر به قید قرعه یه عدد مداد اهدا خواهد شد!

    اما چند قدم اونورتر، پسرک صاف و ساده که میخواد از خیابون رد بشه، ناگهان عصای سفیدش رو از تو ساکش درمیاره و میخواد از خیابون رد بشه و . . .
    اینجاست که خاله عباس ( افسانه ) متوجه میشه پسرک مظلوم قصه ی ما، نابیناست و خلاصه به شدت تحت تاثیر قرار میگیره و دچار عذاب وجدان غیر قابل کنترلی میشه!

    اما برای عذرخواهی دیگه دیر شده بود و اون پسر سوار اتوبوس شده بود و رفته بود!

    از طرفی افسانه با مرور اتفاقات اون روز و با تداعی خصوصیات اخلاقی مثبت پسره در همون برخورد کوتاه، متوجه میشه یه جورایی یک دل نه که صد دل عاشق پسره شده!
    (
    اینجا دیگه فیلم هندی میشه و خلاصه وارد فاز احساساتی میشیم و از مسئولین خواهش می کنم این اهنگ بی کلام هندی رو پخش کنن: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] )

    خلاصه از فردای اون روز دیگه هر روز و شب میاد دم اون قهوه خونه ( جایی که پسرک قصه ی ما رو دیده! ) به این امید که شاید دوباره طرف رو ببینه . . .
    اما غافل از اینکه اون پسر بعد از اون ماجرا، و درست در همون روز در حین عبور از خیابون، تصادف می کنه و می میره! ( این قسمت از فیلمای ترکیه ای و بخصوص کلید اسرار و حلالم کن اقتباس گرفته شده! )



    افسانه خاتون کم کم راه پاش به خود قهوه خونه هم باز میشه و دیگه میشه مشتری دائم و کارش میشه همینی که می بینید تو عکس زیر:



    Spoiler: ورود به قهوه خونه



    خلاصه چند سالی رو تو همین فاز هپروت میگذرونه و حتی تا مرز اعتیاد و نابودی هم کشیده میشه و یه چیزی میشه تو مایه های تصویر زیر:



    Spoiler: زن معتاد[B
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][/]



    خلاصه که همینجور تو عالم خماری و هپروت پیش میره تا اینکه یه شب همون پسره نابینایی که عاشقش شده بود، میاد به خوابش؛
    می بینه که عشقش دیگه بینا شده و یه لباس سفید و بسیار شیک و تمیز به تن داره و در یک باغ بزرگ و سرسبز ساکنه و در حال قدم زدنه!

    میره جلو و تا میخواد چیزی بگه، پسرک بهش میگه اگه میخوای به من برسی باید اولا خودت رو پاک کنی و دوما میثم و وحید باجیو رو شوهر ( ببخشید زنشون! ) بدی!؟

    افسانه خاتون که حسابی تو خواب از دیدن معشوقش خوشحال و احساساتی شده، میگه خب من اونا رو چه جوری پیدا کنم!؟
    پسرک میگه تو نمیخواد دنبال اونا بگردی، اونا خودشون یه روز میان سمت تو، همونجایی که برای اولین و آخرین بار منو دیدی؛ فقط بدون که این آخرین فرصت نجات برای توست!


    افسانه خاتون بعد از بیدار شدن از خواب، کاملا متحول میشه و اول خودش رو از اعتیاد و هرگونه عادت و اخلاق بدی پاک می کنه و دوما اون قهوه خونه رو هم می خره و اسم خاله عباس هم روش می مونه و خلاصه در انتظار روزی که من و میثم بریم اونجا و برامون زن بگیره؛ بنده خدا کلی هم دختر رو با بهترین امکانات ( اونم اونایی که حاضرن یه دست و پا نداشته باشن، ولی زن من و میثم بشن! ) برامون در نظر گرفته با کلی تسهیلات و . . .


    جالب اینجاست که یه روز صاحب و هادی که از راز این قهوه خونه مطلع میشن، میرن خودشون رو به جای من و میثم جا بزنن؛ اینم سند حرفام:


    Spoiler: صاحب و هادی و فرمانده ی نامردشون
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]



    اما خب خوشبختانه، خاله عباس به طرز عجیبی متوجه کلک و حقه ی این دو نفر میشه و اونا رو از اونجا میندازه بیرون!

    میثم پاشو بریم تا هم من و شما سر و سامون بگیریم و هم خاله عباس به معشوقش برسه دیگه!


    اینم تیتراژ داستان: [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]



    یکی نیست بگه میثم نونت نبود، آبت نبود، پیشنهاد تایپیک زدن به من وحید باجیوت دیگه چی بود!؟


    سعی کردم تایپیک خاص باشه! ( تو چرت و پرت نوشتن و خزعبل بافی! )


    گفتم تو ایام نوروز با یه حال و هوای متفاوت نسبت به گذشته تایپیک رو شروع کنم و یخورده توش تنوع ایجاد کنم و از طرفی به پاس زحمات بسیار زیاد صاحب و هادی که تو این چند سال اخیر، انصافا خیلی خیلی برای انجمن تلاش کردند، خواستم یه یادی از این دو سرباز پی افی کرده باشم که هم یه قدرشناسی کوچولو ازشون داشته باشیم و هم بدونن که یادشون هستیم!


    دلم نیومد اینو نگم آخر کاری؛
    آخر و عاقبت منم به جان عبدی میشه تصویر زیر:


    Spoiler: آخر و عاقبت وحید باجیو
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




    آقا جان هر کی دوست دارین، تو این تایپیک یکم فعالیت کنین؛ که فکر نکنیم مردین و خلاصه بیخودی دلمون رو برای پلوی سوم و هفتم و چهلم و سالتون خوش کنیم!





    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




    این
    پرسپولیس است که به یک بازیکن شخصیت می‌دهد نه بازیکن به پرسپولیس.
    پرسپولیس کاروانسرای دو در نیست که هر بازیکنی هر وقت دلش خواست برود و برگردد.



    ویرایش توسط Meysam : 29th May, 2017 در ساعت 01:18 PM



  2. #2
    کاپیتان تیم

    ChelseaInterRealMadridOsasuna
    مربی محبوب
    José Mourinho
    بازیکن محبوب
    Luís Figo
    تیم محبوب
    ESTEGHLAL
    نوشته ها
    1,126
    سپاس ها
    8,046
    سپاس شده 9,641 در 1,075 پست
    کشور من
    United-States

    پیش فرض

    با عرض تبریک. خدا بگم از کجات خفه ات کنه با این داستان سراییت. فکر کردیم داستان واقعیت داره. ولی‌ رسیدیم به اونجایی که روح پسر کوره بینا شده و از افسانه که حالا بهش میگن "افشانه"!!! در خواست میکنه که برای تو و میثم زن پیدا کنه!!! غافل از اینکه شما دو تا رو چه به زن؟!! زنهای این زمونه نه آدم کچل خیکی (میثم) نه آدم شل و پل (خودت) نمیپسندند.


    اینهم از فعالیت نوروزی ما!!!
    Whatever Life throws at you, PLEASE don't Cry & Bitch about it. Either take it like a MAN, or DUCK your F*#@ing head down!!! - F. Metal The Great

    "I pledge allegiance to the flag

    Of the united states of
    ROCK

    And to the point of view for which it stands

    One music under one God

    Yes, even God loves Rock 'N' Roll

    With liberty and justice for all lands" - Twisted Sister

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  3. 12 کاربر از پست مفید F. METAL سپاس کرده اند .


  4. #3
    شِـــــکـــر

    PerspolisPerspolisPerspolisPerspolis
    مربی محبوب
    دنیزلی
    بازیکن محبوب
    باجیو
    تیم محبوب
    فقط و فقط پرسپولیس!
    نوشته ها
    4,361
    سپاس ها
    68,465
    سپاس شده 31,589 در 4,228 پست
    کشور من
    Italy

    پیش فرض

    عمو فرشاد، معلومه کارم رو خیلی خوب انجام دادم ها! وقتی شما رو تا یه جایی از داستان تحت تاثیر و تو فاز ماجرا قرار دادم، خودش کلی حرفه ها!

    تازه این داستان رو بدون کوچکترین تقلب و کمکی از هر گونه کتاب و فیلم و . . . و صرفا در عرض 30 دقیقه ساختم که کمی جنبه ی طنز و کمی هم سورپرایز داشته باشه و البته توش حال و هوای درام هم باشه!

    تازه میخواستم یکی دو تا خاطره و شاید نکته ی جالب هم از دو تجربه ی اول خواستگاریم ( منظورم رفتنه! ) هم چاشنی پستم یکنم که دیگه وقت نشد و حالا شاید بعدا با توجه به حجم درخواست های مردمی یه اشاره ای هم به اونا بکنم!


    خداییش، بابت موسیقی متن فیلم هم که شده، باید از من تقدیر بشه!



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




    این
    پرسپولیس است که به یک بازیکن شخصیت می‌دهد نه بازیکن به پرسپولیس.
    پرسپولیس کاروانسرای دو در نیست که هر بازیکنی هر وقت دلش خواست برود و برگردد.




  5. 13 کاربر از پست مفید VaHiD BaGgIo سپاس کرده اند .


  6. #4
    مدیــــرکل سایـــت

    RomaDortmundPerspolisRoma
    بازیکن محبوب
    توتی - دروسی - رویس - تورس
    تیم محبوب
    پرسپولیس - آ اس رم - دورتموند - تیم ملی ایران و اسپانیا
    نوشته ها
    8,404
    سپاس ها
    74,196
    سپاس شده 50,167 در 8,124 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    داش وحید مرسییییی بابت تاپیک جدید... داستانت عالی بود.
    امیدوارم در این تاپیک جدید من و تو هم زن بگیریم، عمو فرشادم برای پنجمین بار ازدواج کنه!
    روی لینک زیر کلیک کنید:

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  7. 10 کاربر از پست مفید Meysam سپاس کرده اند .


  8. #5
    کاپیتان تیم

    ChelseaInterRealMadridOsasuna
    مربی محبوب
    José Mourinho
    بازیکن محبوب
    Luís Figo
    تیم محبوب
    ESTEGHLAL
    نوشته ها
    1,126
    سپاس ها
    8,046
    سپاس شده 9,641 در 1,075 پست
    کشور من
    United-States

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط VaHiD BaGgIo نمایش پست ها
    عمو فرشاد، معلومه کارم رو خیلی خوب انجام دادم ها! وقتی شما رو تا یه جایی از داستان تحت تاثیر و تو فاز ماجرا قرار دادم، خودش کلی حرفه ها!

    آره مخصوصاً اون دو تا عکس اولی‌ که تو اولیش دختره مثل اژدها داره دود از دماغش میده بیرون، و دومیش که عملی‌ شده خوشگل تر هم شده!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط VaHiD BaGgIo نمایش پست ها
    تازه این داستان رو بدون کوچکترین تقلب و کمکی از هر گونه کتاب و فیلم و . . . و صرفا در عرض 30 دقیقه ساختم که کمی جنبه ی طنز و کمی هم سورپرایز داشته باشه و البته توش حال و هوای درام هم باشه!

    معلومه مخت جدیدا خیلی‌ خوب و زیاد میگ..زه!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط VaHiD BaGgIo نمایش پست ها
    تازه میخواستم یکی دو تا خاطره و شاید نکته ی جالب هم از دو تجربه ی اول خواستگاریم ( منظورم رفتنه! )

    خوب شد گفتی‌!!! فکر کردم میامدن!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط VaHiD BaGgIo نمایش پست ها
    خداییش، بابت موسیقی متن فیلم هم که شده، باید از من تقدیر بشه!

    یه "دست مشت کرده که شستش زده بیرون" طلایی برات می‌فرستیم!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط Meysam نمایش پست ها
    امیدوارم در این تاپیک جدید من و تو هم زن بگیریم، عمو فرشادم برای پنجمین بار ازدواج کنه!
    به کوری چشم کچلت، شرایط گرفتن پنجمی که سهله، هشتمی رو هم دارم!!! بیا بابا بهت یاد بدم چطوری "دود از کنده بلند میشه"!!!
    Whatever Life throws at you, PLEASE don't Cry & Bitch about it. Either take it like a MAN, or DUCK your F*#@ing head down!!! - F. Metal The Great

    "I pledge allegiance to the flag

    Of the united states of
    ROCK

    And to the point of view for which it stands

    One music under one God

    Yes, even God loves Rock 'N' Roll

    With liberty and justice for all lands" - Twisted Sister

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط F. METAL : 24th March, 2015 در ساعت 12:33 PM

  9. 10 کاربر از پست مفید F. METAL سپاس کرده اند .


  10. #6
    کاپیتان تیم

    ManchesterUnitedManchesterUnitedManchesterUnitedManchesterUnited
    مربی محبوب
    sir alex ferguson
    بازیکن محبوب
    rooney-scholes
    تیم محبوب
    manchester united
    نوشته ها
    1,382
    سپاس ها
    4,025
    سپاس شده 6,089 در 1,373 پست

    پیش فرض

    تاپیک جدید رو من هم تبریک میگم

    داستانت خیلی باحال بود





  11. 11 کاربر از پست مفید churchil سپاس کرده اند .


  12. #7
    شِـــــکـــر

    PerspolisPerspolisPerspolisPerspolis
    مربی محبوب
    دنیزلی
    بازیکن محبوب
    باجیو
    تیم محبوب
    فقط و فقط پرسپولیس!
    نوشته ها
    4,361
    سپاس ها
    68,465
    سپاس شده 31,589 در 4,228 پست
    کشور من
    Italy

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط f. Metal نمایش پست ها
    آره مخصوصاً اون دو تا عکس اولی‌ که تو اولیش دختره مثل اژدها داره دود از دماغش میده بیرون، و دومیش که عملی‌ شده خوشگل تر هم شده!!!
    این تیکه نکته ی ظریفی بود که البته برگرفته از فیلم های کره ای بود که یک بازیگر زن هم می تونه در نقش یک کودک و هم در نقش یک دختر جوان و هم در نقش یک زن میانسال و حتی در نقش مادربزرگ هم بازی کنه و صرفا نوع لباس پوشیدنش فرق می کنه!


    نقل قول نوشته اصلی توسط f. Metal نمایش پست ها
    خوب شد گفتی‌!!! فکر کردم میامدن!!!


    از کجا میدونی عمو؛ شایدم یه روز اومدن!
    شاید یکی حاضر باشه یه دست و پا نداشته باشه، ولی بعله دیگه . . .!



    نقل قول نوشته اصلی توسط f. Metal نمایش پست ها
    یه "دست مشت کرده که شستش زده بیرون" طلایی برات می‌فرستیم!!!


    ممنون از محبتتون؛ دیگه ما اینیم!


    نقل قول نوشته اصلی توسط f. Metal نمایش پست ها
    به کوری چشم کچلت، شرایط گرفتن پنجمی که سهله، هشتمی رو هم دارم!!! بیا بابا بهت یاد بدم چطوری "دود از کنده بلند میشه"!!!
    یه دوره آموزشی بذار عمو تا لااقل شرایط گرفتن یکیو که پیدا کنیم!


    آقا داستان من برای هزارمین بار ظرف همین 24 ساعته تجدید چاپ شده و از همین الان عنوان پرفروش ترین کتاب و فیلم تاریخ بشریت رو از آن خودش کرده و هوادارا جلوی در قهوه خونه خاله عباس تجمع کردن و منتظر نسخه ی دوم این داستان که توش من و میثم و خاله، به کیث ( کیک ) مد نظر خودمون می رسیم و سالهای سال به خوبی و خوشی کنار هم زندگی می کنیم، هستن؛
    ولی کور خوندن، باید تو خماری-ش بمونن حالا حالا ها!


    اما چند نکته ی قابل تامل که با اجازه از محضر مبارک خاله عباس اونا رو مطرح می کنم:

    1) فکر کنید رفتین خواستگاری و بعد از حدودا نیم ساعت فک زدن با طرف مقابل، وقتی میخواین گفتگو رو تموم کنید و پاشین برین، یهو احساس می کنید فلج شدین و قادر نیستین حرکت کنین و اصلا یجورایی انگار پاهاتون از قسمت ساق به پایین تا شده و با یه نخ آویزون شده به بدنتون و . . .!!؟

    چون کل نیم ساعت رو به شکل دو زانو و بدون حرکت نشسته بودین و پاهای مبارک در همین حین به خواب زمستونی رفتن و در حالی که عروس خانم پا شده و میخواد بره، شما حدودا 5 الی 10 دقیقه باید آیه ام یجیب رو بخونین و التماس دعا برای شفا داشته باشین!


    2) تا حالا شده یکی سه بار برای گفتگو بره خواستگاری و تو هر جلسه با طرف حدودا 30 الی 45 دقیقه هم حرف بزنه، بعد تازه تو جلسه ی سوم بتونه یه نیم نگاه کوچولو و نیم ثانیه ای به طرف مقابل داشته باشه؛ یعنی دو جلسه بدون تصویر به طرف فکر کنید!؟

    ( نه اینکه طرف روشو اینقدر قرص و سفت گرفته باشه؛ نه، شما روت نشه نگاهش کنی!؟ )

    3) نه، واقعا چرا!!؟ چرا وقتی بنا به هر دلیلی ( اختلاف در سلیقه، اختلاف در عقیده و فرهنگ و . . . ) شما احساس می کنید نمی تونید با طرف مقابل به تفاهم برسین و خلاصه ته قلبتون نظرتون مثبت نیست، به خانواده میگین نظرتون مثبته که بعد مدام خدا خدا کنین که طرف جواب منفی بده و خلاصه در یه مورد کار بیخ پیدا کنه و حتی قضیه یکم جدی بشه که در نهایت با امدادهای غیبی، ختم به خیر و عدم وصلت بشه!؟


    3/1) مورد داشتیم که رفته خواستگاری و 4، 5 جلسه هم کار جلو رفته و خانواده ی دو طرف به شدت خواهان وصلت و موافقش بودن؛

    ولی پسره طرف رو مناسب اخلاقیات و خصوصیات خودش نمی دونه و خلاصه ته قلبش نظرش مثبت نبوده، ولی دوست نداشته با جواب منفی، خدای نکرده باعث ناراحتی خانواده ی عروس بشه و از اون طرف، عروش خانم هم بنا به یه دلیلی شخصی دلش رضا به ازدواج نباشه و تحت فشار خانواده این قضیه کش پیدا کنه و کار به جلسه 4، 5 ام برسه و اونجا پسره مدام زیر لب خدا خدا کنه

    قضیه منتفی بشه و بعد یهو وقتی تو اول جلسه 5 ام گفتگو از زبون عروس خانم بشنوه که بنا به یه دلیل کاملا شخصی نمی تونه ازدواج کنه، یه نفس راحت بکشه و تو دلش یه آخِیش از ته قلبش بگه و بعد سعی کنه در ظاهر یکمی نقش بازی کنه و بعدم کل این نیم ساعت جلسه ی آخر مشغول تعریف خاطرات بشه؛ در حالیکه اونطرف خانواده ها دارن بر سر مسائل مهم ازدواج با هم توافق می کنن و فکر می کنن این طرف هم، همه چیز اوکی هست!؟


    4) چرا بعضیا جلسه خواستگاری رو با کنفرانس مطبوعاتی عوضی می گیرن و فکر می کنن طرف خبرنگار یه خبرگذاریه و باید فقط به سئوالاتش جواب بده و دیگر هیچ!


    اعتراف می کنم همه ی این موارد برگرفته از تجربیات شخصی خودم بود و بر خلاف پست اولم، اینا واقعیت داره!؟



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




    این
    پرسپولیس است که به یک بازیکن شخصیت می‌دهد نه بازیکن به پرسپولیس.
    پرسپولیس کاروانسرای دو در نیست که هر بازیکنی هر وقت دلش خواست برود و برگردد.




  13. 8 کاربر از پست مفید VaHiD BaGgIo سپاس کرده اند .


  14. #8
    شِـــــکـــر

    PerspolisPerspolisPerspolisPerspolis
    مربی محبوب
    دنیزلی
    بازیکن محبوب
    باجیو
    تیم محبوب
    فقط و فقط پرسپولیس!
    نوشته ها
    4,361
    سپاس ها
    68,465
    سپاس شده 31,589 در 4,228 پست
    کشور من
    Italy

    پیش فرض

    کاربران خواننده این موضوع : 25

    فعالیت :([برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید])








    این 25 نفر کجا هستن!؟ چرا لااقل یه پست ما رو مهمون خودشون نمی کنن!؟
    بابا، دم در بده؛ خاله عباس ناراحت میشه ها؛ لااقل بیاین یه چایی، یه قهوه ای یا یک پک قلیونی چیزی بزنین و بعد تشریف مبارکتون رو ببرین!

    اگه آرزو خاتون که جاش خیلی خالیه، ( کسی ازش خبر نداره!؟ ) اینجا بود، الان همه ی اونایی که تشکر نزده بودن، رو بلاک دائم میکرد!

    - من دقیقا 4 ساله که مشتری ثابت قهوه خونه های پی اف بودم و خلاصه عمر و جوونیم رو همینجا تلف کردم و واسه خودم یه پا معتاد حرفه ای شدم تا دیگه بالاخره نوبت منم شد و مجوز تاسیس یک قهوه خونه رو از مسئولین گرفتم؛ به این میگن پشتکار و همت مضاعف ملی و سال اقتصاد و فرهنگ و همدلی از همزبونی بهتره!

    - هر کی اینجا بیاد و پست نده، ایشاالله عبدی شب بیاد تو خوابش!



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]




    این
    پرسپولیس است که به یک بازیکن شخصیت می‌دهد نه بازیکن به پرسپولیس.
    پرسپولیس کاروانسرای دو در نیست که هر بازیکنی هر وقت دلش خواست برود و برگردد.




  15. 8 کاربر از پست مفید VaHiD BaGgIo سپاس کرده اند .


  16. #9
    کاپیتان تیم

    ChelseaInterRealMadridOsasuna
    مربی محبوب
    José Mourinho
    بازیکن محبوب
    Luís Figo
    تیم محبوب
    ESTEGHLAL
    نوشته ها
    1,126
    سپاس ها
    8,046
    سپاس شده 9,641 در 1,075 پست
    کشور من
    United-States

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    از کجا میدونی عمو؛ شایدم یه روز اومدن!
    شاید یکی حاضر باشه یه دست و پا نداشته باشه، ولی بعله دیگه . . .!
    منظورت از "بعله دیگه" چیه؟!!! واضح صحبت کن!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    ممنون از محبتتون؛ دیگه ما اینیم!
    خواهش می‌کنم. وسعمون می‌رسید، دو تا تقدیم میکردیم!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    یه دوره آموزشی بذار عمو تا لااقل شرایط گرفتن یکیو که پیدا کنیم!

    پول‌هات رو جمع کن چون کلاس‌های من گرونن!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    1) فکر کنید رفتین خواستگاری و بعد از حدودا نیم ساعت فک زدن با طرف مقابل، وقتی میخواین گفتگو رو تموم کنید و پاشین برین، یهو احساس می کنید فلج شدین و قادر نیستین حرکت کنین و اصلا یجورایی انگار پاهاتون از قسمت ساق به پایین تا شده و با یه نخ آویزون شده به بدنتون و . . .!!؟

    چون کل نیم ساعت رو به شکل دو زانو و بدون حرکت نشسته بودین و پاهای مبارک در همین حین به خواب زمستونی رفتن و در حالی که عروس خانم پا شده و میخواد بره، شما حدودا 5 الی 10 دقیقه باید آیه ام یجیب رو بخونین و التماس دعا برای شفا داشته باشین!

    قسمت اول رو خوندیم، فکر کردیم طرف تو شلوارش ج..ش کرده. بعد دیدیم که نخیر... پاش خواب رفته!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    2) تا حالا شده یکی سه بار برای گفتگو بره خواستگاری و تو هر جلسه با طرف حدودا 30 الی 45 دقیقه هم حرف بزنه، بعد تازه تو جلسه ی سوم بتونه یه نیم نگاه کوچولو و نیم ثانیه ای به طرف مقابل داشته باشه؛ یعنی دو جلسه بدون تصویر به طرف فکر کنید!؟

    ( نه اینکه طرف روشو اینقدر قرص و سفت گرفته باشه؛ نه، شما روت نشه نگاهش کنی!؟ )
    مگه طرف لخت بوده که یارو روش نشده نگاه کنه؟!! اگه بوده و نگاه نکرده، شاید باید شوهر کنه!!! گوشت رو بزارن دم دست گربه، اون‌وقت گربهِ بره آدامس سق بزنه!!! نمیشه که!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    3) نه، واقعا چرا!!؟ چرا وقتی بنا به هر دلیلی ( اختلاف در سلیقه، اختلاف در عقیده و فرهنگ و . . . ) شما احساس می کنید نمی تونید با طرف مقابل به تفاهم برسین و خلاصه ته قلبتون نظرتون مثبت نیست، به خانواده میگین نظرتون مثبته که بعد مدام خدا خدا کنین که طرف جواب منفی بده و خلاصه در یه مورد کار بیخ پیدا کنه و حتی قضیه یکم جدی بشه که در نهایت با امدادهای غیبی، ختم به خیر و عدم وصلت بشه!؟
    بسکه خره هر کی‌ بوده!!!
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid baggio نمایش پست ها
    اعتراف می کنم همه ی این موارد برگرفته از تجربیات شخصی خودم بود و بر خلاف پست اولم، اینا واقعیت داره!؟

    معلوم شد خره کی‌ بوده!!! تبریک عرض می‌کنم!!!


    جهت تشویق شما و میثم خره، یکی‌ یک تندیس "گاگول" طلایی براتون می‌فرستیم!!!




    راستی‌، مهدی Golbarca هم رویت شد. فکر میکردیم از نفس رفته. ولی‌ متأسفانه حالش خوبه!!!
    Whatever Life throws at you, PLEASE don't Cry & Bitch about it. Either take it like a MAN, or DUCK your F*#@ing head down!!! - F. Metal The Great

    "I pledge allegiance to the flag

    Of the united states of
    ROCK

    And to the point of view for which it stands

    One music under one God

    Yes, even God loves Rock 'N' Roll

    With liberty and justice for all lands" - Twisted Sister

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط F. METAL : 25th March, 2015 در ساعت 01:45 PM

  17. 6 کاربر از پست مفید F. METAL سپاس کرده اند .


  18. #10
    مدیرفنی باشگاه

    RealMadridRealMadridRealMadridPerspolis
    مربی محبوب
    برانکو
    تیم محبوب
    رئال مادرید - پرسپوليس
    نوشته ها
    5,598
    سپاس ها
    28,463
    سپاس شده 39,722 در 5,536 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    تاپيك خاله عباس رو تبريك ميگم .دست وحيد درد نكنه .
    چون الكلاسيكو باختيم چند روزه دارم ركاوري ذهني ميكنم .در اينده نزديك اين تاپيك رو گرم خواهيم كرد
    با سپاس فراوان دكتر حسين باتيستا
    [SIGPIC][/SIGPIC]

  19. 6 کاربر از پست مفید حسین باتیستا سپاس کرده اند .


صفحه 1 از 42 12345112131 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

خبر خوان