صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 37

موضوع: ♥●•یـه شیـرجـه تـــوی بـچـگیــامـــون ♥●•

  1. #1
    بازیکن اصلی تیم

    BarcelonaEsteghlalJuventusChelsea
    مربی محبوب
    MoOshe Koor
    بازیکن محبوب
    MaTarSak
    تیم محبوب
    آسـمــان در رگ هایم جاری ست
    نوشته ها
    880
    سپاس ها
    4,605
    سپاس شده 10,593 در 969 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض ♥●•یـه شیـرجـه تـــوی بـچـگیــامـــون ♥●•

    بچــه های خوب و باصفــای انجمن ، این تاپیک قراره مارو به دنیـــای کودکیمون پرتاب کنه ،
    قراره کوشولو موشولو بشیم ، اینجا از خاطرات ِ کودکیت بگو ، خاطراتی که دوس داری موندگار بشن ، عکس های کودکی ، داستان ، حتی کارتون هایی که می دیدی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    تفریحـــات ، بازی هامون و یه عـــــالمه خاطرات خوب ِ دیگه ...




    از متولدین دهه ی پنجاه ، شصت و هفتاد به بالا خواهشمندیم سوار بر ماشین زمان شده و در گذشته های دور غرق بشن ، این گوی و این میــــدون
    "هر سختی که زندگی جلو راهت میندازه،نشین یجا گریه کن و غُر بزن،یا مثل ِ مرد مبارزه کن،یا سرت رو بدُزد...! "
    فرشاد کبیـــر


    از گا[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقاشی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بازدید فرمایید




  2. #2
    رئیس باشگاه

    RomaDortmundPerspolisRoma
    بازیکن محبوب
    توتی - دروسی - رویس - تورس
    تیم محبوب
    پرسپولیس - آ اس رم - دورتموند - تیم ملی ایران و اسپانیا
    نوشته ها
    8,411
    سپاس ها
    74,366
    سپاس شده 50,191 در 8,131 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    منم تاپیک جدید تبریگ میگم.
    آرزو عبدی اعتراض کرده که چرا از متولدین دهه ی هشتاد چیزی ننوشتی!
    روی لینک زیر کلیک کنید:

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


  3. #3
    بازیکن اصلی تیم

    BarcelonaEsteghlalJuventusChelsea
    مربی محبوب
    MoOshe Koor
    بازیکن محبوب
    MaTarSak
    تیم محبوب
    آسـمــان در رگ هایم جاری ست
    نوشته ها
    880
    سپاس ها
    4,605
    سپاس شده 10,593 در 969 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    توو روح ِ بی بخارتون

    ایش

    مارو باش تاپیک زدیم
    "هر سختی که زندگی جلو راهت میندازه،نشین یجا گریه کن و غُر بزن،یا مثل ِ مرد مبارزه کن،یا سرت رو بدُزد...! "
    فرشاد کبیـــر


    از گا[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقاشی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بازدید فرمایید



  4. #4
    مدیــــرکل سایـــت

    JuventusJuventusJuventus
    تیم محبوب
    Nederland
    نوشته ها
    3,373
    سپاس ها
    44,715
    سپاس شده 23,335 در 3,420 پست
    کشور من
    Libya

    پیش فرض

    من میخواستم یه جمع بندی داشته باشم از کل کارای بچگیمو اینا اسباب بازی های بازمونده وکارتون ها و اینا ولی... این آرزو خیلی جیش داره وساه همین یه چنتا عکس از بچگیام فعلا میزارم تا دفعه دیگه با یه چی دیگه برگردم

    این عکسام زیاد خوشکل نیافتادم توش عکسای بهتر دارم خدا بخواد پیدا شه بعدا رو میکنم کلی خاطرخواه پیدا میشه برام

    علی آنگزی در 24 سال پیش

    در حال خوردن نون! خوردنی مورد علاقه بچیگیام بود نونه داغ
    این هم سوار بر روروئکه همایونی

    ای بابا یه موهم همراش اسکن شد



    در حال بازی با اسباب بازی. تو این عکس خیلی خواب دارم. ولی در حال ساخت پروزه عظیمی بودنم نمیتونستم از تلاشو پشت کار دست بکشم

    اینم درگیر با شونه ای که شبیه ماهی بود. آخرم یه روز انقدر باش درگیر شدم که شکست

    اینم عکس فیسبوغیه اون زمان من که دله همرو برده بود

    !!SUPERMAN is HERE



    x
    "I believe that everything that you do bad comes back to you. So everything that I do that's bad, I'm going to suffer from it. But in my mind, I believe
    what I'm doing is right. So I feel like I'm going to heaven." x




    Tupac Shakur



    ویرایش توسط unexi : 24th May, 2014 در ساعت 03:23 AM


  5. #5
    رئیس باشگاه

    LazioChelseaBayerLeverkusenDeportivo
    مربی محبوب
    DIEGO SIMEONE
    بازیکن محبوب
    FRANK LAMPARD
    تیم محبوب
    L.C.L.D
    نوشته ها
    12,497
    سپاس ها
    39,204
    سپاس شده 50,760 در 12,594 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    من مث [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] عشق ماشین بودم!
    انواع و اقسام ماشین خریداری میشد ... اصلاً یادم نیس چیکارا میکردم باهاشون فقط یادمه علاقه ی زیادی داشتم که کَفِش رو بکنم و توش چراغ راهنما و اینا کار بذارم!
    هیچوقت به نتیجه ی مطلوبی نرسیدم

    در همین راستا یه تراکتور داشتم که بهش میگفتم تَرَکتور زَلدی ! (مث امیرخان به تراکتور میگفتم تَرَکتور زلدی هم اشاره به رنگ زرد داره ! )
    از این کنترلیا بود. این یکی خودش چراغ داشت. لاستیک داشت. اگه به سرعت حرکت میکردی چراغاشم روشن میشد
    این یکی که چراغ داشت رو فک کنم هوس کردم چراغاشو بردارم و به این دلیل نابود شد

    افسوس که هیچ یادگاری نگه نداشتم از اون گاراژ پر ماشین



  6. #6
    جــغــدِ بـــزرگ

    ArsenalArsenalArsenalArsenal
    نوشته ها
    482
    سپاس ها
    2,953
    سپاس شده 3,831 در 488 پست
    کشور من
    Norway

    پیش فرض

    بچه پولدارها رو .. من با دکمه ترافیک بازی و کشتی بازی میکردم




  7. #7
    سرمربی

    EsteghlalRealMadridChelsea
    مربی محبوب
    Mourinho
    بازیکن محبوب
    Iker,Frank,Cesc
    تیم محبوب
    España
    نوشته ها
    2,976
    سپاس ها
    22,434
    سپاس شده 20,087 در 2,815 پست

    پیش فرض

    نسترن اینا همش به خاطر خلاقیت خانومانست

    من یادمه که با مداد رنگیام بازی میکردم... مدادایی که تراشیده بودم و کوچیک بودن بچه میشدن و مدادای بزرگ مامان بابا... بعد اینا همسایه بودن با هم... واسشون خونه درست میکردم

    یه عروسکم داشتم که تنها عروسکی بود که باهاش بازی میکردم (عروسک دوست نداشتم). بابام واسه تولد 4 سالگیم خرید و هنوزم نگهش داشتم. اسمشو گذاشته بودم آنیا...
    از این عروسک گنده ها که پستونک داشت و باطری میخورد مامان بابا میگفت و گریه میکرد و میخندید. چند وقت بعد اینکه خریدن واسم، از دست دختر دایی کوچکترم افتاد و خراب شد.
    یادمه یه دعوای حسابی هم باهاش کردم... بچه 2،3 ساله رو

    یکی از خرابکاریام هم در دوران خیلی طفولیت این بوده که میرفتم توی اتاقی که مهمونا لباس و کیفشونو گذاشته بودن و سر کیف خانوما رژ لب تمام صورت رو فرا میگرفت

    چیزی که بیشتر همه سرگرمم میکرد، دوچرخه سواری توی کوچه با بچه های همسایه بود... اگه هم پسرا فوتبال بازی میکردن، مجبورشون میکردم منو هم راه بدن
    اون موقع با مامان بزرگم زندگی میکردیم، هر هفته بچه های فامیل اونجا جمع میشدن... واسه همین بیشتر از اینکه با اسباب بازی سرگرم باشم، با همسن و سالام سرگرم بودم.
    همیشه در حال قایم موشک و گرگی بودیم. یه بازیم بود ما بهش میگفتیم یه قدم مورچه، همه به دیوار وامیستادن و یه نفر رو به رو به هرکس میگفت مثلا 2 قدم مورچه
    یه بازیم بود مجسمانه یکی چشم میذاشت هی میگفت تامی تامی اسکلت. بعد برمیگشت همه باید ثابت میموندن و تکون نمیخوردن.
    یه بازیم انجام میدادیم که همه مینشستیم روی سکوی ایوون، بعد یکی به ترتیب اداهای مختلف در میاورد و هرکی میخندید میسوخت

    خیلی هم کتاب دوست داشتم... هنوز مدرسه نمیرفتم مامانم کتاب شنل قرمزی رو هر شب واسم میخوند... از بس تکرارش کرده بود، همه رو حفظ بودم...
    باز میکردم و کلمه به کلمه رو از حفظ میگفتم و تازه به موقع هم ورق میزدم، جوری که یه بار داییم فکر کرده بود دارم واقعا از روش میخونم و سواد دارم
    هنوز کتاب داستانامو دارم

    یکی از تفریحات دیگه ای که داشتم، بالا رفتن از درخت بود نمیدونم چه علاقه ایه که هنوزم تموم نشده... هنوزم وقتی میریم باغ داییم من از درخت توت و گردو پایین نمیام

    بخوام دوران زندگیمو تا الان طبقه بندی کنم:
    از وقتی به دنیا اومدم تا 8،9 سالگی لوس بودم
    از 8،9 سالگی تا 14،15 سالگی قلدر بودم
    از 14،15 سالگی تا 18،19 سالگی احساساتی بودم
    از اون موقع تا حالا هم دنده پهن

    Spoiler: سپید برفی در روروئک
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    Spoiler: سپید برفی در حال دست دستی
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    Spoiler: سپید برفی در حال دوچرخه سواری
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    Spoiler: ماجراهای سپید برفی و درخت
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    Spoiler: لبخند 36 دندونه که هنوزم ترک نشده
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    حجاب اسلامی رو ببینین یاد بگیرین

    Spoiler: نمونه ای از لوسی
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    نمیدونم چه مرگم بوده، روز عید جلوی این همه آدم

    Spoiler: شنل قرمزی
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    Never allow a friend to cry alone


  8. #8
    کاپیتان تیم

    InterInterInterInter
    مربی محبوب
    JoSé MoUrInHo
    بازیکن محبوب
    LuIs FiGo
    تیم محبوب
    InTeR MiLaN
    نوشته ها
    1,959
    سپاس ها
    9,432
    سپاس شده 7,945 در 1,378 پست
    کشور من
    Portugal

    پیش فرض

    سپیده تو ته چهرت تو بچگی شبیه جنیفر لوپز بودا

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    ==========================

    خب منم میخواستم از بچگی هام بگم ولی این عکسای شمارو دیدم ... کلاً پشیمون شدم

    من کلاً 2تا عکس از بچگیم دارم ولی میام همون 2 تارو میذارم و میگم چی شد ..
    ..


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


  9. #9
    رئیس باشگاه

    RomaDortmundPerspolisRoma
    بازیکن محبوب
    توتی - دروسی - رویس - تورس
    تیم محبوب
    پرسپولیس - آ اس رم - دورتموند - تیم ملی ایران و اسپانیا
    نوشته ها
    8,411
    سپاس ها
    74,366
    سپاس شده 50,191 در 8,131 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    بچه ها اینم عکس عبدی وقتی که بچه بود: (همونطوری که میبینید الانم قیافش همین شکله و ماشالله جوون مونده!)


    روی لینک زیر کلیک کنید:

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


  10. #10
    بازیکن اصلی تیم

    ManchesterCityParisSaintGermainRoma
    مربی محبوب
    مانچو - مانوئل - قطبی
    بازیکن محبوب
    Adam Johnson
    تیم محبوب
    سیتی - رم - سوئد - پی اس جی - پرسپولیس - مالاگا - ویارئال
    نوشته ها
    516
    سپاس ها
    16,464
    سپاس شده 3,318 در 564 پست
    کشور من
    Sweden

    پیش فرض

    من یادمه بچگیام n نوع بازی انجام میدادم ( اعم از تکی و گروهی ) - ضمنا چون تا شیش سالگی تنها بودم خیلی وقتا قدرت خلاقیتم هم در ابداع بازیها کمکم میکرد

    فوتبال - رابت - گرگم به هوا - قایم موشک ( این دو تا بیشتر با دخترا) - وسطی - تامی تامی اسکلت - کارت بازی - هفت سنگ - چهار گوش - زو - قلقلک - ...

    اینا همش بازیهای گروهیه که با بچه های هم سن و سالم ( اعم از فامیل - همکلاسی ها - بچه های کوچه ) انجام میدادم .

    راجع به بعضیاشون که ممکنه بعضیاتون ندونید چین یه توضیح مختصر میدم :

    رابت : یه زمین جدول شکل وسط کوچه میکشیدیم شیش تا مربع بزرگ به صورت دو در سه وسطشم راهروهایی با عرض یه متر :

    دو به دو یا سه به سه یا چهار به چهار بود . یه گروه تو اون مربع های بزرگ قرار داشتند و باید از روی اون راهروها میپریدند و خودشون رو به اون طرف جدول میرسوندند بعدشم برمیگشتند . اگه فقط یکیشونم میتونست بره و برگرده برنده بودند . اون گروه مقابل هم باید تو اون راهروها قرار میگرفتند و مانع از رد شدن تیم حریف میشدند . دست هم بهشون میزدند کافی بود و اون فرد میسوخت .

    تامی تامی اسکلت : یه نفر رو به دیوار می ایستاد و میگفت تامی تامی اسکلت . بقیه باید خودشونو بهش نزدیک میکردن تو این فاصله . بعد از گفتنش برمیگشت و همه می ایستادند . اگه کسی رو در حال حرکت میدید ، میگفت و اون فرد باخته بود . همینجور میگفت چند بار تا یکی بهش برسه و بهش دست بزنه ، اون وقت می افتاد دنبالش و اونم باید فرار میکرد و خودشو یه جوری میرسوند به همونجا که طرف ایستاده بود و سک سک میکرد .

    چهار گوش : زمین مدرسمون به شکل چهار گوش چهار گوش های با عرض 4 - 5 متر بود . چهار نفر تو چهار گوشه ی مربع می ایستادند و یکی وسط بود . اونا باید هی با هم جا عوض میکردند و اون وسطی هم باید وسط این جا عوض کردن ها جای یکیشونو میگرفت و اونی که بی گوشه میموند میفتاد وسط . خیلی وقتا چون تعدادمون زیاد بود تو دو سه تا مربع چسبیده به هم بازی میکردیم با دو سه نفر وسط .

    تو خونه اکثرا با اسباب بازیهام و فنگ فوتبال بازی میکردم . یه گروه اسباب بازی های قرمز بودند یه گروه آبی ، فقط نمیدونم چرا همش قرمزها میبردند

    نقاشی - حفظ کردن شعر - حرف زدن با خود - بدو بدوی الکی تو محیط خونه - پریدن از پله ها ( خونمون دو طبقه بود ) - بازی با جوجه اردک و جوجه مرغ و اینا که مدتی یه بار برام میخریدند و من میکشتمشون یادمه یه بار یه جوجه مرغو انداختم تو تشت آب میخواستم حمومش کنم

    با عکسای بچگیام برمیگردم تا همتونو ناک اوت کنم اینم بگم من در سن بیست سالگی تازه فهمیدم چیزی به اسم دکتربازی وجود داره


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

خبر خوان