صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 37

موضوع: ♥●•یـه شیـرجـه تـــوی بـچـگیــامـــون ♥●•

  1. #11
    کاپیتان تیم

    InterInterInterInter
    مربی محبوب
    JoSé MoUrInHo
    بازیکن محبوب
    LuIs FiGo
    تیم محبوب
    InTeR MiLaN
    نوشته ها
    1,959
    سپاس ها
    9,432
    سپاس شده 7,945 در 1,378 پست
    کشور من
    Portugal

    پیش فرض

    اینم عکس بچگی های من

    این 23-24 سال پیش
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    این دقیقاً 21 سال پیش ، چه پشت مویی داشتم

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


    ====================


    من هیچی از بچگی هام قبل ابتدایی یادم نمیاد ، نمیدونم چرا چیزی یادم نیست

    ابتدایی هم به لطف دختر عموم که همیشه هم بازیم بود یه چیزایی یادم میاد ، ولی خب سالهای آخر ابتدایی یادمه کامل که خیلی شیطون بودم و شر ، در حدی که معلم ورزشم هنوز که هنوزه منو میبینه با ترس اول سلام میکنه

    انقدر بد بودم که کلاس چهارم بودم مسابقات دهه فجر مدرسه رو بهم ریختم از بس نامه نوشتم انداختم تو جیب معلممون

    .......
    همون زمان ابتدایی

    از شانس من همه فامیلای من دختر هم سن من داشتن ، همسایه هامونم همش دختر داشتن ، واسه همین همیشه مجبور بودم بازی های دخترونه انجام بدم

    ولی خب خوب بود که تو خاله بازی ها پدر بودم همش اون موقع پدر کم بود

    یه بار خونه همسایمون بودم بازی میکردم با گوشت کوب زدم تو سر دختر همسایه فرار کردم اومدم خونمون فکر نمیکردم انقدر بی ظرفیت باشه به مامانش بگه سرش شکست در هر صورت دعوا نمک زندگیه بین زنو شوهر اینا پیش میاد
    ........

    دوچرخه که گرفتم یه دختر تو کوچه پشتی بود همیشه میخواست سوار دوچرخم بشه من نمیذاشتم و دعوا میشد ، البته الان پشیمونم کثافت یه جوری از جلوم رد میشه دلم میخواست فیلم بچگیشو داشتم نشونش میدادم که چجوری التماسم میکرد
    ........

    کلاً آدم شیطون و آب زیر کاهی بودم ، یعنی هم خیلی عزیز بودم هم خیلی شیطون .. همرو ازیت میکردم

    راهنمایی که رفتم یکم شیطون بودم اما مدرسه خیلی بزرگ بود به چشم نمیومدم ، دبیرستان رفتم دیگه خیلی آروم شدمو شخصیتم عوض شده بود

    سالهای هنرستانم که شاگرد اول کلاس حتی مدرسه بودم فوتبالمم خیلی خوب بود به چشم میومدم واسه همین دیگه یکم خود شیفته شده بودم

    الانم که اینم که میبینین ، همه اخلاقای زندگیمو جمع کردم تو خودم ..
    ..


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]



  2. #12
    کاپیتان تیم

    JuventusDamash
    بازیکن محبوب
    Gianluigi Buffon
    تیم محبوب
    Carrarese
    نوشته ها
    1,718
    سپاس ها
    7,541
    سپاس شده 16,074 در 1,807 پست
    کشور من
    Switzerland

    پیش فرض

    اول مرسی از آرزو بخاطر این ابتکار قشنگش . .. ولی خب منکه گفتم نیستم این چند روز، وگرنه میومدم. بقول مادرم ایبچه صَبَر بوکون دِ
    البته ما مثه بعضیا بورژوا نیستیم و عکس ازمون در حال شیر خوردن و جیش کردن و فرمانروایی بر روروئک همایونی در دسترس نیس آلبوم ناقصی داریم ...

    -.-.-.-.-.-



    اينجا يه اسكله اس تو انزلی. مادر تعريف ميكنه كه هوا سرد بود و يه دفعه بارون زد و چون كلاهی چيزي دم دستش نبود از مايوی بابام براي خيس نشدنم استفاده كرد

    فقط بندش دو برابر كلمه
    جالبتر اينكه بعدا كه بزرگتر شدم از اين مايو استفاده ميكردم البته اينبار نه روي سرم [هنوز دارمش!]
    ناشکسته می‌نماید در شکسته آینه، تصویر ...


  3. #13
    مدیرفنی باشگاه

    MilanMilanMilanMilan
    مربی محبوب
    Don Fabio Capello
    بازیکن محبوب
    Great Paolo Maldini
    تیم محبوب
    Milan
    نوشته ها
    5,470
    سپاس ها
    25,069
    سپاس شده 28,477 در 5,169 پست
    کشور من
    Germany

    پیش فرض

    فراز از معدود کسایی هستی که می بینم نسبت به بچگیش خیلی چهره اش عوض نشده و اون بیس قیافه هنوز مونده

    منم مث نسترن اینا بودممث شما مرفهین بی درد نبودم که همه اش برام اسباب بازیهای رنگارنگ و متفاوت بخرن

    همه اش توی کوچه در حال خاک بازی بودمیا در نوشابه جمع می کردیم و با سنگ صاف صافش می کردیم و 2تا سوراخ توش می کردیم و از توش نخ رد می کردیم و نخها رو می کشیدیم تا بچرخه(نمی دونم اسمش چیه)
    یه کمم بزگتر که شدیم همیشه فوتبال بازی می کردیم

    کلا زیاد هم از بچگیام عکس ندارم،البته حقم دارن،به جای این قرتی بازیها باید به فکر جونشون بودن و همه اش در حال فرار کردن از بمباران

    این عکسمو دوستان فیسبوکی دیدن،میذارم شما هم فیض ببرین

    اون پیرهن سفیده منم و اون یکی هم پسرعمومه




    اینم یه عکس دیگه که خونوادگی تره و هر کی با همون ترکیب بندی رنگ بالا تو بغل باباشهدختره هم خواهرمه



  4. #14
    بازیکن اصلی تیم

    BarcelonaEsteghlalJuventusChelsea
    مربی محبوب
    MoOshe Koor
    بازیکن محبوب
    MaTarSak
    تیم محبوب
    آسـمــان در رگ هایم جاری ست
    نوشته ها
    880
    سپاس ها
    4,605
    سپاس شده 10,593 در 969 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    کم کم داره موتورشون راه میُفته جماعت واسه چند دقیقه از دنیای بزرگونه ی زشت رها بشین . غرق شدن در کودکی های صاف و بی آلایش خیلی بهتره ، باور کن عزیز دل ِ برادر من انتظار دارم تک تکتون شرکت کنید تا جاییکه امکان داره و در توانتون هست اسپم ول نکنید. به مغزتون فشار بیارید و گذشته هارو مرور کنید


    متاسفانه اسکنر ندارم . فعلا به یک عکس بسنده میکنیم . آرزوی تپُلی گردالو در خانه ی پدری ( طهران - نارمک - میدان 78 ) اینجا نزدیک 1ساله م بود.


    مامانم میگه وقتی برای اولین بار صورتت رو دیدم ، چیزی جُز دو چشم بزرگ و دُرشت توجهم رو جلب نکرد. فتوشاپی بزرگ بودن، اصن یه وضی



    از همون ابتدا به عروسک علاقه ی وافری داشتم . اسم اولین عروسکم "ستاره" بود. چرا ؟! چون پیرهنش پر از ستاره بود خــــدای من ! همینک سرشار از احساسم
    این عروسک توسط برادر ِ عزیزم به طرز خوفناکی به قتل رسید . یک روز سرش رو از تنش جُدا کرد

    عروسکی که خیلی واسم با ارزش ه ، این دختر سیاسوختس . که پدر عزیزم در بدو ورودمون به زاهدان خرید . هنوز که هنوزه حس ِ خوبی بهم میده . از این جنس های مرغوب هم هست




    و حالا بعداز گذشت سالها من یک کالکشن به این عظمت دارم ( اینا بغیــر از عروسک هایی ه که اطرافم گذاشتم )





    یک عکس از سال اول دبستان هم پیدا کردم روز اولی که مدرسه رفتم فقط با بغض تووی حیاط مدرسه میچرخیدم. احساس غربت و تنهایی بین یه عالمه دختر با مقنعه های سفید .
    زمان ِ ما که مانتوهای صورتی و بنفش و آبی و سبز فسفری نبود . یه دست مانتو شلوار سُرمه ای با مقنعه سفید . تمام سال تحصیلی همین فُرم مدرسه بود و بس
    خاطره بدی که توو ذهنم موندگار شده اینه که یسری دختر زشت و بی ادب تراش و پاک کن منو برداشته بودن و بهمدیگه پاسکاری میکردن منم هراسون بین اینا بدو بدو میکردم

    جـــانم ببین چقدر مظلومم
    عکس پرسنلی من در 7 سالگی






    پ ع : بچه ها عکساتون خیلی قشنگ بود . لــــــــــــــایک
    "هر سختی که زندگی جلو راهت میندازه،نشین یجا گریه کن و غُر بزن،یا مثل ِ مرد مبارزه کن،یا سرت رو بدُزد...! "
    فرشاد کبیـــر


    از گا[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقاشی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بازدید فرمایید



  5. #15
    بازیکن اصلی تیم

    ManchesterCityParisSaintGermainRoma
    مربی محبوب
    مانچو - مانوئل - قطبی
    بازیکن محبوب
    Adam Johnson
    تیم محبوب
    سیتی - رم - سوئد - پی اس جی - پرسپولیس - مالاگا - ویارئال
    نوشته ها
    516
    سپاس ها
    16,464
    سپاس شده 3,318 در 564 پست
    کشور من
    Sweden

    پیش فرض

    Spoiler: اینجا فکر کنم حدود 20 روزمه بغل داییم - خرداد 69


    Spoiler: هفت ماهگی - آذر یا دی 69



    Spoiler: هشت ماهگی . اون در دوربینه داشتم باش بازی میکردم - دی یا بهمن 69



    Spoiler: اینجا سه سال و نیممه . دانشگاه شهید بهشتی . مامانم دانشجو بود


    Spoiler: چهار سال و دو سه ماه - تابستون 73




    Spoiler: چند ماه بعد . نوروز 74




    Spoiler: اسفند 74 ، نزدیک 6 سالمه . اون هم خواهر کوچولومه



    Spoiler: پایان دوره آمادگی . بهار یا تابستون 75 . پیدام کردین ؟




    Spoiler: اینجا بین 7 تا 7 و نیم سالمه . 31 شهریور 76 - هفته دفاع مقدس . اون موقع ها میذاشتن تانک و نفربر از رو آسفالت رد شه ولی بعدا دیدن آسفالت داغون میشه نذاشتن.


    ویرایش توسط adam johnson : 27th May, 2014 در ساعت 03:50 PM دلیل: سالها رو قاطی کردم :دی


  6. #16
    کاپیتان تیم

    JuventusDamash
    بازیکن محبوب
    Gianluigi Buffon
    تیم محبوب
    Carrarese
    نوشته ها
    1,718
    سپاس ها
    7,541
    سپاس شده 16,074 در 1,807 پست
    کشور من
    Switzerland

    پیش فرض

    ردیف بالام، اولی از راست :

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    بعضیاشونو هنوز یادمه. زیریِ من ساراست. سمت چپیم بهادر. سمت راستیِ بهادر، زینب ـه. اون موفرفریۀ کنار خانوممون هم بچه شه.

    شانس آوردیم فقط که [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] شامل حال نسل ما نشد. از این لحاظ حداقل جستیم...
    ناشکسته می‌نماید در شکسته آینه، تصویر ...


  7. #17
    مدیــــرکل سایـــت

    JuventusJuventusJuventus
    تیم محبوب
    Nederland
    نوشته ها
    3,374
    سپاس ها
    44,715
    سپاس شده 23,334 در 3,420 پست
    کشور من
    Libya

    پیش فرض

    فراز من آمادگیم تفکیک جنسیتی نشدم یعنی منو گزاشتن مدرسه دخترونه

    این عکس روز فارق التحصیلیم در دوره آمادگیه


    فقط دو تا پسر بودیم من و محسن همونی که خانوم معلممون دستشو گزاشته رو دوشش. بقیه همه دختر بودن.

    از بین دخترا اسم کسی رو یادم نمیاد به جز سحر و المیرا. سحر بهترین دوسته دوره آمادگیم بود. بعد اون سال هیچوقت ندیدمش دیگه. ولی هنوزم که هنوزه دو ذهنم مونده. سمت چپ من تو عکس( سمت راست شما) کنار پیرن قرمزه که داداشه یکی از همکلاسامون بوده وایساده.

    این داداشه اعصابم نداره. از بچگی بنظر داداشه با غیرتی میومده ها

    المیرا هم بغل دستیم نه! یکی اونورتری که گل سبز روی مقنعش داره! این خونشون نزدیک خونمون بود تا همین 7-8 سال پیش میددمش بم سلامم میکرد ولی بعدش دیگه هیچوقت ندیدمش فکر میکنم از اینجا رفتن دیگه...

    با محسن که زیاد نمیگشتم اصلا حالت نرمالی نداشت با همه دعوا میکرد از این تفنگ آب پاشیا داشت همرو خیس میکرد. کلا پسر بی ادبی بود

    ولی این تفکیک جنسیتی چیز بدی هم نبودااا. اخه یادمه اون زمان یه دختره تو کلاسمون بود بزور میخواست منو ببوسه همیشه منو تو کلاس خفت میکرد بزور از دستش فرار میکردم. حتی یه بار با دوستاش ریختن سرم ولی مثل یه مرد فرار کردم بازم تن به این ننگ ندادم

    !!SUPERMAN is HERE



    x
    "I believe that everything that you do bad comes back to you. So everything that I do that's bad, I'm going to suffer from it. But in my mind, I believe
    what I'm doing is right. So I feel like I'm going to heaven." x




    Tupac Shakur





  8. #18
    بازیکن اصلی تیم

    BarcelonaEsteghlalJuventusChelsea
    مربی محبوب
    MoOshe Koor
    بازیکن محبوب
    MaTarSak
    تیم محبوب
    آسـمــان در رگ هایم جاری ست
    نوشته ها
    880
    سپاس ها
    4,605
    سپاس شده 10,593 در 969 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    در راستای تفکیک جنسیتی ، منم یه خاطره دارم ، اتفاقا خیلی دوس داشتم عکس کودکستانم رو ضمیمه کنم ، منتها آلبوم مذکور زیر انبوهی از وسایله پیداش کردم حتما میذارم
    یه آقا پسری به اسم احسان بود ، چشای بادومی داشت . عینهو خداداد عزیزی ( از اون مشهدی های بادومی بود ) ، این نمیدونم رو چه حساب ، چپ و راس منو میبوسید کم کم پیوند دوستی من و اسی قویتر شد تا اینکه در نهایت ِ بچگی ، تمام ماشین های کوکی داداشمو برای پسره بُردم ! آخه سادگی تا چه حد لابد احسان پیش خودت گفت اینو باش با 4تا بوس واسم اسباب بازی آورد


    اولین دفترچه خاطراتم مربوط به سال 1378ئه ، خاطرات سفرمون رو به تهران و یک مُشت اراجیف با خط خرچنگ قورباغه که نمیدونم از کجا نشات میگرفت




    اینجارو باش خَز تر از این شعر وجود نداره
    زمان ِ ما که برچسب های خوشگل نبود ، عکسای جالب رو از کتاب قصه و مجلات میچیدم و با چسب میچسبوندم که مـــثلاً قشنگ بشه





    صفحه ای از خاطرات ِ مارکوپولو گلابی در سفرنامه ی سال 78 End ادبیات و جمله بندی بودم اایــــش !دست خط رو باش ! با خودکار دو رنگ هم مینوشتم


    "هر سختی که زندگی جلو راهت میندازه،نشین یجا گریه کن و غُر بزن،یا مثل ِ مرد مبارزه کن،یا سرت رو بدُزد...! "
    فرشاد کبیـــر


    از گا[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقاشی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بازدید فرمایید



  9. #19
    کاپیتان تیم

    InterInterInterInter
    مربی محبوب
    JoSé MoUrInHo
    بازیکن محبوب
    LuIs FiGo
    تیم محبوب
    InTeR MiLaN
    نوشته ها
    1,959
    سپاس ها
    9,432
    سپاس شده 7,945 در 1,378 پست
    کشور من
    Portugal

    پیش فرض

    واااااااااااااااااااای من چقدر خندیدم میگه امین محدثه دختر عمو و پسر عمویم هستن خو اینو چرا تو دفتر خاطرات نوشتی ؟!!!‌ بعداْ میخوای مرور کنی که یادت باشه اون سال دختر عمو پسر عموهات اینا بودن ؟!!!

    آقا منم پیرو فرمایشات دوستان در مورد تفکیک جنسیت بگم ، من نه مهد کودک رفتم نه آمادگی ، تا ترم اول کارشناسیم با هیچ دختری هم کلاسی نبودم کلاً نمیدونستم دختر چیه ، یه همچین پسر گلی بودم من ، البته به لطف تئاتر یه مقدار میدونستم اونا که شال میذارن سرشون دختر هستن
    ..


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید][برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]


  10. #20
    بازیکن اصلی تیم

    BarcelonaEsteghlalJuventusChelsea
    مربی محبوب
    MoOshe Koor
    بازیکن محبوب
    MaTarSak
    تیم محبوب
    آسـمــان در رگ هایم جاری ست
    نوشته ها
    880
    سپاس ها
    4,605
    سپاس شده 10,593 در 969 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    چندتا صفحه دیگه رو گلچین کردم





    سرانجام اسمشو "مهدیه" گذاشتن . الان هم خانومی شده واس خودش




    عبارت " درست است که در بعضی مواقع کار خلافی انجام می دهیم ، ... "
    کار خلاف ؟!!!

    نکته ی دیگه نماز خوندنم بود که تا سال آخر راهنمایی هیچوقت ترک نشد، امان از دنیای گمراه کننده ی دبیرستان


    و در آخر متنی در وصف پدر عزیزم ، که در سالهای 82 - 83 عشق را در وجود پدر یافتم
    کلاً فاز" آی لاو فامیلی" در دوران دبیرستانم خیلی زیاد بود

    "هر سختی که زندگی جلو راهت میندازه،نشین یجا گریه کن و غُر بزن،یا مثل ِ مرد مبارزه کن،یا سرت رو بدُزد...! "
    فرشاد کبیـــر


    از گا[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]نقاشی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] بازدید فرمایید


  11. 15 کاربر از پست مفید AreZu-SS سپاس کرده اند .


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

خبر خوان