صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 39 , از مجموع 39

موضوع: مقاله نویسی پیرامون مباحث عمومی فوتبال

  1. #31
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض


    خصوصي‌سازي، چرا و چگونه؟- بخش چهارم
    توزيع ناعادلانه اعتبارات بين باشگاه‌هاي فوتبال چرا؟


    توزيع نادرست، ناعادلانه و غيرشفاف اعتبارات دولتي بين باشگاه‌هاي فوتبال نيز از جمله مسائلي است که بايد مورد توجه قرار گيرد، زيرا اعتباراتي که براي باشگاه هاي فوتبال اختصاص مي يابد بطور يکسان و عادلانه نبوده و هر يک از دستگاه‌هاي دولتي به ميزان توان خود براي باشگاه‌هاي تحت پوشش هزينه مي‌کنند، در نتيجه توان اقتصادي باشگاه ها در کشور متفاوت بوده و اين امر در موفقيت آنها نيز تاثير زيادي دارد. يكي ديگر از مشكلات ورزش كشور، عدم وجود ثبات مديريت، ورود افراد سياسي به عرصه مديريت باشگاه هاي فوتبال از جمله مهمترين مشکلات باشگاه هاي دولتي در ايران است.

    در ادامه‌ي سلسله يادداشت‌هاي منتشر شده در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درخصوص چالش‌هاي خصوصي‌سازي باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس حسن قره خاني، دانشجوي دكتري مدريت ورزشي دانشگاه تربيت مدرس، در چهارمين يادداشت خود مالكيت دولتي باشگاههاي فوتبال؛ مشكلات وموانع مورد بررسي قرار داده است كه متن كامل آن در زير آمده است:

    در شماره قبلي نوع مالكيت باشگاه هاي فوتبال در جهان و كشورمان را مورد مقايسه قرار داديم همانطوري كه اشاره شد مالكيت اكثريت قريب به اتفاق باشگاه هاي فوتبال كشورمان دولتي مي باشد . در اين شماره به بررسي اجمالي برخي از مهمترين مشكلات باشگاهداري دولتي در فوتبال كشورخواهيم پرداخت.


    اداره باشگاه هاي فوتبال توسط ارگانهاي دولتي مشكلات فراواني را به همراه دارد كه مشكلات مالي ، زيرساختي ، ناسازگاري با اصول حرفه اي ، مغايريت با قوانين بين المللي (فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا)، درآمد زايي و توسعه اقتصادي، احتمال تباني و انحرافات مالي ، مديريتي و... اشاره كرد كه در ادامه بحث به بررسي اجمالي هر يك از اين موراد خواهيم پرداخت.


    ** مشکلات زيرساختي (سخت افزار ورزشي)

    معمولاً باشگاههاي حرفه‌اي نياز دارند تا خود داراي امكانات و فضاهاي ورزشي باشند. در اسكاتلند باشگاهها از 34 درصد از امكانات متعلق به خود، 25 درصد از امكانات ورزشي دولتي، 16 درصد از امكانات دانشگاه ها و مدارس، 13 درصد از امكانات ورزشي طبيعي(مانند پارك‌ها، رودخانه‌ها، كوه‌ها و نظاير آن) و 12 درصد نيز از ساير اماكن ورزشي استفاده مي‌كنند.

    در حال حاضر باشگاه‌هاي حرفه‌اي مالك ورزشگاه‌هاي محل مسابقه و محل‌هاي تمريني ورزشكاران خود بوده يا اين اماكن را به اجاره بلند مدت خود درمي‌آورند.

    برگزاري مسابقات رسمي در رشته فوتبال نيز داراي حداقل معيار هاي خاص خود است که هر باشگاه حرفه اي بايد آنها را رعايت کند. اين معيارها در حيطه اماكن و فضاهاي ورزشي توسط سازمان برگزار كننده مسابقات تعيين شده و متعاقب آن باشگاه‌ها موظف مي‌شوند تا حداقل معيارها را برآورده سازند. نمونه‌اي از اين حداقل معيارها را اتحاديه فوتبال اروپا(يوفا)، سازمان ليگ برتر انگلستان ، سازمان ليگ برتر اسكاتلند و اخيرا كنفدراسيون فوتبال آسيا براي باشگاه‌هاي شركت كننده در مسابقات تحت پوشش خود تعيين کرده است که ناتواني دردسترسي به اين معيارها از جمله مشکلات باشگاه هاي فوتبال کشورمان است.


    ** مشکلات مالي

    از جمله مهمترين مشکلات باشگاه هاي فوتبال کشور کمبود منابع مالي و وابستگي شديد آنها به دولت مي باشد اين امر باعث شده تا باشگاه هاي فوتبال ما هزينه بر و زيان ده شوند تا جايي که علاوه بر كمك هاي مالي مستقيم و غير مستقيم دولت و كمك باز هم هيچ يک از باشگاه هاي فوتبال تراز مالي مثبت ندارند و اين در حالي است که باشگاه هاي فوتبال در جهان علاوه بر تامين هزينه هاي خود سود بسيار زيادي را بدست مي آورند و مبلغ قابل توجهي را به عنوان ماليات به دولت مي پردازند .

    شايد مهمترين دليل پايين بودن درآمد باشگاه ها و ليگ فوتبال كشور اين است كه باشگاه هاي ايراني از دولت بودجه مي گيرند و توان درآمدزايي بالائي ندارند. دولتي بودن باشگاه هاي فوتبال ايران مانعي در راه درآمدزايي بهينه فوتبال محسوب مي شود.زيرا تا هنگامي که دولت به باشگاهها کمک مي کند آنها نيز به سمت درآمدزايي نمي روند.

    علاوه بر موراد ياد شده توزيع نادرست، ناعادلانه و غيرشفاف اعتبارات دولتي بين باشگاه‌هاي فوتبال نيز از جمله مسائلي است که بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا اعتباراتي که براي باشگاه هاي فوتبال اختصاص مي يابد بطور يکسان و عادلانه نبوده و هر يک از دستگاه‌هاي دولتي به ميزان توان خود براي باشگاه‌هاي تحت پوشش هزينه مي‌کنند، در نتيجه توان اقتصادي باشگاه ها در کشور متفاوت بوده و اين امر در موفقيت آنها نيز تاثير زيادي دارد زيرا باشگاهي که داراي توان مالي ضعيفي بوده و با مشکلات مالي فراواني روبروست هيچ گاه موفقيت چنداني در امر مسابقات و کسب نتيجه مطلوب نخواهد داشت و اين امر به خوبي در بين باشگاه هاي حاضر در ليگ حرفه اي فوتبال کشور مشاهده شده و مشهود است.


    ** مغايرت با اصول حرفه‌اي:

    بيشتر باشگاه‌هاي فوتبال کشورمان فاقد حداقل‌هاي مورد نياز در حيطه‌هاي مختلف مالي، انساني، امکانات و تجهيزات و.. هستند و در دستيابي به اين حداقل ها نيز با مشکلات فراواني روبرو هستند.

    موضوع قابل طرح ديگر بحث مالكيت دولت در امر باشگاهداري است. امروزه مقوله مالكيت دولتي باشگاه‌هاي حرفه‌اي فوتبال شديدا غيرمعقول و در بسياري از موارد از جمله در كشورهاي اروپايي نظير انگلستان، فرانسه، ايتاليا، اسپانيا و آلمان كاملاً غيرقانوني است.

    به عنوان نمونه 55 درصد باشگاه‌هاي ورزشي عمومي اسكاتلند داراي مالكيت خصوصي و شخصي، 33 درصد داراي مالكيت گروهي(تعاوني) و 12 درصد نيز دولتي هستند اما در همين كشور مالكيت باشگاه‌هاي حرفه‌اي متفاوت از باشگاه‌هاي عمومي است. نوع مالکيت و ادارة باشگاه‌ها به صورتي است که هر باشگاه به صورت يک مؤسسه تجاري به ثبت رسمي رسيده است.


    ** مغايرت با قوانين بين المللي

    در حالي كه فوتبال ما مي كوشد تا با معيار هاي حرفه اي تطابق يابد و از لحاظ مالي ، اجرايي و تشكيلاتي همان چيزي باشد كه فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا (AFC )مي خواهند ممانعت از روند خصوصي سازي يك سد بزرگ و بازدارنده براي رشد و گسترش اين ورزش خواهد بود زيرا مالکيت دولتي باشگاه هاي فوتبال کشور امري مغاير با اصول و قوانين بين المللي است به همين خاطر كنفدراسيون فوتبال آسيا با تاکيد بر خصوصي سازي فوتبال ايران،اين موضوع را يکي از شرايط افزايش سهميه کشورها در فصل جديد مسابقات ليگ قهرمانان آسيا دانسته است. بنابر نظر کنفدراسيون فوتبال آسيا(AFC) باشگاه هاي فوتبال در ايران تا سال ‌2009 بايستي خصوصي شوند بنابراين اهميت و ضرورت توجه به خصوصي سازي در صنعت فوتبال ما امري اجتناب ناپذير است.


    ** مشکلات درآمد زايي و توسعه اقتصادي

    به علت وابستگي باشگاه هاي فوتبال به دولت درآمدزايي و توسعه اقتصادي آنها نيز با مشکلات زيادي مواجه مي باشد که به برخي از مهمترين آنها مي پردازيم. باشگاه هاي فوتبال در کشورمان به علت نداشتن ورزشگاه اختصاصي درآمد زيادي از بليط فروشي مسابقات ندارند زيرا براي برگزاري مسابقه در اماکن غير اختصاصي هزينه‌هاي زيادي از جمله اجاره مي‌پردازند، همچنين درآمدهاي بدست آمده از تبليغات دور زمين مسابقه را نيز از دست مي‌دهند.

    به علت عدم توجه لازم و شايسته به درآمد از محل حاميان مالي از اين راه نيز درآمد زيادي ندارند. از جمله ديگر مشکلات درآمدزايي براي باشگاه‌هاي کشور مي‌توان به عدم دريافت حق پخش تلويزيوني مناسب اشاره کرد زيرا صدا و سيماي دولتي به علت دولتي بودن باشگاه‌هاي فوتبال در کشور و در نتيجه از اين جيب به آن جيب شدن منابع مالي دولت الزامي در پرداخت حق قانوني باشگاه‌ها نمي‌بيند.


    ** احتمال تباني و انحرافات مالي

    بحث ديگر در زمينه مالکيت باشگاهها آن است که در کشور ما سازمان‌ها يا شرکت‌هايي وجود دارند که داراي دو يا چند باشگاه در ليگ حرفه‌اي هستند (نظير سازمان تربيت بدني و وزارت صنايع). فيفا طي بخشنامه‌اي به فدراسيون‌هاي ملي عضو ابلاغ کرده است که يک شرکت فقط و فقط يک باشگاه مي‌تواند داشته باشد، نه بيشتر و اگر يک شرکت داراي دو يا چند باشگاه باشد، فدراسيون‌ها مي‌توانند از شرکت کردن آنها در مسابقات رسمي جلوگيري كنند.

    فلسفه ايجاد چنين قوانيني جلوگيري از انحرافات مالي و همچنين از بين بردن زمينه تباني‌هاي پشت‌پرده براي کسب موفقيت‌هاي ورزشي است. اگر چنانچه يک شرکت مالکيت دو باشگاه و يا بيشتر را در مسابقات ليگ حرفه‌اي داشته باشد، ممکن است در روند انجام مسابقات اقدام به فعاليت‌هايي نمايد که با روح ورزش و بازي منصفانه منافات داشته باشد و اين در حالي است كه دولت مغاير با بخشنامه ‌ابلاغ شده توسط فيفا عمل نموده است زيرا باشگاههاي ذوب آهن، فولاد مبارکه سپاهان، فولاد خوزستان و مس کرمان همگي زير نظر وزارت صنايع و معادن فعاليت مي‌كنند.


    ** مشکلات مديريتي

    اين گونه مديريتي كه در باشگاههاي فعلي وجود دارد در مقايسه به وضعيت مديريت امروزي در جهان و اصول خصوصي‌سازي و حرفه‌اي ورزش ناسازگار است. عدم وجود ثبات مديريت، ورود افراد سياسي به عرصه مديريت باشگاه هاي فوتبال از جمله مهمترين مشکلات باشگاه هاي دولتي در ايران هستند.

    علاوه بر آن اداره و مالکيت دولتي باشگاه هاي فوتبال در کشورمان به خود دولت نيز ضررهاي زيادي مي‌رساند زيرا باشگاه هاي دولتي به سبب بهره وري پايين هزينه هاي بسيار سنگيني را به دولت وارد مي‌كنند . دليل بهره وري پايين را در باشگا‌ هاي فوتبال مي‌توان در مديريت ضعيف و رقابت بسيار پايين بين آنها جستجو کرد زيرا زماني که باشگاه در اختيار دولت است و هزينه هاي آن توسط دولت تامين مي شود جايگاه آن در ليگ فرق چنداني ندارد.

    در شماره بعدي به بررسي پيشينه خصوصي سازي باشگاه هاي فوتبال در جهان و ضرورت آن در کشورمان خواهيم پرداخت.
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  2. 3 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .



  3. #32
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض

    خصوصي سازي چرا و چگونه؟
    در دنيا هر باشگاه يك شركت تجاري است
    ضرورت و مزاياي خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال


    باشگاه‌هاي حرفه‌اي فوتبال ايران فقط به رقابت ورزشي مي‌پردازند و از رقابت تجاري که داراي ابعاد و تاثيرات بيشتري است، غافل هستند و اين درحالي است که در کشورهاي صاحب نام فوتبال از جمله انگلستان به علت نوع مالکيت باشگاه‌هاي فوتبال که اغلب به شکل شرکت تجاري هستند، علاوه بر رقابت ورزشي در درون زمين، رقابت بسيار زيادي براي کسب درآمد بيشتر در خارج از ميدان مسابقه وجود دارد و اين امر باعث شده تا اين باشگاه‌ها در هر دو حيطه موفقيت‌هاي بسيار زيادي را کسب کنند.

    در ادامه‌ي سلسله مباحث منتشر شده در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ارتباط با خصوصي‌سازي «حسن قره خاني»، دانشجوي دكتري مديريت ورزش دانشگاه تربيت مدرس پنجمين يادداشت خود را در ارتباط با خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال جهان به ايسنا ارايه كرده است.

    متن يادداشت وي در زير آمده است:

    در شماره پيشين به بررسي اجمالي مشکلات مالکيت و اداره دولتي باشگاه‌هاي فوتبال کشور پرداختيم در ادامه بحث مروري کوتاه بر پيشينه خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال جهان و ضرورت و مزاياي تحقق اين امر در باشگاه‌هاي فوتبال کشورمان خواهيم پرداخت.


    * خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال در جهان:

    خصوصي سازي ورزش در كشورهاي غربي و توسعه يافته داراي اهميت بسيار زيادي بوده و با جديت به اين مقوله پرداخته شده است، يكي از مهمترين دلايل آنها براي اين امر اهميت اقتصادي ورزش و تفريحات سالم است زيرا ورزش داراي اثرات اقتصادي مستقيم و غير مستقيم زيادي است كه اثرات مستقيم آن شامل توليد كالا، توليد خدمات، صادرات ورزشي، اشتغال زايي ورزش و گردشگري ورزشي و اثرات غير مستقيم آن شامل كاهش هزينه‌هاي درمان، ارتقا سطح سلامت جامعه، افزايش كارآيي نيروي كار و غني سازي اوقات فراغت افراد است. بنابراين در اين كشورها براي دستيابي به اهداف اقتصادي اشاره شده برنامه‌هاي بسيار منسجمي براي خصوصي سازي صنعت ورزش و بويژه باشگاه‌هاي ورزشي وجود دارد.

    در مورد نحوه شكل گيري مالكيت باشگاههاي فوتبال با ديدگاه اقتصادي و حرفه‌اي بايد گفت از لحاظ تاريخي مالكيت بسياري از باشگاههاي فوتبال مانند شركت‌هاي خصوصي بوده كه گروههاي كوچكي از تاجران محلي و سهامداران جز كه معمولا از هواداران پر و پا قرص آن تيم‌ها بودند صاحبان آن به شمار مي‌آمدند.

    در گذشته بسياري از باشگاه‌هاي اروپايي توسط مالكان ثروتمند و يا سياستمداران اداره مي‌شد؛ اما، طي چند دهه اخير ساختار باشگاه داري در اروپا به شدت تغيير كرده است و اداره باشگاه‌ها به شركت‌ها و موسسات با مسووليت محدود سپرده شده است.

    از اوايل دهه ‌٩٠ ميلادي باشگاه‌ها به دليل افزايش هزينه‌هاي مختلف كه بخش عمده آن شامل دستمزد بازيكنان بود، نياز شديدي به منابع مالي جديد پيدا كردند كه كارشناسان خبره اقتصادي بهترين راه حل را پيوستن آنها به بازار بورس معرفي كردند.

    در انگلستان باشگاه تاتنهام نخستين باشگاهي بود كه با عرضه سهام خود در سال ‌١٩٨٣بيش از ‌٣/٣ ميليون پوند درآمد بدست آورد، منچستر يونايتد نيز در سال ‌١٩٩١ وارد بورس لندن شد و بين سال هاي ‌١٩٩٥تا ‌١٩٩٧ شانزده باشگاه ديگر نيز به بورس راه يافتند.

    در حال حاضر ‌٢٠ باشگاه مطرح انگلستان در بورس لندن قرار داشته و هزاران نفر طرفدار فوتبال سهام دار اين باشگاه‌ها بوده و از طريق داد وستد سهام خود علاوه بر كسب سود به باشگاه‌هاي خود نيز كمك مالي فراواني مي‌كنند.

    درروسيه پس از فروپاشي نظام اقتصادي سوسياليستي دولت و روي آوردن به نظام اقتصاد آزاد باشگاه‌هاي ورزشي كه دولتي اداره مي‌شدند، به سرمايه داراني مانند آبراموويچ و عثمانوف واگذار شدند كه اينك وضعيت معمولي دارند.

    در ايتاليا نيز تمامي باشگاه‌ها خصوصي هستند كه دو علت عمده دارد؛ يا به دليل عشق و تمايل بخش خصوصي به حمايت از يك تيم و يا به دليل مسايل اقتصادي و تبليغاتي. در واقع زماني كه يك شخص يا شركت اداره يك تيم را بر عهده دارد هر روز بدون آنكه پولي خرج كند بارها از او يا شركتش صحبت مي‌شود و نامش در رسانه‌ها و روزنامه‌ها مطرح مي‌شود، در حالي كه همان فرد و بخش خصوصي در عرصه تجاري براي انجام تبليغ روزانه به اين ميزان بايد هزينه‌ بسياري انجام دهد.


    * ضرورت خصوصي سازي باشگاه هاي فوتبال:

    اگر در روند کلان خصوصي سازي در وجهه عمومي آن تقويت رشد اقتصادي و ايجاد اشتغال مولفه‌هاي اصلي باشند، در حوزه ورزش به تعابير ديگري از اين دو مي رسيم که به شرح زير هستند:

    - توسعه اقبال عمومي به ورزش و سازمان دهي فعاليت ها و توانمندي هاي علاقه مندان

    - توسعه نهادهاي اجتماعي پشتيبان ورزش

    - توسعه نهادهاي اقتصادي متولي ورزش در ابعاد عمومي و حرفه‌اي آن به عنوان يکي از موتورهاي محرک و انگيزاننده در جامعه

    - پايدار سازي روندها و نهادهاي مرتبط با ورزش در هر دو بعد همگاني و حرفه‌اي آن با هدف ارتقاي بهداشت روحي، جسماني و اجتماعي جامعه به عنوان يکي از ابزارهاي عمومي توسعه

    در شماره‌هاي پيشين اهداف باشگاه ها را در دو دسته ورزشي و تجاري مورد تشريح قرار داديم. با توجه به آن و شواهد موجود به نظر مي‌رسد باشگاه‌هاي حرفه‌اي فوتبال ايران فقط به رقابت ورزشي مي‌پردازند و از رقابت تجاري که داراي ابعاد و تاثيرات بيشتري است، غافل هستند و اين درحالي است که در کشور هاي صاحب نام فوتبال از جمله انگلستان به علت نوع مالکيت باشگاه‌هاي فوتبال که اغلب به شکل شرکت تجاري هستند، علاوه بر رقابت ورزشي در درون زمين، رقابت بسيار زيادي براي کسب درآمد بيشتر در خارج از ميدان مسابقه وجود دارد و اين امر باعث شده تا اين باشگاه‌ها در هر دو حيطه موفقيت‌هاي بسيار زيادي را کسب کنند. تغيير ساختار سنتي باشگاه‌هاي فوتبال و تجاري شدن آنها، رونق قابل توجهي به اين صنعت داده است و تعداد زيادي از آنها خود را به عنوان يك باشگاه كاملا حرفه‌اي معرفي کرده‌اند.

    هم‌چنين عنوان شد که ادامه روند كنوني باشگاه داري در كشورمان به سود پيشرفت صنعت فوتبال نخواهد بود. از جمله مهمترين مشکلات باشگاه‌هاي فوتبال کشور کمبود منابع مالي و وابستگي شديد آنها به دولت است اين امر باعث شده تا باشگاه‌هاي فوتبال ما هزينه بر و زيان‌ده شوند تا جايي که علاوه بر كمك‌هاي مالي مستقيم و غير مستقيم دولت و كمك باز هم هيچ يک از باشگاه‌هاي فوتبال تراز مالي مثبت ندارند و اين در حالي است که باشگاه‌هاي فوتبال در جهان علاوه بر تامين هزينه‌هاي خود سود بسيار زيادي را بدست مي‌آورند و مبلغ قابل توجهي را به عنوان ماليات به دولت مي‌پردازند.

    علاوه بر اين فوتبال داراي ابعاد اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي گسترده‌اي بوده و باشگاه‌ها به عنوان مهمترين بخش اين صنعت نقش خطيري در كليه ابعاد ذكر شده دارند، پر واضح است كه مسايل و مشكلاتي كه اين صنعت در طي سال‌هاي گذشته و خصوصا سال‌هاي اخير با آنها روبرو بوده باعث تضعيف آن و عدم دستيابي به اهداف مورد نظر در اين صنعت شده است.

    از طرف ديگر با توجه به تركيب جمعيتي كشور (جوان بودن) و ميزان علاقه مندان و ورزشكاران اين رشته و نياز به همگام شدن با فوتبال روز دنيا و عقب نماندن از قافله رشد و گسترش اين صنعت پردرآمد در جهان لزوم توجه بيشتر به اين صنعت را خاطرنشان مي‌سازد.

    هم‌چنين يكي از مهمترين اقدامات براي حركت به سوي فوتبال مدرن، سر و سامان دادن به وضعيت باشگاه داري در كشور است چرا كه باشگاه‌ها هسته اصلي سازنده بازيكن، مربي، مدير و... هستند و با توجه به وضعيت کنوني باشگاه‌هاي فوتبال کشور با ادامه روند فعلي هيچ گاه نمي‌توان اميدي به پيشرفت منظم و منسجم باشگاها و در نتيجه فوتبال داشت.

    بنابراين با توجه به مسايل و مشكلات اين صنعت که در اينجا و شماره‌هاي قبلي به آنها اشاره شد، خصوصي سازي باشگاه‌ها امري اجتناب ناپذير است زيرا اميد آن مي‌رود با خصوصي سازي باشگاه‌ها بسياري از مشكلات برطرف شود.


    * مزاياي خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال:

    خصوصي سازي علاوه بر حل مشكلات بخش دولتي‌، مي‌تواند كمك بزرگي به افزايش مشاركت گسترده مردم، افزايش رقابت، سودآوري باشگاه‌ها، رونق اقتصادي صنعت فوتبال و... كند.

    آنچه مسلم است، باشگاه‌هاي ورزشي خصوصي براي افزايش سوددهي و رقابت با سايرين تلاش بيشتري خواهند كرد تا به فنون مديريت علمي، فناوري پيشرفته و منابع درآمدي جديد و بيشتري دست يافته و با بهره گيري از نيروي انساني متخصص درصدد افزايش كيفيت و كميت خدمات و جلب رضايت هر چه بيشتر مشتريان خود خواهند بود و فقط در چنين شرايطي است كه زمينه لازم براي رشد وگسترش صنعت فوتبال كشور فراهم خواهد شد و سرمايه‌هاي داخلي و حتي خارجي را به سمت خود خواهد كشاند.

    اگر باشگاه‌ها در دست بخش خصوصي باشند، فوتبال درآمدزا مي‌شود. چون مهمترين هدف بخش خصوصي کسب درآمد و سودآوري است در حالي كه هم اكنون باشگاه‌هاي ما علاوه بر اينكه سودآور نيستند زيان ده نيز هستند.

    علاوه بر آن خريد سهام هر باشگاه به رشد و توسعه آن تيم کمک شاياني مي‌کند و استفاده از اين روش‌ها و اتخاذ تدابير ويژه در مورد افزايش درآمد و کاهش هزينه‌هاي باشگاه‌ها، چشم انداز مثبتي از صنعت و باشگاه‌هاي فوتبال در آينده را نويد مي‌دهد.

    همچنين دولت هم مي‌تواند به جاي اينکه کل هزينه باشگاه را بپردازد، اين پول‌ها را به عنوان وام در اختيار آنها قرار دهد تا ساختار باشگاهي ايجاد کند، همان طور که ترکيه در دوران تورگوت اوزال وام‌هاي کلان با بازپرداخت بلندمدت به تيم‌ها داد تا آنها ساختار باشگاهي براي خود به وجود بياورند و کم کم درآمدزا شده و براي بازپرداخت وام‌ها اقدام نمايند و نتيجه اين امر طوري شد که امروزه باشگاه‌هاي فوتبال در اين کشور دارايي‌هاي بسيار زيادي داشته و علاوه بر تامين نيازهاي خود به دولت ترکيه نيز ماليات مي‌پردازند.

    پس از اين که در شماره پيشين به بررسي مشکلات باشگاهداري دولتي پرداخته و در اين شماره به ضرورت و اهميت تحقق خصوصي سازي پرداختيم نوبت آن مي‌رسد تا در شماره بعدي به بررسي الزامات و پيش نياز هاي خصوصي سازي باشگاه هاي فوتبال در کشورمان بپردازيم.
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  4. 2 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .


  5. #33
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض

    /بخش ششم/
    خصوصي‌سازي در ورزش چرا و چگونه؟
    باشگاه‌ها از دست‌يابي به حداقل معيارهاي حرفه‌اي عاجزند!


    براساس گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، اجراي بند "ب" ماده (‌١١٧) نيز به علت تنظيم نشدن آيين‌نامه مرتبط، به درستي اجرا نشده است. اين امر موجب شد تا نه تنها بخش خصوصي در امر باشگاه‌ها فعال نشود بلكه امكان ايجاد و تقويت بخش دولتي، فراهم شود.

    در ادامه‌ي سلسله مباحث منتشر شده در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ارتباط با خصوصي‌سازي «حسن قره خاني»، دانشجوي دكتري مديريت ورزش دانشگاه تربيت مدرس ششمين يادداشت خود را در ارتباط با خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال جهان به خبرگزاري دانشجويان ايران، (ايسنا) ارايه كرده است.

    در شماره پيشين به بررسي ضرورت و اهميت خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال پرداختيم و به دلايل و مزاياي تحقق اين امر در ورزش کشور بويژه باشگاه‌هاي فوتبال اشاره کرديم. بيان شد که اميد مي‌رود با خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال رونق قابل توجهي به اين صنعت داده شود، گذشته از موارد ياد شده که ما را به سوي خارج کردن باشگاه‌ها از دست دولت سوق مي‌دهد قوانين و برنامه‌هاي کلان ملي و بين‌المللي نيز خصوصي‌سازي باشگاه‌ها را مورد توجه قرار داده و تحقق اين امر را ضروري و الزامي دانسته‌اند که براي روشن تر شدن اين امر در اين يادداشت به بررسي آنها خواهيم پرداخت.

    به طور کلي الزامات خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال به دو دسته تقسيم مي‌شوند.

    الف- اسناد و قوانين ملي

    ‌١- برنامه چهارم توسعه

    ‌٢- سياستهاي کلي اصل ‌٤٤

    ‌٣- طرح جامع ورزش

    ب - قوانين بين المللي

    ‌١- اصول حرفه اي حاکم بر فوتبال جهان

    ‌٢- کنفدراسيون فوتبال آسيا


    الف- اسناد ملي و خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال

    موضوع خصوصي سازي ورزش بويژه ورزش حرفه‌اي و باشگاه‌هاي ورزشي به سبب اهميت در خور توجه‌اي که دارند مورد توجه برنامه ريزان و سياست گذاران بوده است. از زماني که مجوز واگذاري باشگاه‌هاي ورزشي به تصويب هيات وزيران رسيد و حتي کارشناسان تعيين قيمت آن هم مشخص شد، بحث خصوصي سازي در فوتبال ايران باب شد.

    اين امر در برخي از اسناد ملي به طور روشن و صريح مورد اشاره قرار گرفته‌اند که در ادامه به آنها مي‌پردازيم.


    ‌١- برنامه چهارم توسعه

    بيشترين توجه به امر خصوصي‌سازي ورزش و باشگاه‌هاي ورزشي در قانون برنامه چهارم توسعه شده است به طوري که الزاماتي در راستاي خصوصي سازي ورزش و بالاخص براي باشگاه‌هاي حرفه‌اي تعيين شده است به طوري كه در ماده ‌١١٧ قانون برنامه چهارم توسعه اين موضوع مورد تاكيد قرار گرفته است. در ادامه به برخي از بندهاي اين ماده (‌١١٧) که مرتبط با خصوصي سازي ورزش، باشگاه‌هاي ورزشي و فوتبال است اشاره خواهيم کرد.

    ب - تمامي دستگاه‌هاي موضوع ماده (‌١٦٠) اين قانون مجازند در طول برنامه چهارم يك درصد از اعتبارات خود را براي انجام امور تربيت بدني و ورزش، اعم از احداث و توسعه اماكن ورزشي، ارائه خدمات ورزشي و كمك به سازمان تربيت بدني، كميته ملي المپيك، باشگاه‌هاي ورزشي و فدراسيون‌هاي ورزشي درچارچوب سياست‌گذاري و با هماهنگي سازمان تربيت بدني، اختصاص دهند.

    ج- وزارت جهاد كشاورزي موظف است اراضي غيركشاورزي و غيرمناطق چهارگانه محيط زيست خارج از حريم استحفاظي شهرها را كه مورد نياز سازمان تربيت بدني است و دراختيار دارد، به منظور احداث و توسعه اماكن و فضاهاي ورزشي تامين و به‌ طور رايگان به سازمان تربيت بدني واگذار نمايد.

    ه- وزارت مسكن و شهرسازي مكلف است اراضي با كاربري ورزشي را در سراسر كشور با هماهنگي سازمان تربيت بدني خريداري نموده و به روش‌هاي زير واگذار نمايد:

    ‌١ - به‎صورت رايگان براي سازمان تربيت بدني و شركت توسعه و نگهداري اماكن ورزشي كشور.

    ‌٢ - به قيمت تمام‎شده براي بخش خصوصي و تعاوني .

    ز- تشكل‌ها و بخش‌هاي خصوصي و تعاوني و باشگاه‌هاي حرفه‌اي در توسعه ورزش قهرماني و حرفه‌اي از طريق اصلاح ساختار تربيت بدني و ورزش كشور و اعمال پشتيباني و حمايت لازم در زمينه‌هاي اداري، مالي و منابع انساني تقويت مي‌شود، به‌گونه‌اي‌ كه تا پايان برنامه اهداف زير حاصل شود:

    ‌١ - سهم بخش غيردولتي و باشگاه‌هاي خصوصي در توسعه ورزش قهرماني حداقل به پنجاه درصد (‌٥٠ درصد) افزايش يابد.

    ‌٢- صد درصد (‌١٠٠%) فعاليت‌هاي اجرايي و تامين منابع ورزش حرفه‌اي با عامليت بخش‌هاي خصوصي و تعاوني و باشگاه‌ها صورت گرفته و حمايت‌هاي دولتي به پشتيباني قانوني، اداري، تسهيلاتي و كمكهاي اعتباري موردي محدود گردد.

    با اين حال مروري بر وضعيت مالكيت و امور اجرايي فوتبال حرفه اي حاكي از آن است كه حتي با رسيدن به سالهاي انتهايي برنامه چهارم توسعه گام هاي عملي چنداني در اين خصوص برداشته نشده است. به بيان ديگر هر چند در زمينه خصوصي سازي ورزش و بالاخص باشگاه ها الزام قانوني وجود دارد ولي تحقق برنامه صورت نپذيرفته و فاصله زيادي از آن دارد.

    با توجه به قوانين حمايتي كه به آن‌ها اشاره شد انتظار مي‌رفت باشگاه‌هاي بزرگ ورزشي تحت مالكيت بخش خصوصي در كشور توسعه يابد ليكن فقدان برنامه و راهبردهاي كلان موجب شده است تا عمده اين تسهيلات به مكان‌هاي كوچك ورزشي اختصاص يابد و يا به توسعه باشگاه‌هاي دولتي منجر شود.

    با توجه به گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، اجراي بند "ب" ماده (‌١١٧) نيز به علت تنظيم نشدن آيين‌نامه مرتبط، به درستي اجرا نشده است. اين امر موجب شد تا نه تنها بخش خصوصي در امر باشگاه‌ها فعال نشود بلكه امكان ايجاد و تقويت بخش دولتي، فراهم شود. اين موضوع در حالي است كه با توجه به مفاد اين قانون، در صورت تعيين راهبرد و سياست‌هاي صحيح، مي‌توان بخش عمده‌اي از اعتبارات را براي تقويت تشكل‌ها، تعاوني‌ها و نيز باشگاه‌هاي خصوصي جذب نمود.

    با تصويب بند "چ" تبصره "7" قوانين بودجه سال‌هاي ‌١٣٨٢ و ‌١٣٨٣ و متعاقبا بند "ب" ماده (‌١١) قانون برنامه چهارم توسعه، انتظار مي‌رفت وضعيت باشگاه‌داري بهبود يابد ليكن وضعيت باشگاه‌هاي خصوصي بدتر از گذشته شد. زيرا سازمان‌ها و دستگاه‌هايي كه داراي شركت‌هاي صنعتي و كارخانجات توليدي هستند، به علت وجود اعتبارات كلان و نيز سيستم تشكيلاتي خاص خود (از قبيل مجمع عمومي، هيأت مديره، مديرعامل، خزانه‌دار و بازرس) از قوانين مذكور بهره‌برداري نموده‌اند و به همين علت اكثر باشگاه‌هاي مطرح و نيز تيم‌هاي مهم ورزشي، در اختيار اين شركت‌ها يا نهادهايي است كه آنان نيز اختيارات خاص و اعتبارات كلان دارند.

    با توجه به اينكه سرمايه‌گذاري در اين بخش توسط بخش خصوصي نبوده و دولتي است، همانند بسياري از اموري كه توسط دولت انجام مي‌شود، پرهزينه‌تر بوده و رقابتي نيز ميان باشگاه‌ها وجود ندارد. اين امر توان رقابت را از بخش خصوصي سلب نمود. هرچند كه هدف قانون‌گذار عمومي كردن ورزش و حفظ و ارتقاي سلامت كاركنان بوده است، ولي ايجاد باشگاه‌هاي بزرگ دولتي، موجب تضعيف باشگاه‌هاي خصوصي و در نتيجه صدمه خوردن به ورزش حرفه‌اي شده‌است.


    ‌٢ - سياستهاي اصل ‌٤٤ قانون اساسي

    نظام اقتصادي جمهوري اسلامي ايران بر پاية سه بخش دولتي ، تعاوني و خصوصي با برنامه ريزي منظم و صحيح استوار است. بخش خصوصي شامل آن قسمت از كشاورزي، دامداري، صنعت، تجارت و خدمات مي‌شود كه مكمل فعاليت‌هاي اقتصادي دولتي و تعاوني است.

    عرصه ورزش و باشگاه‌هاي فوتبال نيز در زمره فعاليت‌هاي خدماتي محسوب مي‌شوند که در اجراي سياست‌هاي اصل ‌٤٤ قانون اساسي‌، خصوصي سازي آنها به عنوان مساله‌اي مهم مورد توجه قرار گرفته است‌، به طوري که در اهداف تعيين شده واگذاري فعاليت‌هاي اين بخش به بخش خصوصي به طور جدي در حال پي گيري است.

    براساس سياست‌هاي اصل‌٤٤ قانون اساسي سهام باشگاه‌هاي پرسپوليس و استقلال بايد با مذاکره يا مزايده به بازار بورس واگذار شود که البته نيازمند تصويب و تاييد نمايندگان مجلس است.


    ‌٣- سند جامع تربيت بدني و ورزش

    در سند جامع ورزش كشور نيز هدف كلي از ورزش حرفه‌اي رواج ورزش به عنوان كسب و كار عنوان شده، همچنين ايجاد يك باشگاه براي هر‌٢٠٠٠ نفر و رساندن سهم ورزش در gdp به ‌٧/١ تا ‌٢ درصد به عنوان اهداف كمي و افزايش سهم ورزش در رونق اقتصادي به عنوان هدف كيفي تعيين شده، همچنين در اين سند آمده كه ‌٩٠ درصد از منابع مالي ورزش حرفه اي بايد توسط بخش خصوصي تامين شده و اداره ورزش حرفه‌اي نيز به عهده آن باشد در حالي که به جرات مي‌توان گفت هيچ يک از اين اهداف محقق نگشته است.

    از آنجايي که ورزش فوتبال در کشورمان به عنوان تنها رشته‌اي که ظاهرا به صورت حرفه‌اي دنبال مي‌شود و باشگاه‌هاي فوتبال نيز به صورت حرفه‌اي فعاليت مي‌کنند، مشمول قانون تعيين شده در سند جامع ورزش هستند و بايد به بخش خصوصي واگذار شوند.


    ب - قوانين بين‌المللي و خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال

    علاوه بر اسناد و قوانين ملي کشورمان که خصوصي سازي باشگاه‌ها را الزامي دانسته‌اند و در بالا به آنها اشاره شد، قوانين و سازمان‌هاي بين‌المللي مرتبط با فوتبال نيز اين امر را مورد تاکيد خود قرار داده‌اند که در زير آمده است.

    ‌١- اصول حرفه اي حاکم بر فوتبال جهان

    ورزش حرفه‌اي، داراي ماهيت خصوصي است. در غالب كشورهاي صاحب ورزش پيشرفته، اين ورزش واجد تشكيلات و سازماندهي غيردولتي است. در کشور ما در چند سال گذشته به علت فقدان اين نوع ورزش، چنين سازمان‌هايي وجود نداشت و براي ايجاد آن‌ها نياز به مقرراتي خاص و تغيير ساختار فعلي ورزش به منظور جذب بيشتر مشاركت‌ بخش خصوصي و ساماندهي ورزش در اين حوزه بود اما در چند سال اخير با حرفه‌اي شدن فوتبال و باشگاه‌هاي فوتبال، سازماني به نام سازمان ليگ حرفه‌اي در كنار فدراسيون فوتبال ايجاد شد‌ه‌است و به ساماندهي و برنامه‌ريزي ليگ فوتبال حرفه‌اي مي‌پردازد اما تحقق اين امر تمام مشکلات باشگاه ها را حل نکرد.

    همچنين در كشورهاي پيشرفته، باشگاه‌هاي ورزشي و باشگاه‌داري از طريق بخش خصوصي ايجاد و اداره مي‌شوند و آثار اقتصادي مهم و پرارزش را در بردارند و در کشورهاي صاحب نام در ورزش حرفه‌اي امر تصدي‌گري دولت در باشگاهها شديدا غيرمعقول و حتي در بسياري از کشورهاي اروپايي نظير انگلستان، فرانسه، ايتاليا، اسپانيا و آلمان امري غيرقانوني تلقي مي‌شود.

    با اين حال اکثر باشگاه‌هاي فوتبال کشور در اختيار دستگاه‌هاي دولتي بوده و شواهد نشانگر اين است که اکثر آنها از دستيابي به حداقل معيار هاي حرفه اي در ابعاد مختلف عاجزند. شايد بتوان دليل اصلي اين امر را در دخالت دولت در باشگاهداري جستجو کرد.

    با توجه به موارد ياد شده مي‌توان گفت که اصول حرفه‌اي حاکم بر ورزش و فوتبال جهان و دخالت دولت در فوتبال را رد کرده و ما را به سوي خصوصي سازي باشگاه ها فرا مي‌خواند.


    ‌٢- کنفدراسيون فوتبال آسيا

    اکثر باشگاه‌هاي فوتبال در کشور هاي آسيايي از جمله ژاپن، کره و چين نيز توسط بخش خصوصي ادره مي‌شوند. كنفدراسيون فوتبال آسيا نيز از وضعيت مالکيت باشگاه‌هاي فوتبال کشور اطلاع کامل داشته و با انتقاد از اين نوع مالکيت و با تاکيد بر خصوصي سازي فوتبال ايران، اين موضوع را يکي از شرايط افزايش سهميه کشورها در فصل جديد مسابقات ليگ قهرمانان آسيا دانسته است به طوري که بايد باشگاه‌هاي فوتبال در ايران تا سال ‌‌٢٠٠٩ خصوصي شوند در غير اين صورت احتمال کاهش سهميه وجود دارد.

    در نهايت مي‌توان گفت که بر طبق قوانين ياد شده در اين يادداشت خصوصي سازي در صنعت فوتبال ما امري الزامي بوده که به هيچ عنوان نمي‌توان آن را ناديده گرفت.

    حال که الزامات خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال روشن شد، نوبت آن است تا در شماره بعدي به بررسي پيش نياز ها و شرايط لازم براي خصوصي سازي آنها بپردازيم.
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  6. 2 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .


  7. #34
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض


    /خصوصي‌سازي چرا و چگونه؟ - بخش هفتم/
    كسي در فوتبال زيان ده سرمايه گذاري نمي‌كند!
    نخستين قدم در راه حرفه‌اي شدن تغيير ساختار فعلي باشگاه‌هاست


    ويژگي اقتصاد ايران، مالكيت گسترده دولتي، ساختار انحصاري بازار، درون گرايي و عدم تعامل با جهان خارج است، وجود چنين ايرادات ساختاري در مجموع اقتصاد كشور بر روي بسياري از صنايع از جمله صنعت فوتبال تاثير منفي دارد. باشگاه‌هاي فوتبال كشور داراي وضعيت اقتصادي نامناسبي بوده و به علت زيان‌ده بودن آنها جذابيتي براي سرمايه گذاران بخش خصوصي ندارند. ساختار كنوني اين باشگاه‌ها فوتبال نامناسب بوده و افراد دولتي و سياسي آنها را اداره مي‌كنند و داراي ثبات مديريتي زيادي نيز نيستند. بنابراين نخستين قدم در مسير حرفه‌اي شدن باشگاه‌هاي فوتبال ايران، تغيير ساختار فعلي آنهاست.

    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حسن قره‌خاني دانشجوي دكتراي مديريت ورزش دانشگاه تربيت مدرس در هفتمين يادداشت خود در ارتباط با خصوصي‌سازي باشگاه‌هاي ورزشي به بيان مطالبي پيرامون "پيش نيازها و شرايط لازم براي خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال کشور" پرداخته است. متن يادداشت وي در زير آمده است:
    در شماره پيشين به بررسي الزاماتي كه در زمينه خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال وجود دارد، پرداختيم. با اشراف به اين كه قبل از خصوصي سازي انجام اقداماتي كه مقدمه امر هستند، الزامي است و با در نظر گرفتن اين كه وضعيت فوتبال و باشگاه‌هاي فوتبال در كشور ما خاص بوده در ادامه بحث به بررسي مهمترين پيش نياز هاي خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال خواهيم پرداخت.
    به طور كلي مهمترين پيش نياز هاي خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال به چهار بخش تقسيم مي‌شوند.
    1- تجاري شدن باشگاه‌هاي فوتبال ،2- تغييرات اقتصادي، 3- حمايت دولت، 4- تحقق معيار هاي حرفه‌اي

    1- تجاري شدن فوتبال و باشگاه‌ها:
    منظور از تجاري شدن فوتبال مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي اقتصادي و مالي همچون فروش حق پخش تلويزيوني، تبليغات و بازرگاني، فروش كالاهاي ورزشي، تامين منابع مالي توسط حاميان مالي، صحه گذاري يا تاييد محصولات شركت‌ها، اجاره امكانات و استاديوم‌ها، بليط فروشي و كليه ديگر فعاليت‌هايي است كه به محصول اصلي فوتبال (بازي يا مسابقه) ارتباط داشته و موجب افزايش ارزش اقتصادي عرضه شده به مشتريان فوتبال مي‌شود.
    امروزه باشگاه‌هاي فوتبال در جهان به شكل يك شركت تجاري بوده و مشمول قانون تجارت هستند و ملزم شده‌اند كه همانند ديگر شركت‌هاي تجاري شماره ثبت داشته باشند. مدل مديريت و مالكيت فوتبال حرفه‌اي در كشور هاي صاحب نام دراين عرصه بر مبناي الگوي اقتصاد آزاد شكل گرفته است. باشگاه‌هاي فوتبال از ارگان‌هاي غير انتفاعي به شركت‌هاي سهامي تغيير شكل يافته‌اند.
    اين تغيير ماهيت از ورزشي به تجاري باعث تحولات بسياري در عرصه باشگاه‌هاي فوتبال شده است زيرا با تحقق اين امر باشگاه‌ها سودآور شده و درآمدهاي زيادي را كسب مي‌كنند. واضح است كه سودآوري باشگاه بر موفقيت ورزشي آنها نيز تاثير زيادي خواهد داشت تا جايي كه امروزه موفق‌ترين باشگاه‌هاي فوتبال، ثروتمندترين آنها هستند. به طور مثال سيستم اداره اكثر باشگاه‌هاي حاضر در ليگ برتر به صورت شركت‌هاي سهامي هستند. اين نوع اداره باشگاه‌ها ارتباطاتي بين مديران، صاحبان سهام، روسا و ديگر شركاي شركت ايجاد مي‌كند كه در نهايت هر سهام دار به سهم خود مي‌رسد، همچنين اين نوع از اداره باشگاه‌ها در انگلستان باعث شده تا به دو هدف اصلي خود يعني موفقيت تجاري و موفقيت ورزشي نايل شوند.
    در كشور ما بر خلاف كشور هاي پيشرفته باشگاه‌هاي فوتبال ماهيت غير تجاري داشته و اين يك مانع بزرگ بر سر راه خصوصي سازي آنها به شمار مي‌آيد. چگونه باشگاه‌هايي را كه داراي منابع درآمدي محدود بوده و حقوق به حق اقتصادي آنها ناديده گرفته مي‌شود تا جايي كه برخي از راه‌هاي درآمدزايي آنها از جمله حق پخش، حق كپي رايت، تبليغات دور زمين به رسميت شناخته نمي‌شود مي‌توان به بخش خصوصي واگذار كرد. زماني كه راه‌هاي درآمدزايي باشگاه بر روي آنها بسته شده و باعث شده تا اكثريت آنها داراي تراز مالي منفي باشند بجز بخش دولتي چه كسي خريدار آنها خواهد شد.
    هم اكنون مساله خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال به يك چالش مهم تبديل شده است، ليكن بايد توجه داشت كه قابليت كسب درآمد براي بنگاه‌هاي اقتصادي پيش نياز خصوصي‌سازي است. در راه ارتقاي باشگاه‌هاي فوتبال امكان كسب درآمد قبل از هر چيز ديگري اهميت دارد كه بايد براي آنها كه به عنوان يك بنگاه تجاري و اقتصادي عمل خواهند كرد، فراهم باشد. به بيان ديگر تجاري سازي باشگاه‌هاي فوتبال نسبت به خصوصي سازي آنها در اولويت قرار دارد زيرا هيچ صنعتي را كه در آن سرمايه گذاري بدون بازگشت است، نمي‌توان خصوصي كرد.
    علاوه بر موارد ذكر شده طبق تعريفي كه كنفدراسيون فوتبال آسيا از باشگاه هاي حرفه اي داشته هر باشگاه بايد داراي ماهيت تجاري زير نظر قانون تجارت باشد و هرساله گزارش مالي ارائه دهد. همچنين کميته ليگ حرفه‌اي باشگاههاي آسيا علاوه برمشخص کردن 10شاخص اصلي براي کسب سهميه بندي حضور در ليگ قهرمانان آسيا بر روي دو شاخص اصلي جهت کسب 340 امتياز و تکرار چهار سهميه اين مسابقات تاکيد کرده است .علاوه بر استاندارد سازي ورزشگاه‌ها يكي از دو شرط اصلي AFC براي تجديد چهار سهيمه ايران در ليگ قهرمانان سال آينده تجاري بودن باشگاههاي کشورمان عنوان شده است و نمايندگان AFC درحد فاصل اوايل مهرماه تا اواخر آذرماه سال جاري براي بازديد از امکانات باشگاه‌ها و ورزشگاههاي کشورمان به ايران مي‌آيند تا موارد اعلام شده در مورد استانداردسازي ورزشگاه‌ها و تجاري بودن باشگاه‌ها را با شرايط موجود تطبيق دهند.
    بنابراين با توجه به مطالب عنوان شده در مورد اثرات مثبت اقتصادي تغيير ماهيت باشگاه‌هاي فوتبال از ورزشي به تجاري و فشارهاي كنفدراسيون فوتبال آسيا براي تكرار سهميه قبلي تحقق اين امر قبل از خصوصي سازي باشگاه‌ها ضروري است.

    2- تغييرات اقتصادي:
    ويژگي اقتصاد ايران مالكيت گسترده دولتي، ساختار انحصاري بازار، درون گرايي و عدم تعامل با جهان خارج است. بديهي است كه وجود چنين ايرادات ساختاري در مجموع اقتصاد كشور بر روي بسياري از صنايع از جمله صنعت فوتبال تاثير منفي دارد.
    آزاد سازي بازار، برون گرايي و جذب سرمايه‌هاي خارجي مي‌تواند باعث تحريك سرمايه‌گذاري در فوتبال كشور شود همچنين حذف مالكيت گسترده دولتي و درون گرايي اقتصاد مي‌تواند رقابت را افزايش داده و تاثيرات مثبت فراواني بر فوتبال كشور داشته باشد، افزايش هر چه بيشتر رقابت شركت‌هاي تجاري براي گرفتن تبليغات در صنعت فوتبال مي‌تواند از جمله اين تاثيرات باشد.
    با توجه به اين که ما در اقتصاد کشورمان به صورت درون‌گرا عمل مي‌کنيم اکثر حاميان مالي نيز رغبتي براي سرمايه‌گذاري مستقيم در ايران را ندارند، به همين دليل با مديريت ناصحيح خود بسياري از حاميان مالي را از دست داده‌ايم.
    علت اصلي مشکلات فوتبال ايران اين است که اقتصاد ايران دولتي است و به صورت درون‌گرا و انحصارگر عمل مي‌کند، همين قضيه صنعت فوتبال ايران را با مشکل مواجه کرده است چرا که فوتبال از ديگر صنايع مستثني نيست.
    از جمله ديگر مشكلات موجود بر سر راه خصوصي سازي باشگاه‌هاي ورزشي اين است كه با فرض اينكه تمامي باشگاه‌هاي فوتبال خصوصي شدند آيا در چرخه دولتي قادر به فعاليت خواهد بود؟ زيرا سازمان‌هاي دولتي تربيت بدني، صدا و سيما و اقتصاد دولتي و... به سرعت باشگاه خصوصي را به ورطه ورشكستگي خواهد كشاند. بنابراين براي خصوصي سازي ورزش بايد عوامل پيوسته و مرتبط با آن را نيز خصوصي كرد و به طور كلي تمامي زمينه‌ها و زير ساخت‌هاي مورد نياز آن را فراهم كرد.

    3- نقش دولت:
    در كشورهاي پيشرفته اهميت خاصي به باشگاه و باشگاه‌داري قائل شده و با توجه به نگاه صنعتي به آن، صورت كاملا حرفه‌اي عمل مي‌شود. دولت‌ها در ارتباط با توسعه باشگاه‌ها، در زمينه‌هاي بنيادي از قبيل ايجاد تسهيلات مانند زمين، مجوز، وام و غيره (همانند بخش كشاورزي و صنايع) عمل مي‌كنند، باشگاه‌ها نيز با فعاليت‌هاي مختلف اقتصادي نظير تربيت ورزشكار و فروش آن، برگزاري مسابقات حرفه‌اي از طريق ليگ‌هاي ورزشي در رشته‌هاي مختلف، فروش پخش تلويزيوني، تبليغات در سطوح مختلف رسانه‌اي و غيررسانه‌اي، تجارت‌هاي مجاز ورزشي، شرط‌بندي، ارايه خدمات حرفه‌اي مانند مربيان و مراكز آمادگي جسماني به صورت خودگردان و تحت نظارت دولت فعاليت مي‌كنند.
    واضح است كه دولت نقش بسيار زيادي در توسعه فوتبال و باشگاه‌هاي آن مي‌تواند داشته باشد، بخصوص در وضعيت كنوني فوتبال كشور حمايت دولت براي باشگاه‌ها از اهميت بيشتري برخوردار است زيرا باشگاه‌هاي فوتبال كشور داراي وضعيت اقتصادي نامناسبي بوده و به علت زيان‌ده بودن آنها جذابيتي براي سرمايه گذاران بخش خصوصي ندارند. در كشورهاي خارجي نيز نمونه‌هاي موفق خصوصي‌سازي باشگاه‌ها با حمايت دولت صورت پذيرفته است به عنوان مثال كشور تركيه با دادن وام‌هاي بلند مدت بدون بهره به باشگاه‌ها آنها را به بخش خصوصي واگذار كرد.
    به طور كلي نقش دولت در امر خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال را مي‌توان به دو دسته كلي تقسيم كرد.
    الف - نقش حمايتي
    ب - نقش نظارتي

    الف- نقش حمايتي
    با توجه به شرايط كنوني باشگاه‌ها فوتبال كشور خصوصي سازي آنها بدون كمك و حمايت دولت موفقيتي در بر نخواهد داشت زيرا به علت مشكلات مالي و عدم سودآوري، باشگاه‌ها جذابيتي براي ورود سرمايه گذاران بخش خصوصي به اين عرصه ندارند. از سوي ديگر به علت محدوديت منابع درآمدي (عدم رسميت برخي از منابع درآمدي مشروع و قانوني) سرمايه‌گذاراني كه از بخش خصوصي كه به اين عرصه وارد مي‌شوند موفقيتي نخواهند داشت و به علت مشكلات فراوان با شكست مواجه خواهند شد. مصداق عيني اين سخن باشگاه‌هاي خصوصي حاضر در سطوح مختلف فوتبال كشور هستند كه وضعيت نامناسبي دارند. بنابر اين موضوع حمايت دولت از بخش خصوصي و فراهم سازي شرايط و بستر مناسب براي ورود بخش خصوصي به اين عرصه بسيار اهميت دارد.
    مهمترين مواردي كه مي‌تواند در زمره فعاليت‌هاي حمايتي دولت براي گذر از بحران موجود وانتقال موفقيت‌آميز باشگاه‌ها به بخش خصوصي قرار گيرند به قرار زير هستند:
    1- پرداخت وامهاي بلند مدت و كم بهره.
    2- اختصاص زمين در طرح جامع شهري.
    3- پرداخت حق پخش تلويزيوني.
    4- اجراي قانون كپي رايت و انحصار براي نام، مارك، برند و البسه، مدارس و آكادمي‌هاي منتسب به باشگاه‌ها.
    5- اعمال معافيت‌هاي مالياتي براي باشگاهها و اسپانسرها.
    6- پرداخت تسهيلات براي تشكيل و ايجاد فروشگاههاي باشگاهي و معافيت در عوارض و صدور پروانه.
    7- تسهيل كردن زمينه انتقال بازيكن و برخورداري از تسهيلات و جوايز مربوط به آن.
    8- تشکيل سازمان ليگ مستقل و مقتدر.
    9- اصلاح فيزيكي ورزشگاهها و واگذاري طويل المدت آنها به شرط نگهداري و عدم تغيير كاربري به باشگاهها.
    10- تأمين و تدارك ورزشگاهها.
    11- ايجاد شرايط ويژه مانند حذف نظام وظيفه و ورود به دانشگاه براي بازيكنان حرفه‌اي.

    ب- نقش نظارتي
    علاوه بر نقش حمايتي دولت اعمال نظارت صحيح براي خصوصي سازي موفق باشگاه‌ها نيز نبايد به فراموشي سپرده شود. مهمترين فعاليت‌هاي نظارتي دولت به شرح زير است:
    1- تشكيل ستاد تخصصي از افراد خبره براي خصوصي سازي باشگاه‌ها
    2- ايجاد نظام كنترلي مناسب براي پيگيري امر خصوصي سازي باشگاه‌ها
    3- مقابله با تغيير كاربري.
    4- جلوگيري از استفاده تسهيلات در راه غير.

    بنابراين حمايت‌هاي بنيادي دولت‌ها در تشكيل باشگاه‌ها و كسب درآمدهاي كلان از طريق ورزش توسط مديران باشگاه‌ها، رونق باشگاه‌داري را در كشورهاي پيشرفته به همراه داشته است. به علت اينكه باشگاه‌هاي ورزشي در اين كشورها همانند بنگاه‌هاي اقتصادي عمل مي‌كنند، رقابت‌ها بيش‌تر شده و در نتيجه فعاليت‌هاي ورزشي و پيشرفت‌هاي علمي ورزشي نيز ارتقا مي‌يابد. ماحاصل اين فعاليت‌ها در تيم‌هاي ملي و در رشته‌هاي مختلف ظهور پيدا كرده و موجب ارتقاي وضعيت ورزش قهرماني و حرفه‌اي مي‌شود.

    4- تحقق معيارهاي حرفه‌اي
    همانطوري كه در يادداشت‌هاي پيشين بحث شد بيشتر باشگاه‌هاي فوتبال كشورمان از دستيابي به حداقل معيارهاي حرفه‌اي تعيين شده توسط مجامع بين‌المللي فوتبال عاجزند .
    براي تحقق خصوصي‌سازي باشگاه‌هاي فوتبال لازم است كه ابتدا اقداماتي اساسي در راستاي باز سازي امور مالي، اداري و امكاناتي، نيروي انساني و...صورت پذيرد و سپس با استفاده از موثرترين و مناسب‌ترين روش‌ها به خصوصي سازي پرداخت.
    ساختار كنوني باشگاه‌ها فوتبال نامناسب بوده و افراد دولتي و سياسي آنها را اداره مي‌كنند و داراي ثبات مديريتي زيادي نيز نيستند. بنابراين نخستين قدم در مسير حرفه‌اي شدن باشگاه‌هاي فوتبال ايران، تغيير ساختار فعلي آنهاست، به طوري كه باشگاه‌هايي با معناي واقعي داشته باشيم و افراد غير دولتي براي آن پيشقدم شوند.
    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به طور كلي مي‌توان گفت موارد ياد شده در اين يادداشت برخي از مهمترين پيش نيازهاي خصوصي سازي باشگاه‌هاي فوتبال هستند كه عدم تحقق آنها باعث عدم موفقيت روند خصوصي سازي باشگاه ها خواهد شد.
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  8. 3 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .


  9. #35
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض

    مقاله بسیار زیبای داش کسری خودمون که به روی هدلاین خبرگزاری پارس فوتبال رفت:
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    اسم مقالش هست: "تاکتیک های ساده ی حمله و دفاع در فوتبال"
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  10. 4 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .


  11. #36
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض

    یادداشت ویژه:بهمن فروتن ، برلین به عشق یافت اباد

    همين که يک ايراني بتواند رختکن يک تيم آلماني را در سکوت مطلق نگه دارد و با زبان آلماني يا انگليسي، بازيکنانش را از نظر فني و روحي آماده گرفتن سه امتياز کند؛ يعني لياقت اين را دارد که در فوتبال کشور خودش جايي و جايگاهي ويژه داشته باشد.

    سایت گل - يک مربي ايراني را نام ببريد که به يکي از زبانهاي اروپايي و فرهنگ غرب در حدي آشنا باشد که بتواند سرمربي يک تيم دسته چندمي در آلمان، هلند، انگليس، بلژيک، اتريش، يونان يا حتي لوکزامبورگ شود.
    اين همه مثال نه از سر طعنه و کنايه، که براي تفهيم يک حقيقت ساده به کار برده شد. حتي مربيان ژاپن و کره هم چنين قابليتي ندارند. بهمن فروتن به همين دليل خيلي ساده، بايد در فوتبال ايران صاحب جايگاهي ويژه و احترامي خاص باشد. اولي را که همکارانش نيز حاضر نيستند به او بدهند و دومي را هم تنها بايد در جمع دوستان نزديک و همکاران تشنه آموختن خود پيدا کند؛ آنهايي که براي يادگيري ارزش قائل هستند و به کسي که به آنان ياد بدهد، احترام مي گذارند.
    بهمن فروتن نه فقط به اين دليل که سه بازي در ليگ منطقه اي آلمان را برده و تيم ترکيم اسپور را از سقوط نجات داد، بلکه به اين خاطر که فرهنگ و سواد لازم براي کار در يک کشور صاحب فوتبال را دارد، بايد از سوي ما مورد احترام ويژه قرار بگيرد و از اين همه پست و صندلي در فوتبال ايران، يکي را به افتخارش خالي کنيم تا در کشور خودش، براي خودش و کشورش مفيد واقع شود.
    مردي که از شموشک نوشهر تا سرمربيگري تيم يک روزنامه ورزشي در مسابقات جام رسانه ها را تجربه مي کند و پس از چند ماه مجله کيکر نيز يک صفحه کامل را به او اختصاص مي دهد.
    همين که يک ايراني بتواند رختکن يک تيم آلماني را در سکوت مطلق نگه دارد و با زبان آلماني يا انگليسي، بازيکنانش را از نظر فني و روحي آماده گرفتن سه امتياز کند؛ يعني لياقت اين را دارد که در فوتبال کشور خودش جايي و جايگاهي ويژه داشته باشد.
    صحبت از يک آدم از دست رفته نيست. اين جملات که پشت سر هم به طور موازي روي يک نکته خاص تأکيد دارند، پس از هدر رفتن يک استعداد يا مرگ يک آدم بزرگ نوشته نشده است. بهمن فروتن سالم و سرحال است. دارد نفس مي کشد. در هوايي بهتر از اينجا. در آرامشي دور از اينجا. همانقدر که عاشق فوتبال است، به غذاي خوب عشق مي ورزد و به بحث کردن با يک جوان يا با يک مربي از چهارمحال و بختياري. 9 امتياز از سه بازي در ليگ منطقه اي آلمان گرفته و تيمش را از سقوط نجات داده و چند پيشنهاد از تيمهاي ديگر آلماني دارد.
    وقت پياده روي، سرگرم عادت هميشگي اش، سوت زدن است و شايد ياد روزي بيفتد که به يکي از دوستانش گفت:«ببين من همان موقع که در ناف پاريس هم که بودم، ميدان امام حسين(ع) را بيشتر از شانزه ليزه دوست داشتم.»
    وقتي به زمين تمرين تيمش در غرب برلين مي رسد، شايد ياد زمين يافت آباد بيفتد؛ زميني که در آن تيم آپادانا را تمرين مي داد و براي رسيدن به تمرين، بايد دو ساعت زودتر از خانه اش در تهرانپارس با برادر و پسرخاله اش بيرون مي زد تا چند تا جوان، فوتبال را بهتر بازي کنند.
    البته از روي وطن پرستي نبايد بهمن فروتن را دوست داشت و گرامي اش داشت. احترام به «اراده و انديشه انسان» است که انساني مثل سرمربي امروز ترکيم اسپور را عزيز مي کند؛ مردي که اگر بعضي جاها رفتارها و تصميماتش به ضرر خودش شده و مي شود، در عوض نه ژست دارد، نه از ياد دادن دريغ مي کند، نه از ساعتها مکالمه با يک مربي شهرستاني و نه از تمرين دادن يک تيم آماتور.
    بهمن فروتن مجبور شده به درک اين حقيقت که از نبودن در فوتبال ايران، هيچ ضرري نخواهد کرد. ايران و فوتبال ايران سرانجام فهميده که از گوشه نشين کردن فروتن و فروتن ها، خودش ضرر کرده و خواهد کرد؟
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  12. 2 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .


  13. #37
    مدیر باشگاه

    FulhamPerspolisRomaDortmund
    مربی محبوب
    ویسنته دلبوسکه
    بازیکن محبوب
    فرانچسکوتو
    تیم محبوب
    پرسپولیس- رم- فولهام- مايوركا- دورتموند- تیم ملی اسپانیا
    نوشته ها
    11,192
    سپاس ها
    52,218
    سپاس شده 25,768 در 7,882 پست

    پیش فرض


    آيا حرف حساب در فوتبال ما خريدار دارد ؟

    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست ...

    تورج عاطف / خبرگزاری پارس فوتبال

    آيا حرف حساب در فوتبال ما خريدار دارد ؟ مي دانم كه پاسخ بسياري به اين سوال منفي است ولي به كساني كه مدعي و صاحب نظر و در عين حال مسئول در اين فوتبال هستند مي پرسيم چه جوابي منطبق بر منطق و استدلال در قبال اين سوالها داريد

    1/ امروز سه شنبه دقيقا يك هفته از روزي مي گذرد كه اعلام شد هيات مديره باشگاه استقلال استعفاي دسته جمعي كرده اند و حالا پس از يك هفته تازه از سازمان تربيت بدني خبر مي رسد كه اين آقايان اجازه استعفا نداشته اند و بايد به سر كار خود حتي اجباري بر گردند مي پرسيم چه اشكالي داشت كه در اين غوغاي فصل نقل و انتقال يك هفته را به بطالت نمي گذارنديم و به طور قاطعانه اين حرف را تنها چند ساعت پس از استعفاي دسته جمعي زده و حتي براي اين مسئله جلسه هاي اضطراري مي گذاشتيد و از سوي ديگر مي پرسيم آيا به شرط زور مي توان هيات مديره باشگاهي را نگاه داشت ؟مديري كه به راحتي استعفا مي دهد چگونه مي تواند انگيزه ادامه كار داشته باشد ؟آيا جواب درستي به اين سوالها در نزد ساكنان ساختمان سازمان تربيت بدنی مي تواند وجود داشته باشد؟

    2/ پس از كعبي اين بار نوبت مازيار زارع است كه تهديد به محروميت شود مي گويند گناه او اين است كه بر عليه سر مربي تيم ملي سخن گفته است مي پرسيم آيا براي تنبيه سر مربي تيم ملي كه به مخالفين خود لقب دلال داده راهكاري داده ايد ؟ از سوي ديگر تنها چند روزي نيست كه از سوي ترابيان رئيس كميته فوتسال فدراسيون فوتبال عنوان شده كه شمس سر مربي مستعفي اين تيم در امر انتقال بازيكنان دست داشته است آيا براي او هم تنبيهي در نظر گرفته شده است ؟ و يا از سوي شمش عنوان مي شود كه ترابيان توسط بازيكنان مغضوبي چون شمسائي تحريك شده است آيا او را هم به كميته انضباطي كشيده ايد ؟ و يا محروميت خوب است به شر ط آن كه بازيكن مورد علاقه تيم كانديداي رياست فدراسيون فوتبالي باشي

    3/ علي پروين را مي شناسيم او را مردي مي دانيم كه به مروز زمان عوض شده است او مي گويد كه براي حضور در استيل آذين از مهاجراني رخصت گرفته است ضمن آن كه مهاجراني هم در استيل آذين خواهد بود آيا مي توانيم بپرسيم در صورت حضور پروين نقش مهاجراني در صورت بازگشت چه خواهد شد ؟آيا اين تعارف پروين را بايد جدي بگيريم ؟ از سوي ديگر او مي گويد كه پسرش را يك فصل سكونشين كرده اند مي گوئيم اين پروين همان پرويني است كه مي گفت بازيكن بايد از مربيش حتي اگر چوب خشكي هم باشد اطاعت كند و هيچ كس حق ندارد از نحوه مربيگري و انتخاب بازيكنان توسط سر مربي ايراد بگيرد ؟ مي پرسيم اين حرفهاي علي آقا مال زماني بود كه دردانه اش بازيكن پرسپوليس نشده بود ؟ براستي از علي آقا مي پرسيم آيا جواب صحيحي به اين سوال ما دارد و.. اين حكايت همچنان ادامه دارد
    به هر كاری كه دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.
    دکتر وین دایر

  14. 2 کاربر از پست مفید NoName سپاس کرده اند .


  15. #38
    بازیکن اصلی تیم

    مربی محبوب
    آقامون مونتلا
    بازیکن محبوب
    وینچنزو مونتلا
    تیم محبوب
    رم - کاتانیا ، بخاطر مونتلا
    نوشته ها
    590
    سپاس ها
    1,603
    سپاس شده 3,889 در 549 پست

    پیش فرض

    و باز هم سکو ها ، این ستون پنجم لیگ ایران !

    امروز روی تکس های خبری یک خبر باز هم چشم نوازی کرد !

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    تجربه ی بگوویچ در پرسپولیس و صالح نیا در ملوان و کخ و حجازی و مرفاوی در استقلال و ... همه یک واقعیت را نمایان می کنند و آن هم اینکه سکوها جزئی از باشگاه نبوده و هیچگاه به دنبال سیاست های باشگاه نیستند !
    اهمیتی ندارد که باشگاه هدفش چیست ! مهم این است که سکوها بدنبال چه هستند !

    گویا با مرگ داود جورابلی باز هم چند دستگی ایجاد شده و بعدی بنظر می رسد که فوتبال ایران و در این مسئله خاص استقلال فصل آرامی را سپری کنند و عجیب بنظر می رسد که با این اوضاع چگونه انتظاراتی از قبیل تکرار فینال آسیا هنوز هم در دسترس دیده می شود !

    و باز هم سکوها ، قصه ای که شاید تکراری شده برای ما !

    مانی
    باز هم شروعی دوباره ! .[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط مانی : 26th October, 2010 در ساعت 09:36 PM

  16. 7 کاربر از پست مفید مانی سپاس کرده اند .


  17. #39
    بازیکن اصلی تیم

    مربی محبوب
    آقامون مونتلا
    بازیکن محبوب
    وینچنزو مونتلا
    تیم محبوب
    رم - کاتانیا ، بخاطر مونتلا
    نوشته ها
    590
    سپاس ها
    1,603
    سپاس شده 3,889 در 549 پست

    پیش فرض

    تمرد از قانون ؟! آقای عزیز محمدی بهتر نیست استعفا دهید !؟!





    سقف قرار داد ، خوب یا بد ؛ به هیچ وجه در این میان اهمیتی ندارد !
    چه آنکه بر هیچکس پوشیده نیست که این طرح در هیچ جای دنیا مورد استفاده قرار نگرفته و در این میان به نوعی شاهد کشاکشی بین متصدیان امور با بازیکنان و مربیان لیگ برتر بوده ایم ! به قول یکی از مربیان لیگ برتر که می گفت اکنون شرایط به گونه ای شده که بازیکنی که شاید با 200 میلیون تومان به استقلال می آمد ؛ با کف 350 میلیون تومان آماده مذاکره با استقلال است !


    نکته ای که در این میان نباید از آن چشم پوشی کرد آن است که قانون سقف قرار داد ، خوب یا بد ؛ قانون است ! احترام به قانون و عمل به آن به میل افراد نیست .


    اصرار عجیب متصدیان این طرح به رعایت سقف قرار داد ها و احضار 23 بازیکن به همراه چند مربی به سازمان لیگ برتر در تاریخ 90/2/5 ، موجب آن شد تا همه این مربیان و بازیکنان به این سازمان رفته و در مورد قراردادهایشان شفاف سازی کنند !
    اما مسئله اصلی از آنجا شروع شد که امیر قلعه نویی در مصاحبه ای ( فارس 90/3/5 ) ، با اعلام اینکه به این سازمان نمی رود ، به صراحت تمرد از قانون را اعلام کرد !
    استدلال قلعه نویی آن بود که پاسخگو نیست ؛ و باید متصدیان امور با باشگاه تراکتور سازی رو به رو باشند و اگر تخلفی صورت گرفته ، این باشگاه است که باید پاسخگو باشد نه شخص وی ! گویا قلعه نویی متوجه تفاوت دو مفهوم حقوقی متهم و مجرم نیست ! و توجه ندارد که تشخیص آنکه فردی مجرم است یا خیر بر عهده متهم نیست ! بلکه این از اختیارات قاضی است .


    عزیز محمدی نیز در مصاحبه ای اعلام کرد که با نیامدن قلعه نوعی ، کارت برای وی صادرنمی شود و قلعه نویی نیز با گفتن آنکه خانه می نشینم ولی پاسخ نمی دهم ، عدم تمایل به شفاف سازی و رعایت قانون را نشان داد !


    از سوی مقابل عزیز محمدی ، به عنوان متولی قانون ، با عدول از وظیفه ی قانونی اش حاضر شد تا در فدراسیون فوتبال و در مقابل تاج با قلعه نویی به مذاکره بنشیند ، گویا که قلعه نوعی در جایگاه قدرت است و او تعیین می کند که چه اتفاقی باید روی دهد و جلسه بدون نتیجه و با صادر شدن کارت موقت قلعه نوعی برای بازی با صبا باطری به پایان رسید تا قلعه نوعی با زیر پا نهادن قانون ( کاری که بسیاری از مربیان و بازیکنان انجام می دهند ) یک گام دیگر از سایرین جلو تر بردارد.به عبارت دیگر گام اضافی ای که قلعه نویی نسبت به سایرین برداشت آن بود که سرکشی در مقابل قانون را نیز انجام دهد .




    نگارنده اعتقاد دارد با توجه به زیر سوال رفتن قانون و به سخره گرفته شدن آن توسط قلعه نویی و پایین آورده شدن شان سازمان لیگ برتر به علت عقب نشینی عزیز محمدی از وظیفه ی قانونی اش در مقابل قلعه نویی - که مشخص نیست بر اساس چه قدرت پنهانی این گونه تمرد از قانون را فریاد می کند - بهتر است تا شایع نشدن چنین اموری هرچه سریعتر عزیز محمدی از سمت خود استعفا داده تا یا قانون مورد بازبینی قرار گیرد یا فردی به جای ایشان بر مسند قانون تکیه زند که قانون را برای همه دانسته و در محکوم کردن متخلفان ، مربی قهرمان یا مربی شکست خورده را تفاوتی قائل نمی شوند!




    در کشوری که هزاران جانباز شیمیایی محتاج کپسول های اکسیژنی هستند که بعلت نداشتن اعتبار ناتوان از خرید آن هستند ، در کشوری که اساتید دانشگاه مبلغ ناچیزی را در سال می گیرند ، در کشوری که جراحان و متخصصان پزشکی اش ، با ساعت ها کار و سالها درس خواندن نمی توانند حتی نیمی از قراردادهای فوتبالی را در سال بدست آورند ، در کشوری که کارگران با تلاش بیش از ده ساعته خود در طول روز با مبلغی بسیار ناچیز در برابر مبالغ میلیاردی فوتبالی ها زندگی را می گذرانند ، عجیب است که هنوز مربی ای وجود دارد که بعد از این همه امتیاز گرفتن از این و آن و دریافت مبالغ نجومی ، اعتقاد دارد اگر ویچ به نامش افزوده می شد ، بیشتر از اینها هوایش را داشتند !



    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    باز هم شروعی دوباره ! .[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  18. 5 کاربر از پست مفید مانی سپاس کرده اند .


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

خبر خوان