صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38

موضوع: ‏*‏** شعر و ادبیات ***

  1. #31
    کاپیتان تیم

    InterInterInterInter
    مربی محبوب
    هلنیو هررا -هکتور کوپر-روبرتو مانچینی-ژوزه مورینیو-دیگ
    بازیکن محبوب
    خاویر زانتی-مارکو ماتراتزی-کریستین ویری-فرانچسکو توتی-
    تیم محبوب
    Italia
    نوشته ها
    1,487
    سپاس ها
    938
    سپاس شده 3,954 در 1,504 پست
    کشور من
    Italy

    پیش فرض

    جنگل ثمر نداشت ، تبر اختراع شد
    شيطان ‌خبر نداشت، بشر اختراع شد
    «هابيل»‌ها مزاحم« قابيل»‌ می‌شدند
    افسانه‌ی « حقوق بشر» اختراع شد
    مـردم خيال فخر فروشی نداشتند
    شيـئی شبـيه سكه ی زر اختراع شد
    فكر جنايت از سر آدم نمی‌گذشت
    تا اين­كه تيغ وتير وسپر اختراع شد
    با خواهش جماعـت علاف اهل دل
    چيزی به نام شعر و هنر اختراع شد
    اين‌گونه‌ شد كه ‌مخترع‌ از خير ما گذشت
    اين‌گونه‌ شد كه‌ حضرت «شر» اختراع شد
    دنيا به‌ كام بود و … حقيقت؟! مورخان!
    ما را خبر كنيد؛ اگراختراع شد


    علی اکبر یاغی تبار
    آسوده بخواب یار از دست رفته ..باشد که به فرمان سرشک مادر داغ دیده ات ..زندگی بر آنها که از زندگی جدایت کردند ، جاودانه حرام باد ..تو را ناجوانمردانه کشتند ..این را همه کس دید ..خود تو هم دیدی ..اما تو ، نمرده ای ..تو زنده جاویدی ..زنده ای در بسیط عظمت ایده آلی که داشتی
    در شکفتگی هزاران غنچه نو شکفته دانش..که تخمشان را در چهار چوب مدرسه ها کاشتی ..



    ویرایش توسط amir-inter milano : 13th April, 2015 در ساعت 01:08 AM


  2. #32
    بازیکن ذخیره

    TractorBarcelonaArsenal
    مربی محبوب
    کلوپ
    بازیکن محبوب
    لئو مسی ...هانری...دروگبا
    نوشته ها
    178
    سپاس ها
    329
    سپاس شده 466 در 169 پست

    پیش فرض



    نتیجه زندگی ما اعمال ماست...!


    بهشت و دوزخ ما در این جهان ،
    در دستان خود ماست ...
    نیکی پاسخ نیکی است ،
    و بدی سزای بدی ...
    نتیجه زندگی ما ،
    حاصل اعمال ماست ... !


  3. #33
    بازیکن تیمهای پایه

    نوشته ها
    5
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 4 در 4 پست

    پیش فرض

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    ای شب از رویای تو رنگین شده
    سینه از عطر توام سنگین شده
    ای به روی چشم من گسترده خویش
    شادیم بخشیده از اندوه بیش
    همچو بارانی که شوید جسم خاک
    هستیم زآلودگی ها کرده پاک
    ای تپش های تن سوزان من
    آتشی در سایهء مژگان من
    ای ز گندمزارها سرشارتر
    ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
    ای در بگشوده بر خورشیدها
    در هجوم ظلمت تردیدها
    با توام دیگر ز دردی بیم نیست
    هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
    ای دل تنگ من و این بار نور؟
    هایهوی زندگی در قعر گور؟
    ای دو چشمانت چمنزاران من
    داغ چشمت خورده بر چشمان من
    پیش از اینت گر که در خود داشتم
    هرکسی را تو نمی انگاشتم
    درد تاریکیست درد خواستن
    رفتن و بیهوده خود را کاستن
    سر نهادن بر سیه دل سینه ها
    سینه آلودن به چرک کینه ها
    در نوازش، نیش ماران یافتن
    زهر در لبخند یاران یافتن
    زر نهادن در کف طرارها
    آه، ای با جان من آمیخته
    ای مرا از گور من انگیخته
    چون ستاره، با دو بال زرنشان
    آمده از دور دست آسمان
    جوی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] سینه ام را آب تو
    بستر رگهایم را سیلاب تو
    در جهانی اینچنین سرد و سیاه
    با قدمهایت قدمهایم براه
    ای به زیر پوستم پنهان شده
    همچو خون در پوستم جوشان شده
    گیسویم را از نوازش سوخته
    گونه هام از هرم خواهش سوخته
    آه، ای بیگانه با پیرهنم
    آشنای سبزه واران تنم
    آه، ای روشن طلوع بی غروب
    آفتاب سرزمین های جنوب
    آه، آه ای از سحر شاداب تر
    از بهاران تازه تر سیراب تر
    عشق دیگر نیست این، این خیرگیست
    چلچراغی در سکوت و تیرگیست
    عشق چون در سینه ام بیدار شد
    از طلب پا تا سرم ایثار شد
    این دگر من نیستم، من نیستم
    حیف از آن عمری که با من زیستم
    ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
    خیره چشمانم به راه بوسه ات
    ای تشنج های لذت در تنم
    ای خطوط پیکرت پیرهنم
    آه می خواهم که بشکافم ز هم
    شادیم یک دم بیالاید به غم
    آه، می خواهم که برخیزم ز جای
    همچو ابری اشک ریزم های های
    این دل تنگ من و این دود عود ؟
    در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟
    این فضای خالی و پروازها؟
    این شب خاموش و این آوازها؟
    ای نگاهت لای لائی سِحر بار
    گاهوار کودکان بیقرار
    ای نفسهایت نسیم نیمخواب
    شسته از من لرزه های اضطراب
    خفته در لبخند فرداهای من
    رفته تا اعماق دنیا های من
    ای مرا با شور شعر آمیخته
    اینهمه آتش به شعرم ریخته
    چون تب عشقم چنین افروختی
    لاجرم شعرم به آتش سوختی
    برای انجام عملیات نقاشی در تهران و کرج بر روی لینک زیر کلیک نمایید.
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  4. کاربر روبرو از پست مفید nfootball سپاس کرده است .


  5. #34
    کاپیتان تیم

    InterInterInterInter
    مربی محبوب
    هلنیو هررا -هکتور کوپر-روبرتو مانچینی-ژوزه مورینیو-دیگ
    بازیکن محبوب
    خاویر زانتی-مارکو ماتراتزی-کریستین ویری-فرانچسکو توتی-
    تیم محبوب
    Italia
    نوشته ها
    1,487
    سپاس ها
    938
    سپاس شده 3,954 در 1,504 پست
    کشور من
    Italy

    پیش فرض

    فکر کنم دو روز پیش روز جهانی نه به خشونت علیه زنان بود .. ظلم و محدودیت هایی که سالهاست با شدت هرچه تمام تر به زنان سرزمین ما تحمیل میشود
    این قطعه شعر را تقدیم میکنم به مهر بانوان سرزمینم به امید روزی که همگان به حقوق برابر و ارزشهای بی همتای بانوان و مخصوصن بانوان ایرانی پی ببرند...


    تو خورشید درخشانی هلا بانوی ایرانی
    چرا در پرده میمانی؟ هلا بانوی ایرانی

    تو‌معمار ِتوانمندِ منِ ایرانیِ رادی
    تمدن سازِ دورانی هلا بانوی ایرانی

    اهورایی نژادا در مقامت چون سخن گویم؟
    سروشِ مهرِ یزدانی، هلا بانوی ایرانی

    تو ایراندختی و آذرمدخت و مامِ تهمینه
    به شهرِ دل تو سلطانی، هلا بانوی ایرانی

    هزاران لیلی و عَذرا و سَلمی خاک پای تو
    که خود شیرین جانانی، هلا بانوی ایرانی

    تو را زیبد سرافرازی تو ای فخرآفرین بانو
    که سرّ عشق می دانی، هلا بانوی ایرانی

    نجابت را تو ‌تفسیری شرافت را تو معنایی
    ز بس پاکیزه دامانی، هلا بانوی ایرانی

    ستون خیمه ی عشقی نجیب و بردبارانه
    که ‌خلوتگاه ایمانی، هلا بانوی ایرانی

    به گوشم لای لای مهر تو هرلحظه می پیچد
    صدای آبشارانی، هلا بانوی ایرانی

    به دامان تو‌پرورده است فردوسی و شهنامه
    زبانِ پاکِ جانانی، هلا بانوی ایرانی

    درون کوچه‌های پیچ پیچ ‌رندی و عرفان
    تو مست مثنوی خوانی، هلا بانوی ایرانی

    به بطن پاک پروردی، چه حافظ ها و سعدی ها
    غزل بانوی مستانی، هلا بانوی ایرانی

    نماد جلوه ی عشقی چه زرتشتی چه موسایی
    مسیحی یا مسلمانی، هلا بانوی ایرانی

    تو در وصفم نمی گنجی که هرچه گویم از مهرت
    دلم گوید دو چندانی، هلا بانوی ایرانی

    تو پیک صادق آرامشی، جانمایه ی صبری
    عروس شهر عرفانی، هلا بانوی ایرانی

    نگهبان حریم خانه ای کز عمق جان و ‌دل
    سرود عشق می خوانی، هلا بانوی ایرانی

    تو را تاریخ ‌می بیند به میدان وفاداری
    که ‌پرچمدار میدانی، هلا بانوی ایرانی

    اگر قحط محبت شد به دشت تشنه ی میهن
    ترنّمهای بارانی، هلا بانوی ایرانی

    مباد از چشمه ی چشمت تراود اشک نومیدی
    که دریایی و ‌توفانی، هلا بانوی ایرانی

    تویی گردآفرید روزگار کارزار و خون
    که هرگز در نمی مانی، هلا بانوی ایرانی

    طلسم جهل را بشکن که در دستان نادانی
    نباید بود زندانی، هلا بانوی ایرانی

    سرود سبز را سر ده که فصل برگریزان را
    تو « امّید»ِ بهارانی هلا بانوی ایرانی...


    استاد بادکوبه ای
    آسوده بخواب یار از دست رفته ..باشد که به فرمان سرشک مادر داغ دیده ات ..زندگی بر آنها که از زندگی جدایت کردند ، جاودانه حرام باد ..تو را ناجوانمردانه کشتند ..این را همه کس دید ..خود تو هم دیدی ..اما تو ، نمرده ای ..تو زنده جاویدی ..زنده ای در بسیط عظمت ایده آلی که داشتی
    در شکفتگی هزاران غنچه نو شکفته دانش..که تخمشان را در چهار چوب مدرسه ها کاشتی ..



    ویرایش توسط Meysam : 29th November, 2016 در ساعت 11:15 AM

  6. کاربر روبرو از پست مفید amir-inter milano سپاس کرده است .


  7. #35
    بازیکن تیمهای پایه

    نوشته ها
    1
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 2 در 1 پست

    پیش فرض

    دوستت دارمنه مثل شعری که تا زلف باز می کندطوفان می شودو در سیاهی چشم اشگورهای دسته جمعی حفر می شود.دوستت دارمچون شاعری که شعرش را،وقتی دفن شده باشددر هجوم نوشته های رنگین جهانولی دوستت دارم رااز لب های تو شنیده باشدبه وقت سرودن"مهین نجفی زاده"
    برای ساخت و معرفی انواع تجهیزات گلخانه ای بر روی[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]کلیک نمایید.

  8. 2 کاربر از پست مفید Greenhouse Equi سپاس کرده اند .


  9. #36
    بازیکن تیمهای پایه

    نوشته ها
    2
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 1 پست

    پیش فرض





    ماهم که هاله یی به رخ از دود آهش استدایم گرفته چون دل من روی ماهش است دیگر نگاه ، وصف بهاری نمی کندشرح خزانِ دل به زبان نگاهش است راه نگاه بست به چشم سیه که دیدموی دماغ ها همه جا خار راهش است دیدم نهان فرشته ی شرم و عفاف اوآورده سر به گوش من و عذر خواهش است روز سیاه دیده به چشم و به قول خوددود اجاق ، سُرمه ی چشم سیاهش است دیگر نمی زند به سر زلف ، شانه ییو آن طُرّه خود حکایت عمر تباهش است بگریخته است از لب لعلش شکفتگیدایم گرفتگی است که بر روی ماهش است افتد گذار او به من از دور و گاهگاهخواب خوشم همین گذر گاهگاهش است هر چند اشتباه از او نیست لیکن اوبا من هنوز هم خجل از اشتباهش است اکنون گُلی است زرد ولی از وفا هنوزهر سُرخ گل که در چمن آید گیاهش است این برگ های زرد چمن نامه های اوستوین بادهای سرد خزان پیک راهش است در گوشه های غم که کُند خلوتی به دلیاد من و ترانه ی من تکیه گاهش است من دلبخواه خویش نجُستم ولی خدابا هر کس آن دهد که به جان دلبخواهش است من کیستم؟ اسیر محبت ، گدای عشقوز ملک دل که حسن و هنر پادشاهش است در شهر ما گناه بود عشق و شهریارزندانی ابد به سزای گناهش استمحمد حسین شهریار



    لذت طعم واقعی گوشت با باربیکیو گریل ذغالی مهر
    برای آشپزی لذت بخش در خانه بر روی [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] کلیک نمایید.

  10. 3 کاربر از پست مفید barebekeyou سپاس کرده اند .


  11. #37
    بازیکن ذخیره طلایی

    EsteghlalBarcelonaInterArsenal
    مربی محبوب
    کیروش-فرکی-گواردیولا-منصوریان
    بازیکن محبوب
    ریوالدو-فرهاد مجیدی-زیدان-جباری
    تیم محبوب
    تاج آسیا-اینتر-بارسا-آرسنال
    نوشته ها
    222
    سپاس ها
    250
    سپاس شده 477 در 219 پست
    کشور من
    Iran

    پیش فرض

    من نميدانم
    که چرا ميگويند: اسب حيوان نجيبي است، کبوتر زيباست.
    و چرا در قفس هيچ کسي کرکس نيست.
    گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
    چشمها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد.
    واژه ها را بايد شست.
    واژه بايد خود باد، واژه بايد خود باران باشد.
    چترها را بايد بست.
    زير باران بايد رفت.
    سهراب سپهری






    ویرایش توسط mohssen : 8th December, 2016 در ساعت 12:57 AM

  12. 2 کاربر از پست مفید mohssen سپاس کرده اند .


  13. #38
    بازیکن تیمهای پایه

    نوشته ها
    2
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 2 پست

    پیش فرض

    این عشق ماندنی
    این شعر بودنی
    این لحظه های با تو نشستن سرودنی است

    این لحظه های ناب
    در لحظه های بیخودی و مستی
    شعر بلند حافظ
    از تو شنودنی است

    این سر نه مست باده
    این سر که مست
    مست دو چشم سیاه توست
    اینک به خاک پای تو می سایم
    کاین سر به خاک پای تو
    با شوق سودنی است
    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ، [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ، [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید] ، [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

  14. 2 کاربر از پست مفید betoncivil سپاس کرده اند .


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربران خواننده این موضوع : 9

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

خبر خوان