صفحه 84 از 84 نخستنخست ... 14345464748081828384
نمایش نتایج: از شماره 831 تا 840 , از مجموع 840

موضوع: مافیا دور سیزدهم - چهره های آنسوی نقاب

  1. #831
    کاپیتان تیم

    Milan
    تیم محبوب
    میلان
    نوشته ها
    1,213
    سپاس ها
    3,772
    سپاس شده 4,427 در 824 پست

    پیش فرض

    گاد موسولینی باره دیگه وارد میشه!!
    آقا همگی خسته نباشید، بچه ها شوما خوب مافیا کِردن دسشون درد نکنه، بچه ها اونا هم خوب مافیا کِردن دسشون درد نکنه، ولی چیزی که بــــود، بضاعتشون همین بود دیگه! (با لهجۀ شاغلام بخونید! )

    نمیدونم از کجا شروع کنم! خوب اول نقشا و یوزرا رو بگم:

    Antonio: امیرسجاد - قاتل - توانایی 4 شب اعلام هدف

    Yassine: جوکر - بیگناه - نگهبان - توانایی 3 شب اعلام هدف - شب سوم جذب فرقه شد

    John: راضیه - بیگناه - بی نقش

    Lena: مجتبی - بیگناه - داروغه - توانایی 3 شب اعلام هدف

    Caroline: شادی - قاتل - توانایی 4 شب اعلام هدف

    Mark: قاسم - رئیس فرقه - توانایی جذب دو نفر، شب اول و سوم - نقش مکمل افرادی که جذب میکرد رو نمگرفت

    Kevin: محمد سوپر رونی - بیگناه - بی نقش - شب اول جذب فرقه شد

    Karinna: مهدی گاس - بردۀ فرقه - نقش اربابش رو نمیگرفت

    Giuseppe: بهنود - بیگناه - سربدار

    Brayan: ساناز - بیگناه - راهب ضد گلوله - محدودیت نقش، دو شب اول

    Jessica: امین - بیگناه - بی نقش

    Kyomoto: بهمن - بیگناه - بی نقش

    به نظرم بهترین حالتی بود که میشد بالانس بازی رو درش حفظ کرد. همۀ حالتهای ممکنه رو هم بررسی کردم. با دو گروه هم میشد بازی رو برگزار کرد، ولی خیلی از کیفیت و هیجان بازی کم میشد. در هم صورت آمادم هر دفاعی که لازم باشه از طرحم داشته باشم!


    خدا بودن این دورم هرچی که نداشت یه درس آموزنده بهم داد!
    من همیشه فکر میکردم خدا بودن خیلی راحته، اصلآ خدا کاری نمیکنه که، همه خودشون کاراشونو میکنن و فقط خدا میگه فلانی بمیره، فلانی چیز بشه، فلانی چیز نشه! ولی الآن پشیمونم از افکارم!
    اصآ خداها همیشه تنهان! هیشکی نیست با خداها حرف بزنه! فقط وقتی کارشون دارن و میخوان بشون هدف پ.خ کنن، باشون چند کلمه حرف میزنن! بعدم هیشکی ازشون تشکر نمیکنه! هرچی هم داستان بنویسن و بگن کی مرد و کی نمرد، بازم تشکر نمیکنن، همه فقط تو فکره مرده های خودشونن، کسی تو فکره خداها نیست!

    جا داره همینجا از بندۀ خوبم آیناز خاتون یه تشکر ویجه کنم که منو تو این شرایط سخت تنها نذاشت و گاه گاهی سر در درون چاه میکرد و جهان رو شرمگین از آه میکرد و با خدای خودش راز و نیاز و مناجات میکرد! ولی خدا چون نمیخواست بقیه بنده هاشو لو بده، خیلی جوابشو نمیداد و همش سر بالا جوابشو میداد؛ فقط بعضی وقتا یه سری وحی ها واسش با پیک موتوری میفرستاد و حتی قول یه سری نعمتهای بهشتی هم بهش داد، که دیگه قسمت نشد بتونه به قولش عمل کنه و هنوز بندش داره تو این دنیا زندگی میکنه!


    در کل دوره خیلی خوبی بود. من راضیم از نتیجۀ به دست اومده. سطح بازی بالا بود و بار فنی خوبی داشت. بازی با یوزر های جدید هم اگرچه خیلی بازی رو سخت کرده بود به نظرم، ولی واقعآ افق های جدیدی تو مافیا باز کرد و نوع بازی ها رو به نظرم تا حدودی تغییر داد و ابعاد دیده نشده ای رو به نمایش گذاشت.


    فعلآ در مورد شخصیت ها و کرکترای بازی حرفی نمیزنم. ولی حرف برای گفتن زیاد دارم در این مورد! جوکر!!


    اما از اشتباهات مدیریتی خودم که بخوام بگم:

    1. طول فاز روز خیلی زیاد بود و به قول قاسم بازی رو فرسایشی کرده بود!
    2. حداقل این دور، بهتر بود جذبهای فرقه گفته نمیشد.
    3. آوردن اون تایمر مسخره!! (بزرگترین اشتباهم!!)


    از همۀ کسانی هم از من تشکر کردن، متقابلآ خواهش میکنم! و بازم میگم، اینکه بازی به بهترین شکل انجام میشد و همه از بازی لذت میبردن، بهترین تشکری بود که میشد ازم بشه.
    و به جز جریان اعدام کرولاین، همه چی خوب پیش رفت به نظرم.

    =============================

    اما جوابهای نظرات شما دوستان عزیز:

    نقل قول نوشته اصلی توسط ...& نمایش پست ها
    1. من از گاد این بازی گله دارم
    ما تموم روز دوم رو این که اعدام نداشته باشیم وقت گذاشتیم اون وقت با ندیده گرفتن دقایقی که تمام روند بازی رو تغییر داد خیلی بازیمونو خراب کرد. به خودشم گفتم دفعات دیگه که بازی تمدید میشه و کسی اعتراض نمی کنه به خاطر اینه که اولا به این شدت تاثیرگذار نیست ثانیا از قبل اعلام میشه ولی وقتی حتی 1 دقیقه اهمیت داره نباید ندیده گرفته بشه

    2. از طرف دیگه مارک و کوین فوق العاده کم فروغ بودن ولاگه مدیر کش میشدن یا جدی تر باهاشون برخورد میشد اینجوری پشت پرده قرار نمی گرفتن (اگه این قدر کم ارسال نبودن اینجوری تو حاشیه قرار نمی گرفتن)
    به نظر من یکی از دلایل اصلی برد فرقه کمکهای مصطفی به این گروه بود
    1. تصمیم گیری اون موقع خیلی برام سخت بود. موقعی که هنوز نمیدونستم رأی برایان تو دقایق قانونی بازی بوده. واقعآ دوست نداشتم هیچ کودوم از بازیکنا به هر دلیلی ناراحت بشن.
    اون روز همه تلاششونو کردن که بازی یه اعدامی داشته باشه. هیچ کس دقیق نمیدونست کرولاین، جسیکا یا یاسین، کودومشون گناهکاره تر از بقسن، فقط میخواستن اون همه زحمت و توان گذاشتن و وقت هزینه کردنشون نتیجه ای داشته باشه. اگه اجماع آراتون روی جسیکا هم بود، من بازم اعدامش میکردم، همینطور هرکس دیگه ای! واقعآ بی انصافی بود به خاطر چند دقیقه (که بعدآ هم مشخصی شد، اونم نبوده) رأی رو قبول نکنم.

    2. اصلآ واسم فرقی نداشت کودوم یکی از گروهها برنده میشن. حتی یک بار هم سعی نکردم با شل و سفت کردن قوانین توازن بازی رو بهش برگردونم، حتی اگه فکر میکردم، اشتباه از طرف خودم بوده و طرح اولیه و تعداد افراد گروهها آنبالانس بوده!
    کوین و مارک هم هیچ وقت کمتر از حداقل هایی که تعیین کرده بودم، پست ندادن. شاید زیاد حرف نمیزدن و مخصوصآ کوین، معمولآ پستاش از سه خط تجاوز نمیکردن، ولی نظرشو اعلام میکرد. تهمت میزد، دفاع میکرد و همۀ حرفهایی که بعدآ بشه بر علیهش ازشون استفاده کرد رو میزد!


    نقل قول نوشته اصلی توسط Super Rooney نمایش پست ها
    اتفاقاً مصطفی تو داستان شب سوم همه ما رو گول زد ! اونجور که گفت لنا خونین و مالی پیدا شد و نجاتش دادن ما فکر کردیم که طبیب نجاتش داده. چون جوکر آنتونیو رو هدف قرار داده بود!! همه شواهد علیهش بود ما فکر کردیم پس برایان رئیس قاتل ها هستش زوم کردیم روش!
    نه من گولتون نزدم، خودتون اشتباه کردید، همۀ حدسیاتتون هم بر اساس همون اشتباهاتتون پیش بردید.
    حالا تو نبودی ممد جون، ولی موقعی که ما با اوستاییه مسعود بازی میکردیم، تو داستاناش همه رو خودش میکشت! یعنی کلآ خدای بیکاری بود. اون همه آسمون ها و زمین رو ول میکرد میومد تا یه آدمو بُکشه و سیگاری دود کنه، باز برگرده بالا!

    اما در مورد داستان شب سوم، من حتی با اون نقل قول تو روز چهارم هم سعی کردم بهتون یادآوری کنم که من حتمآ نباید اتفاقات بازی رو عینآ تو داستانم بیارم. من با اون قسمت از داستان فقط میخواستم "ناکامی قاتلین تو کشتن لنا" رو بیان کرده باشم. حدس اینکه چطور این رخ داده، به عهدۀ خودتون بود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط InTeR نمایش پست ها
    البته یکجا حرکت جالبی نکردی.روز اول من 14 تا پست داده بودم که نصفش هم در دفاع از خودم بود بعد اومد گفت جسی ممکنه مدیرکش بشه!تو که میدونستی من بیگناهم نباید این رو میگفتی چون ممکن من جوگیر شم و برای رفع مدیرکشی یک کار اشتباه بکنم
    امین من گفتم، اصلآ واسم فرقی نداشت کی چه نقشی داره! یعنی با اینکه من همیشه تو بازی، حتی موقعی که برده هستم () هم یه گرایش عجیبی به بیگناها دارم؛ ولی این سری که مجریه بازی بودم، هیچ وقت نمیخواستم زحمت کسی رو نادیده بگیرم و ناخودآگاه به ضرر کسی کاری کنم! واسه همین هیچ وقت به کسی به خاطر بیگناه بودنش رحم نکردم، یا به خاطر گناهکار بودنش، سختگیری!

    وقتی اومدم و مسئولیت برگزاری بازی رو به عهده گرفتم، فقط و فقط اجرای بازی به بهترین شکل ممکن، مد نظرم بود. به تنها چیزی که فکر میکردم، این بود که عدالت تو بازی برقرار بشه و همه از بازی لذت ببرن. واقعآ به چیزی جز لذت بردن بازیکنا از بازی فکر نمیکردم. جدآ آدم ناراحت میشه با این شرایط کسی بیاد بگه فلان جا رو مقرضانه قضاوت کردی و خواستی گروه ایکس برندۀ بازی بشه!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط InTeR نمایش پست ها
    این نقش من هم بسیار مزخرف بود!دختر اهل بورکینافاسو
    خاک بر سرت!! نقشت که خیلی خوب بود، تازه آواتارت هم خداش کرده بود! اون تگای پایین صفحه هم خودم نوشتم حتی!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط Càmρ Иòu نمایش پست ها

    اول يه خسته نباشيد ميگم به مصطفي كه انصافاً كلي زحمت كشيد براي بازي و داستانهاي بسيار خوبی مينوشت. به نظرم دوره هاي بعدي هم خودش گاد باشه خيلي خوب ميتونه بازي برگزار كنه.
    عادت ندارم از این تیکه های جلف استفاده کنم، ولی اینجا جدآ دیگه میطلبه:
    هـــــــــی وای من!!!



    پ.ن: امشب میتونم راحت بخوابم دیگه!!
    .
    رفته است جایی؛ برمی‌گردد.
    ویرایش توسط lvlostafa : 2nd May, 2011 در ساعت 05:54 PM

  2. 9 کاربر از پست مفید lvlostafa سپاس کرده اند .



  3. #832
    کمک مربی

    Manchester UnitedManchester UnitedManchester UnitedManchester United
    مربی محبوب
    Sir Alex Ferguson
    بازیکن محبوب
    Ryan Giggs-Wayne Rooney-C.Ronaldo-Eric Cantona-Mark Hughes
    تیم محبوب
    Man United
    نوشته ها
    2,206
    سپاس ها
    8,386
    سپاس شده 7,802 در 1,585 پست

    پیش فرض

    بازم تشکر از مصطفی بابت زحمتش تو مدیریت بازی !
    اما حالا که همه از سوتیاشون میگن گفتم منم بگم! البته من تو تاپیک سوتی ندادم. امدم یه نقشه ای رو مطرح کنم به جوکر پ.خ کنم حواسم نبود تو صفحه اصلیش نوشتم !! سریع ماست مالی کردم و یه سوال الکی در مورد آنتونیو پرسیدم و به خیر گذشت!
    راستی دوست دارم از نقش مهدی هم تو برد فرقه یاد کنم با اینکه شب اول کشته شد اما در ادامه بازی تا قبل مشکلات اینترنتش کنار من بود و با من در تماس بود. خیلی جاها با هم همفکری می کردیم و بعد چیزی ارسال میشد. کلاً این دومین باری هست که من یه جورایی تو تیمی که مهدی هست قرار میگیرم. خوشم میاد از سبک بازیش و خیلی خوب تحلیل میکنه. فکر کنم دیگه باید یه تیم بدیم با اوس مهدی واسه مسابقات جهانی !




    WE ARE
    UNITED

  4. 7 کاربر از پست مفید Super Rooney سپاس کرده اند .


  5. #833
    کاپیتان تیم

    JuventusJuventusJuventusJuventus
    مربی محبوب
    لیپی، دشان، کونته،
    بازیکن محبوب
    بوفون، کاسرس، مارکیزیو
    تیم محبوب
    یوونتوس - آتزوری
    نوشته ها
    1,751
    سپاس ها
    11,032
    سپاس شده 13,699 در 1,583 پست
    کشور من
    Italy

    پیش فرض

    سوتی های منم که تابلو بودن دیگه ! یعنی سوتی نبودند ولی بخاطر مشنگ بازی و عدم حواس چرت و پرت می پروندم مثل همون قضیه آمریکایی - کانادایی جان و برایان و اون یکی دیگه که الان یادم نیست

    من بازم معذرت می خوام ! خودم خیلی دوست داشتم بشینم و درست و حسابی بازی کنم ولی نشد،
    از زحمات مثتفا هم ممنونم که واقعا هم وقت گذاشت و هم نظم داد به بازی
    دنیا به یک چکمه خلاصه میشه، چکمه ای که اسمش ایتالیاست

  6. 6 کاربر از پست مفید ƁΛƬMΛN سپاس کرده اند .


  7. #834
    کمک مربی

    مربی محبوب
    هیچ کس
    نوشته ها
    2,026
    سپاس ها
    10,413
    سپاس شده 9,685 در 1,703 پست
    کشور من
    Ghati

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط ...& نمایش پست ها
    تو اصلا چرا اینقدر به من گیر داده بودی؟
    اگه نمی گفتن کارینا برده کدوم گروهه خودمم فکر میکردم برده ی من بوده!
    همین باعث شد لنا نقش منو بپرسه که مطمئن بشه من بیگناهم یا فرقه (که قاتل از آب درومدم ) وگرنه من هم فعال بودم هم سوتی نمی دادم
    همینجوری! من که اصلاً به تو گیر ندادم! اون کوین بود که بیچارش کردم!
    من از اول هم استراتژیم این بود که جوری بازی کنم تا افراد زیادی بتونن ارباب من به حساب بیان!
    به خاطر همین اگر جایی از کسی حمایتی چیزی میکردم مطمئن بودم دارم کار درست رو میکنم!
    حالا چرا شب اول من رو هدف قرار دادین؟
    فقط به خاطر اینکه ازت دفاع کردم؟ فکر نمیکردی ممکنه بردت باشم؟!

    و اما برسیم به موضوع خودم که البته مجتبی حین بازی خوب متوجه شد البته اونم به خاطر نقشی که داشت و فهمیده بود کارولین قاتله! ولی همین مجتبی بعداً پشیمون شد از ایده خودش

    این اولین پست من هست خطاب به مارک:

    نقل قول نوشته اصلی توسط karinna نمایش پست ها
    اما آقای مارک،
    این موردی که برای شما پیش اومده به خاطر همون قانونی هست که گفته شد تو تاپیک سوال پرسیده نشه! مشخصه شما چرا این سوال رو پرسیدی چون واقعاً قوانین رو نمیدونستی و جوونی کردی!
    اما به نظر من یه راه بهتر برای بحث کردن هم داری به جای اینکه روزه سکوت بگیری! به نظرم بیا کلیت سوالی رو که میخواستی بپرسی رو بگو برامون! نمیگم عین سوال چون خلافه بلکه میگم کلیتش و اینکه در مورد چی بود رو بیای بگی خیلی بهتر میتونه قضیه جلو بره.
    اینجا وقتی دیدم مارک هول شده و میگه دیگه پست نمیدم و کار بچگانه میکنه سعی کردم کمکش کنم و راه حلی که به ذهنم رسید این بود که بیام این پیشنهاد رو بهش بدم. جمله آخرم رو خیلی موذیانه انتخاب کردم! بهتر میتونه قضیه بره جلو

    تو همون پست هم خطاب به جان گفتم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط karinna نمایش پست ها
    برده همش کارش این نیست که خودش رو به اربابش بشناسونه! بعضی جاها باید اون رو از خطرات احتمالی آگاه کنه! هان؟!
    تو این پست هم دیگه کار رو تموم کردم!

    نقل قول نوشته اصلی توسط karinna نمایش پست ها
    لازم نیست فاش کنی با توجه به اتفاقی که برات افتاد میشه یه حدسهایی زد! دوس داری مدیرکش بشی مثل اینکه!

    خوب چه اشکالی داره مثلاً؟! بگو من گفتم که توی روز اینقدر میتونم فعال باشم مشکلی داره یا نه؟! همون اول اگه اینو میگفتی همه چیز زود میخوابید! به هر حال یادت باشه همچنان نگاهها به سمت تو خواهد بود مطمئن باش ما حواسمون بهت هست میتونیم بفهمیم چی میگذره!

    من زیر سایه نیستم! والا من که چند ساعتی رو به خاطر یوزرم از دست دادم!! یوزر karina قبلاً ثبت شده بود! منم چند ساعت معطل موندم تا خبری از مصطفی برسه که چه کار باید بکنم! الآن واقعاً فکر میکنی من جزء افراد کمکار هستم؟! خودم از بازی خودم راضی هستم فکر میکنم تو همین چند تا پست اون چیزی که فکر میکردم درسته رو انجام دادم و بعضی جاها که حس کردم داره خطری میشه و به ضررمونه سعی کردم بیام جلو و فکر کنم یه اپسیلون هم که شده موفق بودم! اینطور نیست؟

    انگار دوستان از حرفهای من ناراحت شدن که گفتم کیفیت پستها خوب نیست! اگر کسی ناراحت شده معذرت میخوام!
    تو قسمت اول کاملاً بهش میگم که دوس ندارم مدیرکش بشه! اینجا میخواستم یه جمله اضافه کنم با این مضمون که: "آخه اگر مدیرکش هم بشی چیزی به من نمیرسه" ! که قصدم این بود که بهش بفهمونم نمیتونم در صورت اعدامت جات رو بگیرم! ولی یکمی با خودم کلنجار رفتم گفتم بیخیال!

    اونجایی که گفتم همون اول اگه میگفتی همه چیز زود میخوابید بازم خواستم بهش بفهمونم که باید چکار کنه و هدف من چیه و دارم کمکش میکنم.

    اون قسمت قرمز شده که گفتم یادت باشه حواس ما بهت خواهد بود فقط برای رد گم کنی بود که کسی فکر نکنه من دارم بهش خط میدم! مجتبی تو برداشت کردی دارم اینجا بازم بهش خط میدم ولی قصدم این بود که فکر نکنید دارم بهش خط میدم و فکر کنم اگر کسی 1 بار سرسری این جمله رو بخونه پیش خودش میگه منظور من اینه که فکر نکن بیگناهیت با این چیزا ثابت میشه!

    اونجا که میگم حس کردم بعضی جاها داره خطری میشه دیگه خیلی تابلو دارم میگم! همون چیزی که قبلش گفته بودم که برده باید چه کنه! و اینجا از قصد دوباره اون رو تکرار کردم. فقط خیلی دودل شدم که اینو بگم یا نه! ولی بعدش با خودم گفتم میام میگم منظورم قضیه کوین بوده که اومده کارولین رو الکی متهم کرده! و یا اون قضیه جان که نباید میگفت مارک نقش داره! و مصمم شدم که بنویسم! دقیقاً هم از جمله من بعداً همین برداشتها شد که منظور من جان یا کارولین بوده!

    قسمت "به ضررمونه" دیگه اوج کار بود!
    وقتی میگم به ضررمونه یعنی میدونم من و تو در یک گروه قرار داریم! در واقع من در حالت عادی باید میگفتم "به ضرر بیگناهاست" ولی گفتم "به ضررمونه" و کسی هم مچ من رو نگرفت!

    "اینطور نیست؟!" هم همونطور که مجتبی گفت برای تاکید دارم میگم که قبول نداری بهت کمک کردم؟!

    حالا مارک گرفت یا نه منظور من رو؟! باور کنید از خودش جوابی ندارم که فهمیده یا نه یعنی 1 بار ازش پرسیدم جواب من رو نتونست بده اینقدر سرش شلوغ بود! ولی برداشت خود من این بود که 100% متوجه شد. چرا؟! چون اولاً وقتی گفتم بیا کلیت سوالت رو بگو اومد و گفت! ضمناً دقیقاً 1 پست بعد از همین پستی که من بهش واضح خط دادم اومد گفت:

    نقل قول نوشته اصلی توسط mark نمایش پست ها
    عجب چيزيه اين كارينا.
    زنم ميشي؟
    که من اینجا پیش خودم گفتم قطعاً متوجه شده و کلی خوشحال شدم!

    انتخاب کوین خیلی انتخاب جالبی بود از طرف مارک! اگر من زنده میموندم این انتخاب حکم سم رو داشت! ولی وقتی اعدام شدم و فهمیدم کوین جذب شده خیلی خوشحال شدم چون واقعاً بهترین گزینه بود و حتی اگر مارک هم لو میرفت هیچ کس شک نمیکرد که کوین جذب بشه چون من شدیداً بهش گیر داده بودم!


    اواخر روز به این نتیجه رسیدم که اعدام میشم!
    مهمترین دلیلش هم این بود که هی میگفتن خوب بازی میکنم و منطقی نظر میدم و از این چیزا!
    اینا رو که خوندم فهمیدم چه غلطی کردم و مثل آب یخی بود که روم میریختن!
    اواخر روز به جسیکا مشکوک شدید! اولش خواستم دوباره بیام بهش گیر بدم بعدش گفتم خب اگر اعدام بشم که جسیکا از کاندیداهای افرادی که میتونن برده من باشند میره کنار که! به خاطر همین گفتم بیام ازش حمایت کنم. اصلاً بیام به جسیکا هم خط بدم این بود که اومدم پست زیر رو طراحی کردم! انصافاً خیلی خیلی هم به جزئیاتش دقت کردم بعداً از کوین خواستم بیاد اینو رو کنه ولی هیچ کسی حتی جدیش هم نگرفت خیلی برام نا امید کننده بود

    نقل قول نوشته اصلی توسط karinna نمایش پست ها
    جسیکا یه دونه ای عزیـــزم!
    میخوای من هیچی نگم شما ما رو به فیض برسونی؟! والـا!
    فدای تو بشم، تو فقط کارت اینه که تحلیلهای بقیه رو نقد کنی بگی به درد نمیخورن؟!
    برو خدا رو شکر کن که آقا مصطفی کش نشدی وگرنه فرصت نمیکردی نقشه های شوم شبانت رو اجرا کنی!!!
    راستی لباست رو چند خریدی؟! خیلی خوشگله ها!

    من برم پستها رو یه بار مرور کنم.
    انصافاً این جمله حتی اون اسمایلش رو هم با قصد و غرض انتخاب کردم و فکر میکردم یه پرونده دیگه درست کردم!
    حتی اون جا که گفتم برده اگر شرایطش رو ببینه همون اول بازی خط میده هم اون قسمت "اگر شرایطش رو ببینه" هم به عمد انتخاب کردم که بعداً یه جا ازش استفاده کنم!
    ولی همونطور که گفتم کسی اینو جدی نگرفت!!

    در مورد بازی خودم بگم نباید کاری میکردم که اینقدر زود از بازی برم کنار و اشتباه فاحشی داشتم ولی وقتی میبینم برنده شدیم و در مجموع با 12 پست 4 نفر رو فرقه ای نشون دادم فکر کنم نمره بدی نمیگیرم قضیه بین جان و یاسین همش تقصیر من بود


    به نظرم فرقه حقش بود ببره تاکید میکنم 4 بار هدفها برای شناسایی ارباب به خطا رفت و کم چیزی نیست!

    بام حرف دارم در مورد بقیه بازیکنها ولی ارسالم خیلی طولانی شد فعلاً حال ندارم!

    راستی من میخواستم تو یه پست دیگه از مصطفی تشکر کنم ولی چون دیگه شاید خیلی دیر بشه یه تشکر جانانه هم از مصطفی به خاطر وقتی که گذاشت میکنم و به نظرم خیلی زحمت کشید! مرسی
    ویرایش توسط GUUS : 2nd May, 2011 در ساعت 05:12 PM

  8. 7 کاربر از پست مفید GUUS سپاس کرده اند .


  9. #835
    کمک مربی

    BarcelonaFooladManchesterUnitedBarcelona
    نوشته ها
    2,465
    سپاس ها
    9,473
    سپاس شده 16,182 در 2,457 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط GUUS نمایش پست ها
    قسمت "به ضررمونه" دیگه اوج کار بود!
    وقتی میگم به ضررمونه یعنی میدونم من و تو در یک گروه قرار داریم! در واقع من در حالت عادی باید میگفتم "به ضرر بیگناهاست" ولی گفتم "به ضررمونه" و کسی هم مچ من رو نگرفت!
    [SPOILER]
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lena نمایش پست ها
    خب من میخوام یه نظریه جدید رو رو کنم ، من دوباره رفتم ارسالهای کارینا رو اینبار از یه زاویه دیگه خوندم ، کارینا برده فرقه بود و تا آخرین لحظه سعی داشت به اربابش نشانه بده اما موفق نشد و کشته شد ، حالا ارسالهای کارینا رو گلچین میکنم و اینجا میذارم :

    اینجا خب کارینا به برده بودن خودش اشاره میکنه و میگه اربابش حواسش به اون و سیگنالهایی که میفرسته دقت کنه.

    اینجا کارینا سعی داره به نقش مارک و اینکه من خبر دارم و از نقش تو آگاهی دارم علامت بده ، مارک اینجا قصد میکنه سکوت کنه اما کارینا بهش میگه بجای سکوت کردن بهتره کلیت سوالت رو مطرح کنی تا اینکه قضیه جلوتر بره.
    اینجا بازم داره به مارک علامت میده که میگه میشه در موردت یه حدسهایی سزد ، یعنی بازم من میدونم تو ارباب من هستی ولی باز متوجه نمیشه !
    و بازم داره به مارک میگه ما حواسمون بهت هست ، نگاهها به سمت توئه ، بازم علامت دادن به مارک !

    اینجا دیگه تابلوتر از این نمیتونه به مارک نشونه بده ، داره بهش میگه(خطاب به مارک) از بازی خودم راضی هستم ، تو همین پست کارمو انجام دادم و بهت گفتم که برده تو هستم ، جاهایی که به ضررمونه ( یعنی خودش و اربابش که احتمالا مارک هست ) و آخرش هم به مارک میگه اینطور نیست ؟ یعنی میخواد از مارک جواب بگیره که آیا سیگنالهای دریافتی منو گرفتی که برده تو هستم؟تو فهمیدی ارباب من هستی ؟

    من فکر میکنم اینجا بجای حمایت از کارولاین بیشتر به حمایت از مارک پرداخته ، البته جو رو طوری نشون میده که همه فکر کنن داره از کارولاین دفاع میکنه اما در واقع اینطور نیست و پشت قضیه چیز دیگه ای بوده و اونم نشونه دادن به مارک بوده.

    برایان تو یکی از ارسالهاش میاد میگه آقای کت و شلوار پوش که خطابش به جان هست اما باز کارینا میاد و نظریه ارباب و برده رو مطرح میکنه.

    اینم آخرین ارسال کارینا ، که داره میگه مهلتم دیگه تموم شده و اونی که باید میفهمید من بردش هستم متوجه نشد ، و در حالی که از این قضیه مثلا ناراحته میگه اعصاب فولادین و ...

    بعدش هم عاجرانه درخواست کمک از اربابش میکنه که ازش تو شب حمایت کنه ، یعنی آخرین تیر در ترکش که اونم فایده ای نداشت و اربابش ( به نظر من مارک ) متوجه نشد و کارینا کشته شد.
    [/SPOILER]

    این همون دلایل من هست که واسه مارک آوردم ، مهدی اینجا اتفاقا مچت رو گرفتم ببین رنگش رو قرمز کردم اون تیکه به ضررمونه که تو ارسالم هست و بولد شده هست از همون موقع بولد شده بود ، یعنی حواسم بهش بود و اتفاقا تاکید کردم

    اینجا مارک اینو گفت :

    لنا هيچ آدم عاقلي نمياد تو اولين روز به اربابش خط بده اونم به اين تابلويي كه تو ميگي.
    که من در جوابش اینو آوردم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط Lena نمایش پست ها
    مارک عزیز این پست کارینا هست که خودش داره میگه برده اگه شرایطش فراهم باشه همون اول بازی خودشو به اربابش میشناسونه !

    بچه ها خواهش میکنم به حرفهام دقت کنین ، من دیگه تقریبا دارم به حرفهام و اینکه مارک رئیس فرقه بوده ایمان میارم ، البته مثل یاسین قدرت تحلیل رو از بقیه نمیگیرم اما خواهش میکنم حرفهامو تحلیل کنین.

    یکم دیگه بازبینی میکنم و سعی میکنم یه سری دیگه چیزها در مورد گناهکارا بدست بیارم.
    بعد از اینم 3 4 بار دیگه گفتم بیاین بخونین پست منو ، الان که یادم میاد اعصابم خرد میشه هیشکی همراهی نکرد ، اه

    اما مهدی پستت خیلی خوب بود ، واقعا نمشد از بین برایان ، کرولاین و مارک فهمید کدوم هست ، اما وقتی فهمیدم کارولین قاتله شکم نسبت به مارک تبدیل به یقین شد ولی بی تجربه بازی درآوردم ازش غافل شدم ، بعد همین مارک که تا دیروز سر قضیه کارولین هیچ رقمه باهام همراه نبود فرداش واسه رای دادن یه برایان شده بود رفیق شفیقم نامرد

    ادیت : این چرا اینطوریه ؟ پس 3 نفر دیگه کجان ؟

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]
    ویرایش توسط SePaNtA MiNoO : 2nd May, 2011 در ساعت 05:40 PM

  10. 7 کاربر از پست مفید SePaNtA MiNoO سپاس کرده اند .


  11. #836
    بازیکن ذخیره طلایی

    نوشته ها
    260
    سپاس ها
    37
    سپاس شده 27 در 4 پست

    پیش فرض

    جوکر بر خلاف تو من اصلاً تو نخ این نرفتم که کی کیه!
    یعنی همون چیزی که از بازی انتظار داشتیم که دنبال هویت افراد نریم!
    من تو همون روز اول که دیدم اشخاص برای من جدید میان و نمیتونم بچه ها رو شناسایی کنم گفتم بیخیال هویتشون!
    حتی محمد رونی شاهده که مواقعی که با هم در مورد بازی بحث و بررسی میکردیم شاید در حد یکی دو جمله وقت خودمون رو صرف اینکه فلانی کیه میکردیم!
    مهدي نميشد!! يعني واقعا نميتونستم روي شخصيت اصلي آدم ها زوم نكنم!! اساسا تحليل بدون دونستن شخصيت واقعي آدم ها نيتجش ميشه همون جريان روز دوم چون من همونقدر كه به خود پست ها نگاه ميكنم به روحياتي درونش و صاحب پست هم نگاه ميكنم، واقعا تحليل شخصيتي تو تحليل هاي من نقش مهمي داره!! همين يه فازي كه با ممد داشتم حرف ميزدم و طرح ميريختم ممد ديد چقدر روي روان آدم ها كار ميكردم!! مثلا ممد ميگفت پس بيا براي برايان پرونده جور كنيم بهش گفتم ما اين كار رو نميكنيم ما با احساسات لنا بازي ميكنيم! اين لنا هست كه مياد روي برايان كار ميكنه!! مهمترين كار ما بايد اين باشه كه بين دو هدف ياسين و برايان لنا بياد گزينه ي اصلي برايان رو براي اعدام انتخاب بكنه!!! ...خب تو همچين نگاهي اصلا نميشه تو روزهاي اول و دوم بدون دونستن هويت واقعي آدم ها كار كرد!! نتيجش شد قضيه ي راضيه

    همش دارم در مورد دیروز حرف میزنم چون اگه یاسین اعدام میشد همه مطمئن میشدن من بیگناهم و شانس پیروزی واسمون خیلی زیاد میشد ، دیروز اینقدر بهم شوک وارد شد که احساس کردم واقعا یه بیگناه رو به کشتن دادم
    ياسين اعدام ميشد؟! سردار ،ياسين همون روز دومش كه تقريبا ديگه داشت ميرفت پيش خدا با پيدا كردن يه شيار نور اميد جهت كل بازي رو عوض كرد كلا تمام اتفاقات ديروز با برنامه ريزي دقيق انجام شد!! اين وسط فقط قاسم يه نمه زود راي داد(خود سر عمل كرد! ) كه باعث شد يه شك كلي فضا بازي رو بگيره از اين بترسم كه سنجاق تو فاز شب اونو هدف قرار بده كه خوشبختانه اينم گذشت

    فقط یه چیز خیلی بده،شاید یاسی میگه این تو دوره های قبل هم بوده و شاید خودمم اینکارو کردم ولی دیدین که هیچ رقمه رو داروغه بودن لنا کوتاه نیومدم،درحالی که بود و مسئله همون قضیه چوپان دروغگو شد.من سره همین یه بار خیلی بد از دایی سعید یه دستی خوردم واسه همون هیچ رقمه باور نمیکردم و میگفتم جوکر نترسه و میگه ولی باقی امکان نداره بگن.
    ببين همينه!! مافيا بازي دروغ هست و نقش بازي كردن و تحليل و سفسطه و مغلطه و جو دادن و...!! 12 نفري بازي رو شروع كرديم!! همه ميگن بي گناهن خب اين وسط بعضي ها دارن دروغ ميگن!! گفتن نقش هم به همچنين اين يه تاكتيك هست مونده چطوري اثباتش كني!! دور هشتم ما دروغ گفتيم موفق هم شديم! دور يازدهم سنجاق دروغ گفت موفق نشد! تو اين دور يعني دور سيزدهم راضيه راست گفت ولي موفق نشد و تو دور پيش هم بيگناهان راست گفتن و موفق شدن!! مونده هر كسي چطور از اين ابزار استفاده كنه!! هر كسي بهتر استفاده كنه موفق ميشه...!!


    واقعآ خودم قبول دارم خوب نبودم ! اولش همه چی داشت خوب پیش میرفت , روز دوم من از دانشگاه اومده بودم شروع کردم به خوندن پست ها جواب دادم رفتم خوابیدم , از خواب پا شدم اینطوری شدم : جوکر تو بازی گفتم , الانم میگم , بعدآ هم خواهم گفت واقعآ روز دوم (فقط روز دوم) بدترین بازی ممکن رو تو تمام ادوار مافیا انجام دادی ! آخه واقعآ تو جای من , اینا چی بودن که من بخوام بهشون جواب بدم ؟! مشکل من اینه که وقتی عصبانی میشم هنگ میکنم ! من واقعآ هنگ کرده بودم , تا حدودی جواب دادم ولی یاسین فقط جان رو مسخره میکرد , به مرور عصبانیت من بیشتر شد لج کردم متاسفانه ! گفتم به هر قیمتی که شده من باید یه درس حسابی به یاسین بدم ! ( بین جوکر و امیرخان دو به شک بودم ) اعتماد به نفس فوق العادش و ادعای مسترٍ تحلیل گر ها بودنش کفرمو بالا آورده بود ! تو یه حرکت انتحاری تصمیم گرفتم به خودم رای بدم و یه نقطه ی تاریک تو کارنامه ی مافیای یاسین حک کنم ( میگم حک کنم چون تا همیشه ی همیشه خواهد موند ) . بازی رو تا روز آخر کامله کامل دنبال کردم و یه جاهایی افسوس خوردم که باید با تدبیر بیشتری بازی میکردم و تو بازی میموندم ! نشد دیگه ! حتی همون روز تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت مافیا بازی نکنم ! ولی یه چیزی هم بگم , من فکر کنم بهترین وصیت نامه ی ممکن رو واستون نوشتم , مطمئن بودم یاسین بیگناهه ! با جوکر بازی کرده بودم قبلآ ( هم تیمی هم بودیم ) میدونستم در صورت گناهکار بودن به هیچ وجه همچین کاری نمیکنه , ولی خیلی خوب راهنماییتون کردم ! خلاصه اینکه من معذرت میخواهم از همگی بابت اون حرکت انتحاری !
    گفتم كه حركتت انتقامي بود من فكر ميكردم تو سنجاقي حقيقتا اشتباه بزرگي بود!! يعني زوم كردن سردار روي ساناز تو روز چهارم با اون قاطعيت(كه ما مديريتش كرديم) هم تقريبا مثل همون اشتباه من هست! يا هر اشتباهي كه در مورد هر كسي توي هر دور بارها و بارها تكرار ميشه. ولي خب چون اساسا من بازيم جوريه كه خيلي تاثير ميزاره تو روند بازي حركت هاي درستم بيشتر نمود پيدا ميكنه و حركت هاي نادرستم هم به همچنين!! اين اولين بار نبود من با قاطعيت در مورد بي گناهي يا گناهكاري يه نفر حرف ميزدم!! همون درو هشتم يادته كه...همون روز اول رو تو كليد كردم كه اين آدم حتما گناهكاره بعد خشايار اومد بهم گير داد فهميدم با همين!! ولي روز اول دور اولم بود حرفم زياد خريدار نداشت!! يا دور بعدش با اطمينان در مورد گناهكاري مصي حرف زدم!! البته مبناي تحليلم كه رابطش با علي پورنو بود اشتباه بود ولي اساسا نوع واكنش هاي مصي واكنش هاي يه بي گناه نبود همين باعث اطمينانم شد وگرنه با يه شك اوليه شروع شد!!! همونجا بود كه قانون جوكر شكل گرفت و موقع اعدامم گفتم مهدي گاس 100% بي گناهه و... چند مورد ديگه...به هر حال هر آدمي اشتباه ميكنه شايد من ديگه بازي نكنم ولي از دوره هاي بعد ميتونين اينو تبديل به ضرب المثل هم بكنين كه حتي جوكر هم وقتي با قاطعيت حرف ميزد يه بار تو فلان دور اشتباه كرد ...ميدوني اون اشتباهم خيلي اشتباه ناجوري بود! اما تونستم از اون فضا خارج بشم! بابت اين خوشحالم!! بازي ميدانيم تو روز سوم و چهارم جزو درخشانتريني بازي هاي ميدانيم بود!!روز چهارم كه عضو فرقه بودم بايد طراحي ميكدم كه خب كار ساده اي هست برام،اما روز سوم يه چيز ديگه بود! مصي ميدونه سر اون قضيه ي اعدام تو يه جاهايي خودم به شك افتادم و واقعا نميدونستم قضيه چيه!! چندين بار اومدم گفتم بابا هر كي نقد داره بياد بگه تحليل كنه ولي نه تو نه ديگران هيچ نگفتين!! وقتي نقدي نميشه و آدم خودش هم اشباهي نميبينه ديگه دليلي براي برگشت به عقب نبود!! ...كلا قضيه ي جالب بود!! اما من بعد اون جريان هم زنده موندم الان چهارمين پيروزي در پنجمين دور از بازيم رو جشن گرفتم


    راضیه تو بازی هم گفتم اشتباهت رای و بازیت نبود.فقط اون قضیه اعلام نقشت بود.آخه تو که بیگناهی چرا گنده میای که من می خوام نقشم رو لو بدم؟؟قضیه عکس هم که هیچی!حداقل به مصطفی پخ میزدی!!!این کارو نمیکردی امکان نداشت اعدام بشی.
    داشت از من انتقام ميگرفت! ميخواست بعد بازي بگه ديدي اشتباه كردي و... آخه كدوم بي گناهي مياد همچين دفاعي ميكنه؟! من فكر ميكردم سنجاق هست و سنجاق تو دور يادزهم دقيقا همين حرف رو زد تازه گناهكار هم بود...ديگه راه بازشگتي نميديدم!!

    شب سوم هم بين ياسين و لنا شك داشتيم كه طي يه انتخاب عالي ياسين رو جذب كرديم. هر چند كوين معتقد بود كه لنا رو جذب كنيم. ولي خوب با جذب ياسين و اعدام برايان و كشه شدن لنا به راحتي ما پيروز شديم.
    آقا اينا منو جذب كردن من همون اول كار بهشون گفتم اشتباه كرديد بايد لنا رو جذب ميكرديد!! اين قاسم هيچي نگفت تا بعد اعدام ساناز!! بعد اومد بهم گفت ديدي جذب خوبي داشتم
    من هم از مصطفی تشکر میکنم. داستانهات هم دقیقا براساس بازی بود!دقیقا برعکس جوکر
    خفه بمير بابا مصي تو داستان فاز روزش در مورد روند بازي ميگفت كه من بيشتر يه فضاي بازي ميپرداختم تا روندش اما داستان شبش...اينا رو موقع نقد خود مصي و داستانش هم بهش ميپردازم...اخه تو اصلا چه ميدوني داستان يعني چي؟!

    یک چیزی هم بگم به این جوکر ملعون!این جوکر همیشه نقش قاتل و فرقه ای داشته و فکر میکنه بازی در نقش بیگناه خیلی ساده هست!خوب خوردی حالا؟ یک استدلال درست تو بازی نداشتی!جان رو که بی خودی زدی کشتی و سر قضیه فرقه هم بی خودی بحث میکردی و نزاشتی اونروز اعضای فرقه رو اعدام کنیم!کلا از اول گیر داده بودی به قاتلین در صورتی که همه میدونستن فرقه خطرناکترین گروه بازیه.بازی به عنوان بیگناه زمین تا آسمون با گناهکار فرق داره.به جز دور قبل که بالانس بازی به نفع بیگناهها بود و روز اول هم شانسی چند اتفاق به نفع بیگناهان افتاد تو بقیه دورها همیشه بی گناهها شکست خوردن!مافیا تنها بازی ایه تو دنیا که توش هیچکس نمیتونه خودش رو یک بازیکن خوب بدونه.در بهترین حالت تبدیل به کسی میشی که قوانین رو میدونی!
    در کل این تجربه رو لازم داشتی.به قول راضیه اعدام جان همیشه به عنوان لکه ننگی در کارنامه ات ثبت میشه.
    اينو تو جريان بازي هم گفتي و خواستي موفقيت هاي من رو لوز كني مردك مگه هميشه 2 گروه بوده كه يه بيگناه باشه يه گناهكار كه من بشم اون گناهكاره و بازي رو ببرم؟! ...من تو اين دور فقط يه اشتباه خيلي بزرگ داشتم اونم زوم كردنم روي راضيه بود!! (به جز شناخت افراد كه ربطي به بازي نداشت) ...در بقيه ي موارد حقيقتا عالي بودم! اون تحليل كلي من تو روز سوم رو بخون!! يعني همونجا كل بازي رو توضيح دادم!! يا همون تنها اشاره به مهدي تو روز اول در مورد احتمال رابطهش با قاسم!! يا تك تك حركت هام تو روز سوم! آقا من هرچقدر روز دومم فاجعه بار بود تو روز سوم درخشان بودم!! روي حق جذب كه همچنان معتقدم درست نبود و روش با خود مصي هم حرف ميزنم.اگه فرقه فقط يه حق جذب داشت ما بيگناهان بازي رو ميبرديم! فكر همه جاش رو كرده بودم! فك كردي واسه چي به دست و پاي تو افتادم تا رايت رو برگردوني؟!! ...اون لكه ي ننگ كه آره ثبت ميشه ولي بازگشت پرفروغي هم داشتم!! تسليم نشدم! با يه حرف سردار پي قضيه رو گرفتم!! حقيقتا تو دوران مافيا بازيم اينقدر كه روز سوم از من انرژي گرفت تو هيچ روزي اين اتفاق برام نيافتاده بود!! همين بد شدن حالم قسمت زياديش سر اون تلاش روز سومم بود!! تو روز سوم خيلي اشتباه ها ميتونستم مرتكب بشم! خيلي تلاش كردم تا فضا از من دور بشه! تو داشتي اعدام ميشدي ولي بهت راي ندادم! گفتم بهتره اعدام نداشته باشيم تا اشتباه كنيم و...اخرش شادي اعدام شد!! ...بازم ميگم مثلا تو خودت گفتي با حرف من نبود كه به راضيه راي دادي يعني خودت هم اشتباه كردي ولي چون من معمولا تو جهت دهي به بازي نقش زيادي دارم در نتيجه وقتي همچين اشتباهي هم ميكنم ديگه خيلي بزرگ به نظر مياد،همونطور كه وقتي درست عمل ميكنم زياد ديده ميشه
    به نظرم بهترین حالتی بود که میشد بالانس بازی رو درش حفظ کرد. همۀ حالتهای ممکنه رو هم بررسی کردم. با دو گروه هم میشد بازی رو برگزار کرد، ولی خیلی از کیفیت و هیجان بازی کم میشد. در هم صورت آمادم هر دفاعی که لازم باشه از طرحم داشته باشم!
    مصي من معتقدم فرقه قدرتمند بود! ببين ما بازي رو برديم به كنار!! اتفاقات بازي هم به كنار! چون موقع طراحي هيچ كس نميتونه قراره داخل بازي چي بشه فقط روي كاغذ طراحي صورت ميگيره!! تو دور هشتم كه منم فرقه اي بودم فرقه دقيقا يك فرقه،يك برده و 2 حق جذب داشت اونم تو 2 روز اول بازي هم 16 نفره انجام ميشد!! تو دور قبلي هم كه 14 نفر بودن بازم يه فرقه،يه برده و 2 حق جذب!! دور پيش اگه يه نفر ديگه هم مياومد قطعا اون يه نفر رو هم بيگناه بدون نقش ميكردم....اون وقت توي اين دور كه 12 نفر بود بازم يه فرقه يه برده و 2 حق جذب تازه دوميش رو گذاشتي تو روز سوم!! فك كنم تصور ميكردي جذب كردن تو روز سوم باعث ميشه فرقه ضعيفتر باشه تا جذب كردن تو روز دوم،آره؟!! عزيز جذب كردن تو روز سوم يعني جذبي كه ديگه كمتر احتمال داره شناسايي بشه،يعني جذبي كه تو اواخر بازي صورت مييگره(3 گروه توي بازي 12 نفره پس بازي به روز پنجم يا ششم كشيده نميشه!!)يه جذب مطمئن و كمخطرتر نسبت به روز دوم...تازه نقش زيادي هم به بيگناهان نداده بودي...حالا تو خودت اينو با دور هشتم كه ما برديم مقايسه كن!! ...از نظر من بازي در شرايطي ميتونست بالانس خيلي خوبي داشته باشه كه فرقه يه حق جذب ميداشت! ميشدن 3 تا! حالا ميتونستي اين حق جذب رو توي روز دوم بزاري يا هر روز ديگه اي! نه اينكه توي يه بازي 12 نفره سه گروهه يه گروه يك سوم اعضاي بازي رو بتونه داشته باشه!
    جا داره همینجا از بندۀ خوبم آیناز خاتون یه تشکر ویجه کنم که منو تو این شرایط سخت تنها نذاشت و گاه گاهی سر در درون چاه میکرد و جهان رو شرمگین از آه میکرد و با خدای خودش راز و نیاز و مناجات میکرد! ولی خدا چون نمیخواست بقیه بنده هاشو لو بده، خیلی جوابشو نمیداد و همش سر بالا جوابشو میداد؛ فقط بعضی وقتا یه سری وحی ها واسش با پیک موتوری میفرستاد و حتی قول یه سری نعمتهای بهشتی هم بهش داد، که دیگه قسمت نشد بتونه به قولش عمل کنه و هنوز بندش داره تو این دنیا زندگی میکنه!
    آقا جوكر هر چقدر آدم بي دين و ايموني بود ولي ياسين يه بنده كاملا مخلص بود كل بازي يه طرف رابطه ي خدا و بنده ي ياسين و گاد موسوليني(تا قبل اعدام كارولين) يه طرف واي ميرفتم سر نماز درد دل ميكردم و... بهم ميگفت پاشو بيا اينجا ميبمت بهت كلي هوري ميدم منم ميگفت مشتاق شهادتم ...خيلي باحال بود! حالا نميدونم بخوايين و خود مصي هم راضي باشه با سانسور بعضي قسمت ها اين رازو نيازها رو ميزارم ببينين
    فعلآ در مورد شخصیت ها و کرکترای بازی حرفی نمیزنم. ولی حرف برای گفتن زیاد دارم در این مورد! جوکر!!

    يادته بعد قضيه ي جان گفتم ديگه حتي مطمئن نيستم كيا هم امين باشه؟!! اينم نبود


    -بچه ها من هميشه دوست داشتم بعد بازي بشينيم در همورد همه حرف بزنيم.خلاصه فضا رو فني و شاد كنيم همه بيان در مورد همه از گاد گرفته تا خودشون قشنگ تحليل كن.خواستين ترين ها رو هم انتخاب كنن.

    -حال من الان تا حدي نسبتا بد نيست كلا فك نكنم ديگه تو هيچ دوري بتونم بازي كنم و احتمالا اين اخرين دور بازي من تو مافيا هست.خيلي درمانم رو عقب انداخت،وضعيتم رو خراب كرد.اگه بهتر بودم بيشتر از برايان دفاع ميكردم اما طوري كه راي امين برنگرده اگه تو دوره هايي كه تو تابستون برگزار ميشه حضور داشته باشم فقط در نقش جبار سينگ خواهد بود، احتمالا.

    خب ديگه اون طومار هاي تحليل رو همه رو كنن
    ویرایش توسط Yassine : 2nd May, 2011 در ساعت 06:19 PM

  12. 7 کاربر از پست مفید Yassine سپاس کرده اند .


  13. #837
    ســارانــاز

    JuventusPerspolisJuventusBarcelona
    مربی محبوب
    قطبی-کاپلو
    بازیکن محبوب
    دل پیرو
    تیم محبوب
    یوونتوس, پرسپولیس, بارسلون
    نوشته ها
    7,887
    سپاس ها
    24,905
    سپاس شده 31,833 در 6,902 پست
    کشور من
    Ghati

    پیش فرض

    اه بسه دیگهچقد لوس بازی درمیارین و هی تشکر میکنین،جمع کنین دیگهیه بار تشکر کردین ،بسه دیگه

    میدونید مصی و جوکر بازی رو خیلی جدی برگزار میکنن ولی مسعود و بندی سعی میکنن طنز رو هم تو نوشته هاشون داشته باشن،تازه مسعود یه کاره جالبم داشت و اون اینکه به قاتلا می گفت نحوه ی قتل رو خودتون بگین و اینطوری تنوع داشت،مثلا من دونفر رو وحشیانه به قتل رسوندم و آخرین کیفی که از بازی مافیا بردم اون دوره بود البته تا قبله این بازی.اینمدلیش هم خوبه ولی یکم هم طنز بذارین تو کارتون جالب میشه

    بهمن اون اشتباه کانادایی -امریکایی تو تا اخر داستان یخه منو ول نکردش،آخه مرد مومن چرا اینطوری من بدبخت رو انداختی تو دردسر؟هنوز که عمه ی خدابیامرزت فوت نکرده بود(تسلیتت هم میگم و امیدوارم غم اخرت باشه) کشتن اینا منو با سوتی اون

    اینکه کسایی که همیشه کم فعالیت میکنن و گوشه نشین هستن ،احتمال گناهکاری شون بیشتره باره دیگه ثابت شد،مثلا هم مارک هم کوین هم کارولین و حتی انتونیو در روزهای اول این شرایط رو داشتن!

    بهمن بگیم مشکل داشت و اونطوری بازی کرد ولی مثلا بهنود اگه بی گناه بود و میدونست وقت نداره نباید بازی میکرد که اونطوری با کشته شدنش به ضرر ما بازی کنه.

    امم یاسین که همه چیز رو گفتم در موردش،مکمل بازی میکنه و جان که راضیه باشه،اصلا فک نمیکردم اون باشه و وقتی اومد یه تیکه به دخترا انداخت اول بازی،از شخصیتی مثله راضیه بعید بود ولی خیلی خوب بازی کرد،به جز کم اوردن تو قضیه یاسین که چون خودم بعدا تجربه کردم این حس رو،هیچ ایرادی بهش نمیگیرم،واقعا آدم یهو قاطی میکنه و هیچی براش مهم نمیشه

    بعد جسیکا اول خیلی ضایع پست میداد بعد که اوکی شد و قدم هایی در ضرر من انداخت،دیگه رسما رفت رو اعصابم!راست میگه بیشتر گیرم به اون بود .بعد که یهو صفحه رو سمت اون بردم ضد من شد،من هیچ رقمه تو کتم نمی رفت یکی اونقد راحت بیاد رای به اعدام یکی بده،یعنی لنا بیشتر پر هیاهو بود ولی کوین خیلی آروم و با حوصله بازی میکرد و سعی میکرد نشون بده از هر نظری استقبال میکنه و بعد رای میده!ولی لنا نه،سره قضیه جان شک من رو برانگیخت،بعدشم که گول حرف مصی رو خوردم و فک کردم لنا توسط طبیب نجات پیدا کرده و گفتم حتما جذب کردن دکتر رو دیگه

    واسه همون روز بعدش مطمئن بودم اون یه فرقس ولی خوب یادم رفت این بازی مافیاسمن یه اشتباه بزرگ در مورده لنا کردم و کلا موجی برای اولین بار خیلی خوب بازی کرد و درحالی که ما قدیمی ها خوب سوتی دادیم این دوره ولی با رای اعدامش به من خیلی اشتباه بزرگی کردشهرچند اگر اون رای رو برای اعدام من جمع نمیکرد،من اینکارو در قبالش میکردم،از بس مطمئن بود فرقه هستش و خوشحالم که اون اینکارو کرد تا عذاب وجدانش واسه اون باشه

    کارینا که مهدی گاس باشه مثله کیو یه کاری کرد که این جسی تا آخره بازی رسما منو کشتبا بولد کردن اسمه من بدبخت کردی یعنی منومهدی هم از بهترین بچه های مافیا حساب میشه و متاسفانه کشتنش این فرصت رو بهش نداد ولی خوب چه بهتر که کشته شد

    چون میدونم کیو و بهنود مشکل داشتن من نه میتونم بهترین انتخاب کنم و نه بدترین.از نظره من همه خیلی خوب بازی کردن و همیشه همه خوب بازی میکنن،هرکسی یه شیوه ای داره تو مافیا دیکه،یکی با استدلالای طولانی اینکارو میکنه و یکی کوتاه و یکی دیگه....

    یه پیشنهادی هم دارم و اون این هست که یه طرحی برای برگزاری مافیا ارائه کنیم.همونطور که میدونید همیشه هرساعت صفحات تاپیک مافیا؛7-8 نفر بازدید کننده داره و اکثرا فعالترین تاپیک هست،یعنی شرایط بازی اینو ایجاب میکنه و کلا رسما معتاد بازی میشی و هیچ کاری نمیتونی انجام بدی.من کلا از کار و زندگیم افتادم رسما!همه تو شرایط من باید باشن فک کنم،مثلا یه کاری کنیم یه ساعت خاص داشته باشه بازی و باقی ساعات قفل باشه تاپیک.مثلا از ساعت 10 شب تا 2 شب و حتی فاز روز با این تعداد ساعت چند روزم بکشه اشکالی نداشته باشه،قبول دارم ممکنه بازی رو کند کنه ولی تو این روش الانی تماما زندگی مون تعطیل میشه و برای بازی کردن تو دوره بعد به شک می افتیم که بازی کنیم یا نه،وقتشو داریم یا نه و اینطوریا


    Can't nothing, bring me down
    ویرایش توسط Peerless Alex : 2nd May, 2011 در ساعت 06:47 PM

  14. 7 کاربر از پست مفید Peerless Alex سپاس کرده اند .


  15. #838
    سرمربی

    نوشته ها
    3,197
    سپاس ها
    13,098
    سپاس شده 16,721 در 2,436 پست
    کشور من
    Khabalod

    پیش فرض

    خانومه لنا شما که تازه وضع حمل کردی چطور تونستی پاشی بیای مسافرت اونم تنهایی نه شوهری نه بچه ای؟ ماموریت خاصی داشتی که با این وضعیت جسمانیت بچه رو ول کردی پا شدی اومدی اینجا؟
    مجتبی !!

    الانم تو همونطوری که تو دفترخاطراتت خوندم(کلی بازی درنیار افتاده بود زیر صندلیم) از یه رابطه بیرون اومدی و یکم عقده ای شدی,این حالتتم میگذره, نگران نباش جوجوکم
    چه بی شخصیت . اصلآ ادب نداره دختره ی عقده ای, بدبختی دیگه بدبخت. انقد بمون تا بترشی بیچاره. نامرد روزگارم اگه دیگه نگا کنم به اون قیافه ی زشته ایکبیریت


    امین واقعآ تو بودی ؟! اصلآ فکرشم نمیکردم !

    نه عزیزم صدمه ندیدیم میگن اناث یه نقص تو مغزشون دارن همینه. :59: گیس گلابتون هواپیما سقوط کرده یعنی,حالت خوبه تو؟ تو داهات شما هواپیما سقوط میکنه پامیشین شلوارتونو میتکونید؟ خب معلومه صدمه دیدیم دیگه. بابا اینا کین دیگه
    من واقعآ شرمندم بابت این جمله ! مجبور بودم , میفهمین ؟! مجبور بودم ! غلط خوردن میگن نقص دارن !

    من با جسی هم به تیک و تاک هم زدیم بعد از یه دوره لاوبازی که باهاش داشتم,نظری در این مورد نداری عزیزم؟ با اربابم دعوا راه بندازم بهش بگم بردتم؟ تو ترشی نخور اصلآ, نامردم اگه پرفسور نشدی! منکه اگه میخواستم بگم بردتم از دره دوستی باهاش وارد میشدم به تیک و تاکش!!!نمیزدم. حالا از حرفم بل نگیر واسه جسی,جسی هم شستم گذاشتم رو بند, حالا بگو پس برده ی جسی هستی تا جوابتو بدم!

    من اینجا فکر کردم کوین سانازه ! آخه ساناز معمولآ از این تیکه ها استفاده میکنه , تیک و تاک ! یعنی چی آخه تیک و تاک ؟! مگه ساعته ؟!

    جان :

    بعد اینکه من زبون به دهن بگیرم یا نه به جنابعالی ارتباط خاصی چیدا نمیکنه! دلیلم رو گفتم و هرکس هم با منطق خودش تجزیه تحلیل میکنه و فرضیه میده! مگه من گفتم مطمئنم؟ بذار راحتت کنم فرضیه ی من احتمالش 5 درصده! البته "بود" چون بعد از یادآوریه کارولاین کلآ فکرم عوض شد!

    بعد یه چیزه دیگه هم هست و اون اینکه وظیفه ی شماست که ارسالهایی که به درد عمه صنم میخوره از ارسال های درست و حسابی سوا کنی, دیگه اینکه عصبانی شدن نداره.
    کارینا (آقا مهدی)

    مطمئناً به من هم مربوطه. اگر نبود که اینجا نبودم. با تحلیلهاتون میتونید زحمات بقیه رو به هدر بدید. واضح نیست این موضوع؟

    در مورد قسمت آخر حرفاتون هم به نظرم قبلش وظیفه شماست که همچین ارسالهایی نفرمایی و زحمت من رو کمتر کنی! البته اگر دشمن من نیستی!!

    جنبه در حد تیم ملی! ادامه ندیم بهتره.
    ( الان خطابم به کاریناست جسارت نمیکنم مهدی خان ! ) نه خوشم میاد روش زیاد بود !! اومده هرچی دلش میخواد به من میگه جوابشو میدی میگه جنبه در حده تیم ملی ! ا که هٍی رو رو برم !! البته بعد پشیمون شدم ! راستی من اینجا فکر کردم میفهمین من کیم , چون دور پیش هم هرکی یه تیکه ی اینجوری میپروند عصبانیتم رو اینجوری نشون میدادم حتی یادمه یه بار باتی گل بود (مطمئن نیستم کی بود دقیقآ ) من مادر خوانده بودم (!) گفت " ببین اگه تو مارمولکی من شاه مولکم " بهش گفتم " ببین آقای محترم شما هر چی هستی به خودت ربط داره و ... " یک داد و بیدادی راه انداختم , اینم مشابه اون بود تقریبآ با این تفاوت که من این بار یه بیگناهه گناه داره بودم !

    جدآ کارینا یکی از بهترین های بازی بود که با 1 روز حضور رسمی تو بازی تاثیر خیلی خیلی زیادی تو روند بازی گذاشت ! براوو


    * تا اینجا رو ریویو کردم بقیش بمونه واسه بعد .

    راضیه تو بازی هم گفتم اشتباهت رای و بازیت نبود.فقط اون قضیه اعلام نقشت بود.آخه تو که بیگناهی چرا گنده میای که من می خوام نقشم رو لو بدم؟؟قضیه عکس هم که هیچی!حداقل به مصطفی پخ میزدی!!!این کارو نمیکردی امکان نداشت اعدام بشی.

    من انقد عصبانی شده بودم که نگیییییییی ! به مصطفی هم چند بار گفتم , میخواستم به این آقای یاسین خان یه درس درست و حسابی بدم ! لج کرده بودم متاسفانه , یعنی حاضر بودم به هر قیمتی شده از بازی برم کنار و نقشم لو بره بعد بشینم قیافه ی یاسین رو تماشا کنم ! حتمآ خودش هم 100% یادشه , گفتم با لو رفتن نقش من انگار یه سطل آب یخ میریزن سرت و ... که بعد فقط حرف های جان رو مسخره میکرد و منو تو لجبازیم مصر تر ! که بعد دقیقآ تو فاز رو سوم اومد گفت انگار یه پارچ آب یخ ریختن رو سرم !! یادته جوکر ؟! البته بازم میگم , اشتباه کردم ! راستی جوکر من اگه تو دو سه تا ارسال آخرم چیزی گفتم که ناراحت شدی بذار به حساب جو بازی و اینکه معذرت میخواهم ! ( هرچند که خیلی هم حق داشتم و خیلی هم حقت بود و خیلی هم گناه داشتم و اگه نمیگفتم میترکیدم ! )

    ++ گفتم که من اگه بخوام بهترین ها رو انتخاب کنم بدون شک اول لنا (مجتبی) بعد کارینا (آقا مهدی) و بعد کوین (اگه اشتباه نکنم آقا محمد) , بدترین هم نداشتیم .

    +++ آقا حالا که اینحوریه من بازم از مصطفی یه عالمه تشکر میکنم ! واقعآ خیلی وقت گذاشت و زحمت کشید .

  16. 7 کاربر از پست مفید L a V i N سپاس کرده اند .


  17. #839
    بازیکن ذخیره طلایی

    نوشته ها
    260
    سپاس ها
    37
    سپاس شده 27 در 4 پست

    پیش فرض

    در مورد تجربه ي جديد بازي با يوزرهاي جديد بگم شكل خاصي بود! جذابيت خاص خودش رو داشت! پيچيدگي هاي خاص خودش رو هم داشت.براي من بازي با يوزرهاي معمولي مناسبتر هست تا يوزرهاي جديد اونجا راحتتر و بهتر تحليل ميكنم اما اين هم شكلي از بازي هست.تجربهي نا موفقي نبود.در مورد ادوار بعدي نميدونم بزاريم همچنان بمونه يا نمونه!


    گاد موسوليني
    (مثتقا پاشا) :باز هم جا داره از مصي براي برگزاي اين دور تشكر بكنم،مصي از اوناست كه بازي براش مهمه. بعد تجربه ي ناموفق دور پيش دوست داشت اين دور جبران بكنه اما وقتي بهش گفتم بيا بازي بر برگزار كن اومد و بازي رو برگزار كرد.اگر مصي نبود اين دور برگزار نميشد،اين مسئله اي هست كه نبايد فراموش كنيم ...به شخصه انتظارم از مصي زياد بود! انتظار داشتم قاطعتر و دقيقتر باشه...اول از همه از داستانش شروع كنم چون مافيا بدون داستان براي من مثل عروسي بدون عرورس ميمونه شروع داستانش خيلي خوب بود! شخصيت هاي مختلف از گوشه كنار دنيا با ويژگي ها و گذشته ي متفاوت،خيلي خوب روش كار كرده بود كه با آواتار هاي لئو قشنگتر هم شده بود(من يه اواتار ديگه ميخواستم بزارم كه عجيب جالب بود ولي لئو اينو گذاشت) ...داستان اولش خوب بود! و داستان شب اولش هم به همچنين! دايره ي واژگاني كه استفاده كرده بود نسبت به داستان هاي دور پيش من وسيعتر بودن،اساسا وقت بيشتري هم گذاشته بود!! اما به نظرم تو ادامه ي راه ايده كم آورد! داستان هاي بعديش در مورد داستان روز كه صرفا بيان وقايع بازي بود و داستان شبش هم جذابيت خاصي نداشت! توضيحاتي در مورد قتل ها داده نشده بود ميتونست خيلي جذابتر كنه. در كل دستش هم با طرحي كه انتخاب كرده بود تا حدي بسته بود!! بعد شب اول ديگه تماما روايت رويدادهاي بازي بود كمتر جذابيت بصري داشت يا حتي روي خود قتل ها ميتونست داستان قشنگ براي قتل هاي شبانه بنويسه،اثري از معنا و هم تو داستان نبود ... سوالي كه از همون اول ذهن منو مشغول كرده بود اين بود كه اين داستان رو چطوري ميخواد جمعش كنه؟! آخرش هم جمع نشد!! خب اينا واسه چي دارن اينجا همديگه رو ميشكن؟! مگه مرض دارن؟! اصلا چرا هر روز يكي رو اعدام ميكنن؟! موضوع چيه اصلا؟! در مورد چي داريم صحبت ميكنيم؟! خب گم شديم به هم كمك كنيم تا از اينجا خلاص بشيم نه اينكه 3 گروه تشكيل بديم و همديگه رو تيكه و پاره كنيم چه انگيزه اي باعث اين رخدادها ميشد؟!
    يكمي درس و مشقش وقتش رو گرفته بود كه خب طبيعيه... اما زماني كه براي داستان فاز روز صرف ميكرد خيلي زياد بود! يعني ميگفت كسي پست نده و 3 ساعت بعد داستان فاز روز رو مياورد! اين آدم رو تو بلند مدت خسته ميكنه! بهتر بود داستان فاز روز رو تو نيم ساعت يا يه ساعت قبل تموم شدن فاز شروع كنه و سر تموم شدن فاز تموم كنه! يا اينكه بگه نقش طرف چي بود و اعدام كنه بعد داستانش رو همراه داستان فاز شب با هم بنويسه...
    در مورد بالانس بازي كه گفتم تيم قاتلين خوب بود،بي گناهان خوب بودن اما فرقه يه حق جذبش اضافي بود!! حتي ميتونست براي فرقه برده نزاره و فقط 2 حق جذب پياپي بياره! باز اينم بهتر از 4 نفري شدن فرقه بود! كه جذب دومش تو روز سوم انجام ميشد!!! ...داشتيم با هم حرف ميزديم ميگفت كلا گاد خيره سريه بعد جريان دور يازدهم به من ثابت شد گاد بازي بايد بي رحم باشه و دقيق! اين دور هم كم موند بود باز بازي به هم بخوره كه خوشبختانه نشد.بهتر بود مصي اون تمديد روز اول رو نميكرد! همه چيز رو با تايم پستي كه خودش داده بود هماهنگ ميكرد! خب زمان ثبت شدن پست مشخصه در نتيجه اون تمديد روز دوم رو هم نميكرد!! وقتي روز اول زمان چند ساعت طولش ميدي يعني روز دوم هم به چند دقيقه نميشه گير داد اما بهتر اينه كه اين جور چيزا رو رياضي وار كار بكنيم....اين ساعت هاي بازي رو هم به نظرم 30 ساعت زمان خوبي بود اما شايد بهتر باشه براي دوره هاي بعد تايم روزهايي سوم به بعد رو كمتر كنيم.در كل من انتظارم از مصي واقعا بالا بود عملكرد موفقي هم داشت اما اوني نبود كه من انتظار داشتم.

    كارينا(مهدي):مهدي بازيكن خيلي خوبيه! قبلا هم گفتم تحليل هاش رو خيلي دوست دارم! مخش كار ميكنه اما اين دور يه اشتباه بزرگ كرد اونم تاكتيكش بود!! مهدي چي شد اونطوري شروع كردي؟! واقعا دوست دارم بدونم!! يا ميتونست قاتل باشه يا اينكه داشت خودكشي ميكرد كه گزينه ي دوم صحيح بود!! برده نقش حساسي داره! محدوديت زيادي داره! بايد به اراباش برسونه كه كي هست و مراقب باشه گزينه ي خوبي براي قتل شبانه يا اعدام نباشه چون علاوه بر اينكه خودش حذف ميشه و تعدادشون كم ميشه رئيش هم به خطر ميافته شايد كل كار گروه خراب بشه!! مهدي در اين مورد اشتباه بزرگي كرد.اما خب اينقدر چيزاي عجيب تو نوشتش بود كه خيلي اسم ها رو ميشد براي اربابش در نظر گرفت از اين نظر موفق بود. همون نشانه ها براي قاسم رو به راضيه هم داده بود!! من روز اول به خودش و قاسم اشاره كردم و رو دوم راضيه رو بردم گوشه ي رينگ در كل با برخلاف هميشه اوني نبود كه بايد باشه.

    جوزپه(بهنود):تو بازي حضور نداشت و حركت خاصي نكرد!! البته خوب شد مدير كش شد سربداري كه همون شب اول هدفش رو مشخص كنه همون بهتر كه مدير كش بشه دور نهم راضيه هم همين كار رو كرد و طبيب رو فرستاد پيش گاد

    جان(راضيه):خب راضيه تو روز اول كار زيادي نكرد،يه اشتباه كرد در مورد قضيه ي مارك كه گفت حتما نقش داره! اگر سكوت ميكرد ميشد قضيه ي مارك رو بهتر زير نظر گرفت.هيچ رقمه هم حاضر نبود قبل كنه كار درستي نبود روز دوم هم كه بنده با تمام توان بهش حمله كردم و خب وقتي به يكي اينطوري حمله ميكنم معلومه چه سرنوشتي پيدا ميكنه اينم خواست يه لكه ي سياه توي كارنامه ي پرافتخار بنده ثبت كنه و خيلي دفاع خوبي نكرد كه بنده جبران كردم.كلا راضيه برخلاف اكثر دورها خوب نبود.

    كيا موتور(بهمن):بازي خنثي اي داشت! كمتر جدي شد،ورژن فعالتر علي پورنو بود بابت فوت عمش هم بازم تسليت ميگم،اميدوارم غم آخرش باشه....در كل متوسط بود.


    كاروليناي، شمال از شمال غربي (شادي): شادي جزو بازيكنان خوب اين دور بود! مثل يه قاتل رفتار نميكرد! رفتارهاش مثل رفتارهاي يه بيگناه نه چندان حرفه اي بود و اين براي يه قاتل بهترين چيز به شمار مياد.اون سوتي اول بازيش باعث شد ماهيتش لو بره! همون موقع وقتي داشتم با گاد راز و نياز ميكردم گفتم شايد اين بشر يه جاي كارش بلنگه كه هي با يوزر اصليش مياد! اما در كل عملكرد خيلي خوبي تو 2 روز اول داشت.روز سوم هم كه سردار اينو معرفي كرد خب من پيشو گرفتم كمي در دفاع از خودش ضعيف عملكرد!! با اين حال عملكرد كليش خوب بود.

    برايان(ساناز):ساناز كلا زياد از اين شاخه به اون شاخه ميپره ولي اين دور قشنگ حس گرفته بود و داشت براي خودش بازي ميكرد!! بعضي جاها شك ميكردم كه اصلا به بقيه ي موارد توجه نداره! بازيش در صورت گناهكار بودن ميتونست خوب تلقي بشه ولي نه در قالب يه بي گناه!! تا قبل جذب شدنم من فكر ميكردم برايان و مارك با هم فرقه اي هستن!! يه نمه جدا از جريان بازي بود!! مثلا وقتي من روي جان زوم كردم و بحث سر دفاع از جان يا جمله به من بود ساناز يه راي به جسي داده بود و روي اون اصرار ميكرد!! ولي قبول كردن حرفم سر قضيه ي كارولاين و راي دادن بهش يه نكته ي مثبت بود. روز آخر هم از من اسير تاكتيك ما شد! در كل عملكرد متوسطي داشت.

    آنتونيو:(سنجاق) بازيكن زيركيه! توانايي پرونده سازي داره!! روز اول رو خيلي خوب كار كرد! روز دوم طرح جالبي ريخته بود! كه توي پست 415 قشنگ توضيح دادم! اما مشكل طرح سنجاق در شيوه ي ادامش بود!! خيلي قشنگ شونه به شونه ي من حركت كرد و تا جان اعدام بشه! و پيش خودش گفت ديگه فردا كار اين تمومه! اما رفتار روز بعدش خيلي ناشيانه بود!! جو سنگي بر عليه من جود داشت ولي رفتار سنجاق و اون جنس برخورد هم ناشيانه بود! او فكر اين رو نكره بود كه من به راحتي تسليم نميشم و پاي داروغه به وسط كشيده ميشه! در نتيجه تمام رشته هاش پنبه شد و حالا خودش جاي دفاع نداشت!! البته داستان مصي يكمي گيجمون كرد كه بعدا فهميديم. اگر كمي روز سوم ظريفتر عمل ميكرد شايد شادي الان زنده بود و من و يا امين اعدام ميشيدم! اما تصميم روز آخرش اشتباه بود،ميدونستم بين مارك و لنا در شك هست و يه شك هايي هم به من داره و دقيق نميدونه كدوم رو انتخاب كنه! اما انتخابي كرد كه ما ميخواستيم.با اين حال در كل خوب بود.

    جسيكا(امين): مي خوام مثل دور پيش دوباره تمشك طلايي بدترين بازيكن اين دور رو بدم به امين امينه يه دو سه دوري هست كه خيلي سطحي كار ميكنه!! يعني اثري از اون امين دور هشتم نداره كه به بهترين شكل ممكن نقش برده رو بازي كرد(ما نميدونستيم برده هم ممكنه داشتبه باشيم برا همين اعدامش كرديم وگرنه خيلي عالي بود اون دور!) ... با تمام اعدام ها همراهي ميكرد!! سر قبل قضيه ي رئيس فرقه به برايان گير داده بود! بعدا كه من وارد شدم اومد و از نوع دفاع راضيه خودش مطمئن شد گناهكاره و راي داد!! روز بعدش درست مثل يه گناهكار به من راي داد و گفت هيچ رقمه برنميگرده!!! آخرش ديد خودش كم مونده اعدام بشه به كارولين راي داد!! بعدش ديد ديگه احتمال اعدامش زياد شده تسليم شد و به خودش راي داد بعدش اومدم به دست و پاس افتادم تا راي رو برگردوند!! ...فرداش هم خيلي زود گول بازي ما رو خورد و اولين نفر بود كه به برايان راي داد

    لنا(سردار):سردار به عنوان يه دور اولي تا روز چهارم خوب كار كرده بود.سردار روز اول خوب حركت كرد،خوب و ناشناخته و ظريف!! روز دوم مثل اكثر بچه ها اسير جوسازي من و دفاع ضعيف راضيه شد و مثل تمام كساني كه اون روز به راضيه راي دادن و اما نقد اساسي نكردن دچار اشتباه شد! اما روز سوم اميد رو به اردوي بي گناهان برگردوند! حرف كارولاين رو زد و منم پيش رو گرفتم و تا اعدام شد كه بسيار عالي بود!! اما روز چهارم نميدونم چرا روي من اينقدر مانور داد!! يعني من اگر بي گناه بودم از اين همه تغيير جهت دچار شك ميشدم!! رسما پرونده ميساخت كه از نظر خود من عجيب اومد!! دقيقا همون اطميناني كه من در مورد جان داشتم اين در مورد من داشت، اما به هر حال اسير تاكتيك ما شد و اشتباه كرد!! در كل سردار هم جزو خوب هاي بازي بود و به عنوان يه درو اوليميشه به آينده ي خوبش اميد بست.

    كوين(ممد):ممد پسر خيلي خوبيه!! مافيا رو خوب درك ميكنه و از فضاش لذت ميبره! اين دور تاكتيك بسيار خوبي هم داشت.من اگه اون اشتباه روز دوم رو نميكردم بدون تعارف بگم بهترين بازيكن اين دور رو خودم ميناميدم اما اون اشتباه باعث ميشه از نمرم كم بشه! به نظرم در كل تو اين دور ممد بهترين بازيكن اين دور بود!! تا قبل جذب شدنم كمترين احتمال رو به فرقه اي بودنش ميدادم!! خيلي ظريف عمل ميكرد منو ياد رضا هونتلار انداخت كه اونم خوب بلده دروغ بگه و نقش مظلومانه بازي بكنه!! كم نقص بود و كمترين شك رو جلب كرد و در عين حال كارهايي كه ميخواست رو انجام داد! بعد جذب شدن من خيلي با هم حرف زديم خوب گوش ميكرد و خيلي هم خوب عمل ميكرد.اين دومين دور ممد هست و دومين پيروزيش!! تبريك ميگم بهش به خاطر بازي خوبش.

    مارك(قاسم): قاسم اول كار اون حرف رو در مورد عدم توانايي پ.خ زده گفت! اين يه اشتباه معمولي بود و حرف خاصي نبود چون همكاري نداشت اما اين چيزها هميشه جلب توجه ميكنن!! روز دوم تو حاشيه بود و مشكوك و روز سوم ابدا مثل يه بيگناه رفتار نكرد!! ابدا!! يعني توجيهاتي كه در جواب من يا لنا ميداد ابدا منطقي نبودن و عدم حضورش تو راي گيري و... قاسم تو اين دور اشتباهات كمي نداشت اما يه حركت درست كرد اونم جذب من براي فرقه بود قطعا لنا روي كاغذ گزينه ي بهتري بود كه خود منم بهش گفتم اما حقيقت اينه اگر من جذب نميشدم شايد يه بيگناه اعدام نميشد و توي فاز شب هم يه فرقه به قتل ميرسيد تا نتونه بازي رو ببره...بعد حضورم تو فرقه يه كار اشتباه تو راي سريع دادن كرد ولي خوشبختان مشكل زيادي به وجود نياورد. در كل بايد گفت متوسط بود.

    ياسين(جوكر):والله در كل از بازيم راضي هستم.روز اول همون چيزي بودم كه خودم انتظار داشتم.اينكه لو نزم و با بحث هاي مختلف براي روزهاي بعدي توشه جور كنم.كه به نظرم خوب هم بودم.روز دوم بدترين روز من در تمام دوران مافيا بازيم بود!! يه تحليل اشتباه! و پافشاري با اطمينان روي اون اشتباه!! هيچ نقد جدي هم بهش نشد،به هر حال اشتباه بزرگي بود.اما روز سوم جبران كردم.روز سوم سخترين روزم در تمام دوران مافيا بازيم بود! فشار زيادي روم بود!! تا به حال تو يه فاز اينقدر پست نداده بودم! اسير احساسات نشدم! با اشاره ي لنا در مورد كارلين تمام تلاشم رو كردم تا كارولين اعدام بشه!! توجهات از روم دور شد،روي جسي زوم نكردم و حتي وقتي به خودش راي داد بارها گفتم پسش بگير و... عدم اعدام رو به اعدام كسي غير از كارلاين ترجيح ميدادم كه اخر موفق هم بود و روز چهارم كه جذب فرقه شدم و اول كار فكر ميكردم اينقدر كارمون سخت هست كه نميتونيم بازي رو ببريم.اما يه تاكتيك دقيق و در نهايت برد.اگر روز دوم رو فاكتور بگيريم بهترين بازي ميدانيم در بين دوره هايي كه بازي كردم بود.حتي بهتر از دور هشتم(پشت صحنه دور يازدهم فوق العاده بود!) اما با احتساب روز دوم كه از نمرم كم ميكنه در كل عملكردم رو موفق ميدونم.


    من انقد عصبانی شده بودم که نگیییییییی ! به مصطفی هم چند بار گفتم , میخواستم به این آقای یاسین خان یه درس درست و حسابی بدم ! لج کرده بودم متاسفانه , یعنی حاضر بودم به هر قیمتی شده از بازی برم کنار و نقشم لو بره بعد بشینم قیافه ی یاسین رو تماشا کنم ! حتمآ خودش هم 100% یادشه , گفتم با لو رفتن نقش من انگار یه سطل آب یخ میریزن سرت و ... که بعد فقط حرف های جان رو مسخره میکرد و منو تو لجبازیم مصر تر ! که بعد دقیقآ تو فاز رو سوم اومد گفت انگار یه پارچ آب یخ ریختن رو سرم !! یادته جوکر ؟! البته بازم میگم , اشتباه کردم ! راستی جوکر من اگه تو دو سه تا ارسال آخرم چیزی گفتم که ناراحت شدی بذار به حساب جو بازی و اینکه معذرت میخواهم ! ( هرچند که خیلی هم حق داشتم و خیلی هم حقت بود و خیلی هم گناه داشتم و اگه نمیگفتم میترکیدم ! )
    بهتر بود نكني به هر حال هميشه گفتيم بازي از سوت آغاز تا سوت پايان هست...به هر حال مهم نيست و به تاريخ پيوست مافيا بازهاي بزرگ كسايي هستن كه وقتي يه سطل آب يخ ريخته ميشه رو سرشون و به بدترين شكل ممكن زمين ميخورن تسليم نشن و با تمام توان بلند بشن و به راهشون ادامه بدن تا در نهايت به موفقيت برسن!!


    ویرایش توسط Yassine : 2nd May, 2011 در ساعت 08:43 PM

  18. 6 کاربر از پست مفید Yassine سپاس کرده اند .


  19. #840
    بازیکن اصلی تیم

    نوشته ها
    781
    سپاس ها
    2,868
    سپاس شده 1,794 در 488 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط guus نمایش پست ها
    حالا چرا شب اول من رو هدف قرار دادین؟
    فقط به خاطر اینکه ازت دفاع کردم؟ فکر نمیکردی ممکنه بردت باشم؟!
    تو انتخاب من نبودی من واسه شب اول یاسین رو پیشنهاد دادم امیر سجاد تو رو انتخاب کرد

  20. 2 کاربر از پست مفید Shadow سپاس کرده اند .


صفحه 84 از 84 نخستنخست ... 14345464748081828384

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تحلیل بازی مافیا (دور چهارم
    توسط Masoud_A در انجمن آرشیو بازی مافیا
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: 8th December, 2008, 04:54 PM

کاربران خواننده این موضوع : 0

فعالیت :(نمایش - خوانندگان)

There are no names to display.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

خبر خوان