PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : " قرار عمومی "



صفحه ها : [1] 2 3 4

بهنام
16th July, 2007, 12:26 AM
سلام!

اینم تاپیک قرار عمومی! یا همون میتینگ، ملاقات، دیدار و...:gathering:

یکی از بزرگترین مزایای انجمن نویسی پیدا کردن دوستان جدیده! طوری که دیگه دوستیها از دنیای مجازی گسترده تر بشه و به واقعیت کشیده بشه. چیزی که الآن شاهدش هستیم.:love05:

بچه های سایت که هر چند وقت یه میتینگ میذاریم، گزارش اونو اینجا قرار میدیم! تا حالا میذاشتیم توی "اسرار توحید"، ولی از این به بعد اینجا هم یه نسخشو کپی میکنیم:5:

اگر تمام گزارشها+عکسهای میتنگها توی یه تاپیک باشه دیگه نیازی نیست واسه پیدا کردن یه گزارش کلی تاپیک عقب جلو بریم، همه گزارشها تو یه تاپیک و پشت سر همه و خلاصه فقط درباره میتینگها اینجا صحبت میکنیم.

میتونیم مثل سابق در اسرار توحید هم گزارشهارو بذاریم، ولی به شرطی که اینجا هم همونو کپی کنیم:5:

حالا برای شروع هم 10تا گزارش از میتینگهایی که تا حالا با بچه های انجمن بودیم رو میذارم. گزارشهایی که یا رو هاردم داشتمشون یا از اسرار توحید برداشتم. دو سه تا میتینگ دو سه نفره هم حتی با بچه های انجمن بودیم که خب چون دلیل آشناییمون همین انجمن بوده اونارو هم میذارم! گزارشهارو به ترتیب زمان قرار میدم.

از بقیه بچه ها که قبلاً گزارش نوشتن و الآن دارن اونارو میخوام که بیان و قرارش بدن اینجا. مثل امیر آقایی که قول داده وقتی اومد خونه، گزارشهای مربوط به سرعین (که امیر و احسان و سعید رفته بودن) و یکی دو تا گزارش دیگه که نوشته رو بیاد بذاره اینجا. میثم هم که همین گزارش آخری فوتبال رو نوشت لطف میکنه و اونم میذاره:5:

حالا میریم سراغ گزارشها!

بهنام
16th July, 2007, 12:28 AM
خب اولیشو اختصاص میدیم به میتینگی که زمستون پارسال (14 دی 85) برگذار شد و اکثر بچه های قدیمی پارس فوتبال بودن. رفتیم باغ "چهلستون" تو فرحزاد. من خودم به شخصه اولین بار بود که تو میتینگ بچه های سایت شرکت میکردم. بخاطر همین گزارشی موجود نیست:4: یا حداقل من ندارم. فقط 3 تا عکس دسته جمعی از اون روز بیاد ماندنی میذارم:

1- از راست: آرش (از بچه های آبیتست) ، من ، نیما شریفی ، سام ، سعید بندری ، محیا ، سیاوش ، احسان
http://i16.tinypic.com/4ku4f1f.jpg


2- من ، آرش ، نیما ، سام ، سعید ، محیا ، سیاوش ، امیدعلی:
http://i18.tinypic.com/682ol5d.jpg


3- مثل بالایی، فقط جای من و احسان عوض شده و من شدم عکاس:
http://i11.tinypic.com/5zpc76s.jpg

بهنام
16th July, 2007, 12:30 AM
اینم قرار 4نفره ی امیر آقایی و احسان و سعید و من! روز 17 فروردین – پارک جنگلی توسکا:

سامولیكوم. باز هم میتینگ و یه گزارش دیگه! ميتينگي كه از بهترين ميتينگها بود و خيلي خوش گذشت.

امیر آقایی كه خودشو راحت كرده و میگه حس نوشتن نیست. ميگه عين خودم مينويسي و پاسش داده به ما! منم مثل یه دوست خوب قبول كردمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/friends.gif

به دلیل سفر اكثر بروبچ به وطن اصلیشون، میتینگ خلوت و جمع و جوری بود. امیر آقایی و احسان و سعید بندری و من.

ایده ی این میتینگ رو فكر كنم امیر آقایی داد. گفت بریم 13 به در، پارك جنگلی توسكا! بنده خدا فكر كرده چون 13 بدر رفتن بیرون، هر وقت دیگه بریم صفا 13 بدره!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/lol.gif

احسان وسیله داشت (طبق معمول:41: ) و اولش رفت دنبال امیر آقایی. منم قرار بود ولیعصر بهشون اضافه بشم. كلی غصمون گرفته بود كه روز جمعه ای چجوری بریم ولیعصر؟! نماز جمعست و اونورا ماشین شخصی نمیتونه بره! تو این فكرا بودیم كه امداد غیبی رسید. امیر زنگید و گفت نمیخواد بیای ولیعصر، بیا توحید كه كنار خونتونه! مارو بگو :69: یكی از شیرین ترین لحظات زندگیمون همون لحظه بود. شیــــــرهhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif

رفتم توحید! اومدم از پل عابر پیاده بگذرم دیدم امیر اونور وایساده میگه سوسول سوسول!!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/shok.gif توقع داشت بگم چیه! ولی نگفتمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/good.gif (شما اون معنی دورش رو در نظر بگیرید! یعنی پیروزی) خلاصه گفتم سوسول كیه، چی میگی؟! گفت "كسی كه از پل عابر پیاده بیاد و اونو به رد شدن همینجوری كشكی از خیابون ترجیح بده سوسوله دیگه! من خودم تاحالا از این كارا نكردم. فرهنگم اجازه نمیده"

سوار شدیم و رفتیم پی سعید! رسیدیم اطراف خونشون گفتیم زنگ بزنیم آدرس بگیریم ازش. امیر زنگ زده، سعید داره چت میكنه!! میگه نیم ساعت دیگه تمومه بخدا!
امیر: چی چی تمومه! مردك ما اینجا الافیم. آدرس دقیق بده.
سعید: ها؟
امیر: چی ها؟ آدرس بده!
سعید: ها؟
امیر: كوفت!
سعید: ها؟
امیر: آدرس بده، دیـــــــره! :51:
سعید: ها؟ :46:
امیر در این لحظه گوشی رو قطع كرد و با شدت به شیشه جلوی ماشین كوبوند! احسان كه تا این لحظه میخندید، خندش به گریه تبدیل شد. چون گوشی متعلق بود به احسان.

با خودمون گفتیم از این سعیده بعیده كه آدرس به ما بده، خودمون بگردیم شاید پیدا كردیم. عصایی، چیزی ...

دیدیم فایده نداره دوباره با سعید تماس گرفتن. اینبار امیر از در دوستی وارد شد.

امیر: سلام خوشگلم. چیكار میكنی گوگولی؟ میچتی قربونت برم؟
سعید: ها؟ آهان. چت؟ نه! دی سی شدم. ولش كن دیگه آن نمیشم.
امیر: میخوای بشی بشوها! وقت زیاده. حالا آدرس بده عزیزم.
سعید: وای، امیر چه مهربون شدی http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/air_kiss.gif
امیر: فعلاَ آدرس بده. حضوری مهربونی رو بهت نشون میدم!
سعید: آهان. اون خیابونه كه آسفالته رو بیاین بالا!
امیر: الآن دیگه تمام خیابونا آسفالته. كدوم؟
سعید: همونی كه آسفالته. آسفالتش صافه!
امیر: اسم نداره اون خیابونه؟
سعید: چرا. ولی نمیدونم. اون خیابونو 45 درجه بپیچید سمت راست، اونو بیاین داخل! كوچمون اسمش هست ...

خیلی اتفاقی كوچشونو دیدیم و رفتیم استقبال آقا.

این در به دری ما باعث شد با دو سه ساعت تاخیر برسیم اونجا. ساعت 2 رسیدیم پارك جنگلی. امیر آقایی گفت "چرا پس انقدر خلوته؟ ما 13 بدر كه اومدیم شلوغ بود"!

حالا از این پارك جنگلیه بگم! زیاد به پارك جنگلی شبیه نبودا! توش پر معدن ذغال سنگ و سنگ و آجر و شن و ماسه و اینا بود. یكی دو تا درخت هم اون وسط مسطا روئیده بود كه فكر كنم اشتباهی كاشته بودنشون. شایدم خودش سبز شده.

امیر هم نیم ساعت یه بار میگفت: خدایی اینجا بهتره یا چیتگر؟! ما هم چون نمیخواستیم دلش بشكنه، میگفتیم: اینجا اینجا:41: ! امیر هم اینشكلی میشد: :83:

ولی جداَ بد نبود جاش! خلوتیش به من یكی كه خیلی حال داد. خودمون بودیم و خدای خودمون. جك و جونورم زیاد داشتا. اصلاَ هم تنهامون نمیذاشتن. هی میومدن تو جمعمونhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/vampire.gif یه كمی هم كه دقت میكنم میبینم تعداد درختاش از 2تا خیلی بیشتر بود ! :54:

نهار هم كه جوجه داشتیم. پلو رو سعید زحمتشو كشیده بود. اتفاقاَ زحمت خوردنشم بیشتر خودش كشید(البته تو این امر امیر هم خیلی بهش كمك كرد). در كل توی درست كردم نهار من از همه بیشتر كار كردم. سعید كه به بهونه ی پا درد بیشتر حرف میزد(امیر میگفت تو سرعین هم همینجوری بود) امیر سیخ كرد، احسان هم با اینكه نمیدونم چیكار كرد، ولی كار كرد. من خودمم كار خاصی نكردم، ولی از بالا نظارت داشتم. از كجا معلوم؟! شاید اگر این نظارت نبود، جوجه ها میسوختن. شایدم اصلاَ كباب نمیشدن و اینا... . بچه ها باید بفهمن كه كار معنوی ارزشش چند برابر كار فیزیكیه!

البته من مرام گذاشتم و علاوه بر نظارت روی اعمال بچه ها، قلیون رو هم ردیف كردم! هرچند خیلی قلیون مسخره ای شد و حال هممونو بهم زد! یكی دو پُك بیشتر نكشیدیم و بیخیال شدیم.

ضبط ماشین بلند بود و ما هم تو حال خودمون نبودیمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/dadoom.gif كه دیدیم بله!! بازم بروبچ با صفا و مخلص ریختن :72: ! ما هرجا میریم باید بهمون گیر رو بدن! تقصیر ما هم نیستا، كار خداست! اون از كوهسار كه بسیجیا رو سرمون خراب شدن و اینم از دیروز! البته اینا نیروی انتظامی بودن. كلاسش بیشتر بود! گفتن چرا ماشینو اوردین تو پارك؟http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/diablo.gif البته كیه كه ندونه علت اصلی گیرشون صدای بلند ضبط ماشین بوده. بعد من خواستم مثل اون سری (كوهسار) برم جلو و واسشون قاطی كنمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/butcher.gif كه امیر جلومو گرفت و منصرفم كرد. خلاصه گفتیم باشه! یارو هم وایساده بود و منتظر بود كه ببینه ماشینو میبریم بیرون یا نه؟! احسان و من نشستیم و ماشینو بردیم بیرون پارك جنگلی. اونا هم وقتی دیدن بچه های خوبی هستیم و گوش كردیم رفتن پی كارشون. بعد كه اونا رفتن یهویــــی دور زدیم و ماشینو دوباره اوردیم داخل. بد پیچوندیمشونhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif

بعد از نهار هم یه دست حكم 4نفره بازی كردیم. من و امیر یه طرف، احسان و سعید اونور! آقا 6-2 جلو بودیما! ولی احسان و سعید به انواع و اقسام كلكها و ناجوانمردیها روی اوردن تا بتونن مارو شكست بودن! احسان تو راه برگشت و در غیاب سعید اعتراف كرد كه بهمدیگه میرسوندن چی رو حكم كنن! واقعاَ متاثفم واثه این ورق بازی كردنشون :85: بازی برده رو 7-6 باختیم. ولی عمراَ قبول نیست....http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/spiteful.gif

غروب شد و كم كم هوا تاریك شد و بند و بساطو جمع و جور كردیم و برگشتیم.

سعید اولین نفری بود كه پیاده شد و بعدش امیر. منم كه آخرین نفر بودم و تا ستارخان احسان رو كشوندم:10:

حالا ميريم سراغ عكسها! البته تداد عكسا بيشتر از اينها بود، ولي از چندتا فيلتر عبور كرد و شد اين چندتا دونه! تازه امير آقايي اصرار داشت همين چندتارو هم نذارم، ولي ميذارم! كي ميخواد حرفي بزنه؟!!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/butcher.gif


http://i6.tinypic.com/6808jgn.jpg
از راست: سعید بندری - من:1::4: - امیر آقایی - احسان
توضیحات واضحات!: اینجا جوجه های محترمه درخواست كردن كه در كنارشون یه عكس یادگاری بگیریم. ما این درخواست رو رد كریم، ولی وقتی اصرار گوجه های محترم رو دیدیم، دیگه گفتیم درخواستشونو رد نكنیم و یه حالی بدیم بهشون!


http://i10.tinypic.com/62n8sp3.jpg
چه حالي ميده تو ميتينگ دسته جمعي عكس تكي بندازيم:19:


http://i9.tinypic.com/4zk2gsy.jpg
اينجا من خواستم ويسكي رو بگيرم بالا تا امير آقايي كه همه رو تكي خورده و داغ شده (در اوردن پيرهنشم به همين دليله) رسوا بشه! كه با اعتراض شديد او مواجه شدم! :crazy: سعيد بندري هم كه طبق معمول داره ميخوره :40: احسانم اون پشت مشتا مشغوله! :68: :4:

http://i2.tinypic.com/6ba5d7t.jpg
اينم عكس دسته جمعي آخري! از راست(عادت شده دیگه:4:): سعيد و من و امير و احسان.


در كل روز بیاد ماندنی بود. انصافاَ خیلی خوش گذشت. جای همگی خالی:53:

بهنام
16th July, 2007, 12:35 AM
خب یه میتینگ کوچولوی 2نفره هم من و امیدرضا باهم داشتیم. گفتم اینم بذارم! ضرر نداره:4: به هر حال پارس فوتبال باعث آشنایی ما با هم شده!

فقط با اين توضيح كه گزارش ميتينگ 19 فروردين رو من نوشتم، 24 فروردين رو اميدرضا. ولي جفتشو من قرار ميدم اينجا(با اجازه ی امید).
BB]

اول گزارش قرار ملاقات روز 19 فروردين من و اميدرضا:[/B]

=============================

خب ميريم سراغ ميتينگ 2نفرمون با اميدرضا

اميد رو قبلاَ يه بار ديده بودم از نزديك. پارسال بود كه رفتيم كوه و خلاصه خيلي حال داد. ولي اون روز هول هولكي شد و چيز خاصي نفهميديم ازش! واسه عيد هم منو دعوت كرده بود آبادان، كه شرمندش شدم و نتونستم برم:9: تا اينكه گذشت و چند روز پيش شد كه اميد گفت ميخواد بياد تهران.

جمعه كه با بچه ها ميتينگ بوديم زنگ زد و گفت آماده اي داش بهنام؟! گفتم هستم حاجي!پنجشنبه و جمعه كه عروسي دعوت بودن، گفتيم يا شنبه بريم بيرون يا يكشنبه! البته من بيشتر مايل بودم شنبه بريم، چون يكشنبه از صبح تا شب كلاس دارم و ما هم كه بعد از قرني يه روز رفتيم سر كلاس! ولي خب ولك مهمون از ابادان اومده، دانشگاه سيخي چنده! طبق معمول ميپيچونيم ديگه!

شنبه كه نشد و افتاد يكشنبه. قرار شد اميد بهم خبر بده ساعت دقيقشو. منم گفتم برم دانشگاه، وقتي زنگ زد سريع برميگردم ديگه! به اميدم الكي گفتم تا ساعت 6 كلاس دارم، در حالي كه تا 8 شب كلاس داشتم:4: ساعت حدود 5 بود كه اميد اس ام اس داد و واسه ساعت هفت و نيم هشت قرار گذاشتيم. منم گفتم ساعت 6 ميرم سر كلاس اخلاق، چند دقيقه بعد يه فيلمي بازي ميكنم ميزنم از كلاس بيرون ديگه!:19: به اتفاق 3تا از رفيقام آخر كلاس نشسته بوديم، گفتم يكي به گوشي من زنگ بزنه! خلاصه يه جور وانمود كردم انگار يه كار ضروري پيش اومده واسم! به استاده (كه آخوند بود) گفتم: استاد از شركت زنگ زدن حتماَ بايد برم!! اون نامردم گفت: "2ماه قبل زا عيد كه نيومدي آقاي غفاري، 4تا غيبت خوردي، حالا هم نيم ساعت دير اومدي و بعد از 5 دقيقه ميخواي بري؟!" با اينكه راست ميگفت، ولي چون با يه لحن مسخره اي گفت بعداَ حالشو ميگيرم! افت داره آدم از آخوند جماعت تيكه بشنوه!:21: دو سه تا دختر مختر هم كه آماده ي همين تيكه بودن خنديدن كه حال اونارو هم ميگيريم بعداَ:4: خلاصه گفتم استاد ضروريه، ما رفتيــــم! استاده بنده خدا گفت با اين منوال همون نمره ي ورقه رو بون اضافه كردن نيم نمره حتي ميذارما! (حالا انگار رياضيه درسش! بازم دمش گرم كه حذفمون نميكنه! اخلاق رو بيفتيم ديگه بايد بريم بميريم!:4:) جالب اينكه من كه از در كلاس زدم بيرون، هر3تا دوستام هم اومدن بيرون!!:24: گفتن تو ميري ما هم ميريم ديگه!!

اميد ماشين اورده بود و ديگه كار مارو راحت كرده بود. چه مهمون خوبي:11::4: پس گفتم ديگه خونه نرم و مستقيم برم سر قرار. ولي خب بازم نتونستم، ولي سريع يه سر رفتم خونه تا به وضع داغونم برسم و يه آب حداقل به سر و صورتم بزنم. آخه از صبحش خيلي درس خونده بودم تو دانشگاه ...:65:

به اميد گفتم نيم ساعته ميرسي، ولي 2 ساعت قبلش حركت كرد. رو اين حساب بنده خدا 1 ساعت الاف بود تا من برسم قرار شد اميدرضا از آب و هواي خوب اونجا نهايت استفاده رو ببره تا من بيام:35: :65:
قرارمونم خيابون ستارخان بود، زير پل ستارخان. اميد گفت رفيقاتم بيار، ولي پيچوندمشون! خواستم 2نفري باشيم. اونارو كه نميشناسه. شايد خوشش نياد:1:

خلاصه ساعت حدود 8 رسيدم زير پل! به به! بابا اين اميد كجا، اميد پارسال كجا؟! چقدر تغيير كرده بود. راست ميگن كه ابادانيا هر روز خوشتيپ تر از ديروزن:6: بعد از كلي ماچ و بوسه و بغل كردن و فيل هندي بازي و اشك و آه و از اين چيزا، عازم سفره خونه باغ فردوس شديم! اگر زنده دلان باز بود ميرفتيم اونجا كه خودمونيه، ولي اونجا كه فعلاَ تعطيله!

پس رفتيم باغ فردوس. يارو اولش گفت الآن شبه و ديگه قليون بي غذا نميديم. بيشين بينيم بــا http://www.*******.com/vb/images/smilies/60.gif . خودمون ميدونيم. خلاصه اول شام خورديم (مزه كباب ميداد:5:) بعد قليون كشيديم (با طعم دو سيب)!

دو سه ساعتي نشستيم و درباره همه چي حرف زديم. خيلي خوش گذشت.
ساعت شده بود ده و نيم يازده شب! رفتيم گشت و گذار تو ستارخان و يه كم چرخيديم.

بعدشم كه مرور خاطرات و ....

اميد رو دعوت كردم خونمون، ولي خب نيومد. البته حق ميدم بهش، داداشش منتظرش بود:3:

ديگه كم كم از هم جدا شديم:2: ايشالا تو اين روزا قبل از برگشتن اميد به آبادان دوباره همديگه رو ببينيم:8:

در كل هرچي از خصوصيات خوب و خوش برخوردي و صميميت و محبت اميدرضا بگم كم گفتم!:8:

تو سفره خونه كه نشسته بوديم گفتيم به يكي از اين گارسونا بگيم بياد چند تا عكس بگيره ازمون. قشنگ شدن. 3 ، 4 تاشو ميذارم. فقط بگم عکسها خیلی بزرگ شدن، مجبور شدم از حاشیش کلی بزنم و کلی هم کوچیکشون کنم. دکوراسیون سفره خونه دیگه زیاد نیفتاده:2: کسایی که بزرگشو میخوان بگن تا بهشون بدم:5: :

http://i18.tinypic.com/3y3skk4.jpg
از راست (عادت شده ديگه:71:!): من:1: و اميدرضا:8:
:4:


http://i17.tinypic.com/2lsfwbd.jpg
بازم من و اميد!


http://i18.tinypic.com/29wv5g0.jpg
جل الخالق! بازم من و اميد:39:


http://i14.tinypic.com/43rqhw6.jpg
من و اميد و قليون!! (اون گارسونه خنگ ايده داد مثلاَ! ميخواد تبليغ قليون خودشونو كنه، ميارتش جلو صورت من:2:)


درکل یکی از بهترین روزها و میتینگها بود!:53:

بهنام
16th July, 2007, 12:41 AM
خب اين از گزارش+عكسهاي قرار روز 19 فروردين. حالا ميريم سراغ گزارش+عكسهاي روز 24 فروردين كه اميدرضا زحمتشو كشيد و هم نوشت هم عكسارو گذاشت. حالا از تاپیک خوزستانیها برداشتم و به نمايندگي و از طرف اميدرضا (كه در خدمت مقدس(!) سربازي هست) ميذارمش اينجا:

=============================

سلامی دیگر http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/yahoo.gif

خب میرسیم به میتینگ دوم:77: ... چهارشنبه هفته پیش (همین 4 روز پیش:4:) ساعت 1:20 ظهر بهنام اس ام اس داد : امید فردا چکاره ای؟ بعد از ظهر؟ از صبح تا شب؟(دقیقا همینا رو گفته بود ، هنوز اس ام اس رو تو موبایل دارم:4:)

گفتم داش بهنام من 4 پایتم بابا ... بیکاره بیکار .. الافه الافhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/drag.gif ... گفت ایول ، پس من فردا صبح ساعت 10 همونجا منتظرم... گفتم هلهههههههههههههه:6:

:4:

قسمت اول ، صبح از ساعت 10 تا 2 ::5:



فردا صبح ساعت 9 حرکت کردم ... تو مسیر لحظه به لحظه با بهنام تماس میگرفتم:4: ... یه جا بودش نزدیکای ستارخان که دیگه تماس نگرفتم ، بهنام فکر کرد تو ترافیک گیر کردم و دیر میرسم و اینا...

10 و خورده ای(5-6 دقیقه)زیر پل ستارخان با بهنام تماس گرفتم که من الان رسیدم ... بهنام گفت ااا؟ رسیدی؟:13: ... پس آقا من چند دقیقه دیگه اونجام .... 2 دقیقه بعد اس ام اس داد : امید من موهامو ژل بزنم ، 10 دقیقه دیگه میام اونجا ... بنده خدا روش نشد تلفنی بگه:9:

:4:


ولی دمش گرم کمتر از ده دقیقه خودشو رسوند اونجا که من اذیت نشم ... رفیق به این میگن خدایی:8: ... سوار شد و دیدیم بههههههه ، این سری که دیگه ترکونده ، تیریپ خفن:6:

راستی یادم رفت تو ارسال قبلی بگم ، سری قبل بنده خدا بهنام از صبح تا شب کلاس بود ... مشخص بود خیلی خستس و منم نباید 1شنبه میرفتم ... بهرحال مرامش اجازه نداد بگه مثلا فرداش بیا

ولی این سری نه کلاسی داشت ، نه درس و مقشی، واسه همین شنگول شنگول بود:6:

راه به راه رفتیم قهوه خونه واسه قلیون:19: ... رسیدیم و بهنام به یارو پیرمرده گفت مش قنبر:4: 1 قلیون مشتی دو سیب و 2 تا چای دیشلمه بیار بینیم با

عجب قلیون مشتی بود ... اونجا یه عکس بیشتر نگرفتیم ... اونم دادیم به یه معتاده که نمیدونم به چی بند بود؟:40: ... با سلام و صلوات خودشو نیگه داشته بود که نیفته .... واسه همین یه عکس انداخت تاریخی!!! ... شانس بد ما کس دیگه ای اونجا نبود ، دستاش همچین میلرزید که نگو ... عکسه هم تار تار افتاد

http://i17.tinypic.com/352i62x.jpg


بعد از قهوه خونه طرفای ساعت 12-12:30 ظهر بود رفتیم به تابی بخوریم تو خیابونا ... 2 ساعت تو خیابونا چرخیدیم و چه صفایی کردیم ... کلی حرف زدیم .. راجع به انجمن ، راجع به فوتبال ، درس وووو....

---

قسمت دوم - ظهر از ساعت 2 تا 5 :

ساعت 2 ظهر بود که رفتیم واسه ناهار ... من روم نمیشد ، گفتم به شرطی میام که من حساب کنم ... ولی مگه بهنام قبول میکرد؟ ... گفت خدایی امکان نداره ... تو مهمونیا ... بذار موقعیکه اومدم آبادان هرجا رفتیم تو حساب کن:39: ... گفتم خب نه ، ببین من حساب میکنم وقتی تو اومدی اونور تو حساب کن ... گفت عجب خری هستیا ، اینجا من میزبانم و تو مهمان ، اونجا تو میزبان باش و من مهمان:4: ... خلاصه باز شرمنده منش بالای بهنام جون شدیم:8: (نمیذاشت آدم دست تو جیبش بکنه:20:)


اونجایی که ناهار خوردیم 2 تا عکسش باحال درومد ... چند تای دیگه هم باحال شدنا ، منتهی تکی هستن ... مثلا من از بهنام گرفتم و بهنام از من ... چون این تاپیک اسمش قرار عمومی هست پس اون عکس تکی ها رو نمیذارم... حالا اگه شد بعدا خودمون میذاریم تو عکس دوستان آبیدل... 2 تا 2نفره از من و بهنام هست که اونا رو میذارم:


این عکس اول منو داشته باشید ، شبیه افغانیا افتادم:17: ... جریانش این بود که یه پوک قلیون کشیدم ، نمیدونستم دودشو بدم بیرون یا نیگه دارم؟ ... یارو یوهو خواست عکس بگیره ، گفتم یه لبخند بزنم ... یوهو پشیمون شدم ... خلاصه بین حالت لبخند و جدی! در حالیکه دود رو ندادم بیرون یه شکل تخیلی درومد:78: ... هرچقدر بهنام خوشگل افتاده:8: ما تخیلی افتادیم

http://i13.tinypic.com/2yvusmv.jpg


اینم عکس دوم ، لازم به ذکره که اینجا بعد از ناهار هستا ... ناهارو زده بودیم تو رگ و داشتیم قلیون و چای رو حال میکردیم:16:

http://i17.tinypic.com/406396s.jpg

-----

قسمت سوم بعد از ظهر - از ساعت 5 تا 11:30 شب:4:

تا ساعت 5 اونجا بودیم و اینقدر قلیون کشیدیم که سرمون گیج رفت ... این یارو هم هی میومد نیگا میکرد ، یعنی پاشید برید دیگه ... خلاصه رفتیم باز تابخوری تو خیابونها ... چه صفایی داد :8:

دو ساعت هم تاب خوردیم تا 7 ... بعد یه خورده پیاده روی کردیم ... یه پارکه اون اطراف بود اینقدر قشنگ که نگو ... بهنام میدونه کجا رو میگم ، کلی باهاش حال کردم ، طرحش و کلا فضای پارکش خیلی باحال بود:8: :4:

ساعت 8-8:30 بود که من خواستم برگردم ... بهنام گفت عمرا اگه بذارم بری!!! ... شام هم مهمون من هستی!!:13: ... بابا بیخیال! ... هرکاری کردم نتونستم بهنام رو منصرف کنم که بیخیال شه ... داداشم تماس گرفت و گفت کی میای؟ شام منتظریما!

بهنام گفت بهش بگو شام میخورم و میام!! ... خدایی تهه مرامه:8::1: ولی بگما ، من باهاش شرط کردم که تابستون منتظرشم بیاد اینجا بتونم جبران محبت هاشو بکنم:6:

خلاصه رفتیم واسه شام ... یه عکس بیرون گرفتیم ... جریانشو بگم! ... ما دربدر دنبال یه نفر بودیم که از ما عکس بگیره ... یوهو دیدیم یه خانم و آقا دارن از اونجا رد میشن ... به بهنام گفتم بهنام بدم خانومه از ما عکس بگیره؟:5:

گفت فکر خیلی خوبیه!


ولی نمیدونم چی شد که منصرف شدیم:40:... یه پسر تپله ایستاده بود اونور ... به اون سپردیم از ما عکس بگیره ... این تپله مثلا میخواست عکس تیریپ در آد!! ... همچین طولش داد که نگو!

ما فکر کردیم بابا عکسه رو گرفته ... قبلش یه ژس باحال گرفته بودیم ... یارو که گفت گرفتم ، ما خودمون رو ول کردیم بریم سمت دوربین کع عکسه رو تماشا کنیم ، نگو موقعیکه ول شدیم یارو تازه عکسه رو گرفت:17: هم تار افتادیم و هم تخیلی ... حالتهامونو داشته باشید ته خندس:21:

http://i15.tinypic.com/34rg9zs.jpg


بهترین عکسا رو قبل از شام گرفتیم ... اونم خودمون از خودمون ... خدایی اگه همه رو خودمون از خودمون میگرفتیم بهتر بود... یه خونواده اونجا بود ، باز من خواستم برم دوربینو بدم حاج خانومه بیاد از ما عکس بگیره.ولی شوهرش یه مقدار تپل و هیکلی بود ... واسه همین منصرف شدم:65:

اینجا دوربینو میذاشتیم رو میز روبرو ، سر ثانیه شمار و ژس میگرفتیم تا عکس گرفته شه:5: ... حرفه ای بودیما:4: ... خلاصه اینم عکسهای موقع شام .. .منتهی وسطی یه مقدار تار شد:
http://i13.tinypic.com/29bn78y.jpg

http://i12.tinypic.com/3zvwcj4.jpg

http://i15.tinypic.com/2zi0goz.jpg


خب اینم میتینگ دوم ما با بهنام جان عزیز ... خیلی خیلی بهم خوش گذشت ... خصوصا" تو قرار دوم:8: ... ساعت 11:30 شب هم با بهنام خداحافظی کردم و برگشتم خونه داداشم


انشالله تو آینده ای نزدیک بتونم همه لطفها و خوبی ها و محبتهای بهنام جون رو جبران کنم:8:

بهنام
16th July, 2007, 12:46 AM
اینم یه میتینگ دیگه با شرکت بچه های استقلالیِ سایت(6 اردیبهشت 86):

يه ميتينگ ديگه و يه گزارش ديگه!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/dadoom.gif

اين سري چون خوش گذشت، حس گزارش نوشتن "هست"! http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/gathering.gif

من و امير آقايي قرار گذاشته بوديم هر پنجشنبه بريم همين سفره خونه! چون هم جاش خوبه، هم نزديك خونه ماست(!)، هم قليوناش خوب كام(ما که قلیونی نیستیم! واسه امیر گفتم!) ميدهhttp://www.pic4ever.com/images/Ghelyon.gif ، هم صاحابش رفيق منه و از اون استقلاليهاستhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/esteghlal.gif

چند روز پيش گفتيم حالا كه ما قراره بريم اونجا و در ضمن درباره ليگ فانتزي هم صحبت كنيم، خب به بقيه اعضاي تيممون هم ميگيم بيان و با هم "خرد جمعي" كنيم! ضمن اينكه هرچي بيشتر، بهتر!

پس شديم امير آقايي و آرش و امير قهرماني (امير-8) و ماني و من!

هماهنگيها شده بود واسه ساعت 6 دم همون سفره خونه! ولي يه مشكلي وجود داشت! اونم اينكه تختهاي قسمت مجردي اونجا ظرفيت 5 نفر رو نداشت! صبح 5شنبه آرش زنگ زد (البته صبح از نظر من! ساعت 12 بود! ولي خب واسه من كه كلاس نداشتم صبح زود بود. پس كله سحر بيدارمون كرد اين آرشه!) گفت بيا بريم يه نيكوتيم بزنيم! گفتم مردك مگه بعدازظهر ميتينگ نيست! روزي چند بار؟! خلاصه ديدم نيكوتين خونش كم شده دلم سوخت واسش! البته به قصد قليون نرفتيم. گفتم كه تختهاي قسمت مجردي سفره خونه گنجايش 5نفر رو نداشت. من و آرش رفتيم كه با يارو هماهنگ كنيم اين 1 روزه رو بريم قسمت متاهلا بشينيم كه تختاش بزرگتره! مذاكره نتايج خوبي داشت و واسه بعد از ظهر رديف شد (چقدر ما زحمتكشيم :16: خراب رفيقيم ديگه!)

قرار شد من و آرش و امير آقايي دم ميدون توحيد همديگه رو ببينيم تا باهم بريم اونجا. از دور امير آقايي رو ديدم، خواستم برم از پشت غافلگيرش كنم، ولي فهميد و غافلگيرم كرد!

5دقيقه حرفيديم تا آرش زنگ زد! ملعون اسكولم كرده :47: با امير8 اونور خيابون وايسادن زنگ زدن به من ميخوان منو سر كار بذارن! ولي عمراَ دادا! ديدمشون و نقشه ي شومي كه در سر داشتن رو در نطفه خفه كردم!

4تاييمون سر وقت اونجا بوديم، موندش فقط ماني كه اونم از قبل خبر داده بود يه كم ديرتر مياد و زودتر هم ميره.

خلاصه نشستيم گرم صحبت.
خداييش دیروز انقدر خنديديم كه ملت فكر كردن شيرين عقليم!

يكي دو ساعت بحث فني و جدي بود، حداقل 3، 4 بار هم گفتيم ذغال هر 4تا قليونو عوض كنه! http://www.pic4ever.com/images/Ghelyon.gif (كدوم سفره خونه انقدر عوض ميكنه؟! :16: حالا هي بگيد بهنام مارو جاي بد ميبره :45: ) بعدش واسه شام ديزي سفارش داديم(چيز ديگه اي نداشت! بابا ما داش مشتي هستيما!) بعد از شام، يكي دو ساعت هم نشستيم خاطره تعريف كرديم و جوك گفتيم و.... آرش سوغات كربلا رو داد و از خاطراتش گفت ، امير آقايي خاطرات و شكستهاي عشقولانشو تعريف كرد، ماني بحث سياسي ميكرد، امير-8 از خاطرات استاديوم دوراني كه ليدر بوده تعريف كرد، منم از خاطرات دانشگاه و دوران دبيرستان و استاديوم و...يه چيزايي ميگفتم!

اميدوارم هميشه بچه ها مثل ديشب سرحال و شاد باشن تا بچسبه به همگيمون. نميدونم چرا همه شارژ بودن بيش از حد! :39: امير آقايي هم حتي از هميشه سرزنده تر و شاداب تر و 18+ تر(!) بود! يحتمل خودمون خبر نداشتيم و يه چيزايي خورده بوديم! گفتما!! چاييش بو الكل ميدادhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/man_in_love.gif

ماشالا بچه ها كه بيشتر با هم آشنا و خودموني ميشن و يخشون باز ميشه، بيشتر هم ذات كثيفشونو نشون ميدن و مشخص ميشه چقدر فجيع هستن! مارو باش گفتيم رفيقاي با ادب پيدا كرديم :33:

متاثم واثه اين فوطبال و ادبياططون!!

آهان! راستي نزديك بود يادم بره! هركاري كرديم آرش و امير آقايي رو با هم دعوا بندازيم، نتونستيم!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/aggressive.gif هنوز رفاقتشون بوي پريـ.. نگرفته! انشاالله ميگيره! فقط اين وسط آرش يه بار ميخواست انگشت كنه تو چشم امير آقايي! مثل دخترا چنگول ميندازه! كه من چون خراب رفيقم، سريع صورتمو اوردم جلو تا من مجروح بشم!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/friends.gif آرشم نامردي نكرد و با اون ناخوناش زد گونه ي سمت چپ منو زخم كرد بدجور! طوري كه بچه ها گفتن بيا بريم دكتر و... ! گفتم : "نه نه :68: چيزي نشده، فداي سرتون. من حاضرم بميرم ولي رفيقم آخ نگه!" بعد همه ي سفره خونه منو تشويق كردنhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif توي عكسها كه ميذارم هم مشخصه كه گونه ي چپم مجروح شدhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/vava.gif و جاش مونده!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gif

اين از گزارش! ميريم سراغ عكسا و توضيحات عكساي ميتينگ ديروز:

(عكسارو به ترتيب عكسبرداري ميذارم. ضمناَ 90% عكسها بي هوا انداخته شده! اينجوري بهتر و مستندتره:5:):

1- من و امير قهرماني (امير-8) - اينجا مثلاَ قرار بود امير قهرماني آناليزهايي كه كرده رو واسه من توضيح بده! 30 ثانيه حرف زد، بعد يهو ورق برگشت و من شروع كردم بهش توضيح دادن! اونم قشنگ قليونشو كشيد!
http://i12.tinypic.com/47v7fi1.jpg


2- امير قهرماني و امير آقايي - بدون شرح :bar: (دليل خنديدنو نميتونم بگم! گفتنش بلاكي در پي داره! فقط اينكه:http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif)
http://i13.tinypic.com/2ih1px2.jpg


3- از راست: امير آقايي و من و آرش كربلايي!
http://i13.tinypic.com/3y33amo.jpg


4- اينجا هم من و امير آقايي و ماني داريم تركيبهاي مختلف رو پياده ميكنيم و با هم مشورت ميكنيم.http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/gathering.gif
http://i12.tinypic.com/34t7koo.jpg


5- من و امیر آقائی:
http://i3.tinypic.com/52pnzhs.jpg


يه چندتايي هم عكس تكي بذارمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif :

6-امير آقايي! البته اين عكس 2نفرست. روابط عمومي باشگاه هم تو عكس مشخصه. 2تا تخت اونورتر نشسته بودن ايشون :up:
http://i10.tinypic.com/2j4zdqs.jpg


7- سرمربي محبوب ما در حال آناليز حريفان:
http://i14.tinypic.com/2nbhwdi.jpg


8- گفتيم واسه بار دهم ميره كربلا مياد شايد درست بشه! ولي خرابتر شد! موهاشو نيگا! اي غرب زده! هر روز سيختر از ديروز! من نميدونم چرا حاجي به اين موهاي تو گير نميده؟!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gif
http://i19.tinypic.com/2ai0ndf.jpg


9- بازم آرش، وكيل مدافع تيم! ولي آرشو بيخيال، اون پشتو ببينيد! اصلانيان (بازيكن سابق پرسپولیس) نشسته!
http://i12.tinypic.com/4fxgq5i.jpg


10- امير قهرماني در فكر آناليز رقبا!
http://i13.tinypic.com/2qi0h8p.jpg


11- ماني (كمك مربي ميلان) در حال تجزيه و تحليل!
http://i12.tinypic.com/351vhvr.jpg


12- من دارم به افقهاي دور دست مينگرم (قهرماني در ليگ)
http://i18.tinypic.com/2ykl114.jpg


13- بازم خودم:1:! دارم به افقهاي دم دست مينگرم! (شكست بارسلون تو لیگ فانتزی!)
http://i5.tinypic.com/4op76yo.jpg
(راستي اين معتادين هركاري كردن قليون بكشم نكشيدم :69: اينم كه گرفتم دستم، تزئينيه!:1:)


14- اينجا ديگه داريم ديزي رو ميزنيم! نكته ي جالب اين عكس اينه كه اون دستي كه اومده و داره ديزي رو برميداره متعلق به منه، ولي 2تا اميرها هم همونطور كه مشخصه خواستن حمله كنن و اونو بردارن، ولي موفق نشدن و من زودتر رو هوا زدمش! آخه اين ديزيه بيشتر بود:5:
http://i15.tinypic.com/42u6qo5.jpg


15- من و آرش (غذانو بخور بابا!)
http://i15.tinypic.com/35jwn0z.jpg


16- اينم عكس دسته جمعي : ماني - امير آقايي - بهنام:4: - آرش - امير قهرماني(كمبود خواب داشت، خوابش برد. زحمتکش تر از این آدم دیدید؟:41:)
http://i18.tinypic.com/40c6jpv.jpg

17- اينم آخرين عكس. مثل بالايي:
http://i17.tinypic.com/486d4xj.jpg


تموم شد! والسلام :53:

بهنام
16th July, 2007, 01:00 AM
روز 13 اردیبهشت، که تولد من بود، بچه های سایت آبیته برام یه تولد گرفتن:10: اینم یه گزارش کوچولو+کلی عکس از اون روز:

سلام :6:

تولد تولد تولدت مباركhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif

گزارش طنز تولد رو قرار شد سعيد رونالدو بنويسه. من فقط عكسهارو ميذارم و يه توضيحاتي هم ميدم باهاشون:5:

اولاَ بگم از يكي دو روز قبلش يه بوهايي برده بودم كه قراره تولد بگيرن واسم:9: همش زير سر امير آقايي بود. اول از همه علي دست به كار شد. بقيه بروبچ هم كه از اين پيشنهاد بي شرمانه استقبال كردن. روز قبلش ديگه مطمئن شدم. هرچي اصرار كردم كه تولد كوچولو موچولو گرفته بشه و بچه ها تو خرج نيفتن ولي هيچكدوم راضي نميشدن!

خلاصه پنجشنبه صبح چند نفر ديگه واسم تولد گرفته بودن و بعد از اتمامش، سريع اومدم خونه و واسه تولد بعدازظهر كه بچه هاي گل انجمن گرفتن حاضر شدم.

ساعت چهار و نيم ميدون توحيد قرار داشتيم. بـــه بــــه http://www.*******.com/vb/images/smilies/whoow.gif هركي مياد يه چيزي دستشه! كادوهارو رد كنيد بياد كه كار دارم ميخوام برم:30:

نفراتمون تكميل شد و رفتيم سفره خونه. من و امير آقايي و آرش و امير-8 و سعيد رونالدو و ماني و فرهاد.

چون تعدادمون زياد بود صحبت كرديم و 2تا تخت رو گرفتيم.

1- اولين عكس از تخت اونوري!! : (از راست: من و سعيد و امير آقايي و فرهاد):
http://i16.tinypic.com/4p31tmh.jpg


2- دومين عكسم مثل بالائيه، منهاي فرهاد:
http://i18.tinypic.com/4opy0rm.jpg


3- بله، كشش پاره شد، مجبور شدم با دست بگيرمش:71: :
http://i13.tinypic.com/4mt7q5e.jpg


4- حالا ميريم تخت كناريه. امير-8 و آرش. ماني هم نصف و نيمه:
http://i17.tinypic.com/4xqlgug.jpg


5- من:
http://i14.tinypic.com/6ai1wn7.jpg


6- امير8 و آرش و ماني (ططبق معمول آرش در حال فك زدن):
http://i17.tinypic.com/4rbs6c4.jpg


7- ميرسيم به كيك :38: امير آقايي زحمت كشيده بود و كيك رو تهيه كرده بود.از بهترين شيريني فروشي تهران . 3روز قبل سفارش داده بود. پس معلوم ميشه از چند روز قبل تدارك ميديدن اين شيطون بلاها :whoow: بابت شيريني خيلي شرمنده كرد، بابت نوشته هايي كه سفارش داده بود روي شيريني بنويسن خيلي بيشتر شرمنده كرد.
http://i15.tinypic.com/5ywcw2o.jpg
چه خوشگلــــــــــــــــــــ ــــه:9:


8- كيك با شمع روشن!(بيـــــــــــــــــس ــت) :
http://i13.tinypic.com/6gme3q1.jpg


9- شمعارو فوت كردم:1:http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif :
http://i16.tinypic.com/6453eqt.jpg
بعد كه فوت كردم خودم به همه گفتم دست بزنيد! من بايد يادآوري كنم؟! :47:


10- آقا تولد بامزه تر از اين نميشد ديگه!:4: امير-8 لطف كرد و دستش خورد به قليون و ذغالهاي قليون ريخت رو يه قسمت كيك! البته گوشه ي كيك بود و مورد نداره! تو اين عكس معلومه. يه تيكه ذغال هم افتاد رو كاپشن امير آقايي و سوراخش كرد!:24: نخند!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gifبنده خدا ميگفت تازه از مكه واسم اوردن! حالا اونش هيچي، ماني اومد قليونو بلند كنه، به جاي اينكه از پائين و شيشش بگيره، از بالاش گرفتدش! اونم دراومد و آبش ريخت و يه گندكاري ديگه:24: حالا تيكه هايي كه امير آقايي اون وسط مينداخت خيلي باحال بود!
http://i18.tinypic.com/669yp9k.jpg


11- بهنام كيكو ببُر ، بهنام كيكو ببُر! http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif باشه باشه!
http://i16.tinypic.com/5x5f8qt.jpg


12- در حال ميل نمودن كيك! :
http://i15.tinypic.com/5x92u8p.jpg


13- بخور بخور ، زودتر بخور!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif چقذه خوشمزست جون علي!
http://i15.tinypic.com/62fwjg1.jpg


14- يكي به امير آقايي بگه در دنياي مدرن يه چيزايي هست بنام "چنگال"! معمولاَ كيك رو با همون چنگالها ميخورن، نه با اين چنگولها!!
http://i12.tinypic.com/4ot1zyb.jpg


15- آقا ما با اين وسطيه نيستيما! ايشون هيچ نسبتي با ما ندارن!
http://i16.tinypic.com/6b3vaz7.jpg


16- امير قهرماني و ماني، نوش جان! :
http://i13.tinypic.com/4u2y6oj.jpg


حالا ميريم سراغ كادوها! اولش بگم اون كيكه كادوي امير آقايي بود.

اول از همه كادوي مهرداد گل. چون از كانادا فرستاده اولويت داره. پيراهن كاكا:8: (آ.ث.ميلان-سفيد) دستت درد نكنه داداشي. زحمت كشيدي.

17- اين پاكتشه:4: :
http://i17.tinypic.com/6h54gnq.jpg


18- دارم بازش ميكنم. هولم نكنيد!
http://i14.tinypic.com/4oq3gva.jpg


19- كادوي مهرداد اينــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــه! امير آقايي گفت 2تا عكس با پيرهنش بنداز. چشم:
http://i12.tinypic.com/5xfztw1.jpg


20- اينم همونـــــــــــــــــــــ ــــــه :
http://i17.tinypic.com/4zx9vdu.jpg


21- خب عكس بقيه كادوهارو سانسور ميكنيم. فقط اينيكي هم چون پيراهن كاكاست ميذارم:
http://i12.tinypic.com/6c73rbs.jpg

22-- اينم همون دسته گل خوشگله كه يكي از بچه ها واسه فرستاد:8:. دست گلش درد نكنــــــه:
خیلی خیلی شرمنده کرد. خدایی ازش توقع نداشتم:
http://i19.tinypic.com/54byn3d.jpg


23- خب، رفتم خونه و همه كادوهارو گذاشتم كنار هم و 2تا عكس گرفتم ازشون.
همه كادو ها كه مشخصه. فقط كيكي كه امير آقايي گرفت غايبه، كه اونم بايد درون معده هاي ما جستش! اون كلاهارو هم واسه يادگاري گذاشتم كنار اونا. درباره دسته گلهايي كه گفتم بچه ها فرستادن هم بگم واسه اينكه پژمرده نشن مجبور شدم هر2تا دسته گل رو، گلهاشو از شاخ و برگاش جدا كنم و بذارم تو آب. تا حدودي از قيافه افتاد، ولي بجاش پژمرده نشد. دستتون درد نكنه:6::
http://i14.tinypic.com/5x59q3p.jpg


24- اينم يه عكس ديگه مثل بالايي، فقط در اندازه ي حقيقي و بزرگ:
http://i13.tinypic.com/4zlhlr5.jpg


اينم از عكسا و توضيحات جشن تولد ما:5: خودمم عمراَ همين 1 سال پيش هم باور نميكردم كه روزي انقدر با بچه هاي انجمن دوست بشم و باهم رفيق بشيم و مهمتر از اون رفيقاي اينجوري بشيم كه واسم تولد بگيرن http://www.*******.com/vb/images/smilies/whoow.gif

ايشالا تو تولداتون جبران كنم:8:

بهنام
16th July, 2007, 01:10 AM
روز یازده خرداد من و امیر آقایی و سعید و احسان رفتیم بیرون. هرکی به یه بهونه ای از گزارش نوشتن فرار کرد! ولی این وسط یه مرد بنام سعید بندری پیدا شد که فردین بازیش گرفت و قبول کرد گزارشو بنویسه! گزارش به قلم سعیده، ولی عکسایی که بعد از گزارش و تو ارسال بعدی میذارم کار خودمه:5: :

==================

سفرنامه شكم طبیعت

خب امروز زور پر هیاهویی واسه فوتبال ایران بود... به همین خاطر من و بروبچ ترجیح دادیم به دور از این هیاهو كه واسه قلب من مخصوصا ضرر داره به دشت و دمن پناه ببریم و بریم توی شیكم طبیعت! من و احسان و بهنام و امير آقايي. اصلا انگار جنگلیه این امير آقايي... منم كه دكتر گفته باید به دور از هیاهو باشم. چون اگه عصبی بشم میزنه و پلاتینم خال میزنه و میشه "حالا بیا و درستش كن"...

هماهنگی قضیه از اونجا شورو شد كه 2 روز پیش مش احسانه در طی یك ارتباط تلفنی با من عنوان كرد كه قراره ایشالا با امیره و بهنامه بزنیم بریم 13 به در! منم گفتم بزن قدش... حله! (تیریپ بابای اقا جهان)
این حله رو گفتن همانا و هماهنگی افتاد واسه 5شمبه! این همانا رو اضافی گفتم بعدشم یه تماس تلفنی با امیره داشتیم كه برنامه ریز این سفر بودن و فرمودن احسانه با "رخش" ساعت 9 میاد دمبال من و ساعت 9:30 هم دم خونه شماییم و ساعت 10 هم با بهنامه دم دانشقاه قرار داریم كه بریم واسه خودمون تو شیكم طبیعت وحشی... ما هم گفتیم حاجی دست مریزاد عجب برنامه تیمیسی ریختی دمت قیژhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/clapping.gif

5شمبه شب ما كپیدیم و ساعتو هم گذاشتیم رو 9 كه نیم ساعته آماده بشم و بپرم تو بغلشون بریم واسه خودمون. اما همین كه سرم رو گذاشتم رو بالش دیدم پدر گرام میگه پاشو بابا! دم در یكی به اسم علی كار داره باهات... مثكه الكی الكی صبح شده بود... من تو خواب و بیداری گفتم علی كیه دیگه؟ اصن كدوم علی...؟ این شكلی بودم ==> :37: كه یهو این شكلی ==>:13: شدم! جنگی رفتم دم پنجره و امیره و احسانه رو دیدم كه دارن تو پیاده رو شیطونی می كنن... حالا بهتره نگم، ولی اینا خیلی هیز شدن این چن وخته... نخ سوزن از موقعی كه امیره با احسانه گشت خیلی خراب شده. یه حرفایی میزنه كه اصلا بی خیال حالا... با چهره خواب الوده گفتم "سلام بر 2 جانور دو پای عزیز! شرمندم... 10-20 دقیقه اجازه بدید من اومدم!"... اینو گفتم و طی یك عملیات ضربتی 20 دقیقه بعد حركت كردیم سمت اونجا. البته خودشونم 50 دقیقه تاخیر داشتن ها!! 10:20 اومدن اینجا. حالا از اونجا كه من معمولا از كسی طلبكار نمیشم... اصن بی خیار... بخشش از بزرگونه !
این دو تا همینجوری با خودشون اومده بودن. من یه سری وسایل آوردم و بعدشم تازه رفتیم سراغ خرید! اون رو هم انجام دادیم و راهی شدیم جلوی دانشقاه بهنامه. رسیدیم اونجا دیدیم بچه بنده خدا رو تو دانشقاه راه ندادن بودن و یكی دو ساعت واستاده بود اون جلو. یه سری یونجه هم زیر پاش در اومده بود كه خیلی باعث شد دل من بسوزه. صبحانه هم نخورده بودم و سوزش دلم بیشتر شد . نشست تو رخش احسانه و رفتیم به شكم طبیعت! یه منطقه ای بود بین باقر شهر و اسلامشهر... مثكه بهش میگن منطقه 51 . توی جاده ای كه به سمت شكم طبیعت می رفت، یه سری الاف هم بودن كه با خانواده اومده بودن اونجا. البته اونجا فكر كنم "مری" طبیعت بود. یه جاش رو امیره قبلا اومده بود و یه جاش رو هم من قبلا رفته بودم... اونجا كه امیره رفته بود كنار جاده بود و یه جوری بود... بهنام اينا هم گفتن بریم ببینیم اونجا كه سعید رفته كجاهه؟! راهنمایی كردمشون و رفتیم اونجا كه من رفته بودم از اونجا كه كشاورزا همه جاهای دنج رو واسه خودشون میخوان، اونجا رو بسته بودن! البته ملت غیور و طبیعت دوست سعی كرده بودن اون راه كه با یه تپه خاك بسته شده بود رو باز كنن كه تا حدودی موفق ظاهر شده بودن. ما از روی یه تپه ماهور با سلام و صلوات رد شدیم و رخش احسانه هم چند ثانیه روی 3چرخ بالانس زد تا نشون بده چیزی از زانتیا كم نداره http://www.*******.com/vb/images/smilies/whoow.gif ... رفتیم اونور خاكریر و دوباره سوار بر رخش شدیم ما 3 تا... رفتیم یوخده جلوتر، دیدیم كشاورزان عزیز راه تكرار بر خطر بسته اند! یه دریاچه وسط جاده درست كرده بودن كه وسطش فكر كنم یه استخر 4 متری در آورده بودن ... همونجا بود كه یه نوشته GAME OVER ظاهر شد ، و ما دور زدیم 1. باید دوباره از خاكریز رد می شدیم. اونجا دیدیم یه عده داره پیاده میان سمت همونجایی كه ما میخواستیم بریم. بهشون گفتیم راه بسته هست نیاین! نگو اونا هم انگار قبلش داشتن به ما فكر می كردن كه: این سوسولا رو نیگا! دارن كجا میان؟:21: اینجا كه بسته هست! ... اونا گفتن كجا میاین؟ راه بسته هست! ما گفتیم بابا ما از همینجا اومدیم الان بعدش اونا گفتن یعنی از اینجا رد شدین؟ :43: ما گفتیم آره، چیه مگه؟:16: بعدش یارو گفت ما با وانت نیسان به اون قدرت نتونستیم از این خاكریز رد شیم! بهنامه هم گفت: ما اينيم ديگه:16: اون موقه احسانه رو نگاه كردم اصن تابلو بود كه داشت با خودش می گفت عجب كار تیمیسی كرده :57: داشت ذوقمرگ می شد گنده بك! خلاصه... بازم از تپه ماهوره رد شدیم و این دفه چون من فرمون میدادم، رخش احسان 3چرخ نشدhttp://qsmile.com/qsimages/301.gif آخرش به این نتیجه رسیدیم كه اون منطقه تبدیل به "روده بزرگ" طبیعت شده و معده طبیعت كه بهترین بخش از شكم طبیعته ، همونجاییه كه امیره رفته بود.

به ناچار رفتیم سمت همون جاهه كه امیره رفته بود... اونجا بند و بساط رو پهن كردیم و احسانه هم یه ولوم داد و دوپس دوپس و اینا... ما همه نشستیم اما امیره كه نمیتونست با آهنگ جلوی خودش رو بگیره رو دیدیم كه مشغول یه سری حركات موزون شد!http://www.*******.com/vb/images/smilies/aha-aha.gif اما خیلی زود به نفس نفس افتاد و نشست... حالا هی برو قلیون بكش!
اولین حركت بعد از عملیات امیر آقایی، درست كردن ناهار بود! منقل و سیخ و سنجاق آماده برای جوجه! من و احسانه ذغال رو كباب كردیم و امیره و احسانه هم جوجه رو كباب كردن... گوجه ها رو هم به همین طریق... این وسطه فقط بهنامه بود كه یكسره با اون گوشی موبایل بی صاحاب ور میرفت :51: يه قليونم ميخواست درست كنه كه آخرش فهميديم ذغالي تو بساطمون نيست :40:

خلاصه... غذاهه رو زودی زدیم تورج و بعدم ولو شدیم دور سفره... تا نیم ساعت همش داشتیم با نگاه با همدیگه ارتباط برقرار می كردیم. هی تعارف می زدیم كه كی پاشه سفره رو جمع و جور كنه:17: آخرشم با خرد جمعی سفره رو جمع كردیم و رفت پی كارش.http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/friends.gif

خب... حالا نوبتی هم كه باشه نوبت چیه؟ ورق بازی! امیره كه هنوز خاطره اون دفعه رو فراموش نكرده بود، و هنوز هم فكر می كرد احسان باعث شده كه دفعه قبلی پك و پوزش تو حكم زده بشه، احسان رو زودی كشید سمت خودش! منم گفتم چی؟؟ هیچ خیالی نیس... منم با بهنامه!:16: در اولین حركت اومدیم حاكم تعیین كنیم. یعنی تك حاكم! من گفتم آقا این كار اصلا مسخرس! من حاكمم دیگه! امیره و احسانه هم هی می گفتن برو بابا غیب میگی تو هم! اما قضیه چیز دیگه بود... احسانه هی ورق داد... هی ورق داد... چند دست چرخید و من تكرار می كردم كه تك واسه منه! آخرش هم مال خودم شد تا بقیه به فكر فرو برن :15:

حالا اینا هیچی. ادامه ماجرا... دست اول من و بهنامه بردیمشون :5: این 2 تا ادعا رو دست دوم به محض اینكه ورق هاشون رو دیدن، ریختن وسط گفتن این دست قبول نیست...http://www.*******.com/vb/images/smilies/60.gif به بهونه های واهی! داش بهنامم گفت هیچ خیالی نیس... قلندر بیدار است:4: دست بعدی رو هم باختن و بعدی و بعدی رو .... تا اونجا كه یهو دیدن 6-1 از ما عقبن! :35: دست بعدش بود كه آخر بازی بهنامه یه گند زد و یه برش اضافی رفت تا عوض اینكه بازی تموم بشه، نتیجه 6-2 بشه! :46: از اون اشتباها بود كه خود بهنامه هم گفت اگه ببازیم خودمو تا آخر عمرم نمی بخشم ... همین شد كه این 2 تا افتادن رو دور خر شانسی و یهو چش واز كردیم دیدیم 6-6 هستیم رسیدیم به گل طلایی...
دست آخر پخش شد... من و بهنامه یه نگاهی به هم انداختیم دیدیم اوضا خیلی خیطه! اونجا بود كه من یهو گفتم: آقا جون همیشه شعبون، یه بارم مش شعبون! یه بار شما بازی رو Quit كردین، یه بارم ما!:19: ورقا رو با هماهنگي با بهنامه ریختیم وسط و در موج گسترده اعتراض دوستان ، اون بازی از اول شروع شد:16: دست بعدی رو هم امیره دوباره قاط زد و پخش كرد وسط... دست بعدی هم خودش خود به خود پخش شد اون وسط كه من برای جلوگیری از اغتشاش، گفتم هر كی این حركت پخشیانه (پخش+وحشیانه:4: ) رو انجام بده، فلانه! یه چیزی گفتم كه هیشكی جرات نكنه اون كارو بكنه :15:

بازی به اوج هیجان رسیده بود... تماشاگرا یكصدا تیمهای خودشون رو تشویق می كردن... چه فضایی بود اصنhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/whoow.gif تو اون بازی یه دست ما میگرفتیم، یه دست اونا... آخر بازی رسید... حكم گیشنیز بود و من یه سرباز پیك داشتم و یه 7 پیك! و 3 تا كارت اون وسط بود و كاملا بی ربط به كارت من! من اونقدر غرق در حساسیت بازی بودم كه اصلا متوجه نشدم بهنام به من اشاره كرد كه احسان فلان كارت رو داره تو دستش! من كاملا غریضی كارت پایین تر رو انداختم وسط و دست رو احسان برد... بعدش احسان 8پیك رو انداخت وسط و منم سرباز پیك رو انداختم وسط و امیره هم هیش كاری از دستش بر نیومد تا ما بازی رو ببریم! http://www.*******.com/vb/images/smilies/looti.gif 7-6 در مجموع برنده شدیم... دست آخر رو با هوشياري بهنامه برديم كه اون اشتباهشو جبران كرد! مرسي بهنام http://www.*******.com/vb/images/smilies/clapping.gif البته احسانه و اميره از شدت كم آوردگی به این گیر داده بودن كه بهنامه به من رسونده كه كارت احسانه چیه! كه من اون موقه تو باقالی ها سیر می كردم اصن!! اعتراض نا به جاشون به جایی نرسید تا امیره با احسانه هم نتونه از پس من و بهنامه بر بیاد http://www.*******.com/vb/images/smilies/60.gif خیلی حال داد خدایی!

بعدش رفتیم سراغ بدمینتون. قرار شد به صورت تك حذفی بازی كنیم و 2 تا بازی كنیم و 2 نفر برن فینال و یه زده بندی داشته باشیم... اولش احسانه در 2 ست پیاپی به بهنامه باخت و منم در 2 ست پیاپی مغلوب امیره شدمhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/9.gif

4نفر بوديم ديگه! 2 به دو بازي كرديم. بهنامه و اميره رفتن فينال. جالب اينكه بهنامه حرفه اي بازي ميكرد :43: چه وارد بود. انگاري با هر گل سپاهان به پرسپوليس هم روحيش 10برابر ميشد و هممونو سوسك كرد.

شیرینی بازی ما به قوانینش هم بود. كه بعد از 1 ساعت مشخص كردیم كه زمین تا كجا باشه و تور فرضی چقدر ارتفاع داره! 2 نفر دیگه هم باید به صورت خرد جمعی داوری می كردن كه توپ از روی تور رد شده یا خورده به تور فرضی! ... حالا دویدن های كنار نهر و دنبال توپ، یا در آوردن توپ از میون علفزار و تیغهاش بماند... كه دومی رو امیره بنده خدا انجام میداد... انگار ضد تیغه بدن این بشرhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/36.gif البته یه جا یه تیغه بهش فرو رفت كه مایه خنده حضار و حتی خودش شد:24:

خلاصه امیره و بهنامه رفتن فینال و من و احسانه رده بندی :29: . اول بازی رده بندی بود كه من به احسانه باختم و چهارم شدم... با اینكه بدمینتون خیلی وقته بازی نكرده بودم، ولی چه بهتر كه بگم مصدوم بودم و ترسیدم كه پلاتینم خال بزنه :5:
امیره هم در یه بازی سراسر هیجان، بهنامه رو برد و كاپ قهرمانی رو بالا نبرد! فقط بهش گفتیم بابا تو خیلی واردی... :16: دمت قیژ بعدشم یه دور افتخار زد كه باز به نفس نفس افتاد :71: هرچند حقيقتاَ حق بهنامه بود كه قهرمان بشه و حقشو اين اميره با نامردي و با كمك احسانه و ناداوري خوردhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/9.gif

اوه راستی یادم رفت بگم كه بهنام 2 تا پیرهن میلان آورده بود. تو تولدش كادو گرفته بود. مثلاَ ميخواستيم جشن قهرماني ميلان رو برپا كنيم ديگه :5: یكی از پيرهنا كه سفید بود و به نظرم خوشگل تر میومد رو خودش ميخواست بپوشه. كلي باهاش نقشه كشيده بود بنده خدا ولي من قاپیدم و پوشیدم پشتش هم اسم و شماره 22ی كاكا بود:16: خودش اون قرمزه رو پوشيد. يكي ديگه هم بود كه اونم قرمز بود و سهم امير آقايي شد :5:

... قاچ كردن هندونه هم داستان خودش رو داشتا!! حالشو ندارم بگم :40: ... با كارد قصابی امیره این كارو انجام دادمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/butcher.gif
نزدیك تنگ غروب بود كه دیدیم صدای جیغ و داد از یه گوشه ای میاد... فكر كردیم یه نفر رو دارن رنده می كنن كه این صدا از یارو در میاد! هركي نظري ميداد! ولي بعدش متوجه شدیم كه یه استقلالی هست كه بعد از گل خوردن پرسپولیس از سپاهان داشت داد و فریاد می كرد! یه نفر هم بغلش بود كه خیلی ساكت نشسته بود... اونم پرسپولیسی بود ... عجب چیزایی می بینه آدم :43:
بعدش يكي بايد مي اومد بهنامه و اميره رو جمع ميكرد. پرسپوليس باخته، به شما چه:71:

برای صدمین دفعه ؛ خلاصه........:4:....... بند و بساط رو جمع كردیم و سوار بر رخش ، نخود نخود هر كی رو احسانه بنده خدا برسونه خانه خود :5:
اینم سفرنامه رفتن ما به شكم طبیعت :graduated

11/3/1386

بهنام
16th July, 2007, 01:12 AM
خب، اين بالايي گزارش ميتينگ بود. حالا ميريم سراغ عكسا:5:
احسانه كلي عكس گرفت، ولي سعيده كليشو حذفوند. بعد من از احسانه عكسارو گرفتم كه كامل باشه :15: يه بار ديگه تير دشمنان به سنگ خورد :70:

ميريم سراغ عسكا:4: :

1- از راست: من و سعيد و احسان و امير!
http://i15.tinypic.com/5xsbda9.jpg


2- اينجا داريم نهار ميل ميكنيم. نــــوش جـــــونمون:11: :4:
سوژه ي اين عكس، امير آقائيه كه داره موبايل يه بنده خدايي رو جستجو ميكنه تا چيز بدرد بخوري بيابه و...http://www.*******.com/vb/images/smilies/whoow.gif
http://i10.tinypic.com/6f76hz5.jpg


3- اينجا من و احسان مسابقه ي "سوت زني" راه انداختيم! من رو مشاهده ميكنيد كه سوت بهتري ميزنم:65: :1:
http://i12.tinypic.com/67rk8z6.jpg


4- در حال ورق بازي كردن. سوژه اين عكس نگاه شيطاني و زيركانه ي سعيد بندريه :15: :
http://i9.tinypic.com/687n3h2.jpg


5- امير آقايي رو مشاهده ميكنيد در حال سيخ كردن جوجه ها!:
http://i8.tinypic.com/61yz0w8.jpg


6- امير آقايي و احسان دارن فعاليت ميكنن:41: آفرين آفرين، ادامه بديدhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/clapping.gif اونموقع من و سعيد داشتيم واسه هم خاطره تعريف ميكرديم :5:
http://i17.tinypic.com/4ys4ro0.jpg


7- سعيد بندري و احسان دارن بدمينتون بازي ميكنن. اين ديدار رده بنديه:71: فينال، من و امير آقايي جر زن بوديم! به پيراهن سعيد دقت كنيد! پيرهن كاكاست كه مهرداد واسه تولدم گرفته بود. سعيد دزديدش و سريع پوشيدش :47:
http://i9.tinypic.com/6b2t2yp.jpg


8- خودمم:1: :4: :
http://i12.tinypic.com/6be30qs.jpg


9- سعيد "مثلا" داره كار ميكنه! ولي كيه كه ندونه اين حركتش دكوريه! فقط بخاطر اينكه بگه منم كار ميكنم. ولي من و سعيد دست به سياه و سفيد نزديم. البته همونطور كه قبلاَ به عرضتون رسوندم من بيشتر كاراي نظارتي ميكنم. من سركارگرم، بقيه كارگر. نظارت هم كه جزو سختترين كارهاي ممكنه :18:
http://i17.tinypic.com/4zthgup.jpg


10- اينجا هم امير آقايي رفته بود با جام قهرماني بدمينتوني كه بازي كرديم دور افتخار بزنه! من و سعيد و احسانم از فرصت سوئ استفاده كرديم و يه عكس 3تايي گرفتيم:
http://i7.tinypic.com/68kn3o4.jpg


اينم از عكسا. خلاصه جاي تك تكتون خالي بود:53:

بهنام
16th July, 2007, 01:39 AM
اینم میتینگ استقلالیهای انجمن + میثم فولهامی!! (22 خرداد) :


خب، میریم سراغ گزارش میتینگ دیروزی که خیلی خوش گذشتhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/yahoo.gif

دیروز ساعت 11 اینا مانی زنگید بهم

مانی: به به سلام....
من: ....
.
.
(سانسور شد!)
.
.
(آخرای مکالمه):
من: مانی امروز چیکاره ای؟
مانی: چطور؟
من: میتینگ ردیف کنم پایه ای؟
مانی: آره داداشی. فقط اگه بین ساعت 5تا 7 باشه که دیگه عالیه.
من: حله!:5:
مانی: به بقیه بچه ها تو میگی؟
من: آره، امیر آقایی و امیر-8 و آرش و اشکان با من.
مانی: راستی میثم فولهامی هم خیلی پسر خوبیه. اُکی رو قبلاً ازش گرفتم. گفته هروقت باشه میام.
من: به به! میثم که رفیق فاب خودمه. حتماً بهش بگو بیاد.

از مانی که بای کردم زنگ زدم کارگاه که امیر آقایی رو باخبر کنم.

من: علی امروزم میریم بیرون دیگه؟
علی: راستش بهنام امروز خیلی خسته ام و...
من: ای بابا. علی همه بچه ها ردیفن. تو نیای اصلاً نمیشه. از ساعت 5 تا 7 هم هست.
علی: اکی! سعی میکنم بیام!
من: میدونم از خداته...

علی هم ردیف شد و رفتیم سراغ آرش و اشکان.

من: سلام آرش. کجایی؟
آرش: بیمارستان، پیش پدربزرگم.
من: ای بمیری تو. دانشگاهم که نیومدی...
(بــــــــــوق. سانسور شد!)
من: امروز ساعت 5 بیا خان بابا. همه جمعیم.
آرش: فکر نکنم بتونم بیام دادا. بیمارستانم، من فقط بالا سر پدربزرگمم.
من: اذیت نکن دیگه دادا. بچه ها گفتن اگه آرش نیاد ما هم نمیایم( :65: )
آرش: جدی میگی؟ ایول. پس هرجوری شده یه نوک پا میام. ولی یا زود میام و زود میرم یا دیر میام و زود میرم!
من: دمت قیــــــــــژ. همین که یه سر هم بیای عالیه.
آرش: حله....

خب، آرشم گول زدیم:19: میرسيم به اشکان.

من: سلام داداش اشکان گل. چطوریایی گل پسر؟ خانم ... خوبه؟
اشکان: .... سلام میرسونه....
من: از طرف من ماچـ..... آخ... اشتب شد .... سلام برسون.
اشکان: (بـــوق)
من: ساعت 5 بیا خان بابا، همه رفقا جمعن.
اشکان: بهنام خداوکیلی امتحان دارم فردا. هیچی هم نخوندم. تازه باید برم خونه شایان اینا جزوشم بدم.
من: بابا اینهمه درس میخونی، آخرشم معدلت از من کمتر میشه. ول کن بابا. به خوندن نیست، به هـــــوشه:16: تازشم از ساعت 5 تا 7 اونجائیم. فقط یه سر بیا. علی آقازاده هم هستا. تازه امیر 8 هم هست. گفته اشکان نیاد دیگه هیچی.
اشکان: واقعاً؟ بهش بگو 9کرشم. پس به خاطر داش امیر قهرمانی هم که شده آخراش میام میبینمتون.
من: ایول ایول.

دمش گرم. اینم اغفال کردیمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/spiteful.gif

بعد امیر-8 زنگید.

من: امیر کی از سرکار برمیگردی؟
امیر: چطور؟
من: ساعت 5 قرار گذاشتیم با بچه ها. ردیف کن بیا.
امیر: جـــــــــــــان. حتماً. دمتون گرم. اشکانم بگو بیادا حتماً.
من: اتفاقاً قبلش به اشکان گفتم امیر گفته تو نیای منم نمیام. خواستم به تو هم بگم اشکان گفته امیر نیاد منم نمیام،که میگی میام.
امیر: پس ساعت 5 اونجام.
من: ایول.

بعدش نوبت میثم فولهامی بود که زنگ بزنه.

میثم: داش بهنام مگه بهت نگفتم میتینگ پیتینگی گذاشتید به منم بگو.
من: به جون میثم مانی گفت من بهش میگم.
میثم: مرگ
من: باور کن همین الآنم میخواستم بهت زنگ بزنم که زنگ زدی :44: همین الآنِ الآن :65:
میثم: جداً. پس دمت گرم. حالا کیا هستن؟ آدرس دقیق بده که خیلی دلم براتون تنگ شده.
من: جیگرتو. منم همینطور میثمـــــی. ستارخانو که بلدی؟ یه ربع به 5 بیا میدون توحید، سفره خونه نزدیگ توحیده. با هم میریم. راستی امیر آقایی هم میاد. فکر کنم باهاش رفیقی دیگه. دیدیش چندبار.
میثم: جداً؟ دمش گرم پس. آره بابا. امیر آقایی که سروره. پس حتماً میام. چون کلی هم با امیر حرف دارم.


خوشحال و مسرور بودیم که همه اُکی دادن و کلاس ملاس نذاشتن :5:

ساعت چهار و نیم شد تا اومدم حرکت کنم دیدم مانی زنگ زد بهم.

من: سلام مانی.
امیر8: مانی کیه بابا. امیرم. با گوشی مانی زنگ میزنم.
من: میدونستم. خواستم امتحانتون کنم!کجائید حالا؟
امیر: تو سفره خونه نشستیم من و مانی!
من: ها؟:13: ساعت چهار و نیمه. معمولاً همه دیر میان، شما زود اومدین.
امیر: دیوونه زودتر اومدیم که بیشتر ببینیم همدیگه رو.
من: آهان! پس از اون لحاظ.
امیر: کی میای؟
من: با میثم یه ربع دیگه توحید قرار دارم. با اون میایم. همون 5اینا اونجائیم.

امیر آقایی هم همون موقع زنگ زد گفت نیم ساعت دیرتر میاد. رفته خونه و از اونور میاد اینجا.

ساعت یه ربع به 5 زنگ زدم به میثم.

من: میثم کجایی؟
میثم: انقلاب!
من: :13: انقلاب چیکار میکنی؟!
میثم: یه مسیرو اشتباه رفتم! خورد به انقلاب!
من: تو روحت! پس من میرم سفره خونه. هروقت رسیدی توحید خبر بده بیام اینجا باهم بریم.
میثم: باشه. دمت گرم.

خلاصه ما رفتیم سفره خونه. آرشم دیدم و باهم رفتیم. دیدیم 2تا گل پسر نشستن اونجا! خلاصه ماچ و بوسه و اینا رو رد و بدل کردیمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/air_kiss.gif و نشستیم در انتظار یار. 2دقیقه نگذشته بود و بحث داغ شده بود که موبایل آرش زنگ خورد و آرش احضار شد بیمارستان! اَهhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gif هنوز نیومده میگه همگی ماچم کنید میخوام برم! ماچش که نکردیم هیچی! اینم تقدیمش کردیم: http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/good.gif (البته سوئ تفاهم نشه ها! منظورم از این شکلک معنی خوبش نبود! منظورم good نبود! بلكه منظورم همون معني بدش بود! http://www.*******.com/vb/images/smilies/whoow.gif توضيح بيشتر در عكس آخري. يعني عكس شماره 8 http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/clap.gif )

میخواستم نذارم بره، ولی خب زنگ زدن گفتن فلانی که قرار بوده بره بالاسر بابابزرگ، نرفته و الآن باید بری اونجا و... عذرش موجه بود. بخشیدمش و گذاشتم بره.

انقدر گرم صحبت کردن بودیم که میثمو به کل فراموش کردیم:71: حیوونی اومده بود توحید. زنگ زد بهم. منم که دیگه حس و حال تا توحید رفتنو نداشتم که! گفت سر خیابون پرچمم. گفتم خیابون پرچمو تا آخر بیا، میخوری به خیابون خوش. بنده خدا فکر کرد میگم بیا تو پرچم، خوش رو تا ته برو!! تا آخر خوش رفته بود! در این لحظه مانی طی یک حرکت کاملاً جوانمردانه و البته پاچه خوارانه رفت پی میثم فولهام اف سی! http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/clapping.gif

امیر آقایی هم با نیم ساعت تاخیر به جمعمون اضافه شد. گل سرسبدمون اومد!

شروع کردیم خوش و بش و تعریف خاطره و غیبت و جوک و فحش و بد و بیراه و خلاصه همه چی اون وسط مسطا شنیده میشدhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/pleasantry.gif هرچي ميگذره بچه ها بيشتر اون ذات پليدشونو نشون ميدنhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/spiteful.gif. واقعاَ كه... بايد تنبيه فيزيكيشون كنمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2003/N_aggressive.gif

ما گفتیم میثم اولین باره بچه هارو از نزدیک میبینه، لابد فقط با من گرم میگیره. برم پیشش بشینم. ولی زهی خیال باطل. انگار 100ساله همدیگرو میشناسن. دقیقاً نیم ساعت یواشکی و در گوشی (به صورت پچ پچhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/secret.gif )با امیر قهرمانی حرف میزدنhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/friends.gif خیلی مشکوک میزدن! البته دیگه آخراش فضولیم گل کرد و یه بوهایی بردم که چی چی میگفتن:19: صحبت شیرین پسرونه بود! البته زیاد هم پسرونه نبودا. فقط بین 2تا پسر بود!(http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/give_rose.gif) و این حرفا بود!
چه سوژه ای گیر اوردم از این 2تا. از این به بعد حرفی بزنن باجگیری میکنم!

ما دیدیم میثم و امیر8 بحث دونفره و درگوشی راه انداختن، من و امیر آقایی و مانی هم یه بحث خیلی سنگین و البته 3نفره راه انداختیم و زدیم رو دستشونhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/beee.gif البته بحث کردن با امثال امیر آقایی که خیلی "پُر" هستن واقعاً سخته. بیشتر باید شنونده باشی و استفاده کنی :57: مانی هم خیلی حالیشه خداییش. جفتشون اگر یه کم دیگه تمرین کنن، میتونن با من رقابت کننhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/blum.gif هرچند من هی میخواستم بحث رو منحرف کنم و به جنجال و حاشیه بکشونمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/man_in_love.gif که حال بدهhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/yahoo.gif ولی حیف، نشدhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/scare.gif

ولی چقدر خوب شد میثم هم اومد. درکل خیلی حال داد. شروع کردیم از خاطرات گذشته حرف زدن. میثم این وسط یه اعترافی کرد! گفت: "من تا چند سال پیش یک استقلالی متعصب بودمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/esteghlal.gif":5:
یکی دو ساعتی قلیون میکشیدیمhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/ghelioon.gif و حرف میزدیم. کاش میشد بگم چی میگفتیم. ولی نمیگم http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif
خلاصه سفره خونه رو تسخیر کرده بودیم. شونصدتا تختو گرفته بودیما و اونجارو گذاشته بودیم رو سرمون. ما اینیم دیگه! ولی خیالی نیست، صاحابش آشناستhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/drinks.gif

کم کم ساعت از 7 هم گذشت! قرار بود 7 بریم، ولی خداییش چون خوش گذشته بود هیشکی بلند نشد و تا ساعت 8 موندیمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/gathering.gif

راستی اشکان بنده خدا هم با اینکه هم امتحان داشت هم باید جایی میرفت، ولی واسه اینکه قول داده بود اومد. فقط یه مقدار دیر اومد! دقیقاً وقتی که داشتیم میرفتیم:4:

آخرای میتینگ هم کلی عکس گرفتیم که چندتاشو میذارم. فقط درباره عکسا بگم که هرکی یه چی گفت. امیر آقایی گفت فقط یکی بذار، امیر8 گفت همه رو بذار، مانی هم 3-4تا داد گفت اینارو فقط بذار! حالا که حرفا متناقضه، به حرف هیچکدوم گوش نمیکنم و بازم کار خودمو میکنمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif


میریم سراغ گزارش تصویری:


1- از راست: امير آقايي - ماني - من - ميثم

http://i8.tinypic.com/5y7dtm9.jpg


2- از راست: ميثم - امير8 - من - ماني - امير آقايي (به نگاه معصومانه ي امير آقايي هم توجه كنيد)

http://i14.tinypic.com/5x67epv.jpg


3- من و ميثم و امير و ماني

http://i11.tinypic.com/4yukc9u.jpg


5- اينم ورژن جديدتره عكس بالائيه:4: :

http://i12.tinypic.com/68ktxyd.jpg


6- امير آقايي و ماني و من رو مشاهده ميكنيد :

http://i18.tinypic.com/4l440ae.jpg


7- امیر و میثم! :

http://i10.tinypic.com/4tsxbpe.jpg


8- خب! حسن ختام عكسها هم عكسيه از امير آقايي :5: منظور اين حركت ايشون با اون حركتي كه نثار آرش كرديم خيلي فرق ميكنه! اونجا منظورمون معني بد بدش بود، ولي اينجا منظور امير آقايي همون معني خوبشه. يعني كه آره، بريد حال كنيدhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/aha-aha.gif

http://i8.tinypic.com/5zm0ozc.jpg


اين بود گزارش، به همراه عكسهاي ميتينگ ديروز (22 خرداد 86 - با حضور: امير آقايي - بهنام - ماني - امير قهرماني - ميثم فولهامي - آرش - اشكان)

خيلي خيلي خوش گذشت. جاي همگي خالي:53:

بهنام
16th July, 2007, 01:42 AM
اینم با اینکه میتینگ کوچولویی بود ولی چون گزارشش از قبل موجوده قرارش میدم:5: اینجا هم استقلالیهای سایت بودیم به اضافه ی اشکان که پرسپولیسیه ولی اصلاً انجمنی نیست! مثل آرش که استقلالیه ولی عضو پ.ف نیست!

خب همونطور که امیر گفت دیروز دوباره بچه ها دور هم جمع شدیم. البته اگر بخوایم اسمشو میتینگ بذاریم که پس هر روز میتینگ به پاست:4: ولی خب چند تا عکس گرفتیم که میذارم.

من بودم و علی (سرباز وظیفه علی آقا زاده) و امیر8 و اشکان و آرش.

راستش حوصله ی گزارش نوشتن ندارم :37: فقط یه تیکشو توضیح میدم:5:

روزای آخره قبل از سربازی علی و باید از این روزا بخوبی استفاده کنیم:2:

ساعت حدود 6 بعداز ظهر بود که نشسته بودیم تو سفره خونه. گوشیم زنگ زد و یکی از رفیقام (داریوش نامیه) گفت الآن زلزله اومد و.... (مارو بگو اصلاً متوجه نشدیم:71:)
خلاصه قطع کرد و منم به بچه ها گفتم مثل اینکه چند دقیقه پیش زلزله اومده! علی گفت: "نه بابا. خالی نبند :78:" گفتم خداوکیلی راست میگم:5: تا اینو گفتم علی اول اینشکلی شد::13: بعد اینجوری: :17: بعدشم دیگه نتونست خودشو کنترل کنه و اینشکلی شد: :72:

یهویی دیدیم سرباز وظیفه علی آقازاده بدون کفش و پا برهنه داره میدوه سمت در خروجی!! مارو بگو:24: حالا هی داریم میگیم علی جان شما 2روز دیگه باید بری سربازی (چه ربطی به سربازی داشت؟) ولی انگار نه انگار!! رفته وسط خیابون وایساده میگه: "نمیام داخل! این پیش لرزه بود! زلزله ی اصلی در راهه! عمراً نیام تو! من تازه میخوام برم سربازی"
:24:
خلاصه اوضاعی بودا:24: باید بودید و اون صحنه رو میدیدید:24: اصلاً فضایی بود. تا حالا انقدر نخندیده بودم:4: میگفتیم حالا چرا وسط خیابون وایسادی؟ بیا پیاده رو! میگفت: پیاده رو بدتره، اگر تیر چراغ برق بشکنه چی؟

این از این.......

یه سوژه دیگه هم بود! که خیلی تلخ بود:2: :4: اونم اینکه امیر قهرمانی زنگش گرفته بود!!

اول که گفت گوشیتو بده زنگ بزنم فرزاد مجیدی! گفتم بفرما داش امیر:8:
بعد از نیم ساعت.... امیر: خب تموم شد. حالا بده یه زنگ بزنم پیروز قربانی! من: بفرما امیر جون:5:
نیم ساعت بعد... امیر: گوشیتو بده یه زنگ به صادقی بزنم! من: بیا امیر جون بگیر :17:
نیم ساعت بعد..... امیر: گوشیتو بده بزنگم داش علی منصور ببینم اوضاع چجوریاست! من: بیا بگیر بابا :51:
نیم ساعت بعد.... امیر: گوشیتو بده زنگ بزنم حسین کاظمی! من: برو بابا :47:
:4:

(مزاح بودا. داش امیر تو جون بخوا:8: کیه که بده:5: :4: ولی جداً شوخی بود. دو سه تا بیشتر نزد.)


میریم سراغ عکسا!

1- امیر آقایی و من:

http://i13.tinypic.com/4vnnfht.jpg


2- امیر آقایی و امیر قهرمانی:

http://i17.tinypic.com/5ybr5w6.jpg


3- بازم جفت امیرا:4:

http://i12.tinypic.com/5z1z5za.jpg


4- اشکان و امیر و علی

http://i19.tinypic.com/6g1s4eq.jpg


5- امیر و امیر و من :4:

http://i18.tinypic.com/505809f.jpg


6- من و امیر و اشکان و علی (چیه رو سر اشکانhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif)

http://i9.tinypic.com/6fq4k8h.jpg

بهنام
16th July, 2007, 01:44 AM
بازم سلام. یه میتینگ دیگه و یه گزارش دیگه.:18: خود میتینگ یه طرف، گزارش نوشتنش یه طرف! مخصوصاً اگر فردا امتحان ترم هم داشته باشی! ولی چه کنیم دیگه، ما خراب رفیقیم:16::4:

میتینگ دیروز به مناسبت خداحافظی از امیر آقایی بود. کسی که به گردنمون حق داره و باید ازش تجلیل میکردیم قبل از اعزام. فردا اعزام میشه. خوشبختانه میتینگ شلوغی هم بود. 10نفری که شرکت داشتیم:
خود امير آقايي، احسان، سعيد بندري، آرش، اشكان، ماني، امير8، ميثم فولهامي، شاهين اس اس، من.
(آرش و شاهین و اشکان رو فکر میکنم نشناسید. چون تو پ.ف عضو نیستن. آرش که رفیق منه و تو آبیته عضوه. اشکان فقط رفیق منه و هیچ جا عضو نیست:4:پرسپولیسی هم هست ولی ذاتاً استقلالیه! شاهین هم از بچه های تازه عضو شده ی آبیتست)

قرار كه ساعت 4 بود. ولي فقط من و اشكان بموقع اونجا بوديم :16: ديديم هيشكي نيومده، رفتيم تو گلديس گوشي بخريم. ساعت چهار و ده دقيقه ماني و ميثم اومدن. بعدش شاهين اومد و بعدشم آرش. تا ساعت 5:50 منتظر اون 3كله پوك بوديم!http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gif با 50 دقيقه تاخير، علي و احسان و سعيد با ماشين احسان اومدن. حيف كه قرار بود ديروز علي رو تحويل بگيريم، وگرنه ميگفتيم بهشونhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2003/N_aggressive.gif

واسه بار اول آقا شاهين گل رو ميديديم. خيلي پسر خوبي بود اتفاقاَ:67: اولش يه نموره 2نفري حرفاي خصوصي زديمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/secret.gif تا ايشون رو با جو آشنا كنيم.:5: اميدوارم بهش خوش گذشته باشه و باعث شده باشه ديگه جمعمونو ترك نكنه:6:

ساعت 5 بود كه حركت كرديم سمت فرحزاد. احسانه و سعيده و اميره و مانيه با ماشين احسان. منم در يك حركت جوانمردانه خودمو كشيدم كنار و گفتم امير قهرماني و آرش با موتور پولسار آرش برن. چون يكي بايد با اونیكي ماشين ميرفت كه بدونه كجا قراره بريم. من و ميثم فولهامي و شاهين و اشكان دربست گرفتيم و رفتيم. خواستيم بريم چهلستون (اونجايي كه زمستون پارسال با سياوش و سام اينا رفتيم) ولي با آرش تباني كرديم كه بريم باغ صفا:19: همونجايي كه اكثراَ من و آرش ميريم.

خلاصه رفتيم نشستيم و چند دقيقه اولش عين اين دختر پسرايي كه واسه بار اول قرار ميذارن همديگه رو ببينن زيرچشمي و با خجالت همديگه رو ديد ميزديم:39: طبق معمول هم اولش هركي با كناريش پچ پچ و غيبت ميكردhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/spiteful.gif

بعد از چند دقيقه گفتم بسه ديگه، حالا همگي اون چهره ي پليدمونو نشون بديم و شروع كنيم چرت و پرت گفتنhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/yahoo.gif

بعد از نشون دادن ذات كثيفمون، گفتيم نوبت باز كردن شيرينيه :38: شيريني سربازي رفتن علي بود:4:

بعد از بلعيدن شيريني، تصميم گرفتيم همگي به مدت 1 دقيقه علي رو نگاه كنيم :77: به هر حال بار آخر بود كه علي رو ميديديم و بايد يه دل سير نگاش ميكرديم:cry: بعدشم به خاطر رفتن علي به خدمت مقدس سربازي، يك دقيقه سكوت كرديم :32: ولي 30 ثانيه كه گذشته بود سعيد بندري يه كار بدي كرد كه سكوت شكست:71:

بعدم پارچه هاي مشكي كه اورده بوديمو براي نشان دادن ناراحتيمون به بازوهامون بستيم:cry: بعدشم بعضيها به بازوي چپشون بستن، بعضيها به راست! بخاطر همين بين علما اختلاف افتاد كه به خوبي و خوشي و در نهايت چاقوكشي ختم بخير شد:41:

نكته ي جالب ميتينگ اين بود كه به دو گروه 5نفره تقسيم شده بوديم. من و امير آقايي و احسان و سعيد بندري و اشكان گروه پسران آبي رو تشكيل داده بوديم و امير قهرماني و ماني و آرش و ميثم فولهامي و شاهين هم گروه پسران شيطان رو تشكيل دادن:5: شروع كرديم به كوبيدن تيم حريف:girl_devil: در آخر هم تيم پسران آبي، تيم پسران شيطان صفت رو با خاك يكسان كرد و غرورشونو شيكونديمhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/aha-aha.gif

در مورد تيم پسران آبي هم بگم كه اين اسم به اصرار فراوان سعيد روي تيممون گذاشته شد. سعيد بندري گفت: "من استقلالي دو آتيشه نيستم، ولي مطمئناَ بين استقلال و پرسپوليس، استقلال رو انتخاب ميكنم"
ضمن اينكه احسان هم تاييد كرد و گفت من يه زماني پرسپوليسي بودم ولي الآن استقلال رو ترجيح ميدم:5: ميثم هم كه تو ميتينگ قبلي گفته بود من قبلاَ استقلالي 2آتشه بودم و همين الآن هم اگر حجازي برگرده استقلال، استقلالي ميشم. اشکانم با اینکه پرسپولیسیه ولی اگر بگیم 2تا بازیکن فعلی پرسپولیسو نام ببر میگه عابدزاده و نیما نکیسا! پس جمعمون كاملاَ استقلالي بودhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/esteghlal.gif

بعدش خواستيم مراحل بعدي عمليات عشق و حال رو اجرا كنيمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/drinks.gif كه يارو اومد گفت كم كم رفع زحمت كنيد (انقدر هم علني نگفت ولي منظورش همين بود http://www.*******.com/vb/images/smilies/60.gif) ما هم گفتيم خودمون ميخواستيم الآن تشريف ببريمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/good.gif

رفتيم بيرون و تازه مثل بانوان محترمه حرفامون شروع به اومدن كرد. اونجا هم تصميم گرفتيم كي چجوري بره و كي چجوري نره! تا جايي كه متوجه شدم من و اشكان خودمونو چتر احسان اينا كرديم و اومديمhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/61.gif بقيه رو نفهميدم چيكار كردن. فقط ميدونم هركي رسيده خونشون http://www.*******.com/vb/images/smilies/clapping.gif

عسك مسك هم زياد ننداختيم. بيشتر گرم صحبت و غيبت و اينا بوديم. دو سه تا بيشتر ننداختيم كه ايناها:


1- اينجا تيم پسران آبي رو مشاهده ميكنيد.
از راست: احسان-سعيد-من-اشكان-امير آقايي- ميثم(البته اين آخري جزو شيطون صفتا بود كه خودشو تو اين عكس آويزون پسران آبي كرد):
http://i12.tinypic.com/4tp6lwz.jpg


2- همون نفرات عكس بالايي+آرش و امير قهرماني و شاهين اس اس (اينجا ماني حكم عكاسه رو داشت ):
http://i12.tinypic.com/4th29ef.jpg


3- عين همون بالايي، فقط احسان شده عكاس، ماني هم رفته وسط امير آقايي و ميثم واسه خودش جا باز كرده (آرش و امير كه به كل پرتن! به انگشتان علی هم دقت کنید که با حسرت به "2" سال خدمت اشاره میکنه:2::4:)
http://i7.tinypic.com/4zkwosn.jpg


4- اينم عكس كارت ليدري امير قهرماني:5: همون مدركي كه امير گفته بود 5شنبه رو ميكنه.
http://i13.tinypic.com/5ytfig3.jpg


5- اينم يه عكس دسته جمعي كه بيرونِ باغ صفا انداختيم:
سعيد عكس رو انداخته. از راست: اشكان-من-شاهين-ميثم-آرش-احسان-امير8-امير آقايي-ماني
http://i8.tinypic.com/6chyry9.jpg


اينم از ميتينگ خداحافظي از امير آقايي (يا به عبارتي علي آقازاده) با شركت: خود امير آقايي، احسان، سعيد بندري، آرش، اشكان، ماني، امير8، ميثم فولهامي، شاهين اس اس، من. (31خرداد86-فرحزاد)

به عنوان حسن ختام گزارش، همه با هم:http://www.*******.com/vb/images/smilies/clapping.gif


:53:امير آقايي دوست داشتني خدا پشت و پناهت:53:

بهنام
16th July, 2007, 01:46 AM
خب میریم سراغ میتینگ دیروزی. میتینگی كه واسه خوش آمدگوبی به سام و سیاوش ترتیب داده بودیم. :welcome1: از اون بالا كفتر می اَیه ، سام و سیا با دختر می اًیه:give_rose:

پریروز تو قرار عمومی ایده ی میتینگ رو دادم و بعدش مانی هم زنگ زد و قرار شد بچه ها رو جمع كنه:101: قرار هم شد شنبه بعدازظهر فرحزاد.

میتینگی كه با شركت: سام ، سیاوش ، مانی ، میثم فولهامی ، سهیل آبی ، كوروش ، امیر قهرمانی(كه فقط چند دقیقه دیدیمش) ، من.

شد صبح جمعه و یهویی خبر رسید شنبه بعدازظهر تو باشگاه جلسه داریم:13: مارو بگو! وا رفتیم:46: زنگ زدم به امیر و بعدش آقا شاهرخ! كه قرار بود یكشنبه باشه و... خلاصه با كمك و همكاری امیر قهرمانی و به شیوه ی بچه ستارخانی:yahoo: و بخاطر قول میتینگی كه به بچه ها دادیم، باشگاه رو پیچوندیم و قرار شد امیر قهرمانی هم جای خودش تو جلسه شركت كنه و هم من.

خلاصه میگفتم.... ساعت 5 دم تیراژه قرار داشتیم كه از اونور بریم فرحزاد. اول اونایی رو میگم كه میخواستن بیان ولی نتونستن (میتینگی كه 5شنبه و جمعه نباشه همینه)، آرش (كه اصلاَ بخاطر فوت پدربزرگش تهران نبود و از این بابت از سام و سیا عذرخواهی كرد) ، امیر آقایی (قبل از میتینگ بهم زنگ زد و گفت اگر جمعه مینداختید حتماَ میومدم) ، امیر قهرمانی (كه جلسه داشت و نتونست بیشتر از چند دقیقه كنارمون باشه و...) ، احسان (كه درگیر اونور رفتنشه و...) ، سعید بندری هم كه خونه نبود ، فرهاد اس اس هم نرسید بیاد.

با امیر گهرمانی:4: آریاشهر قرار داشتیم كه 2تایی بریم تیراژه. هنوز اونجا نرسیده دیدم 2تا كودن دارن میرن سمت آریاشهر! اجباراَ باهاشون همسفر شدم دیگه:23: شدیم من و میثم و مانی. چند دقیقه منتظر امیر بودیم كه دیدیم به اتفاق علی بلك (رفیقش كه اونم لیدره) اومدن و باهم رفتیم تیراژه:blum: تا رسیدیم اونجا سام و سیا رو مشاهده كردیم:clap: 6تایی وایساده بودیم و منتظر آقا سهیل گل. سهیل هم اومد و كادرمون تكمیل شد.

البته این وسط كلی هم ماچ و بوسه رد و بدل شد كه نباید ازشون به سادگی گذشت:love05: اصلاَ خیلیها به خاطر همین تحكیم روابط تو میتینگا شركت میكنن. یكیش امیر آقایی كه لامصب 2بار 2بار ماچ و بوس میكنه:13janelle:

آقا كوروش هم قرار بود توی همون فرحزاد به جمعمون اضافه و منها و اینا بشه.
بعد امیر قهرمانی و رفیقش كم كم باید رفع زحمت میكردن:103:و میرفتن باشگاه. همین كه به فكر بودن و اومدن كفایت میكرد، و همین كه زودی رفتن بیشتر كفایت میكرد:tease:

خلاصه 6نفرمون 2تا دربست گرفتیم و رفتیم فرحزاد. من و سام و سیا باهم رفتیم. مانی و میثم و سهیل باهم.حالا بگید كجا رفتیم؟:34: فكر كردید رفتیم باغ صفا؟:5: كور خوندید:spiteful: بردمشون همونجا كه همیشه با شاهرخ و امیر میریم! هم فضای بازه، هم اینكه من میگم دیگه:1: :4: خلاصه طبق معمول حرفمونو به كرسی نشوندیم و رفتیم اونجا:clapping:

اینبار چون جو صمیمی بود اكثراَ همدیگه رو میشناختیم دیگه مثل این دختر پسرا زیر چشمی همدیگه رو نیگا نمیكردیم! دیگه اون ذات پلیده كه باید پنهون میموند، مدتهاست رو شده:brunette:

گرم صحبت بودیم كه آقا كوروش زنگ زد و یه آدرس توپ بهش دادیم كه در عرض چندین ساعت بالاخره تونست خودشو برسونه فرحزاد:fighting29:

بحثها متنوع و جالب بود:gathering:

اولش یه كم از خاطرات گذشته و زمانی كه سام و سیا سری قبلی تهران بودن گفتیم و خندیدیم. بعد بحث قلعه نوعی و حجازی و بعدش استقلال-پرسپولیس و بعدش برومند-طباطبائی و بعدش كاكا(:8:)-مونتلا (:good:همون معنی بدش رو در نظر بگیریدا!) و بعدش ..... (بــــــــــــــــوق! اینجای بحث سانسور شد:wacko: )

از وقتی آق كوروش اضافه شد، مانی یه بحث اقتصادی-سیاسی راه انداخت. من هی نگران میثم بودم كه چون سررشته ای درباره این موضوعات نداره، حیوونی خب حوصلش سر میره:46:

آقا راستی یه تیكه سام گوشیشو دراورد، میثم با حرارت و داد و بیداد گفت: "اِ اِ اِ ، چقدر شبیه N70 هست! سونی اریكسونم چه كارایی میكنه ها! برداشته دقیقاَ طرح n70 نوكیا رو زده"! بعدش كه اندازه یه كتاب درباره شباهتهای این گوشی و N70 سخنرانی كرد، با یك جمله مواجه شد: "میثم جان، این گوشی هم N70 هست! همونی كه شما داری نیم ساعت با این مقایسش میكنی"! قیافه میثم در اون لحظه دیدنی بودا طفل معصوم:blush2: حالا اومده درستش كنه: "آخه من از قطر گوشی رو دیدم و اگر زاویه ی دیدم از 45 درجه ی شرقی گسترده تر بود حتماً تشخیص میدادم كه این همون N70 هست. من كلاَ N70 زیاد دیدم تو عمرم، قشنگ میشناسمشون:pilot: "

خلاصه تا ساعت هفت و نیم نشستیم و بعد پاشدیم:N_aggressive (41): آق كوروش كه ماشین اورده بود و منزلش هم مثل سام و سیا سعادت آباد بود، با هم رفتن. آق سهیل كه همون نزدیكا بود خونشون (4دیواری). من و میثم و مانی هم اومدیم آریاشهر، بعد اونا رفتن آزادی، منم كه رفتم ستارخان:beach:

حالا میریم سراغ عسكای میتینگ:5: :

1-از راست: سیاوش-سام-من-مانی-سهیل. (میثم عكاسه. اینجا هنوز كوروش نیومده بود)
http://i12.tinypic.com/6ezxf1u.jpg

2- اینم مثل بالایی. فقط میثم جای سیارو گرفته! درسته كه عكس تاره، ولی بخاطر همین تاریش گذاشتم:39: هرچی فكر كردم هیچ دلیلی واسش پیدا نكردم كه چرا نیمه ی بالای عكس تاره و نیمه ی پائینش خوبه؟:4: عجبا:wallbash:
http://i18.tinypic.com/4tir1vc.jpg

3- سیاوش-سام-من-سهیل-مانی (اینم عكس قشنگی شد:tease: )
http://i18.tinypic.com/4ue08dt.jpg

4- از راست:میثم-سیاوش-سام-من-سهیل-مانی-كوروش (اینجا دیگه آق كوروش اضافه شدن و یه عكس دسته جمعی انداختیم:123: )
http://i11.tinypic.com/682q99z.jpg

5- سام و من:friends:
http://i7.tinypic.com/4kem0dg.jpg

6- میثم فولهامی تهنایی:brunette:
http://i12.tinypic.com/4msoh1d.jpg

7- اینم یه عكس دسته جمعی:heart: (نكته ی جالب در این عكس، حركت میثمه كه با وقاحت تمام.... ولی همونطور كه مشاهده میكنید سیاوش خودشو كشیده عقب تا این پیشنهاد بیشرمانه ی میثم رو رد كرده باشه:aggressive: قضاوت با خودتون، یه صلوات بفرستید:salavat: ، دیگه وارد جزئیات نمیشیم:beee: )
http://i11.tinypic.com/5xj40hw.jpg

اینم از میتینگ شنبه 16تیر86 (فرحزاد)

بهنام
16th July, 2007, 01:49 AM
بعد از اينكه يه ميتينگكي واسه خوش آمدگويي به سام و سيا ترتيب داديم، يكشنبه بود كه ماني خبر داد ممد اس اس (از بچه های آبیتست)هم ايرانه و احتمالاَ فردا مياد تهران. چون فرق نذاشته باشيم بايد واسه ممد هم ميتينگ بذاريم!

گفتم خوبه، من و رفقا كه پايه ايم! فقط اگر جمعه باشه خيلي بهتره. اينجوري امير آقايي هم ميتونه بياد. كه ماني گفت ممد جمعه ميره و خلاصه بايد زودتر از اينها باشه. قرار شد 2شنبه باشه! واسه من اشكالي نداشت، ولي بازم يه مشكل كوچيك وجود داشت! اونم اينكه امير قهرماني در اونصورت نميتونست بياد! ولي با كلي صحبت و رايزني، موفق شدم امير رو هم بيارم! آرشم با اينكه بايد ميرفت شهريار خونه پدربزرگ مرحومش، ولي قبول كرد بياد تا جمعمون كاملتر بشه http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/gathering.gif

قرارمونم گذاشتيم دم در تيراژه ساعت5! من و امير و آرش باهم رفتيم. از ماشين كه پياده شديم و يا وجود اينكه 1 كيلومتر با بروبچ فاصله داشتيم ولي از قد و هيكل رشيد ممد، بچه هارو شناسايي كردم! راستش از قبل با خودم برنامه ریزی کردم که ببینم قد من بلندتره یا ممد. فکر میکردم خیلی درازم ولی انگار دو سه سانتی از ممد خوشولوترم:1:

رفتيم و ديديم همه زودتر از ما رسيدن. ممد و ماني و سام و سياوش و سعيد و فرهاد و سهيل و شاهين منتظر ما بودن. طبق معمول ماچ و بوسه و اينا http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2002/love05.gif

يه نكته ي بسي جالب، تغيير شكل و شمايل سياوش و سام بود :whoow: موهاشونو لولو خورده بود، عادت كرده بوديم 2تا داداشيهارو با موهاي بلند ببينيم. بخاطر همين بعضيها سام و سيارو نشناختن، كه من حكم راهنمارو داشتم و بهشون گفتم كه اين 2تا همون 2تان http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/pilot.gif

11 نفر بوديم و با 3تا شخصي رفتيم فرحزاد. من و سام و فرهاد و شاهين تو يه ماشين بوديم. هر3تا شخصي پشت سر هم ميرفتن. بعد ديديم از اون 2تا ماشين عقب افتاديمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gif گفتيم يه برنامه اي بچينيم كه يا بزنيم جلو ازشون و يا اين حركت بيشرمانشون رو جبران كنيمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/spiteful.gif سام كه خودش از اركان اصلي مافياي ليگ فانتزيه پيشنهاد داد كه به آقاي رارنده پول بديم بگيم با ماشين بزنه اون 2تا ماشينو چپ كنه و اونارو به كل از صحنه خارج كنيمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/aggressive.gif شاهين گفت بريم كنارشون ادا در بياريمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif، ولي فرهاد كه با اون ريشهاش حسابي تيريپ بسيجي عصاره آب هويجي گرفته بود، گفت "به جاي اينكارا يه صلوات محمدي بفرستيدhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2003/salavat.gif" ولي يهويي يه ايده ي خيلي خوبي به ذهنم رسيدhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/clap.gif اونم اينكه همه يكصدا با هم بخونيم: "آقاي رارنده آقاي رارنده يالا بزن تو دنده ....http://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/yahoo.gif" چه جوابي هم داداhttp://www.*******.com/vb/images/smilies/aha-aha.gifيهويي آقاي رانَنِه زد دنده 5 (اونم با پيكان كه اصلاَ دنده 5 ندارهhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/wacko.gif) و از همشون سبقت گرفتيم و در نهايت اول شديم! ما برديم و ما برديم چلوكبابو ما خورديم:clapping:

خلاصه رسیدیم اونجا و ملت رو بردیم همون خراب شده که قرار بود بریم! پسر چه جائیه ها! جدا از اینکه سفره خونست، یه باغ وحش به تمام معنا هم هست! مرغ و خروس و سگ و گوسه فند و... هم هی دورمون میگردن!:vampire:

خلاصه... نشستیم و بحثها شروع شد! آقا ما هی میگیم تو میتینگا دیگه بحث فوتبالی رو کنار بذاریم و بجای این صحبتا 2کلوم بگیم بخندیم! انگار نه انگارhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/wallbash.gif

نکته ی جالب مثل همیشه، کم حرفی سامی بود:6: ولی جداً درباره سام و شاهین و... "کم گوی و گزیده گوی چون در" دقیقاً صدق میکنه! یعنی از اون دسته از آدمان که به جای اینکه همش چرت و پرت بگن و و انقدر چرندیات تحویل ملت بدن، چیزی نمیگن تا واقعاً حرفی واسه گفتن داشته باشن و اونموقع آقایی میکنن. مثل میتینگ روز شنبه (میتینگ قبلی) که از صحبتای سام واقعاً من یکی استفاده کردم.

وقتش رسیده بود که نوشیدنی سفارش بدیم! تا اومدیم سفارش بدیم یهویی دیدیم لهجه ی اصفهانی ممد گل کرد!! تا اونموقع لهجه نداشتا، تا صحبت خوراکی شد...
بعد دوباره لهجش عادی شد، آخرش که خواستیم بریم صندوق و کلاً حساب کنیم دوباره از اون لحظه اصفهاني بازيِ ممد شروع شد! هر وقت موقع پول دادن و حساب كردن ميشد، لهجه ي اصفهاني ممد هم گل ميكرد! به جون مهرداد، معمولي حرف ميزدا، تا حرف پول و اینا میشد...

ولی بی شوخی، ممد حسابی شرمنده هم کرده بود و از کویت سوغات اورده بود واسمون! از اینایی که روی گوشی موبایل سوار میشن (چون اسمشونو نمیدونم، بهش میگم "جیگیلیهای موبایل:1:":4:) هر کدوم طرح پیراهن یکی از تیمهای مطرح اروپا بود؛ که میلانش رسید به من. همین الآنم زدم به گوشیم.

راستی یدونه طرح بارسا هم داشت که من به بهونه ی اینکه میرسونمش دست ماتاتا ازش گرفتم! ولی ممد جون گولت زدمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/spiteful.gif من کِی و کجا ماتاتا رو میبینم؟ اگه تو میبینیش، منم میبینمش! خلاصه اینکه پیچوندمشhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2007/tease.gif (ولی بی شوخی در اولین فرصت که ممدرضا رو ببینم میدم دستش )

دو ساعتی نشستیم و کم کم پاشدیم بریمhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2003/N_aggressive%20(41).gif بازم با 3تا دربست هرکی رفت پی کار و زندگیش. سهیل که از همون فرحزاد رفت 4دیواری:5:من و آرش و امیر و شاهین با 1ماشین اومدیم ستارخان. سام و سیا با 1ماشین رفتن سعادت آباد. ممد و سعید و فرهاد و مانی هم با 1ماشین رفتن آزادی به گمونم:39:


حالا میریم سراغ عسکا و گزارش تصویری:shades2: :

1- از راست: سام-سهیل-مانی-شاهین-آرش(که عزاداره و مشکی پوشیده)-من-ممد-بوووووق(آخه پشت میله ی آهنیه سعید)-امیر قهرمانی-سیاوش(که ایستاده). عکاسه هم فرهاده.
http://i10.tinypic.com/4v6se44.jpg


2- تو این عکس مانی به جای فرهاد شده عکاسه! به حرکت دست ممد توجه کنید :whoow: بازم رگ اصفهانی ممد گل کرد و فکر کرد قراره بابت این عکسها از کسی پول بگیریم! ولی نه داش ممد!خیالت راحت، پولی نیست!
سام كه نزديكترينه به دوربين. كناريش سهيله. بغل سهيل سياوشه. بووووق(شاهين كلش معلوم نيست!).بعدش منم، كنارم ممد، كنار ممد سعيده، بعد فري چش قشنگه، كنار فرهاد امير قهرمانيه، كنار اميرم آرشه (چه آدرسي دادما! نكنه شما هم دونه دونه خونديد و تطبيق داديد؟ از من بيكارتر، شمائيد :laugh: )
http://i10.tinypic.com/688f9mb.jpg


3- از راست: سام-سهیل-مانی-شاهین-آرش-من (جمیعاً معتادینhttp://www.parsfootball.com/anjoman/images/smilies/2005/brunette.gif تعداد قلیونا از تعداد آدما بیشتره ! متاثفم واثتون!)
http://i12.tinypic.com/5xsog82.jpg


4- من و ممد! این عکس نکتش اینجاست که من دارم 3کار رو باهم انجام میدم. هم چایی میخورم، هم قلیون میکشم، و هم خوابیدم!! واقعاً خیلی زحمتکشم!
http://i11.tinypic.com/6b39xe1.jpg


5- وسط میتینگ رفیق ما زنگید(به جون جفت بچه هام همجنس بودا :17: ) منم مجبور شدم واسه اینکه مزاحم بقیه نشم، برم یه تخت دیگه بشینم و نیم ساعتی ور بزنم :56: حالا جالب اینجاست که بعد از چند دقیقه مانی هم به این جمع اضافه شد و... البته مانی با عیالش میحرفیدا :15: سام هم از این فرصت سوئ استفاده کرد و یه عکس گرفت :scare2: که من با این توضیحات واضحاتی که دادم دست شایعه سازان رو از آرنج قطع و وصل کردم!
http://i8.tinypic.com/6fq323r.jpg


خلاصه اینم از گزارش+عکسای این میتینگ (19 تیر 86 - فرحزاد)

جای همگی خالی:53:

بهنام
16th July, 2007, 01:56 AM
خب تموم شد:Punk: من هرچی گزارش داشتم گذاشتم!:18: حالا نوبت بقیست:5: امیر آقایی باید چند تا گزارشی كه نوشته رو بذاره، منتظرم میثم هم بیاد و این گزارش فوتبال آخریه رو بذاره.

راستی سردر این تاپیك باید بنویسیم: "لطفاَ با ADSL وارد شوید! چون انقدر عكسا زیاده كه فكر كنم اگر غیر از این باشه كامپیوتر طرف بپوكه!":4:

:53:

amir-8
16th July, 2007, 02:00 PM
بهنام دستست درد نكنه .
ايشاالله اين تاپيك باعث بشه با دوستان جديدي اشنا بشيم .

InTeR
16th July, 2007, 02:06 PM
خوب چی به تو میرسه؟من و تو که اینور دنیاییم.تازه مارو راه نمیدن.اینا همه عضو مافیان:17:

Siyavoush
16th July, 2007, 03:08 PM
با تشكر از بهنام عزیز:shades_smile:
عالی بود فقط كامپیوترم تركید تا این تاپیك باز شد:4:
امین از نوع اینتری:4:شما هم خب قرار بذارین
مشهدی و اصفهانی كم نداریم تو این سایت!

بهنام
16th July, 2007, 03:17 PM
خوب چی به تو میرسه؟من و تو که اینور دنیاییم.تازه مارو راه نمیدن.اینا همه عضو مافیان:17:

عزیزم فكر كنم داری اشتباه میكنیا!:39: اولاَ خوشبختانه این امیر قهرمانی تو اكثر میتینگها بوده! دوماَ كی گفته راه نمیدیم؟! مافیا كدومه عزیز؟ ما كه از خدامونه بیشتر بشیم و جمعمون جمعتر بشه. هركی خواست بیاد قدمش رو چشم:5: مطمئناَ هركی یه بار كه بیاد معتاد میتینگ میشه و همیشه پای ثابت میشه:53:

The Psychotic Eyes
16th July, 2007, 03:41 PM
مرسی بهنام چِسبید :4:
فقط جاهایی که میرید خیلی تکراری نیست ؟ یذره تنوع بدید بابا

InTeR
16th July, 2007, 04:12 PM
حالا چرا میزنین؟میتینگ بعدی کیه منم بیام:4:.(تعارف اومد نیومد داره:4:)

بهنام
16th July, 2007, 05:48 PM
بهنام دستت درد نكنه .
ايشاالله اين تاپيك باعث بشه با دوستان جديدي اشنا بشيم .
خواهش میكنم امیر جان:53:
ایشالا:5:


با تشكر از بهنام عزیز:shades_smile:
عالی بود فقط كامپیوترم تركید تا این تاپیك باز شد:4:

خواهش میكنم:5:
آره. سیا باید وقتی برگشتی انگلیس میومدی سراغ این تاپیك:4:


مرسی بهنام چِسبید :4:
فقط جاهایی که میرید خیلی تکراری نیست ؟ یذره تنوع بدید بابا

خواهش میكنم:5:
آره:39: ولی جدیداَ متنوع تر شده:4: یه مدت كه امیر آقایی همش گیر داده بود بریم خان بابا:blink: حالا كه بنده خدا سربازیه دست و بال ما بازتره و حداقل یه فرحزاد میتونیم بریم!


حالا چرا میزنین؟میتینگ بعدی کیه منم بیام:4:.(تعارف اومد نیومد داره:4:)

امین مگه مشهد نیستی؟ پس چجوری میخوای بیای؟ ولی خب اگه بیای كه عالیه.:yes: هر وقت هم خبری بود تو همین تاپیك میگیم كه بقیه خبردار شن.

InTeR
16th July, 2007, 05:53 PM
امین مگه مشهد نیستی؟ پس چجوری میخوای بیای؟ ولی خب اگه بیای كه عالیه. هر وقت هم خبری بود تو همین تاپیك میگیم كه بقیه خبردار شن.

شاید خواستیم بیایم تهران حالا http://qsmile.com/qsimages/28.gif .اگه اعلام کنین که بد نیست شاید اومدیم http://qsmile.com/qsimages/15.gif

NoName
17th July, 2007, 02:46 AM
سلام به همه بروبچ گل پارسفوتبال :8::8::8:

باز هم یك میتینگ دیگه و باز هم یك گزارش دیگه:shades2:
قبل از هر چیز علت اینكه من دارم گزارش این میتینگ رو ایندفعه به جای بهنام براتون مینویسم رو میگم :
خوب تخصص اصلی بهنام در میتینگهای دودی هستش و همون طوری كه میبینید در تمامی میتینگ هایی كه در اون دود وجود داشته و لوازم دودی مثل قلیون و... در اون استفاده میشده بهنام به عنوان نفر اول میتینگ ها حاضر بوده و حتی در میتینگ های 2 نفره و حتی 1 نفره ( خودش و خودش ) شركت میكرده و همیشه گزارش میتینگ رو خودش مینوشته ولی در این یك میتینگ خاص كه اصلا خبری از دود نبود و یك میتینگ كاملا ورزشی بوده بهنام از یك هفته قبل از میتینگ كلا در تهران دیده نشده ( خوب معلومه ورزش رابطه خوبی با دود نداره ) و به این علت من به عنوان مامور نوشتن گزارش میتینگ انتخاب شدم و قرار شد كه امروز بعد از كنكورم گزارش كامل مربوط به میتینگ رو براتون بنویسم كه منم با 6 ساعت تاخیر در خدمتتون هستم :

پایه های اصلی میتینگ روز پنجشنبه در جلسه محرمانه ای كه بعد از ظهر روز شنبه بین من و تعدادی از افراد مافیایی انجمن برگزار شد پی ریزی شد و اون موقع برای میتینگ روز پنجشنبه برنامه ریزی كردیم.
خوب سعید بندری مامور شد كه یك سالن فوتبال برامون كرایه كنه كه موفق به این كار شد ولی ولی ولی...(اتفاقات مربوط به سالن گرفتن سعید بندی رو در ادامه گزارش حتما بخونید )
بعد از اون سعید بندری و سیاوش ( چه امامزاده هایی !!! ) مسئولیت اطلاع رسانی به بچه های انجمن رو بر عهده گرفتند!
خود من به شخصه فكر میكردم اینا الان 60 نفر رو جمع میكنند و یك قرار فوتبالی خیلی عالی برگزار میكنیم در حالی كه این دو با كلی تلاش و زحمت فراوان فقط تونستند 12 نفر رو جمع كنند كه اونارو هم تازه ما بهشون كمك كردیم!
سیاوش یك روز قبل از میتینگ بهم زنگ زد و گفتش كه اقا ادم جور كن من فقط تونستم 3 نفر رو جمع كنم یكی داداشم و یكی هم سعید بندری و یكی هم خودت !!! كه من كمكش كردم كه تونست چند نفر دیگه رو هم جمع كنه . از اون طرف سعید بندری هم شب قبل از میتینگ ساعت 3 نصف شب برای مانی اس ام اس میفرسته كه مانی دستم به دومنت ادم جور كن !!! كه مانی هم تو حالت خواب و بیدار بوده و فكر كرده كه خواب دیده و به اس ام اس اعتنایی نمیكنه...
خلاصه صبح روز پنجشنبه شد و طبق اطلاعاتی كه مامورین مافیایی من بهم دادند بندری و سیاوش حدود 12 نفر رو برای اومدن به ورزشگاه اماده كردند!
محل قرارمون هم ایستگاه مترو شهر ری بود!
صبح روز پنجشنبه تقریبا ساعت 8 صبح بود كه امیر قهرمانی بهم زنگ زد و گفتش كه میثم بابا كجایی زود باش اماده شو بیا دیگه منو مانی و ممد اس اس الان نزدیك شهر ری هستیم تو كجایی ؟
منم گفتم منم تو رخت خوابم فعلا كه زوده و باشه اگه منتظر منید الان خودمو میرسونم ( حالا من ساده نمیدونستم اونا تو كافی شاپ هستند و تا ساعت 10 صبح هم حتی خودشونو نمیرسونند )
هیچی خلاصه این تلفونه باعث شد كه من یك كمی سرعت كارم رو بیشتر كنم و خیلی سریع خودم رو به شهر ری برسونم...
من دقیقا سر ساعت نه و سی دقیقه خودمو سر قرار درون ایستگاه مترو شر ری رسوندم ولی دیدم اونجا یك پرنده هم پر نمیزنه پیش خودم گفتم پس قرار میتینگ سر كاری بوده و هیشكی نمیادش...
منم داشتم از ایستگاه مترو خارج میشدم كه یوهو تقققققققق كلم خورد تو كله سعید بندری و خلاصه بعد روبوسی و ماچ موچ همون جا منتظر بقیه بچه ها وایستادیم...
دقیقا راس ساعت نه و سی و پنج دقیقه اقای یاسر اشراقی با موبایل سعید بندری تماس گرفت كه سعید هم تمام گزارشات مربوط به میتینگ ( كیا میان كیا میرن كیا چی میگن ) رو به اقای اشراقی داد...
بعدش منو سعید كمی وایستادیم و كمی بعدش احسان هم اومد ( به علت تمام شدن سهمیه بنزینش با مترو اومد )و دیدیم كه راس ساعت نه و چهلو پنج دقیقه امیر قهرمانی به همراه مانی و ممد اس اس (ممد اس اس بعد از 10 سال به ایران اومده بود ) به جمعمون اضافه شدند خلاصه بحث ها گرم شد مخصوصا سر مونتلا ( چون دیدیم حالا كه بیكاریم بیاییم سر مونتلا سر به سر مانی بذاریم ) مانی حرفهای جالبی میزد میگفت اگه میلان تو فینال لیگ قهرمانان به جای كاكا از مونتلا استفاده میكرد میلان كولاك میكرد ولی حیف كه كاكا تو اون مسابقه بدترین بازی تاریخ ورزشش رو به نمایش گذاشت و خلاصه ازین حرفا... تا اینكه دیدیم ساعت 10 شد و خبری از سیاوش اینا نشد ( سیاوشی كه یك روز قبل از میتینگ بارها و بارها به من تاكید كرده بود كه ما سر ساعت نه و نیم میریم داخل سالن زود خودتو برسونیا اصلا تو از ساعت 8 اونجا باش همه ما اونجا هستیم ) خلاصه زنگ زدیم به سیاوش و سیاوش گفت كه من تو راهم كه ما همچنان چشم انتظار اونجا وایستادیم و سیاوش همچنان در راه بود و در راه بود و در راه بود كه بالاخره خودشو رسوند بعد از اون هم كم كم ماتاتا و امید علی و بقیه بچه ها خودشونو سر قرار رسوندن و ما راس ساعت 10 و 15 دقیقه رسما ایستگاه مترو رو به قصد رسیدن به استادیوم ترك كردیم...
سعید بندری به ما گفته بود كه من سالن رو از ساعت 10 صبح تا ساعت 11 و نیم كرایه كردم در حالی كه وقتی به اونجا رسیدیم مامور یقه سعید بندری رو گرفت و داد زد و گفتش :
كجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سعید هم گفتش دستتو بنداز ما زمینو اجاره كردیم...
مامورم گفتش چرا دروغ میگی تو زمینو ساعت یازده و نیم اجاره كردی اینم برگش...سعید هم تا اونو دید گفتش اهان اقا ببخشید بچه ها واقعا ببخشید حالا مجبوریم اینجا 1 ساعت علاف بشیم... بچه ها مشكلی نیستش تورو خدا منو نزنید...بچه ها قول میدم دیگه تكرار نكنم... بچه ها همش یك اشتباه ثبتی بوده... بچه ها بچه ها بچه ها...
خلاصه ما حدود 1 ساعت جلوی در سالن نشستیم و مجبور بودیم تو این زمان برای اینكه حوصلمون سر نره بشینیم و توجیهات سعید بندری رو برای اینكه چرا به جای 10 داریم یازده و نیم میریم تورو گوش كنیم...البته این وسط چند تا از بروبكس هم مدام از اول میتینگ تا اخر میتینگ درباره ناصر حجازی فولهام برشا مونتلا و... بحث میكردند.
مهمترین حرفی كه در اون تایم از زبان سیاوش بیرون اومد این بود :
حتی اگه بازیهای برشا مجانی هم بشه برای دیدم بازیهاش به استادیوم نمیرم!!
ساعت 11 شدش كه دیگه صبر سیاوش سر اومد و رفتش تو سالن و توپ ادمهایی كه تو سالن بودن رو با چاقو پنچر كرد و انداختشون بیرون و به ما گفت بچه ها بیایید و ما هم خوشحال به داخل سالن هجوم اوردیم...
خوب بچه ها دونه دونه لباساشونو عوض كردن و وارد زمین شدند جالب اینجا بود كه اكثر بچه ها هوادار رم بودند و مثل من لباس رم رو بر تن كرده بودند مثل مانی !!
خلاصه همه اون وسط زمین جمع شدیم و شروع به یار كشی كردیم و 3 تا تیم شدیم كه من امیر قهرمانی و سعید بندری شروع به یار كشی كردیم كه منم سیاوش سام ماتاتا و ممد اس اس رو به عنوان اعضای تیمم انتخاب كردم.
ولی حیقیقتش یادم نیست سعید بندری و امیر قهرمانی كیارو به عنوان اعضای تیمشون انتخاب كردند (از عوارض كنكوره)
خلاصه بازیها شروع شد...
یكی از نكات قابل توجه بازیها این بود كه یكی از مسابقات به پنالتی كشید و بچه ها حدود 20 دقیقه پنالتی میزدند و هیچ كدوم از پنالتی ها گل نمیشد ( خوب مشخصه تیمی كه پنالتی زنش سعید بندری باشه نباید بیش از این ازش انتظار داشت...)
من نتونستم همه بازیهای بچه ها رو به دقت زیر نظر بگیرم ولی نكات جالبی درباره بازی چند تا از بچه ها دیدم :
سیاوش كه دروازه بانیش حرف نداشت دروازبان تیم ما بود و بار ها و بارها پنالتی گرفت و در طول مسابقه تك به تك های زیادی رو دفع كرد...
سام باور نكردنی بود من اصلا فكرشو نمیكردم اون اینقدر خوب بازی كنه كارش تو خط حمله عالی بود...
امیر قهرمانی همون كاكا بود...
مانی هم خود مونتلا بود...
سعید بندری نسبت به بازیهای قبلی عالی بود چون در بازیهای قبلی یك شعاری بچه ها داشتن كه میگفتن :
وان تو تری فور بندری لایی خور
ولی تو این بازی اصلا نمیشد از این شعار استفاده كرد ضمن اینكه یك پاس گل هم بهم داد...
امید علی یك دفاع فوقالعاده محكم بود و بدجوری موی دماغ مهاجمین شده بود و اصلا نمیذاشت توپ عبور كنه خود منو چند بار ناكام گذاشت...
احسان هم بازیش خوب بود ولی من نتونستم زیاد بازیشو زیر ذره بین قرار بدم...
ماتاتا و ممد اس اس هم مدافعین تیم ما بودند و به هیچ وجه من الوجوه اجازه رد شدن به مهاجمین حریف رو نمیدادند بهشون سپرده بودم كه هر كی اومد رد بشه یك تنه بهش بزنید و پرتش كنید كه اونا هم به درستی عمل كردند و موجبات مسدومیت بازینان تیمهای حریف رو اماده میكردند و اجازه نمیدادند هیچ توپی از دفاعمون رد بشه و اونجا هم بازیكن و هم توپشو باهم میزدند...
پسر دایی مانی هم خوب بازی كرد...
یكی از دوستای سعید بندری كه اگه اشتباه نكنم اسمش نیما بود هم عملكرد خوبی داشت...
محسن هم دروازه بانیش عالی بود...
خودم هم كه باید دیگران دربارم نظر بدهند من دو گل زدم و موقعیت های زیادی رو از دست دادم و یك پنالتی هم خراب كردم و تو یك مسابقه هم عامل اصلی باختمون بودم...
خلاصه بازیها تموم شد و یك نفر از كاركنان اونجا اومد برامون حركات مونتلایی رو انجام داد كه ما كلی خندیدم و همراه با خنده راس ساعت 12 و سی دقیقه یواش یواش باهم خداحافظی كردیم و رسما سالن فوتسال شهر ری رو به قصد خانه ترك كردیم...
نخود نخود هر كی رود خانه خود...

...واین بود قسمت اول گزارش كه گزارش نوشتاری بود!

منتظر گزارش تصویری میتینگ در همین تاپیك بمانید:8::8::8:

NoName
17th July, 2007, 02:47 AM
بچه ها میرسیم به گزارش تصویری میتینگ ::Referee:

من تمام عكسهارو دیدم و براتون 13 تا از اونهارو گلچین كردم. علت اینكه بقیه عكسهارو نذاشتم این بود كه بعضی عكس ها به شدت تار بودن و بعضی عكسها هم كلا عكسهای جالب و قشنگی نبودن!

عكس اول یك عكس دسته جمعی از تمام بچه های حاضر در میتینگه كه درون دروازه وایستادیم!
از سمت راست معرفی میكنم :
نیما - امیدعلی - بندری - محسن - میثم - امیر - احسان - ممد اس اس - ماتاتا - پسر دایی مانی

http://i15.tinypic.com/67g4cnl.jpg

عكس دوم هم یك عكس دسته جمعی از كل بچه ها حاضر در میتینگه
معرفی میكنم از ردیف بالا :
سام - محسن - میثم - امیر - امیدعلی - پسر دایی مانی
ردیف پایین :
سیاوش - احسان - سعید بندری - مانی - ماتاتا

http://i18.tinypic.com/4lzhzpv.jpg

عكس سوم هم یك عكس تقریبا دسته جمعی از احسان بندری و امیر
نكته : سمت راست این عكس من و امید علی بودیم كه به علت پوشش غیر اسلامی سانسور شدیم!!

http://i14.tinypic.com/4mtst3m.jpg

عكس چهارم یك عكس دو نفره از امیدعلی و امیر قهرمانیه

http://i11.tinypic.com/6bsradh.jpg

عكس پنجم یك عكس از ماتاتا در حال تماشای بازی و اون نفری كه روش اونوره هم مانیه كه اعصابش خورده!!

http://i16.tinypic.com/4zjkexi.jpg

عكس ششم عكسی از مانی محسن و ماتاتاست

http://i9.tinypic.com/4q8u446.jpg

عكس هفتم یك عكس از اعضای تیم ما درون زمینه
اونی كه پیراهن مشكی پوشیده مدافع تیممون ماتاتاست اونی كه سفید پوشیده مهاجم تیممون سامه و اونی كه لباس مقدس رم رو پوشیده حاج میثمه

http://i17.tinypic.com/4op9zyd.jpg

عكس هشتم یك عكس تكی از محسن هنگام دروازه بانی

http://i18.tinypic.com/5xh31o5.jpg

عكس نهم یك عكس تكی از سیاوش هنگام خروج از دروازست ( تو این عكس یك پنالتی گرفته بود!! )

http://i9.tinypic.com/4yrl20i.jpg

عكس دهم یك عكس تكی از پسر دایی مانی

http://i15.tinypic.com/4uavg5g.jpg

عكس يازدهم محسن امیر و امیدعلی رو نشون میده كه دارن راجع به ناصر خان بحث میكنند!

http://i12.tinypic.com/6guho43.jpg

عكس دوازدهم
سمت راست ممد اس اس نفر وسط هم ماتاتا و سمت چپیه هم حاج میثم

http://i17.tinypic.com/6bvh34z.jpg

عكس سيزدهم و عكس اخر هم یك عكس تكی از خودم در حال خروج از ورزشگاه

http://i15.tinypic.com/4m7iz6c.jpg

NoName
17th July, 2007, 02:47 AM
بهنام جون اینم دوتا گزارشی كه خواسته بودی:8::8::8:

بهنام
17th July, 2007, 01:54 PM
بهنام جون اینم دوتا گزارشی كه خواسته بودی:8::8::8:

ممنون میثم جون :8:

امیر آقایی هم میاد گزارشها+عكسهای مسافرت سرعین رو میذاره:5:

MAMAD PUYOL 5
19th July, 2007, 01:08 AM
مانی خان که امروزم اعصابش خورد شد رفت !!!

Kian-S
19th July, 2007, 09:41 AM
بروبكس بدلیل كانكشن اكسترا مزخرف من دیشب نشد همه عكسهارو آپ كنم.
تا امشب همه عكسها + گزارش خودمو. میزارم.
امیر آماده باش :4:

amir-8
19th July, 2007, 12:54 PM
بروبكس بدلیل كانكشن اكسترا مزخرف من دیشب نشد همه عكسهارو آپ كنم.
تا امشب همه عكسها + گزارش خودمو. میزارم.
امیر آماده باش :4:

دادا اماده هستم . :42: :4: اين كيان ديروز پدر ما رو دراورد هي عكس انداخت نميدونم چه فكر پليدي تو سرشه :19: ولي از الان بگم عشق است ناصر خان حجازي :clappin: :8:

Siyavoush
19th July, 2007, 04:17 PM
دادا اماده هستم . :42: :4: اين كيان ديروز پدر ما رو دراورد هي عكس انداخت نميدونم چه فكر پليدي تو سرشه :19: ولي از الان بگم عشق است ناصر خان حجازي :clappin: :8:

احتمالا عكسا رسیده دست احسانم اونم كه بینزی رو كرده بود میلانی ببین با عكس ماها چیكار میكنه:cry_smile:

Kian-S
20th July, 2007, 04:45 PM
دوستان شدیدا شرمنده كانكشن من شدیدا صافمون كرد!
خوشبختانه كانكشن خوبی گرفتم و بیشتر عكسها رو آپلود كردم. ایشالا تا شب روبرا میكنم همه چیو!
---
امیر دارم واست :19:
:4:

The Special One
20th July, 2007, 04:56 PM
ای كیان زاغول گویا باید با مراجعه به دفتر ذخایر مسیج دربار پیامهای تهدید آمیز تری برایت بفرستم!

MAMAD PUYOL 5
20th July, 2007, 09:01 PM
دوستان شدیدا شرمنده كانكشن من شدیدا صافمون كرد!
خوشبختانه كانكشن خوبی گرفتم و بیشتر عكسها رو آپلود كردم. ایشالا تا شب روبرا میكنم همه چیو!
---
امیر دارم واست :19:
:4:
بابا زود باش دیگه کیان جون ؟....

amir-8
20th July, 2007, 09:56 PM
دوستان شدیدا شرمنده كانكشن من شدیدا صافمون كرد!
خوشبختانه كانكشن خوبی گرفتم و بیشتر عكسها رو آپلود كردم. ایشالا تا شب روبرا میكنم همه چیو!
---
امیر دارم واست :19:
:4:

دادا داری واسم عیبی نداره دادا ما منتظریم :pleasantry:
.10 سال بعد :N_aggressive (31):
كیان: امیر حالتو میگیرم :focus:
امیر 8: :fighting29: :img-gun:

MAMAD PUYOL 5
20th July, 2007, 10:11 PM
کیان حالا حالا ها باید تمرین کنه تا بتونه حال شما رو بگیره ...
واقعا بهترین بازیکن پارس فوتبالی اگه یه جورایی تو پاسات بیشتر دقت کنی ...
از هر نظر خوب بازی می کنی .
سرعت و قدرت بدنیتم خوبه !!!

amir-8
20th July, 2007, 10:29 PM
کیان حالا حالا ها باید تمرین کنه تا بتونه حال شما رو بگیره ...
واقعا بهترین بازیکن پارس فوتبالی اگه یه جورایی تو پاسات بیشتر دقت کنی ...
از هر نظر خوب بازی می کنی .
سرعت و قدرت بدنیتم خوبه !!!

دادا ما كوچیك همه هستیم :8: :N_aggressive (41): داریم شوخی میكنیم :diablo:
شما به من لطف دارید ممد جان نمیدونم اون روز چرا بعضی پاسام یه جا دیگه میرفت :sorry: :shades_smile:
ممنون شما هم خوب بازیكنی هستی میشه گفتی یكی از بهترینهای :love: :victory:

MAMAD PUYOL 5
20th July, 2007, 10:47 PM
دادا ما كوچیك همه هستیم :8: :N_aggressive (41): داریم شوخی میكنیم :diablo:
شما به من لطف دارید ممد جان نمیدونم اون روز چرا بعضی پاسام یه جا دیگه میرفت :sorry: :shades_smile:
ممنون شما هم خوب بازیكنی هستی میشه گفتی یكی از بهترینهای :love: :victory:
به امید خدا دفعه بعد پاسات همش میاد رو سرم .

Don Bandini
20th July, 2007, 11:15 PM
حالا هی واسه هم ماءالشعیر باز كنین:4:

بذارید من دوران نقاهت رو پشت سر بذارم همتون سوسكین:4:

amir-8
20th July, 2007, 11:33 PM
حالا هی واسه هم ماءالشعیر باز كنین:4:

بذارید من دوران نقاهت رو پشت سر بذارم همتون سوسكین:4:

دادا سعید ما خاك زیر پاتیم :hi:
من به شخصه هرجا نشستم گفتم الگو م شماهستید :shades_smile:
تو همونی كه ممد گفت خوب بشم :65:

The Special One
21st July, 2007, 01:13 AM
چه خوش گفت نیما زیزو (ع): كیان از ()شاد ترین مردم است!

× حالا این میخواد دكتر بشه تصور كن یكی بخواد بچش بدنیا بیاد این كیانو بیارن به عنوان قابله!! چی میشه!! :4:

NoName
21st July, 2007, 02:40 AM
دادا سعید ما خاك زیر پاتیم :hi:
من به شخصه هرجا نشستم گفتم الگو م شماهستید :shades_smile:
تو همونی كه ممد گفت خوب بشم :65:

سعید بندری الگوش روبرتو باجو بود شد این !! :fighting29:
حالا تو كه الگوت سعید بندریه چی میشی:4: :uglylolmk4:

Kian-S
21st July, 2007, 12:47 PM
تا دقایقی دیگه گزارش میره رو سایت :4:

Kian-S
21st July, 2007, 01:25 PM
خب قرار فوتبال ما....
مثلا قرار بود ساعت 12.20 بعد از ظهر همگی در ایستگاه مترو شهر ری حاضر باشیم كه فقط من و سام و سیاوش به این امر جامه حقیقت پوشاندیم :4:

-- سام ممنوع التصویر بود اون روز --
http://i12.tinypic.com/4pn2exx.jpg

تا ساعت 1.30 ما معطل شدیم!! چرا كه بقیقه دوستان به طور پراكنده خودشون رو رسوندن:good:

وقتی رسیدیم به مجموعه ورزشی دیدیم آفتابی نیست و رمین چمن خوشگتر از همیشه به نظر میاد و تصمیم گرفتیم اونجا بازی كنیم، و نه تو سالنی كه سعید بندری یادش رفته بود بگه كولر داره!!!!:angry:
یه بازی انجام دادیم كه تیم ما (متشكل از من، سعید، سام، علی و نیما ( هردو از دوستای سعید) تونستیم تیم حریف رو ببریم! ولی اصلا نمیدونستیم كه بعد این بازی عمرا دیگه نمیبریم تا اواخر بازیها!! من البته فقط تیم خودمون رو به طر كامل یادم میاد:4:

هنوز بازی ما تموم نشده بود كه به لطف خدا و عنایت پیامبر و حضرت شابدوالعظیم آفتابی در اومد كه پاهایمان در كفشهایمان برشته شد!! به همین دلیل با توجه به اكثریت آرا همگی رفتیم سالن...كه بسی خنك بود! به قول سعدی شاعر بزرگ ایرانی: Let The Games Begin!

تیم امیر قهرمانی تونستی 8 بار ببره:shades_smile:
تیم احسان تونست 7 بار ببره:cigar:
تیم سعید تونست 2 بار ببره:shok:

البته یكی از دلایلی كه تیم ما نمیتونست ببره واسه این بود كه سعید اینطوری شوت میزد:
http://i9.tinypic.com/53hd4t5.jpg

به مدل حركت توپ نگاه كنین!


اینم صحنه كه تیم ما موقعیت گلزنی رو از دست داد.
http://i19.tinypic.com/4kz77k2.jpg

توی این عكس شماه 7 منم شماره 9 سامه شماره 5 نیما زالنسب و پیراهن آبی ایتالیا هم احسانه. مانی پیراهن قرمز رم رو پوشیده.

بازیها خیلی خوب برگزار شد و واقعا جذاب بود و البته همگی فهمیدند كه سیاوش گلر بسیار قابلیه (چون 90% دروازه رو گرفته بود :4:)
ایشالا فوتبال بعدی 5شنبه خواهد بود.

این گزارش مختصری از قرار فوتبالی ما بود. نمیدونم دوستان با مدل گزارش من آشنا هستند یا نه ولی همیشه من بیشتر به حواشی قرار ها توجه میكنم :4: اگر گزارشات پارسال رو خونده باشین متوجه میشین.
3 قسمت دیگه مونده كه سعی میكنم امروز بزارمشون:
1- حواشی (با عكس)
2- عكسهای تیمی همراه با گزارش
3- جنجال امیر فهرمانی :19: ( كه به گفته خودش با كمك ناصر خان حجازی تونست بازی های موفقی رو انجام بده :4:)

Don Bandini
21st July, 2007, 01:52 PM
این عكس من چرا اینطوری شده؟ اون خط چیه؟ حركت توپه؟؟؟ http://qsmile.com/qsimages/175.gif

دستت درد نكنه كینا... اما بازم عكس میخوایم http://qsmile.com/qsimages/264.gif

Kian-S
21st July, 2007, 03:00 PM
همینجوری شوت میزدی كه نمیبردیم :4:
عكس میزارم واست نگران نبشا. میگم همشون حاشیه ای هستن :4:

Sám
21st July, 2007, 03:28 PM
3 روزه ما رو كاشته آخرش 3 تا عكس گذاشته:4:بدو دیگه:4:

The Special One
21st July, 2007, 07:06 PM
خب قرار فوتبال ما....
مثلا قرار بود ساعت 12.20 بعد از ظهر همگی در ایستگاه مترو شهر ری حاضر باشیم كه فقط من و سام و سیاوش به این امر جامه حقیقت پوشاندیم
اولا: معمولا جامه ی عمل می پوشونن!!
دوما: مترو رو سوار می شن نمی گیرن ولی تاكسی رو هم میشه سوار شد هم گرفت! __--یادآوری__---

:48:

Kian-S
21st July, 2007, 09:46 PM
اولا: معمولا جامه ی عمل می پوشونن!!
دوما: مترو رو سوار می شن نمی گیرن ولی تاكسی رو هم میشه سوار شد هم گرفت! __--یادآوری__---

:48:

مهم اینجاس كه دیر كردی:tease:

MAMAD PUYOL 5
22nd July, 2007, 12:53 AM
مهم اینجاس كه دیر كردی:tease:
کیان جان گزارش بیشتری داشته باش .

MAMAD PUYOL 5
22nd July, 2007, 01:05 AM
خب قرار فوتبال ما....
مثلا قرار بود ساعت 12.20 بعد از ظهر همگی در ایستگاه مترو شهر ری حاضر باشیم كه فقط من و سام و سیاوش به این امر جامه حقیقت پوشاندیم :4:

-- سام ممنوع التصویر بود اون روز --
http://i12.tinypic.com/4pn2exx.jpg

تا ساعت 1.30 ما معطل شدیم!! چرا كه بقیقه دوستان به طور پراكنده خودشون رو رسوندن:good:

وقتی رسیدیم به مجموعه ورزشی دیدیم آفتابی نیست و رمین چمن خوشگتر از همیشه به نظر میاد و تصمیم گرفتیم اونجا بازی كنیم، و نه تو سالنی كه سعید بندری یادش رفته بود بگه كولر داره!!!!:angry:
یه بازی انجام دادیم كه تیم ما (متشكل از من، سعید، سام، علی و نیما ( هردو از دوستای سعید) تونستیم تیم حریف رو ببریم! ولی اصلا نمیدونستیم كه بعد این بازی عمرا دیگه نمیبریم تا اواخر بازیها!! من البته فقط تیم خودمون رو به طر كامل یادم میاد:4:

هنوز بازی ما تموم نشده بود كه به لطف خدا و عنایت پیامبر و حضرت شابدوالعظیم آفتابی در اومد كه پاهایمان در كفشهایمان برشته شد!! به همین دلیل با توجه به اكثریت آرا همگی رفتیم سالن...كه بسی خنك بود! به قول سعدی شاعر بزرگ ایرانی: Let The Games Begin!

تیم امیر قهرمانی تونستی 8 بار ببره:shades_smile:
تیم احسان تونست 7 بار ببره:cigar:
تیم سعید تونست 2 بار ببره:shok:

البته یكی از دلایلی كه تیم ما نمیتونست ببره واسه این بود كه سعید اینطوری شوت میزد:
http://i9.tinypic.com/53hd4t5.jpg

به مدل حركت توپ نگاه كنین!


اینم صحنه كه تیم ما موقعیت گلزنی رو از دست داد.
http://i19.tinypic.com/4kz77k2.jpg

توی این عكس شماه 7 منم شماره 9 سامه شماره 5 نیما زالنسب و پیراهن آبی ایتالیا هم احسانه. مانی پیراهن قرمز رم رو پوشیده.

بازیها خیلی خوب برگزار شد و واقعا جذاب بود و البته همگی فهمیدند كه سیاوش گلر بسیار قابلیه (چون 90% دروازه رو گرفته بود :4:)
ایشالا فوتبال بعدی 5شنبه خواهد بود.

این گزارش مختصری از قرار فوتبالی ما بود. نمیدونم دوستان با مدل گزارش من آشنا هستند یا نه ولی همیشه من بیشتر به حواشی قرار ها توجه میكنم :4: اگر گزارشات پارسال رو خونده باشین متوجه میشین.
3 قسمت دیگه مونده كه سعی میكنم امروز بزارمشون:
1- حواشی (با عكس)
2- عكسهای تیمی همراه با گزارش
3- جنجال امیر فهرمانی :19: ( كه به گفته خودش با كمك ناصر خان حجازی تونست بازی های موفقی رو انجام بده :4:)
تو این عکس کل پارس فوتبال هستن به جز ما !!!
چرا ترکیب تیم مارو نگفتی ؟
از سوتیهامونم بگو که من از مانی یه لایی خوردم که همه هوم کردن ...
بگو که باز رو سر یه بارسایی مظلوم خراب شدید .

MAMAD PUYOL 5
22nd July, 2007, 01:11 AM
این عكس من چرا اینطوری شده؟ اون خط چیه؟ حركت توپه؟؟؟ http://qsmile.com/qsimages/175.gif

دستت درد نكنه كینا... اما بازم عكس میخوایم http://qsmile.com/qsimages/264.gif
اون خطه پلاتین پاته که با چشم غیر مسلح نمی شه دیدش .
اون خطم خط توپ هستش که انگار تیر آهن بهش خورده . واقعا مثل روبرتو کارلوس شوت می زنه سعید خان !!!
توی عکسها می بینیم که حتی بارسا توی سالن های ایران هم رواج داره .
کل سالن آبی و اناری بود . :f015:

The Special One
22nd July, 2007, 01:49 AM
مهم اینجاس كه دیر كردی

حرف مفت در و نكن! من تا خود ساعت 11 تو فاصله ای قریب به 50كیلومتری شهر ری كلاس داشتم!! عملا زودتر ار اونهم نمی تونستم برسم !
دوما: (اول رو نگفتم:4:) من طی مسیجی به سیا در ساعت 12.05 دقیقه اعلام داشتم تا 45 دقیقه دیگه اونجام كه دیدید اینطوری هم بود
سوما: همه می دونن كه نیما زیزو آدم آن تایدیه!!:48:
چهارما: یه قاعده ای هست كه میگه نیما زیزو همیشه به موقع میرسه
پنجما: كیمان جون خیلی آقایی كمبود مسیج داشتی بگو واست بفرستما!! ...

وسلام علیكم و اینا ... :48:

MAMAD PUYOL 5
22nd July, 2007, 02:59 AM
آقا سعید بندری قبوله بذاریم مسابقه با پرشین تولزیا یا بیشتر تمرین کنیم بعد بذاریم ؟

MAMAD PUYOL 5
22nd July, 2007, 03:03 AM
آقا اونا خیلی مشتاقن که با پار س فوتبالیا بازی کننا .
تیمشونم جمع کردن آماده نظر شما هستن .
اوکی سعید بندری جان ؟

Kian-S
22nd July, 2007, 11:54 AM
من كه گفتم به جز تیم خودمون بقیه یادم نمیاد ممد جان.
تازه بقیه عكسهام تا دقایقی دیگه میره رو سایت.
-----
سعید این قضیه پرشین تولز بد نیستا!

Don Bandini
22nd July, 2007, 01:43 PM
من نظر خاصی ندارم برای بازی با پرشین تولز... اما تیم ما از چه بازیكنایی تشكیل بشه؟ كجا بازی كنیم؟ اونا كی هستن؟ یه مشت نره غول نباشن له بشیم!!!:4:

Kian-S
22nd July, 2007, 02:03 PM
حواشی قرار فوتیالی

-- نیما (ساكرلاور) رو در حال تمرین با دیوار مجموعه میبینن! (البته تمرینه جواب نداد چون بعد از 2 بازی دیگه بازی نكرد :4:) --

http://i18.tinypic.com/6cr8i7b.jpg

-- مانی مثه مارادونا میره كه دریبل بزنه دروازه بانو! گل شد راستی؟:fool:

http://i19.tinypic.com/54jg0aq.jpg

-- مانی خسته...مانی تنها... --

http://i13.tinypic.com/6d1y1hw.jpg

http://i9.tinypic.com/4mssk2a.jpg

-- اتحاد بارسا! (بهزاد و ممد پویول) --

http://i10.tinypic.com/63kg7bs.jpg

-- نیما: نیروی گریز از مركز به یه سری عوامل هسته ای و ...
سعید:×داره سرشو به نشانه تایید تكون میده اما... (تو ذهنش) یه توپ دارم قلقلیه! --

http://i12.tinypic.com/4l8nfcp.jpg

سری بعدی رو میزارم امروز.
نكته: امیر داشته باش :19: تورو گذاشتم آخر كه همه نگاه ها به سمتت بیاد!:uglylolmk4:

amir-8
22nd July, 2007, 02:32 PM
كیان جان ما منتظریم .:img-gun:
دادا سركاریم شدیم .:treaten:
بذار دیگه .:ghelioon:
كیان قرار بعدی نزدیكه از همین الان دعوتت میكنم به ضربات پنالتی :img-gun: :man_in_love:

Gossiper2
22nd July, 2007, 06:05 PM
در مورد پرشين تولز ...من فکر ميکنم اين قرار هايه ما ... هدف اصليش ديدن همديگه و لذت بردن از بودن با همه...بهتره مسابقه ايش نکنيم...از لحاظ تعداد هم وضعيتمون جوريه که با اضافه شدن تيم جديد ممکنه بازی به همه نرسه...اينه که بهتره فعلا بيخيال اينجور مسابقات شيم....مگر اينکه يک هفته از لحاظ نفری کم داشته باشيم...اون موقع ميشه ترتيب همچين مسابقه هايی رو هم ديد...

در مورد نفرات تيمها....چهار بازيکن ثابت تيم ما...من و مانی و نيما زيدان و دوست مانی بودن ....گلر هم... کلا سيا آفيش دروازه بود....ولی خوب چند بار هم بهزاد وايساد

barça
22nd July, 2007, 09:01 PM
آقا منم با حرفای احسان موافقم...

اینطوری حال نمیده بازی از حالت رفاقتی دربیادُ به مسابقه و كل كلُ اینجور چیزا كشیده بشه...همون بازیه خودمون حالش بیشتره...یه جمع خودمونی و با ادب.:4:

Don Bandini
22nd July, 2007, 11:04 PM
http://i19.tinypic.com/54jg0aq.jpg

من این صحنه رو یادمه! مانی و احسانه با دروازبان دو به تك شده بودن... مانی نه خودش توپ رو زد نه گذاشت احسانه بزنه:4: چونان پاس افتضاحی داد كه پای احسان اگه 4 متر هم دراز میشد نمیتونست گل بزنه:nish: اگه دقت كنید توپ زرد رنگ پشت دروازبان دیده میشه. داره میره تو اوت.

MAMAD PUYOL 5
23rd July, 2007, 03:02 AM
در مورد پرشين تولز ...من فکر ميکنم اين قرار هايه ما ... هدف اصليش ديدن همديگه و لذت بردن از بودن با همه...بهتره مسابقه ايش نکنيم...از لحاظ تعداد هم وضعيتمون جوريه که با اضافه شدن تيم جديد ممکنه بازی به همه نرسه...اينه که بهتره فعلا بيخيال اينجور مسابقات شيم....مگر اينکه يک هفته از لحاظ نفری کم داشته باشيم...اون موقع ميشه ترتيب همچين مسابقه هايی رو هم ديد...

در مورد نفرات تيمها....چهار بازيکن ثابت تيم ما...من و مانی و نيما زيدان و دوست مانی بودن ....گلر هم... کلا سيا آفيش دروازه بود....ولی خوب چند بار هم بهزاد وايساد
منظور من این نیست که همیشه بیان . منظور من این بود که یه مسابقه بذاریم و منتخبمونو ببریم اونجا...
حالا میل خودتونه.
قراره بعدی کیه ؟
من 5 شنبه با دوستم قرار دارم نمی تونم بیاما !!! یه موقع درست حسابی بذارید ...

MAMAD PUYOL 5
23rd July, 2007, 03:11 AM
حواشی قرار فوتیالی

-- نیما (ساكرلاور) رو در حال تمرین با دیوار مجموعه میبینن! (البته تمرینه جواب نداد چون بعد از 2 بازی دیگه بازی نكرد :4:) --

http://i18.tinypic.com/6cr8i7b.jpg

-- مانی مثه مارادونا میره كه دریبل بزنه دروازه بانو! گل شد راستی؟:fool:

http://i19.tinypic.com/54jg0aq.jpg

-- مانی خسته...مانی تنها... --

http://i13.tinypic.com/6d1y1hw.jpg

http://i9.tinypic.com/4mssk2a.jpg

-- اتحاد بارسا! (بهزاد و ممد پویول) --

http://i10.tinypic.com/63kg7bs.jpg

-- نیما: نیروی گریز از مركز به یه سری عوامل هسته ای و ...
سعید:×داره سرشو به نشانه تایید تكون میده اما... (تو ذهنش) یه توپ دارم قلقلیه! --

http://i12.tinypic.com/4l8nfcp.jpg

سری بعدی رو میزارم امروز.
نكته: امیر داشته باش :19: تورو گذاشتم آخر كه همه نگاه ها به سمتت بیاد!:uglylolmk4:
:N_aggressive (34): :N_aggressive (34):
ببین تو این جاده ها پوست دستم چقدر سوخته ...

MAMAD PUYOL 5
23rd July, 2007, 03:17 AM
http://i19.tinypic.com/54jg0aq.jpg

من این صحنه رو یادمه! مانی و احسانه با دروازبان دو به تك شده بودن... مانی نه خودش توپ رو زد نه گذاشت احسانه بزنه:4: چونان پاس افتضاحی داد كه پای احسان اگه 4 متر هم دراز میشد نمیتونست گل بزنه:nish: اگه دقت كنید توپ زرد رنگ پشت دروازبان دیده میشه. داره میره تو اوت.
این پاس مانی واقعا یه شاهکار بود که تو عمر فوتبالیم فقط یه بار دیده بودم .
معلوم نبود به کی پاس داده .

MAMAD PUYOL 5
23rd July, 2007, 03:20 AM
از قرار معلوم تیم پرشین تولز از ما خیلی بیشتر اضافه وزن دارن .
میانگین وزن 5 نفرشون 523 کیلو هستش . ..
یعنی صفا !!!

Peerless Alex
23rd July, 2007, 10:58 AM
چرا عکسا اکثرا تار هستن ؟در ضمن سعید عکسای قبلیت رو که دیدم با عکس الانت ریش پروفوسوریت سنت رو دو برابر نشون میده شبیه دکترا شدی :4:

Kian-S
23rd July, 2007, 01:49 PM
شرمنده دیگه عكسهخای ما مات میشه، براق نداریم :4:
بقیه عكسها هم به زودی میره رو سایت.

Kian-S
23rd July, 2007, 02:08 PM
حواشی قرار فوتبالی (2)

-- متاسفانه پی بردیم كه سیاوش سیگاریه:shok: ( به حالت دستش توجه كنین ) --

http://i14.tinypic.com/4mhbdol.jpg

-- پیشرفت تكنولوژی رو میبینین؟ بازیكنا اینقدر سریع حركت میكنن كه نمیشه دیدشون! --

http://i16.tinypic.com/6bbiecl.jpg

-- ... و روزی كه روح بنی آدم به سوی آسمان شتافت... --

http://i14.tinypic.com/4yyzcb6.jpg

-- سیاوش: اااااااااااااا اوجاروووو ای دوربین كَه میگِن اینَه؟؟! --

http://i7.tinypic.com/67yuot3.jpg

-- بدون شرح! --

http://i9.tinypic.com/6f9m6o1.jpg

======

حالا مونده عكسهای گروهی بچه ها و البته داستان های جنجالی امیر قهرمانی:vampire:

Kian-S
23rd July, 2007, 02:12 PM
حوصله ندارم سیاوش یا سعید خودتون این عسكو كوچیك كنین لینكوشو بازرین جای اینی كه من زدم.

Kian-S
23rd July, 2007, 06:36 PM
چه استقبال پرشوری از این عكسا شده!
عكسهای تیمی رو شب میزارم.

Mehrdad
23rd July, 2007, 06:58 PM
چه استقبال پرشوری از این عكسا شده!
عكسهای تیمی رو شب میزارم.
ایول داش كیان گل:8: :img-police:
عكسا خیلی باحال بودن، دستت درست. مثلاً قرار بود تا یه هفته دیگه منم به این جمع صمیمی و دوست داشتنی اضافه شم ولی این سفارت شیر تو شیر ایران همه برنامه هامونو به فنا داد:treaten:

MAMAD PUYOL 5
23rd July, 2007, 11:47 PM
من دوربین دیجیتال میارم بابا این دفعه .
چیه اینا انداختید .
همش تاره ...

MAMAD PUYOL 5
24th July, 2007, 12:08 AM
من هنوزم رو مسابقه با پرشین تولزیا پا فشاری می کنم .
خیلی شاخن . . .
یه بازی باید ببریمشون آبروشونو ببرم تو سایت ...
اوکی بدید بابا یه جلسست . هفته دیگه می گیریم . دو تا تیمم می بریم ...

MAMAD PUYOL 5
24th July, 2007, 12:11 AM
حواشی قرار فوتبالی (2)

-- متاسفانه پی بردیم كه سیاوش سیگاریه:shok: ( به حالت دستش توجه كنین ) --

http://i14.tinypic.com/4mhbdol.jpg

-- پیشرفت تكنولوژی رو میبینین؟ بازیكنا اینقدر سریع حركت میكنن كه نمیشه دیدشون! --

http://i16.tinypic.com/6bbiecl.jpg

-- ... و روزی كه روح بنی آدم به سوی آسمان شتافت... --

http://i14.tinypic.com/4yyzcb6.jpg

-- سیاوش: اااااااااااااا اوجاروووو ای دوربین كَه میگِن اینَه؟؟! --

http://i7.tinypic.com/67yuot3.jpg

-- بدون شرح! --

http://i9.tinypic.com/6f9m6o1.jpg

======

حالا مونده عكسهای گروهی بچه ها و البته داستان های جنجالی امیر قهرمانی:vampire:
این دوربینه تو سرعت فقط تار نمیندازه .
تو عکس سوم بچه ها ایستادن ولی بازم تو سرعت انداختشون .
خیلی باحاله .
خودم یه دوربین توپ میارم برا قرار بعدی .

MAMAD PUYOL 5
24th July, 2007, 12:12 AM
خوشم میاد منو بهزاد زیاد توی حاشیه نبودیم و فقط به بازی کردن فکر می کردیم .
خدارو شکر عکسی ازمون منتشر نشده ...

Ehsan_Eshghe_Lazio ™
24th July, 2007, 12:18 AM
من از 25 مرداد تا 12-13 شهريور به احتمال زياد تهران تله پاتم به چند دليل يكيش اينه كه بدم نميات باهاتون بازي كنم ولي خوش نميات به عنوان نخودي بيام تو زمين حداقل توپ جمع كنم كنين

barça
24th July, 2007, 12:24 AM
خوشم میاد منو بهزاد زیاد توی حاشیه نبودیم و فقط به بازی کردن فکر می کردیم .
خدارو شکر عکسی ازمون منتشر نشده ...

ممد جون من شدیداً نگران انتشار عكسی هستم كه سیا از منو نیما گرفت...:secret:

وقتی داشت عكس میگرفت میگفت اینم دوتا دشمن كه الان كنار هَمَن..!!!:wallbash: فقط خدا كنه اونی كه من میخوام این عكسا رو نبینه. :)

Kian-S
24th July, 2007, 11:21 AM
موضوع اینجاس ملت جایی كه باید فلاش میزدن فلاش نزدن واسه همین تار افتاده.
عكس سوم هم ملت دارن راه میرن كجاشون ثابت وایسادن بابا :4:

Kian-S
24th July, 2007, 11:23 AM
اوه آره بهزاد میخوای عكساتو نزارم اصن؟
اگه نگرانی مجلی پیش بیاد میشه اینكارو كرد ها!

بهنام
24th July, 2007, 02:31 PM
کیان جون خسته نباشی. عکسها هم قشنگه. میدونم گزارش نوشتن برعکس چیزی که خیلیها فکر میکنن آسون نیست! حداقلش خیلی وقت میبره! دمت قیژ. :53: فقط به نظر من از سری بعد توی یه ارسال تمام گزارشهارو بگنجونی بهتره. تا نظر خودت چی باشه عزیز. الآن خواستم عکسهای تولد مانی رو بذارم که هنوز گزارش فوتبال کامل نشده.
راستی این هفته 5شنبه منم میام همتونو سوسک میکنم:16::4:

The Special One
24th July, 2007, 02:34 PM
آقا من نسبت به بازی با تیم یه سایت ***** شده اعلام برائت می كنم!!

:48:

آقایه ممدپویول اگه می خوای متهم به كودتای مخملی!! نشی مشت محكمی بر دهان پیشنهاد دهندگان این بازی شرم آور بزن!!! :4:

بهنام
24th July, 2007, 05:28 PM
خب پس با اجازتون من عکسای تولد مانی و نامزدی میثم آقایی رو میذارم (تا کهنه نشده:4:)

بهنام
24th July, 2007, 05:34 PM
خب بازم تفلد تفلد تفلدت مبارك:dadoom: سی و یك تیر تولد مانی بود و چون با نامزدی میثم تداخل داشت قرار شد روز شنبه یعنی سی ام واسش تولد بگیریم!

این گل پسر شد 20 ساله :36: داداش گلم، فنی نویس ترین آبی دل، تولدت مبارك:53:

بروبچ میخواستن ساعت 4 بذارن كه چون من كلاس دارم اون ساعت نمیتونستم بیام و به همین دلیل قرارمون شد ساعت 5 روز شنبه تو خان بابا. خلاصه با بچه ها هماهنگ كردیم قرار شد این افراد تو تولد شركت كنن:
خود ملعونش، من، امیر قهرمانی، سام، سیاوش، میثم فولهامی، آرش و با حضور افتخاری شاهرخ خسروی!
شاید بعضیها آقا شاهرخ رو نشناسن، بخاطر همین یه معرفی كوچولو میكنم ایشونو: شاهرخ خسروی، رئیس كانون هوادارن باشگاه استقلال. كه یكی از دوستان نزدیك امیر قهرمانی هستن و از این طریق با من رفیق شدن و از طریق منم با مانی آشنا شد!! كه با وجود مشغله كاری اومد و تو تولد شركت كرد.

البته نیم ساعت از تولد گذشته بود كه حاجی فتح الله زنگ زد و شاهرخ و امیر رو كشوند تمرین! ولی در عرض 1 ساعت رفتن و برگشتن. با خبرای خوب خوبم برگشتن! یكیش این بود كه رفتن داخل دفتر حاجی، بعد كه میخواستن برگردن امیر قهرمانی 10تا موز از رو میز بلند كرد و اورده با خودش!! همه رو هم تو ماشین خورده! این افشاگری بود كه شاهرخ خسروی درباره امیر بازگو كرد! خب امیر جون ما كه تمام امكانات رو تو خان بابا واست فراهم كردیم، چرا اینكارارو میكنی آخه؟!

بعد موقع كیك بریدن هم.... هم....... شرمم میشه بگم:9: ما یه غلطی كردیم كه امیر قهرمانی رو گذاشتیم مسئول بریدن كیك!! یك چهارم كیك رو بریدیم دادیم كارگرای اونجا! امیر خودشو كشت كه اون سه چهارم بقیه رو به 8 قسمت تقسیم كنه، آخرم نتونست:24: اولش كه 7 قسمت كرد! بعد كردش 9تا! خلاصه متاثفم واثت!

میریم سراغ كادوها :give_rose:
اول واسه خودم. من كه قبول زحمت كردم:4: و به سفارش دوستان، كیك رو گرفتم. خواستم رو كیك بنویسم: "مانی عزیز، فنی نویس ترین آبی دل تولدت مبارك"! كه اون آقاهه كه تو شیرینی فروشی كیك رو ازش گرفتیم گفت باید واسه نوشتن رو كیك از قبل سفارش میدادید:37: خلاصه هیچی دیگه.... گرفتیم اومدیم. ولی خوشگله ها! تازشم كاكائوییه! ویجست:rambo: :4: شما خودتون تجسم كنید كه اون جمله رو كیك هست!!

جالبه كه امیر قهرمانی و آرش جفتشون كیف تو جیبی گرفته بودن واسه مانی:71: منم از قبل میدونستم ولی نگفتم!مال جفتشون خوشگل بود و هركدوم یه خوشگلی داشت. دم جفتشون گرم:11:

شاهرخ قبل از تولد از من كلی تحقیقات كرد كه چی بگیرم و اینا، كه آخرشم فكر كنم یه چی گرفت كه شد بهترین كادو واسه مانی. چون عشق مطالعه و ایناست، كتاب بهترین هدیست واسه مانی. دمت قیژ آق شاهرخ:hi:
من یار مهربانم ، دانا و خوش زبانم، گویم سخن فراوان، با آنكه بی زبانم....

سیاوش یه مجسمه هدیه اورده بود كه باعث شد مانی تصمیم بگیره هر سال چندین تولد بگیره! از بدشانسی ما، این سام و سیا وقتی تولد ما بود ایران نبودن:2: :4:خلاصه قرار شد وقتی سال 88 مانی رفت خونه ی بخت با این دكوری، دكورشو تكمیل كنه. سیا دستت درست:8:

سام هم یه پیراهن خوشگل (عین خودش:11:) اورده بود كه مانی هنوز فرداش نیومده كادوی سام رو اكران، و تو نامزدی میثم پوشیدش!سامی ممنون:6: (البته این تشكرات از طرف مانیه ها:4: خودش گفت یه تشكر هم از همه بكن)

میثم فولهامی كه به اتفاق سیاوش، پرسپولیسیهای جمع بودن:devil_smile: :11: هم كلی مانی رو شرمنده كرده بود و ماشین حساب و تقویم رو میزی (از این باحالاش) كادو داد. مانی فدات شه!:4: نكته ی جالبِ كادوی میثم نوشته ی روی كادو بود: "تقدیم به مانی عزیز، از طرف هوادارن باشگاه فرهنگی ورشی فولهام"!! حالا یكی نیست بگه كدوم "هوادارن"؟ باید مینوشتی "از طرف تك هوادار فولهام"! فولهام كه به جز تو طرفداری نداره بنده خدا:71:

حالا میریم سراغ عسكای تفلد. فقط بگم عکسا چیزی حدود 40-50 تا بودن:29: کلیشو پاره کردم تا شدن 18تا:

1- مانی رو مشاهده میکنید که قلیونها احاطش کردن!!
http://i19.tinypic.com/4ygto3r.jpg

2- از راست: شاهرخ خسروی، من ، آرش ، مانی
http://i10.tinypic.com/664m63d.jpg

3- مثل بالایی، فقط آرش ناپدید شده!
http://i14.tinypic.com/4qgaerk.jpg

4- میثم فولهامی:
http://i19.tinypic.com/4k9inh0.jpg

5- اینم کیک تولد:
http://i16.tinypic.com/4pvc1zb.jpg

6- مانی داره میبُره:5:(تزئینیه! وگرنه امیر کیکو تقسیم کرد!4:) :
http://i13.tinypic.com/62hjcsk.jpg

7- این همون سوتی تاریخیه!:4: یه قسمت کیکو که دادیم به کارگرای اونجا. امیر قهرمانی اومد مابقی کیک رو به 8 قسمت تقسیم کنه ولی... بشمارید چندتاست:71:
http://i11.tinypic.com/6czibz8.jpg

8- کیک کم اومد، میثم خواست سیاوشو بخوره، بعد بره سراغ سامی:
http://i17.tinypic.com/6g1ck2f.jpg

9- اینم نوشته ی تاریخی میثمه:
http://i14.tinypic.com/4mca1dx.jpg

10- چون کادوها زیاد بود و اگر قرار بود همه عکسارو بذارم نتم میپوکید، یه عکس بصورت رندُم میذارم. این کادوی سیاوشه:
http://i11.tinypic.com/548onpw.jpg

11- اینجا هم من دارم کتابی که شاهرخ خسروی داد به مانی رو مطالعه میکردم:5::4: نوشته ی اولش جالب بود.
http://i11.tinypic.com/542yxqt.jpg

12- امیر قهرمانی. قراره از فردا هم نمازشو شروع کنه. این عکس مرحله اولشه:
http://i10.tinypic.com/4yhkvh2.jpg

13- دو برادر کنار هم .... و بقیه ماجرا.....:
http://i11.tinypic.com/53g3vv6.jpg

14- اینم یه عکس دسته جمعی که تو سفره خونه انداختیم:
http://i15.tinypic.com/5xrbggi.jpg

15- مانی:
http://i10.tinypic.com/54ecehu.jpg

16- شاهرخ خسروی و من:
http://i11.tinypic.com/6f0d5i9.jpg

17- امیر و مانی:
http://i16.tinypic.com/4poyvia.jpg

18- اینم آخرین عکس که یه عکس دسته جمعیه بیرون از سفره خونه (از راست: آرش-من-امیر قهرمانی-میثم فولهامی-شاهرخ خسروی-سام-مانی. سیا هم که عکاس بود):
http://i14.tinypic.com/52373pv.jpg

خلاصه جای همگی خالی. همه چی عالی بود:53:

بهنام
24th July, 2007, 05:35 PM
یكشنبه نامزدیِ شاه داماد میثم آقایی بود:36:

خیلیها قرار بود بیان ولی آخرش 3نفری رفتیم تولد یكی از بهرتین دوستامون! من و امیر قهرمانی و مانی.

جای همگی خالی. خیلی خوش گذشت. 5ساله با میثم رفیقیم و هر روز باهم ارتباط داریم، ولی اولین بار بود از نزدیك میدیدیمش! اونم تو مراسم نامزدیش! دیدن میثم تو لباس دامادی یكی از بهترین لحظات زندگیم بود.

چندتا عكس از نامزدی و بعد از نامزدی میثم:4: میذارم.

اولش بگم میثم بهم افتخار داد و شدم ساقدوش آق داماد:11::4: امیر قهرمانی هم از اول تا آخر مجلس رقصید:dadoom: ولی جداَ دمش گرم! خوب مجلسو گرم كرد. تمام رقاصا فامیل عروس بودن، اگر امیر هم بلند نمیشد ما كه طرف داماد بودیم میباختیم:2::4: مانی هم یه كم رقصید:dadoom: منم چون ساقدوش میثم بودم منتظر بودم خود میثم بلند شه برقصه كه خداروشكر بلند نشد:18: :4:

1- اینجا ملت اون وسط دارن میرقصن، من و میثم دست در دست هم داریم از خاطرات گذشته تعریف میكنیم!!!:rambo:
http://i19.tinypic.com/6gyd5wn.jpg

2- من و امیر:
http://i10.tinypic.com/6gkptgp.jpg

3- من و مانی:
http://i10.tinypic.com/4mip2px.jpg

4- امیر و مانی:
http://i12.tinypic.com/6apjbc3.jpg

دوباره از اول:4: :

5- امیر و من:
http://i16.tinypic.com/6gledmq.jpg

6- مانی و امیر:
http://i14.tinypic.com/63wxwt4.jpg

7- مانی و من:
http://i19.tinypic.com/62s8htt.jpg

8- من و امیر:
http://i18.tinypic.com/4p2jqdz.jpg

9- من:
http://i10.tinypic.com/5z4jhvn.jpg

10- امیر:
http://i17.tinypic.com/6crvgog.jpg


11: مانی (اینجا مانی با دیدن میثم و دنگ و فنگ و مشكلات ازدواج غصش گرفته كه 2سال دیگه كه نوبت خودشه چیكار كنه:2:) :
http://i17.tinypic.com/4vitjls.jpg

Peerless Alex
24th July, 2007, 06:51 PM
عکس عروس خانومم میذاشتی بد نمیشد بهنام خان :4:

Don Bandini
24th July, 2007, 07:53 PM
بهنام!
دستت درد نكنه به 1 دلیل و مرده شور ببرت به 2 دلیل! http://qsmile.com/qsimages/301.gif

دستت درد نكنه واسه اینكه عكسهای دو رویداد بالا رو با توضیحات كامل گذاشتی!
مرده شور ببرت واسه: 1- اینكه تو عكسهای عروسی، فقط یه عكس از میثم گذاشتی كه خیلی دوس داشتم میومدم و میدیدمش! http://qsmile.com/qsimages/167.gif 2- اینكه هفته قبل و قفته قبلش نیومدی سالن فوتسال. اگه این هفته نیای دیگه اسمت رو نمیارم http://qsmile.com/qsimages/197.gif

Kian-S
24th July, 2007, 08:04 PM
هرچی عكسونده امشب میزارم.
بهنام دستت درست!

barça
24th July, 2007, 08:57 PM
اوه آره بهزاد میخوای عكساتو نزارم اصن؟
اگه نگرانی مجلی پیش بیاد میشه اینكارو كرد ها!

كیان جان اگه میشه این عكسَ رو لینكشو بذار...

دمت گرم مومن. :nish:

MAMAD PUYOL 5
24th July, 2007, 11:30 PM
عکسرو بذارید بخندیم .
بچه ها من الان بابلسرم جای همتون خالی عجب آب و هوایی داره اینجا .
می خوام بعد از یه سفر باقلوا بیام همتونو لوله کنم به جز بهزاد !!!

Kian-S
25th July, 2007, 01:06 AM
عكسهای تیمی (بدون شرح)

http://i13.tinypic.com/67zoa6t.jpg

http://i10.tinypic.com/5xe8fi0.jpg

http://i10.tinypic.com/6hi88k0.jpg

http://i10.tinypic.com/5xe8fi0.jpg

http://i18.tinypic.com/4zukodf.jpg

http://i12.tinypic.com/6fgpcb5.jpg

barça
25th July, 2007, 10:17 AM
اونی كه دست سیاوشه اسپانسره این دوره از مسابقات بود.:4:

*setareh*
25th July, 2007, 10:36 AM
ماني بازم تبريك .
بهنام داداشي دستت درد نكنه.ولي من فقط 4 تا عكس اول وتونستم ببينم بقيش باز نشد برام.

The Psychotic Eyes
25th July, 2007, 10:48 AM
مانی تفلدت مبارک بادا

amir-8
25th July, 2007, 12:42 PM
كیان همش همین بود .:37:
بابا من فقط 3 تاش برام باز شد .:47:
دادا هی میگفتی حالتو میگیرم پس چی شد ما كماكان منتظریم .:bomb:

Kian-S
25th July, 2007, 01:08 PM
دادا میگرم حالتو تو نگران نباش :4:

Siyavoush
25th July, 2007, 02:01 PM
كیان همش همین بود .:37:
بابا من فقط 3 تاش برام باز شد .:47:
دادا هی میگفتی حالتو میگیرم پس چی شد ما كماكان منتظریم .:bomb:

امیر جان 6 تا عكس هستش البته یكیش تكراریه
یه رفرش كن فكر میكنم باز بشه
اون عكسی كه منو تو كیان هستیم هم هستش تو این عكسا:79:

بهنام
25th July, 2007, 03:15 PM
عکس عروس خانومم میذاشتی بد نمیشد بهنام خان :4:


بهنام!
دستت درد نكنه به 1 دلیل و مرده شور ببرت به 2 دلیل! http://qsmile.com/qsimages/301.gif

دستت درد نكنه واسه اینكه عكسهای دو رویداد بالا رو با توضیحات كامل گذاشتی!
مرده شور ببرت واسه: 1- اینكه تو عكسهای عروسی، فقط یه عكس از میثم گذاشتی كه خیلی دوس داشتم میومدم و میدیدمش!
خواهش میشه:blum:
آخه خیلی ضایع بود تو تالار هی پشت سر هم عكس بگیریم:4: بیرون زیاد گرفتیم. خواستیم خود میثم هم باشه تو عكسا كه خب نمیشد. سرش خیلی شلوغ بود. این یدونه رو هم مانی گرفت.


http://qsmile.com/qsimages/167.gif 2- اینكه هفته قبل و قفته قبلش نیومدی سالن فوتسال. اگه این هفته نیای دیگه اسمت رو نمیارم http://qsmile.com/qsimages/197.gif

به جون خودم هفته پیش قرار بود بیام كه یه مسافرت فوری پیش اومد:16gaya:
ولی اینبار میام و سوكست میكنم سعید جون:16:


ماني بازم تبريك .
بهنام داداشي دستت درد نكنه.ولي من فقط 4 تا عكس اول وتونستم ببينم بقيش باز نشد برام.

خواهش میكنم :53: فكر كنم سرعت نتت خیلی پائینه:cry_smile: رفرش بزن شاید باز شد. اگه نشد بگو دوباره یه جا دیگه آپ كنم:5:

amir-8
25th July, 2007, 06:27 PM
دادا میگرم حالتو تو نگران نباش :4:

دادا ما كوچیكتیم .:cap: :king2:
ما كماكام منتظریم دادا بازی بدی رسید فردا باید بریم فوتبال و گزارش جدید . تزول :dirol:

amir-8
25th July, 2007, 06:35 PM
امیر جان 6 تا عكس هستش البته یكیش تكراریه
یه رفرش كن فكر میكنم باز بشه
اون عكسی كه منو تو كیان هستیم هم هستش تو این عكسا:79:

دادا باز شد بالاخره ممنون :5:
اره دیدم خیلی قشنگه مخصوصا اون قسمت روی پیراهنم:love: :4:

Don Bandini
25th July, 2007, 06:46 PM
چرا من تو هیچ كدوم از این عكسا نیستم؟ http://qsmile.com/qsimages/256.gif

amir-8
25th July, 2007, 08:05 PM
خب ببخشید من الان باید جواب اون بهنام گور به گوری رو بدم
اقا تو تفلد مانی گفتن 8 نفریم من هم اول تقسیم بر هست كردم عجب شماره ای این 8 بعدش گفت برای برو بچ سفره خون هم برداشتی منم گفتم نه به خاطر همین مجبور شدم دوباره تقسیم كنم كه دفعه بعد گفتم 1 دونه اضافه كنم كه یكی دیگه اضافه نشه
مانی جان تفلدت مبارك و میثم عزیز تو هم نامزدیت مبارك :53: .:dirol:

amir-8
25th July, 2007, 08:14 PM
چرا من تو هیچ كدوم از این عكسا نیستم؟ http://qsmile.com/qsimages/256.gif

داداش تو رفتی گل بچینی .به خاطر همین نیستی .بذار مطمعا بشم :pilot:
سعید تو اخه همش میگفتی این عكس من جالب نیود اون جالب نیود به خاطر همین نیستی . :N_aggressive (34):
راستی سعید اصلا مگه تو امده بودی :4:

Kopite
25th July, 2007, 08:23 PM
چرا من تو هیچ كدوم از این عكسا نیستم؟ http://qsmile.com/qsimages/256.gif


حقته :tounge_smile:

Gossiper2
25th July, 2007, 11:11 PM
http://i9.tinypic.com/4y4ytfs.jpg
-------
http://i19.tinypic.com/5xo4a41.jpg
-------
http://i15.tinypic.com/63286xz.jpg

MAMAD PUYOL 5
25th July, 2007, 11:36 PM
بچه ها من یه چیز جالب کشف کردم .
ببینید چقدر بعد از فوتبال زشت می شم ...
البته به خاطر این هستش که از همه بیشتر تلاش کردم . ماشالا پیراهنم هم خیلی خیلی بهم گشاد بود .
دفعه بعد تکرار نمیشه .
قیافه من در حال بازی :
:uglylolmk4: http://i12.tinypic.com/540jxqc.jpg
قیافم بعد از بازی :
http://i9.tinypic.com/4y4ytfs.jpg:blush2:

MAMAD PUYOL 5
25th July, 2007, 11:39 PM
داش بهزاد خوشگل پنهان پارس فوتبال بودا .
حال کردم با قیافش .
به درد فیلم جنگی می خوره ...

MAMAD PUYOL 5
25th July, 2007, 11:43 PM
چرا من تو هیچ كدوم از این عكسا نیستم؟ http://qsmile.com/qsimages/256.gif
ما فکر دخترای سایت رو کردیم .
اگه عکسای شما توی سایت گذاشته می شد الان کل دخترای اینجا برات مرده بودن و الان دیگه دختر نداشتیم اذیتشون کنیم .

barça
26th July, 2007, 12:57 AM
داش بهزاد خوشگل پنهان پارس فوتبال بودا .
حال کردم با قیافش .
به درد فیلم جنگی می خوره ...

حاج ممد هندونه میذاری زیر بغلمون..؟؟؟

نكنه قیافمون شبیه حاج رسول رستگاریه خودمون خبر نداشتیم...:4:

Don Bandini
26th July, 2007, 01:21 AM
ظاهرا" ممد اینا هندونه فروشی دارن:biggrin:

MAMAD PUYOL 5
26th July, 2007, 01:29 AM
ظاهرا" ممد اینا هندونه فروشی دارن:biggrin:
نه بابا جدی گفتم .
به درد فیلمهایی می خوره که جانی دپ توش بازی کرده .
قیافش خیلی فوتوژنیکه !!!

Tesoke
26th July, 2007, 10:50 AM
صبر كنید ببینم پس چرا منو دعوت نمی كنید بیام؟؟؟؟؟؟

Peerless Alex
26th July, 2007, 12:55 PM
بچه ها من یه چیز جالب کشف کردم .
ببینید چقدر بعد از فوتبال زشت می شم ...
البته به خاطر این هستش که از همه بیشتر تلاش کردم . ماشالا پیراهنم هم خیلی خیلی بهم گشاد بود .
دفعه بعد تکرار نمیشه .
قیافه من در حال بازی :
:uglylolmk4: http://i12.tinypic.com/540jxqc.jpg
قیافم بعد از بازی :
http://i9.tinypic.com/4y4ytfs.jpg:blush2:

مثلا الان چه فرقی کردی تو؟؟؟راستی بچه ها چرا ملت دارن چپولی نیگاتون میکنن؟؟

amir-8
26th July, 2007, 06:43 PM
سلام به همه برو بچ :f015:
خب امروز هم فوتبال بودیم با بچه های پارس فوتبال .:Referee:
خیل خوش گذشت من هم امروز كولاك كردم و چند تا گل زدم .:N_aggressive (31):
و به گفته استادم ممد پویل گوش كردم و پاسهامو درست كردم .:77:
خب گزارش این قرار رو میثم قرار بذاره .:shok:
فقط باید ذكر كنم بهترین بازیكن من بودم .:15:
امروز من هم بازی میكردم وهم دنبال كارهای تیم بودم . دنبال یه حریف تداركاتی خوب برای برو بچ :img-police:
از الان هم بگم بقیه اومدن هرچی گفتن دروغه و من تكذیب میكنم .:aggressive:

بهنام
26th July, 2007, 07:00 PM
خب امروزم رفتيم يه ميتينگ فوتبالي:shades2: نوشتن گزارش+گذاشتن عكسارو پاس دادم به ميثم:uglylolmk4: فقط بگم با اينكه دفاع وايسادم ولي 2تا گل زدم:16: به بقيه هم كاري ندارم:uglylolmk4: تازه بعد از 2سال پا به توپ شدم:fool: تيممونم كه من و ماني و سياوش و ميثم فولهامي و پسر دايي ماني بوديم 4بازي بريدم:5: 4تا باختيم:107:
اين امير قهرماني هم قرار بود ساعت يك و ربع بياد كه پيچوند و ساعت 2:30 رسيد:mega_shok:

amir-8
26th July, 2007, 07:21 PM
امير قهرماني هم قرار بود ساعت يك و ربع بياد كه پيچوند و ساعت 2:30 رسيد:mega_shok:

قبلا هم گفتم تكذیب میشه من اولین نفر اونجا بودم :happy: . باور نكنید این بهنام یكی از دشمنهای منه نمیتونه منو ببینه .
بهنام یادت باشه انا سرورته:clapping:
بهنام خره :pleasantry:

Sir Bob Paisley
26th July, 2007, 09:18 PM
به سیا:میگم با این احسانه برخوردفیزیکی انجام دادین برگرده سرخونه وزندگیش یانه؟

NoName
26th July, 2007, 09:55 PM
بچه ها به محض اینکه عکسها به دستم برسه گزارش کاملو براتون میذارم:8::8::8:

در مورد بازی خودم هم که امروز 4 تا گل زدم و یک پنالتی رو هم به تیر زدم!:nish:

یکی از گلهام پنالتی بود دوتاشون هم باز هم روی حرکات حسین کعبی بود که از وسط زمین به تنهایی خودمو به دروازه رسوندم و گل زدم. ( البته دریبل نمیزدم روی سرعت زیادم بود که بقیه رو جا میذاشتم!)
یکی از گل هام که البته باید به نام سیاوش حساب بشه اون شوت کرد و من از روی توپ پریدم و فقط یک نیش پامو به توپ زدم و رفت توی گل!

امروز خشنترین بازیکنان زمین احسان و امیر اقایی بودند:4: که چندین بار منو سرنگون کردند جالب بود روی هر خطاشون 7 یا 8 بار رو هوا ملغ میزدم:4: ( حالا حساب کنید چه خطاهای سنگینی روم کردند:4:)

InTeR
26th July, 2007, 10:23 PM
بازم که اطلاع ندادین:39:
بعد میگن قرار عمومی.اسمشو بزارین قرار خودمونی دیگه:22:

Siyavoush
26th July, 2007, 11:43 PM
به سیا:میگم با این احسانه برخوردفیزیکی انجام دادین برگرده سرخونه وزندگیش یانه؟

بله:evil2: در مترو با امیر خان اقایی شرمندرش كردین:fool:
به توافقاتی رسیدیم فقط مونده كه خودت در 2-3 هفته اینده تصمیم بگیره كه میاد یا نه:N_aggressive (34): :4:




الان احتمالا امیر میخواد منو بكشه:4:عجب پنالتی هایی گرفتم امروز ازشون 3 تا زدن تو چارچوب همشو گرفتم:4:البته تنها كسی كه بهم پنالتی زد خود امیر بود در دفعه دوم:whoow:
اون گل میثم هم گل تمرین شده ای بود :4:
فقط یك شاهكار جدید معرفی میكنم
مانی:مومن زاده!:107: :107: :107: :107: :107:
بیچارمون كرد!
و البته نوید رو بعد از یك سال زیارت كردیم

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2007, 01:27 AM
قبلا هم گفتم تكذیب میشه من اولین نفر اونجا بودم :happy: . باور نكنید این بهنام یكی از دشمنهای منه نمیتونه منو ببینه .
بهنام یادت باشه انا سرورته:clapping:
بهنام خره :pleasantry:
تایید میشه .
داش امیر یکی از بهترینهای تیم بود !!!
منم که 10 تا گل زدم با اون پاهای سالمم.

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2007, 01:29 AM
بچه ها به محض اینکه عکسها به دستم برسه گزارش کاملو براتون میذارم:8::8::8:

در مورد بازی خودم هم که امروز 4 تا گل زدم و یک پنالتی رو هم به تیر زدم!:nish:

یکی از گلهام پنالتی بود دوتاشون هم باز هم روی حرکات حسین کعبی بود که از وسط زمین به تنهایی خودمو به دروازه رسوندم و گل زدم. ( البته دریبل نمیزدم روی سرعت زیادم بود که بقیه رو جا میذاشتم!)
یکی از گل هام که البته باید به نام سیاوش حساب بشه اون شوت کرد و من از روی توپ پریدم و فقط یک نیش پامو به توپ زدم و رفت توی گل!

امروز خشنترین بازیکنان زمین احسان و امیر اقایی بودند:4: که چندین بار منو سرنگون کردند جالب بود روی هر خطاشون 7 یا 8 بار رو هوا ملغ میزدم:4: ( حالا حساب کنید چه خطاهای سنگینی روم کردند:4:)
هفته دیگه انتقامتو از امیر آقایی می گیرم .
امروز از موقعیت من خوب استفاده کرد .
یه جورایی فکر کرد مارادوناست ولی پنجشنبه بعد می بینه که استاد اسدیه .

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2007, 01:29 AM
داش میثم خبر بدی برات دارم .
رم ریدرم خراب شده عکسارو نمی تونم به دستت برسونم تا شنبه !!!

barça
27th July, 2007, 02:27 AM
خب منم از حالا بگم كه تیم ما همه’ تیما رو لوله كرد...:yess: :icecream:

ما تنها تیمی بودیم كه حتی یه دستم نباختیم...:15:




ولی خدایی تیم ما داشت با سه تا مصدوم بازی میكرد.:13:

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2007, 03:23 AM
خب منم از حالا بگم كه تیم ما همه’ تیما رو لوله كرد...:yess: :icecream:

ما تنها تیمی بودیم كه حتی یه دستم نباختیم...:15:




ولی خدایی تیم ما داشت با سه تا مصدوم بازی میكرد.:13:
با سه مصدوم بازی کردن یعنی بزرگترین معجزه فوتبال !!!
البته از 5 بازیکن 3 مصدوم داشتیم .
اونم مصدمیتهای جدی و عضلانی !!!

Don Bandini
27th July, 2007, 03:29 AM
امروز نسبت به دفعات قبل درد کمتری رو در قسمت پلاتین احساس كردم:4: همینشم خیلی خوب بود. حالا حالا ها مونده تا همون بندینی سابق بشم http://qsmile.com/qsimages/180.gif

SAEED
27th July, 2007, 05:40 AM
نمیدونم چرا این سیاوش منو یاد رضا سوخته سرایی میندازه؟!:4: كیان غرب زده هم كه در حال موزیك گوش كردنه! احسان هم بجای برادفورد در مترو (تیوب مثل مترو لندن!) رویت شده. در كل به نظر نمیاد بازیكن اساسی داشته باشه تیم پی اف!:4: تیمی كه سعید بندری و كیان توش بازی كنن بیشتر به تیم منچ میاد!:4:

amir_aghaei
27th July, 2007, 09:56 AM
حقیقتا اصلا حس و حال جواب دادن به این ضعیفه ها رو نداشتم...ولی وقتی دیدم حقایق رو وارونه جلوه می دن تصمیم گرفتم مسائلی رو عرض كنم:


1- تیم ما یعنی تیم شیرهای جوان! متشكل از دروازبان محبوب و افسانه ای پارس فوتبال نوید آمار ...و یك بازیكن لژیونر كه حقیقتا فوتبالش از این رو به اون رو شده یعنی كریستین شریفی و یك بازیكن دیگه كه در حال لژیونر شدنه یعنی پائولو احسانه و همینطور بنده كه معرف حضور هستم تشكیل شده بود....البته یه بازیكن دیگه هم داشتیم كه نبودش بهتر از بودش بود!!! ( نامردی بود اگر می گفتم بود و نبودش فرقی نمی كرد)


2- سه تا تیم بودیم...تیم بارسایی ها و تیم سوسولا ( بهنام اینا) و تیم شیرهای جوان

3- ما دو سه بازی اول رو بردیم....یه بازی با وقت كشی حریف بازی به پنالتی كشید....ما رفتیم یه ابی به سر و صورت بزنیم ...برگشتیم دیدیم تو پنالتی باختیم...وقتی بزرگتر بالای سر تیم نباشه همینه دیگه....شك ندارم یكی از پنالتی ها اون بازیكن مغز فندقیمون زده!!

4- خلاصه این بازی رو رفتیم بیرون نشستیم.....بازی بعد كه رفتیم تو زمین...بازهم شل و ول كار كردیم...بی نهایت حریفان رو دست كم گرفته بودیم...من و احسانه هر جمعه می ریم فوتبال....فوتبالی بازی می كنیم سراسر هجومی و فیزیكی ولی به هر حال باید مراعات دوستان رو می كردیم...حقیقتا با 5% قوا بازی می كردیم....
ولی وقتی 1-0 عقب افتادیم به احسانه گفتم یه كمی ولوم رو ببریم بالا....از 5% قوا رفتیم 10 % ظرف 1 دقیقه 2 گل زدم و بردیم!


5- از این موقع به بعد گلزنیهای من و كیان و احسان شروع شد....فكر می كنم در كل 10-12 تایی زدم...كیان هم خیلی روز خوبی داشت..حقیقتا از بازیش خوشم اومد...من زیاد با كسی تعارف ندارم ولی تو زمین بهش گفتم فوتبالت خیلی خوب شد...دونده...سرعتی....تكنیكی!


6- تمام حریفان رو لوله كردیم ...به نظرم همون یكبار رو باختیم ( اونهم در پنالتی)

7- ممد پویول همون 10 دقیقه اول وقتی فهمید كاری از پیش نمی بره خودش رو زد به مصدومیت...ولی ما این بارساییهای موذی رو می شناسیم! هر چی باشه استاد مارادونا یه زمانی فوت و فن این كارا رو بهشون یاد می داد!!


8- امیر قهرمانی در حال اومدن به ورزشگاه !!! بود كه یه تماسی با بهنام می گیره و وقتی متوجه می شه حاجی اومده ( امیر خان!!!) كاری می كنه كه اخرای بازی برسه!!! قهرمانی یادت باشه....فقط نیما شریفی!!!

9- تنها كسی كه یه كمی ما رو اذیت كرد میثم فولهامی بود...ایشون با 38 كیلو 450 گرم مانند چله ای كه از رها كمان شده می دویید ولی من و احسان به راحتی توپ رو ازش می گرفتیم...اونهم سعی می كرد از مسیرهایی فرار كنه كه و من و احسانه اونجا نباشیم...چون ما اصلا حس و حال نداشتیم دنبال یه بازیكن بدوویم توپ رو ازش بگیریم!

10 بهنام غفاری بعد از 2 سال پا به توپ میشد و از روزهای درخشان گذشته فاصله داشت. البته دفاع ایستاده بود و با این وجود 2گل بثمر رسوند... پیراهن كاكا رو هم به تن كرده بود و كلی باعث شرمندگی ایشون شده بود....


11- مانی جوان هم خیلی تلاش كرد در خط حمله موفق باشه ولی اكثر مواقع در خط حمله تنها بود...از طرفی هم معمولا میان من و احسانه قرار می گرفت و پرس می شد....مانی حتما باید 30-40 كیلویی به وزنش اضافه كنه وگرنه از لحاظ قدرت بدنی كم میاره...در كل 1-2 بار گلزنی كرد و به سبك آقاش ( مونتلا) شادی كرد!


12- سام و سیا هم خوب وبدند...سام با 122 كیلو 389 گرم تحرك خوبی داشت و یكی دو بار توپ رو از من گرفت...سیا هم تنها دروازبان بالای 100 كیلوی جهان بود كه 2-3 ضربه پنالتی رو گرفت و 2-3 بار هم شوتهای جالبی زد !

13- بارسا از دیگر بارساییهای داخل زمین بود در ابتدا قیافش به فوتبالیستها می خورد ولی نتونست جلوی ما كاری از پیش ببره....

14- از دیگر حواشی این بازیها این بود كه كلیه نفرات حریفان یك لایی از ما دریافت كردند...كه دو سه تا از لایی ها رو دروازبانها از ما دریافت كردند!!


15- سعیده بندری با پیراهن كریمی بازی می كرد و عین خود كریمی بازی می كرد...ما هم سعی می كردیم تا جاییكه جا داره بهش پاس ندیم مگر اینكه هیچ راهی نباشه!!!

16- 2 نفر از تیم ما و 2 نفر هم از حریفان پیراهن میلان به تن كرده بودند...همین امر سبب شده بود بارها این 4 نفر به جای یاران به دشمنان پاس بدن!!!


دیگه چیزی دیگه ای یادم نمیاد....والسلام!!!

Siyavoush
27th July, 2007, 02:36 PM
و البته
امیر اقایی:مومن زاده-معدنچی-برهانی-شمسایی(هرچی گلنزن رو میشناسین بگین:4:)
فكر میكنم یك گل زد اونم به محمد بود كه مصدوم بودش:unknw:

Don Bandini
27th July, 2007, 03:08 PM
اگه به جای امیر آقایی، مانی یا بهنام تو تیم ما بودن همون یكی دو دست رو هم نمیباختیم. یاپ استم نه برای دفاع كردن بر میگرده نه پاس بلده بده نه چیزی از بازی تیمی حالیشه! باز صد رحمت به خودم كه میدونم بازی تیمی چیه... حالا اینكه كمتر میتونم اجراش كنم بماند:biggrin: تازه پاس هم میدم!:shades:

اما از بازی احسانه و كیانه خیلی خوشم میاد. به موقع پاس میدن و به موقع توپ رو نگه میدارن. نوید آمار هم واقعا خیلی مسلط تو دروازه وا میسته. دمشون قیژ :6:

amir_aghaei
27th July, 2007, 06:48 PM
بندینی رو می دونم از كجا می سوزه ولی سیاوش رو ؟؟!!!!

حداقل 7 تا گل زدم!!! بعد از اینكه اشباع شدم برای تحقیر حریفان رفتیم تو كار لایی و گلهای نمایشی....شاید این امر سبب شده سیا فكر كنه ما معدنچی هستیم!!!

Don Bandini
27th July, 2007, 06:55 PM
معدنچی چیه؟! امیر تو از رسول خطیبی هم بدتری... http://qsmile.com/qsimages/108.gif

The Psychotic Eyes
27th July, 2007, 07:43 PM
http://i9.tinypic.com/4y4ytfs.jpg



بدبخت اون مترویی که شما سوارش بودید :yahoo:

NoName
27th July, 2007, 11:58 PM
بچه ها یك گزارش در حدود 200 خط نوشتم ولی فقط احسان عكساشو برام فرستاده!

همچنان منتظر در یافت عكس ها از محمد پویول نوید امار و كیان هستم!
به محض اینكه عكس ها به دستم برسه اون گزارش 200 خطی رو براتون میذارم:8::8::8:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:02 AM
بهتر بود می گفتی حیف پارس فوتبال که شما توش عضوی !!! http://smilies.sofrayt.com/%5E/r/cheese.gif

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:04 AM
بچه ها یك گزارش در حدود 200 خط نوشتم ولی فقط احسان عكساشو برام فرستاده!

همچنان منتظر در یافت عكس ها از محمد پویول نوید امار و كیان هستم!
به محض اینكه عكس ها به دستم برسه اون گزارش 200 خطی رو براتون میذارم:8::8::8:
من که گفتم رم ریدرم خراب شده !!!
ولی سعی می کنم به دستت برسونمش.

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:19 AM
حقیقتا اصلا حس و حال جواب دادن به این ضعیفه ها رو نداشتم...ولی وقتی دیدم حقایق رو وارونه جلوه می دن تصمیم گرفتم مسائلی رو عرض كنم:


1- تیم ما یعنی تیم شیرهای جوان! متشكل از دروازبان محبوب و افسانه ای پارس فوتبال نوید آمار ...و یك بازیكن لژیونر كه حقیقتا فوتبالش از این رو به اون رو شده یعنی كریستین شریفی و یك بازیكن دیگه كه در حال لژیونر شدنه یعنی پائولو احسانه و همینطور بنده كه معرف حضور هستم تشكیل شده بود....البته یه بازیكن دیگه هم داشتیم كه نبودش بهتر از بودش بود!!! ( نامردی بود اگر می گفتم بود و نبودش فرقی نمی كرد)


2- سه تا تیم بودیم...تیم بارسایی ها و تیم سوسولا ( بهنام اینا) و تیم شیرهای جوان

3- ما دو سه بازی اول رو بردیم....یه بازی با وقت كشی حریف بازی به پنالتی كشید....ما رفتیم یه ابی به سر و صورت بزنیم ...برگشتیم دیدیم تو پنالتی باختیم...وقتی بزرگتر بالای سر تیم نباشه همینه دیگه....شك ندارم یكی از پنالتی ها اون بازیكن مغز فندقیمون زده!!

4- خلاصه این بازی رو رفتیم بیرون نشستیم.....بازی بعد كه رفتیم تو زمین...بازهم شل و ول كار كردیم...بی نهایت حریفان رو دست كم گرفته بودیم...من و احسانه هر جمعه می ریم فوتبال....فوتبالی بازی می كنیم سراسر هجومی و فیزیكی ولی به هر حال باید مراعات دوستان رو می كردیم...حقیقتا با 5% قوا بازی می كردیم....
ولی وقتی 1-0 عقب افتادیم به احسانه گفتم یه كمی ولوم رو ببریم بالا....از 5% قوا رفتیم 10 % ظرف 1 دقیقه 2 گل زدم و بردیم!


5- از این موقع به بعد گلزنیهای من و كیان و احسان شروع شد....فكر می كنم در كل 10-12 تایی زدم...كیان هم خیلی روز خوبی داشت..حقیقتا از بازیش خوشم اومد...من زیاد با كسی تعارف ندارم ولی تو زمین بهش گفتم فوتبالت خیلی خوب شد...دونده...سرعتی....تكنیكی!


6- تمام حریفان رو لوله كردیم ...به نظرم همون یكبار رو باختیم ( اونهم در پنالتی)

7- ممد پویول همون 10 دقیقه اول وقتی فهمید كاری از پیش نمی بره خودش رو زد به مصدومیت...ولی ما این بارساییهای موذی رو می شناسیم! هر چی باشه استاد مارادونا یه زمانی فوت و فن این كارا رو بهشون یاد می داد!!


8- امیر قهرمانی در حال اومدن به ورزشگاه !!! بود كه یه تماسی با بهنام می گیره و وقتی متوجه می شه حاجی اومده ( امیر خان!!!) كاری می كنه كه اخرای بازی برسه!!! قهرمانی یادت باشه....فقط نیما شریفی!!!

9- تنها كسی كه یه كمی ما رو اذیت كرد میثم فولهامی بود...ایشون با 38 كیلو 450 گرم مانند چله ای كه از رها كمان شده می دویید ولی من و احسان به راحتی توپ رو ازش می گرفتیم...اونهم سعی می كرد از مسیرهایی فرار كنه كه و من و احسانه اونجا نباشیم...چون ما اصلا حس و حال نداشتیم دنبال یه بازیكن بدوویم توپ رو ازش بگیریم!

10 بهنام غفاری بعد از 2 سال پا به توپ میشد و از روزهای درخشان گذشته فاصله داشت. البته دفاع ایستاده بود و با این وجود 2گل بثمر رسوند... پیراهن كاكا رو هم به تن كرده بود و كلی باعث شرمندگی ایشون شده بود....


11- مانی جوان هم خیلی تلاش كرد در خط حمله موفق باشه ولی اكثر مواقع در خط حمله تنها بود...از طرفی هم معمولا میان من و احسانه قرار می گرفت و پرس می شد....مانی حتما باید 30-40 كیلویی به وزنش اضافه كنه وگرنه از لحاظ قدرت بدنی كم میاره...در كل 1-2 بار گلزنی كرد و به سبك آقاش ( مونتلا) شادی كرد!


12- سام و سیا هم خوب وبدند...سام با 122 كیلو 389 گرم تحرك خوبی داشت و یكی دو بار توپ رو از من گرفت...سیا هم تنها دروازبان بالای 100 كیلوی جهان بود كه 2-3 ضربه پنالتی رو گرفت و 2-3 بار هم شوتهای جالبی زد !

13- بارسا از دیگر بارساییهای داخل زمین بود در ابتدا قیافش به فوتبالیستها می خورد ولی نتونست جلوی ما كاری از پیش ببره....

14- از دیگر حواشی این بازیها این بود كه كلیه نفرات حریفان یك لایی از ما دریافت كردند...كه دو سه تا از لایی ها رو دروازبانها از ما دریافت كردند!!


15- سعیده بندری با پیراهن كریمی بازی می كرد و عین خود كریمی بازی می كرد...ما هم سعی می كردیم تا جاییكه جا داره بهش پاس ندیم مگر اینكه هیچ راهی نباشه!!!

16- 2 نفر از تیم ما و 2 نفر هم از حریفان پیراهن میلان به تن كرده بودند...همین امر سبب شده بود بارها این 4 نفر به جای یاران به دشمنان پاس بدن!!!


دیگه چیزی دیگه ای یادم نمیاد....والسلام!!!

در نبود من خوب می برید و می دوزید !!! :pilot:
درباره بازی اول بگم که بیشتر به نظر میومد شما دارید وقت تلف می کنید !!! شما می رفتید جلوی دربازه حریف و وای می سادی پشتتو می کردی به دربازه بان فکر می کردی بازیت در سطح مارادوناست .
تو بازی دوم هم از مصدومیت عجیب من سواستفاده کردی و از طرفم اتوبان باز کردی .
واقعا اگه اون درد عجیب توی عضلت بود هیچ وقت بقل زمینم نمیشستی . :fool:
من در کل بازیت رو در نظر داشتم و فقط با بدنت فوتبال بازی می کردی و دریبل هات بیشتر از بقل بازیکنها بود و با بدنت می تونستی حریف رو پیش رو بذاری . بیشتر توپهاتون رو به گوشه و کناره های زمین می بردی که این کار به معنیه اینه که فقط با بدن فوتبال بازی می کنی .
این جور بازیا یه راه حل داره و اینم نیومدن تو پاته . هفته دیگه آموزشی رو راه می ندازم که چجوری بشه توپ رو از امیر آقایی گرفت . با بازیکنهایی مثل شما زیاد برخورد داشتم و بیشتر مربیها من رو جلوی اینجور بازیکنها می ذارن. وقتی که بریدی تیمتون رو خودم به شخصه می کنم اتوبان قم همینجوری رد می کنم و می رم جلو !!!
سرعت میثم و تکنیک کیان رو بذار کنار هم می شه ممد پویول :love: :4:
واقعا لایی زدن به من یه افتخاره که فقط توی مصدومیت های شدید فرصتش رو به حریفان پوشالی ( امیر آقایی ) میده . من پای چپم به کلی از کار افتاده بود و داشتم با1 پا فوتبال بازی می کردم به سبک پله :heart2:
البته یه جا باهات موافقم که کیان بازیکن خوبیه .
امیر جان به نظر من هفته بعد 5 شنبه بهتره خودت رو به مصدومیت بزنی چون بقل من جز لو دادن توپ نمی تونی کار دیگه ای کنی . انقدر میدوئم تا ببری !!! :f015:
بهزاد رو کسی نمی تونست تغذیه کنه . ببینید سام یه خط عقب بود و اصلا با بهزاد هماهنگ کار نمی کرد .
هفته دیگه همه اینها مشخص می شه . سام هم بازیکنی بود که احتیاج به فضا داشت که اینم هفته بعد خودم درستش می کنم .
البته من از همین الان تیم رو می چینم .
بهزاد . میثم . سام . ممد پویول . سیاوش .
کسی این 5 ستاره رو ور نداره لطفا !!! :pilot:
درباره تحرک سام هم اینو بگم که داداش سام زیاد حالش خوش نبود و یه کم کسالت داشت . :4:
می گم امیر خان چند نفر دیگه ازت توپ گرفتند ؟ :mega_shok:
خوب دیگه انقدر کری خوندم خسته شدم .
البته یکی از دلایل مصدوم شدنم این بود که امیر خان گفت من رئالی بودم و به خاطر یه اتفاق ساده بارسایی شدم . :4:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:20 AM
اگه به جای امیر آقایی، مانی یا بهنام تو تیم ما بودن همون یكی دو دست رو هم نمیباختیم. یاپ استم نه برای دفاع كردن بر میگرده نه پاس بلده بده نه چیزی از بازی تیمی حالیشه! باز صد رحمت به خودم كه میدونم بازی تیمی چیه... حالا اینكه كمتر میتونم اجراش كنم بماند:biggrin: تازه پاس هم میدم!:shades:

اما از بازی احسانه و كیانه خیلی خوشم میاد. به موقع پاس میدن و به موقع توپ رو نگه میدارن. نوید آمار هم واقعا خیلی مسلط تو دروازه وا میسته. دمشون قیژ :6:

واقعا سعید جان باید با پاسهای دکویی خودم تغذیه شی !!! :41:
بچه شهرری فوتبال توی خونشه . :Hooraa:
منم بازی کیان رو تایید میکنم . :drinks:

Siyavoush
28th July, 2007, 12:47 AM
بندینی رو می دونم از كجا می سوزه ولی سیاوش رو ؟؟!!!!

حداقل 7 تا گل زدم!!! بعد از اینكه اشباع شدم برای تحقیر حریفان رفتیم تو كار لایی و گلهای نمایشی....شاید این امر سبب شده سیا فكر كنه ما معدنچی هستیم!!!

ما كه یك گل بیشتر ندیدیم:299:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:49 AM
ما كه یك گل بیشتر ندیدیم:299:
سیا جون راست می گه گل زیاد زد ولی گلاش در به تخته بود !!!

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:50 AM
بچه ها یك گزارش در حدود 200 خط نوشتم ولی فقط احسان عكساشو برام فرستاده!

همچنان منتظر در یافت عكس ها از محمد پویول نوید امار و كیان هستم!
به محض اینكه عكس ها به دستم برسه اون گزارش 200 خطی رو براتون میذارم:8::8::8:
خصوصیش کردم .
کلی خبر سازه عکسام !!!

NoName
28th July, 2007, 12:53 AM
خصوصیش کردم .
کلی خبر سازه عکسام !!!

محمد جون هر كاری میكنی فقط هر چه سریعتر عكسارو برام بفرست:shades2:

NoName
28th July, 2007, 12:57 AM
البته من از همین الان تیم رو می چینم .
بهزاد . میثم . سام . ممد پویول . سیاوش .
کسی این 5 ستاره رو ور نداره لطفا !!! :pilot:

منم با این تیمی كه محمد انتخاب كرده به شدت موافقم:heart2: :8::8::8:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 01:08 AM
به خاطر اینکه میثم عکسارو می ذاره من دیگه نمی ذارم لوس شه !!!

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 01:09 AM
کیان جان یاد بگیر گزارشو .
بازی 200 دقیقه نبوده ولی داش میثم 200 خط نوشته اینطور که معلومه !!1

Don Bandini
28th July, 2007, 01:09 AM
ظاهرا" هفته بعد ایشالا امیر آقایی نیس كه بره رو اعصاب ما:4:
تیم ما با یه تغییر میاد تو زمین تا دوباره قهرمان بشه. اسمشم همون "شیرهای جوان" باقی می مونه.
البته بهتر بگم "شیرهای جوان برشایی":4:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 01:38 AM
ظاهرا" هفته بعد ایشالا امیر آقایی نیس كه بره رو اعصاب ما:4:
تیم ما با یه تغییر میاد تو زمین تا دوباره قهرمان بشه. اسمشم همون "شیرهای جوان" باقی می مونه.
البته بهتر بگم "شیرهای جوان برشایی":4:
با اینکه بچه محلی ولی اجازه هیچ کاری رو بهتون نخاهم داد .
این رو به همه آبی و اناری ها قول می دم !!!

NoName
28th July, 2007, 01:39 AM
از محمد پویول و احسان بابت ارسال عکسها تشکر میکنم:8::8::8:
حالا فقط مونده کیان و نوید امار...

abbas
28th July, 2007, 01:51 AM
میگم شماها کجا فیتبال بازی میکنید؟

NoName
28th July, 2007, 01:55 AM
بلاتر جون شهر ری:graduated:

abbas
28th July, 2007, 02:00 AM
بلاتر جون شهر ری:graduated:

از آدرس بسیار دقیق و سر راستی که دادی سپاسگزاری کردم!

NoName
28th July, 2007, 02:08 AM
از آدرس بسیار دقیق و سر راستی که دادی سپاسگزاری کردم!

بلاتر جون از موقعیت خونه شما سر راست تره : (:4:)

شهر من گم شده است!

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 02:27 AM
از آدرس بسیار دقیق و سر راستی که دادی سپاسگزاری کردم!
مترو شهرری بلاتر خان .
زمین مدرس ...
دقیق تر از این ؟

abbas
28th July, 2007, 02:40 AM
بلاتر جون از موقعیت خونه شما سر راست تره : (:4:)

شهر من گم شده است!



چند سال منتظر این لحظه بودی تا بتونی انتقام بگیری؟:dirol:


مترو شهرری بلاتر خان .
زمین مدرس ...
دقیق تر از این ؟

کی میره این همه راهو؟:wallbash:

ضمناً بلاتر خودتونید:butcher:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2007, 12:01 PM
چند سال منتظر این لحظه بودی تا بتونی انتقام بگیری؟:dirol:



کی میره این همه راهو؟:wallbash:

ضمناً بلاتر خودتونید:butcher:
همه میان این همه راهو شما هم روش .
امیر خان داری تمرین می کنی کم پیدا شدی ؟

NoName
28th July, 2007, 02:15 PM
چند سال منتظر این لحظه بودی تا بتونی انتقام بگیری؟:dirol:



کی میره این همه راهو؟:wallbash:

ضمناً بلاتر خودتونید:butcher:

بلاتر جون تقریبا 3 سال:4:
راستی بلاتر چرا تو قسمت مشخصاتت موقعیتت رو نذاشتی؟:nish:

barça
28th July, 2007, 09:10 PM
داش میثم پس این گزارش عریض و طویلت چی شد..؟؟؟

ما همچنان منتظریم.

:45: :45: :45: :45: :45: :45:

amir-8
28th July, 2007, 09:12 PM
حقیقتا اصلا حس و حال جواب دادن به این ضعیفه ها رو نداشتم...ولی وقتی دیدم حقایق رو وارونه جلوه می دن تصمیم گرفتم مسائلی رو عرض كنم:


1- تیم ما یعنی تیم شیرهای جوان! متشكل از دروازبان محبوب و افسانه ای پارس فوتبال نوید آمار ...و یك بازیكن لژیونر كه حقیقتا فوتبالش از این رو به اون رو شده یعنی كریستین شریفی و یك بازیكن دیگه كه در حال لژیونر شدنه یعنی پائولو احسانه و همینطور بنده كه معرف حضور هستم تشكیل شده بود....البته یه بازیكن دیگه هم داشتیم كه نبودش بهتر از بودش بود!!! ( نامردی بود اگر می گفتم بود و نبودش فرقی نمی كرد)


2- سه تا تیم بودیم...تیم بارسایی ها و تیم سوسولا ( بهنام اینا) و تیم شیرهای جوان

3- ما دو سه بازی اول رو بردیم....یه بازی با وقت كشی حریف بازی به پنالتی كشید....ما رفتیم یه ابی به سر و صورت بزنیم ...برگشتیم دیدیم تو پنالتی باختیم...وقتی بزرگتر بالای سر تیم نباشه همینه دیگه....شك ندارم یكی از پنالتی ها اون بازیكن مغز فندقیمون زده!!

4- خلاصه این بازی رو رفتیم بیرون نشستیم.....بازی بعد كه رفتیم تو زمین...بازهم شل و ول كار كردیم...بی نهایت حریفان رو دست كم گرفته بودیم...من و احسانه هر جمعه می ریم فوتبال....فوتبالی بازی می كنیم سراسر هجومی و فیزیكی ولی به هر حال باید مراعات دوستان رو می كردیم...حقیقتا با 5% قوا بازی می كردیم....
ولی وقتی 1-0 عقب افتادیم به احسانه گفتم یه كمی ولوم رو ببریم بالا....از 5% قوا رفتیم 10 % ظرف 1 دقیقه 2 گل زدم و بردیم!


5- از این موقع به بعد گلزنیهای من و كیان و احسان شروع شد....فكر می كنم در كل 10-12 تایی زدم...كیان هم خیلی روز خوبی داشت..حقیقتا از بازیش خوشم اومد...من زیاد با كسی تعارف ندارم ولی تو زمین بهش گفتم فوتبالت خیلی خوب شد...دونده...سرعتی....تكنیكی!


6- تمام حریفان رو لوله كردیم ...به نظرم همون یكبار رو باختیم ( اونهم در پنالتی)

7- ممد پویول همون 10 دقیقه اول وقتی فهمید كاری از پیش نمی بره خودش رو زد به مصدومیت...ولی ما این بارساییهای موذی رو می شناسیم! هر چی باشه استاد مارادونا یه زمانی فوت و فن این كارا رو بهشون یاد می داد!!


8- امیر قهرمانی در حال اومدن به ورزشگاه !!! بود كه یه تماسی با بهنام می گیره و وقتی متوجه می شه حاجی اومده ( امیر خان!!!) كاری می كنه كه اخرای بازی برسه!!! قهرمانی یادت باشه....فقط نیما شریفی!!!

9- تنها كسی كه یه كمی ما رو اذیت كرد میثم فولهامی بود...ایشون با 38 كیلو 450 گرم مانند چله ای كه از رها كمان شده می دویید ولی من و احسان به راحتی توپ رو ازش می گرفتیم...اونهم سعی می كرد از مسیرهایی فرار كنه كه و من و احسانه اونجا نباشیم...چون ما اصلا حس و حال نداشتیم دنبال یه بازیكن بدوویم توپ رو ازش بگیریم!

10 بهنام غفاری بعد از 2 سال پا به توپ میشد و از روزهای درخشان گذشته فاصله داشت. البته دفاع ایستاده بود و با این وجود 2گل بثمر رسوند... پیراهن كاكا رو هم به تن كرده بود و كلی باعث شرمندگی ایشون شده بود....


11- مانی جوان هم خیلی تلاش كرد در خط حمله موفق باشه ولی اكثر مواقع در خط حمله تنها بود...از طرفی هم معمولا میان من و احسانه قرار می گرفت و پرس می شد....مانی حتما باید 30-40 كیلویی به وزنش اضافه كنه وگرنه از لحاظ قدرت بدنی كم میاره...در كل 1-2 بار گلزنی كرد و به سبك آقاش ( مونتلا) شادی كرد!


12- سام و سیا هم خوب وبدند...سام با 122 كیلو 389 گرم تحرك خوبی داشت و یكی دو بار توپ رو از من گرفت...سیا هم تنها دروازبان بالای 100 كیلوی جهان بود كه 2-3 ضربه پنالتی رو گرفت و 2-3 بار هم شوتهای جالبی زد !

13- بارسا از دیگر بارساییهای داخل زمین بود در ابتدا قیافش به فوتبالیستها می خورد ولی نتونست جلوی ما كاری از پیش ببره....

14- از دیگر حواشی این بازیها این بود كه كلیه نفرات حریفان یك لایی از ما دریافت كردند...كه دو سه تا از لایی ها رو دروازبانها از ما دریافت كردند!!


15- سعیده بندری با پیراهن كریمی بازی می كرد و عین خود كریمی بازی می كرد...ما هم سعی می كردیم تا جاییكه جا داره بهش پاس ندیم مگر اینكه هیچ راهی نباشه!!!

16- 2 نفر از تیم ما و 2 نفر هم از حریفان پیراهن میلان به تن كرده بودند...همین امر سبب شده بود بارها این 4 نفر به جای یاران به دشمنان پاس بدن!!!


دیگه چیزی دیگه ای یادم نمیاد....والسلام!!!

چرا این امیر اقایی جدیدا خالی بند شده:img-pirate2: .تاثیر سربازیه .:mega_shok:
بازم دارم میگم من و ممد پیول از بهترینها بودیم .:wallbash:
خب امیر اقایی فقط 1 گل زد اونم به روش استاد اسدی گل به خودی . :308:
این دفعه چون درگیر پیدا كردن تیم تداركاتی بودم زیاد نتونستم بازی كنم ولی هفته دیگه دوباره تیم اولیم شك نكنید البته این دفعه هم اول بودیم ولی به خاطر مصدومیت ممد و كارهای من نتونستیم با اختلاف اول بشیم .:ok:
امیر اقایی یادت باشه بالا بری پائین بیای دوست داریم :love: . امیر یادت باشه خرید و فروش كاری بدیه . میدونی:crazy2:

amir_aghaei
28th July, 2007, 09:21 PM
بابا تو كه منو مردی با این گزارش نوشتنت!!!

amir-8
28th July, 2007, 09:22 PM
بله:evil2: در مترو با امیر خان اقایی شرمندرش كردین:fool:
به توافقاتی رسیدیم فقط مونده كه خودت در 2-3 هفته اینده تصمیم بگیره كه میاد یا نه:N_aggressive (34): :4:




الان احتمالا امیر میخواد منو بكشه:4:عجب پنالتی هایی گرفتم امروز ازشون 3 تا زدن تو چارچوب همشو گرفتم:4:البته تنها كسی كه بهم پنالتی زد خود امیر بود در دفعه دوم:whoow:
اون گل میثم هم گل تمرین شده ای بود :4:
فقط یك شاهكار جدید معرفی میكنم
مانی:مومن زاده!:107: :107: :107: :107: :107:
بیچارمون كرد!
و البته نوید رو بعد از یك سال زیارت كردیم

كاملا تایید میشه .:22:
عجب پنالتیهای گرفت سیاوش .:beach:
نه سیاوش باید بگی
مانی : معدنچی بهتره :tease: :blum:
اره عجب پسر گلی چند تا پاس گل هم به من داد .:friends:

amir-8
28th July, 2007, 09:25 PM
همه میان این همه راهو شما هم روش .
امیر خان داری تمرین می کنی کم پیدا شدی ؟

ببخشید نمی دونم منظور ممد من هستم یا نه اگه منظورت منم باید بگم دارم با یه بازیكن مذاكره میكنم بندازم به جون این امیر اقایی:mega_shok: كه موقع فوتبال یاده كشتی كج نیفته .:4:

amir-8
28th July, 2007, 09:29 PM
بابا تو كه منو مردی با این گزارش نوشتنت!!!

تنش خورده به كیان .:cap:
امیر اقایی خودتو ناراحت نكن دادا به میثم گفتم كاری باهات نداشته باشه و گفتم كه نگه الگوی امیر اقایی از استاد اسدی گرفته شده .:dirol:

Peerless Alex
28th July, 2007, 11:43 PM
ظاهرا" هفته بعد ایشالا امیر آقایی نیس كه بره رو اعصاب ما:4:
تیم ما با یه تغییر میاد تو زمین تا دوباره قهرمان بشه. اسمشم همون "شیرهای جوان" باقی می مونه.
البته بهتر بگم "شیرهای جوان برشایی":4:

این شیر های جوانت منو یاد همون فیلم ابکی چند روز پیش شبکه 3 انداخت اگه شما هم مثله اون شیرا باشین خوشا به حال تیم مقابلتون :71:

NoName
29th July, 2007, 02:44 AM
بچه ها باور كنید گزارش امادست و من فقط منتظر عكس ها هستم و اگر نه همین الان میتونم گزارش رو ارسال كنم ولی با دیدن گزارش بدون عكس چه احساسی بهتون دست میده؟:scare2:

NoName
29th July, 2007, 03:10 AM
بچه ها همین الان دوباره عكس هایی كه برام فرستادن رو چك كردم. همشون عكس های یك نفره و دو نفره هستند.
باید منتظر باشیم كه نوید امار عكس های دسته جمعی رو برام بفرسته تا گزارش كاملو براتون بذارم:8::8::8:

*setareh*
29th July, 2007, 12:39 PM
:39: شماها مطمئنين كه با هم بودين ؟؟؟؟؟:good: :4:هر كي يه جوري تعريف ميكنه قضيه رو. بالاخره امير آقايي 7 تا گل زده يا اصلا" تو بازي نبوده:15::4:

بهنام
29th July, 2007, 02:15 PM
:39: شماها مطمئنين كه با هم بودين ؟؟؟؟؟:good: :4:هر كي يه جوري تعريف ميكنه قضيه رو. بالاخره امير آقايي 7 تا گل زده يا اصلا" تو بازي نبوده:15::4:

ستاره، امیر آقایی 1 یا 2 گل زد! كلاَ با كلی ادعا بازی میكنه! فكر كرده مارادوناست:23: 5 بار میخواست از جلو دروازشون استارت بزنه و همه رو دریبل كنه كه 4بارشو توپ رو گرفتیم ازش زدیم تو گل!!:blum:

بهنام
29th July, 2007, 02:57 PM
خب تا میثم گزارش فوتبالو نذاشته، من چند تا عكس از سه شنبه ی هفته پیش كه با میثم آقایی و بقیه بچه ها رفتیم بیرون بذارم.

2 روز پیشش واسه اولین بار میثم آقایی رو توی نامزدیش دیدیم، ولی برای بار اول بود توی یه قرار شركت میكرد. یكی از بچه های قدیمی (كه 2-3 سال پیش عضو همین پ.ف بود ولی الآن تو آبیته نیمه فعاله:4:) به نام behnam/a هم بتازگی از هند برگشته بود و برای بار اول ود كه این عزیز رو میدیدم.

من و میثم آقایی و بهنام/آ و امیر قهرمانی و مانی بودیم. اول رفتیم سفره خونه، بعدشم کافی نت!

عكسا:

1- بهنام/آ و امیر قهرمانی:
http://i12.tinypic.com/5xpwopc.jpg

2- مانی و من و میثم:
http://i10.tinypic.com/4kjnvpv.jpg

3- مثل بالایی:
http://i14.tinypic.com/6h5scn5.jpg

4- تقصیر امیره ها:5: به جای اینکه از مهمون تازه واردمون عکس بگیره همش از ما میگیره! ولی خب میثم هم یجورایی مثل بهنامه.
http://i15.tinypic.com/623rrsn.jpg

5- میثم و بهنام/آ:
http://i14.tinypic.com/6cqihz8.jpg

6- میثم ، مانی ، بهنام/آ :
http://i14.tinypic.com/4zark03.jpg

7- من ، میثم ، امیر قهرمانی ، بهنام/آ :
http://i14.tinypic.com/6cq6kra.jpg

8- من وامیر:5: اینجا با بچه ها اومدیم کافی نت تو آریاشهر :
http://i15.tinypic.com/5x8gmld.jpg

Don Bandini
29th July, 2007, 04:54 PM
این شیر های جوانت منو یاد همون فیلم ابکی چند روز پیش شبکه 3 انداخت اگه شما هم مثله اون شیرا باشین خوشا به حال تیم مقابلتون :71:


خوشبختانه ندیدم فیلم رو:biggrin:

amir_aghaei
29th July, 2007, 09:04 PM
ستاره، امیر آقایی 1 یا 2 گل زد! كلاَ با كلی ادعا بازی میكنه! فكر كرده مارادوناست:23: 5 بار میخواست از جلو دروازشون استارت بزنه و همه رو دریبل كنه كه 4بارشو توپ رو گرفتیم ازش زدیم تو گل!!:blum:

تازگیها با عمه خالی بند زیاد می پریها:Referee:

===========================

اون چه گزارشی بود كه از سفره خونه گذاشته بودی....به غیر از میثم و بهنام آ باقي قسمتهاش مسخره بود....مخصوصا قسمت امير -8!!!!


=======================

ميثم فولهامي رو سعيد بندري رو ساييد با اين گزارش نوشتنش!!!بفرست ديگه فولهامي( اين از صد تا فحش بدتر بود!!!)


=================================


ممد پويول جان...انشالله خدا زودتر شفات بده!! همينطور سعيد بندريرو!!!! ( ايتاليايي گفتم)

Don Bandini
29th July, 2007, 09:13 PM
امیر آقایی میگم این فرمانده نامردتون باعث شده آلزایمر هم بگیریا!!! http://qsmile.com/qsimages/1.gif كُل یوم 1 یا 2 گل زدی این همه ادعا داری...:offtopic:
ایهاالناس!!! ما این بختك رو بازیكن مازاد اعلام كردیم! این 5شمبه ایشالا میری یه تیم دیگه...http://qsmile.com/qsimages/56.gif

amir-8
29th July, 2007, 10:06 PM
تازگیها با عمه خالی بند زیاد می پریها:Referee:

===========================

اون چه گزارشی بود كه از سفره خونه گذاشته بودی....به غیر از میثم و بهنام آ باقي قسمتهاش مسخره بود....مخصوصا قسمت امير -8!!!!


=======================

ميثم فولهامي رو سعيد بندري رو ساييد با اين گزارش نوشتنش!!!بفرست ديگه فولهامي( اين از صد تا فحش بدتر بود!!!)


=================================


ممد پويول جان...انشالله خدا زودتر شفات بده!! همينطور سعيد بندريرو!!!! ( ايتاليايي گفتم)

بتركه چشم حسود :fighting29:
امیر اقایی نمیتونی ببینی ما رفتیم خان بابا .:pilot:
میثم به خاطر تو نمیتونه عكس بذار چون كلت باعث شده كه عكسها یه جوری بشه .:shades2:
امیر اقایی یادت باشه خان بابا چه حالی داره :f015:

barça
29th July, 2007, 10:10 PM
هر دفعه به این امید كه این میثم خان یه حركت مثبتی(فقط یه حركت مثبت) كرده باشه اینهمه راهو میكوبیم میایم پارس فوتبال و هر دفعه هم دست از پا درازتر برمیگردیم سراغ بدبختیامون.:17:

حاج میثم یا عاملین این اقدام خرابكارانه رو معرفی كن یا خودت همه چیزو گردن بگیر.:diablo:

MAMAD PUYOL 5
30th July, 2007, 12:35 AM
تازگیها با عمه خالی بند زیاد می پریها:Referee:

===========================

اون چه گزارشی بود كه از سفره خونه گذاشته بودی....به غیر از میثم و بهنام آ باقي قسمتهاش مسخره بود....مخصوصا قسمت امير -8!!!!


=======================

ميثم فولهامي رو سعيد بندري رو ساييد با اين گزارش نوشتنش!!!بفرست ديگه فولهامي( اين از صد تا فحش بدتر بود!!!)


=================================


ممد پويول جان...انشالله خدا زودتر شفات بده!! همينطور سعيد بندريرو!!!! ( ايتاليايي گفتم)
میبینم که اومدی . راستشو بگو چقدر شوت تو دیوار زدی که انقدر دیر میای جواب پستامونو بدی ؟
پنجشنبه به همه ثابت می شه که خدا باید چه کسیو شفا بده !!! http://smilies.sofrayt.com/%5E/r/sgrin.gif
با بچه های شهرری در افتادن جز ور افتادن چیزی نداره http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/wink.gif

MAMAD PUYOL 5
30th July, 2007, 12:36 AM
هر دفعه به این امید كه این میثم خان یه حركت مثبتی(فقط یه حركت مثبت) كرده باشه اینهمه راهو میكوبیم میایم پارس فوتبال و هر دفعه هم دست از پا درازتر برمیگردیم سراغ بدبختیامون.:17:

حاج میثم یا عاملین این اقدام خرابكارانه رو معرفی كن یا خودت همه چیزو گردن بگیر.:diablo:
این میثم با این همه ادعا از کیان بدتر می کنه !!!

MAMAD PUYOL 5
30th July, 2007, 12:38 AM
بتركه چشم حسود :fighting29:
امیر اقایی نمیتونی ببینی ما رفتیم خان بابا .:pilot:
میثم به خاطر تو نمیتونه عكس بذار چون كلت باعث شده كه عكسها یه جوری بشه .:shades2:
امیر اقایی یادت باشه خان بابا چه حالی داره :f015:
امیر جان بهش حق بده کری بخونه .
هنوز مثلث منو تو و بهزاد و ندیده .
میثمم به این مثلث اضافه شه می شه مربع طلایی !!!

MAMAD PUYOL 5
30th July, 2007, 12:41 AM
ببخشید نمی دونم منظور ممد من هستم یا نه اگه منظورت منم باید بگم دارم با یه بازیكن مذاكره میكنم بندازم به جون این امیر اقایی:mega_shok: كه موقع فوتبال یاده كشتی كج نیفته .:4:
منظورم امیر آقایی بود .
عجب ترافیک امیری داریم اینجا !!!

NoName
30th July, 2007, 02:25 AM
بچه ها تصمیم گرفتم همین گزارش نصفه و نیمه و بدون عكس رو براتون بذارم:shades_smile:
تا دقایقی دیگه این گزارش بر روی صحنه میره:123:
البته كلی از نوشته های گزارش رو حذف كردم چون كه عكس های دسته جمعی نداریم كه توضیحی راجع بهشون بدم.:brunette:

NoName
30th July, 2007, 04:12 AM
سلام به همه بچه های گل پارسفوتبالی:8::8::8:
باز هم یک میتینگ دیگه و باز هم یک گزارش دیگه : :Referee:

محل قرار : ایستگاه مترو شهر ری
ساعت دوازده و سی دقیقه روز پنجشنبه
هدف از قرار : برگزاری مسابقات فوتبال
فوتبالیستهای حاضر در قرار :
میثم – سعید بندری – دوتا از دوستای سعید بندری - سیاوش – سام – امیر اقایی – مانی – پسر دایی مانی - بهنام – نوید امار – امیر قهرمانی – محمد پویول – بهزاد – کیان شریفی - احسان
نکته : امیر قهرمانی در مسابقات این دوره شرکت نکرد و بیشتر مشغول جذب اسپانسر از چند تیم خارجی بود.

شرح کامل قرار و مسابقات :

در این دوره از بازیها حدود 15 نفر شرکت کننده داشتیم که به 3 تیم 5 نفره تقسیم شدیم و مسابقاتمون رو در داخل سالن و به صورت فوتسال انجام دادیم.

اسامی بازیکنان تیمها :

ا اس رم : میثم – بهنام – مانی – پسر دایی مانی – سیاوش
بارسلونا : بهزاد - محمد پویول – دوتا رفیق سعید بندری – سام
اث میلان : کیان شریفی – امیر اقایی – احسان – سعید بندری – نوید امار

پست های بازیکنان :

ا اس رم :
میثم : ظاهرا مدافع ولی مهاجم ( مثل حسین کعبی )
بهنام : مدافع ( مثل یاپ استم )
مانی : مهاجم ( مثل مونتلا )
پسر دایی مانی : مدافع ( مثل محمد فکری )
سیاوش : دروازبان ( مثل کاسیاس )

بارسلونا :
بهزاد : مدافع ( مثل پویول )
محمد پویول : به علت مصدومیت دوازبان ( مثل ویکتور والدس )
دوتا رفیق سعید بندری : مدافع و مهاجم ( مثل همه بازیکنان )
سام : مهاجم ( مثل هاشمیان )

اث میلان :
کیان شریفی : هافبک چپ ( مثل فریدون زندی )
احسان : هافبک هجومی ( مثل کاکا )
امیر اقایی : مهاجم ( مثل اینزاگی )
سعید بندری : مهاجم ( مثل روبرتو باجو )
نوید امار : دروازه بان ( مثل پیتر اشمایکل )

امار مسابقات :

در مورد برد و باخت های تیمها هم اطلاعات دقیقی در دست نیست فقط اینو میدونم که تیم اث میلان بیشترین برد رو در این دوره از مسابقات کسب کرد!

جدول گلزنان :
کیان شریفی : 6 گل از تیم اث میلان
میثم : 4 گل از تیم ا اس رم
امیر اقایی : 3 گل از تیم اث میلان
احسان : 3 گل از تیم اث میلان
بهنام : 2 گل از تیم ا اس رم
مانی : 2 گل از تیم ا اس رم
( بقیه هم کمتر از دو گل )

مسائل حاشیه ای :

نکته مهم : فقط تصاویر برخی از دوستان در دسترس است و تصاویر بقیه دوستان هنوز برایمان ارسال نشده است!

احسان : این بازیکن 3 گل زد ولی به شدت بازیکن خشنی بود هر وقت روی من خطا میکرد من احساس میکردم گتوسو منو زده. ولی از نظر وقت شناسی بهترین فرد میدان بود چونکه اولین نفری بود که عکسهای میتینگ رو برام فرستاد. احسان سبک بازی منو به سیاوش اکبرپور تشبیه کرده بود. عینک دودی خیلی خوشگلی هم داشت.

بهنام : بهنام به علت نبودن قلیون کمی ناراحت بود ولی با این حال با جون و دل بازی کرد و با اینکه مدافع بود تونست 2 گل رو برامون بزنه. در ضمن پیراهن کاکا رو پوشیده بود پیراهنی که مهرداد براش از کانادا فرستاده بود.

امیر قهرمانی : در این دوره از بازیها شرکت نکرد و بیشتر مشغول مذاکره با چند اسپانسر خارجی برای تیم پارسفوتبال بود. راستی نتونست با بلیت متروی بهنام وارد مترو بشه. پیراهن ناصر حجازی رو بازم برام نیاورده بود و همچنین شماره تلفن ناصر حجازی رو هم هنوز برام نیاورده بود.
اینم عكس امیر قهرمانی در كنار كیان و نوید امار :


http://i15.tinypic.com/4ttmtt3.jpg

سعید بندری : ازش بابت برگزاری مسابقات تشکر میکنیم چون اون بود که سالن رو برامون اجاره کرد و همچنین برامون شیر کاکائو با کیک خرید. در یارگیری بازیکن سر مارو کلاه گذاشت و خودش رفت بهترین بازیکنان رو برای خودش سوا کرد. سبک بازیش شبیه روبرتو باجو بود ولی پیراهن علی کریمی رو پوشیده بود. راستی به امیر اقایی عنوان رسول خطیبی رو داده بود.

کیان شریفی : پیراهن اث میلان رو پوشیده بود و تونست بهترین گلزن مسابقات بشه از نظر هیکل و استقامت بدنی از همه بهتر بود. راستی رشتش هم قلب و ایناست. از نکات قابل توجه کیان بخشندگی فراوانش بود چونکه درون مترو 100 تومن به یک گدا کمک کرد. راستی کیان مثل دفعه قبل بعد از بازی موقع خداحافظی بچه ها به زبان قبرسی به وسیله موبایل با یکی ازدوستانش صحبت میکرد.
وقتی میگم كیان شریفی منظورم این شخصه : (در این عكس به زبان قبرسی داره با موبایل صحبت میكنه:4:)


http://i15.tinypic.com/4qf6ttz.jpg

اینم یك عكس دیگه از كیان در نمایی متفاوت :


http://i16.tinypic.com/63hbwwx.jpg

اینم یك عكس دیگه از كیان كه میزان محبوبیتش رو در بین هواداران نشون میده كه همزمان 3 الی 4 دوربین داره ازش عكس میگیره :


http://i18.tinypic.com/6c2xgep.jpg

نوید امار : دروازه بان خوبی بود و حدود 4 گل رو دریافت کرد که اگه اشتباه نکنم دوتاشو از من خورد. نوید امار با اینکه دروازه بان بود ولی موفق شد که دو پاس گل رو بدهد. با دوربینش هم کلی عکس ازمون گرفت.
وقتی میگم نوید امار منظورم این شخصه كه در كنار سیاوش ایستاده :


http://i9.tinypic.com/6cex18y.jpg

محمد پویول : در همون ابتدای بازی با شوت سنگینی که کرد مصدوم شد و بیشتر درون دروازه ایستاد . از نکات قابل توجه محمد پویول این بود که ایندفعه مثل دفعه قبل اشتباهی سوار مترو نشد. به هر حال اون تو تیم مقابل من بازی میکرد و به همین دلیل اسمش رو گذاشتم علی انصاریان. از یوونتوس هم متنفره. راستی با موبایلش کلی عکس ازمون گرفت. امیر اقایی رو هم به استاد اسدی بودن متهم میکرد. در ضمن قصد داره هفته اینده به خاطر میثم حال امیر اقایی رو بدجوری بگیره. رم ریدر موبایلشم خرابه.
اینم عكس محمد پویول در كنار سیاوش :


http://i15.tinypic.com/4u3xkjq.jpg

بهزاد : ایندفعه مثل دفعه قبل نفس کم نیاورد و تونست 90 دقیقه با جون و دل در پست خط دفاع بازی کنه. از نظر عقاید خیلی شبیه منه. قیافش و هیکلش هم به قول محمد پویول به درد فیلمهای جنگی میخوره.
راستی اونم مثل محمد پویول از یوونتوس متنفره. پیراهن بارسلونا رو هم پوشیده بود. به هر حال اونم مقابل من بازی میکرد به همین علت اسمشو گذاشتم مهدی هاشمی نسب. راستی با موبایلش تو مترو کلی اهنگهای منصور رو گوش دادیم.
وقتی میگم بهزاد منظورم این شخصه كه سوار بر موتور میبینیدش :


http://i9.tinypic.com/6aisenn.jpg

سام : سبک بازی اون مثل هاشمیانه و لباس هاشمیان رو پوشیده بود و یک گل هم زد. از نظر قدرت بدنی قدرت بسیار بالایی داشت به طوریکه یک بار من سعی کردم توپو ازش بگیرم یک تنه بهم زد هشت متر پرت شدم عقت. تو مترو هم یک اهنگ عاشقانه از معین رو گوش میکرد.

سیاوش : دروازه بانیش فوقالعاده بود و چند پنالتی رو گرفت یک گل تمرین شده هم با همکاری من به ثمر رسوند. سبک بازی مانی رو به احمد مومن زاده تشبیه میکرد. بعد از بازی کیان رو گرفت و حسابی زد . پیراهن رئال مادرید رو هم پوشیده بود. راستی سیاوش از پیراهن هایی که ارم مارمولک رو داشت خیلی خوشش میومد.
دوستان وقتی میگم سیاوش منظورم این شخصه همین شخصی كه در تصویر میبینید : ( سیاوش تو این عكس ادم معلوم الحالی به نظر میرسه:4:)


http://i9.tinypic.com/4mn0tco.jpg

اینم یك عكس دیگه از سیاوش : ( این عكس هم بهتر از عكس قبلیش نیست:4:)


http://i10.tinypic.com/5xfj4h5.jpg

مانی : اون تو پست مهاجم بازی میکرد و از اول و تا اخر بازی همش داد و بیداد میکرد. موقعیت های بیشماری رو از دست داد ولی البته یکی از متعصبترین بازیکنان تیم بود و نقش کاپیتان تیم رو ایفا میکرد یک پنالتی رو گل کرد و یک پنالتی رو هم به اوت زد و یك گل در جریان بازی زد. مانی پیراهن استقلال رو هم پوشیده بود.
وقتی میگم مانی منظورم این شخصه. این شخصی كه با پیراهن ابی در تصویر میبینید ( هنوز نتونستم توجیح مناسبی برای این رفتار مانی در شرایطی كه توپی هم در كار نبود پیدا كنم:4:)


http://i17.tinypic.com/4lsjpmu.jpg

دوتا رفیق های سعید بندری : چون من نمیشناختمشون گزارشی از مسائل حاشیه ایشون نمیتونم بدم فقط اینو میتونم بگم که اون دوتا کمی با تاخیر به جمعمون اضافه شدند.

پسر دایی مانی : درست برعکس مانی ادم ارومی بود و کمتر دنبال جنجال بود و بازی خودشو میکرد و به کسی هم کاری نداشت و خیلی هم مظلوم بود. یک گل هم برای تیممون زد.

امیر اقایی : از نظر تکنیک بسیار بالا بود ولی بیشتر نمایشی بازی میکرد و دوست داشت گلهاشو نمایشی بزنه به همین دلیل از 30 موقعیت گلی که داشت تونست 3 تاشو وارد دروازه کنه البته خودش ادعا میکنه 10 گل زده ولی ما باور نمیکنیم. به نحوه دریبل زدن من هم خیلی انتقاد میکرد و یکی دوبار خطای سنگینی رو روم انجام داد. موهاش رو هم کوتاه کرده بود به همین دلیل از کلاه استفاده میکرد. محمد پویول رو به مصدومیت عمدی متهم کرد. در کل امیر اقایی از نظر معرفت و مرام از همه بهتر بود.
این عكس امیر اقایی : ( با پیراهن ابی در تصویر مشخصه كه اونم كمی حركتش غیر عادیه:4:)


http://i15.tinypic.com/4r71r34.jpg

نظر امیر اقایی در مورد میثم :
تنها كسی كه یه كمی ما رو اذیت كرد میثم فولهامی بود...ایشون با 38 كیلو 450 گرم مانند چله ای كه از رها كمان شده می دویید ولی من و احسان به راحتی توپ رو ازش می گرفتیم...اونهم سعی می كرد از مسیرهایی فرار كنه كه و من و احسانه اونجا نباشیم...چون ما اصلا حس و حال نداشتیم دنبال یه بازیكن بدوویم توپ رو ازش بگیریم!

میثم : از همه دیرتر سر قرار رسید. در یار گیری سعید بندری سرش کلاه گذاشت . تونست 4 گل رو بزنه یک پنالتی رو هم به تیر زد . یکی از گلهاش هم پنالتی بود. سرعت حسین کعبی رو داشت و چندین بار توسط بازیکنان حریف سرنگون شد به طوری که رو هوا هفت یا هشت بار ملغ زد. دوتا از گلهاش به سبک حسین کعبی بود که با سرعت فوقالعاده زیادش از وسط زمین همه رو جا میذاشت و توپ رو وارد دروازه میکرد. یکی از گلهاش هم رو حرکت تمرین شده با همکاری سیاوش زده شد. تو اکثر عکسها هم حضور فعال داشت. پیراهن شماره 10 یوونتوس و الکس دلپیرو رو هم پوشیده بود.در ضمن نویسنده این گزارش هم بود.
وقتی میگم میثم منظورم این شخصه كه با تیریپی كاملا مافیایی اونو در تصویر میبینید :


http://i14.tinypic.com/537rxio.jpg

درست راس ساعت دو و نیم استادیوم رو به مقصد خانه ترک کردیم.
...و این بود میتینگ روز پنجشنبه.

Don Bandini
30th July, 2007, 02:16 PM
میثم دستت درد نكنه... اما خدا خَفَت كنه! من 2 تا گل زده بودم! http://qsmile.com/qsimages/167.gif
4-5 تا پاس گل هم به كیانه و احسانه دادم كه بماند... http://qsmile.com/qsimages/179.gif
درستش كن اون آمارتو.

در ضمن من كجای بازیم شبیه روبی باجو بود؟؟!! http://qsmile.com/qsimages/155.gif هیچ شباهتی بین بازی من و "آقا" http://qsmile.com/qsimages/16.gif وجود نداره... من نهایتا دل نرو هستم... http://qsmile.com/qsimages/241.gif

The Psychotic Eyes
30th July, 2007, 03:34 PM
گزارش جالبی بود ولی برای اینکه از این به بعد انقد آمار و ارقامتون اشتباه نشه توصیه می کنم یه نفر رو هم به عنوان داور ببرید که علاوه بر قضاوت بازی براتون آمارگیری هم کنه :4:

navidamar
30th July, 2007, 04:10 PM
امروز نسبت به دفعات قبل درد کمتری رو در قسمت پلاتین احساس كردم:4: همینشم خیلی خوب بود. حالا حالا ها مونده تا همون بندینی سابق بشم http://qsmile.com/qsimages/180.gif

بندینی سابق؟؟؟؟ :65: شوخی می كنی؟ تو قبلش هم بازی بلد نبودی چه برسه به الان!!:treaten:

بهنام
30th July, 2007, 04:32 PM
میثم خدا خفت كنه:4: آخرشم اسم تیممونو گذاشتی رم؟!:2: :4:

The Psychotic Eyes
30th July, 2007, 04:46 PM
میثم خدا خفت كنه:4: آخرشم اسم تیممونو گذاشتی رم؟!:2: :4:

شانس آوردی فولهام نذاشته :wacko:

NoName
30th July, 2007, 05:01 PM
میثم دستت درد نكنه... اما خدا خَفَت كنه! من 2 تا گل زده بودم! http://qsmile.com/qsimages/167.gif
4-5 تا پاس گل هم به كیانه و احسانه دادم كه بماند... http://qsmile.com/qsimages/179.gif
درستش كن اون آمارتو.

در ضمن من كجای بازیم شبیه روبی باجو بود؟؟!! http://qsmile.com/qsimages/155.gif هیچ شباهتی بین بازی من و "آقا" http://qsmile.com/qsimages/16.gif وجود نداره... من نهایتا دل نرو هستم... http://qsmile.com/qsimages/241.gif

سعید جون در مورد امار جدول گلزنان نمیتونم تغییرش بدم چون كه اگه الان مال تورو بزنم 2 گل پس فردا یكی مثل امیر اقایی بلند میشه میاد میگه من 15 تا گل زدم اونوقت كی میخواد جمعش كنه:4:
ولی خوب در جدول گلزنان یك امار فرضی میتونیم درست كنیم :

جدول گلزنان :
کیان شریفی : 6 گل از تیم اث میلان
میثم : 4 گل از تیم ا اس رم
امیر اقایی : 3 گل از تیم اث میلان
احسان : 3 گل از تیم اث میلان
بهنام : 2 گل از تیم ا اس رم
مانی : 2 گل از تیم ا اس رم
سعید بندری 2 گل از تیم اث میلان
( بقیه هم کمتر از دو گل )

در مورد بازیت هم به نظر من خود روبرتو باجو بودی به خصوص در اوج فوتبالش در سال 94 ( الان سعید داره تو اسمون ها پرواز میكنه :4: )

NoName
30th July, 2007, 05:12 PM
گزارش جالبی بود ولی برای اینکه از این به بعد انقد آمار و ارقامتون اشتباه نشه توصیه می کنم یه نفر رو هم به عنوان داور ببرید که علاوه بر قضاوت بازی براتون آمارگیری هم کنه :4:

نه دیگه بیتا همون طوری كه از ارسالهای دوستان میبینی همه منو به عنوان ریش سفید و امار گیر انجمن قبول دارند و همشون صداقت و درستی من در نوشتن امار ها رو تحسین میكنند و حتی شنیدم بعضی هاشون روی اسم من یا باشگاه فولهام قسم میخورند. به همین دلیل همه امار های منو قبول دارند.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بیتا تو هم بیكاریا اینا عقلشون به امارگیری و اینا نمیرسه و ای كیوشون در حد صفره و هر اماری كه به خوردشون بدم قبول میكنند! :4:

NoName
30th July, 2007, 05:19 PM
میثم خدا خفت كنه:4: آخرشم اسم تیممونو گذاشتی رم؟!:2: :4:

بهنام جون با توجه به اینكه میثم سیاوش مانی 3 عضو از 5 عضو تیم ا اس رم طرفدار رم بودند از این رو امسال رو سال خدمت گذاری مردم به مسولین كشور نامگذاری میكنم.:4:

NoName
30th July, 2007, 05:22 PM
شانس آوردی فولهام نذاشته :wacko:

بیتا دقیقا به نكته خوبی اشاره كردی:goatee:
تیممون خوب بازی نكرد و اگر نه اسمشو فولهام میذاشتم:4:

Peerless Alex
30th July, 2007, 05:24 PM
از کسی که این پیراهن مقدس رو تنش کنه همچین گزارش توپی رو هم باید انتظار داشت میثم دمت گرم حال کردیم

NoName
30th July, 2007, 05:28 PM
از کسی که این پیراهن مقدس رو تنش کنه همچین گزارش توپی رو هم باید انتظار داشت میثم دمت گرم حال کردیم

مرسی ساناز:8::8::8:
پیراهن الكس همیشه برام شانس داشته:8::8::8:

ساناز خداییش تو به عنوان یك بیطرف قضاوت كن از بین این 3 نفر تو گزارش نویسی كی از همه بهتر مینویسه؟:cowboy:

-میثم
-كیان
-بهنام

كدومشون؟

InTeR
30th July, 2007, 06:17 PM
خاک تو سر بی غیرته رمیت نکنن http://qsmile.com/qsimages/167.gif .هر چی فکر میکنم به حکمت این کارت پی نمیبرم.
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-

راستی عقل خودت نمیرسه:47:

Peerless Alex
30th July, 2007, 06:22 PM
شک داشتی غیرر خودت کسه دیگه ای بنویسه من همیشه دست به نوشتنت رو چه تو گزارشا و چه تو مقاله ها تحسین میکنم. خوب میثم کی حساب کنیم باهم شماره حسابم رو برات پخ میزنم یه 400 تومانی بریز تو حسابم :4: بعدش کیان و در اخر هم یک استقلالی به اسمه بهنام که

Don Bandini
30th July, 2007, 07:42 PM
در مورد بازیت هم به نظر من خود روبرتو باجو بودی به خصوص در اوج فوتبالش در سال 94 ( الان سعید داره تو اسمون ها پرواز میكنه :4:)

اگه من شبیه روبی باجو بودم، پس مانی هم خودٍ خودٍ توتی بود اون روز!!! بلكه بهتر از توتی!!!:4:
(الان مانی میاد خفه میكنه!)

The Psychotic Eyes
30th July, 2007, 08:23 PM
روبرتو :4: تو چطور با اون پات فوتبال بازی می کنی
یه نفرو میشناسم اونم پلاتین داره تو پاش با اینکه الان خیلی وقته ازش گذشته ولی خیلی خودشو لوس می کنه مثلا وقتی میاد بشینه پاشو خم نمی کنه .... می خوام ببینم اگه داره دروغ می گه به اطافیانش بگم یه حالی ازش بگیرن :4:

Don Bandini
30th July, 2007, 08:47 PM
دنیسه! (دنیس+ه مونث:4:) پلاتین من حدود 40 سانته و كنار استخوان ران من جاساز شده:22: زانوم هم بر اثر ضربه، ترك خورده بود ولی پلاتین لازم نداشت. الان بعد از 10 ماه هنوز باهاشون مشكل دارم. یه مقدار درد میگیره و اذیت میكنه تا دو سه روز. اما خب عِقشه فوتبال نمیذاره بازی نكنم:4:

در مورد اون بنده خدا، اول بگو ببینم كِی پلاتین گذاشته؟ كجای پاش پلاتین داره؟ آیا گچ هم گرفته بود؟ اگه آره، كِی گچ رو باز كرده؟ تو این چند وقته چقدر تحرك داشته؟ فیزیوتراپی هم رفته یا نه؟

اینها رو كه مشخص كردی میتونم بهت بگم كه فیلمه یا نه :4:

با تشكر - دكتر روبرتو بندینی:whoow:

The Psychotic Eyes
30th July, 2007, 08:53 PM
اینی که من می گم تو تصادف چپ شده بود :4: نمی دونم کجای پاش گذاشتن ولی فیزیوتراپی می رفت ، فکر کنم یه 5-6 سالی بگذره از این قضیه ، احتمال می دم تو زانوش گذاشتن ولی دقیق نمی دونم ...

دکتر دارو هم تجویز کن براش ... ترجیحا آمپول :4:

InTeR
30th July, 2007, 08:53 PM
ببینم دکتر برا چی اینجوری شدی؟!من بی اطلاعم و یکم ناراحت http://qsmile.com/qsimages/258.gif
قبلش بگم که لطفا اینجا هم بحث پزشکی نکنین این جانب حالش بد میشه:4:

Kian-S
30th July, 2007, 09:14 PM
من به چند نكته اشاره كنم:

1- از همه دوستانی كه لطف داشتن و بازی من رو پسندیدن تشكر میكنم!
2- میثم زبان قبرسی وجود نداره! یا تركی استانبولی و یا یونانی!
3- من انگلیسی حرف میزدم مومن! یونانی و تركیم كجا بود!
4- با عرض پوزش بسیار زیاد از امیر قهرمانی جنجالتو امشب میزارم رو سایت.

amir_aghaei
30th July, 2007, 09:18 PM
من تو یه بازی فقط 2 گل زدم...اكثر بازیها رو هم مهاجم بودم....نزدیك 8 بار هم پیروز شدیم...اونوق من 1-2 گل زدم؟!!!!

حداقل 6 و حداكثر 10 تا گل زدم!!! واقعا متاسفم برای كسانیكه فقط ادعا دارن....این هفته اگر حس و حال بود میایم وگرنه خودتون در میابید چه فوق ستاره ای رو از دست دادید!!!

===================

Don Bandini
30th July, 2007, 09:31 PM
بذارید قبل از هر چیز به 10 نكته خیلی مهم اشاره كنم:

1- من تصادف كرده بودم پارسال
2- بحاث (بحث ها:4:) پزشكی رو به صورت سر بسته و در بسته ادامه بدید كه بچه حالش خراب نشه
3- اون بنده خدا احتمالا زانوش به فنا رفته. تا آخر عمرش احتمالا مشكل داره با این پا. خدا صبرش بده:sad:
4- شماره 4 هیچی:4:
5- آمپول گاوی چطوره؟ برو با دكتر مربوطش صحبت كن:4:
6- كیان به زبان مالاگایی صحبت میكرد
7- منظور داش امیر اون 20 تا موقعیت 100% گل بوده كه با ساییدن اعصاب ما، فقط 2 تاش رو گل كرد!
8- بنده به عنوان سركرده ی تیم شیرهای جوان اعلام میكنم كه افسار امیر آقایی رو به لقاش بخشیدیم. بره یه تیم دیگه:4:
9 و 10 هم نداریم:4:

اولش گفتم "قبل از هر چیز". اما الان باید بگم بعد از هر چیز هم هیچی نیست.

با تشكر - نیمرو

amir-8
30th July, 2007, 11:42 PM
من به چند نكته اشاره كنم:

1- از همه دوستانی كه لطف داشتن و بازی من رو پسندیدن تشكر میكنم!
2- میثم زبان قبرسی وجود نداره! یا تركی استانبولی و یا یونانی!
3- من انگلیسی حرف میزدم مومن! یونانی و تركیم كجا بود!
4- با عرض پوزش بسیار زیاد از امیر قهرمانی جنجالتو امشب میزارم رو سایت.

1-هیچ كس بازی تو رو نپسندید خودتو تحویل نگیر :focus:
2-زبان قبرسی میثم تایید میشه كیان چون تو تو تیم حرفی هرچی میثم بگه :buba:
3-یكبار گفتم هرچی میثم بگه علی اقازاده یادت باشه واتو واتو سرورته0 :16:
4-- اقا ما بی خیال شدیم جنجال منجال نخواستیم اقا ما كم اوردیم:sorry: (علی اقازاده یادت باشه سرنته پیتی سرورته ) كارتونهای مورد علاقه امیر اقایی:yu:

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 12:02 AM
میثم دستت درد نكنه... اما خدا خَفَت كنه! من 2 تا گل زده بودم! http://qsmile.com/qsimages/167.gif
4-5 تا پاس گل هم به كیانه و احسانه دادم كه بماند... http://qsmile.com/qsimages/179.gif
درستش كن اون آمارتو.

در ضمن من كجای بازیم شبیه روبی باجو بود؟؟!! http://qsmile.com/qsimages/155.gif هیچ شباهتی بین بازی من و "آقا" http://qsmile.com/qsimages/16.gif وجود نداره... من نهایتا دل نرو هستم... http://qsmile.com/qsimages/241.gif
خودتو دسته کم نگیر .
روبرتو اگه اون پلاتینی که تو پای تو هست تو پاش بود الان باجو معروف نبود .
من توی بازیت یه چیزایی دیدم که تو کمتر بازیکنی دیده می شه .
ایول سعید بندری ...

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 12:10 AM
از کسی که این پیراهن مقدس رو تنش کنه همچین گزارش توپی رو هم باید انتظار داشت میثم دمت گرم حال کردیم
باز کلمه مقدس رو نا بجا کار بردی .
مقدس بارساست . فقط پیراهن آبی و اناری ما مقدسه .
همین و بس !

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 12:16 AM
من تو یه بازی فقط 2 گل زدم...اكثر بازیها رو هم مهاجم بودم....نزدیك 8 بار هم پیروز شدیم...اونوق من 1-2 گل زدم؟!!!!

حداقل 6 و حداكثر 10 تا گل زدم!!! واقعا متاسفم برای كسانیكه فقط ادعا دارن....این هفته اگر حس و حال بود میایم وگرنه خودتون در میابید چه فوق ستاره ای رو از دست دادید!!!

===================

امیر آقایی خان می بینم که کم اوردی و می خوای نیای سر تمرین .
:69: :69: :69: :69:
عجب عکسی انداختیم با سیاوش . :love:
این عکس نشان دهنده روابط دوستانم با سیاوشه . :fool:

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 12:27 AM
سلام به همه بچه های گل پارسفوتبالی:8::8::8:
باز هم یک میتینگ دیگه و باز هم یک گزارش دیگه : :Referee:

محل قرار : ایستگاه مترو شهر ری
ساعت دوازده و سی دقیقه روز پنجشنبه
هدف از قرار : برگزاری مسابقات فوتبال
فوتبالیستهای حاضر در قرار :
میثم – سعید بندری – دوتا از دوستای سعید بندری - سیاوش – سام – امیر اقایی – مانی – پسر دایی مانی - بهنام – نوید امار – امیر قهرمانی – محمد پویول – بهزاد – کیان شریفی - احسان
نکته : امیر قهرمانی در مسابقات این دوره شرکت نکرد و بیشتر مشغول جذب اسپانسر از چند تیم خارجی بود.

شرح کامل قرار و مسابقات :

در این دوره از بازیها حدود 15 نفر شرکت کننده داشتیم که به 3 تیم 5 نفره تقسیم شدیم و مسابقاتمون رو در داخل سالن و به صورت فوتسال انجام دادیم.

اسامی بازیکنان تیمها :

ا اس رم : میثم – بهنام – مانی – پسر دایی مانی – سیاوش
بارسلونا : بهزاد - محمد پویول – دوتا رفیق سعید بندری – سام
اث میلان : کیان شریفی – امیر اقایی – احسان – سعید بندری – نوید امار

پست های بازیکنان :

ا اس رم :
میثم : ظاهرا مدافع ولی مهاجم ( مثل حسین کعبی )
بهنام : مدافع ( مثل یاپ استم )
مانی : مهاجم ( مثل مونتلا )
پسر دایی مانی : مدافع ( مثل محمد فکری )
سیاوش : دروازبان ( مثل کاسیاس )

بارسلونا :
بهزاد : مدافع ( مثل پویول )
محمد پویول : به علت مصدومیت دوازبان ( مثل ویکتور والدس )
دوتا رفیق سعید بندری : مدافع و مهاجم ( مثل همه بازیکنان )
سام : مهاجم ( مثل هاشمیان )

اث میلان :
کیان شریفی : هافبک چپ ( مثل فریدون زندی )
احسان : هافبک هجومی ( مثل کاکا )
امیر اقایی : مهاجم ( مثل اینزاگی )
سعید بندری : مهاجم ( مثل روبرتو باجو )
نوید امار : دروازه بان ( مثل پیتر اشمایکل )

امار مسابقات :

در مورد برد و باخت های تیمها هم اطلاعات دقیقی در دست نیست فقط اینو میدونم که تیم اث میلان بیشترین برد رو در این دوره از مسابقات کسب کرد!

جدول گلزنان :
کیان شریفی : 6 گل از تیم اث میلان
میثم : 4 گل از تیم ا اس رم
امیر اقایی : 3 گل از تیم اث میلان
احسان : 3 گل از تیم اث میلان
بهنام : 2 گل از تیم ا اس رم
مانی : 2 گل از تیم ا اس رم
( بقیه هم کمتر از دو گل )

مسائل حاشیه ای :

نکته مهم : فقط تصاویر برخی از دوستان در دسترس است و تصاویر بقیه دوستان هنوز برایمان ارسال نشده است!

احسان : این بازیکن 3 گل زد ولی به شدت بازیکن خشنی بود هر وقت روی من خطا میکرد من احساس میکردم گتوسو منو زده. ولی از نظر وقت شناسی بهترین فرد میدان بود چونکه اولین نفری بود که عکسهای میتینگ رو برام فرستاد. احسان سبک بازی منو به سیاوش اکبرپور تشبیه کرده بود. عینک دودی خیلی خوشگلی هم داشت.

بهنام : بهنام به علت نبودن قلیون کمی ناراحت بود ولی با این حال با جون و دل بازی کرد و با اینکه مدافع بود تونست 2 گل رو برامون بزنه. در ضمن پیراهن کاکا رو پوشیده بود پیراهنی که مهرداد براش از کانادا فرستاده بود.

امیر قهرمانی : در این دوره از بازیها شرکت نکرد و بیشتر مشغول مذاکره با چند اسپانسر خارجی برای تیم پارسفوتبال بود. راستی نتونست با بلیت متروی بهنام وارد مترو بشه. پیراهن ناصر حجازی رو بازم برام نیاورده بود و همچنین شماره تلفن ناصر حجازی رو هم هنوز برام نیاورده بود.
اینم عكس امیر قهرمانی در كنار كیان و نوید امار :


http://i15.tinypic.com/4ttmtt3.jpg

سعید بندری : ازش بابت برگزاری مسابقات تشکر میکنیم چون اون بود که سالن رو برامون اجاره کرد و همچنین برامون شیر کاکائو با کیک خرید. در یارگیری بازیکن سر مارو کلاه گذاشت و خودش رفت بهترین بازیکنان رو برای خودش سوا کرد. سبک بازیش شبیه روبرتو باجو بود ولی پیراهن علی کریمی رو پوشیده بود. راستی به امیر اقایی عنوان رسول خطیبی رو داده بود.

کیان شریفی : پیراهن اث میلان رو پوشیده بود و تونست بهترین گلزن مسابقات بشه از نظر هیکل و استقامت بدنی از همه بهتر بود. راستی رشتش هم قلب و ایناست. از نکات قابل توجه کیان بخشندگی فراوانش بود چونکه درون مترو 100 تومن به یک گدا کمک کرد. راستی کیان مثل دفعه قبل بعد از بازی موقع خداحافظی بچه ها به زبان قبرسی به وسیله موبایل با یکی ازدوستانش صحبت میکرد.
وقتی میگم كیان شریفی منظورم این شخصه : (در این عكس به زبان قبرسی داره با موبایل صحبت میكنه:4:)


http://i15.tinypic.com/4qf6ttz.jpg

اینم یك عكس دیگه از كیان در نمایی متفاوت :


http://i16.tinypic.com/63hbwwx.jpg

اینم یك عكس دیگه از كیان كه میزان محبوبیتش رو در بین هواداران نشون میده كه همزمان 3 الی 4 دوربین داره ازش عكس میگیره :


http://i18.tinypic.com/6c2xgep.jpg

نوید امار : دروازه بان خوبی بود و حدود 4 گل رو دریافت کرد که اگه اشتباه نکنم دوتاشو از من خورد. نوید امار با اینکه دروازه بان بود ولی موفق شد که دو پاس گل رو بدهد. با دوربینش هم کلی عکس ازمون گرفت.
وقتی میگم نوید امار منظورم این شخصه كه در كنار سیاوش ایستاده :


http://i9.tinypic.com/6cex18y.jpg

محمد پویول : در همون ابتدای بازی با شوت سنگینی که کرد مصدوم شد و بیشتر درون دروازه ایستاد . از نکات قابل توجه محمد پویول این بود که ایندفعه مثل دفعه قبل اشتباهی سوار مترو نشد. به هر حال اون تو تیم مقابل من بازی میکرد و به همین دلیل اسمش رو گذاشتم علی انصاریان. از یوونتوس هم متنفره. راستی با موبایلش کلی عکس ازمون گرفت. امیر اقایی رو هم به استاد اسدی بودن متهم میکرد. در ضمن قصد داره هفته اینده به خاطر میثم حال امیر اقایی رو بدجوری بگیره. رم ریدر موبایلشم خرابه.
اینم عكس محمد پویول در كنار سیاوش :


http://i15.tinypic.com/4u3xkjq.jpg

بهزاد : ایندفعه مثل دفعه قبل نفس کم نیاورد و تونست 90 دقیقه با جون و دل در پست خط دفاع بازی کنه. از نظر عقاید خیلی شبیه منه. قیافش و هیکلش هم به قول محمد پویول به درد فیلمهای جنگی میخوره.
راستی اونم مثل محمد پویول از یوونتوس متنفره. پیراهن بارسلونا رو هم پوشیده بود. به هر حال اونم مقابل من بازی میکرد به همین علت اسمشو گذاشتم مهدی هاشمی نسب. راستی با موبایلش تو مترو کلی اهنگهای منصور رو گوش دادیم.
وقتی میگم بهزاد منظورم این شخصه كه سوار بر موتور میبینیدش :


http://i9.tinypic.com/6aisenn.jpg

سام : سبک بازی اون مثل هاشمیانه و لباس هاشمیان رو پوشیده بود و یک گل هم زد. از نظر قدرت بدنی قدرت بسیار بالایی داشت به طوریکه یک بار من سعی کردم توپو ازش بگیرم یک تنه بهم زد هشت متر پرت شدم عقت. تو مترو هم یک اهنگ عاشقانه از معین رو گوش میکرد.

سیاوش : دروازه بانیش فوقالعاده بود و چند پنالتی رو گرفت یک گل تمرین شده هم با همکاری من به ثمر رسوند. سبک بازی مانی رو به احمد مومن زاده تشبیه میکرد. بعد از بازی کیان رو گرفت و حسابی زد . پیراهن رئال مادرید رو هم پوشیده بود. راستی سیاوش از پیراهن هایی که ارم مارمولک رو داشت خیلی خوشش میومد.
دوستان وقتی میگم سیاوش منظورم این شخصه همین شخصی كه در تصویر میبینید : ( سیاوش تو این عكس ادم معلوم الحالی به نظر میرسه:4:)


http://i9.tinypic.com/4mn0tco.jpg

اینم یك عكس دیگه از سیاوش : ( این عكس هم بهتر از عكس قبلیش نیست:4:)


http://i10.tinypic.com/5xfj4h5.jpg

مانی : اون تو پست مهاجم بازی میکرد و از اول و تا اخر بازی همش داد و بیداد میکرد. موقعیت های بیشماری رو از دست داد ولی البته یکی از متعصبترین بازیکنان تیم بود و نقش کاپیتان تیم رو ایفا میکرد یک پنالتی رو گل کرد و یک پنالتی رو هم به اوت زد و یك گل در جریان بازی زد. مانی پیراهن استقلال رو هم پوشیده بود.
وقتی میگم مانی منظورم این شخصه. این شخصی كه با پیراهن ابی در تصویر میبینید ( هنوز نتونستم توجیح مناسبی برای این رفتار مانی در شرایطی كه توپی هم در كار نبود پیدا كنم:4:)


http://i17.tinypic.com/4lsjpmu.jpg

دوتا رفیق های سعید بندری : چون من نمیشناختمشون گزارشی از مسائل حاشیه ایشون نمیتونم بدم فقط اینو میتونم بگم که اون دوتا کمی با تاخیر به جمعمون اضافه شدند.

پسر دایی مانی : درست برعکس مانی ادم ارومی بود و کمتر دنبال جنجال بود و بازی خودشو میکرد و به کسی هم کاری نداشت و خیلی هم مظلوم بود. یک گل هم برای تیممون زد.

امیر اقایی : از نظر تکنیک بسیار بالا بود ولی بیشتر نمایشی بازی میکرد و دوست داشت گلهاشو نمایشی بزنه به همین دلیل از 30 موقعیت گلی که داشت تونست 3 تاشو وارد دروازه کنه البته خودش ادعا میکنه 10 گل زده ولی ما باور نمیکنیم. به نحوه دریبل زدن من هم خیلی انتقاد میکرد و یکی دوبار خطای سنگینی رو روم انجام داد. موهاش رو هم کوتاه کرده بود به همین دلیل از کلاه استفاده میکرد. محمد پویول رو به مصدومیت عمدی متهم کرد. در کل امیر اقایی از نظر معرفت و مرام از همه بهتر بود.
این عكس امیر اقایی : ( با پیراهن ابی در تصویر مشخصه كه اونم كمی حركتش غیر عادیه:4:)


http://i15.tinypic.com/4r71r34.jpg

نظر امیر اقایی در مورد میثم :
تنها كسی كه یه كمی ما رو اذیت كرد میثم فولهامی بود...ایشون با 38 كیلو 450 گرم مانند چله ای كه از رها كمان شده می دویید ولی من و احسان به راحتی توپ رو ازش می گرفتیم...اونهم سعی می كرد از مسیرهایی فرار كنه كه و من و احسانه اونجا نباشیم...چون ما اصلا حس و حال نداشتیم دنبال یه بازیكن بدوویم توپ رو ازش بگیریم!

میثم : از همه دیرتر سر قرار رسید. در یار گیری سعید بندری سرش کلاه گذاشت . تونست 4 گل رو بزنه یک پنالتی رو هم به تیر زد . یکی از گلهاش هم پنالتی بود. سرعت حسین کعبی رو داشت و چندین بار توسط بازیکنان حریف سرنگون شد به طوری که رو هوا هفت یا هشت بار ملغ زد. دوتا از گلهاش به سبک حسین کعبی بود که با سرعت فوقالعاده زیادش از وسط زمین همه رو جا میذاشت و توپ رو وارد دروازه میکرد. یکی از گلهاش هم رو حرکت تمرین شده با همکاری سیاوش زده شد. تو اکثر عکسها هم حضور فعال داشت. پیراهن شماره 10 یوونتوس و الکس دلپیرو رو هم پوشیده بود.در ضمن نویسنده این گزارش هم بود.
وقتی میگم میثم منظورم این شخصه كه با تیریپی كاملا مافیایی اونو در تصویر میبینید :


http://i14.tinypic.com/537rxio.jpg

درست راس ساعت دو و نیم استادیوم رو به مقصد خانه ترک کردیم.
...و این بود میتینگ روز پنجشنبه.

:russian:
عالی بود میثم جان کولاک کردی .
این هفته دیگه مصدوم نیستم و یه کاری می کنم 20 خط فقط گزارش من بشه .
من گزارش بازیتو از جی پی آر اس گوشیم خوندم و چون گوشیم فارسی نیست نتونستم تشکر کنم ازت .
خیلی حال می کنم باهات مافیایی.
مرسی . :search:

Tesoke
31st July, 2007, 01:58 AM
منم میخوام باتون فوتبال بازی كنم

Tesoke
31st July, 2007, 02:00 AM
امیر منوببر باتو بازی كنم
من این حرفا حالیم نیس
میخوام فوتبال بازی كنم

NoName
31st July, 2007, 02:38 AM
خاک تو سر بی غیرته رمیت نکنن http://qsmile.com/qsimages/167.gif .هر چی فکر میکنم به حکمت این کارت پی نمیبرم.
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-

راستی عقل خودت نمیرسه:47:

اینتر جون اینو یادت نره یوونتوس هر چی كه باشه سرور اینتره:8::8::8:

بعدشم توتی و دلپیرو همیشه باهم دوست بودند و همیشه از هم حمایت میكردند رو این حساب پیراهن الكس رو پوشیدن برای من افتخاره:8::8::8:

یك نگاه به این عكس پایینی بنداز :


http://www2.raisport.rai.it/news/eventi/euro2000/200006/23/39536e2a0466d/TOTTI-DELPIERO.JPG

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 02:42 AM
اینتر جون اینو یادت نره یوونتوس هر چی كه باشه سرور اینتره:8::8::8:

بعدشم توتی و دلپیرو همیشه باهم دوست بودند و همیشه از هم حمایت میكردند رو این حساب پیراهن الكس رو پوشیدن برای من افتخاره:8::8::8:

یك نگاه به این عكس پایینی بنداز :


http://www2.raisport.rai.it/news/eventi/euro2000/200006/23/39536e2a0466d/TOTTI-DELPIERO.JPG
میثم اینجا داره توتی به طور خشنی دل پیرو رو خفه می کنه ...

Tesoke
31st July, 2007, 02:45 AM
بابا چرا تشكر میكنی
میگم میهوام بیام فوتبال بازی كنم
بازیمم خوبه
هی میرم این ور هی میرم اون ور
منم ببرید دیگه میخوا تو تیم امیر باشم همتونو سوسك كنیم

NoName
31st July, 2007, 02:46 AM
شک داشتی غیرر خودت کسه دیگه ای بنویسه من همیشه دست به نوشتنت رو چه تو گزارشا و چه تو مقاله ها تحسین میکنم. خوب میثم کی حساب کنیم باهم شماره حسابم رو برات پخ میزنم یه 400 تومانی بریز تو حسابم :4: بعدش کیان و در اخر هم یک استقلالی به اسمه بهنام که

مرسی ساناز:53: :8::8::8:
ساناز تو همیشه به من لطف داری:53: :8::8::8:
راستی ساناز مبلغ مورد نظر به حساب بانكیت در سوییس واریز شد:4:

NoName
31st July, 2007, 02:49 AM
اگه من شبیه روبی باجو بودم، پس مانی هم خودٍ خودٍ توتی بود اون روز!!! بلكه بهتر از توتی!!!:4:
(الان مانی میاد خفه میكنه!)

سعید جون منو مجبور نكن كاریكاتوری كه از روبرتو باجو و توتی دارم رو بذارم:4:

barça
31st July, 2007, 02:55 AM
میثم جون نذار بگم جلوی منو ممد در مورد پیراهن یووه چی گفتی...:4:

:19: :19: :19:

NoName
31st July, 2007, 02:55 AM
من به چند نكته اشاره كنم:

1- از همه دوستانی كه لطف داشتن و بازی من رو پسندیدن تشكر میكنم!
2- میثم زبان قبرسی وجود نداره! یا تركی استانبولی و یا یونانی!
3- من انگلیسی حرف میزدم مومن! یونانی و تركیم كجا بود!
4- با عرض پوزش بسیار زیاد از امیر قهرمانی جنجالتو امشب میزارم رو سایت.

كیان جون اگه قبرسی نبود یونانی بود:4:

NoName
31st July, 2007, 03:02 AM
1-هیچ كس بازی تو رو نپسندید خودتو تحویل نگیر :focus:
2-زبان قبرسی میثم تایید میشه كیان چون تو تو تیم حرفی هرچی میثم بگه :buba:
3-یكبار گفتم هرچی میثم بگه علی اقازاده یادت باشه واتو واتو سرورته0 :16:
4-- اقا ما بی خیال شدیم جنجال منجال نخواستیم اقا ما كم اوردیم:sorry: (علی اقازاده یادت باشه سرنته پیتی سرورته ) كارتونهای مورد علاقه امیر اقایی:yu:

هر 4 مورد ارسال های امیر به شدت تایید میشه:8::8::8:
فقط ناصر خانو عشقه:heart: :8::8::8:

NoName
31st July, 2007, 03:06 AM
:russian:
عالی بود میثم جان کولاک کردی .
این هفته دیگه مصدوم نیستم و یه کاری می کنم 20 خط فقط گزارش من بشه .
من گزارش بازیتو از جی پی آر اس گوشیم خوندم و چون گوشیم فارسی نیست نتونستم تشکر کنم ازت .
خیلی حال می کنم باهات مافیایی.
مرسی . :search:

مرسی محمد جون:11: :8::8::8:
همیشه كنترل اوضاع دست مافیاست:beach: :8::8::8:

NoName
31st July, 2007, 03:08 AM
میثم اینجا داره توتی به طور خشنی دل پیرو رو خفه می کنه ...

نخیرم محمد جون توتی داره عشق و علاقش به الكس رو نشون میده:8::8::8:

NoName
31st July, 2007, 03:10 AM
میثم جون نذار بگم جلوی منو ممد در مورد پیراهن یووه چی گفتی...:4:

:19: :19: :19:

بهزاد جون حرف تو دهن من نذار:4:
شما دوتا بارسلونایی هستید و از اتحاد رمی ها و یونتوسی ها میترسید:4:

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:15 AM
نخیرم محمد جون توتی داره عشق و علاقش به الكس رو نشون میده:8::8::8:
من که هیچ علاقه ای توی چشم توتی و دلپیرو نمی بینم .
کینه موج می زنه .

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:16 AM
بهزاد جون حرف تو دهن من نذار:4:
شما دوتا بارسلونایی هستید و از اتحاد رمی ها و یونتوسی ها میترسید:4:
زرشک بابا .
حرف تو دهنت نذاشت شما یه حرفی زده بودی ...
میگما !!!
ساناز چشمت روشن .

NoName
31st July, 2007, 03:25 AM
من که هیچ علاقه ای توی چشم توتی و دلپیرو نمی بینم .
کینه موج می زنه .

اتفاقا من اوج علاقه و دوست داشتن رو در هردوشون میبینم:8::8::8:
به این عكس نگاه كن :


http://www.asrtalenti.altervista.org/images/giocatori/totti_delpiero2.jpg

NoName
31st July, 2007, 03:28 AM
زرشک بابا .
حرف تو دهنت نذاشت شما یه حرفی زده بودی ...
میگما !!!
ساناز چشمت روشن .

ساناز خیلی باهوش تر از اینهاست كه گول حرفهای عوام فریبانه شما دو تا بارسلونایی رو بوخوره!
هر كاری كه بكنید نمیتونید اتحاد توتی و دلپیرو رو بهم بزنید و من باز هم در میتینگ بعدی پیراهن الكس دلپیرو رو میپوشم:heart2:

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:31 AM
ساناز خیلی باهوش تر از اینهاست كه گول حرفهای عوام فریبانه شما دو تا بارسلونایی رو بوخوره!
هر كاری كه بكنید نمیتونید اتحاد توتی و دلپیرو رو بهم بزنید و من باز هم در میتینگ بعدی پیراهن الكس دلپیرو رو میپوشم:heart2:
پس توی تیم ما بارسایی ها جایی نداری !!!
چون احتیاج داریم به سرعت و تکنیکت لباس بارسا برات میاریم زوری تنت می کنیم .
ساناز باور نکن این میثم از اون مافیاییهاست .

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:33 AM
راستی از همینجا اعلام می کنم که میتینگ های قلیونی رو خیلی پایه ام .
فقط هم کاپیتان می کشم و نوشابه ...

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:34 AM
اتفاقا من اوج علاقه و دوست داشتن رو در هردوشون میبینم:8::8::8:
به این عكس نگاه كن :


http://www.asrtalenti.altervista.org/images/giocatori/totti_delpiero2.jpg
به همه چی می خورن جز اوج علاقه .
مونده برای هم چاقو بکشن .

NoName
31st July, 2007, 03:39 AM
پس توی تیم ما بارسایی ها جایی نداری !!!
چون احتیاج داریم به سرعت و تکنیکت لباس بارسا برات میاریم زوری تنت می کنیم .
ساناز باور نکن این میثم از اون مافیاییهاست .

محمد جون من كاپیتان تیم هستم و هر دوتون باید پیراهن یوونتوس رو بپوشید:4:

NoName
31st July, 2007, 03:44 AM
به همه چی می خورن جز اوج علاقه .
مونده برای هم چاقو بکشن .

تو این عكس دیگه عشق و علاقه كامل توتی و الكس به همدیگه ثابت میشه:heart2: :8::8::8:


http://www.asrtalenti.altervista.org/images/giocatori/totti_delpiero.jpg

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:45 AM
محمد جون من كاپیتان تیم هستم و هر دوتون باید پیراهن یوونتوس رو بپوشید:4:
من بمیرم پیرهن یووه رو نمی پوشم .
به خدا بگو کفن بپوش با جون و دل می پذیرم . http://smilies.sofrayt.com/%5E/r/happy.gif
من می خوام حال امیر آقایی رو بگیرم. وقتی پیرهن زاقارت یووه رو بپوشم که نمی تونم بازی کنم . http://smilies.sofrayt.com/^/9971/encore.gif
در کل کاپیتان چون پسر خوبی هستی می ذاریم این دفعه هم با پیرهن یووه بیای تو زمین . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/wink.gif

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:47 AM
تو این عكس دیگه عشق و علاقه كامل توتی و الكس به همدیگه ثابت میشه:heart2: :8::8::8:


http://www.asrtalenti.altervista.org/images/giocatori/totti_delpiero.jpg
عکست که باز نشد .
مارو مونگول کردی مافیایی ؟

NoName
31st July, 2007, 03:50 AM
من بمیرم پیرهن یووه رو نمی پوشم .
به خدا بگو کفن بپوش با جون و دل می پذیرم . http://smilies.sofrayt.com/%5E/r/happy.gif
من می خوام حال امیر آقایی رو بگیرم. وقتی پیرهن زاقارت یووه رو بپوشم که نمی تونم بازی کنم . http://smilies.sofrayt.com/^/9971/encore.gif
در کل کاپیتان چون پسر خوبی هستی می ذاریم این دفعه هم با پیرهن یووه بیای تو زمین . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/wink.gif

با توجه به اینكه قبول كردی من پیراهن یووه رو بپوشم من هم به شما دو نفر اجازه میدم از پیراهن بارسلونا استفاده كنید:53: :8::8::8:

NoName
31st July, 2007, 03:51 AM
عکست که باز نشد .
مارو مونگول کردی مافیایی ؟

محمد جون واسه من كه باز شد:4:

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:55 AM
پس فردا برم یه پیرهن بارسا جورکنم که طلبه ام با پیرهن بارسا امیر آقایی رو لوله کنم .
به سبک مسی !!!

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 03:56 AM
محمد جون واسه من كه باز شد:4:
واسه شما همه چی باز می شه .
ما که مافیایی نیستیم .
ببینم میتینگ دیسکو اینا نمی ذارید ؟

*setareh*
31st July, 2007, 11:07 AM
مرسی ساناز:8::8::8:
پیراهن الكس همیشه برام شانس داشته:8::8::8:

ساناز خداییش تو به عنوان یك بیطرف قضاوت كن از بین این 3 نفر تو گزارش نویسی كی از همه بهتر مینویسه؟:cowboy:

-میثم
-كیان
-بهنام

كدومشون؟
بهنام:4: الان من جاي ساناز جواب دادم:4:

Peerless Alex
31st July, 2007, 11:54 AM
زرشک بابا .
حرف تو دهنت نذاشت شما یه حرفی زده بودی ...
میگما !!!
ساناز چشمت روشن .

میثم رو حرف این دوتا غول بی شاخ و دم حساب نکن من که میشناسمت اگه حرفی هم زدی بخاطر این پهلوون پنبه بوده خوب منم این مارمولک رو از نزدیک ببینم مچاله میشم یه دونه از این خنده ها تحویلش میدم :4: میگم یوونتوس خر است بد تر از این که نگفتی اونم واسه نجات جونت توهین به تیم مورد علاقه زمانی مورد قبوله که به قیمت نجات یافتن از پرس شدن باشه :13: خوشم میاد مثله خودمی بلدی بعدا رو حرفت بزنی :71: وای من عاشق مافیا هستم منم میخوام بیام تو باندتون رییستون دختر خونده نمیخواد من میخوام دخترش شم :16gaya:

بهنام
31st July, 2007, 02:25 PM
بهنام:4: الان من جاي ساناز جواب دادم:4:
عدالت رو یاد بگیرید:treaten:
این ارسال 100% تایید میشه :41:

:4:

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 04:46 PM
میثم رو حرف این دوتا غول بی شاخ و دم حساب نکن من که میشناسمت اگه حرفی هم زدی بخاطر این پهلوون پنبه بوده خوب منم این مارمولک رو از نزدیک ببینم مچاله میشم یه دونه از این خنده ها تحویلش میدم :4: میگم یوونتوس خر است بد تر از این که نگفتی اونم واسه نجات جونت توهین به تیم مورد علاقه زمانی مورد قبوله که به قیمت نجات یافتن از پرس شدن باشه :13: خوشم میاد مثله خودمی بلدی بعدا رو حرفت بزنی :71: وای من عاشق مافیا هستم منم میخوام بیام تو باندتون رییستون دختر خونده نمیخواد من میخوام دخترش شم :16gaya:

دختر تو هر گروهی بره اون گروه زاقارت می شه .
با احساس می خوای آدم بکشی ؟
من و بهزاد به همه چی می خوریم جز غول .
ببین چقدر قیافه های مظلومی داریم .
میتینگ بعدی انگار ساعت 2 استارت می خوره . امیر آقایی اومدم .
پام تو سلامت عجیبی به سر می بره .

MAMAD PUYOL 5
31st July, 2007, 04:48 PM
میثم رو حرف این دوتا غول بی شاخ و دم حساب نکن من که میشناسمت اگه حرفی هم زدی بخاطر این پهلوون پنبه بوده خوب منم این مارمولک رو از نزدیک ببینم مچاله میشم یه دونه از این خنده ها تحویلش میدم :4: میگم یوونتوس خر است بد تر از این که نگفتی اونم واسه نجات جونت توهین به تیم مورد علاقه زمانی مورد قبوله که به قیمت نجات یافتن از پرس شدن باشه :13: خوشم میاد مثله خودمی بلدی بعدا رو حرفت بزنی :71: وای من عاشق مافیا هستم منم میخوام بیام تو باندتون رییستون دختر خونده نمیخواد من میخوام دخترش شم :16gaya:

ساناز خیلی ساده ای به خدا .
این میثم یه آدمیه که من هنوز نشناختمش .
یه روز رمیه یه روز یووه ای یه روز بارسایی .
فکر کنم با نسیم باد حرکت می کنه .
امیر آقایی هم یکی از اخلاقاش همینه .

MAMAD PUYOL 5
1st August, 2007, 12:00 AM
مژده مژده !!!
الان دارم با سعید والدس چت می کنم .
بد دهنترین بازیکن میتینگهای فوتبالی شناخته شده بود پارسال فکر کنم .

MAMAD PUYOL 5
1st August, 2007, 12:57 AM
من وقتی می گم بهزاد شبیه فیلم جنگی می مونه ناراحت می شید .
عکس موتوریش مثل جان تراوولتا افتاده !!!

barça
1st August, 2007, 01:11 AM
داش ممد بیخیال بابا...

عكس به این ضایعی از خودم ندیده بودم تا حالا...

MAMAD PUYOL 5
1st August, 2007, 01:29 AM
داش ممد بیخیال بابا...

عكس به این ضایعی از خودم ندیده بودم تا حالا...
به خدا بی شوخی گفتم تراوولتا !!!

NoName
1st August, 2007, 03:21 AM
بهنام:4: الان من جاي ساناز جواب دادم:4:

نه قبول نیست:4:
نظری كه دادی به هیچ وجه عادلانه نیست:4:

NoName
1st August, 2007, 03:31 AM
میثم رو حرف این دوتا غول بی شاخ و دم حساب نکن من که میشناسمت اگه حرفی هم زدی بخاطر این پهلوون پنبه بوده خوب منم این مارمولک رو از نزدیک ببینم مچاله میشم یه دونه از این خنده ها تحویلش میدم :4: میگم یوونتوس خر است بد تر از این که نگفتی اونم واسه نجات جونت توهین به تیم مورد علاقه زمانی مورد قبوله که به قیمت نجات یافتن از پرس شدن باشه :13: خوشم میاد مثله خودمی بلدی بعدا رو حرفت بزنی :71: وای من عاشق مافیا هستم منم میخوام بیام تو باندتون رییستون دختر خونده نمیخواد من میخوام دخترش شم :16gaya:


ساناز كاملا تایید میشه:53: :8::8::8:
بارسلونایی ها نتونستن اتحاد رم و یوونتوس رو بهم بزنن:8::8::8:
من همیشه این دوتا بارسلونایی رو میبینم یاد وزیر اوگیومو و پانسولچویی تو سریال جواهری در قصر میفتم كه فقط دارن بر علیه اتحاد رم و یوونتوس توطئه میكنند.:4:
ایول ساناز كه مثل من عاشق مافیا هستی:8::8::8:
من رئیس باند مافیای پارسفوتبال هستم پس تو از این به بعد دختر خونده من میشی:8::8::8:

Tesoke
1st August, 2007, 03:35 AM
میگم ممد پویول خیلی خوشتیپی یه ماچ نمیدی؟؟؟؟؟؟؟
میگم معسلت چیه؟پرتقال یا لیمو یا دوسیب یا نعناع؟

NoName
1st August, 2007, 03:36 AM
دختر تو هر گروهی بره اون گروه زاقارت می شه .
با احساس می خوای آدم بکشی ؟
من و بهزاد به همه چی می خوریم جز غول .
ببین چقدر قیافه های مظلومی داریم .
میتینگ بعدی انگار ساعت 2 استارت می خوره . امیر آقایی اومدم .
پام تو سلامت عجیبی به سر می بره .

محمد جون اتفاقا با اومدن ساناز گروه مافیایی ما قوی تر میشه:8::8::8:

NoName
1st August, 2007, 03:38 AM
ساناز خیلی ساده ای به خدا .
این میثم یه آدمیه که من هنوز نشناختمش .
یه روز رمیه یه روز یووه ای یه روز بارسایی .
فکر کنم با نسیم باد حرکت می کنه .
امیر آقایی هم یکی از اخلاقاش همینه .

محمد جون هر نقشه ای كه بكشی نمیتونی اتحاد توتی و دلپیرو رو از بین ببری:4:

Tesoke
1st August, 2007, 03:48 AM
میثم هول ورت نداره من به ممد گفتم خوشتیپ نه تو كه تشكر می كنی
ممد جون هیلی ماهی
خوشكل هم هستی
اسپند دود كن برا خودت

NoName
1st August, 2007, 03:53 AM
میثم هول ورت نداره من به ممد گفتم خوشتیپ نه تو كه تشكر می كنی
ممد جون هیلی ماهی
خوشكل هم هستی
اسپند دود كن برا خودت

خوب منم واسه اینكه به محمد گفتی خوشتیپ زیر ارسالت تشكر زدم:4:

Peerless Alex
1st August, 2007, 11:37 AM
ساناز كاملا تایید میشه:53: :8::8::8:
بارسلونایی ها نتونستن اتحاد رم و یوونتوس رو بهم بزنن:8::8::8:
من همیشه این دوتا بارسلونایی رو میبینم یاد وزیر اوگیومو و پانسولچویی تو سریال جواهری در قصر میفتم كه فقط دارن بر علیه اتحاد رم و یوونتوس توطئه میكنند.:4:
ایول ساناز كه مثل من عاشق مافیا هستی:8::8::8:
من رئیس باند مافیای پارسفوتبال هستم پس تو از این به بعد دختر خونده من میشی:8::8::8:


بترکه چشم حسود :focus: پدر من از کی فعالیتمو شروع کنم :4:فکر کنم در اولین حرکت باید این دو تا غول رو منهدم کنم پدر برا م دعا کن :16: میثم تو قرار ایندفعه تون حال این دوتا رو از طرف من بگیر اساسا رو اعصاب من راه میرن :45: