PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : باشگاه هواداران پاس تهران



MAHSA
28th April, 2006, 05:19 PM
سلام
من باز هم اومدم و خوب اولین قدم مثبتی ( ؟ ) كه برداشتم تاسیس مجدد كلوب هواداران پاس تهران بود
بچه ها منتظریم !
خبر بدید و ... :rambo: :54: :smiling:

Siyavoush
30th April, 2006, 03:59 AM
اصولگرا، حرفه اي و موفق
به اعتقاد شما بهترين مهره پاس در فصل جاري چه كسي بود؟ منيعي، برهاني، نصرتي يا رودباريان؟ هيچ‌كس! بهترين مهره پاس در فصل جاري كسي نبود جز مصطفي دنيزلي. مربي بزرگي كه در پاي ديوار قهرماني ناكام ماند و رقابت را ميلي‌متري به رقيب آبي‌پوش واگذار كرد، اما اين ناكامي مي‌تواند معيار مناسبي براي سنجش عملكرد و متر مصطفي باشد؟ منتقدان <مرد دريايي> بر اين عقيده‌اند كه او مربي بزرگي نيست. مردي كه با مجموعه مجزا، پر امكانات و پرستاره پاس اين‌گونه ناكام باشد و نتواند بر جام قهرماني چنگ بزند، نمي‌تواند مربي موفقي لقب بگيرد. منتقدان دنيزلي بر اين باورند كه مجموعه فعلي پاس پتانسيل قهرماني را از همه نظر داشت و نايب قهرماني با يكي از كامل‌ترين باشگاه‌هاي ايران يك شاهكار وارونه محسوب مي‌شود. از ديدگاه كلي شايد اين نوع برداشت از دنيزلي را بتوان تا حدي قبول كرد اما وقتي به جزئيات ماجرا دقيق مي‌شويم، يك پارادوكس بزرگ به چشم مي‌خورد. كافيست كمي به عقب بازگرديم، روزهايي كه دنيزلي پا به مجموعه پرحاشيه و اقتدارگراي پاس گذاشت و براي عقد قرارداد يك رقم گزاف را پيش پاي مديرعامل پاس قرار داد. دنيزلي البته در هياهويي كه در رابطه با رقم قرارداد او به پا شده بود به پاس پيوست و شاخصه‌هاي حضورش در اكباتان از همان روزها پديدار شد. نشانه‌هايي كه در مستطيل سبز به سادگي قابل روِيت هستند. نحوه بازي پاس با حضور دنيزلي كاملا‌ً متحول شد. اغراق نيست اگر بگوييم كه پاس با دنيزلي فوتبالي متفاوت را ارائه مي‌كرد . فوتبالي پرشور، زيبا با طراوت كه در آن رگه‌هايي آشكار از تاكتيك و برنامه به چشم مي‌خورد. دنيزلي در پاس ثابت كرد كه يك مربي متفاوت است. ثابت كرد كه مي‌توان تاكتيك داشت و البته فوتبال را زيبا بازي كرد و ثابت كرد كه مي‌توان هم نتيجه گرفت و هم فوتبال داشت. دنيزلي مربي‌اي بود كه هيچ‌گاه فوتبال تيمش را فداي نتيجه نكرد و براي رسيدن به پيروزي به مجادلا‌ت كلا‌مي و ادعاهاي بي‌پايه و اساس متوسل نشد. فاكتوري كه البته در تمامي تيم‌هاي فوتبال ايران بيش و كم ديده مي‌شود و البته در تيم قهرمان اين فصل بيش از حد نمود داشت. دنيزلي البته مربي‌اي بود كه هيچ‌گاه از اصول اوليه و اعتقاداتش عدول نكرد. او در ليگ قهرمانان آسيا اگرچه در مرحله يك‌چهارم نهايي بدون شكست برابر العين با جام وداع تلخي داشت، اما حتي حذف پاس هم ستايش دنيزلي و تيمش را به همراه داشت. او در حالي كه در تهران 3 بر يك از حريف پرآوازه جلو بود، هرگز فوتبال را فداي نتيجه نكرد و تا دقيقه 90 ارائه‌گر يك بازي زيبا و تهاجمي بود كه 15هزار هوادار حاضر در دستگردي و ميليون‌ها بيننده تلويزيوني را سيراب كرد و وادار نمود تا او را ستايش كنند. مصطفي را لحظه‌اي به ياد بياوريد كه براي اعتقاداتش و نظم و انضباط در تيمش (نكته‌اي كه او آن را ركن اصلي فوتبال و هر مجموعه‌اي مي‌دانست) حاضر شد از بهترين و كارآمدترين مهره تيمش يعني خداداد عزيزي چشم‌پوشي كند. بازيكني كه هر مربي آرزوي داشتن او را دارد و حاضر است براي داشتن او هر اصلي را زير پا بگذارد، اما دنيزلي اين گونه نبود. و البته فراموش نكنيد تيم در هم ريخته و ورشكسته پاس پس از حذف ناباورانه در ليگ قهرمانان هرگز تيم سابق نبود و نشد به ويژه اين كه ژنرال اصلي خود يعني نكونام را نيز از دست داد، اما دنيزلي با مديريت فوق‌العاده‌اش و روحيه بي نظيرش تيم مهتضر و نابوده شده پاس را احيا كرد و تا پاي قهرماني كشاند. به راستي چه كسي مي‌توانست شوك حاصله و تيم بحران زده پاس را آن گونه جمع كند و تا پاي قهرماني بكشاند؟ با دنيزلي البته دريافتيم كه يك مربي واقعي دو چهره دارد منضبط، خشن، جدي و عبوس در تمرينات و خنده‌رو، شوخ طبع، بذ‌له‌گو و دوست‌داشتني در بيرون زمين و البته برابر خبرنگاران. مصطفي البته حرفه‌اي‌گري در ليگ ايران را هم معنا كرد آنجا كه تيمش در كورس قهرماني با استقلا‌ل قرار داشت و مي‌توانست با يك تساوي در اصفهان و برابر ذوبآهن آسوده خيال در صدر بنشيند اما مصطفي به اصفهان نرفت و ترجيح داد در تهران بازي تيمش و شكست تلخ و دردناكي كه به واقع مسبب ناكامي و نايب قهرماني پاس شد در تحريريه جهان فوتبال تماشا كند. بسياري در آن روز از دنيزلي خرده گرفتند و او را يك مربي غير حرفه‌اي و بي‌تفاوت ناميدند، اما او به اصفهان نرفت تا حالا‌ بگويد: <اگر آن روز به اصفهان مي‌رفتم، امروز دنيزلي نبودم.> فرق يك مربي اصولگرا با بقيه دقيقاً در همين نكات ريز و بنيادين نهفته شده. شايد اگر دنيزلي آن روز به اصفهان مي‌رفت هفته بعد در تهران بايد تيمش را فرد ديگري ارنج مي‌كرد! عملكرد و كارنامه دنيزلي ثابت مي‌كند كه او يك مربي اصولگرا، حرفه‌اي و موفق است كه قواعد بازي را به خوبي مي‌داند. دنيزلي ثابت كرد كه پاس پولش را دور نريخته و مرد چشم آبي لياقت و شايستگي آن قرارداد بزرگ و نجومي را داشته است. مصطفي در پاس هم سرمنشا‡ يك رونسانس و يك رفرم اساسي شد. غولي كه در اجزا و تار و پود اين باشگاه از مستطيل سبز گرفته تا رده‌هاي بالا‌ پديدار است. دنيزلي شاه مهره‌ پاس در ليگ برتر بود.


جهان فوتبال

Siyavoush
2nd May, 2006, 03:09 AM
مربي موفق؟ دنيزلي؟
سوِال اين بود: مربي موفق چه كسي است؟ و جواب اردشيرخان كه مي‌دانست اين سوِال ناظر بر كدام نكته است فقط يك كلمه بود. يكي مردي مثل دنيزلي و بحث از همين جا شروع شد. دنيزلي را مربي خوبي مي‌دانستم ولي نه مربي موفقي! و مربي موفق‌ تعريفي را، يك چالش با افكارم ديدم. دنيزلي به چند دليل مربي موفقي بود اول اين كه بعد از آن شوك العين به فاصله سه، چهار روز پاس را جمع كرد، به خاطر اين كه بحث فضا را در فوتبال ما رونق داد و به خاطر آن كه در پاس منيعي را تبديل كرد به ميثم منيعي سلطان پاس گل. * * * دنيزلي يك فرصت هفت، هشت هفته‌اي داشت تا پاس دهم را بشناسد و او از اين فرصت عالي استفاده كرد. پاسي كه جلا‌لي به يادگار گذاشته بود اين اواخر تيمي بود و البته بيشتر ساكن. كسي كه پاس مي‌داد ديگر نمي‌دويد تا جا بگيرد و باز هم صاحب توپ شود. توپ كه از سمت راست به سمت چپ مي‌رفت، باعث مي‌شد كه سمت راست ساكن بماند تا دوباره توپ بيايد و همه اين عادات غلط بود كه دنيزلي با رفع آنها شد يك مربي موفق. در پاس وقتي شيرزاد توپ را به منيعي مي‌داد و هر دو حركت مي‌كردند آن سمت را هم مي‌ديدي كه حيدري و جمشيدي حركت مي‌كردند و اين گونه بود كه واقعاً فوتبال پاس دنيزلي شناور بود. دنيزلي محدوديت‌ها را ديد ولي انكار نكرد او كوشيد تا با فراهم كردن بستري جديد و رشد بسترهاي ديگر باعث شود كه مجاورت محروميت فعال‌تر شده و محدوديت از بين برود و اين گونه شد كه در جنگ غيرمستقيم وارد شد و پيروز شد. * * * زيبا بازي كردن و نتيجه‌گيري همان بحث هميشگي ماست با برانكو. او علا‌مت تنافر قرار مي‌دهد و ما علا‌مت مساوي. پاس دنيزلي زيبا بازي مي‌كرد و نتيجه هم گرفت. او اگر با پاس به اصفهان مي‌رفت چه بسا كار استقلا‌ل براي قهرماني سخت‌تر مي‌شد. من دنيزلي را مربي موفقي نمي‌دانم چون قهرمان نشد و همين اصل بحث است. دنيزلي با خود انديشيد كه اگر به اصفهان برود ديگر دنيزلي نيست، او فكر نكرد كه برود، قهرمان بشود و از دنيزلي دور و اين چيزي است كه ما متوجه نمي‌شويم، چرا، چون براي اولين بار بود كه در فوتبال ما اتفاق مي‌افتاد ولي امري است عادي! فوتبال حرفه‌اي فكر حرفه‌اي هم مي‌خواهد، با فكر آماتور نمي‌توان فوتبال حرفه‌اي داشت حتي اگر قهرمان شد. * * * آري‌هان و پرسپوليس همان راهي را مي‌روند كه دنيزلي و پاس رفته‌اند و موفق برگشته‌اند. پاس جلا‌لي با پاس دنيزلي در بخش مصالح فرقي نداشت ولي يك معمار بالا‌ي سر داشت كه مي‌دانست اين مصالح تا چه حد از لا‌ستيك است، كش ميآيد و نقطه بحراني آن كجاست. جلا‌لي يك پاس ثابت داشت و نتيجه گرفت و دنيزلي چندين پاس متغير كه با همه آنها نتيجه مي‌گرفت. دنيزلي يك روان‌شناس بود، او به نصرتي اعتماد كرد و جوابش را گرفت، او در مورد برهاني هم تلا‌شش را انجام داد ولي چون از طرف برهاني تلا‌شي نبود، چند بازي آرش‌خان بازي‌ها را از روي سكو ملا‌حظه كرد، دنيزلي مربي موفقي است، قبول نداريد؟


جهان فوتبال

MAHSA
3rd May, 2006, 07:08 PM
در گفت و گو با نشريه اشپورت بيلد آلمان نكونام: تيم ملي فوتبال ايران براي خلق شگفتي وارد جام جهاني 2006 آلمان مي‌شود

با نزديك شدن به موعد برپايي جام جهاني 2006 آلمان، بحث بازيكناني كه احتمال درخشش آنها در اين جام وجود دارد سوژه نشريه اشپورت بيلد شده و اين نشريه با بررسي تيم ملي ايران،‌ از جواد نكونام به عنوان بازيكني كه احتمال درخشش او وجود دارد، سخن به ميان آورده است.

هفته نامه اشپورت بيلد آلمان در بخش معرفي ستاره‌هاي اميد بخش جام جهاني از تيم ملي آلمان به قدرت و توانايي جواد نكونام، هافبك كنوني الشارجه امارات اعتقاد داشته‌ است. به همين دليل خبرنگاران اين نشريه در شهر دوبي با هافبك تيم ايران به گفت و گو نشست كه متن كامل اين مصاحبه در زير مي آيد:

س:‌ فكر مي‌كنيد علي كريمي، هم تيمي شما در تيم ايران پيشتر از اين چه كاري انجام داده كه هم اكنون در حال انجام آن هستيد؟

نكونام: او هم اينك در جايي مشغول بازي است كه از مدت‌ها قبل دوست داشتم بازي كنم. منظورم بوندس ليگاست و ديگر اينكه بتوانم مثل او به عضويت يكي از بهترين باشگاه هاي دنيا يعني بايرن مونيخ درآيم.

س: ظاهراً چندي پيش شما نيز در آستانه رفتن به بوندس لگيا و تيمي همچون كايزرس لاترن قرار داشتيد.

نكونام: بله، آن هم دوبار. يك بار در آستانه مسابقات ليگ قهرمانان آسيا و يك بار هم برسر چانه زني بر سر مبلغ قراردارد كه باشگاه ايراني سابقم يعني پاس آن را مطالبه مي‌كرد.

س: شنيديم دو ميليون دلار براي چهار ماه خواسته شد.

نكونام: درست است.

س: اما در دوبي هستيد و براي الشارجه بازي مي‌كنيد؟

نكونام: بله، ولي باور كنيد هدف اول و آخر من رفتن به اروپا و بازي در يكي از تيم هاي اروپايي است. اميدوارم اين هدف با انجام قرار دادي پس از جام جهاني تحقق يابد.

س: در مورد فوتبال كشور ميزبان جام جهاني يعني آلمان چه مي‌دانيد؟

نكونام: تقريباً همه اطلاعات لازم فوتبال آلمان را در دست دارم. هرچه نباشد بسياري از دوستانم مثل علي كريمي يا مهدوي كيا در اين كشور مشغول بازي هستند.

س:اما ما مايليم اطلاعات شما را در اين زمينه محك بزنيم پس مي‌پرسيم در حال حاضر موفق‌ترين گلزن بوندس ليگا كيست؟

نكونام: ميروسلاو كلوزه مهاجم وردربرمن.

س: ظاهراً از آزمون ما سربلند بيرون آمديد. خب، از چه تيمي در آلمان بيشتر خوشتان مي‌آيد؟

نكونام: بايرن مونيخ. آنها تيم خيلي خوبي دارند، ولي خب، از سبك بازي، وردبرمن خوشم مي‌آيد. بخصوص از تيپ‌ بازي‌هاي آنها در فصل 2004 - 2003 كه قهرمان شدند يادم هست آن موقع وردربرمن هم سريع بازي مي‌كرد و هم گروهي و يكپارچه بود، البته در كنار اين دو، شالكه هم تيم خوبي است.

س: اما وقتي با ستارگان فوتبال حرف مي‌زنيم اكثراً از سبك‌هاي انگليسي، اسپانيايي يا ايتاليايي حرف مي‌زنند يا اينكه بازي تيم‌هاي مثل منچستر يونايتد، بارسلونا يا رئال مادريد را پيش مي‌كشند. فكر مي‌كنيد بوندس ليگا چرا اينقدر زياد محبوب دل فوتباليست هاي ايراني است؟

نكونام: براي اينكه لژيونرهاي ايراني كه در حال بازي در بوندس ليگا هستند يا اين كه قبلاً بازي كرده‌اند، هميشه حرف‌هاي مثبت و قشنگي از بوندس ليگا و آلمان مي‌زنند كه همين مساله از يك سو محبوبيت فوتبال اين كشور را دو چندان مي كند و از سوي ديگر باعث مي شود تا ما براي بازي در اين كشور انگيزه بيشتري داشته باشيم.

س: به ما بگوئيد در كجا بدنيا آمده و رشد كرده ايد؟

نكونام: من بچه شهر ري، بخش جنوب تهران هستم. فوتبال را هم در زمين‌هاي خاكي ياد گرفته و دنبال كرده ام. خانواده ما هميشه در حال تغيير جا بود در خانواده من ، شش نفر بودند، مادرم پدرم و سه بردارم. اما الان به هشت نفر رسيده زيرا مهدي بردار بزرگترم ازدواج كرده كه خدا به او بچه‌اي را اعطاء كرده است. در ضمن پدرم هم افسر ارتش بود كه الان بازنشسته شده است.

س: خودت نمي‌خواهي تشكيل خانواده دهي؟

نكونام: پدر و مادرم خيلي علاقمندند كه اين كار را انجام دهم. اما فعلاً چنين تصميمي ندارم چون كه اگر ازدواج كنم، مجبورم مرتب در خانه بنشينم و از فعاليت اصلي‌ام كه فوتبال است غافل ‌شوم.

س: در مورد زندگي شما ما داستان ديگري را هم شنيده ايم. مثلا اين كه نزديك بوده جان خود را از دست بدهيد و مدتها بر سر زنده بودن بجنگيد؟ اين شنيده‌هاي ما درست است؟

نكونام: بله هر چند كه ديگر دوست ندارم در اين باره حرف بزنم تا خانواده‌ام ناراحت شوند معهذا...

س: ... مي خواهيد در اين خصوص صحبت كنيد؟

نكونام: بله، من تازه هشت سال داشتم كه روزي همراه با مهدي برادر بزرگترم در خانه بوديم. والدينم از او خواسته بودند تا مراقب من شيطان باشد. به همين خاطر در داخل اتاق در حالي كه چراغ نفتي كوچكي براي گرم كردن، وجود داشت، مشغول بازي فوتبال شديم كه در يك آن با چراغ برخورد كرده و چراغ واژگون شد.

س:‌ ... و بعد؟

نكونام: در كوتاه ترين زمان ممكن فرش موجود در اتاق آتش گرفت. همه اين ماجرا خيلي سريع روي داد. من به محاصره آتش درآمدم و نمي‌توانستم خودم را نجات دهم. بعد هم در زماني خيلي سريع همه چيز آتش گرفت و من دچار سوختگي خيلي شديدي شدم.

س: پس از اين چه اتفاقي افتاد؟

نكونام: پدر و مادرم كه به خانه آمدند، از ديدن آن صحنه مات و متحير بودند و مرا فوري به بيمارستان رساندند ولي پزشكان با ديدن و معاينه من، قطع اميد كردند. آنان به پدر و مادرم گفتند كه شانس زنده ماندن ندارم مگر اينكه خدا به شما و او رحم كند زيرا شدت سوختگي زياد است. بعد هم همه براي زنده ماندنم دعا كردند. واقعاً الان وقتي به ياد آن دوران مي‌افتم، همه وجودم را درد فرا مي‌گيرد، چون سوختگي بسيار شديد بود و درد زيادي داشتم و بدتر اينكه فرصتي براي بقا و زنده ماندن نداشتم.

س: چرا پزشكان معالج هيچ خبر اميدوار كننده‌ايي براي ايجاد اميد در دل خانواده تان ندادند؟

نكونام: نمي‌دانم علتش چه بود اما شايد به خاطر گرفتاري هايي بود كه مملكت ما در آن زمان با آن دست به گريبان بود. چون كه در آن موقع جنگ عراق عليه ايران در حال انجام بود و تعداد پزشكان هم زياد نبود.

س: از آن دوراني كه براي زنده ماندن مي‌جنگيدند، مي‌توانيد بيشتر تعريف كنيد؟

نكونام: آن هفت ماهي كه در بيمارستان بستري بودم، برايم به اندازه سالها طول كشيد. خيلي سخت بود، چون مي‌خواستم از آنجا بيرون بيايم. به همين خاطر روزي ، سوئيچ اتومبيل پدرم را به دور از چشم او برداشته و شرط گذاشتم كه بايد مرا هم با خود به منزل ببرد و از آنجائيكه پزشكان شناس اندكي براي زنده ماندن من قائل شده بودند و اينكه فرقي نمي‌كند در بيمارستان بستري باشم يا اينكه به خانه بروم. خوشبختانه به اين بهانه امكان خروجم از بيمارستان مهيا شد. در خانه هم همه اهالي خانه، دستورات پزشكي را در مورد من مو به مو اجرا كردند كه همين به من نيروي و توان بخشيد زنده بمانم.

س: راستي در آن قضيه برادرتان هم تنبيه شد؟

نكونام: بله من و مهدي الان آنقدر در زندگي دغدغه داريم كه در اين مورد حرفي نمي‌زنيم ولي در بيمارستان ما براي پدر و مادرمان، داستان ديگري را در مورد آتش گرفتن سر هم كرديم. ولي خوب يك روز قبل از خروجم از بيمارستان، همه چيز لو رفت و مهدي از پدرم سيلي خورد چونكه او راستش را نگفته بود.

س:‌با توجه به اين داستان، انساني كه از چنين نبردي جان سالم به در برده چه حال و روزي دارد؟

نكونام: مسلم است كه اوخوشحالم است و به حال حاضر و آينده فكر مي‌كند. زيرا زمان با تمام خوبي و بدي‌اش سريع سپري مي‌شود و من نيز سعي مي‌كنم هميشه خاطرات خوب را در ذهن باقي نگاه دارم.

س: در مورد ورزش و سياست چه نظري داريد؟

نكونام: به نظر من اين دو مقوله از هم جدا هستند. از اين بابت وقتي شنيدم بايرني‌ها در زمستان گذشته راهي ايران شدند تا با وجود فشارهاي سياسي يك ديدار دوستانه با پرسپوليس برگزار كنند، خيلي خوشحال شدم.

س: از روزي كه در ماه اكتبر سال 2004 تيم ملي آلمان براي اولين بار در ايران به ميدان رفت و با تيم كشورتان بازي كرد، چيزي را به خاطر داريد؟

نكونام: بله، آن رويدادي فراموش نشدني و بسيار دل انگيز براي ما ايراني‌ها بود كه خاطره خوبي را از خود بر جاي گذاشت.

س: شما ظاهراً پيراهن ورزشي فوتباليست‌ها را جمع آوري مي‌كنيد. دوست داريد از بين بالاك يا رونالدينيو، پيراهن كداميك را در دست داشته باشيد؟

نكونام: رونالدينيو

س: چرا؟

نكونام: بالاك هم فوتباليست خارق العاده‌اي است. او حتي الگويم است و سبك بازي ‌ام به او بيشتر شبيه است؛ ولي خصوصيات رونالدينيو واقعاً منحصر به فرد هستند.

س: فكر مي كنيد شاهد جام جهاني تائير گذار و درخشاني به ميزباني آلمان باشيم؟

نكونام: بله چون اين جام در كشوري برگزار مي‌شود كه خود صاحب فوتبال است، لذا فوتبال جذاب تر مي‌شود و راحت تر در اذهان خانواده‌ها باقي مي‌ماند.

س: در مورد بخت تيم ايران در جام جهاني پيش بيني شما چيست؟

نكونام: مي‌گويم چرا نبايستي شگفت ساز جام جهاني شويم؟ براي اين منظور بازيكنان بسيار خوبي در اختيار داريم و حتي بدانيد با خيال راه اندازي شگفتي پا به جام جهاني مي‌گذاريم.البته خداوند نيز به ياري ما مي‌آيد.

آرمین
4th May, 2006, 04:09 AM
تا حالا به این فكر كردید كه پاس با این امكانات فوق العاده و هزینه ای كه میكنه و همیشه جز تیمهای مدعی لیگ ایرانه چرا محبوب نیست !!

moh.santia
4th May, 2006, 10:20 AM
تا حالا به این فكر كردید كه پاس با این امكانات فوق العاده و هزینه ای كه میكنه و همیشه جز تیمهای مدعی لیگ ایرانه چرا محبوب نیست !!

البته یه كمی محبوبیت داره!! اما دلیل اصلیش اینه كه تو تهران تیما فقط به پرسپولیس و استقلال فكر میكنن، نه تیم دیگه ای!!

Siyavoush
4th May, 2006, 08:45 PM
دلیل كم طرفدار بودن پاس اینه كه در تهران قرار داره جایی كه 90 درصد طرفدارهای پرسپولیس رو دوست دارن یا استقلال رو و بعد میشه 5 درصد رو به پاس اختصاص داد
هر چند تیمهای شهرستانی هم موقع بازی با پرسپولیس و استقلال كم طرفدار میشن اینو فراموش نكنین
تماشاگری كه در بازی فجر با پرسپولیس یا برق اصلا قابل مقایسه با تعداد كم تماشاگر در دربی شیراز نیست!

Siyavoush
1st June, 2006, 03:38 AM
تحمل از دست دادن جلا‌لي را نداريم
جلالي دوباره در پاس!
خبر به خودي خود بد نيست. جلالي يكي از مردان تا‡ثيرگذار و يكي از تا‡ثيرپذيرفته‌هاي موِلف فوتبال ما در اين چند ساله نزديك است. بايد ديد او كه در پاس هم موفق بود و انگشت نما و هم ناكام ماند و از اين بابت هم نمونه كامل به چشم آمد در پاس چه خواهد كرد.
براي پاس گزينه جلالي يكي از بهترين‌ها بود و هست. مردي كه مي‌خواهد دانسته‌هاي خود را در محيطي مناسب پياده كند و فوتبالي متفاوت را به نمايش بگذارد قادر است براي پاس مربي‌كارا و موفقي باشد همان طور كه در اولين سال حضورش نيز چنين بود و پاس را بعد از دوران پرشكوه فيروز كريمي قهرمان فوتبال ايران كرد.
جلالي از آن روزها و آن دوره چه تحليلي دارد؟ ارزيابي جلالي كه يك روز به عنوان مشاور باشگاه پاس - آن روزها فرهاد كاظمي مربي اين تيم بود، براي بار نخست به اهميت <تيم دوم> اشاره كرد و در روند رو به جلوي پاس نقش اين تيم را هفتاد درصد و تيم اول - مربيان، بازيكنان و تمام عوامل روي صحنه را - سي درصد دانست. از روزهاي موفقيت پاس چيست؟
پاسخ به اين پرسش - كه بسيار خصوصي است و بايد در دل جلالي به عنوان يك راز بماند - آينده او را از امروز تا روزي كه لباس مربيگري را برتن دارد روشن مي‌كند.
جلالي با چه تدبيري و چه اهرم‌هاي تاكتيكي توانست از پاس يك قهرمان بسازد؟
بحث قهرماني به كنار، جلالي با توسل به كدام وسايل آموزشي و كمك آموزشي توانست فوتبالي متفاوتي را در پاس به نمايش بگذاريد. فوتبال گاه آنچنان دلپذير و تماشايي كه حتي بدخواه‌ترين بدخواهان او را - به عنوان يك نوانديش در فوتبال ايران - به تحسين وادار مي‌كرد و به سكوت‌شان وا مي‌داشت.
مجيد جلالي كه عنوان شريف <آقا معلم> را نه خودش كه عملكردش به او اختصاصدارد، امسال در پاس از كدام راه خواهد رفت و از كدام پيش ‌شرط‌ها و پس شرط‌ها براي حصول به آنچه كه موفقيتي درخور او محسوب مي‌شود استفاده خواهد كرد؟
<آقا معلم> اگر در اين محاسبه‌ها دچار اشتباه ، حتي دچار ترديد شود، سر و كارش با دومين سال حضورش در پاس خواهد افتاد و اين، هم براي پاس حيف است و هم براي جلا‌لي حيف است و هم ضربه‌اي است به فوتبال ايران، كه مي‌خواهد از پوسته سنگين سنت‌گرايي در زمينه بازي كردن خارج شود و در اين راه هم به مرداني از قبيل مصطفي دنيزلي و آري‌هان و وينكو بگوويچ نيازمند است، هم به مربياني نظير بهمن فروتن، فرهاد كاظمي، فيروز كريمي، فرشاد پيوس، حميد عليدوستي ومجتبي تقوي محتاج است و هم بايد شاهد موفقيت‌هاي كيفي و نه حتي عددي و نتيجه‌اي مجيد جلا‌لي باشد.
فوتبال ما، بابت از دست دادن جلا‌ل چراغپور - كه يكي از راه‌گشايان رفتار تازه در فوتبال ايران بود - هنوز بايد خود را سرزنش كند و بابت خانه‌نشين كردن ناصر حجازي بايد خودش را نبخشايد. اين فوتبال، تحمل از دست دادن يك عنصر متفاوت ديگر را ندارد. حتي اگر موِثر و مقصر خود او باشد.
جلا‌لي را ظاهراً اهل تفكر مي‌شناسيم. اين ظاهر البته باطني هم دارد كه با هم انطباق پيدا مي‌كنند. جلا‌لي براي آن‌كه دچار دوگانگي نشود و به سرنوشت سال دوم حضورش در پاس دچار نيايد، از امروز تا روزي كه به راستي و در كمال شفافيت همه‌چيز را دريابد بايد كارنامه‌اش در پاس را زير ذره‌بين بگذارد. او بايد بداند: چرا برد و چرا باخت.
آن‌ گذشته‌اي كه مي‌گويند چراغ راه آينده است، همين است و بس.





جهان فوتبال

Siyavoush
2nd July, 2006, 03:41 AM
گزارش جلسه مطبوعاتي باشگاه پاس
نشست مطبوعاتي باشگاه پاس صبح ديروز در محل روابط عمومي اين باشگاه برگزار شد. دراين نشست مديرعامل باشگاه پاس و مجيد جلالي حضور داشتند و به پرسشهاي نمايندگان رسانه‌هاي گروهي پاسخ گفتند.
هاشم غياثي با تا‡كيد بر تقويت تيمهاي پايه‌اي باشگاه پاس گفت: <مديريت تيم‌هاي پايه و انتخاب سرمربيان اين تيم‌ها با مشورت مجيد جلالي انجام شده است و اميدواريم كه بتوانيم تيم‌هاي با انگيزه‌تري در فصل آتي رقابت‌ها داشته باشيم.>
وي درباره‌ فصل نقل و انتقالات و حضور تيم پاس در فصل آينده‌ رقابت‌هاي ليگ برتر گفت: <بر اين باور هستيم كه مانند گذشته از تعدادي از بازيكنان توانمند اميد خود در تيم بزرگسالان استفاده كنيم. امسال تعدادي از بازيكنان نيز از جمع باشگاه جدا ميشوند. آرش برهاني كه به النصر امارات پيوسته و چند تن از بازيكنان‌مان نيز كه قراردادشان تمام شده و بعضي ديگر كه خواهان جدايي هستند، براي فصل آينده با ما نيستند. همچنين ممكن است يك يا دو بازيكن بر اساس نظر سرمربي در سيستم تيم مفيد نباشند و مديريت باشگاه به نظر سرمربي تمكين خواهد كرد.>
پس از صحبت‌هاي غياثي جلسه‌ پرسش و پاسخ برگزار شد.
خبرنگاري از جلالي پرسيد چقدر به تا‡كيد مديريت باشگاه پاس مبني بر قهرماني اين تيم در ليگ برتر امسال اطمينان داريد كه جلالي گفت: <اميدوارم كه بتوانم در شروع كارم منشا‡ خدمات باشم. شما ميدانيد كه من مجبورم كارم را از جايي آغاز كنم كه از خرداد 82 شروع كرده بودم و فكر ميكنم آنقدر انگيزه داشته باشم كه بتوانم تيم را به آن هدف اصلي برسانم. ضمن آن كه به آينده بسيار اميدوارم.>
از غياثي سوِال شد كه آيا كاهش بودجه‌ باشگاه پاس صحت دارد يا خير كه مديرعامل اين باشگاه پاسخ داد: <در نخستين جلسه‌هيا‡ت مديره از فرمانده نيروي انتظامي درخواست كردم كه وي نيز در جلسه حضور داشته باشد. اعتبار باشگاه به هيچ عنوان كم نشده و سهم هر رشته به طور مشخص پيشبيني شده است و به هيچ عنوان از اعتبار فوتبال در رشته‌هاي ديگر استفاده نخواهد شد اما اين كه اعتبار كاهش پيدا كرده باشد به هيچ عنوان صحت ندارد.>
از جلالي پرسيده شد كه آيا جدايي چند بازيكن بزرگ از تيم پاس در قهرماني اين تيم در فصل آينده خللي ايجاد نخواهد كرد كه جلالي گفت: <همان طور كه مي‌دانيد چند بازيكن بزرگ از تيم ما جدا شده‌اند اما در ليست ما پنج، شش نفر جاي خالي وجود دارد كه اسامي بازيكنان درخواستي را به باشگاه پاس اعلام كردهايم و اميد داريم تا پايان نقل و انتقالات اين بازيكنان جذب باشگاه شوند تا نگراني‌هاي خود را به حداقل برسانيم.>
جلالي در مورد گروه فني باشگاه پاس گفت: <از امروز نصرت ايراندوست به عنوان مربي در تيم ما فعاليت خواهد كرد. مهدي حدادپور، كمك خواهد بود و سعيد كوشش ،مربي دروازهبانها و ولي ا... صالح‌نيا ،بدنساز تيم. احتمال دارد كه پس از مشورت با مديريت باشگاه يك مربي جوان و آينده‌دار به تيم ما اضافه شود.>
جلالي دليل استفاده از ايراندوست را تجربه بالاي اين مربي عنوان كرد و گفت: <ضمن استفاده از تجربه اين مربي ميتوانيم فوتبال خود را در شهرهاي مختلف كشور پيشرفتهتر از حال حاضر كنيم.>
خبرنگاري درباره وضعيت محسن بياتي‌نيا، بيژن كوشكي و محمد نصرتي از جلالي پرسيد كه سرمربي پاس در اين مورد گفت: <صحبتهاي مفصلي را با بياتي‌نيا داشتيم اما در نهايت قرار شد كه او از تيم ما جدا شود. اين طور نيست كه من به بيژن كوشكي اعتقاد نداشتم، او در طول 9 روزي كه تمرينات ما آغاز شده در تمرينات شركت نكرده و هيچ خبري از وي نداريم و تماس‌هاي ما براي پيدا كردن او بي‌فايده بود. اين كه او تا اين حد بي‌توجه است عاملي شده كه اعلام كنيم به او نيازي نداريم. او و هر بازيكني كه دوست ندارد در تيم باشد هيچ اجباري نيست اما اين كه گفته مي‌شود نصرتي نمي‌خواهد در تيم بماند را قبول ندارم. در صحبتي كه با او داشتم او به آينده بسيار اميدوار بود.>
غياثي درباره‌ جذب بازيكن خارجي در تيم پاس گفت: <سياست ما اين است كه بازيكنان خارجي مي‌توانند مورد نظر ما باشند و در گزينه‌هايي كه مد نظر داريم يك بازيكن خارجي هم مي باشد كه در سال‌هاي گذشته در ليگ قطر فعاليت كرده است.>
جلالي نيز در پاسخ به اين سوال گفت: <بازيكنان داخلي نيز براي ما در اولويت هستند. هم اكنون ما ترائوره و احمد كاظم را در اختيار داريم اما شايد در نهايت يك بازيكن خارجي و آن هم در خط حمله به تيم خود اضافه كنيم.>
جلالي در پايان درباره‌ برنامه‌ پاس تا شروع رقابت‌هاي ليگ برتر گفت: <از 30 خرداد تمرينات خود را آغاز كرده‌ايم و با توجه به اعلام قبلي فدراسيون فوتبال مبني بر آغاز ليگ برتر در روز 17 مرداد تا آن زمان 57 جلسه تمريني خواهيم داشت. از فردا به مدت پنج روز در بروجرد اردو خواهيم داشت. ضمن آن كه دو هفته‌ ديگر احتمالاً در تبريز اردو خواهيم داشت، من به اردوي آماده‌سازي در خارج از كشور اعتقاد ندارم.>


جهان فوتبال

shayesteh
10th August, 2006, 12:27 PM
اخه پاس هم شد تیم

Sám
23rd September, 2006, 10:24 PM
عباس آقايي:
حالا به فكر بازي با صباباتري هستيم

تيم ملي براي من يك انگيزه است

عباس آقايي بعد از پشت سر گذاشتن يك فصل نااميدكننده كه حدود 17 بازي را در سپاهان به خاطر مصدوميت سكونشين بود مجددا به پاس بازگشت تا اوج‌گيري خود را در جمع سبزپوشان آغاز كند.
او به عنوان فرمانده ميانه ميدان پاس فصل را آغاز كرد و در طي سه ديدار گذشته پاس بازي به بازي بهتر شد تا اينكه در مقابل فولاد خوزستان تك گل پيروزي بخش سبز و سفيدپوشان را روي يك ضربه ايستگاهي بسيار زيبا به ثمر رساند.
آقايي مجددا اوج ‌گرفته است و در حال حاضر يكي از بازيكنان كليدي پاس در ميانه ميدان است كه جلالي اعتقاد ويژه‌اي در مسير قهرماني به او دارد.
عباس آقايي هافبك تيم پاس در گفتگو با گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا) به سوالات پاسخ داد:
از تك گل حساس و 3 امتيازي كه مقابل فولاد به ثمر رساندي صحبت كن؟
ضربات ايستگاهي يك حربه و تاكتيك بسيار مؤثر است، اصلا تمام تيم‌هايي كه در دستگردي مقابل پاس قرار مي‌گيرند خيلي بهتر بازي مي‌كنند و در فكر اين هستند كه گل نخورند. بنابراين بايد از اينگونه موقعيت‌ها مثل ضربات ايستگاهي استفاده كنيم. خوشبختانه موفق شدم آن چيزي كه از من خواسته شده بود را اجرا كنم و از به ثمر رساندن آن گل 3 امتيازي بسيار خوشحالم.
يعني روي ضربات ايستگاهي تمرين كرده بوديد؟
يكي از تمرينات ما قبل از بازي مقابل فولاد، ضربات ايستگاهي بود. مي‌دانستيم كه فولاد در ابتدا براي گل نخوردن وارد ميدان خواهد شد و اين موضوع كار ما را بسيار مشكل مي‌كند، براي همين جلالي روي ضربات ايستگاهي برنامه‌ريزي كرده بود و تمرينات ويژه‌اي را در اين خصوص در نظر گرفت.
روند پاس طي اين سه هفته چطور بود؟
قطعا ما طي اين سه هفته روندي صعودي و رو به رشد داشتيم. هر چند نتيجه اولين ديدارمان مقابل مس كرمان به هيچ عنوان قابل قبول نبود ولي در هفته‌هاي بعدي روند رو به رشد و خوبي را در پيش گرفتيم و نتيجه آن دو پيروزي بود كه البته هنوز سرنوشت ديدار مقابل فجر سپاسي مشخص نيست.
چرا پاس مقابل مس بازي را واگذار كرد؟
نمي‌خواهم از عملكرد پاس در ديدار مقابل مس كرمان دفاع كنم ولي ما در آن ديدار نيز بسيار خوب بازي كرديم. شايد اگر آن اتفاق يعني پنالتي در دقيقه 90 رخ نمي‌داد هم اكنون ما هم يكي از تيم‌هاي بي‌شكست بوديم. ولي در مقابل مس، تيم ما خوب بازي كرد و البته موقعيت‌هاي زيادي داشت ولي موفق نشد آنها را تبديل به گل كند. اما آن شكست را فقط مي‌توان يك اتفاق ناميد، اتفاقي كه فكر مي‌كنم ديگر تكرار نشود.
به اعتقاد تو درخصوص نتيجه ديدار ناتمام پاس و فجر سپاسي چه تصميمي بايد اتخاذ كرد؟
ما در آن بازي تا دقيقه 72 با دو گل از حريف پيش بوديم ولي ناگهان اتفاقاتي رخ داد كه بازي نيمه‌كاره رها شد. براي تصميم‌گيري درست در اين خصوص بايد انصاف را هم در نظر گرفت. اگر بازي سه بر صفر به نفع ما بشود به نوعي حق فجر سپاسي ضايع خواهد شد، اگر بازي مجددا تكرار بشود حق پاس ضايع مي‌شود، به نظر من منطقي‌ترين تصميم در خصوص ديدار نيمه تمام پاس و فجر سپاسي، ادامه 18 دقيقه زمان باقيمانده مسابقه است. به هر حال بايد حق و انصاف را در نظر گرفت و من مطمئنم كه اگر آن 18 دقيقه زمان باقيمانده را بازي كنيم حتما پيروز خواهيم شد.
به نظر تو آن اتفاقات عمدي بود يا سهوي؟
واقعا نمي‌توانم در اين خصوص اظهار نظر كنم چون هرچيزي بگويم براساس عدالت و انصاف نيست. فقط اين را مي‌دانم كه غلام پيرواني اهل ريا نيست . شايد ساير مسوولان فجرسپاسي و يا مسئولان برگزاري مسابقه شيطنت كرده باشند كه در اين صورت بايد كميته انضباطي حق را ادا كند و انصاف را در نظر بگيرد. من نمي‌دانم، شايد شيطنتي در كار بود ولي من نبايد در اين خصوص صحبت كنم چون وظيفه من فقط بازي كردن براي پاس است.
اين هفته مقابل صباباتري بازي داريد، اين تيم وضعيت خوبي ندارد و به نوعي در بحران به سر مي‌برد، اين بازي را چطور ارزيابي مي‌كني؟
بي‌شك مقابل صباباتري بازي بسيار مشكل و سختي را پيش رو داريم، ‌آنها تيم خوبي هستند و فوتبال خوبي را هم ارائه مي‌دهند ما به اين موضوع كه آنها تا به حال چطور نتيجه گرفته‌اند، اصلا فكر نمي‌كنيم. صباباتري تيم خوبي است، بازيكنان خوبي در اختيار دارد و البته از كادر فني باتجربه‌اي نيز سود مي‌برد. ما هيچ وقت صبا را دست نمي‌گيريم، مطمئنا كاظمي براي اينكه تيمش را از اين شرايط خارج كند برنامه‌ريزي خاصي دارد و ما بايد هوشيارانه عمل كنيم.
فصل گذشته آن طور كه بايد نتوانستي بازي كني ولي به نظر مي‌رسد امسال اوج گرفته‌اي، نظر خودت در اين باره چيست؟
من سال گذشته 17 ديدار را به خاطر مصدوميت از دست دادم ولي در ساير ديدارهايي هم كه به ميدان رفتم 7 گل به ثمر رساندم. عملكرد بدي نداشتم ولي مصدوميت اجازه نداد خودم را در اين برهه زماني حساس كه تيم‌ملي جام جهاني را در پيش داشت، ثابت كنم. به هر حال تصميم گرفتم تا به پاس برگردم تيمي كه با آن قهرمان شدم و خاطرات بسيار خوبي نيز دارم.
آيا از عملكرد خودت در اين سه بازي راضي هستي؟
البته در اين مورد بايد آقامجيد نظر نهايي را بدهد ولي فكر مي‌كنم آن چه كه از من خواسته شده را به خوبي انجام داده‌ام. بعضي از مربيان به طور كلي به يك بازيكن اعتماد نمي‌كنند و تمام توانايي‌هاي وي را در نظر نمي‌گيرند ولي جلالي اين كار را در خصوص من انجام داده است. او تمام توانايي‌هاي مرا در نظر گرفته است و همين باعث شده تا با راحتي خاصي بازي كنم و بتوانم يك مهره تأثيرگذار باشم.
شانس قهرماني پاس چقدر است؟
از روز اول كه تمام بازيكنان و كادر فني دور هم جمع شديم تا تمرينات را آغاز كنيم يك هدف را نشانه گرفتيم و آن هم قهرماني در ليگ برتر بود. تك تك بازيكنان به اين موضوع اعتقاد داشتند كه فقط بايد براي قهرماني بازي كنيم. در واقع فوتبال فقط با يك هدف لذت‌بخش است و آن هم هدف قهرماني است. اگر غير از اين بود فوتبال معني پيدا نمي‌كرد پاس نيز هميشه يكي از تيم‌هاي مدعي است كه براي قهرماني فوتبال مي‌كند.
تا اينجاي ليگ چه تيم‌هايي را در حد و اندازه‌هاي قهرماني ديده‌اي و رقيبان پاس را چه تيم‌هايي مي داني؟
تا اينجاي ليگ سپاهان، استقلال تهران و حتي پرسپوليس بازي‌هاي خوبي انجام داده‌اند و فكر مي‌كنم كه پاس بايد با اين تيم‌ها براي رسيدن به عنوان قهرماني رقابت كند. به هر حال استقلال 9 امتيازي است، سپاهان قهرمان جام حذفي شده و از نظر روحي و رواني در شرايط خوبي قرار دارد در ضمن پرسپوليس نيز بسيار متفاوت فوتبال بازي مي‌كند.
پيش‌بيني خيلي سخت است ولي آيا قهرمان مي‌شويد؟
ما فقط يك هدف داريم و آن هم قهرماني است.
عباس آقايي چقدر به تيم ملي فكر مي‌كند؟
تيم ملي براي من يك انگيزه است، من به آن فكر مي‌كنم براي اينكه انگيزه بگيرم بايد سطح فوتبالم را بالاتر ببرم چون هنوز خودم به آن چيزي كه مي‌خواستم نرسيده‌ام و بايد بيشتر تلاش كنم.

آرمین
30th September, 2006, 02:13 AM
ملوان _ پاس دوشنبه تهران دستگردی
احتمال زیاد خودمو تهران میرسونم تا ملوان رو تشویق كنم
ایران ملوان

آرمین
4th October, 2006, 03:31 AM
دم ملوان گرم كولاك كرد پرچم بندر را بر فراز اكباتان افراشت
بچه ها خسته نباشید

آرمین
4th October, 2006, 03:37 AM
پاس یک- ملوان 2
فرصت هايي كه از دست رفت


گل‌ها: کیانوش رحمتی (23) برای پاس، رضا نیک‌نظر (18) و محسن گیاهی (45) برای ملوان
داور: مسعود مرادی
اخطار: رضا نیک‌نظر، مرتضی بهشتی و مقداد قباخلو از ملوان و حسن رودباریان و حسین پاشایی از پاس
اخراج: پژمان جمشیدی (88) از پاس و سعید یوسف‌زاده (90) از ملوان
ورزشگاه: دستگردی اکباتان، ششمین دوره لیگ برتر، دوشنبه 10/7/85، ساعت 20
تماشاگر: هزار و پانصد نفر

بازیکنان پاس: حسن رودباریان، محمد نصرتی، هادی شکوری، احمد کاظم، پژمان جمشیدی، جواد شیرزاد، کیانوش رحمتی، محمد اسماعیل نظر (55 حمید هدایتی)، میثم منیعی (66 عباس آقایی)، حسین پاشایی و ایمان رزاقی‌راد (77 لفته حمیدی)
سرمربی: مجید جلالی

بازیکنان ملوان: علی حسنی‌صفت، هادی تأمینی، رضا نیک‌نظر، ابراهیم صادقی، جلال رافخایی، مرتضی بهشتی، امیر خدامرادی، محسن گیاهی، مقداد قباخلو (79 ایمان صیادنورد)، سعید یوسف‌زاده و مجتبی قربانی
سرمربی: محمد احمدزاده

دیدار دو تیم پاس و ملوان در حالی آغاز شد که بازیکنان دو تیم قبل از آغاز بازی با دست گل به سمت نیمکت مربیگری یکدیگر رفتند و صحنه جالبی را به وجود آوردند.
پاس در آغاز بازی کاملاً توپ را در اختیار داشت و در همان دقایق ابتدایی، یعنی دقیقه یک بازی اولین خطر جدی را خلق کرد. در این صحنه نزدیک بود مدافع ملوان، جلال رافخایی به اشتباه روی یک دفع ناقص دروازه خودی را باز کند که توپ بعد از برخورد به دیرک دروازه در اختیار دروازه‌بان ملوان قرار گرفت.
پاس در همان دقایق ابتدایی بازی بسیار روان و سراسر هجومی به نمایش گذاشت،‌ بازیکنان این تیم دائماً از دو جناح و البته بازیسازی خوب رحمتی روی دروازه ملوان توپ می‌ریختند ولی از موقعیت‌ها به خوبی استفاده نمی‌کردند. دقیقه 13 پاس عالی رحمتی به پاشایی رسید ولی این بازیکن نتوانست توپ خوبی را به منیعی که در دهانه دروازه قرار داشت برساند تا توپ از دست برود.
دقیقه 18 و برخلاف جریان بازی ملوان به گل رسید،‌ خطای اسماعیل نظر روی مجتبی قربانی پشت محوطه جریمه ملوان را صاحب یک ضربه ایستگاهی کرد، محسن گیاهی پشت توپ ایستاد و با یک پاس کوتاه رضا نیک‌نظر را صاحب موقعیت کرد و این بازیکن نیز با یک شوت عالی دروازه پاس را باز کرد.
بعد از این پاس مجدداً آرایش هجومی به خود گرفت و 5 دقیقه بعد گل‌خورده را جبران کرد. فرار عالی منیعی و پاس رو به بیرون او برای رحمتی کافی بود تا هافبک ملی‌پوش پاس با یک شوت بی‌نقص و زیبا دروازه ملوان را باز کند و بازی را به تساوی بکشاند.
بازی در این دقایق بسیار زیبا و تهاجمی دنبال می‌شد چرا که هر دو تیم در فکر ارائه یک بازی کاملاً زیبا بودند و توپ را کاملاً با هدف به گردش درمی‌آوردند.
دقیقه 33 امیر خدامرادی از پشت محوطه جریمه دروازه پاس را هدف قرار داد ولی رودباریان با عکس‌العمل به موقعی توپ را راهی کرنر کرد و از کرنر نیز ملوان نتوانست استفاده مناسبی ببرد.
ایمان رزاقی‌راد، تک‌مهاجم پاس بود؛ منیعی و پاشایی نیز وی را از پشت سر تغذیه می‌کردند اما ملوان روی ضدحملات بسیار خطرناک نشان می‌داد. دقیقه 42 ضربه ایستگاهی ملوان به دیرک دروازه برخورد کرد، یک دقیقه بعد سانتر جمشیدی روی تیر دو ارسال شد ولی شیرزاد نتوانست از توپ استفاده کند.
دقیقه 45 محسن گیاهی با ضربه سر چکشی دروازه رودباریان را هدف گرفت ولی رودباریان در شرایط نامتعادل توپ را دوضرب مهار کرد و درنهایت توپ وارد دروازه شد تا ملوان نیمه اول را با پیروزی به رختکن برود.

باتوجه به اینکه پاس در نیمه اول دو گل از حریف خود دریافت کرده بود، نیمه دوم را فقط به فکر جبران وارد زمین شد تا بازی را به تساوی بکشاند.
در همان ثانیه‌های ابتدایی نیمه دوم میثم منیعی سانتر بسیار بلندی روی دروازه انجام داد ولی ضربه سر ایمان رزاقی‌راد به شکلی کاملاً خطرناک به اوت رفت. پاسی‌ها برای رسیدن به گل بی‌تابی می‌کردند ولی ملوان روی ضدحملات و باتوجه به بازی بسیار خوبی که محسن گیاهی انجام می‌داد، بسیار خطرناک بودند. دقیقه 58 شوت منیعی از میانه میدان با عکس‌العمل عالی حسنی‌صفت همراه شد.
پاس همچنان از جناح راست روی دروازه حریف توپ می‌ریخت و حمله می‌کرد، دقیقه 62 منیعی با یک سانتر عالی موقعیت جالبی روی دروازه خلق کرد ولی ضربه سر جمشیدی در آستانه یک دروازه خالی به اوت رفت تا آه از نهاد نیمکت‌نشینان پاس بلند شود.
جلالی در دقیقه 66 آقایی را به زمین فرستاد، این بازیکن به محض ورود به زمین پشت یک ضربه ایستگاهی ایستاد و توپ خوبی را روی دروازه ارسال کرد ولی ضربه سر زیبای پاشایی باز هم در اختیار دروازه‌بان ملوان قرار گرفت. با ورود آقایی به زمین حملات پاس نظم و آهنگ بهتری پیدا کرد و به خاطر اینکه پاس یکسره در حمله بود، ملوان روی ضدحملات بسیار خطرناک ظاهر می‌شد.
دقیقه 72 پاس رو به عقب رزاقی‌راد به بیرون محوطه جریمه جمشیدی را در موقعیت گلزنی قرار داد ولی شوت وی با فاصله اندک به اوت رفت.
در دقایق پایانی بازی پژمان جمشیدی با کارت قرمز داور مواجه شد تا پاس با 10 یار برای رسیدن به گل تساوی تلاش کند.
ملوان در دقایق پایانی به خوبی در نیمه خودی توپ را به چرخش درمی‌آورد و بازیکنان پاس نیز رو به توپ‌های بلند آورده بودند تا از این طریق به گل برسند، حتی نصرتی مدافع آخر پاس نیز برای گلزنی جلو کشیده بود.
داور چهار دقیقه وقت تلف شده اعلام کرد ولی تلاش پاس در این لحظات برای رسیدن به گل تساوی کاملاً بی‌نتیجه ماند تا پاس در کمال ناباوری یک شکست خانگی را پذیرا باشد. در آخرین دقایق بازی یوسف‌زاده هم با کارت قرمز مواجه شد.

IL Diavolo
19th October, 2006, 04:08 AM
جدول لیگ برتر

http://i11.tinypic.com/32zkx7t.jpg

Sám
4th December, 2006, 03:31 AM
مانيفست مردي كه مي‌خواهد مربي باشد


<اصول من در مربيگري؛ صداقت،‌ انضباط و كار است.>‌ اين بيت‌الغزل صحبت‌هاي همايون شاهرخي در مراسم معارفه‌اش به عنوان سرمربي پاس است.‌
همايون شاهرخي،‌‌سرمربي سابق تيم‌ملي ايران، باشگاه راس الخيمه امارات، فولاد خوزستان، پيكان و بنياد شهيد،‌ حالا نزديك به 60 سال سن دارد.‌ سرهنگ سابق شهرباني است و سه فرزند دارد.‌‌هافبك سابق تيم پاس بوده و با پيراهن شماره 6 بازوبند كاپيتاني پاس را به بازو مي‌بسته.‌ يك مربي سنتي، معتقد به نظم و ديسيپلين. از مكتب پاس كه بيشتر از هر شخصي، به مهدي اسدالهي و حسن حبيبي تعلق دارد.‌
او پس از اين‌كه در پاييز 1380 براي اولين بار سرمربي پاس شد، به طور قابل ملاحظه‌اي در فوتبال ايران پيشرفت كرد.‌ هر چند او دو سال بدون جام را در پاس سپري كرد اما آشنايي قديمي‌اش با محمد دادكان به علاوه مشاوره دوست و ياور هميشگي‌اش - حسين فركي- شاهرخي را به سرمربيگري تيم‌ملي و سپس مديريت فني اين تيم رساند.‌شاهرخي پس از ورود به پاس كه به نوعي با استقبال بخشي از پيشكسوتان و مخالفت جدي اصغر شرفي، محمود ياوري و مهدي مناجاتي روبه‌رو شد،‌ خداداد عزيزي - شاگرد سابقش در فتح - را به اين تيم آورد و اين بهترين هديه شاهرخي براي پاس بود.‌ او هر چند پس از فيروز كريمي وارد پاس ‌شد اما هرگز احساس غربت نداشت و انگار به خانه قديمي‌اش پا گذاشته بود.‌شاهرخي يك مربي كاملاً منطقي و وارد به قواعد بازي است،‌ از همين رو بعد از خروج از پاس هرگز پل‌هاي پشت سر خود را خراب نكرد.‌ زماني كه دنيزلي در روزهاي اول ورودش به ايران به كمپ تيم‌هاي ملي سر زد، اين همايون شاهرخي بود كه به استقبالش مي‌رفت:‌ <بالاخره ما از خانواده پاس هستيم و ايشان سرمربي پاس. بايد تحويلش بگيريم.‌>
هر چند هميشه او اصرار مي‌كرد:‌ ‌<در عمرم به هيچ فردي حساس نبوده و نيستم، از جمله مجيد جلالي.>‌ اما نمي‌توان منكر شد كه پس از شنيدن نام جلالي احساس خوبي به او دست نمي‌دهد.‌ درست مثل اتفاقي كه براي جلالي مي‌افتد.‌دوره جديد فعاليت شاهرخي، پس از يازده هفته متوسط پاس جلالي آغاز مي‌شود.‌ گرچه پيش‌بيني پاس شاهرخي، چندان مشكل نيست اما بيشتر از هر فردي اين مجيد جلالي است كه انتظار ديدن پاس جديد را دارد.‌شايد مهم‌ترين تفاوت شاهرخي با جلالي، تفاوتي باشد كه پروين با دنيزلي دارد.‌ شاهرخي در پاس يك جريان است و جلالي يك ميهمان.‌ مثل ميزباني پروين و ميهمان بودن دنيزلي.‌چه جالب!‌ بالاخره دنيزلي و جلالي در يك نقطه به هم رسيدند.‌
جلالي چه مي‌تواند بگويد؟اكنون مجيد جلالي دوباره از پاس بركنار شده.‌ جانشين او اما اين بار يك مربي بزرگ خارجي نيست كه او با تقسيم‌بندي مربي ايراني - خارجي از خود در لفافه دفاع كند،‌ اين همايون شاهرخي است كه وارد خانه‌اش شده و مجيد جلالي احتمالاً متوجه اشتباه استراتژيك خود.‌ چه او متعلق به جريان‌نوگراي فوتبال ايران است - همان جرياني كه لوكا بوناچيچ، رنه سيموئز و مصطفي دنيزلي به آن تعلق دارند - و بايد معيار تقسيم‌بندي خود را مربي سنتي - مدرن قرار مي‌داد و نه ايراني - خارجي.‌ اشتباه استراتژيك او امروز رخ نمايانده.‌ او ديگر نمي‌تواند سخني به زبان بياورد غير از اين‌كه بگويد:‌ <من مي‌خواستم سرعت ديد را با سرعت بازي تلفيق كنم و پاس را به قهرماني برسانم.‌>مجيد جلالي با دست خالي از پاس مي‌رود.‌ او ديگر فقط يك مربي است.‌ يك جريان نيست، چه او جرياني را كه خودش آغاز كرده بود به خاطر خودش، به عقب راند و‌ترجيح داد يك مربي ايراني باشد تا يك مربي عملگرا و نوگرا و مدرن.
و اما‌ آقاي شاهرخي!
ايشان در بدو ورود، حرف‌هايي زدكه نشان داد دادكان اگر چه رفته است، اما <دادكانيسم> هنوز وجود دارد.
آقاي شاهرخي، از اين گفت كه به خواست خبرنگاران نيامده - كه اين البته درست است - و توصيه كرد به بازيكنان پاسكه <با خبرنگاران براي فيكس شدن تماس نگيريد> كه اين حرف، نشانه‌اي است از همان روحيه‌اي كه دادكانيسم آن را پايه گذاشت: با شك به همه كس و همه چيز و همه جا نگاه كردن.
آقاي شاهرخي حرف اول را بدزد. اميدوار باشيم، قدم اول را خوب بردارد. تعبير و تفسير سخنان‌ آقاي شاهرخي، باشد براي نوبتي ديگر چه شايد در اين ميانه، امانت در نقل قول، رعايت نشده باشد.

Sám
6th December, 2006, 03:34 AM
جلا‌لي، مردي كه آمدنش كامل نبود



و بايد ديد اين انتظار از كدام نوع است. گوشه‌اي نشستن و دست روي دست گذاشتن يا به نقد از خود پرداختن و اشكالا‌تي را كه باعث عقيم ماندن افكار يك مربي مي‌شود، شناختن و در حد توان، همه را كنار زدن.
* * *
جلا‌لي بازنده نيست. او را بايد كنار رفته يك مرحله و يك مقطع دانست، اگر چه اين كنار رفتگي - بيشترين كساني كه به اين قضايا از دور نگاه مي‌كنند، از واژه كنار گذاردن آن هم در قاب اخراج استفاده مي‌كنند ولي در واقع او كنار رفته به اعمال خويش است، نه كنار مانده به اراده ديگران- از سال پيش تا به امروز، سه بار تكرار شده باشد:
اول بار از صباباتري جدا شدن
دوم بار از شهيد قندي فاصله گرفتن
سوم بار پاس را براي همايون شاهرخي وانهادن.
جلا‌لي در مربيگري فكري دارد و ايده‌اي. او مي‌خواهد چيزي باشد كه ديگران نيستند. او مي‌خواهد بيش از يك مربي باشد- چه موفق و چه شكست‌خورده- به همين دليل او از تمام تفكراتش در فوتبال حرف مي‌زند و به همه اهدافش اشاره دارد. او اگر چه در يك تيم- امروز پاس و سال پيش شهيد قندي و جلوتر از تيم يزدي‌ها، در صباباتري- نتوانست به توفيقي كه لا‌زمه پياده كردن افكارش و نزديك شدن به اهدافش است دست يابد اما با لجاجتي كه در هر مربي واقعاً مربي بايد وجود داشته باشد، خود را شكست خورده نمي‌داند و مي‌خواهد در كوششي نو كه فرصتش حتماً مي‌رسد توان خود را بيازمايد.
او منتظر آينده است و اين آينده، هم مي‌تواند همين حالا‌ و همين لحظه، يعني اكنون باشد و هم مي‌تواند مدتي دورتر به سراغ او بيايد.
مجيد جلا‌لي براي توفيق در اين جهد دوباره و در اين پيگيري برنامه‌هايي كه براساس مربيگري دارد، بايد خودش را نقد كند و داشته‌ها و نداشته‌هايش را يكجا زير ذره‌بين دقت ببرد. در كمال صراحت، حتي اگر لا‌زم شد- كه لا‌زم مي‌شود- در كمال خشونت.
جلا‌لي به اشكال بازي مورد نظرش پي برده است. او كاستي فوتبال را كه مي‌پسندد ديده و شناخته، پس مي‌توان اميدوار بود در بازبيني دوباره، اين نگاه <عيب كاوانه> را تكميل كرده، خود را در مرتبه‌اي بالا‌تر از نگاه واقع‌بينانه به چند و چون بازي تيمش قرار دهد.
جلا‌لي به اصل اشاره مي‌كند كه بهمن فروتن با سادگي بيشتر و همه فهمي كامل همان اصل را از اشكالا‌ت ديرينه فوتبال ايران مي‌داند:
ناسازي سرعت با دقت.
فروتن مي‌گويد سرعت را بايد به خدمت دقت درآورد و هيچ‌كدام را به پاي ديگري سر نبريد و فدا نكرد كه فوتبال بدون سرعت در واقع فوتبال بدون دقت هم هست.
جلا‌لي، كه استراتژي رفتاري او، پيچيده كردن مفاهيم ساده است - و اين ويژگي، خود او را بيشتر از مخاطبانش دچار سردرگمي <لا‌بيرنتي>مي‌كند - در همين باره به سرعت بازي و سرعت ديد مي‌پردازد، اين دو نوع سرعت را از دو مقوله مي‌داند و سپس در تركيب اين دو، به جاي استفاده از سرعت تصميم‌گيري و سرعت پردازش ذهني از اصطلا‌ح <ديد بازيكنان> كه نوعي تازگي در آن است- و جلا‌لي عاشق<تازه> اداكردن هر مفهوم و هر بيان كهني است كه اصالت و قدمت چند ده ساله در بخش رفتار و تكرار دارد- استفاده مي‌كند كه غلط نيست اما چه بسا كه خود جلا‌لي، در بيان آن دچار لكنت مفهومي شود.
جلا‌لي تيم پاس را در مرحله عبور از راه سنگلا‌خ و پرپيچ و خم مي‌داند و اين كه او را درست در لحظه‌هاي عبور از مسيرهاي صعب و سخت اخراج كردند با اين حرف جلا‌لي يك طعنه به آينده نزديك پاس مي‌زند:
... وقتي از سنگلا‌خ عبور كردم و به اتوبان رسيدم، آنها ديگر من را نخواستند.
معناي اين حرف روشن است. همايون شاهرخي، در يك اتوبان هموار ماشين پاس را از مجيد جلا‌لي تحويل گرفته است. شاهرخي از امروز پرگاز و با شتاب در اين جاده كفي مي‌تازد و پيش مي‌رود و اين همه را از مجيد جلا‌لي دارد كه از سنگلا‌خ‌هاي صعب‌العبور گذر كرده است.
در اين طعنه خودپسندانه و نيز بدجنسانه، جلا‌لي بخشي از واقعيت را گفته است و بخش ديگري را ناگفته گذاشته. آيا او در نگاه به آينده‌اي كه منتظر آن است، به خودش نيز همانطور نگاه مي‌اندازد كه به همايون شاهرخي و پاسي كه اختيارش در دست اوست، نگاه مي‌كند؟
كامل نبود

Sám
7th December, 2006, 03:31 AM
همايون شاهرخي، مردي از مكتب پاس بدون اتصال به مكتب پاس


مربياني داريم كه هستند، حتي اگر نباشند، حتي اگر به كاري مشغول نشوند. مربياني هم داريم كه نيستند، حتي اگر باشند، حتي اگر در اوج باشند، حتي اگر پول پارو كنند، حتي اگر از هر رشته فوتبال كسبي درست كنند.
ناصر حجازي، يكي از مردان هميشگي است آنها كه هستند. مجيد جلا‌لي، هم يكي ديگر از اين مردان است، مثل فيروز كريمي و نظير بيژن ذوالفقارنسب و اصغر شرفي. اينان اگر خانه‌نشين شوند اين فوتبال ايران است كه لطمه مي‌خورد كما اين كه لطمه خورده است. مربياني هستند كه بودن‌شان لا‌زم است اما وقتي مي‌روند كسي سراغي از آنها نمي‌گيرد. در عصر ارتباط و در جهان اطلا‌عات، اينان نه قادرند به برقراري ارتباط خوب و فراگير و نه برخوردارند از اطلا‌عاتي كه مناسب روز باشد. در كمال سلا‌مت رفتار، در نهايت صداقت و پاك رفتاري، وقتي مي‌روند كسي از آنها ياد نمي‌كند. همايون شاهرخي، يكي از همين گروه است كه البته از احترامي ويژه برخوردار است و البته كه از استحكام را‡ي و درستي نظر هم بي‌بهره نيست.
عيب اصلي همايون شاهرخي - كه خودش يك روزي در دهه 60 خودش را معلم و مربي روز در زمين تمرين و شاگرد شب هنگام برنامه‌ريزي تمرين فردا و ارزيابي تمرين روز پيشين مي‌دانست و معرفي مي‌كرد - در اين هر دو بخش است. او نه قادر است با محيط پيراموني خود ارتباط لا‌زمه را برقرار كند و به همين دليل نه شايد بتواند آموزه‌هاي اصيل خود را به زباني امروزي‌پسند بيان كند. با اين همه شاهرخي مربي وزين و محترمي است كه سبك ندارد و قادر به جمع كردن حتي دورادور كساني كه از او تقليد كنند نيست. شاهرخي، خودش است و خودش.
چه برنده، چه بازنده، چه مثل پاس در بازي‌هاي همه با هم سال 59 و چه مثل آن روزها كه در تيم دارايي، يك تيم خوب را پايه‌گذاري مي‌كرد و يك جمع دوست داشتني را حول محور بازي حساب شده (و نه حركات شلم شوربا) شكل مي‌داد. شاهرخي، براي تكرار شدن فقط يك نفر دارد، حسين فركي. اخيراً - يعني از روزي كه همايون شاهرخي، پذيرفت تا مربي تيم پيكان در ليگ‌برتر دوره چهارم باشد - احمد سجادي هم به حسين فركي اضافه شد. به اين ترتيب همايون شاهرخي فرمانده يك لشكر دو نفره است. از كساني كه همبازي او بودند، از كساني كه شاگرد او بودند، از كساني كه محبت شاهرخي فراوان شامل حال‌شان شد، پيرامون او خبري نيست. اوست و اوست. سبكي، روشي، الگوي رفتاري به نام او ثبت نخواهد شد. كما اين كه تا امروز هم نشده است.
شاهرخي، يكي از برآمدگان مكتب پاس است. مهدي اسدالهي - كه خدا عمرش را دراز و سلا‌متي‌اش را افزون كند - تمام دانسته‌هاي آن روز به روز و آن روز علمي خود را در تيم پاس تقديم همه كساني كرد كه هنوز هم مثل همايون شاهرخي در فوتبال ايران حضوري درجه اول دارند. حسن حبيبي، البته از چهارصد دستگاه آمد و اصول ويژه خود را داشت اما <حسن آقا> در پاس، صاحب سبك شد. هم در بازي و هم در مربيگري. حسن‌آقا، مناجاتي، شاهرخي و اين اواخر فيروز كريمي را براي مربيگري ساخت و پرداخت. حسين كازراني را هم.
حشمت مهاجراني، محمد رنجبر، اصغر شرفي، مهدي مناجاني، محمود ياوري و البته كه همايون شاهرخي. اينان همگي شاگردان مكتب پاسند اما جز حشمت مهاجراني و حسن حبيبي، هيچيك براي خود نه در پيروي موفق از سبك پاس و نه ابداع روش ديگري در مربيگري چيز خاصي به ميان نياوردند. محمود ياوري، باز نظمي را سرلوحه كار خود قرار مي‌دهد اما نظمي كه همايون شاهرخي از آن حرف مي‌زند فقط با حضور خود او، فقط در تيم خود او نظامي را باعث مي‌شود. از اين رو، همايون شاهرخي را مردي يك لحظه - كه ممكن است چندين سال ديگر هم ادامه داشته باشد - مي‌دانيم. از او نه شاخي خواهد روييد و نه بر و ميوه‌اي. شاهرخي يك نفر است و يك نفر اما همين امروز كساني كه اهل مطالعه بازي هستند و با خط و خط‌كش و خط كشي، تيمداري مي‌كنند و اهل تجزيه و تحليل بازي هستند و اهل برنامه ريزي و برنامه‌نويسي هستند و امروز را به فردا و ديروز را به امروز وصل مي‌كنند، فراوانند.
اينان همه را مي‌توان متاثر شده از مجيد جلا‌لي دانست. همان مردي كه جاي خود را درست در درست‌ترين روز، به همايون شاهرخي داد و البته كه از اين بابت گله‌ها دارد و اين حق را از مديران پاس كه مي‌ديدند <ماستي كه ترش است از طغارش پيدا است> نمي‌پذيرد كه برابر اهداف خود و سرمايه‌گذاري خود به كنترل كيفيت <خط توليد> تيم خود بپردازند.
آيا همايون شاهرخي اين خط توليد را مي‌فهمد؟ آيا او مي‌داند كه پاس چه دارد و چه ندارد؟
سري بزنيم به حرف‌هاي همايون شاهرخي كه كليدي است از افكار او.
تابلوي روحيات او
- پاس در ذهن من هميشه با قهرماني همراه است. اصلي‌ترين انگيزه من تشكيل تيمي است كه پاس بزرگ را تداعي كند. من نيامده‌ام كه پاس هفتم يا هشتم شود.
-من اصلاً از پاس بازي‌اي نديده‌ام. من حتي يك بازي از پاس را نديده‌ام. پس قاعدتاً من نمي‌توانم درباره اين تيم اظهار‌نظر كنم. - بيش از چهار دهه در فوتبال بوده‌ام - تقريباً هميشه هم در پاس - و آموخته‌ام كه رمانتيك نگاه نكنم. - در مربيگري بايد وارسته بود تا وابسته. شما امروز هستيد و فردا نيستيد. پس بايد وارسته باشيد.
-من دنبال ايجاد موج نو و تولدي دوباره نيستم. من همه مراحل فوتبال را گذرانده‌ام و من به خوبي مي‌دانم كه عاقبت اين نردبان افتادن است.
- اين كه مي‌گويند اين مربي سنتي است و آن مربي مدرن، حرف افرادي است كه زياد فوتبال بازي نكرده‌اند. دسته‌بندي مربيان به نظم‌گرا، علم‌گرا، سنتي و مدرن در واقع برچسب زدن است كه در مملكت ما زياد است ولي من معتقدم مربي بايد عاشق باشد. كسي كه عاشق بود همه كار مي‌كند. از مسايل روز خبردار مي‌شود، مطالعه مي‌كند دنبال علم مي‌رود و از تجربياتش هم خوب استفاده خواهد كرد.
مثل رابينسون كروزئه با جمعهاش
خب، مردي كه عشق را موتور زندگي مي‌داند اما از عاقبت خود در مربيگري - افتادن از نردبان - آگاه است با اين حرفه چگونه كنار ميآيد. عاشقانه يا عاقبت‌طلبانه؟
آن‌قدر از نردبان بالا‌ مي‌رود تا سرش گيج بخورد و نقش زمين شود و دوباره برخيزد يا از همان اول هواي نردبان را دارد و مواظب كه خيلي بالا‌ نرود تا در صورت افتادن، استخوان‌هايش نرم نشود كه اين شايد شرط عقل باشد اما شرط عشق چيز ديگري است.
درباره شاهرخي - اطلا‌عات اينجانب مربوط مي‌شود به دهه 60 و از حدود سال‌هاي 70 تا به امروز يك قطع، يك بريدگي و يك فاصله اجازه قضاوت را مي‌گيرد - واقعيت اين است كه او با سردي دنبال يادگيري بوده است. همان طور كه با سردي هم دنبال ياد دادن رفته است.
شاهرخي، هنوز به زندگي <رابينسون كروزئه> معتقد است و يك جمله كه او را بس. آيا در هزاره سوم - اگر آقاي شاهرخي اين تقسيم‌بندي‌ها را قبول داشته باشد - مي‌توان مثل دهه 40 مربيگري و تيمداري كرد؟
آيا شاهرخي سال 1385، تكرار موبه‌موي اسدالهي سال‌هاي 46 تا 50، حسن حبيبي از سال 50 تا سال 57 و حتي خود همايون شاهرخي از سال 57 تا سال 67 است؟ جوابش را خود همايون‌خان بدهد. به خودش، در دلش.
شاهرخي آدم راستگويي است. او دنبال موج‌نو نيست كه او حتي همان موج كهنه هم نيست. همايون شاهرخي تكرار همايون شاهرخي است ولي همايون شاهرخي، هرگز نه اسدالهي شد و نه حسن حبيبي. او به حشمت مهاجراني هم نزديك نشد كه اگر شده بود، محمد دادكان در راه جام‌جهاني دستش اين همه خالي و پشتش اين همه تنها نبود.
مهاجراني ميآمد و برانكو اداره مي‌شد و تيم‌ملي به قدرتي كه شايستگي‌اش را داشت دست پيدا مي‌كرد.
از بحث درباره تيم ملي حتي به همين اندازه هم بگذريم كه همايون‌خان، خودش هم در اين‌باره بي‌ميل است.
از او انتظار نداريم كه سبك داشته باشد و مكتبي را در فوتبال نمايندگي كند. او يك نفر است و قابل تقليد نيست. از شاهرخي بخواهيم اشكالا‌ت مجيد جلا‌لي را بشناسد، اين اشكالا‌ت را تكرار نكند و در استفاده از محيط پيراموني‌اش، هنرمندانه شايستگي نشان بدهد.
جلا‌لي در يك مورد <انگ> شاهرخي است. موبه‌مو و نعل به نعل، مثل هم.
جلا‌لي، مردم گريزي داشت و خودباوري. شاهرخي هم مردم‌گريزي دارد و خودمحوري.
باور جلا‌لي به خودش او را خود‌محور مي‌كرد، محوري دانستن خود از ناحيه شاهرخي او را خودباور و بي‌نياز از ديگران - حتي از همكاران نزديكش يعني همكاري مثل حسين فركي - كرده است.اين است همايون شاهرخي كه در 60 سالگي، مي‌خواهد كاري را بكند كه تا 60 سالگي در انجامش توفيق نداشته: قهرمان شدن. ولو آن كه او قهرمان نباشد - كه اين ادعاي واقع‌بينانه ودير به آن رسيده مجيد جلا‌لي هم است.-

Sám
10th December, 2006, 03:14 AM
پيكان - پاس سلا‌م آقاي شاهرخي


سلا‌م آقاي شاهرخي!
بله، با اين عبارت به سراغ بازي پيكان - پاس مي‌رويم، بازي حساسي كه شاهرخي را به ما دوباره معرفي مي‌كند. شاهرخي پس از چند سال، دوباره روي نيمكت مربيگري در ليگ‌برتر مي‌نشيند و ديدگاه‌هاي متفاوتي درباره بازگشت او وجود دارد: طيفي كه با مجيد جلا‌لي احساس و افكار مشتركي دارند، آينده خوبي را براي شاهرخي متصور نمي‌شوند. طيف ديگري هم هستند كه شاهرخي را موفق‌تر از جلا‌لي مي‌دانند.
شاهرخي اگرچه به اين دسته‌بندي‌ها معتقد نيست اما ناخواسته در اين طبقه‌بندي‌ها در جايگاه يك مربي سنتي قرار مي‌گيرد و نتايج او عده اي را خوشحال وعده‌اي را غمگين خواهد كرد.
پاس شاهرخي امروز شايد چهره‌اي متفاوت نسبت به پاس جلا‌لي داشته باشد. پاس شاهرخي اين روزها كوشيده است كه افكار جلا‌لي را از سر بيرون كند و با ايده‌هاي ديگري بازي كند. امروز در پيكان شهر به تماشاي پاس مي‌رويم تا ببينيم شاهرخي چه تغييراتي را در تيمش پديد آورده است. از اين نكته هم غافل نشويم كه شاهرخي در اولين بازي، حريف سرسختي را پيش رو نخواهد داشت.
پيكان اگرچه مربي نا‌موفق خود را حفظ كرده و از قعر جدول هم جدا شده اما تيم سختگيري نيست.
دارابينيان امروز مي‌كوشد كه شاهرخي را در اولين گام نا‌موفق جلوه دهد و البته او به جنگ طيف‌هاي مختلف در ايران فكر نمي‌كند، بلكه به فكر گرفتاري‌هاي خودش در پيكان است.
براي دارابينيان اين بازي حساس است. او مي‌خواهد روند رو‌به‌رشد را ادامه دهد، چون مي‌داند كه جايگاهش روي نيمكت پيكان اصلا‌ً محكم نيست. پيكان و پاس، هر دو تيم‌هايي هستند كه بازيكناني در تيم‌اميد دارند، بازيكنان كليدي كه غيبت هر يك از آنها، دردسرهايي را براي شاهرخي و دارابينيان پديد ميآورد.

Sám
14th February, 2007, 03:13 AM
معناي سه گل را به تمام فصل تعميم دهيد


پاس تهران - 1 استقلال اهواز 4
سه‌شنبه 24 بهمن 85، مرحله يك‌چهارم نهايي جام‌حذفي، ورزشگاه دستگردي، ساعت 13/30، تماشاگر 1000 نفر
گل‌ها: خورج ( )64(پاس)، فضلي )37(، آل نعمه )48(، كوشكي ( )49(‌گل به خودي)، رمضاني ( )90+5(استقلال اهواز)داور:‌ محسن تركي كمك‌ها: اسماعيل صفيري، محسن فريماني اخطار: احمدي، رحمتي و خورج (پاس)
پاس: حسن رودباريان، بيژن كوشكي، امير خورج، حنيف عمران‌زاده، كيانوش رحمتي77( هادي شكوري)، خسرو حيدري، عباس آقايي 60( محمد غلامي)، نادر احمدي، ميثم منيعي، هاملت ميخيتاريان، آرش برهاني 62( محمد اسماعيل نظري) سرمربي: همايون شاهرخي استقلال اهواز: حميدرضا بابايي، مجتبي شيري، جلال كاملي‌فرد، علي بداوي 64( رضا جلالي ثابت)، علي حمودي 72( سعيد چاه‌جويي)، احمد آل نعمه، مصطفي حقي‌پور، سعيد رمضاني، رضا طاهري 87( عليرضا رضايي)، ميلاد ميداودي، فريدون فضلي سرمربي: فيروز كريمي
پاس در تكميل ناكامي‌هايش در ليگ برتر در جام‌حذفي نيز با شكستي سنگين مقابل استقلال اهواز در مسابقات حذف شد تا معلوم شود مشكل ريشه‌اي‌تر از آن چيزي است كه به نظر مي‌آيد. تيمي كه از پر مهره‌ترين تيم‌هاي ليگ است و تحت رهبري دو مربي با روش‌هاي مختلف نتوانسته به نتيجه برسد جز كسيختگي مشكل ديگري نمي‌تواند داشته باشد؛ مشكلي كه البته به آساني قابل حل نيست. گل اول مسابقه پاس - استقلال اهواز بر خلاف روند بازي و در عين برتري پاس به ثمر رسيد. قبل از اين گل پاسي‌ها با توپي كه به تير دروازه حريف زدند و چند ضربه ديگر بسيار خطر ساز نشان دادند، اما فضلي در دقيقه 37 با دريافت توپي كه پشت 6 قدم پاس به زمين خورد، چرخيد و پشت به دروازه كرد و با يك ضربه برگردان گل اول را از بالاي سر رودباريان وارد دروازه پاس كرد. پاس براي جبران گل در نيمه اول حملات پراكنده‌اي را انجام داد اما در اوقات باقي‌مانده نتوانست به گل تساوي برسد.
آغاز نيمه دوم آغاز فروپاشي بود. استقلال اهواز در دقيقه 48 با ضربه كاشته 25 متري احمد آل نعمه گل دوم را هم زد و يك دقيقه بعد همين بازيكن ضربه بلند آغاز بازي از كنار دروازه استقلال اهواز را به روي خط 18 قدم پاس فرستاد كه كوشكي به اشتباه و با ضربه پشت سر دروازه خود را باز كرد. با دريافت گل سوم پاس ديگر چيزي براي از دست دادن نداشت و شاهرخي با تعويض‌هاي پياپي تلاش كرد تا تيم خود را صاحب قواي تهاجمي بيشتري كند اما تمام اين تغييرات بيش از يك گل به بار نياورد. در دقيقه 64 اميد خورج مدافع مياني پاس سانتر ارسالي از چپ را با ضربه سر وارد دروازه اهوازي‌ها كرد تا انگيزه پاس براي رسيدن به تساوي از دست نرود اما پس از اين گل حملات پاس راه به جايي نبرد و ديواره دفاعي پر تعداد استقلال اهواز مانع محكمي در مقابل حملات ميزبان بود.
استقلال اهواز كه در اوج حملات پاس روي ضد حملات حساب مي‌كرد در آخرين دقيقه اوقات تلف شده روي همين تاكتيك به گل چهارم هم رسيد. فضلي با فرار در عمق دفاع پاس و دريبل دادن چند بازيكن حريف در حالي كه موقعيت براي گلزني هم داشت ريسك نكرد و با پاس به بيرون موقعيت را براي رمضاني ساخت تا با يك ضربه بغل پا دروازه رودباريان را باز كرد تا فاصله 3 گل بين دو تيم معناي كامل خود را به جا بگذارد.

kobrat
11th May, 2007, 04:17 PM
سلام به همه پاسی های عزیز
می بینم كه چندصد ! طرفدار پیدا كرده این تیم محبوبمون ...
یه زمانی تو گوگل كه پاس رو سرچ می كردیم اولین سایت وبلاگ یاسهای سبز بود ... یادش بخیر چقدر كیف داشت ! ولی وقتی به عمق قضیه دقت می كردم كه تیم محبوب من یه سایت نداره ، یه چهار تا طرفدار نداره ! كلی ناراحت می شدم . تازه اون زمانها پاس كلی تیم بود برای خودش ! نه مثل الان كه ته جدول جا خوش كرده باشه
اما حالا وقتی تو گوگل پاس رو سرچ كنیم ردیفهای اول و دوم و سایت رسمی باشگاه و روزنامه پاس جوان از من گرفتند. این هم خوبه!!
بعد از صد سال به تالار پارس فوتبال یه سری زدیم كه بگیم "ما هم هنوز هستیم ـ ما هم پاسی هستیم"
التماس دعا

Sir Bob Paisley
1st June, 2007, 02:20 PM
واگذاري پاس به همدان خبرخوبي نبود

من بشدت باتوسعه نقشه فوتبال كشورموافقم وبه خاطرهمين هم دوست دارم تيمي مثل شهرداري بندرعباس ب ليگ برترصعودكنه و ازصعودشيرين فرازكرمانشاه هم خيلي خوشحال شدم

هميشه هم معتقد بوده ام كه بايد تيم هاي كم طرفدارتهراني روبه شهرستانها داد تانقشه فوتبال توسعه پيداكنه( كاري كه درموردعقاب تهران كردن و حالابانام شيرين فرازكرمانشاه ميخوادتوليگ برترشركت كنه كه نتيجه اش ورودكرمانشاه به فوتبال كشوره و تزريق كلي تماشاچي وسرمايه )
همه اينهادرست

اماانتقال پاس تهران به همدان كاردرستي نبود. پاس يك باشگاه قديمي - ريشه دار و مولفه. يكي ازسه بزرگ تهران. مطمئنابراي خيلي هاحتي تصوراينكه ديگه اي تيمي به اسم پاس درفوتبال كشوروجودنداشته باشد دردناكه .
پاس نام بزرگي درفوتبال ايران وشايدآسياست.
پاس تازه داشت توتهران براي خودش تماشاچي وهوادارادست وپاميكرد.

مديريت نيروي انتظامي بااين كارخودش به تاريخ و هويت فوتبال ايران گندزد. پاس رونميشه ازفوتبال تهران وايران جداكرد.
نمي دونم الان موسس پاس يعني استاداسدالهي چه حالي داره ازشنيدن اين اتفاق بد

Benyamin
1st June, 2007, 02:40 PM
منم با حرفای ابوالفضل جوون موافقم
شاید این كار در ظاهر كار خوب و پسندیده ای باشه ولی نه در مورد پاس...!!!
شاید تیمای دیگه كه هر ساله اسم عوض میكنن و به شكلهای مختلف تو لیگ برتر شركت میكنن خوب بود ولی پاس...

Siyavoush
1st June, 2007, 03:43 PM
واگذاري پاس به همدان خبرخوبي نبود

من بشدت باتوسعه نقشه فوتبال كشورموافقم وبه خاطرهمين هم دوست دارم تيمي مثل شهرداري بندرعباس ب ليگ برترصعودكنه و ازصعودشيرين فرازكرمانشاه هم خيلي خوشحال شدم

هميشه هم معتقد بوده ام كه بايد تيم هاي كم طرفدارتهراني روبه شهرستانها داد تانقشه فوتبال توسعه پيداكنه( كاري كه درموردعقاب تهران كردن و حالابانام شيرين فرازكرمانشاه ميخوادتوليگ برترشركت كنه كه نتيجه اش ورودكرمانشاه به فوتبال كشوره و تزريق كلي تماشاچي وسرمايه )
همه اينهادرست

اماانتقال پاس تهران به همدان كاردرستي نبود. پاس يك باشگاه قديمي - ريشه دار و مولفه. يكي ازسه بزرگ تهران. مطمئنابراي خيلي هاحتي تصوراينكه ديگه اي تيمي به اسم پاس درفوتبال كشوروجودنداشته باشد دردناكه .
پاس نام بزرگي درفوتبال ايران وشايدآسياست.
پاس تازه داشت توتهران براي خودش تماشاچي وهوادارادست وپاميكرد.

مديريت نيروي انتظامي بااين كارخودش به تاريخ و هويت فوتبال ايران گندزد. پاس رونميشه ازفوتبال تهران وايران جداكرد.
نمي دونم الان موسس پاس يعني استاداسدالهي چه حالي داره ازشنيدن اين اتفاق بد


دقیقا
این كار كاره درستیه ولی نه در مورد تیمهایی مثل استقلال و پاس و پرسپولیس یا حتی سایپا
اینها از قدیم در تهران بودن چه بخواهیم چه نخواهیم و جزو تیمهای قدیمی هستن!پاس بازیكنان زیادی از دست خواهد داد
حالا برام عجیبه اون همهخ امكانات به كی میرسه اگر پاس بره همدان؟!

kobrat
1st June, 2007, 11:25 PM
یعنی راسته ؟ :40:

این همه براش تبلیغ كن . طرفدار جمع كن ......
همه چی پر؟!!!

اخبار پارس فوتبال رو زیاد جدی نگیرید ها !!! :secret:

NoName
2nd June, 2007, 02:13 AM
واقعا متاسفم كه یكی از تیمهای باریشه و قدیمی فوتبال كشور نابود شد.

amoz
2nd June, 2007, 07:04 AM
ببخشید. اصلا قصد اهانت ندارم. ولی به نظر من پاس تهران بزرگ را کردن تو قوطی!!
پاس حیف بود. اگر چه امسال خوب نتیجه نگرفت ولی تیم کوچیکی نبود.
:16gaya:
فقط میتونم بگم ایشالا خیره!!

rahananews
4th June, 2007, 12:29 PM
به نظر من این کار از دو جهت اشتباهه اولا اینکه این تیم زیر نظر نیرو انتظامی بوده نه اقای احمدی مقدم که اینقد راحت بذل و بخشش میکنه.
دوم اینکه باید قبول کنیم همدان از نظر ورزشی رشد نداشته چه برسه به فوتبال اونم لیگ برتر
اگه قرار به هدیه هم بود باید به شهر دیگه ای میدادنش.

rahananews
4th June, 2007, 12:57 PM
سال سقوط‘سال فرار

--------------------------------------------------------------------------------

یکی از دو سه باشگاه ایرانی است که واقعآ باشگاه است. تمام پارامترهای یک باشگاه را داراست. از افتخارات قطب سوم فوتبال ایران در سالهای گذشته همین بس که پس از استقلال, تنها تیم ایرانی قهرمان باشگاههای آسیاست.
فصل اخیر برای پاس فصلی متفاوت بود. آنها در بعضی از هفته ها, خود را در جمع کاندیداهای سقوط میدیدند و برای مدعی قهرمانی فصول گذشته, در هفته های آخر تنها یک هدف متصور بود, فرار , آنهم فرار از سقوط. بهر شکل پاس در لیگ برتر ماندگار شد.
اما دوسه روزی هست که خبری عجیب منتشر شده. امتیاز پاس به الوند همدان واگذار میشود. خبر بیش از اندازه عجیب است. چه اتفاقی رخ داده که این باشگاه ریشه دار40ساله دیگر نمیخواهد در سطح اول فوتبال ایران تیمداری کند؟ آیا مسئله ی مالی وجود دارد؟ بعید بنظر میرسد که نیروی انتظامی نتواند هزینه های این تیم را تقبل کند و یا در جذب اسپانسر ناتوان باشد . ضمن اینکه گفته میشود در این انتقال پولی جابجا نخواهد شد.انتخاب همدان از بین استانهایی که در لیگ برتر تیم ندارند , خود یک سئوال دیگر است.براستی دلیل اصلی این انتقال , بیش از حد مبهم است.
اما بعنوان یک هوادار فوتبال که پاس تیم محبوب من نبوده است, دلم برای پاس تنگ میشود. سالهاست که از قهرمانی باشگاههای تهران گرفته تا باشگاههای آسیا و لیگ برتر, پاس را بعنوان یک تیم خوب در فوتبال ایران دیده ام . بازیکنان زیادی در لباس پاس در فوتبال ایران درخشیده اند. نامهایی مثل اصغر شرفی, مهدی مناجاتی, حسین کازرانی, بهتاش فریبا, کورش لرستانی, ضیا عربشاهی, مهدی دینورزاده,فیروزکریمی,حمیدا ستیلی, اکبریوسفی, محمدخاکپور, اصغرمدیرروستا, رسول خطیبی, وحیدهاشمیان, جواد نکونام و.....هر کدام مهره ی قابل اتکایی در فوتبال ایران بوده اند و برخی از آنها در سطح بین المللی نیز بخوبی درخشیده اند. اینها نامهایی نیستند که از ذهن فوتبالدوستان پاک شوند.
بهر حال در روزهاییکه سپاهان بعنوان ( قطب زرد) و سایپا بعنوان ( قطب نارنجی), خود را به همگان اثبات کرده اند, محوشدن قطب سبز فوتبال , از سطح اول فوتبال ایران کمی تامل برانگیز است.

pasi
7th June, 2007, 11:24 AM
منحل شدن پاس یعنی نابودی فوتبال در ایران یعنی نابودی تمام ارزش های فوتبال و ورزش این انتقال با هیچ منطقی سازگار نیست

Sir Bob Paisley
9th June, 2007, 07:25 PM
انا لله وانا الیه راجعون

واگذاری دردناک پاس و نابودی قطب سوم فوتبال ایران رابه همه ایرانیان تسلیت میگم

pasi
9th June, 2007, 07:48 PM
خبر غم انگيز انحلال باشگاه قديمي و پر افتخار پاس را با كمال تاسف همه شنيدند خبري كوتاه ولي پر محتوا ،باشگاه پاس به الوند همدان واگذار شد((همين))حضور تيمي از همدان در ليگ برتر مايه مسرت و شادماني است اما به چه قيمتي ،اين تصميم حتما در تاريخ ورزش اين مملكت مي ماند و آيندگان در مورد آن قضاوت خواهند كرد اما چگونه ؟الله اعلم.
ديروز مردان بزرگي از افسران نظامي دور هم جمع شدند و از دانشكده افسري به همت والاي خود نطفه پيدايش پاس يزرگ را بوجود آوردند مردان بزرگي كه كارهاي بزرگ از آنان ساخته است ،مرداني مانند:فريدون صادقي ،داريوش اسدالهي،حشمت مهاجراني و ....
در راستاي اين حركت در مكتب نظم و صلابت و قدرت و فرهنگ،قطب سوم بوجود آمد كه همگان آن را باور كرده و بر آن صحه گذاشتند .در ادوار مختلف اين باشگاه بزرگ مرداني پا به عرصه فوتبال اين مملكت گذاشتند كه نام آنها در تاريخ ورزشي اين مملكت خواهد ماند:رنجبر ،مهاجراني ،حبيبي،حلوايي ،شرفي ، كازراني، شاهرخي ، فركي ،نيك نفس،صادقي و مناجاتي از دوران اوليه اين باشگاه .در دوران مياني فيروز كريمي ،غلامپور ،خاكپور،ماركار ،رضايي منش،استيلي،گروسي ،مديرروستاو...نسل فعلي رودباريان،نصرتي،برهاني ،نكونام،هاشميان و ...كه حضور اين ستارگان نه تنها در ايران بلكه در اروپا نيز به وضوح ديده مي شود ،آيا فراموش كرده ايم قبل و بعد از انقلاب فقط نام پاس در مقابل دو بزرگ تهراني هزاران نفر ار به استاديوم مي كشاند. براستي يادمان رفته مسابقه پاس و پرسپوليس در امجديه كه حضور هزاران نفر را در استاديوم به همراه داشت و باعث شد براي هميشه بازي هاي پرسپوليس به آزادي انتقال يابد.
براستي به فرض اينكه هفده مسابقه ليگ در همدان برگزار گردد فقط به اندازه مسابقه رفت پاس با پرسپوليس و استقلال تماشاگر خواهد داشت؟؟؟به راستي چه زود فراموش كرديم درخشش پاس در تخت جمشيد را و چه زود فراموش كرديم قهرماني هاي پاس در جام آزادگان و ليگ برتر را و از همه مهمتر جام باشگاههاي آسيا را.
البته اين سنت لامحاله روزگار است كه مردان بزرگي در تاريخ وارد مي شوند و يادگاري از خود بنا نهاده و تا ابد جاويدان مي مانند و بعضي....؛خدا نخواسته باشد كه ما تصميم گيرندگان فعلي از دسته دوم باشيم و ميراثي را كه بزرگان گذشته بدست ما داده اند و ما امروز متولي آن هستيم به تاراج گذاشته و باعث نابودي آن گرديم براي هيچ كس قابل قبول نيست كه ببينيم اين تيتر را زده اند:
خداحافظ تيم سبز پوش
بلكه افتخار در اين است كه همه دست در دست هم داده اين مكتب نظم و انظباط و فرهنگ را پاس بداريم و نگذاريم نام ما تا ابد به عنوان ويرانگر و نابود كننده در تاريخ ورزش اين مرز و بوم باقي بماند . به اميد برافراشته شدن پرچم سبز پاس بزرگ،مظهر نظم و انظباط و جوانمردي در كليه ميادين ورزشي ايران و آسيا.
از طرف جمعي از طرفداران پاس در شهرستان ري

Siyavoush
9th June, 2007, 09:55 PM
حالا چه بلایی سر اون امكانات و ورزشگاه میاد؟فقط میشه تاسف خورد كسی كه قرار نیست به حرف ما گوش بده همین!

Sir Bob Paisley
9th June, 2007, 10:39 PM
وقتی یک آدم ... باشگاهی مثل پاس روارث پدری خودش میدونه ، همین میشه که دیدیم

MIRAS
10th June, 2007, 01:17 AM
رئیس هیأت مدیره باشگاه پاس عنوان كرد
دلایل واگذاری تیم‌فوتبال پاس به همدان

http://i11.tinypic.com/6ceos1t.jpg

ایپنا- پس از واگذاري امتياز باشگاه پاس به استان همدان، سردار جزيني، رئيس هيأت مديره باشگاه پاس دلايل و چگونگي اين انتقال را بيان كرد‌.

دلايل واگذاري امتياز تيم ليگ برتري
سردار جزيني درخصوص دلايل واگذاري امتياز تيم ليگ برتري پاس اظهار داشت‌: مطالبات مردم از نيروي انتظامي در 2 موضوع مي‌گنجد‌: 1- وجود پليس مقتدر، ورزيده، چابك و چالاك 2- افزايش ضريب امنيتي و انضباط اجتماعي كه هم‌اكنون هم رو به توسعه است‌.
رئيس هيأت مديره باشگاه پاس تصريح كرد‌: با توجه به مطالبات مردم، استراتژي نيروي انتظامي براساس موارد زير پيگيري شد‌:
الف) نظريه فيفا در جهت خصوصي‌سازي باشگاه‌ها
ب) تحقق اجراي اصل 44 قانون اساسي كه اساساً اجراي اين اصل انتفاعي نيست، بلكه استمرار بهينه امور به دست مردم است‌.
ج) ايجاد ظرفيت تازه براي فوتبال كشورمان و رشد و تعالي اين رشته ورزشي در كشور.
د) سياست سازمان‌تربيت بدني، تمركز زدايي است‌. هم اكنون 7 تيم در تهران حضور دارند و اين موضوع منطقي نيست‌.
از سوي ديگر اگر چه پاس داراي قدمت است ولي همانند تيم‌هاي پرآوازه پرسپوليس و استقلال طرفدار ندارد و حتي امكان اين موضوع هم وجود نداشت‌.
ه-) وجود شائبه در تيمداري‌، به اين معني كه اگر پاس تيم‌هاي پرطرفدار را شكست دهد، آنها دلخور مي‌شوند‌. نمونه آخر آن بازي مقابل استقلال بود كه طرفداران استقلال ناراحت و پرسپوليسي‌‌ها خوشحال شدند و از سوي ديگر اگر پاس هم ببازد، خارج از روال حرفه‌اي‌گري است‌.

نحوه واگذاري و تعيين تكليف مؤسسه فرهنگي - ورزشي پاس
سردار جزيني همچنين در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود درخصوص نحوه واگذاري امتياز باشگاه پاس به استان همدان خاطرنشان كرد‌: توافقاتي در اين زمينه انجام شد كه ماحصل آن به شرح زير است‌:
1- فقط امتياز ليگ برتر واگذار مي‌شود‌.
2- جذب بازيكنان و كادر فني كه 2 دسته هستند و براساس مقررات حرفه‌اي بايد در اين خصوص رفتار شود؛ يك دسته كه قراردادشان پايان يافته و قرار شد مديرعامل مؤسسه الوند با آنها مذاكره كند و عندالاقتضاء جذب شوند‌. دسته دوم عده‌اي هستند كه هم اكنون قرارداد دارند، كه در صورت رضايت طرفين اين افراد مي‌توانند در باشگاه الوند فعاليت خود را ادامه دهند‌.
3- مؤسسه الوند از نام پاس استفاده نخواهد كرد‌.
4- سربازان در پاس ابقاء مي‌شوند‌.
5- مؤسسه الوند مي‌تواند با پرداخت مال‌الاجاره از امكانات پاس استفاده كند كه فعلاً به مدت 3 ماه استفاده خواهد كرد‌.
6- هديه به مردم مقاوم و خانواده 8 هزار شهيد صورت گرفته است‌.
7- واگذاري به مؤسسه الوند كه به ثبت رسيده صورت مي‌گيرد و نه استانداري همدان‌.
8- هماهنگي كامل با سازمان‌تربيت بدني و فدراسيون فوتبال صورت گرفته است‌.

دلايل واگذاري امتياز باشگاه به استان همدان
رئيس هيأت مديره باشگاه پاس درخصوص اينكه چرا امتياز اين باشگاه به استان همدان واگذار شده، عنوان كرد‌: ظرف چند ماه گذشته رايزني‌هايي با استان‌هاي تبريز و كرمانشاه صورت گرفت و اين دو استان در اولويت بودند، اما به دليل احتمال صعود نمايندگان اين دو استان به ليگ برتر از اين موضوع استقبال نشد‌.
سردار جزيني ادامه داد‌: وجود استاندار و مديران فوتبالدوست و صاحب تجربه در همدان كه توانايي حفظ فوتبال را دارند، ملاك ديگري از اين واگذاري بود‌. همچنين وجود ورزشگاه 15 هزار نفري در همدان كه در آينده نزديك كار احداث و بهره‌برداري آن به پايان مي‌رسد نيز جزو ملاك‌هاي ما محسوب مي‌شد‌.


تكليف مؤسسه ورزشي پاس
سردار جزيني همچنين درباره تكليف مؤسسه ورزشي پاس به موارد زير اشاره كرد‌:
1- امكانات حرفه‌اي براي ورزش قهرماني نيروي انتظامي در پاس باقي مي‌ماند‌.
2- توانمندي پاس با نام پاس مربوط به كاركنان نيرو و خانواده‌هاي آنان به قوت خود باقي است‌.
3- پاس نهاد ناجاست و در ساير ورزش‌‌ها به ويژه ورزش‌هاي رزمي در تورنمنت‌هاي داخلي و بين‌المللي شركت خواهد كرد‌. مسابقات پليس‌هاي جهان و ارتش‌هاي جهان از اين دست است، به طوري كه در مسابقات اخير پليس‌هاي جهان، تيم كشتي به مقام اول رسيد و تيم جودو عنوان دوم را از آن خود كرد‌.
4- 24 هيأت ورزشي در نيرو تحت اين نام فعاليت خواهند داشت‌.
5- در مجموع سلامت كامل كاركنان در چارچوب ورزش از اهميت بالايي برخوردار است‌.
6- مدرسه فوتبال، تيم‌هاي فوتبال نونهالان، نوجوانان، جوانان و اميد كماكان در باشگاه پاس پا برجا خواهد ماند و به فعاليت خود ادامه خواهند داد‌.

pasi
12th June, 2007, 09:12 PM
مسببان انحلال امروز پاس بزرگ بدانند پاس آنقدر ريشه در فوتبال اين مملكت دارد كه اگر امروز شاخ و برگ آن را بريدند فردايي نزديك به ياري خدا و همت پيشكسوتان پاس و هواداران اين تيم قديمي و تمامي فوتبال دوستان جوانه هاي آن رشد و نمو خواهد كرد و پاس مجد و عظمت گذشته طلايي خود را خواهد يافت .انشا الله

mostafa113
13th June, 2007, 12:50 AM
خداحافظ تیم سبز پوش

pasi
14th June, 2007, 11:09 PM
پاس همیشه در قلب هواداران خواهد ماند.

soccerlover
15th June, 2007, 12:37 AM
متاسفم دیگه همه چیز تموم شده.

Tesoke
15th June, 2007, 07:04 PM
خیلی بی رحمن؟
آخه چرااااااااااااااااااااااا ااااااا
پاس دوست داریم....................
فیروز كریمی یه كاری بكن..........
جواد تیمت از دست رفت:damagh: :damagh: :damagh: :damagh:

pasi
16th June, 2007, 12:07 AM
نام اختلاس: واگذاري باشگاه پاس
اختلاس كننده: كاظم اوليايي
شريك جرم:نيروي انتظامي (به پيش قراولي سردار احمدي مقدم)
موضوع اختلاس:انحلال پاس بزرگ
مبلغ اختلاس:16000000000تومان
متهم:سرداران قدرتي
مدعي العموم:دلسوختگان ورزش ايران
وكيل مدافع : وحيد هاشميان و همكه دوستاران ايران
قاضي:وجدان تمام ايراني ها
متن شكواييه:به نام خالق هستي
واگذاري باشگاه بزرگ و قديمي پاس كه قدمت 44 ساله دارد و موضوع اين است چرا اين انحلال صورت گرفت و آيا آينده نگري شده است آيا تيم غير قانوني الوند كه با سواستفاده از نام شهدا درست شده در آينده هم فعاليت خواهد كرد آيا سردمداران اين انحلال در برابر وجدان خود محكوم نيستند آيا دليل تكدر هواداران استقلال و پيروزي بعد از باخت به پاس دليل درستي براي انحلال استدر حاليكه تمام هواداران اين دو تيم بيشتر از اين موضوع ناراحت شدند تا باخت تيمشان!!!(از دولت محترم احمدي نژاد اين كار بعيد بود).
حكم:...
پاس هميشه در ذهن فوتبال دوستان خواهد ماند:angry_smile: :angry_smile: :angry_smile: :angry_smile: :angry_smile: :whatchutalkingabout :whatchutalkingabout :whatchutalkingabout

pasi
16th June, 2007, 06:51 PM
درورد بر عزت و شرف وحيد هاشميان
درود بر غيرت و تعصب جواد نكونام
درود بر عرق پاسيگري اصغر شرفي و مجيد حلوايي
و ننگ بر دامان انسانهاي پستي كه با سواستفاده از نام عظيم شهدا درصدد استفاده هاي شخصي از باشگاه پاس هستند مانند اوليايي
دوستان:پاس بزرگ بازمي گردد و مطمئنا اين بازگشت لكه ننگي بر دامان اوليايي هاست.

NoName
17th June, 2007, 03:18 AM
بچه ها من واقعا دلم برای پاس تنگ میشه كلی خاطره از زمان كودكی تا حالا با این تیم داشتیم...

Tesoke
19th June, 2007, 02:05 PM
سلام دوستان
لیگ بدون پاس حال نمیده
تازه پاس رقیب استقلال و پیروزیه
نباید این جوری میشد..................
اصلا پاس به لیگ هیجان میده
اه:bad:

pasi
19th June, 2007, 02:49 PM
سلام همه با هم در نظر سنجي سايت برنامه 90 شركت مي كنيم و مي گوييم انتقال پاس=نه

www.90tv.ir

Tesoke
19th June, 2007, 06:24 PM
سلام همه با هم در نظر سنجي سايت برنامه 90 شركت مي كنيم و مي گوييم انتقال پاس=نه

www.90tv.ir

من همون دیشب تو نظر سنجی شركت كردم......95 درصد مخالف بودن اما چه فایده
راستی می بینی تیم استقلال اهوازمون هم داره به حراج گذاشته میشه:16gaya: :16gaya:

pasi
19th June, 2007, 07:19 PM
تا مافياي قدرت در فوتبال ايران حكمراني ميكنه بدلايلي كه نه من مي دونم و نه هيچ كسي جز خودشون اين بلاها زياد سر تيمها مي اد.
مگه كاري كه با تيم ملي كردن از ذهن ها رفته كه چه ننگي در جام جهاني به بار اومد مگه حذف استقلال از ليگ آسيا رو كسي فراموش ميكنه حالا هم نوبت به پاس و استقلال اهواز وبعد هم پرسپوليس و استقلال ميشه .
مدعي خواست كه از جا بكند ريشه پاس
غافل از اينكه اين تيم در انديشه ماست


I LOVE PAS FOR ALL TIME

mostafa113
19th June, 2007, 08:08 PM
موضوع واگذاري تيم فوتبال پاس به فيفا كشيده شد
نامه به سپ بلاتر براي جلوگيري از انتقال

سرويس: ورزشي - فوتبال
1386/03/29
06-19-2007
13:31:26
8603-16140: کد خبر



خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ورزشي - فوتبال


موضوع واگذاري تيم فوتبال پاس به استان همدان به فدراسيون جهاني فوتبال - فيفا - نيز كشيده شده است.

به گزارش ايسنا، در نامه‌اي با عنوان جمعي از تشكل‌هاي ورزشي در ايران كه به فيفا ارسال شده است، از سپ بلاتر، رييس فدراسيون جهاني فوتبال خواسته شده مانع از انجام اين انتقال شود.

در اين نامه آمده است: آنچه امروز در فوتبال باشگاهي ايران در حال رخ دادن است، بيشتر شبيه يك فاجعه ملي است. باشگاه ريشه‌دار و قديمي پاس كه قدمت 44 ساله دارد، در آستانه واگذاري غيرموجه و غيرقانوني به استانداري همدان (كه يك ارگان دولتي است) مي‌باشد و متوليان اين امر در صدد آن هستند تا قضيه را طور ديگري جلوه داده و عنوان كنند پاس به بخش خصوصي شهداي الوند همدان واگذار شده است. اين قضايا در حالي رخ مي‌دهد كه اولا فدراسيون فوتبال ايران رئيس ندارد، در ثاني هيات فوتبال تهران و تربيت بدني پايتخت مخالفت علني خود را با اين امر اعلام كرده‌اند و ثالثا انتقال امتياز تيم از تهران به خارج از آن غيرقانوني تلقي مي‌شود، ضمنا در اين ميان دست‌اندركاران سازمان تربيت بدني و نيروهاي انتظامي وارد قضيه شده‌اند كه طبق قوانين فيفا، چنين امري جنبه قانوني ندارد.

لذا مستدعي است ضمن تحقيق و تفحص در اين مورد، جلوي قضيه گرفته شده و با خاطيان طبق قوانين بين‌المللي برخورد شود. منتظر پاسخ آن مقام عاليرتبه هستيم.

فيفا نيز دريافت نامه را تاييد كرده است و بررسي آن را در دستور كار قرار داده است.

pasi
19th June, 2007, 08:55 PM
اميدوارم فيفا پوز(ببخشيد بيني) اوليايي را به خاك بمالد و نگذارد پاس از دست جامعه ورزش ايران برود.

Tesoke
20th June, 2007, 12:55 AM
سلام مصطفی با این خبرت خوشحالم كردی
كاشكی پاس بمونه تو لیگ تا لیگ داغ داغ بشه:yu: :yu: :yu:

pasi
22nd June, 2007, 01:37 PM
از پنجشنبه ساعت 17 در نظر سنجی سایت نود اختلال ایجاد شده و هر ثانیه 20 رای به قسمت موافقم اضافه میشه !!!
این نظرسنجی كاملا دروغه!!!
كار اولیایی و هم كاسه ای هاش است.
شك نكنید.

Kian-S
23rd June, 2007, 06:58 PM
مثل اینكه پاسم ابدی شد.
متاسفم!
این تاپیك به آرسیو منتقل میشه.