PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : +_+قرار عمومي با بچه هاي پي اف +_+ ( جلد چهارم )



MAMAD PUYOL 5
26th July, 2008, 04:38 PM
خوب با زدن اين تاپيك قدرت مديريتم رو به همه ميتينگيها ثابت مي كنم .
ايول به خودم . :good: برگشت پرقدرتي به تهران داشتم و با اومدنم چند تا كار مفيد انجام دادم .
:13janelle: اوليش اوردن يك جعبه كلوچه 4 عددي براي 15 نفر بچه هاي ميتينگ و خريدن يه فرفره براي مصطفي . :chase: خوب اين كه تعداد كلوچه ها كمه ديگه مشكل خودتونه . :good:
به نظر مي رسه اين هفته دعوا بشه سر كلوچه هاي گردوييه من . البته اگه تا اون روز از زير دست من سالم بياد بيرون . :N_aggressive: به اميد صد صفحه اي شدن اين تاپيك . ميريم كه داشته باشيم قرار هاي عموميه باحال . :1:

MAMAD PUYOL 5
26th July, 2008, 07:24 PM
ساناز اينو نمي خواي مهم كني و اون يكي رو قفل ؟؟؟
مديريت ....

MAMAD PUYOL 5
26th July, 2008, 07:31 PM
اسپم وا گفت :‌ خیلی خوش گذشت جای همتون خالی بود به خصوص ممد پیول و میثم و خشی
از همین جا از همه بچه ها برای حضورشون و کادوی توپشون که چشم همرو (به خصوص خودم) گرد کرد تشکر میکنم و امیدوارم که بتونم جبرن کنم ( هر چند که خیلی سخته )
مصی جون پس عکسا چی شد بابا
در جواب اسپم وا گفتم :‌ چاكر داش اسپم . ولي از صورت خندون تو و سياوش مشخصه كه از حضور نداشتن من چقدر خوشحاليد .
:13janelle:

KASPER
26th July, 2008, 08:49 PM
ممد! يه تاپيك زدي فقط خودت توش ارسال كردي؟!:4:
بچه ها! اگه اين تاپيك ممدزاده رو تحريم كردين به منم بگين تا ارسالمو بپاكم!:4:

MAMAD PUYOL 5
26th July, 2008, 09:18 PM
ممد! يه تاپيك زدي فقط خودت توش ارسال كردي؟!:4:
بچه ها! اگه اين تاپيك ممدزاده رو تحريم كردين به منم بگين تا ارسالمو بپاكم!:4:
هر كي ممد رو تحريم كنه خودش از طرف كل سايت تحريم خواهد شد .
ناسلامتي به من مي گن ممد پژورلا .

The Special One
26th July, 2008, 10:29 PM
مراتب آمادگی كل یوم خود را اعلام میدارم!
درضمن فراموش نكنیم:
قال سعید بندری (ص): پیر مرده درش روشنه!

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2008, 12:02 AM
مراتب آمادگی كل یوم خود را اعلام میدارم!
درضمن فراموش نكنیم:
قال سعید بندری (ص): پیر مرده درش روشنه!
در پيرمرده كجاست اونوقت كه روشن باشه ؟‌
راستي داش نيما حتما بهت زنگ مي زنم براي اين هفته قرار رو رديف مي كنم باهات .
مي بينم كه پايه شدي خفن ...

The Special One
27th July, 2008, 12:57 AM
استاد عظیم الشان جناب دن بندینی خواستند بفرمایند كه : مغازه ی پیرمرده چراغش روشنه و لی بجای حرف زدن راه رفتن! و این جمله تاریخی رو بیان فرمودند:4:

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2008, 01:10 AM
استاد عظیم الشان جناب دن بندینی خواستند بفرمایند كه : مغازه ی پیرمرده چراغش روشنه و لی بجای حرف زدن راه رفتن! و این جمله تاریخی رو بیان فرمودند:4:
سعيد بندري موش بخورتت كه انقدر خوش مزه اي .
:wink_smile:

barça
27th July, 2008, 02:18 AM
استاد عظیم الشان جناب دن بندینی خواستند بفرمایند كه : مغازه ی پیرمرده چراغش روشنه و لی بجای حرف زدن راه رفتن! و این جمله تاریخی رو بیان فرمودند:4:

سعید بندری گفت پیره مرده درش روشنه چراغاش بسته س!:13janelle:

دو كلام نمیتونه درسته حسابی بچسبونه بهم حرف بزنه!:13janelle:

:13janelle: :13janelle: :13janelle:

مانی
27th July, 2008, 03:27 PM
بنده نیز مراتب تشكر و قدر دانی خود را به مناسب ایجاد تاپیك جدید الاحداث اعلام داشته و حضور نیما زال نسب را تحریم و از كمیته ممتحنین ( بهزاد و ممد پویول و كلیه دوستانی كه مارو در ساخت این برنامه یاری كردند و خانواده رجبی ) درخواست رسیدگی هرچه سریعتر این موضوع رو دارم !!!

ORACLE
27th July, 2008, 03:42 PM
من که شیرازی هستم. اما 16-17 این ماه تهرانم. تو برنامه ریزیتون ما رو هم اون گوشه کنارا داشته باشید، خوشحال میشم ببینمتون.
کیا اینجا شیرازی هستن!؟ یه قرار تو شیراز بذاریم...

MAMAD PUYOL 5
27th July, 2008, 04:00 PM
من که شیرازی هستم. اما 16-17 این ماه تهرانم. تو برنامه ریزیتون ما رو هم اون گوشه کنارا داشته باشید، خوشحال میشم ببینمتون.
کیا اینجا شیرازی هستن!؟ یه قرار تو شیراز بذاریم...
به ماني : ماني جان اين هفته با حضور تو و نيما ميتينگ گرمتري خواهيم داشت .
به احسان : احسان جون شيرازي كه فكر نكنم داشته باشيم ولي حتما اومدي تهران بهمون خبر بده . شماره تلت رو بده استادت كنم .
راستي من 16 فكر كنم جمعه عروسي باشم . براي 5 شنبش حتما با هم بازي خواهيم كرد .
خيلي مي خوامت جوون خوشقيافه .

The Special One
27th July, 2008, 10:34 PM
بنده نیز مراتب تشكر و قدر دانی خود را به مناسب ایجاد تاپیك جدید الاحداث اعلام داشته و حضور نیما زال نسب را تحریم و از كمیته ممتحنین ( بهزاد و ممد پویول و كلیه دوستانی كه مارو در ساخت این برنامه یاری كردند و خانواده رجبی ) درخواست رسیدگی هرچه سریعتر این موضوع رو دارم !!!
:goatee: بدینوسیه به اطلاع می رساند كه كل یوم پوز این عامل بیگانه و مفسد فی الارض مانی غفار :60:را خواهیم زد!:N_aggressive:
نیما زیدان سخنگوی باشگاه فرهنگی ورزشی ایدئولوژی:victory:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2008, 12:06 AM
:goatee: بدینوسیه به اطلاع می رساند كه كل یوم پوز این عامل بیگانه و مفسد فی الارض مانی غفار :60:را خواهیم زد!:n_aggressive:
نیما زیدان سخنگوی باشگاه فرهنگی ورزشی ایدئولوژی:victory:
تو يه انتقال خيلي خيلي رويايي به تيم ايدئولوژي پيوستم .
با اين انتقال تونستم پوز خيلي ها رو بزنم .

ORACLE
28th July, 2008, 12:46 AM
به احسان : احسان جون شيرازي كه فكر نكنم داشته باشيم ولي حتما اومدي تهران بهمون خبر بده . شماره تلت رو بده استادت كنم .
راستي من 16 فكر كنم جمعه عروسي باشم . براي 5 شنبش حتما با هم بازي خواهيم كرد .
خيلي مي خوامت جوون خوشقيافه .


تلو برات پخ میذارم

ماجرای بازی چیه؟! من در جریان چگونگی میتینگاتون نیستم متاسفانه...


یکی بود به این هندونه های زیر بقل گیر میداد! کجاست؟!

viva_realmadrid
28th July, 2008, 01:15 AM
تلو برات پخ میذارم

ماجرای بازی چیه؟! من در جریان چگونگی میتینگاتون نیستم متاسفانه...


یکی بود به این هندونه های زیر بقل گیر میداد! کجاست؟!

میتینگ فوتبال بید :good: وسایل مورد نیازشم یه كتونی با یه پیرهنو , شورت( یا گرمكن ) می باشد:4:


سانازو میگی!!این مدیر شدن سانازم واسه همین گیر دادناش بود. بذا كامل توضیح بدم:4:

میثم فولهامی رو كه میشناسی ( مدیر كل انجمنهای پ.ف و حومه) این بشر عاشق هندونس(هندوانه) واسه همینم هندونه زیر بغل كسی گذاشتن رو نوعی بی احترامی به ذات مقدس هندونه میدونه و چون ساناز از زمانهای خیلی دور( چندین سال قبل) به این موضو ع گیر میداد , میثم تصمیم گرفت تا این ضعیفرو مدیر گفتگوی آزاد بكنه تا دیگه كسی نتونه هندونرو زیر بغل كسی بذاره:13janelle:


چه داستانی شد:chase:

MAMAD PUYOL 5
28th July, 2008, 01:49 AM
میتینگ فوتبال بید :good: وسایل مورد نیازشم یه كتونی با یه پیرهنو , شورت( یا گرمكن ) می باشد:4:


سانازو میگی!!این مدیر شدن سانازم واسه همین گیر دادناش بود. بذا كامل توضیح بدم:4:

میثم فولهامی رو كه میشناسی ( مدیر كل انجمنهای پ.ف و حومه) این بشر عاشق هندونس(هندوانه) واسه همینم هندونه زیر بغل كسی گذاشتن رو نوعی بی احترامی به ذات مقدس هندونه میدونه و چون ساناز از زمانهای خیلی دور( چندین سال قبل) به این موضو ع گیر میداد , میثم تصمیم گرفت تا این ضعیفرو مدیر گفتگوی آزاد بكنه تا دیگه كسی نتونه هندونرو زیر بغل كسی بذاره:13janelle:


چه داستانی شد:chase:
به اميد خوردن هندوانه در ميتينگ آينده ...

Rangin Kaman
28th July, 2008, 01:57 AM
سلام.خواستم فقط یه ارسال كرده باشم.همین

Peerless Alex
28th July, 2008, 08:46 AM
میتینگ فوتبال بید :good: وسایل مورد نیازشم یه كتونی با یه پیرهنو , شورت( یا گرمكن ) می باشد:4:


سانازو میگی!!این مدیر شدن سانازم واسه همین گیر دادناش بود. بذا كامل توضیح بدم:4:

میثم فولهامی رو كه میشناسی ( مدیر كل انجمنهای پ.ف و حومه) این بشر عاشق هندونس(هندوانه) واسه همینم هندونه زیر بغل كسی گذاشتن رو نوعی بی احترامی به ذات مقدس هندونه میدونه و چون ساناز از زمانهای خیلی دور( چندین سال قبل) به این موضو ع گیر میداد , میثم تصمیم گرفت تا این ضعیفرو مدیر گفتگوی آزاد بكنه تا دیگه كسی نتونه هندونرو زیر بغل كسی بذاره:13janelle:


چه داستانی شد:chase:


:4:

تاریخچه ی جالبی بید خوشمان آمد:4:

ممد پویول هندونه زیر بغل هم گذاشتن در محدوه ده ی مدیریت من فعلا جایز نیس شاید بعدا ممنوع هم شد:4:

MAMAD PUYOL 5
29th July, 2008, 04:09 AM
:4:

تاریخچه ی جالبی بید خوشمان آمد:4:

ممد پویول هندونه زیر بغل هم گذاشتن در محدوه ده ی مدیریت من فعلا جایز نیس شاید بعدا ممنوع هم شد:4:
تا نديدي چيزها مردم نگويند چيزها .
چطور شما و اون بيتا تا دلتون مي خواد هندونه كه هيچي از خربزه و طالبي گرفته تا انجير و انار زير بغل هم مي ذاريد تا به پسرا رسيد مي خوايد ممنوع كنيدش . ؟؟؟
من تحريم مي كنم ...

ORACLE
29th July, 2008, 05:39 PM
میتینگ فوتبال بید :good: وسایل مورد نیازشم یه كتونی با یه پیرهنو , شورت( یا گرمكن ) می باشد:4:


سانازو میگی!!این مدیر شدن سانازم واسه همین گیر دادناش بود. بذا كامل توضیح بدم:4:

میثم فولهامی رو كه میشناسی ( مدیر كل انجمنهای پ.ف و حومه) این بشر عاشق هندونس(هندوانه) واسه همینم هندونه زیر بغل كسی گذاشتن رو نوعی بی احترامی به ذات مقدس هندونه میدونه و چون ساناز از زمانهای خیلی دور( چندین سال قبل) به این موضو ع گیر میداد , میثم تصمیم گرفت تا این ضعیفرو مدیر گفتگوی آزاد بكنه تا دیگه كسی نتونه هندونرو زیر بغل كسی بذاره:13janelle:


چه داستانی شد:chase:

فوتبال!!
من به دلیل شرایط خاص سفرم نمیتونم بار اضافی از قبیل كتونی با یه پیرهنو , شورت( یا گرمكن ) حمل کنم. نمیدونم. شاید اومد سر بازیتون نظارت کنم. اگه خوب بودید ترانسفرتون میکنم شیراز...!!!...
برنامه فوتبالتون چه ساعتی هست معمولا...؟


یه لحظه گفتید بازی، فکر کردم ماجرای پلی استیشنه! دلم خوش شد میشه چند تا شاخ بشکونم!!!

★.JU.V.E.N.T.US.★
29th July, 2008, 06:10 PM
کیا اینجا شیرازی هستن!؟ یه قرار تو شیراز بذاریم...

http://parsfootball.com/anjoman/member.php?u=1553
:4:

MAMAD PUYOL 5
29th July, 2008, 08:01 PM
فوتبال!!
من به دلیل شرایط خاص سفرم نمیتونم بار اضافی از قبیل كتونی با یه پیرهنو , شورت( یا گرمكن ) حمل کنم. نمیدونم. شاید اومد سر بازیتون نظارت کنم. اگه خوب بودید ترانسفرتون میکنم شیراز...!!!...
برنامه فوتبالتون چه ساعتی هست معمولا...؟


یه لحظه گفتید بازی، فکر کردم ماجرای پلی استیشنه! دلم خوش شد میشه چند تا شاخ بشکونم!!!
پسرم تو هر چيزي شاخ شكن باشي تو كل پلي استيشن شاخت شكسته مي شه .
اين كه فوتبالم مياي يا نه من تعيين مي كنم . هر موقع بگم بايد بياي . نياي راپورتت و مي دم به قتل برسوننت .
راستي داداش كفش و كتوني من برات ميارم .

ORACLE
30th July, 2008, 11:06 AM
پسرم تو هر چيزي شاخ شكن باشي تو كل پلي استيشن شاخت شكسته مي شه .
اين كه فوتبالم مياي يا نه من تعيين مي كنم . هر موقع بگم بايد بياي . نياي راپورتت و مي دم به قتل برسوننت .
راستي داداش كفش و كتوني من برات ميارم .

داش ممد من تو پلی استیشن دستم به خون خیلی ها آلودست...

واسه فوتبال هم همه سعیمو میکنم که بیام. ولی جان تو برنامم خیلی فشردست. ایشالله جور میشه.

کفش و کتونی که 2تاش یکیه!!

ORACLE
30th July, 2008, 11:09 AM
http://parsfootball.com/anjoman/member.php?u=1553
:4:

رضا رو که میدونستم. اما بیشتر از 2 نفر باشیم حالش بیشتره... مخصوصا که یه جا خود رضا گفته بود دستش برق فشار قوی داره. یه خورده ریسک داره تنها باش بری بیرون. همون اول کار که میخوای دست بدی، مرخص میشی! حداقل یکی دیگه هم باشه شهادت بده کی کشتت...

MAMAD PUYOL 5
30th July, 2008, 01:51 PM
داش ممد من تو پلی استیشن دستم به خون خیلی ها آلودست...

واسه فوتبال هم همه سعیمو میکنم که بیام. ولی جان تو برنامم خیلی فشردست. ایشالله جور میشه.

کفش و کتونی که 2تاش یکیه!!
خوب ما به شرتم مي گيم كفش .
احسان جان سعي كن بياي ببينمت ...

ORACLE
30th July, 2008, 07:12 PM
خوب ما به شرتم مي گيم كفش .
احسان جان سعي كن بياي ببينمت ...

خیالم راحت شد. فکر کردم شرت کتونی میپوشید!!

من در خدمتم

★.JU.V.E.N.T.US.★
30th July, 2008, 11:12 PM
رضا رو که میدونستم. اما بیشتر از 2 نفر باشیم حالش بیشتره... مخصوصا که یه جا خود رضا گفته بود دستش برق فشار قوی داره. یه خورده ریسک داره تنها باش بری بیرون. همون اول کار که میخوای دست بدی، مرخص میشی! حداقل یکی دیگه هم باشه شهادت بده کی کشتت...

خوبه که خودت میدونستی ! وگرنه اگر رضا میفهمید من گفتم میومد سراغم :4:

رضا برق فشار قوی نداره ! طبق اخبار منتشره : رضا یه نمه پتانسیل الکتریکی داره که بعضی وقتها " الکتریک جنبشی " میشه !

اگر شد آخر تابستون یه سر میام شیراز پیشتون ! خیلی دوست دارم 2 تا یوونتوسی درجه یک و تقریبا همشهری رو ببینم :4:

ORACLE
31st July, 2008, 10:56 AM
خوبه که خودت میدونستی ! وگرنه اگر رضا میفهمید من گفتم میومد سراغم :4:

رضا برق فشار قوی نداره ! طبق اخبار منتشره : رضا یه نمه پتانسیل الکتریکی داره که بعضی وقتها " الکتریک جنبشی " میشه !

اگر شد آخر تابستون یه سر میام شیراز پیشتون ! خیلی دوست دارم 2 تا یوونتوسی درجه یک و تقریبا همشهری رو ببینم :4:

خدا بخواد؛ مثل اینکه جوهر تموم کردی!!! فقط مشکی مونده برات...؟!

★.JU.V.E.N.T.US.★
31st July, 2008, 06:21 PM
نه احسان جون رنگ تموم نکردم ... دیگه حس و حالش رو ندارم ! ... از هر طرف بری میرسد شدم ! ... درس و کار و خونه و پدر مادر و ....

ولی همین که میام بین شما روحیم شاد شاد میشه و برای همین سعی میکنم هیچ وقت از بین این همه عزیز عاشق فوتبال جدا نشم چون اونموقع کــما رو شاخشه :4:

NoName
2nd August, 2008, 09:07 PM
بچه ها برسیم به فوتبال روز پنجشنبه ::cowboy:
من تونستم یك گل بزنم.:4:
اینم یك عكس در ساندویچی بغل محل برگزاری مسابقات كه همونطوری كه در عكس میبینید همه نوشابه ها خالیه و همه رو بچه ها خوردن و هیچی به من نرسیده ( اگر هم میرسید نمیخوردم ) و اگه به دست من روی نوشابه خالی توجه كنید همه چیز دستگیرتون میشه : :4:


http://i36.tinypic.com/vxooqr.jpg

اینم دوتا عكس در زوایای مختلف از بچه های انجمن در ایستگاه مترو :


http://i38.tinypic.com/ndwmk3.jpg

معرفی عكس بالا از سمت چپ به راست :
كاپیتان رائول - برادر كاپیتان رائول حسین مسی - نیما زیدان - سیاوش - سعید پروا - میلاد رفیق سعید پروا - بهنام 3638


http://i33.tinypic.com/2vv445w.jpg

Peerless Alex
2nd August, 2008, 09:53 PM
میثم تو عکس سومی جایه سیا ون یما رو اشتباه نوشتی :71:

میثم چه خبرته اینقد چاق شدی نکنه میخوای سورپرایز کنی بجا رضازاده تو بری المپیک:4:

در ضمن اینم ساندوچ فروشی هستش اخه رفتین :4:مگسا همینطوری دارن جولان میدن اونور مغازه هم که دمپایی فروشی هستش:4:

Hamed
2nd August, 2008, 11:07 PM
میثم تو عکس سومی جایه سیا ون یما رو اشتباه نوشتی :71:

میثم چه خبرته اینقد چاق شدی نکنه میخوای سورپرایز کنی بجا رضازاده تو بری المپیک:4:

در ضمن اینم ساندوچ فروشی هستش اخه رفتین :4:مگسا همینطوری دارن جولان میدن اونور مغازه هم که دمپایی فروشی هستش:4:

ساناز واقعا خنگی یا خودت رو می زنی به خنگی؟:13janelle:

پرفسور,میثم فقط تو عكس دومیه همه رو معرفی كرده...نمیدونم تو اسمهای عكس آخر رو از كجا آوردی؟:chase:

NoName
2nd August, 2008, 11:07 PM
میثم تو عکس سومی جایه سیا ون یما رو اشتباه نوشتی :71:

میثم چه خبرته اینقد چاق شدی نکنه میخوای سورپرایز کنی بجا رضازاده تو بری المپیک:4:

در ضمن اینم ساندوچ فروشی هستش اخه رفتین :4:مگسا همینطوری دارن جولان میدن اونور مغازه هم که دمپایی فروشی هستش:4:

دخترم اگه خوب دقت كنی من اصلا عكس سومی رو معرفی نكردم:4:
راستی دخترم كجا من چاق شدم؟:4: این ساندویچ فروشی رو هم سیا بهمون معرفی كرد:4:
من خیلی مخالفت كردم ولی سیا چون زورش زیاده مارو به زور برد تو:4:

MAMAD PUYOL 5
3rd August, 2008, 01:12 AM
دخترم اگه خوب دقت كنی من اصلا عكس سومی رو معرفی نكردم:4:
راستی دخترم كجا من چاق شدم؟:4: این ساندویچ فروشی رو هم سیا بهمون معرفی كرد:4:
من خیلی مخالفت كردم ولی سیا چون زورش زیاده مارو به زور برد تو:4:
پسرم راست راست راه مي ريو دروغ تحويل مردم مي دي. من كه ساندويچ مثلا مايه داريتون رو نخردم .
ولي كلا سياوش دعوت نكرد خود مزدورت بچه هارو دعوت كردي منم كه حالم بد بود نونستم چيري جز نوشابه بخرم . http://smilies.sofrayt.com/%5E/_950/onion.gif
البته از خوردن تو مي شد فهميد كه ساندويچي كه روش مگس نشسته باشه رو خيلي دوست داري .
البته اينكه ساناز مياد ايراد از نظافت مي گيره خنده داره . خودش با بيتا به بنجول ترين ساندويچيها هم رحم نمي كنه . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/mamba.gif

MAMAD PUYOL 5
3rd August, 2008, 01:16 AM
خوب ميبينم كه خوشبختانه عكس من رو انتشار نداديد روي دنياي نت .
من اون پشت ارازلي رو جدول لب جوب نشسته بودم .

NoName
3rd August, 2008, 11:49 AM
پسرم راست راست راه مي ريو دروغ تحويل مردم مي دي. من كه ساندويچ مثلا مايه داريتون رو نخردم .
ولي كلا سياوش دعوت نكرد خود مزدورت بچه هارو دعوت كردي منم كه حالم بد بود نونستم چيري جز نوشابه بخرم . http://smilies.sofrayt.com/%5E/_950/onion.gif
البته از خوردن تو مي شد فهميد كه ساندويچي كه روش مگس نشسته باشه رو خيلي دوست داري .
البته اينكه ساناز مياد ايراد از نظافت مي گيره خنده داره . خودش با بيتا به بنجول ترين ساندويچيها هم رحم نمي كنه . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/mamba.gif

محمد راست میگه تنها كسی كه هیچی نتونست بخوره محمد بود:4:
ولی محمد من زورم بیشتره یا سیاوش؟ پس سیاوش بود كه همه مارو به زور برد اون تو:4:

-------------------------------------


خوب ميبينم كه خوشبختانه عكس من رو انتشار نداديد روي دنياي نت .
من اون پشت ارازلي رو جدول لب جوب نشسته بودم .

تقصیر خودت بود پسرم:goatee::4:
هی بهت گفتم پاشو بیا ایستگاه مترو ازت عكس بندازیم نیومدی:N_aggressive:
همچین میگفتی كار دارم باید برم كه هر كی ندونه فكر میكنه كارش اونقدر مهمه كه سهام وال استریت سقوط میكنه:4:

MAMAD PUYOL 5
3rd August, 2008, 12:11 PM
محمد راست میگه تنها كسی كه هیچی نتونست بخوره محمد بود:4:
ولی محمد من زورم بیشتره یا سیاوش؟ پس سیاوش بود كه همه مارو به زور برد اون تو:4:

-------------------------------------



تقصیر خودت بود پسرم:goatee::4:
هی بهت گفتم پاشو بیا ایستگاه مترو ازت عكس بندازیم نیومدی:n_aggressive:
همچین میگفتی كار دارم باید برم كه هر كی ندونه فكر میكنه كارش اونقدر مهمه كه سهام وال استریت سقوط میكنه:4:
سياوش از نظر بدني بيشتر به كشتي كج كارا مي خوره تا تو . پس ترسناك تره .
درابهر عكسم خوابم ميومد بايد مي رفتم مي خوابيدم .

مانی
3rd August, 2008, 12:28 PM
[b]بچه ها برسیم به فوتبال روز پنجشنبه ::cowboy:


http://i33.tinypic.com/2vv445w.jpg

ماشالله این عنصر خود فروخته ، نیما زیدان چقدر بزرگ شده :4:

MAMAD PUYOL 5
3rd August, 2008, 04:03 PM
ماني بله رو بده اين هفته با ما فوتبال بازي كن ./

The Special One
3rd August, 2008, 04:23 PM
ماشالله این عنصر خود فروخته ، نیما زیدان چقدر بزرگ شده :4:

بزودی پك و پوز خواهیم زد:wink_smile:

ای اخلالگر روانی ،برهم زننده اخلاق اجتماعی ، مفسد فی السایت :13janelle: توبه كن بیا به آغوش اسلام:N_aggressive::good:

Gerard Piqué
6th August, 2008, 07:06 AM
من تو عکس چقدر وحشتناک شدم:butcher::mamba:

MAMAD PUYOL 5
9th August, 2008, 02:17 AM
يكي بياد گزارش از خودش در كنه !!!

Siyavoush
9th August, 2008, 02:21 AM
این هفته فكر میكنم 3 دفعه قرار داشتیم ولی حتی یك عكس هم نذاشتین!این همه عكس میگیریم اخرشم هیچی !بذارین دیگه 2 تا عكس

IL Diavolo
9th August, 2008, 11:01 AM
سلام به همه بچه های پی اف ...

ممد و میثم من پس فردا دارم میام تهران .آخ فقط دستم بهتون نرسه که حسابتون با ..................

behnam3638
10th August, 2008, 11:10 AM
سلام
من هفته قبل نشد بیام
ولی هفته ی قبلش كه بودم خیلی حال داددددددددددد
ایشالا این هفته هم میام

MAMAD PUYOL 5
12th August, 2008, 12:43 AM
سلام
من هفته قبل نشد بیام
ولی هفته ی قبلش كه بودم خیلی حال داددددددددددد
ایشالا این هفته هم میام
بهنام جون هفته قبل بد جوري مي خواستم ببينمت ولي نشد . تعداد همزياد بود ميومدي خيلي مي خنديديم .
اين هفته نياي خودم ميام گلوت و با چاقو مي برم . اينم يه عكس براي شما از هفته قبل ...


از چپ به راست:
میثم(فولهامی) , حسین(messi_ 283) , مصطفی(capitan_raul) , كامی(KASPER) , پسر عموی سیاوش , بهزاد(barca) , محمد(pesari_az_catalunya) , رضا(viva_realmadrid) , مصطفی(mazzi) , سعید(sparva) اون آخریه هم كه داره با تلفن حرف میزنه امیره.

http://i34.tinypic.com/2004e95.jpg
عكاس: سیاوش

barça
12th August, 2008, 06:57 AM
مارمولك حداقل عسكو برمیداری منبعش رو هم ذكر كن! :13janelle:

یه بار من از این میتینگایی كه میریم عكس نگیرم كسی عمراً حركتی نمیزنه!

MAMAD PUYOL 5
12th August, 2008, 10:18 AM
مارمولك حداقل عسكو برمیداری منبعش رو هم ذكر كن! :13janelle:

یه بار من از این میتینگایی كه میریم عكس نگیرم كسی عمراً حركتی نمیزنه!
منبعش و گفتم ديگه سياوش ... http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/haha.gif
اسي پيرلو هم فكر كنم امروز بياد تهران .

Siyavoush
13th August, 2008, 12:40 AM
مارمولك حداقل عسكو برمیداری منبعش رو هم ذكر كن! :13janelle:

یه بار من از این میتینگایی كه میریم عكس نگیرم كسی عمراً حركتی نمیزنه!

كلی عكس گرفتن ولی هیچكس عكس نمیذاره.نمونش رضا:4:اون روز كه اومدن خونه ما كلی عكس گرفتن هیچ كس عكس نذاشته!اون همه عكس از غضنفر اخرشم هیچی!واقعا تاسف باید خورد

:4:

Capitan Puyol
13th August, 2008, 01:07 AM
هم اینك اعلام میدارم پس از در خواست های زیاد مدیریت سیاوش مبنی بر كچل بودن من تمامی زلفهای پریشون خود رو به دست مجید چمن زن سپردم و زین هفته به هفته های آتی ما موهایی بسی كوتاه شركت خواهم نمود انشاالله!
و من الله التوفیق
سید محمد الله الفرهمند الكاتالونیایی!!

Capitan Puyol
15th August, 2008, 12:21 AM
آخ كه چه فوتبالی بود این هفته!
چقدر حال داد به من یكی.مخصوصا اون قسمت آخر تو مترو.
این هتفه با شونصد بازی و 3گل خورده به همراه بهزاد والدس مشتركا عنوان زامورا رو دریافت كردیم!
و من الله التوفیق

MAMAD PUYOL 5
15th August, 2008, 01:22 AM
خوب امروز انقدر رو فرم بوديم كه توپي نبود كه خراب كنيم .
ميثم جون بيا شرح بده چه كولاكي كرديم اون جلو . بهزاد قرار شده گزارش بازي رو بذاره .
اينم تيم ما : رضا ويوا - بهزاد - خودم - ميثم - امير آقايي - دوست امير آقايي .
بهزاد جون منتظرم . از گل دوم من هم يه چيزايي بگو . همون بيرون پاهه .
اگه ببينم بچه ها چند تاشون رو فرم هستن يا با تيم يوونتوس دات آي آر ( رفيق خودمه ) يه مسابقه تدارك مي بينيم يا با تيم پرشين تولز . :13janelle:
در كل امروز به خيلي ها اميدوار شدم . بچه ها كمكم دارن حرفه اي مي شن . :good:
بهزاد امروز عالي بود . ميثم هم پاس خوب مي داد هم گل خوب مي زد . علي دوست حسين خيلي عالي بود امروز . رضا نشون داد واقعا كاناواروست . رضا انقدر خوب دفاع كرد كه من يه جورايي ياد كاپيتان پويول افتادم . با تعصب . با فكر و خيلي روي توپ . :13janelle:
ممد كاتالان نشون داد كه بهترين دروازه بانه پي افه . در كل از همه راضي بودم . فرنود دوست جديدمون هم كمي كار داره تا به شرايط خوب برسه . :13janelle: گفتن مي خوايم براي جام رمضان :13janelle: بازي بذاريم تيم پي اف بره مسابقه بده ولي انگار همش حرف و حديث بود . :angry:

amir_aghaei
15th August, 2008, 09:19 AM
بچه ها واقعا فوتبال خوبی بود..دستتون درد نكنه...به نظر من تیم ما یكی از بهترین تیمهایی بود كه در این چند ساله در مسابقات مختلف پارس فوتبال حاضر شده بود.

دوندگی بی امان میثم فولهامی...ضربات مهلك و همچنین حركات فوق العاده محمد ...دفاع بی نظیر رضا رائول!! و همچنین دروازبانی بی حاشیه بهزاد واقعا عالی بود...البته باید اعتراف كنم پسر خاله من ( داود) به دلیل مصدومیت از كشاله ران اصلا نمی تونست راه بره و عملا تیم 4 نفره بازی می كرد.

در هر صورت اگر این تیم تقویت بشه به قول محمد می تونه با تیمهای قوی تری بازی كنه....چون تیمهایی كه دیروز باهاشون مسابقه دادیم عملا حرفی برای گفتن نداشتن.

بازهم از اینكه اجازه دادید در جمعتون حاضر شم ممنون!

Capitan Puyol
15th August, 2008, 02:30 PM
بچه ها واقعا فوتبال خوبی بود..دستتون درد نكنه...به نظر من تیم ما یكی از بهترین تیمهایی بود كه در این چند ساله در مسابقات مختلف پارس فوتبال حاضر شده بود.

دوندگی بی امان میثم فولهامی...ضربات مهلك و همچنین حركات فوق العاده محمد ...دفاع بی نظیر رضا رائول!! و همچنین دروازبانی بی حاشیه بهزاد واقعا عالی بود...البته باید اعتراف كنم پسر خاله من ( داود) به دلیل مصدومیت از كشاله ران اصلا نمی تونست راه بره و عملا تیم 4 نفره بازی می كرد.

در هر صورت اگر این تیم تقویت بشه به قول محمد می تونه با تیمهای قوی تری بازی كنه....چون تیمهایی كه دیروز باهاشون مسابقه دادیم عملا حرفی برای گفتن نداشتن.

بازهم از اینكه اجازه دادید در جمعتون حاضر شم ممنون!

:N_aggressive::N_aggressive::N_aggressive:
شما تیمتون عالی بود؟؟
4بار با ما بازی كردین
2بار بردین
2بارم باختین
كه یكی از بردها و باختها تو ضربات پنالتی بود.
كلا من اعتراض دارم
شما چون همه تیمتون مدیر بودن دارین شایعه پراكنی میكنید
تازه از شانس بد ما امروز باجوی تیم ما رو فرم نبود!!!!!
وگرنه همون بردها شانسكی رو هم به دست نمیاوردین
در ضمن ما شما رو تو وقت معمول 2-0 بردیم ولی شما 1-0.
ما شاخ تر بودیییییییییییییم

MAMAD PUYOL 5
15th August, 2008, 05:37 PM
:n_aggressive::n_aggressive::n_aggressive:
شما تیمتون عالی بود؟؟
4بار با ما بازی كردین
2بار بردین
2بارم باختین
كه یكی از بردها و باختها تو ضربات پنالتی بود.
كلا من اعتراض دارم
شما چون همه تیمتون مدیر بودن دارین شایعه پراكنی میكنید
تازه از شانس بد ما امروز باجوی تیم ما رو فرم نبود!!!!!
وگرنه همون بردها شانسكی رو هم به دست نمیاوردین
در ضمن ما شما رو تو وقت معمول 2-0 بردیم ولی شما 1-0.
ما شاخ تر بودیییییییییییییم
محمد جان تو محاسباتت دچار اشتباه شدي . يه بازي كه من خودم گل دوم رو توي وقت معمول بهتون زدم . يكيش رو اولش امير خان زد زير تاق دروازتون بعدشم من از روي پاس ميثم فولهامي زدم از كنار دستت رفت تو گل . يه بار تو ضربات پنالتي بازي رو باختيد دو بار تو زمان معمول . بردي هم كه از ما گرفتيد يكيش تو وقت معمول 1-0 برديد مارو يكيشم توي ضربات پنالتي .
هيچ حرفي براي گفتن نداشتي داش ممد . اون يكي تيم هم كه كاپيتانش فريوش بود كه ديگه آباد كرد انقدر باخت .

MAMAD PUYOL 5
15th August, 2008, 05:44 PM
بچه ها واقعا فوتبال خوبی بود..دستتون درد نكنه...به نظر من تیم ما یكی از بهترین تیمهایی بود كه در این چند ساله در مسابقات مختلف پارس فوتبال حاضر شده بود.

دوندگی بی امان میثم فولهامی...ضربات مهلك و همچنین حركات فوق العاده محمد ...دفاع بی نظیر رضا رائول!! و همچنین دروازبانی بی حاشیه بهزاد واقعا عالی بود...البته باید اعتراف كنم پسر خاله من ( داود) به دلیل مصدومیت از كشاله ران اصلا نمی تونست راه بره و عملا تیم 4 نفره بازی می كرد.

در هر صورت اگر این تیم تقویت بشه به قول محمد می تونه با تیمهای قوی تری بازی كنه....چون تیمهایی كه دیروز باهاشون مسابقه دادیم عملا حرفی برای گفتن نداشتن.

بازهم از اینكه اجازه دادید در جمعتون حاضر شم ممنون!
امير خان انقدر اين هفته به من حال داد كه نمي تونم اينجا تعريفش كنم . شاديه پس از گلهامون واقعا انرژيه خاصي بهم داد كه مي تونم با اون انرژي 1 هفته بدون آب و غذا راحت زندگي كنم . http://smilies.sofrayt.com/%5E/u/biggrinangel.gif
امير خان به خاطر اون پاسي كه از روي ضربه ايستگاهي بهم دادي ازت تشكر مي كنم . انقدر اين توپ رو خوب برام فرستادي كه رفت همونجا كه بايد مي رفت . يه گل حساب شده بود . به نظر من با بهبوديه كامل آقا داوود مي تونيم بهتر از اينها هم بشيم . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/hi.gif

Peerless Alex
15th August, 2008, 06:23 PM
امير خان انقدر اين هفته به من حال داد كه نمي تونم اينجا تعريفش كنم . شاديه پس از گلهامون واقعا انرژيه خاصي بهم داد كه مي تونم با اون انرژي 1 هفته بدون آب و غذا راحت زندگي كنم . http://smilies.sofrayt.com/%5e/u/biggrinangel.gif
امير خان به خاطر اون پاسي كه از روي ضربه ايستگاهي بهم دادي ازت تشكر مي كنم . انقدر اين توپ رو خوب برام فرستادي كه رفت همونجا كه بايد مي رفت . يه گل حساب شده بود . به نظر من با بهبوديه كامل آقا داوود مي تونيم بهتر از اينها هم بشيم . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/hi.gif

ممد تو هم شدی میثم!!تو هر خط از پستت اسمه طرف رو میاری:71:

MAMAD PUYOL 5
15th August, 2008, 07:22 PM
تو مديريتت رو بكن و به اين كارا كاري نداشته باش . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/haha.gif
حسوديت مي شه ؟

Capitan Puyol
16th August, 2008, 12:28 AM
جای همه نامردهایی كه امروز بهشون گفتیم بیان میتینگ استادیوم و نیومدن خالی.
جدا بعد از بازیه ایران ژاپن واسه من بهترین روز استادیومی بود كه رفتم.
كلا من و سعید پروا و داداش من بودیم.
لینك عكسهارو میذارم براتون
یه سری كلیپ هم گرفتیم كه سعید آپلود میكنه و میذاریم.ته خنده و حال بود
http://i34.tinypic.com/k46l36.jpg
تو این عكس پایینیه من بد افتادم:
http://i33.tinypic.com/i44ieo.jpg
انگاری ربطی به عكس نداره,من كلا تو همه عكسها بد میوفتم پس مشكل از منه:
http://i35.tinypic.com/2w2htuo.jpg
و این هم عكس آخر كه همه میگن اعتبار بازار توش معلومه اما من میگم نچ.اعتبار بازار خودش رو بروز نداده:
http://i35.tinypic.com/2hzuaeu.jpg
این هم یه عكس تكی از مردی از جنس اسپم:
http://i34.tinypic.com/e9uro5.jpg
اینم میدان آزادی كه خیلی ناز شده بود:
http://i33.tinypic.com/2s93ql3.jpg

منتظر كلیپ ها باشید.دست داداشمم درد نكنه همه عكسهارو انداخت
راستی
سایز پرچم رو دارین؟؟قده سعید پرواست

nikyperspolisi
16th August, 2008, 12:32 AM
این داش رضا منو سرشو زیر آب كردین در میتینگ كه نمیادش

Capitan Puyol
16th August, 2008, 01:22 AM
این داش رضا منو سرشو زیر آب كردین در میتینگ كه نمیادش
اتفاقا به مرد دودی هم گفتیم بیاد كه او هم مارو قال گذاشت
كلا همه نامردی كردن امروز

MAMAD PUYOL 5
16th August, 2008, 01:23 AM
جای همه نامردهایی كه امروز بهشون گفتیم بیان میتینگ استادیوم و نیومدن خالی.
جدا بعد از بازیه ایران ژاپن واسه من بهترین روز استادیومی بود كه رفتم.
كلا من و سعید پروا و داداش من بودیم.
لینك عكسهارو میذارم براتون
یه سری كلیپ هم گرفتیم كه سعید آپلود میكنه و میذاریم.ته خنده و حال بود
http://i34.tinypic.com/k46l36.jpg
تو این عكس پایینیه من بد افتادم:
http://i33.tinypic.com/i44ieo.jpg
انگاری ربطی به عكس نداره,من كلا تو همه عكسها بد میوفتم پس مشكل از منه:
http://i35.tinypic.com/2w2htuo.jpg
و این هم عكس آخر كه همه میگن اعتبار بازار توش معلومه اما من میگم نچ.اعتبار بازار خودش رو بروز نداده:
http://i35.tinypic.com/2hzuaeu.jpg
این هم یه عكس تكی از مردی از جنس اسپم:
http://i34.tinypic.com/e9uro5.jpg
اینم میدان آزادی كه خیلی ناز شده بود:
http://i33.tinypic.com/2s93ql3.jpg

منتظر كلیپ ها باشید.دست داداشمم درد نكنه همه عكسهارو انداخت
راستی
سایز پرچم رو دارین؟؟قده سعید پرواست
ممد جون زحمت مي دادي يه دوربين بهتر از اين ميووردي . دفعه بعد بريم استاديوم يه دوربين ميارم تا سوراخ دماغ بازيكنهارم عكس مي ندازيم .
ببخشيد امروز نتونستم بيام ...

Capitan Puyol
16th August, 2008, 04:31 AM
ممد جون زحمت مي دادي يه دوربين بهتر از اين ميووردي . دفعه بعد بريم استاديوم يه دوربين ميارم تا سوراخ دماغ بازيكنهارم عكس مي ندازيم .
ببخشيد امروز نتونستم بيام ...

دوربین سعیا اسپم بود نه مال من.
تمامی عكسهایی هم كه تو سایته سعید انداخته!!!

بهنام
20th August, 2008, 04:05 AM
جمعه هفته ی گذشتهنیما زیدان(nimazn) یه میتینگ ترتیب داد و قصد داشت بچه های قدیمی انجمن رو دور هم جمع کنه.

نتیجش شركت حضوریِ خودش و سعید و سیاوش و امیدعلی و مانی و نوید آمار و بنده، و غیر حضوریِ اردشیر و امیر آقایی و میثم فولهامی و نیما ساكرلاور بود كه انگار تو راه لولو خوردشون.

مکان هم فرحزاد بود. فقط قرار بود یه جا دیگه بریم که مخ نیما رو زدیم بچه هارو بردیم پاتوق خودمون:spiteful:

سعید که همه چیش جدیداَ نو و لوكس شده یه دوربین نو اورده بود و خلاصه 4تا عکس از توش استخراج شد:


1- او کیست؟! این کار فقط از عهده ی چه کسی بر میاد؟! روش نوین استفاده از K750 :

http://i33.tinypic.com/xoqh5z.jpg


2- ناهارم بلعیدیم! راستی اول به هوا شیشلیك رفتیم به استقبال ناهار، ولی به دلیل صرفه جویی هی سطح توقعاتمونو اوردیم پائین، اگه یه کم دیگه ادامه میدادیم میرسیدیم به نون پنیر... . ولی دیگه به اون درجه نرسیدیم، قاشقی که دستمه گواه اینه:16: امید علی هم فیلمیه ها با این ژستاش:rofl: انصافاَ مجلس گرم كن و دوست داشتنیه:

http://i37.tinypic.com/25g9gti.jpg


3- مانی و من و امید:4: دیگه ژستای امید کم کم داره حساس و حساستر میشه... خوب شد میتینگ طولانی نبود وگرنه...:4: :

http://i33.tinypic.com/i2u260.jpg


4- ولی جداً منظره رو دارید تو این عکس؟ تازه کلی هم جک و جونور داره اونجا و در واقع باغ وحشم هست. خواسیم بعدش بریم باع وحش، ولی با همون سگ و بز و مرغ و خروس و کفترای باغچه حاج علی ساختیم روزمونو. اینم یه عکس دسته جمعی (گله ای) توأم با پشت زمینه ی نورانی. معرفی میکنم خدمتتون. شماره ی یک از سمت راست: مانی - من - امیدعلی - نیما زیدان - سیاه - سعید - نویدآمار :

http://i36.tinypic.com/2hz3bjb.jpg


با کسایی که قرار بود بیان ولی نیومدن هم به وکالت از نیما برخورد فیزیکی خواهد شد:N_aggressive:

MAMAD PUYOL 5
20th August, 2008, 04:33 AM
بهنام نمرديم و چهارتا عكس متفاوت از شما ديديم . معلومه خوش گذشته . ميتينگ كه نمياي همش مي ري مي خوري .
بابا ورزش هم چيز خوبيه به خدا !!!

بهنام
20th August, 2008, 04:56 AM
حاجی این میتینگ بود دیگه:4: ولی خوشحالم که متنوع شدیم:4:
ولی اگه فوتبال میخوای ببینی، جمعه ها پارک لاله، من و امیر آقایی و مانی یه تیم! 3 به 3 میزنیم همه رو سوسک میکنیم:16:
اصلا خودت چرا نمیای میتینگای ما؟:45: :4:
قلیونم چیز خوبیه ها:19::4:

MAMAD PUYOL 5
20th August, 2008, 05:00 AM
حاجی این میتینگ بود دیگه:4:
اصلا خودت چرا نمیای میتینگای ما؟:45: :4:
قلیونم چیز خوبیه ها:19::4:
شما بايد مي گفتي به ما برادر بهنام . نيما زد ان مي دونست چه خبر قراره بشه و كي مي خواد بياد كه به ما خبر نداد . البته ميتينگ ميتينگ قديميا بود ما اينجا چيكاره بيديم .
در كل من اگه ببينمت در جا به قتل مي رسونمت . http://smilies.sofrayt.com/%5E/0/instagib.gif

بهنام
20th August, 2008, 05:44 AM
ممد اولاً من که کاره ای نبودم و مسئولیتی نداشتم ولی نیما هم مقصر نبود، چون مثل اینکه ییهویی شد و خیلیهای دیگه مثل امیر آقایی و مهدی طاهرخانی و.. هم به این دلیل غایب بودن. وگرنه شما که سرورررری:6:

NoName
12th September, 2008, 12:47 AM
با سلام خدمت بچه های همیشه در صحنه قرارهای عمومی پی اف:8::8::8:
به علت ماه رمضان فوتبال كه تعطیله ولی چندی پیش من و محمد پویول و اسی پیرلو و محمد كاتالان در اولین سفر استانی خودمون به مشهد سفر كردیم. اونجا خونه اسی اینا بودیم و خیلی خوش گذشت. امین اینتری و ابولفضل ( سر باب پیزلی ) رو هم در اونجا زیارت كردیم.
منتظر گزارشات و عكسای این سفر استانی هستیم.:8::8::8:

omidreza
12th September, 2008, 02:09 AM
با سلام خدمت بچه های همیشه در صحنه قرارهای عمومی پی اف:8::8::8:
به علت ماه رمضان فوتبال كه تعطیله ولی چندی پیش من و محمد پویول و اسی پیرلو و محمد كاتالان در اولین سفر استانی خودمون به مشهد سفر كردیم. اونجا خونه اسی اینا بودیم و خیلی خوش گذشت. امین اینتری و ابولفضل ( سر باب پیزلی ) رو هم در اونجا زیارت كردیم.
منتظر گزارشات و عكسای این سفر استانی هستیم.:8::8::8:

اون عکستو هم که گفتی با پیرهن صنعت نفت گرفتی حتما بذار:8::4:

fahime
12th September, 2008, 06:07 AM
آخه قیافه تو دیدن داره میثم ؟:4:

NoName
12th September, 2008, 12:42 PM
اون عکستو هم که گفتی با پیرهن صنعت نفت گرفتی حتما بذار:8::4:

ولك:8:امید جون اونو نگه داشتم اختصاصی واسه كلوپ خوزستانی های پی اف.:8::8::8:
به زودی اسی عكس هارو اپ میكنه.:8::8::8:


آخه قیافه تو دیدن داره میثم ؟:4:

پس چی كه دیدنیه فهیمه.:nish:

Sir Bob Paisley
12th September, 2008, 03:44 PM
در سفر میثم اینا به مشهد با چهره دوروی http://qsmile.com/qsimages/39.gif میثم آشنا شدم . آقایی که مصرف دوغ را تبلیغ میکنه، داشت خودش رو واسه نوشابه میکشت

چون به خلوت می روند- آن کاردیگرمیکنند

NoName
12th September, 2008, 11:22 PM
در سفر میثم اینا به مشهد با چهره دوروی http://qsmile.com/qsimages/39.gif میثم آشنا شدم . آقایی که مصرف دوغ را تبلیغ میکنه، داشت خودش رو واسه نوشابه میکشت

چون به خلوت می روند- آن کاردیگرمیکنند

ابولفضل جون اون بندری كه داشتیم میخوردیم اینقدر تند بود كه اگر اون نوشابه رو نمیخوردم قطعا میموردم.:4:
بین مرگ و نوشابه مجبور بودم نوشابه رو انتخاب كنم.:4: من نوشابه رو به مرگ ترجیح میدم.:4:

Capitan Puyol
13th September, 2008, 12:10 AM
وای كه چه حالی بود مشهد....
من از همه بیشتر حال كردم.
همش حرم بودم.
من و ممد پویول ضریح رو بقل كرده بودیم تا لحظه آخر ول نمیكردیم
حتی آقام رضا(ع) تا خود ترمینال باهامون اومد انقدر با ما حال كرده بود.
گفت سیستمش درست بشه حتما میاد تو سایت.
شاید تو میتینگها هم بیاد

MAMAD PUYOL 5
13th September, 2008, 10:14 AM
ميثم جان لطف كن اون عكسهاي بي شئونات بنده رو نمايان نكن توي سايت .
ارزش يه مرد انقدر بالاست كه چند تا ضعيفه بدن عريانش رو نبينن . :vahidrk1:

MAMAD PUYOL 5
13th September, 2008, 10:26 AM
اميدوارم آقا امام رضا اين سفر مارو قبول كنه و بتونيم در زندگي از معنويات اين سفر معنوي استفاده هاي لازم رو ببريم .
آقاي اشراقي حرف خوبي زد : رفتيم مشهد تا جيبمون رو از نظر معنوي پر كنيم و بيايم . خدارو شكر به اين سعادت رسيديم و مشتي ممد شديم . فقط يه كلاه مشهدي كم داريم. http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/fan1.gif كه اونم قرار شد با حضور ميثم فولهامي بريم مونيريه بخريم . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/fans.gif
من تو اين سفر خوردن هر گونه آب شنگولي رو حرام كردم و به خاطر آزاديه بچه ها بهشون دلستر بفرما زدم كه با استقبال شديد ميثم فولهامي و ممد كاتال روبرو شدم . اسي هم كه كلا پاستوريزه . :tease:
قرار شده گزارش رو ميثم در كنه وگرنه خودم در مي كردم گزارشو .

Peerless Alex
13th September, 2008, 10:44 AM
ميثم جان لطف كن اون عكسهاي بي شئونات بنده رو نمايان نكن توي سايت .
ارزش يه مرد انقدر بالاست كه چند تا ضعيفه بدن عريانش رو نبينن . :vahidrk1:

بچه ها یه کم مراعات کنید دیگه.یه بارم گفتم تنها دخترایه پی اف من و بیتا و نیلوفر نیستیم شاید به بقیه که نا اشنا بودن برخورد.

behnam3638
13th September, 2008, 02:42 PM
رفتین مشهد شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به سلامتی
خوش گذشت؟

fahime
14th September, 2008, 06:00 AM
هنوز عكسارو نذاشتن واومدن كلی توضیحات دراین مورد میدن !!

میثم شوخی كردم .دیدن داری .بذار اوان عكسارو .


:4:

NoName
14th September, 2008, 11:59 AM
رفتین مشهد شما؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به سلامتی
خوش گذشت؟

به به سلام داش بهنام گل:8::8::8:
راه گم كردي بهنام جون:4:
جات خالي سفر حسابي خوش گذشته. مگه ميشه با اسي و دوتا محمد ها باشي و بهت خوش نگذره؟

-------------------------------------------------


هنوز عكسارو نذاشتن واومدن كلی توضیحات دراین مورد میدن !!

میثم شوخی كردم .دیدن داری .بذار اوان عكسارو .


:4:

نه ديگه فهيمه احساسات منو جريحه دار كردي.:sorry:
ديگه تو انجمن عكس نميذارم.:4:

------------------------------------------------

بچه ها گزارشات و عكسارو بذاريد ديگه.:4:

MAMAD PUYOL 5
14th September, 2008, 07:42 PM
ميثم جون مثل هميشه هر عكسي من بد افتادم و هر عكسي كه تو خوب افتادي رو اينجا نذار. به سليقه خودت خوباش و (‌ با شئونات )‌ جدا كن و منتخب بذار اينجا . عكسهاي اون روزم لو نده كه آبرو ريزي مي شه . http://smilies.sofrayt.com/%5E/k0/eyecrazy.gif

★.JU.V.E.N.T.US.★
19th September, 2008, 01:09 PM
به سلامتی کی مشهد بودین ؟

من هم 2 تا 9 شهریور اونجا بودم !!!! :4: سایت خراب بود وگرنه یه قرار با امـــین میذاشتم !!!! خیلی حیف شد ! :2:

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 01:39 PM
به سلامتی کی مشهد بودین ؟

من هم 2 تا 9 شهریور اونجا بودم !!!! :4: سایت خراب بود وگرنه یه قرار با امـــین میذاشتم !!!! خیلی حیف شد ! :2:
زرشك . خوب يه ندا مي دادي با هم مي رفتيم داداش . ما فكر كنم از 6 اونجا بوديم . يادم نيست .
دوست داريم با سليقه ترين كاربر انجمن . http://smilies.sofrayt.com/fsc/photo2.gif

Peerless Alex
19th September, 2008, 01:44 PM
بابا جمیعا ممد پویول و میثم و ممد کتل یکجا همتون بترکین:4:یه گزارش و یه چند تا عکس نتونستین بذارین:22:

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 04:02 PM
بابا جمیعا ممد پویول و میثم و ممد کتل یکجا همتون بترکین:4:یه گزارش و یه چند تا عکس نتونستین بذارین:22:
ممنونم . چرا من و ممد ديگه بتركيم . ميثم فقط بايد بتركه . اونه كه هم عكسها دستشه هم گزارش مي خواد بذاره . تا گزارش نذاره من اسمايل و شكلكهاي تيم ها رو بيرون نمي دم .
ساناز باور كن من خودم عكسها رو نديدم . زده رو سي دي مي ره باهاشون حال مي كنه به ما نشونم نمي ده .
شايدم داره گريمشون مي كنه . خدارو چه ديدي ؟‌
بابا ميثم عكسهارو بذار لازم نيست آرايش كني . :yu:
البته با گذاشتن عكس دلم براي موهاي قشنگم تنگ مي شه .
رفتم قيصري زدم . :buba:
:102::102:

NoName
19th September, 2008, 05:18 PM
خوب دوستان قسمت اول "سريال سفر استاني بچه هاي پارسفوتبال به مشهد" رو براتون قرار ميدم.
موضوع قسمت اول سريال : سفر با قطار
دوستان چند هفته قبل از سفر اسي براي من و محمد پويول بليط قطار رو خريداري كرده بود. اون موقع اومدن محمدكاتالان به مشهد قطعي نشده بود. براي همين اسي براي اون بليط نخريده بود و محمدكاتالان روز سفر به علت اينكه بليط قطار تمام شده بود مجبور شده بود با اتوبوس به مشهد بره. من و اسي و محمد پويول هم داخل سالن انتظار ايستگاه قطار باهم قرار گذاشته بوديم كه همديگرو ببينيم. اول من و اسي رسيديم و محمد پويول دير كرد. محمد پويول بالاخره پس از مدتي خودش رو رسوند به ايستگاه قطار. اسي هم يك نقشه شيطاني براي محمدپويول پياده كرده بود. يك ورقه دراورده بود و داخل اون اسم محمد مهدي بيدمهر رو نوشته بود : "محمد مهدي پژول" و يك شماره موبايل كنارش نوشت. ما به محمدپويول زنگ زديم و بهش يك ادرس الكي داخل سالن ايستگاه قطار داديم و بهش گفتيم برو كنار آكواريوم وايسا ما اونجاييم. بعد اسي اون ورقه رو برد به بخش اطلاعات به اون خانومه كه مسئول اون بخش بود داد و گفت اين اسم و فاميل دوستمه الان قطار حركت ميكنه و گوشيشم جواب نميده. لطفا برام پيجش كنيد. اون خانومه به فاميليه نگاه انداخت. خيلي خودشو كنترل كرد كه نخنده. خلاصه حدود چهار بار تو ميكروفون صدا زد : "آقاي محمد مهدي پژول به بخش اطلاعات" منم يك بارشو تو گوشيم ضبط كردم ولي متاسفانه اينقدر همهمه در ايستگاه قطار بود كه صدا از كيفيت لازم برخوردار نبود واسه همين حذفش كردم. خلاصه رفتيم پيش محمد و باهم وارد قطار شديم. داخل قطار راجع به همه چيز انجمن باهم صحبت كرديم. چند دقيقه بعد از اينكه وارد قطار شديم اقاي اشراقي زنگ زد و تو مراسمي كه پارسفوتبال رو بهترين وبسايت خبري تحليلي انتخابمون كرده بودند دعوتمون كرد و گفت كه با ساير بچه هاي انجمن هماهنگ كنيد. ولي متاسفانه ما نميتونستيم شركت كنيم ولي اگر تهران بوديم حتما به همراه بچه هاي انجمن به اون مراسم ميرفتيم. ظاهرا برخي چهره هاي ورزشي مثل جواد خياباني و ميثم منيعي در اون مراسم حضور داشتند. كوپه هاي قطار دليجان همشون چهار تخته و چهار نفره بودند كه پس از دقايقي ديديم كه يك ليدي حدود سن پنجاه ساله هم اومد ولي خوشبختانه بعد از چند دقيقه كوپشو عوض كردند چون واقعا باعث شده بود كه ما سختمون بشه. خلاصه بعد از ساعتي مراسم شام شروع شد و سه پرس جوجه كباب به علاوه باقي مخلفات رو برامون آوردند و ما هم ميل كرديم. بعد از دقايقي يك نفر ديگه رو وارد كوپمون كردند كه يك مرد بود و كاري هم به كار ما نداشت و رفتش رو تختشو گرفت خوابيد. ما هم حدودا تا ساعت چهار صبح بيدار بوديم و همش بحث و خنده و عشق و حال باهم ميكرديم و از سفر لذت ميبرديم. مثلا چراغ هاي كوپه رو خاموش كرده بوديم مدام هر چند دقيقه با فلش گوشي تو چشم همديگه ميزديم كه چشمهاي همديگه رو اسيب بزنيم و جلوي خوابالودگي رو بگيريم. كه با توجه به اينكه من طبقه بالا بودم و محمدپويول و اسي پايين بودند. بازي دو به يك بود. من تنها و اسي و محمد هم يار همديگه بودند. ديگر تفريحاتمونم اين بود كه اسي رو به طور پنهاني اوردمش تو تخت خودم. و به محمد گفتم كه اسي دستشويي هستش. تو برو در دستشويي رو نگه دار كه اسي نتونه بياد بيرون. ( اخه قبلش ديده بودم كه يك سيبيل كلفته رفتش تو دستشويي ) محمدم رفت. از بدشانسيمون هر دوتا دستشويي اون قسمت پر بود و محمد ميگفت معلوم نيست اسي تو كدوم دستشويي قرار داره. ( تصور كنيد كه اگر يكي از دستشويي ها پر بودند و اون يارو سيبيل كلفته توش بود و محمد پويول در رو نگه ميداشت چه اتفاقي ميافتاد؟ آيا الان محمدپويول ميتونست اينجا پست بده؟ ) خلاصه محمد كه برگشت و هي من تحريكش ميكردم كه دوباره بره در يكي از دستشويي ها كه پر باقي ميمونه رو نگه داره. در همين هنگام اسي تو تخت من داشت ميخنديد ولي محمد فكر ميكرد اين خنده كار اون ياروست كه تو كوپومون خوابيده و غرق در خنده شده بود كه بعد اسي خودشو نشون داد و گفت بابا منم. اون يارو هفت تا پادشاه رو خواب ديده. از ديگر تفريحاتمون هم بولوتوث بازي بود كه چند تا آهنگ قشنگ اسي تو گوشيش داشت كه من اونارو توگوشي خودم ريختم. خلاصه با خنده و شوخي و... بالاخره يكي دو ساعتي خوابمون برد تا اينكه صبح شد. وقت صبحانه شد. صبحانه كه حاوي كره مربا عسل و... بود رو برامون اوردند. هميجوري مشغول صرف صبحانه بوديم كه پيشخدمت قطار اومد و گفت وقت صبحانه خوردن تموم شده و همه بساط رو جمع كرد. دست محمد پول چايي بود و به زور از دستش گرفت. يك ساندويچ كره و عسل هم براي خودش درست كرده بود و تقريبا نصفشو خورده بود و داشت بقيه رو ميخورد كه يارو از دهنش كشيد بيرون. خلاصه محمدپويول حدود ده دقيقه تو حالت شوك قرار داشت. تا اينكه اب پاشيديمون تو صورتشو به هوش اومد. خلاصه كم كم به مشهد رسيديم. و داخل تالار انتظار ايستگاه مشهد منتظر محمد كاتالان شديم. اون تو بخش ديگري از شهر بود. چرا كه ترمينال اتوبوسراني جاي ديگري بود. اون خودشو از طريق آژانس به جمع ما رسوند و از اونجا همگي باهم خودمون رو به خونه اسي اينا رسونديم.
اين داستان ادامه دارد...
در ارسال بعدي شاهد گزارش تصويري قسمت اول سريال " سريال سفر استاني بچه هاي پارسفوتبال به مشهد " خواهيد بود. منتظر بمانيد.

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 05:48 PM
هوي ميثم همون اول گند زدي رفت كه . بيد مهر چيه ديگه ؟‌ خوبه ننوشتيد بيدمشك . شما اومدين خراب و خراب تر كردين . http://smilies.sofrayt.com/%5E/c0/astrosmiley.gif فاميلي من ديب مهر هستش . ( از اديب و ادب مياد )
گزارش خوب و كاملي بود . البته چون من 24 ساعته موزيك گوش مي دم يه جورايي صداي اطلاعاتيرو نشنيدم . ( اگرم مي شنيدم نمي رفتم)‌ البته تو قطار اتفاقات ديگري هم رخ داد . مثلا من با حاج آقا اشراقي صحبت كردم و كلي خنديديم و كلي هم به ما تيكه انداختن . نكته قابل توجه سفر قطار اين بود كه من چون عادت دارم هر شب يه ليتر از اين شير پاكتيا بخورم اون شبم اوردم تو قطار خوردم و چشمتون روز بد نبينه رو شير جوجه كباب دادم تا صبح 36 بار رفتم دست به آب . http://i30.tinypic.com/51vgah.gif حالا اين يارو كه اومده بود تو رو نمي شناختم همش در قطار و در گوش اون مي كوبيدم به هم http://smilies.sofrayt.com/%5E/c0/bgrroll.gif. تو اين سفر 5 روزه هم فقط 1 شب شير خوردم . فقط خونه اسي دلستر بود . شير پيدا نمي شد . انقدر كه درگير دلستر شدم ليوان شيرمم جا گذاشتم . ( يه ليوان كه برجسته عكس يه گاو ماده روشه ) من و اسي انقدر خنديديم كه داشتيم منفجر مي شديم . ميثم هم چند دقيقه بود كه داشت با موزيك تو گوشيش ( آرين بود فكر كنم ) حال مي كرد . من و اسي هم داشتيم درباره گروههاي متال و راك بحث مي كرديم و به موزيك ميثم كرو كر مي خنديديم . http://smilies.sofrayt.com/^/aiw/crazy.gif منتظر عكسهاي ميتينگ هستيم ميثم . راستي ارزش مرد يادت نره . http://smilies.sofrayt.com/%5E/9/biggthum.gif

InTeR
19th September, 2008, 06:42 PM
من هم 2 تا 9 شهریور اونجا بودم !!!! سایت خراب بود وگرنه یه قرار با امـــین میذاشتم !!!! خیلی حیف شد !
شانسم نداریمhttp://www.clicksmilies.com/s1106/mittelgrosse/medium-smiley-012.gif
----------
از میثم و اسی و ممد هم بابت اینکه روز دوم منو خبر کردن و قال نزاشتن هم کمال تشکر رو دارم.
روز اول که من نتونستم بمونم دومم که هیچی!!

★.JU.V.E.N.T.US.★
19th September, 2008, 08:50 PM
زرشك . خوب يه ندا مي دادي با هم مي رفتيم داداش . ما فكر كنم از 6 اونجا بوديم . يادم نيست .
دوست داريم با سليقه ترين كاربر انجمن . http://smilies.sofrayt.com/fsc/photo2.gif

من از کجا میدونستم شما میخواهید بیایید ؟ :23:

بدشانسیه دیگه ! اینقدر جون کردم اونجا که وصل بشم و امین و مشهدیها رو مطلع کنم نشد که نشد.

خلاصه بد نبود , جای همه خالی .... همونطور که تو تاپیک یووه گفتم لحظه به لحظه به یاد شما بودم.

ما تو هتل نگین زمرد تو خیابون نواب صفوی واحد 405 سکنا گزیدیم.

با حرم 2 دقیقه ( پیاده روی نرم ) فاصله داشت.

خیلی دوست داشتم امین رو ببینم ... انشاالله دفعه بعد ( به زودی )

من هم دوست دارم ممد جیگر عزیز :8:

Peerless Alex
19th September, 2008, 08:57 PM
من از کجا میدونستم شما میخواهید بیایید ؟ :23:

بدشانسیه دیگه ! اینقدر جون کردم اونجا که وصل بشم و امین و مشهدیها رو مطلع کنم نشد که نشد.

خلاصه بد نبود , جای همه خالی .... همونطور که تو تاپیک یووه گفتم لحظه به لحظه به یاد شما بودم.

ما تو هتل نگین زمرد تو خیابون نواب صفوی واحد 405 سکنا گزیدیم.

با حرم 2 دقیقه ( پیاده روی نرم ) فاصله داشت.

خیلی دوست داشتم امین رو ببینم ... انشاالله دفعه بعد ( به زودی )

من هم دوست دارم ممد جیگر عزیز :8:

:31:

اه اه :47:میزنم دو تاتونم بترکینا:4:

من دوست دارم خیلی من دوستت دارم خیلی ولی چه فایده افسوس ستاره ی سهیلی ستاره ی سهیلی:4:راه انداختین اینجا(برگرفته از ترانه ی جوات و قدیمی ویگن)

حالم بد شد.استفاده از کلماتی +18 ممنوع اعلام شد زین پس:4:

میثم خیلی باحال بود مخصوصا همون قسمتی که از اطلاعات ممد رو صدا میزدن:24:

Capitan Puyol
19th September, 2008, 09:08 PM
این قسمتی كه میثم گذاشت ته یخ بود.من توش نبودم دیگه!!!
حالا كار از جایی جالب میشه كه من وارد ماجرا میشم.
مخصوصا قضیه اون شب تو خیابون كه خودم میخوام تعریف كنم.البته من یادم رفته مشهد چجوری بود...
تو این حافظم بیاد!

★.JU.V.E.N.T.US.★
19th September, 2008, 09:08 PM
:31:

اه اه :47:میزنم دو تاتونم بترکینا:4:

من دوست دارم خیلی من دوستت دارم خیلی ولی چه فایده افسوس ستاره ی سهیلی ستاره ی سهیلی:4:راه انداختین اینجا(برگرفته از ترانه ی جوات و قدیمی ویگن)

حالم بد شد.استفاده از کلماتی +18 ممنوع اعلام شد زین پس:4:


ممد جون عزیزم , توپولی , خشگل , جیگر , چقدر زیبایی , به به .... ممد کاتال جیگر , نازنازی , گوگولی , خوشتیپ , زیبارو , .....

خوب , خانم مدیر , بزن بترکیم :4:

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 09:08 PM
من از کجا میدونستم شما میخواهید بیایید ؟ :23:

بدشانسیه دیگه ! اینقدر جون کردم اونجا که وصل بشم و امین و مشهدیها رو مطلع کنم نشد که نشد.

خلاصه بد نبود , جای همه خالی .... همونطور که تو تاپیک یووه گفتم لحظه به لحظه به یاد شما بودم.

ما تو هتل نگین زمرد تو خیابون نواب صفوی واحد 405 سکنا گزیدیم.

با حرم 2 دقیقه ( پیاده روی نرم ) فاصله داشت.

خیلی دوست داشتم امین رو ببینم ... انشاالله دفعه بعد ( به زودی )

من هم دوست دارم ممد جیگر عزیز :8:
آقا به شخصه عاشقتم . عاشق تو نشيم عاشق كي شيم ؟‌ معرفت . سليقه . كور شه چشم ساناز حسود .
2 دقيقه با حرم فاصله داشت ؟‌ كاش من جات بودم داداش . ما سعادت اينو نداشتيم كه به حرم نزديك باشيم . به يه توتون تنباكو فروشي ولي نزديك بوديم كلي حال كرديم . حالا ميثم تعريف مي كنه براتون چجوري هم قچل مي كشيدم هم فيفا بازي مي كرد م .
ايشالله دفعه بعد با هم مي ريم .
به ساناز : ساناز تو حرف نزني يه موقع نمي گيم مردي . عزيزم حسودي به ما چه ؟‌
اصلا مي دوني چيه من عاشق تمام پسراي پي افم . :19:

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 09:14 PM
این قسمتی كه میثم گذاشت ته یخ بود.من توش نبودم دیگه!!!
حالا كار از جایی جالب میشه كه من وارد ماجرا میشم.
مخصوصا قضیه اون شب تو خیابون كه خودم میخوام تعریف كنم.البته من یادم رفته مشهد چجوری بود...
تو این حافظم بیاد!
ممد جون اتفاقا تا وارد جمع شدي جمع رو خشك كردي . :19:
حتما بايد جمله معروفم رو بگم ؟‌ ( ممد دوست اشتي يه پا نداشتي با مزگي من و داشتي ؟‌ )

Capitan Puyol
19th September, 2008, 09:19 PM
ممد جون عزیزم , توپولی , خشگل , جیگر , چقدر زیبایی , به به .... ممد کاتال جیگر , نازنازی , گوگولی , خوشتیپ , زیبارو , .....

خوب , خانم مدیر , بزن بترکیم :4:

سلام یوسف جان داداش گل و بزرگ و مهربون و خوش سلیقه و دوست داشتنی خودم
اینو بزار رو لپت تا چشم همه در بیاد :kiss2:
داداش گل و مهربون و با معرفتم خوبی؟
داداشی میگم حیف شد كه شما افتخار دیدن من رو نداشتیا....نه یعنی من نداشتم داداش گلم.
به دلیل صحنه هایه خشونت بار و غیر اخلاقی این قسمت حذف گردید.با تشکر:4:

Capitan Puyol
19th September, 2008, 09:24 PM
ممد جون اتفاقا تا وارد جمع شدي جمع رو خشك كردي . :19:
حتما بايد جمله معروفم رو بگم ؟‌ ( ممد دوست اشتي يه پا نداشتي با مزگي من و داشتي ؟‌ )

ممد خیلی نامردی..
حیف من كه اون شب تو خیابون این همه دیوونه بازی در آوردم.
چشات خیس شده از خنده.داشتی ریسه میرفتی آخرش...
من میدونستم تو منو دوست نداری...

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 09:28 PM
ممد خیلی نامردی..
حیف من كه اون شب تو خیابون این همه دیوونه بازی در آوردم.
چشات خیس شده از خنده.داشتی ریسه میرفتی آخرش...
من میدونستم تو منو دوست نداری...
جدا از اون شب خدايي خيلي خشك و بيروحي . خجالتم خوب چيزيه . تازه بچه ها ممد تا ساعت 9 ميشد مي خوابيد و مارو تنها مي ذاشت . نامرد . ولي اين كه دوست ندارم رو اشتباه كردي . من عاشقتم . ( اگه بگي وظيفمه بري جهندم ) :welcome1:
ولي اون شب بادكنكي خيلي حال داد . اون شب شهر بازي هم حال داد . پنالتيهاي زاقوري كه زدم آبروي چندين ساله ورزشكاريم رو برد . توپ نبود كه بادكنك بود .

InTeR
19th September, 2008, 09:32 PM
من از کجا میدونستم شما میخواهید بیایید ؟ :23:

بدشانسیه دیگه ! اینقدر جون کردم اونجا که وصل بشم و امین و مشهدیها رو مطلع کنم نشد که نشد.

خلاصه بد نبود , جای همه خالی .... همونطور که تو تاپیک یووه گفتم لحظه به لحظه به یاد شما بودم.

ما تو هتل نگین زمرد تو خیابون نواب صفوی واحد 405 سکنا گزیدیم.

با حرم 2 دقیقه ( پیاده روی نرم ) فاصله داشت.

خیلی دوست داشتم امین رو ببینم ... انشاالله دفعه بعد ( به زودی )

من هم دوست دارم ممد جیگر عزیز :8:

با کسی در ارطبات نبودی که حداقل آیدیمو بهت بده.حیف.ایشالا دفه بعد:52:

★.JU.V.E.N.T.US.★
19th September, 2008, 09:36 PM
آقا به شخصه عاشقتم . عاشق تو نشيم عاشق كي شيم ؟‌ معرفت . سليقه . كور شه چشم ساناز حسود .
2 دقيقه با حرم فاصله داشت ؟‌ كاش من جات بودم داداش . ما سعادت اينو نداشتيم كه به حرم نزديك باشيم . به يه توتون تنباكو فروشي ولي نزديك بوديم كلي حال كرديم . حالا ميثم تعريف مي كنه براتون چجوري هم قچل مي كشيدم هم فيفا بازي مي كرد م .
ايشالله دفعه بعد با هم مي ريم .
به ساناز : ساناز تو حرف نزني يه موقع نمي گيم مردي . عزيزم حسودي به ما چه ؟‌
اصلا مي دوني چيه من عاشق تمام پسراي پي افم . :19:

ممنون ممد جون ... لطف و معرفتت زبانزد خاص و عامه :4:

2 دقیقه فاصله بود ... من فقط شبها میرفتم حرم ! یه جای خاص سراغ داشتم که فوق العاده خلوت بود , میرفتم 3-4 ساعتی اونجا میگذروندم و میومدم بیرون.

خلاصه بد نبود , ولی محیط مشهد به پاکیزگی اصفهان نبود , برای همین 6 روز زمان خیلی کمی بود تا با محیطش خو بگیرم.

مردمش لهجه پرسرعت و باحالی داشتن , باهاشون برخورد داشتید ؟

تاکسیهاشون چطور ؟ یا اتوبوسها ؟ الماس شرق رفتید ؟


سلام یوسف جان داداش گل و بزرگ و مهربون و خوش سلیقه و دوست داشتنی خودم
اینو بزار رو لپت تا چشم همه در بیاد :kiss2:
داداش گل و مهربون و با معرفتم خوبی؟
داداشی میگم حیف شد كه شما افتخار دیدن من رو نداشتیا....نه یعنی من نداشتم داداش گلم.
به دلیل صحنه هایه خشونت بار و غیر اخلاقی این قسمت حذف گردید.با تشکر:4:

سلام ... ببین کی اینجاست ... خوبی عزیزم ... چه خبرا ؟ رو به راهی ؟

من هم خوبم ! امیدوارم بهت خوش گذشته باشه و از این به بعد هم بیشتر خوش بگذره.

خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت.

انشاالله میتینگهای آینده بهتون ملحق بشم و لذت ببریم :4:

خیلی عزیزی :8:


با کسی در ارطبات نبودی که حداقل آیدیمو بهت بده.حیف.ایشالا دفه بعد:52:

راستش تا اومدم یه کافی نت پیدا کنم و با محیطش جور بشم , 3 روزم حروم شد ... ولی واقعا ذهنم به طرف هیچکی نرفت , فقط سعی میکردم با PF باهات تماس بگیرم. :baaasmiley:

انشاالله باز هم میام ... ولی ایندفعه 1 هفته قبلش خبرت میکنم :4:

viva_realmadrid
19th September, 2008, 09:50 PM
گزارش کامل بدید این چه بساتشه! این میثم میخاد ادای شهرزاد قصه گو رو در بیاره !! :4: # ممد تو مشهد به درجه " دودی " نائل شده(ستاد حامیان قچل و قچلکشان)

ولی خوب بدون ما خوش گذروندیدا!!!:beee::4:

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 09:51 PM
ممنون ممد جون ... لطف و معرفتت زبانزد خاص و عامه :4:

2 دقیقه فاصله بود ... من فقط شبها میرفتم حرم ! یه جای خاص سراغ داشتم که فوق العاده خلوت بود , میرفتم 3-4 ساعتی اونجا میگذروندم و میومدم بیرون.

خلاصه بد نبود , ولی محیط مشهد به پاکیزگی اصفهان نبود , برای همین 6 روز زمان خیلی کمی بود تا با محیطش خو بگیرم.

مردمش لهجه پرسرعت و باحالی داشتن , باهاشون برخورد داشتید ؟

تاکسیهاشون چطور ؟ یا اتوبوسها ؟ الماس شرق رفتید ؟



سلام ... ببین کی اینجاست ... خوبی عزیزم ... چه خبرا ؟ رو به راهی ؟

من هم خوبم ! امیدوارم بهت خوش گذشته باشه و از این به بعد هم بیشتر خوش بگذره.

خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت.

انشاالله میتینگهای آینده بهتون ملحق بشم و لذت ببریم :4:

خیلی عزیزی :8:



راستش تا اومدم یه کافی نت پیدا کنم و با محیطش جور بشم , 3 روزم حروم شد ... ولی واقعا ذهنم به طرف هیچکی نرفت , فقط سعی میکردم با PF باهات تماس بگیرم. :baaasmiley:

انشاالله باز هم میام ... ولی ایندفعه 1 هفته قبلش خبرت میکنم :4:
برخورد چه برخوردي . بيشترين برخورد رو تو يه تاكسي داشتيم . به راننده تاكسيه مي گفتم ميثم طرفدار فولهامه و اونم بنده خدا نمي دونست بخنده يا تعجب كنه . البته برخورد هاي ديگه اي هم داشتيم كه با توافق طرفين تو همين تاپيك گذاشته خواهد شد . :2mo5pow:

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 09:53 PM
گزارش کامل بدید این چه بساتشه! این میثم میخاد ادای شهرزاد قصه گو رو در بیاره !! :4: # ممد تو مشهد به درجه " دودی " نائل شده(ستاد حامیان قچل و قچلکشان)

ولی خوب بدون ما خوش گذروندیدا!!!:beee::4:
ما خاك پاتيم رضا جون دربست . شهروندتيم . من تو دودي بودن بابا فنچم جلو استادايي مثل شما .
تو اين چند روز فقط توتون خيار استعمال نكرديم .
جات خالي بود ايشالله براي عيد يه طرفي مي ريم . شمالي . جنوبي . شرقي . غيربي . مركزي . شمال غربي . جنوب غربي . شمال شرقي . جنوب شرقي .

NoName
19th September, 2008, 10:51 PM
خوب دوستان قسمت اول "سريال سفر استاني بچه هاي پارسفوتبال به مشهد" رو براتون قرار ميدم.
موضوع قسمت اول سريال : سفر با قطار
دوستان چند هفته قبل از سفر اسي براي من و محمد پويول بليط قطار رو خريداري كرده بود. اون موقع اومدن محمدكاتالان به مشهد قطعي نشده بود. براي همين اسي براي اون بليط نخريده بود و محمدكاتالان روز سفر به علت اينكه بليط قطار تمام شده بود مجبور شده بود با اتوبوس به مشهد بره. من و اسي و محمد پويول هم داخل سالن انتظار ايستگاه قطار باهم قرار گذاشته بوديم كه همديگرو ببينيم. اول من و اسي رسيديم و محمد پويول دير كرد. محمد پويول بالاخره پس از مدتي خودش رو رسوند به ايستگاه قطار. اسي هم يك نقشه شيطاني براي محمدپويول پياده كرده بود. يك ورقه دراورده بود و داخل اون اسم محمد مهدي بيدمهر رو نوشته بود : "محمد مهدي پژول" و يك شماره موبايل كنارش نوشت. ما به محمدپويول زنگ زديم و بهش يك ادرس الكي داخل سالن ايستگاه قطار داديم و بهش گفتيم برو كنار آكواريوم وايسا ما اونجاييم. بعد اسي اون ورقه رو برد به بخش اطلاعات به اون خانومه كه مسئول اون بخش بود داد و گفت اين اسم و فاميل دوستمه الان قطار حركت ميكنه و گوشيشم جواب نميده. لطفا برام پيجش كنيد. اون خانومه به فاميليه نگاه انداخت. خيلي خودشو كنترل كرد كه نخنده. خلاصه حدود چهار بار تو ميكروفون صدا زد : "آقاي محمد مهدي پژول به بخش اطلاعات" منم يك بارشو تو گوشيم ضبط كردم ولي متاسفانه اينقدر همهمه در ايستگاه قطار بود كه صدا از كيفيت لازم برخوردار نبود واسه همين حذفش كردم. خلاصه رفتيم پيش محمد و باهم وارد قطار شديم. داخل قطار راجع به همه چيز انجمن باهم صحبت كرديم. چند دقيقه بعد از اينكه وارد قطار شديم اقاي اشراقي زنگ زد و تو مراسمي كه پارسفوتبال رو بهترين وبسايت خبري تحليلي انتخابمون كرده بودند دعوتمون كرد و گفت كه با ساير بچه هاي انجمن هماهنگ كنيد. ولي متاسفانه ما نميتونستيم شركت كنيم ولي اگر تهران بوديم حتما به همراه بچه هاي انجمن به اون مراسم ميرفتيم. ظاهرا برخي چهره هاي ورزشي مثل جواد خياباني و ميثم منيعي در اون مراسم حضور داشتند. كوپه هاي قطار دليجان همشون چهار تخته و چهار نفره بودند كه پس از دقايقي ديديم كه يك ليدي حدود سن پنجاه ساله هم اومد ولي خوشبختانه بعد از چند دقيقه كوپشو عوض كردند چون واقعا باعث شده بود كه ما سختمون بشه. خلاصه بعد از ساعتي مراسم شام شروع شد و سه پرس جوجه كباب به علاوه باقي مخلفات رو برامون آوردند و ما هم ميل كرديم. بعد از دقايقي يك نفر ديگه رو وارد كوپمون كردند كه يك مرد بود و كاري هم به كار ما نداشت و رفتش رو تختشو گرفت خوابيد. ما هم حدودا تا ساعت چهار صبح بيدار بوديم و همش بحث و خنده و عشق و حال باهم ميكرديم و از سفر لذت ميبرديم. مثلا چراغ هاي كوپه رو خاموش كرده بوديم مدام هر چند دقيقه با فلش گوشي تو چشم همديگه ميزديم كه چشمهاي همديگه رو اسيب بزنيم و جلوي خوابالودگي رو بگيريم. كه با توجه به اينكه من طبقه بالا بودم و محمدپويول و اسي پايين بودند. بازي دو به يك بود. من تنها و اسي و محمد هم يار همديگه بودند. ديگر تفريحاتمونم اين بود كه اسي رو به طور پنهاني اوردمش تو تخت خودم. و به محمد گفتم كه اسي دستشويي هستش. تو برو در دستشويي رو نگه دار كه اسي نتونه بياد بيرون. ( اخه قبلش ديده بودم كه يك سيبيل كلفته رفتش تو دستشويي ) محمدم رفت. از بدشانسيمون هر دوتا دستشويي اون قسمت پر بود و محمد ميگفت معلوم نيست اسي تو كدوم دستشويي قرار داره. ( تصور كنيد كه اگر يكي از دستشويي ها پر بودند و اون يارو سيبيل كلفته توش بود و محمد پويول در رو نگه ميداشت چه اتفاقي ميافتاد؟ آيا الان محمدپويول ميتونست اينجا پست بده؟ ) خلاصه محمد كه برگشت و هي من تحريكش ميكردم كه دوباره بره در يكي از دستشويي ها كه پر باقي ميمونه رو نگه داره. در همين هنگام اسي تو تخت من داشت ميخنديد ولي محمد فكر ميكرد اين خنده كار اون ياروست كه تو كوپومون خوابيده و غرق در خنده شده بود كه بعد اسي خودشو نشون داد و گفت بابا منم. اون يارو هفت تا پادشاه رو خواب ديده. از ديگر تفريحاتمون هم بولوتوث بازي بود كه چند تا آهنگ قشنگ اسي تو گوشيش داشت كه من اونارو توگوشي خودم ريختم. خلاصه با خنده و شوخي و... بالاخره يكي دو ساعتي خوابمون برد تا اينكه صبح شد. وقت صبحانه شد. صبحانه كه حاوي كره مربا عسل و... بود رو برامون اوردند. هميجوري مشغول صرف صبحانه بوديم كه پيشخدمت قطار اومد و گفت وقت صبحانه خوردن تموم شده و همه بساط رو جمع كرد. دست محمد پول چايي بود و به زور از دستش گرفت. يك ساندويچ كره و عسل هم براي خودش درست كرده بود و تقريبا نصفشو خورده بود و داشت بقيه رو ميخورد كه يارو از دهنش كشيد بيرون. خلاصه محمدپويول حدود ده دقيقه تو حالت شوك قرار داشت. تا اينكه اب پاشيديمون تو صورتشو به هوش اومد. خلاصه كم كم به مشهد رسيديم. و داخل تالار انتظار ايستگاه مشهد منتظر محمد كاتالان شديم. اون تو بخش ديگري از شهر بود. چرا كه ترمينال اتوبوسراني جاي ديگري بود. اون خودشو از طريق آژانس به جمع ما رسوند و از اونجا همگي باهم خودمون رو به خونه اسي اينا رسونديم.
اين داستان ادامه دارد...
در ارسال بعدي شاهد گزارش تصويري قسمت اول سريال " سريال سفر استاني بچه هاي پارسفوتبال به مشهد " خواهيد بود. منتظر بمانيد.

خوب دوستان همون طوري كه در ارسال قبليم عرض كردم. گزارش تصويري قسمت اول سريال "سفر استاني بچه هاي پارسفوتبال به مشهد" رو براتون قرار ميدم :

اين يك عكس از اسي و ميثم در حال اجراي سنت هاي معمول : ( البته يك اشتباه در اين عكس انجام شده. اونم اينه كه من بايد ليوانمو پايينتر از اسي نگه ميداشتم. چون سنم از اسي كمتره. )
نكته انحرافي : مايعات استفاده شده در اون ليوان ها كاملا اسلامي بود.

http://i38.tinypic.com/flwrvl.jpg

اينم يك عكس از محمدپويول در حال نوشيدن شير :


http://i34.tinypic.com/xkspax.jpg

اينم يك عكس تكي از ميثم : :mega_shok:


http://i38.tinypic.com/2m4yt5w.jpg

حدس بزنيد چه كسي در تصوير زير قرار دارد؟ :scare2:


http://i37.tinypic.com/2m4xi53.jpg

اينم عكسي است كه محمد كاتالان در اتوبوس در راهش به مشهد انداخته و براي ما فرستاده : :4:


http://i33.tinypic.com/11ql9nk.jpg

در ارسال بعدي منتظر قسمت دوم سريال "سفر استاني بچه هاي پارسفوتبال به مشهد" بمانيد.

MAMAD PUYOL 5
19th September, 2008, 11:45 PM
http://i34.tinypic.com/xkspax.jpg


نگاه كنيد چجوري مثل يه موش دريده دارم به اين فنجان شير نگاه مي كنم . :71:
اون عكس آخري هم منم . :blush: من چون كلا با خر اين ور و اونور مي رم نمي دونستم اينا براي رو بالش هستش فكر كردم بايد بكشي رو سر بخوابي نور تو چشت نخوره .
ساناز دوست داشتي يه پا نداشتي هوش من و داشتي ؟‌ :scare:

omidreza
20th September, 2008, 12:39 AM
به ... بالاخره این داش اسی ما هم زیارت شد ... خدایی کپ آبادانیهاست:8::4:

چند وقت پیش هم یه سر اومده بود آبادان و بمن زنگ زد که بیا ببینمت ... غافل از اینکه من اهوازم نه آبادان!:40:

خلاصه حرکتش ساعت 5 فرداش از اهواز بود ... قرار بود همدیگه رو ملاقات کنیم که نشد ... ولی قول داده به زودی یه سفر به اهواز داشته باشه و ایشالله همدیگه رو از نزدیک ببینیم:6:

MAMAD PUYOL 5
20th September, 2008, 06:39 PM
ميثم اعتراف مي كنم كه موتور تو يا با زغال سنگ كار مي كنه يا با نفت . بابا يه 2 تا گزراش نوشتن انقدر دنگ و فنگ داره ؟
مجبوري مگه ؟ كار و زندگي داري مي دادي يكي ديگه گزارش تهيه مي كرد .
گزارشاتم يه كم خنده دار كن بخنديم . خنده دار بود ولي كم . يه كم از گزارشهاي فرمانده بهزاد الگو برداري كن دادا .
ممد كت هم كه هيچي نمي گه مياد يه چيزي مي پرونه مي ره . :jt5o21:

IL Diavolo
21st September, 2008, 03:28 PM
سلام بچه ها . خوبین همه . آقا شرمنده این روزا خیلی گرفتارم . نتونستم بیام . ایشالا از حالا بیشتر میام . میثم گزارش كامل تر بزار یه خورده هم با مزه تر بنویس . كاری نكن هر كسی به نقل خودش بنویسه . ( دارم تهدیدش می كنم ) كه افتضاح میشه خوذتم خوب میدونی ..........

آقایون - خانوما جاتون مشهد خیلی خالی بود به هر حال تشریف بیارین مشهد . خوشحال میشم .
امروز كه انتخاب واحد داشتم . بلیط هم هنوز گیرم نیومده ( یعنی اصلا نیست )
ولی همین روزا میام تهران میبینمتون .

NoName
21st September, 2008, 05:19 PM
بچه ها الان اعصابم بهم ريخته...قسمت دوم گزارشو نوشته بودم كه موقع ارسال پاسخ كامپيوترم هنگ كرد...

MAMAD PUYOL 5
21st September, 2008, 06:51 PM
سلام بچه ها . خوبین همه . آقا شرمنده این روزا خیلی گرفتارم . نتونستم بیام . ایشالا از حالا بیشتر میام . میثم گزارش كامل تر بزار یه خورده هم با مزه تر بنویس . كاری نكن هر كسی به نقل خودش بنویسه . ( دارم تهدیدش می كنم ) كه افتضاح میشه خوذتم خوب میدونی ..........

آقایون - خانوما جاتون مشهد خیلی خالی بود به هر حال تشریف بیارین مشهد . خوشحال میشم .
امروز كه انتخاب واحد داشتم . بلیط هم هنوز گیرم نیومده ( یعنی اصلا نیست )
ولی همین روزا میام تهران میبینمتون .
اسي اون بسته امين رو به دستش برسون بعد تشريف بيار ...

IL Diavolo
22nd September, 2008, 07:10 PM
چشم داش ممد .....
حتما . اتقاثا با امین هم یه بار قرار گذاشتم كه نتونستم به خاطر مشكلی كه پیش اومد بهش خبر بدم . ولی چشم . نوكر 2 تا تون هستم . راستی تو برنامه ما رو ردیف كردی ؟
داش ممد ببخشید كه دیر شد .

راستی برا اینكه از بحث دور نشیم قضیه فوتبال باز از كی راه میفته ؟

MAMAD PUYOL 5
22nd September, 2008, 07:51 PM
چشم داش ممد .....
حتما . اتقاثا با امین هم یه بار قرار گذاشتم كه نتونستم به خاطر مشكلی كه پیش اومد بهش خبر بدم . ولی چشم . نوكر 2 تا تون هستم . راستی تو برنامه ما رو ردیف كردی ؟
داش ممد ببخشید كه دیر شد .

راستی برا اینكه از بحث دور نشیم قضیه فوتبال باز از كی راه میفته ؟
نوكرتم برادر اسماعيل . داداش من قضيت رو رديف كردم تا بياي تهران به دستت مي رسونمش .
داداش از 5 شنبه هفته آينده ( فردا عيد فطر )‌ اشالله به بازيها ادامه مي ديم . راستي نكته جالب اينجاست كه سروش تكلي هم به احتمال زياد به جمع ما اضافه خواهد شد و مجلس رو گرم تر از هميشه مي بينيم .
سروش تكلي دوست داريم . :Hooraa::drinks:

behnam3638
24th September, 2008, 03:43 AM
ایشالا باز برین فوتبال

من که این تابستون یه بار اومدم خیلی بهم خوش گذشت

دوست داشتم بازم بیام ولی هر هفته یه مشکلی پیش اومد و نشد بیام

barça
24th September, 2008, 09:00 AM
میثم چی شد قرار بود عكس ابولفضل رو بذاری؟

The Special One
24th September, 2008, 10:01 PM
جناب پژول و سایر عالیجنابان خاكستری پوش!

این برنامه فوتبال كه انشالله تعالی برقرار خواهد شد؟ بهتر نیست كم كم به فكر سالن باشیم!!

این سفر استانی دوستان رو هم به فال نیك می گیریم و مصرانه خواهان كسب اطلاعات از دوست لیورپولی خر شانس خود ، جناب پیزلی هستیم!

Peerless Alex
24th September, 2008, 10:27 PM
انتقال به کتابخونه