PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بحث در مورد تیم ملی



صفحه ها : [1] 2 3

moh.santia
30th March, 2006, 09:20 PM
بنام خدا
اینجا در مورد تیم ملی بحث میكنیم!!! با آرزوی موفقیت در سال 85

Siyavoush
4th April, 2006, 02:30 AM
نگراني براي بهترين راست پا در جام جهاني
از هامبورگ خبر بدي رسيده است: مهدي مهدوي‌كيا بازي با <شالكه> را به پايان نبرد. او در دقيقه هفتاد از زمين خارج شد.خبرهاي بعدي حكايت از اين دارند كه مصدوميت <زرد پيآشيل> مهدوي‌كيا را بايد جدي گرفت. هامبورگي‌ها كه چيزي را به دست تصادف و به اگر و اما نسپرده‌اند، آيا تيم ملي ما نيز در اين باره دقيق و هوشيار عمل خواهد كرد؟ آيا ارتباطي كه بايد، از ديروز و يا حداكثر از امروز با هامبورگ برقرار خواهد شد؟آيا تيم ملي مي‌داند يكي از بهترين بازيكنانش چه وضعيتي خواهد داشت؟ * * * مهدي براي تيم ملي ايران يكي از بازيكنان مهم است. يكي از كساني كه هنوز براي او جانشيني نداريم - مثل علي كريمي و مثل وحيد هاشميان، جواد نكونام و رحمان رضايي - مهدوي‌كيا مصدوم است. آيا تيم ملي پيگير چگونگي معالجه پاي آسيب‌ديده او خواهد شد؟ هامبورگي‌ها از همان لحظه‌اي كه مهدي را در دقيقه 71 بازي از زمين خارج كردند مراقبت و معالجه او را آغاز كردند آيا تيم ملي نيز از امروز مرتب خبرهاي مربوط به چگونگي روند معالجه بهترين بازيكن جناح راست خود را پيگيري خواهد كرد؟حداقل انتظار اين است كه از مهدي مهدوي‌كيا هر روز خبري داشته باشيم و با تماس‌هاي مكرر با او اهميتش را در تيم ملي به خودش بازگو كنيم





رباط مهدويكيا پاره نيست
آسيب ديدگي پاي مهدي مهدوي كيا در ديدار يك‌شنبه شب هامبورگ برابر شالكه، حساسيت بلكه نگراني و ترس به جايي در حيطه تيم‌ملي و دوستداران فوتبال ايجاد كرده است اما ظاهراً عكسبرداري‌هاي نخست نشاني از پارگي رباط پاي او ندارد‌. بازيكن شماره هفت هامبورگ در دقيقه هفتاد و يكم ديدار برابر شالكه به دليل آسيب ديدگي از بازي خارج شد تا علاوه بر نگراني توماس دال، ميليون‌ها ايراني هم جوياي وضعيت پاي آسيب ديده بازيكن ارزشمند تيم‌ملي كشورمان باشند‌. رضا فاضلي، مدير برنامه‌هاي <مهدي> در اين‌باره حامل خبرهاي خوشي است: <عكسبرداري نخست از پاي مهدي نشان مي‌دهد كه پارگي ايجاد نشده و تنها ضربه‌اي به استخوان پاي چپ او وارد شده است‌. براي روشن شدن وضعيت نهايي، مهدوي كيا پيش دكتر تيم‌‌هامبورگ خواهد رفت تا ميزان آسيب‌ديدگي پايش مشخص شود.> * * * رباط داخل زانوي پاي راست مهدي مهدوي‌كيا در پي يك درگيري و تكل بازيكن تيم شالكه دچار عارضه <كشيدگي> شد اما شدت اين كشيدگي زياد نيست.



جهان فوتبال

Siyavoush
4th April, 2006, 02:30 AM
برانكوي عزيز! تو جور همه را بكش
باور نداريم كه برانكو - كه همواره با كاغذ،خودكار، نوشته، بررسي و تجزيه و تحليل مسايل سر و كار دارد - از آنچه كه در زير ميآيد، بي‌خبر باشد و از مكانيزمي كه در عالم مربيگري حرفه‌اي نه مربيگري غيرحرفه‌اي و ضدحرفه‌اي اس و اساس همه كارها هست و خواهد بود، بي‌خبر باشد. با اين وجود براي آن‌كه از سياست و <پلوتيك> به در مي‌گويند تا همسايه گوش كند، استفاده شود، خطاب به مربي تيم ملي خودمان كه بر سر انتخاب كردن اين و آن بازيكن و انتخاب نكردن بازيكنان بهتري اختلاف‌نظر و حرف و بحث داريم، مي‌پرسيم: آيا شما هم براي بازيكنان پرونده‌هاي تخصصي از اين دست درست كرده‌ايد؟ مشخصه‌هاي فردي: نام بازيكن: نام باشگاه: سنبازيكن: سابقه بازي: اندازه قد: وزن ايدهآل: پستتخصصي: پستي كه در باشگاه بازي مي‌كند: پستي كه در تيم ملي بازي مي‌كند: مشخصه‌هاي فني: )1 يارگيري فردي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف )2 يارگيري منطقه‌اي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف )3 پوشش دادن به همبازي نزديك در مرحله دفاعي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف )4 حمايت از همبازي نزديك در مرحله تهاجمي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف )5 موقع‌سنجي: - براي مقابله با يار مستقيم: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - براي خنثي كردن حمله: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - براي ايجاد تا‡خير در حركت تيم مقابل: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - براي بسط بازي در مرحله تهاجمي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - براي شروع ضد حمله: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - رويارويي تك به تك: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - در ارسال پاس بلند و دقيق: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - در جلوگيري از رسيدن توپ به بازيكن حريف: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - در قرار گرفتن در موج حركتي مناسب براي تعويض نفر در يارگيري طبق مكانيسم بازي منطقه‌اي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - مهار بازيكنان حريف در صورت عدم موفقيت همبازي‌ها: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - پوشش (در دفاع) و حمايت (در تهاجم) از بازيكنان كناري با قرار گرفتن به صورت قطري با آنها: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - نقطه اتكا بودن براي ارسال پاس‌هاي عرضي: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف - نقطه اتكا بودن براي ارسال پاس‌هاي رو به عقب: عالي‌ بسيار خوب خوب متوسط ضعيف * * * از برانكوي عزيز مي‌خواهيم اين بار ايشان جور بقيه را كشيده و حرفي بزند كه به درد خور باشد. حرفي از جنس بررسي، تجزيه و تحليل، پردازش اطلا‌عات و استفاده از عملكرد ميداني متبلور شده در اعداد و ارقام قابل روِيت و قابل بررسي. از برانكوي عزيز مي‌خواهيم الگويي باشد براي ساير همكاران خود در فوتبال ايران و از همه همكاران عزيز او مي‌خواهيم متكي باشند به دستاوردهاي اين چناني و نه فقط دل‌خوش كرده به واژه‌هاي كلي خوب، بد، ضعيف، قوي، متوسط و... مربي تيم ملي - مثل هر مربي ديگري - كارش فقط به تمرين دادن منحصر نمي‌شود. ارزيابي و تمرين و هر مسابقه سنجيدن عملكرد هر بازيكن و قياس آن با آنچه كه بايد بشود و آنچه كه نبايد بشود بخش مهمي از اوقات كاري مربيان را به خود اختصاص مي‌دهد. اين طور نيست آقاي برانكو! آيا سفر به شيكاگو و تماشاي بازي مكزيك - پاراگوئه جز براي تجزيه و تحليل و آناليز اولين حريف تيم ملي در جام جهاني انجام شد؟ پس چرا هر مربي در ليگ برتر - و ليگ يك و حتي ليگ دو و هر جا كه مربيگري مي‌كند - چنين پرونده‌اي تشكيل ندهد.




جهان فوتبال

Siyavoush
5th April, 2006, 03:24 AM
اولين ارمني هزاره جديد در تيم ملي ايران
جام جهاني از جهات مخلتف، ويتريني است براي تمام كشورهاي حاضر در اين مسابقه‌ها. يكي از خواص حضور در ميدان‌هاي بين‌المللي همين است. روزي كه تيم ايران با آلمان بازي كرد، تلويزيون ZDF آلمان 4 ساعت راجع به ايران برنامه داشت. ديروز خبرگزاري آلمان در گزارشي با عنوان <بازيكن مسيحي در تيمي مسلمان> به چگونگي حضور آندرانيك تيموريان در تيم ملي فوتبال ايران پرداخته است. dpa در گزارش ويژه‌ خود درباره‌ آندو مينويسد: <هنگامي كه جام جهاني در آلمان شروع خواهد شد، ايران يكي از مهم‌ترين نماينده‌هاي دنياي اسلام در اين رقابت‌ها خواهد بود اما يكي از 23 بازيكني كه در اين تيم مسلمان، آماده‌ درخشش است يك بازيكن مسيحي است.> آندرانيك تيموريان بازيكن 23 ساله‌ايراني معروف به <آندو> در پي آينده‌اي درخشان در فوتبال ايران است. اما احساس او به عنوان بازيكني مسيحي در ميان بازيكنان شيعه‌ مسلمان چيست؟ آندو با لبخندي معصومانه ميگويد:<هيچ مشكلي نيست. آنها با من رفتار بسيار خوبي دارند و در ميان آنها راحت هستم و حتي بعضي مواقع با بازيكنان با تجربه هم شوخي مي‌كنم.> پس از 28 سال آندو مي‌خواهد دومين بازيكن ارمني باشد كه به همراه تيم ملي ايران در جام جهاني حضور خواهد داشت. در جام جهاني 1978، آندرانيك اسكندريان مدافع تيم ملي ايران برابر بهترين مهاجمان هلند، اسكاتلند و پرو بازي كرد. حتي او در تيم كاسموس نيويورك و در كنار بازيكناني همچون فرانتس بكن باوئر و پله بازي كرده است و حالا‌آندو مي‌خواهد قدم در راه بزرگان بگذارد. او مي‌گويد: <ميخواهم كه ادامه دهنده راه اسكندريان در جام جهاني باشم.> آندو در سال 1983 در مجيديه، محلهاي كه بيشتر ارمني‌هاي تهران آنجا سكونت دارند، به دنيا آمد. مهارت‌هاي آندو در فوتبال سبب شد تا او به آرارات، تنها باشگاه فوتبال ارامنه‌ ايران بپيوندد. امكانات استقلال تهران هم باعث شد كه او متقاعد به حضور در تيم <آبي‌ها> شود. آندو براي گذراندن خدمت سربازي راهي تيم عقاب شد و پس از آن تصميم گرفت كه به ابومسلم تيمي كه به ساختن بازيكنان جوان مشهور است، اضافه شود و آينده‌ نشان داد كه او گزينه‌ صحيحي را انتخاب كرده است. شكل بازيهاي آندو در مشهد به حدي خوب بود كه برانكو، سرمربي كروات ايران نتوانست كه او را ناديده بگيرد. آندو در ديدار ايران برابر تايوان در رقابت‌هاي مقدماتي جام ملت‌هاي آسيا، يك گل به ثمر رساند تا برانكو از او متشكر باشد. آندو وعده داد كه گل‌هاي بيشتري هم در آينده به ثمر خواهد رساند. تخمين زده مي‌شود كه حدود 200 هزار ارمني در ايران زندگي مي‌كنند كه بخش بزرگي از آنها در تهران حضور دارند و آنها به مانند يهودي‌ها و زرتشتي‌ها گروه اقليت اين كشور اسلامي را تشكيل ميدهند. بيشتر ارمني‌هاي ايران در حرفه‌ غذاهاي حاضري فعاليت دارند و حتي در ميان ايراني‌هاي مسلمان هم به اين شغل شهرت دارند. آندو در ايران هيچ گاه از سوي پيش قضاوت‌هاي مذهبي مورد آزار قرار نگرفته است. او ميگويد:< ما ارمني‌ها هرگز مشكلي در ايران نداشته‌ايم و رابطه‌ بسيار خوبي با مسلمانان ايراني داريم.> حتي در مشهد، يكي از مهم‌ترين شهرهاي مذهبي ايران كه امام رضا، پيشواي هشتم شيعيان در آنجا واقع است اين بازيكن ارمني هيچ گاه تجربه‌ بدرفتاري نداشته است: < از حضور در ايران با شاخصه‌هاي ارمني بسيار خوشحالم و به هر دوي آنها افتخار مي‌كنم.> پس از بازيكنان مشهوري همچون اسكندريان، كارو حق‌ورديان در دهه‌ 70، مائيس ميناسيان و وازگن صفريان در دهه‌80 و ادموند بزيك در دهه‌90، آندو نخستين بازيكن ارمني در هزاره‌ جديد است كه در تيم ملي ايران بازي ميكند. تيموريان ميگويد:< براي تحميل خود به تيم ملي براي حضور در جام جهاني به چند فرصت نياز دارم.> بدشانسي آندو زماني بيشتر شد كه جواد نكونام يكي از قابل اعتمادترين بازيكنان نزد برانكو از حضورش در پست هافبك دفاعي مطمئن شد اما، او قابليت اين را دارد كه بتواند در ديگر پست‌هاي مياني و يا حتي دفاع بازي كند. يكي از كارشناسان فوتبال ايران درباره‌ تيموريان گفت: <او جزو اندك بازيكناني است كه تا اين حد توان دوندگي دارند. آندو شايد بهترين بازيكن ايران باشد كه در جنگ‌هاي تن به تن ميانه‌ ميدان موفق مي‌شود و توانايي دارد كه گل‌هاي زيبايي را به ثمر برساند.> اين روزها همه‌ فكر و ذكر آندو فوتبال است امادر خارج از زمين همچنان ورزش مهم‌ترين سرگرمي‌هاي اين بازيكن جوان ارمني است. علاقه‌ او شنا و بيليارد است و در حالي كه به آهنگ‌هاي آرام غربي گوش ميدهد آرزوي بازي به همراه ايران در فرانكفورت، نورنبرگ و لايپزيك را دارد. آندو گفت:<هيچ چيز بهتر از اين نمي‌شود كه روياهايم به واقعيت تبديل شود و آرزوي من درخشش با تيم ملي كشورم به عنوان نماينده‌ ارمنيهاي ايران در جام جهاني است.>




جهان فوتبال

Siyavoush
6th April, 2006, 01:38 AM
مهدوي‌كيا و <خوب‌راني> در اتوبان‌هاي هامبورگ
خالد بولا‌هروز، مدافع ملي پوش و هلندي تيم فوتبال هامبورگ آلمان و هم تيمي مهدي مهدوي كيا به دادگاه شهر هامبورگ احضار شد‌. روزنامه بيلد در گزارشي كه روز چهارشنبه داشت، نوشت: <بولا‌هروز 24 ساله كه در قلب دفاع‌ هامبورگ به بازيكني سخت گير و متعصب معروف است، به دليل تخلفات زياد در هنگام رانندگي به اين دادگاه احضار شده است‌. <رودريگز باگر>، دادستان عالي شهر هامبورگ از بولا‌هروز خواست تا در دادگاه حاضر شده و به موارد اتهامي پاسخ دهد‌. دفاع وسط هامبورگ متهم است كه در پنج هفته ابتداي حضورش در تيم‌ هامبورگ بدون، گواهينامه رانندگي معتبر و مخصوص‌تردد در اين شهر، اقدام به رانندگي كرده و يكبار نيز در اين حالت با تلفن همراه پشت فرمان حرف زده و نقض قانون كرده است‌. گزارش روزنامه بيلد فقط به داستان آخري تخلفات رانندگي بولا‌هروز، اكتفا نكرده و به موارد ديگري از تخلفات رانندگي هم تيمي مهدوي كيا اشاره كرده است‌: ماجراي بولا‌هروز زماني شروع شد كه در ماه مارس سال 2005 در كشورش هلند مرتكب تخلف رانندگي شد و پليس آمستردام گواهينامه او را اخذ كرد و پس از آن، بولا‌هروز حتي در مدت 4 ماهي كه از طرف پليس هلند فرصت داشت، نسبت به دريافت گواهينامه اقدامي نكرد‌. حتي نسبت به هشدارهاي اداره پست آمستردام در جهت ارسال مدارك لازمه براي دريافت گواهينامه‌اش بي‌توجه ماند‌. بيلد در بخشي از گزارش ديروز خود به اين نكته اشاره كرده كه دادگاه شهر هامبورگ در ازاي تخلفات رانندگي بولا‌هروز او را 87/500 يورو جريمه نقدي كرده است‌. بيلد با اشاره به بي‌انضباطي‌هاي ملي پوش هلندي هامبورگ، به وضعيت رانندگي مطلوب ديگر خارجيان اين تيم، مهدي مهدوي كيا و سرگئي باربارز اشاره كرده و از اين دو فوتباليست خارجي تيم بندري، به عنوان دو لژيونر پايبند به قوانين رانندگي ياد كرده است‌. بيلد مي‌نويسد: در سا‌ل‌هايي كه مهدوي كيا و باربارز براي هامبورگ بازي مي‌كنند، هيچ‌گاه چنين مواردي كه از بولا‌هروز ديده شده، سرنزده است‌. آنها از اين لحاظ نيز نمونه هستند؛ به‌خصوص مهدي كه در تيم هامبورگ به يك <خوب‌ران> مشهور است. بيلد در پايان گزارش خود ذكر كرده در صورتي كه وي در پايان جريان دادگاهي خود محكوم شود و موظف به پرداخت اين رقم شود، مجبور خواهد شد حداقل تا شش ماه از رانندگي كردن خودداري كند‌.




جهان فوتبال

Siyavoush
6th April, 2006, 01:39 AM
برانكو: رازهاي خود را برملا نمي‌كنم
برانكو ايوانكوويچ به تازگي مصاحبه مشروحي را با سايت مكزيكي مديوتمپو انجام داده و در اين مصاحبه تا‡كيد كرده كه تيم ملي ايران به دور بعد رقابت هاي جام جهاني صعود ميكند. اين روحيه برانكو كه حالا براي ما تازگي ندارد، بايد تقويت شود. برانكو پيش خودش به پيروزي مقابل مكزيك فكر مي‌كند اما شايد جرا‡ت گفتن اين حرف را نداشته باشد تا حرفش بازيچه دست خيلي‌ها شود و به سوژه جديدي تبديل شود. برانكو در مصاحبه با سايت مكزيكي تا حدودي حرف‌هايش را زده است: <جام جهاني، بزرگترين رويداد ورزشي است كه هر چهار سال يك بار انجام ميشود و تمام بازيكنان و مربيان طي اين مدت فقط يك بار شانس شركت در آن را دارند. در جام جهاني فرانسه در سال 1998 من به عنوان دستيار بلاژويچ مشغول به كار بودم و اين براي بار دوم است كه در جام جهاني حضور پيدا ميكنم. در حال حاضر از اين بابت احساس شادي و شعف ميكنم و حس فوقالعادهاي دارم.> برانكو پس از يك توضيح مختصر در مورد خودش بحث را به جام جهاني 2006 مي‌رساند و حرف‌هاي معناداري مي‌زند: <ما به عنوان تماشاچي به جام جهاني 2006 نميرويم و قبل از هرچيز بايد خوب بازي كنيم و بتوانيم نتايج خوبي كسب كنيم. من ميدانم كه مكزيك و پرتغال تيمهاي مطرح اين گروه هستند اما ما هم سعي خودمان را خواهيم كرد و ميدانيم ميتوانيم به دور بعدي رقابتها صعود كنيم. حضور در جام جهاني براي هركشوري افتخار به حساب ميآيد و ما خوشحاليم از اين‌كه براي سومين بار در اين رقابتها حضور پيدا ميكنيم. مردم ايران در خصوص وضعيت تيم ملي ايران در رقابتهاي جام جهاني نگران هستند اما ما ميخواهيم در اين رقابتها قدرت و كيفيت بازيهاي خود را به نمايش بگذاريم. ايران در رقابتهاي جام جهاني به كار بزرگي دست خواهد زد.> برانكو باز هم حرف معناداري مي‌زد، احتمالا‌ً مكزيكي‌ها در مورد ايران همان قضاوتي را دارند كه گهگاهي ما در مورد تيم‌هاي درجه پايين‌تر آسيا مي‌زنيم. برانكو جواب مي‌‌دهد: <در فوتبال دنيا حريف ضعيف نداريم و همه ميخواهند در جام جهاني موفق باشند. البته نميتوان منكر اين امر شد كه دو تيم مكزيك و پرتغال نسبت به ايران و آنگولا از شانس بالاتري براي صعود به دور بعد برخوردارند . من ميدانم در گروه مشكلي قرار داريم اما از نظر من همه تيمهاي اين گروه در يك رده قرار دارند. ترجيح ميدهم به طور كامل در خصوص حريفان بيش از اين صحبت نكنم چراكه اينها راز هستند ونبايد برملا شوند.> برانكو در مورد شرايط اين گروه به سايت مديو تمپو مي‌گويد: <سه تيم ديگر گروه ما هر كدام از يك قاره هستند و البته آنگولا نسبت به سايرين كمتر شناخته شده است با اين حال ما براي اين تيم احترام زيادي قائليم. پرتغال و مكزيك در سطح جهان تيمهاي شناخته شدهتري هستند. با اين حال مطمئن باشيد ايران برابر اين سه تيم بازيهاي بسيار خوبي را به نمايش خواهد گذاشت.> برانكو در ادامه مي‌خواهد ثابت كند كه حريفان ايران را به خوبي مي‌شناسد: <لاولپه مدت زمان زيادي است كه با بازيكنان مكزيك كار ميكند و شناخت خوبي نسبت به بازيكنان تيمش دارد. به نظر من اين تيم از كيفيت خوبي در تمامي خطوط برخوردار است، البته ما اطلاعات خوبي از اين تيم جمع آوري كردهايم كه فكر ميكنم كافي باشد. ما نسبت به 40 بازيكن مكزيك شناخت داريم البته ميدانيم آنها هم در مورد ما اطلاعات زيادي كسب كردهاند. به عنوان مثال نميخواهم در خصوص قدرت فرانسيسكو راميرز حرفي به ميان بياورم اما همين قدر كافي است كه ميدانيم مكزيك يك تيم شناخته شده در سطح بينالمللي است و ما احترام زيادي براي اين تيم قائليم.> برانكو در گفت‌وگو با اين سايت زرنگي‌هاي خاص خودش را هم دارد: <من نميتوانم در خصوص نقاط ضعف اين تيم حرفي به ميان بياورم؛ هرچند بايد بگويم اين تيم نقطه ضعفي هم ندارد و من از اين بابت اندكي نگرانم. اوسوالدو سانچز، رافائل ماركز، پاول پاردو، يارد بورگتي، فرانسيسكو فونسكا و خيمه لوزانو از جمله بهترين بازيكنان مكزيك هستند. البته نميتوان از كنار نام گيلرمو فرانكو هم به سادگي گذشت، با اين حال ما به نامها توجهي نميكنيم و كل تيم مكزيك را در نظر ميگيريم. تيم ملي ايران هم چندين بازيكن بينالمللي دارد، البته از نظر من تيم ايران نبايد به لحاظ فردي مورد بررسي قرار بگيرد بلكه مجموعه تيم بايد درنظر گرفته شود.من فكر ميكنم تيم ايران با كسب 5 يا 7 امتياز به دور بعد رقابتهاي جام جهاني راه پيدا كند. البته ما تمام توجه خود را معطوف مي‌كنيم به اين‌كه كل امتيازات را از آن خود كنيم.> و اما سرمربي تيم ايران كدام كشور را قهرمان جام جهاني مي‌داند؟ برانكو ميگويد: <برزيل بخت مسلم قهرماني است و پس از آن تيمهاي پرتغال، مكزيك، آرژانتين و انگلستان قرار دارند. البته در فوتبال نميتوان پيشبيني كرد و همواره اتفاقاتي روي ميدهد كه شما انتظارش را نداريد.>




جهان فوتبال

sara
7th April, 2006, 01:52 AM
تیم ملی فقط لژیونرهاش ... بقیشون ماشالله تو لیگ خودی نشون میدن !!

Siyavoush
9th April, 2006, 01:22 AM
ناصر نوآموز در گفت و گو با دويچه وله:ايران پديده جام جهاني مي شود
با نزديك شدن به موعد رقابت‌هاي جام جهاني 2006 آلمان، تمركز رسانه‌هاي ميزبان اين مسابقات بر روي تيم‌هاي راه يافته و به ويژه تيم‌هايي مانند ايران بيشتر مي‌شود‌. ناصر نوآموز در گفت‌وگويي با شبكه راديويي دويچه وله آخرين شرايط تيم‌ملي ايران را تشريح مي‌كند. نايب رئيس فدراسيون فوتبال درباره ديدارهاي دوستانه تيم‌ملي مي‌گويد: <با توجه به اين كه هفت نفر از بازيكنان اصلي ما در باشگاه‌هاي خارجي حضور دارند و با توجه به تاريخ‌هاي اعلام شده از سوي فيفا، تاكنون نتوانسته‌ايم، بازي دوستانه‌اي را براي تيم‌ملي تا پيش از پانزدهم ارديبهشت تدارك ببينيم‌.> نوآموز البته زمان آغاز اردوها و رسيدن به ايران به آلمان را هم تشريح مي‌كند: <از طرف ديگر با توجه به اعلام فيفا بايد تا پانزدهم ارديبهشت بازيكنان لژيونر به‌تركيب تيم‌هاي ملي اضافه شوند‌، بنابراين فدراسيون فوتبال ايران دو اردوي تمريني در كشورهاي سوئيس و كرواسي براي تيم‌ملي در نظر گرفته كه در هر دوي اين اردوها به طور قطع بازي تداركاتي خواهيم داشت‌.> نوآموز درباره تاريخ اعلام بازيكنان نهايي تيم‌ملي براي حضور در جام جهاني مي‌گويد: <مهم اين است كه در تاريخ‌هاي فيفا و طبق مقررات، شرايط و سقف زماني در رابطه با اعلام بازيكنان اقدام مي‌كنيم، اما چيزي كه مهم است، حضور 27 بازيكن در اردوي فرد ريش هافن است و در آنجا و پيش از شروع رقابت‌ها، غربال نهايي و بيست و سه بازيكن اصلي انتخاب مي‌شوند‌.> نوآموز هم به تعريف و تمجيد لژيونرهاي ايراني مي‌پردازد: <بازيكنان لژيونر ما در بهترين تيم‌هاي آلماني بازي مي‌كنند و اين افتخاري است كه بازيكنان ما آن‌قدر توانايي دارند كه در تيم‌هاي بزرگي مانند بايرن مونيخ، هامبورگ و كايزرسلاترن حضور دارند‌. آنها بازيكنان سرنوشت‌سازي هستند و فكر مي‌كنم كه حضور آنها در تيم‌هاي بزرگ اروپايي به ويژه آلمان بهترين نعمت براي ما در طول رقابت‌هاي جام جهاني خواهد بود.> وقتي خبرنگار دويچه وله از نوآموز در مورد وضعيت هاشميان پرسيد چنين پاسخي داده شد:‌<وحيد بازيكن بزرگ ما است و هم اكنون در شرايط عالي قرار دارد و با گل‌هايش در تيم‌ملي به ملت ما خدمات بسياري كرده است و به غير از مسايل ورزشي او انساني والا و با ارزش است و ايشان هيچ گله و كدورتي ندارد و كاملاً در خدمت تيم‌ملي است و آماده خدمتگذاري به تيم ملي‌اش است‌.> نوآموز سپس درباره پيش بيني‌اش از نتايج تيم‌ملي در جام جهاني مي‌گويد: <با شناختي كه از تيم‌ملي دارم و همچنين مهره‌هاي با ارزش حاضر در ليگ داخلي و خارجي و پشتوانه مهمي كه در فوتبال ايران داريم، اميدواريم كه بازيكنان با حفظ آمادگي جسماني و ذهني خود بتوانند با پيروزي برابر مكزيك راه صعود به مرحله بعد را هموار كنند‌. به بازيكنان‌مان و توانمندي‌هايشان ايمان داريم و مي‌دانيم كه تيم‌ملي مي‌تواند در جام جهاني پديده شود.> نايب رئيس فدراسيون فوتبال به حضور تماشاگران ايراني در ورزشگاه‌هاي آلمان اميدوار است: <حمايت تمام ايراني‌ها را تمام جهان بارها ديده‌اند و دوست داريم كه آنها در آلمان هم از تيم‌ملي ايران حمايت كنند و بي‌ترديد دوري راه در قلب ايراني‌ها هيچ گونه تا‡ثيري نخواهد داشت و ايراني‌ها در هر جا با محبت تيم‌ملي كشورشان را حمايت مي‌كنند‌.>


جهان فوتبال

Siyavoush
9th April, 2006, 01:23 AM
تيم هجدهم جهان، در جام‌جهاني بايد چندم باشد
اين روزها باب شده كه انتقاد از تيم‌ملي و به ويژه عملكرد فدراسيون فوتبال در ارتباط با تيم‌ملي در اين مقطع به مصلحت نيست و در آستانه جام‌جهاني موجب تضعيف تيم‌ملي خواهد شد بنابراين بايد به هر غلطي تن دهيم و سكوت كنيم. در راستاي چنين سياستي شايد همين نوشته نيز چاپ نشود اما وظيفه حكم مي‌كند بنويسيم آنچه را كه بايستي نوشت و بايد نقد كرد؛ چرا كه اگر گوش شنوايي نيست حداقل پيش وجدان خود روسپيد باشيم و در آينده شرمنده خود و خوانندگان جهان فوتبال و دوستداران فوتبال نشويم و شريك جرم سياست‌هاي بغايت غلط نباشيم. لب كلام اين‌كه فدراسيون آقاي دادكان در واقع ميوه‌چين فدراسيون قبلي است و اگر اين دوره به راحتي صعود كرديم كه به‌عنوان نقطه قوت فدراسيون فعلي ورد زبان آقاي دادكان است به چندين علت بود: -1 صعود ايران به جام‌جهاني 98، فوتبال ايران را از رخوت 20 ساله بيرون آورد و به آن حياتي دوباره بخشيد و اين موقعيت به‌دست نيامد مگر به بهاي سنگيني كه براي آن پرداخت كرديم. از دست دادن عابدزاده يك نمونه آن است كه هنوز هم مي‌توانست دروازه‌بان اول تيم‌ملي با كوله‌باري از تجربه باشد، اما فشار بيش از حد توان به اين بازيكن براي جبران ساير كمبودها كه با دو زانوي آسيب‌ديده با فداكاري و مايه‌گذاشتن از جان عزيزش يك‌تنه حملات مكرر استراليا را دفع كرد يا ساير بازيكنان نظير استيلي كه 90 دقيقه آرام و قرار نداشت ووو... -2 رئيس قبلي فدراسيون بدون سابقه اندك ورزشي و به‌رغم از جنس فوتبال نبودن، كه ورد زبان متوليان فعلي است با درايت و كمك گرفتن از طريق مشاوره‌هاي منظم و با برنامه از كارشناسان و تقويت روابط با كنفدراسيون آسيا و فيفا با تدوين برنامه‌هاي كوتاه‌مدت مثل باز كردن پاي مربيان تراز اول جهاني نظير ايويچ و بلاژويچ به ايران، عقب‌ماندگي بيست ساله ايران از تحولات فني فوتبال را تا حدي ترميم كرد و با ساختن كمپ تيم‌ملي و برنامه‌هايي نظير آن حداقل امكانات امروزي را براي تيم‌ملي فراهم كرده و راهگشاي تحولات بعدي در اين زمينه بود و با برنامه‌هاي بلندمدت نظير حرفه‌اي‌كردن فوتبال ايران و تدوين ضوابطي براي باشگاه‌ها براي تطبيق خود با الزامات فوتبال حرفه‌‌اي (در دوره فدراسيون اخير رو به ضعف گذاشته و روابط‌جاي ضوابط حاكم شد) زمينه رشد نيروهاي جوان را در بستر واقعي، يعني باشگاه‌ها را فراهم كرد. -3 برگزاري جام‌جهاني 2002 در آسيا (كره و ژاپن)‌ و عملكرد درخشان اين دو كشور در جام‌جهاني موجب بالارفتن سهميه آسيا و صعود چهار تيم از دو گروه گرديد وگرنه واقعيت اين است كه ما در گروه خود سوم شده و با سهميه قبلي باز هم داستان مقدماتي دو جام قبلي تكرار مي‌شد و معلوم نبود آخر و عاقبت آن به كجا ختم مي‌شد. -4 از ياد نبريم اولين حركت فدراسيون آقاي دادكان، بركناري آقاي برانكو و انتصاب مربيان ايراني بود كه در همان مرحله پيش‌مقدماتي مي‌توانست موجب حذف ايران گردد و فشار افكار عمومي به ويژه مطبوعات ورزشي و عملكرد مشعشع مربيان منتخب فدراسيون موجب بازگشت آقاي برانكو گرديد و باز هم علاقه‌ بيش از حد آقاي دادكان به مربيان انتخابي خود باعث گرديد به‌رغم عملكرد ضعيف هم آنان به‌عنوان كادرفني به آقاي برانكو تحميل شوند. پس داستان صعود ظاهراً بي‌دردسر ما به جام‌جهاني اخير نتيجه چنين تحولات و روندي بوده و هست و نمي‌توان آن را دربست به حساب عملكرد فدراسيون فعلي گذاشت. بررسي عملكرد قريب 5 سال فدراسيون آقاي دادكان موضوع اين مقوله نيست آن را به وقت ديگري موكول مي‌كنيم. آنچه امروز اهميت دارد، وضع فعلي تيم ملي در آستانه جام جهاني و فرصت اندكي باقي مانده است و با اين‌كه فرصت كافي در اختيار داشتيم و اگر فكر درستي بر تشكيلات فوتبال ايران حاكم بود، مي‌بايستي بلافاصله مربي در حد آوردگاه جام جهاني را جايگزين آقاي برانكو مي‌كرديم كه نكرديم چرا كه در اين سطح از فوتبال تنها سابقه آقاي برانكو يك مقام سومي آن هم در نقش دستيار يكي از خوش‌فكرترين مربيان (بلاژويچ) در جام 98 است. در زمينه باشگاهي نيز سابقه درخشاني ندارند و نيز آنچه نقطه قوت آقاي برانكو بود كه در بازي‌هاي آسيايي شاهد آن بوديم خلاقيت و شهامت استفاده از نيروهاي جوان بود كه آن را هم بر اثر معاشرت چندساله با كادرفني فعلي به كلي از دست داده است و كم‌كم روحيه محافظه‌كارانه و <آسته برو، آسته‌بيا>ي كادرفني بر او حاكم شده است و بهترين دليل آن اصرار بي‌مورد و استدلال ضعيف او در دفاع و حفظ نفراتي است كه چندين سال است تركيب ملي تيم را تشكيل مي‌دهند و حتي براي اين نفرات بر روي نيمكت نيز جايگزين‌هاي مناسبي ندارد و در صورت مصدوميت كه امروزه شاهد مصدوميت تعدادي از ستارگان تيم هستيم، نمي‌دانيم در صورت غيبت آنها تكليف چه خواهد شد و كسي هم نيست از او بپرسد كه آيا اين تيم ملي است يا باشگاهي كه ناگزير دچار محدوديت در انتخاب است. البته اگر به تريج قباي متوليان فدراسيون بر نخورد، تا آنجايي كه معلومات اندك ما اجازه اظهارنظر مي‌دهد چنين فهميده‌ايم كه تيم ملي همواره متشكل از بهترين بازيكنان حال حاضر هر كشور در آن مقطع است و تيم‌هاي ملي به همين دليل مداوماً از نظر نفرات دچار تغييرند و بازيكنان بهتر جايگزين نفرات ضعيف يا افت كرده مي‌شوند و معني مخالف آن اين است كه در اين سال‌ها فوتبال ما نتوانسته، بازيكنان بهتر تربيت كند كه در آن صورت با ادعاي گوش فلك كر كن فدراسيون فوتبال كه همه روزه از رشد و ارتقاي فوتبال خبر مي‌دهد، منافات دارد و در اين ميان ما مانده‌ايم كه كدام را باور كنيم، دم خروس يا قسم حضرت عباس را؟ بگذريم ،در زمان باقي مانده با برنامه‌اي كه فدراسيون تلويحاً ارائه داده است دو هدف مي‌توان از اين برنامه با اين مشخصات استنباط كرد، اردوهاي مقطعي براي بالابردن قدرت بدني يا بدنسازي و ديگري ايجاد هماهنگي بيشتر بين بازيكنان است كه هدف اول با توجه به اين‌كه بازيكنان ليگ را به پايان برده‌اند بدني خسته دارند و فشار بيشتر مي‌تواند به افت بدني در مقطع جام جهاني منجر گردد كه نياز به ظرافت و تمايل بيشتر را مي‌طلبد و هماهنگي بيشتر بين بازيكنان نيز با انجام بازي‌هاي تداركاتي مناسب و رويارويي با تيم‌هاي مطرح به دست ميآيد كه در برنامه ارائه شده اين نوع بازي‌ها در هاله‌اي از ابهام قرار دارد وگرنه هماهنگي در سطح فعلي و در نتيجه تركيب ثابت چند ساله و در سطح تيم‌هاي آسيايي وجود دارد و با رويارويي و مسابقه با تيم‌هاي ضعيف و باشگاهي كه در برنامه لحاظ شده هماهنگي لازم براي مسابقات جام جهاني به دست نخواهد آمد و گذشته از اين مسايل روحيه لازم براي جام جهاني نيز با سقف آرزوهايي كه سرمربي و مسوِولان فدراسيون تعيين كرده‌اند يعني صعود از مرحله گروهي با اولين ناكامي يا باخت، يكسره از دست خواهد رفت چرا كه با توجه به جايگاه ايران در رنكينگ جهاني فوتبال كه دايماً به عنوان رشد فوتبال ايران براي بستن دهان منتقدين همواره بيان مي‌شود و با مقام هجدهمي در بين 32 تيم از بين بيش از 200 كشور برگزيده شده‌اند اختلا‌ف سطح تيم‌ها نمي‌تواند چنان پرنشدني باشد كه ما چنين سقف كوتاهي براي آرزوهاي خود درجام‌جهاني تعيين ميكنيم. درست آن است كه بگوييم ما وارد كارزاري شده‌ايم و تا آنجا كه در توان‌مان است، ميجنگيم تا مقام بهتري كسب كنيم و از آن گذشته در ميداني كه هدف نهايي آن از قبل روشن است هدف گذاري‌هاي اين چناني ابلهانه و دور از عقل سليم است؛ لذا با توجه به آنچه كه گفته شد و آنچه به مصلحت تيم‌ ملي درست نبود در اين مقطع طرح شود با ادامه روند فعلي به طور قطع و يقين مي‌توان پيش‌بيني كرد كه جام‌جهاني فعلي مي‌تواند بدترين جام‌جهاني را براي ايران رقم زند مگرآن كه در فرصت اندك باقي مانده براي آنچه ديرنشده دست به عمل زد كه اهم آنها عبارتند از: -1 ايجاد تغييرات در كادر فني فعلي به جز سرمربي كه مي‌تواند رخوت چندين ساله حاصل از عملكرد آن را تا حدي خنثي كرد. -2 تقويت تيم ملي با دعوت از بازيكناني كه در اوج آمادگي جسماني و روحي‌اند و از انگيزه بالايي برخوردارند تا باعث ايجاد انگيزه در بازيكنان فعلي و تقويت همه جانبه روحيه تيم ملي شود و اين دعوت بايد بر مبناي گزينش بهترين بازيكنان حال حاضر ليگ بدون توجه به سن و سال باشد. -3 از نظر فني ترميم پاشنه آشيل تيم ملي يعني سيستم دفاعي است كه به نظر اين حقير ناشي از خط مياني غيرمنجسم تيم ملي است بدين معني كه عناصر فعلي خط مياني از نظر دفاعي داراي ضعف‌هاي آشكاري است مثلا‌ً فضاي بالاي ميانه ميدان را اكثراً در اختيار حريفان قرار مي‌دهيم و هيچ گونه اثرگذاري به نفع تيم خودي بر روي ضربه‌هاي شروع مجدد خود و حريف نداريم و همين امر تصاحب توپ را براي ما بسيار مشكل مي‌كند اضافه شدن بازيكني به ميانه ميدان كه هم سرزن خوبي باشد و هم خاصيت دفاعي و هجومي را توا‡مان داشته و از قدرت بدني بالايي برخوردار باشد از اهم واجبات در رفع اين نقيصه تيم ملي است و اين امر از نظر ديگر نيز حايز اهميت است يعني در فوتبال بومي ايراني بازيكنان به طور غريزي چه در هجوم چه در دفاع متكي به چنين بازيكني هستند. -4 تقويت روحيه و تزريق روح جنگندگي و خودباوري در تيم ملي و رفع روحيه ترس از حريفان صاحبنام كه بر اثر سياست‌هاي غلط كه تحت عنوان واقع‌بيني بر ذهن و روح بازيكنان حتي ستارگان تيم ملي حاكم شده است كه در مصاحبه‌هاي اخير آنان به كرات گفته مي‌شود و در دو جام‌جهاني قبلي نيز تحت عنوان بازي آبرومندانه (شما مي‌توانيد بخوانيد باخت آبرومندانه) تزريق شده به وسيله مسوِِولان و مربيان تيم ملي باعث شد حتي در بازي‌هايي كه مي‌توانستيم برنده باشيم پيشباخته وارد بازي شويم.





جهان فوتبال

Siyavoush
9th April, 2006, 01:24 AM
فريدون يك ميليون يورو مي‌ارزد
فريدون زندي، بازيكن ايراني تيم فوتبال كايزرسلاترن آلمان ارزشي معادل يك ميليون يورو در بازار نقل و انتقالات بازيكنان دارد. سايت ورزش آلمان ديروز شنبه در آستانه ديدار خانگي كايزرسلاترن برابر هرتابرلين از هفته بيست و نهم بوندسليگا نوشت كه فوتباليست چپ پا و دو رگه آلماني-ايراني لاترن در صورت عقد قرارداد با تيمي جديد، حدود يك ميليون يورو در بازار نقل و انتقالات ارزش دارد. زندي در كنار تيموونزل و توماس ريدل، بازيكناني از اين تيم هستند كه در پايان فصل جاري بوندسليگا و تا پنج هفته ديگر قراردادشان به پايان رسيده، بازيكن آزاد مي‌شوند. اين سايت مينويسد: <زندي كه از ابتداي فصل 2004-2005 در خدمت لاترني‌ها است، مورد بيمهري‌هايي از سوي ولفگانگ ولف، سرمربي كايزرسلاترن واقع شده و نتوانسته نقش يك بازيكن اصلي را در تركيب ثابت تيم ايفا كند.> نزديك شدن زمان جام جهاني 2006 باعث افزايش انگيزه‌هاي زندي خواهد شد؛ به طوري كه در هفته‌هاي آينده در بوندس ليگا بايستي انتظار درخشش اين فوتباليست ايراني را داشت. سايت ورزش آلمان در پايان گزارش خود عنوان كرد كه زندي اكنون سابقه انجام 5 بازي را براي تيم ملي ايران دارد و با حضور در جام جهاني مي‌تواند فرصت بهتري را براي انتخاب تيم جديد پيدا كند. البته اين در صورتي است كه وي فرصت درخشش پيدا كرده تا بلكه با پيشنهاد خوبي مواجه شود


جهان فوتبال

Siyavoush
9th April, 2006, 01:24 AM
آرمناك پطروسيان:برانكو بايد به ديگر دروازهبان‌ها ميدان مي‌داد
عملكرد ضعيف ابراهيم ميرزاپور در بازي مقابل استقلال باعث شد تا خيلي‌ها از دروازهبان شماره يك تيم‌ملي انتقاد نكنند.‌ صحبت كردن در مورد اين موضوع با دروازهباني مثل آرمناك پطروسيان كه سال‌هاست در فوتبال ايران حضور دارد جالب توجه است ولي آرمناك كه خودش هم وضعيت چندان مطلوبي در سپاهان ندارد با محافظهكاري خاصي به سوالات ما پاسخ داد.‌ آرمناك معتقد است كه تمامي فوتباليست‌ها دچار اشتباه مي‌شوند و نبايد طوري انتقاد كرد كه بازيكن زمين بخورد.‌ در زير با دروازهبان ارمنستاني سپاهان در مورد مسايل مختلف صحبت كرده است كه در زير آن‌را مي‌خوانيد‌:  مقابل فجر سپاسي بازي نكردي؟ به من گفتند استراحت كن و براي همين روي نيمكت نشستم.‌ فكر نمي‌كنم ذخيره شدن من دليل خاصي داشته باشد، به هر حال در يك تيم بايد به همه بازي برسد و قرار نيست كه در تمامي ديدارها آرمناك گلر باشد.‌  مقابل پاس ضعيف كار كردي و به نظر مي‌رسد كه تاوارس به همين دليل همامي را در بازي با فجر سپاسي درون دروازه قرار داد.‌ من روي تمامي گل‌هايي كه مي‌خورم مقصر هستم و براي تصميم كادر فني احترام قائلم.‌ اگر آنها خواستند بازي مي‌كنم، نخواستند مي‌نشينم روي نيمكت.‌  در بازي با پاس پراشتباه بودي؟ گفتم كه روي گل‌هاي خورده مقصر هستم ولي من هر هفته كه اشتباه نميكنم.‌ اين مسايل در فوتبال طبيعي است.‌  مثل اين‌كه تاوارس از اشتباهات تو در چند بازي اخير خصوصاً ديدار مقابل پاس عصباني شده است.‌ كدام مربي در دنيا وقتي تيمش گل مي‌خورد عصباني نمي‌شود؟ البته من عصبانيت تاوارس را نديدم و حرفي هم به من نزد.‌  از ديدگاه آرمناك دروازهباني مثل مسعود همامي كه جايگزين او شده چه خصوصياتي دارد؟ او دروازهبان خوب و آيندهداري است.‌  سپاهان چند هفته‌اي است كه به دوران اوج خود بازگشته، دليلش چيست؟ وقتي يك هفته نتيجه ميگيريم همه تعريف مي‌كنند ولي با يك باخت دوباره همه چيز عوض مي‌شود.‌اين موضوع در مورد خودم هم بارها تكرار شده و راستش را بخواهيد نمي‌دانم الان در دوران افت قرار دارم يا اوج گرفتهام.‌  پس از بازي استقلال و فولاد خيلي‌ها از عملكرد ابراهيم ميرزاپور انتقاد كردند، فكر نميكني او شرايط نامطلوبي را پشت سر مي‌گذارد؟ ببينيد اين شرايط بنا به دلايل مختلف پيش آمده ولي روزنامه‌ها در آستانه جام جهاني نبايد انتقاد كنند.‌  ولي ميرزاپور چهار سال است كه در تمامي بازي‌هاي تيم‌ملي حضور داشته و براي همه ثابت شده كه او نقاط ضعفش را برطرف نكرده است؟ به هر حال اين دروازهبان، انتخاب اول كادر فني تيم‌ملي است و آنها بايد جوابگو باشند.‌  يعني ما در ايران دروازهباني بهتر از ميرزاپور نداريم؟ حسن رودباريان، وحيد طالبلو و مهدي واعظي گلرهاي خوبي هستند و برانكو بايد به آنها ميدان مي‌داد.‌ به هر حال يك دروازهبان با مشكلاتي از جمله آسيبديدگي و يا دوران افت روبه‌رو مي‌شود و در اين ميان ديگر گلرها نيز مي‌توانند جايگزين مناسبي باشند.‌  با اين شرايط در جام جهاني در درون دروازه مشكل نداريم؟ از روزنامه‌ها خواهش مي‌كنم بازيكنان تيم‌ملي را در اين مقطع حمايت كنند تا ايران در جام جهاني نتيجه بگيرد.




جهان فوتبال

Siyavoush
9th April, 2006, 01:26 AM
به ياد بهزاد غلا‌مپور
از روزي كه ميرزاپور گمنام در اردوي تيم ملي زمان چيرو گوي سبقت از پرويز برومند و داود فنايي دو دروازه‌بان پرادعاي پايتخت‌نشين را ربود و با اصرار فخرالدين بگوويچ و تا‡ييد چيرو پيراهن شماره يك را بر تن كرد و تا امروز كه اين پيراهن را به طور مداوم و هميشگي بر تن داشته، هيچ گاه يك نمايش مقتدرانه و پرفروغ را از او چه در رده ملي و چه در رده باشگاهي به ياد نداشته‌ايم و البته تا دل‌تان بخواهد گل‌هاي بچگانه و مضحك در سياهه عملكرد ابراهيم ديده مي‌شود. در حالي‌كه او در حال حاضر بيش از 80 بازي ملي در كارنامه دارد. ميرزاپور در درون دروازه تيم ملي به اندازه‌اي متزلزل و نامطمئن نشان داده كه همگان را ناخودآگاه به ياد بهزاد غلامپور مي‌اندازد! آخرين نمونه از اشتباهات تمام‌نشدني ميرزاپور به بازي مقابل استقلال مربوط مي‌شود. ميرزاپور كه بازوبند كاپيتاني تيمش را بر بازو داشت و در حالي‌كه حريف در طول 45 دقيقه اول ره به جايي نبرده بود. يك پاس گل عالي تقديم عنايتي كرد تا يك تنه تيمش را به قهقرا ببرد. در نيمه دوم نيز در حالي‌كه فولاد ده نفره بازي را به تساوي كشانده بود، ميرزاپور مقابل شليك حسين كاظمي تنها تماشاگر بود و البته بسان كسي كه درحال تماشاي فرود يك نارنجك دست‌ساز است، دست‌هايش را حايل سر قرار داد تا نارنجك آسيبي به وي وارد نكند! ميرزاپور برابر گل‌هاي بعدي هم مقصر بود. شايد اگر ميرزاپور را نمي‌شناختيم در دروازه‌بان بودن او شك مي‌كرديم! بسياري اعتقاد دارند كه اگر بر روي هر گلر ديگري اين همه سرمايه‌گذاري مي‌شد، نتيجه كار به مراتب از ميرزاپور فعلي بهتر بود اما متا‡سفانه در طول پنج سال اخير به هيچ كس ديگري فرصت ابراز وجود در چارچوب تيم‌ملي حتي براي يك دفعه هم داده نشده تا محصول كار، يك دروازه‌بان پراشتباه، بي‌روحيه و ضعيف باشد.


جهان فوتبال

MIRAS
9th April, 2006, 02:58 AM
من نگفتم مكزيك را مي بريم



برانكو ايوانكوويچ سرمربي كروات تيم ملي فوتبال ايران پس از بازگشت از آمريكا در خصوص بازي تيم ملي مكزيك، برنامه‌هاي آماده‌سازي تيم ملي و حضور در اردوي 12 روزه سوييس صحبت كرد.

شما بازي مكزيك را در مقابل پاراگوئه از نزديك تماشا كرديد و پس از آن اظهار داشتيد كه پيروزي بر اين تيم دور از دسترس نيست، آيا واقعاً مي‌توانيم اين تيم را شكست دهيم؟
نه! من اين حرف را نزدم. نه فقط با مكزيك بلكه در برابر هر تيمي براي پيروزي بازي مي‌كنيم. مكزيك و ساير تيم‌ها به يك اندازه مهم هستند.

مكزيك چطور تيمي بود؟
خوشحالم كه توانستم بازي حريف اول ايران را در جام جهاني از نزديك ببينم و از خصوصيات و فلسفه بازي، شيوه‌ها و عكس‌العمل‌هاي آنها در هر شرايطي از مسابقه آگاه شوم. بازيكنان جديد اين تيم را هم شناختم.

نقل از روز نامه پاس جوان 20 / 1 / 85

UF6
9th April, 2006, 12:28 PM
آقاي گل بدون توقف

فرشاد پيوس نابغه گلزني فوتبال ايران چقدر نياز به زمان داشت تا در تيم ملي ايران مبدل به چهره ماندگاري شود؟ او نقطه آغاز گلزني‌هايش را 10 ماه پس از اولين حضور خود در لباس ملي گذاشت. علي دايي بايد در چه بازه زماني خودش را به فوتبال ايران به عنوان ستاره‌اي دست نيافتني تحميل مي‌كرد؟ رضا عنايتي يك بازيكن ملي است يا نه؟ رضا عنايتي مي‌تواند در قواره‌هاي يك چهره بين‌المللي باشد يا نه؟ رضا عنايتي چه زماني مثل تك تك بازيكناني كه در فوتبال ايران تحت حمايت معقول و منطقي قرار گرفتند مورد توجه واقع شد؟ رضا عنايتي ما را با خود به چين و جام ملت‌هاي آسيا مي‌برد... رضا هفت دقيقه پس از ورودش به زمين نخستين گل ايران را به ثمر رساند. امروز ديگر بحث بر سر دعوت يا عدم دعوت از رضا عنايتي در تيم ملي نيست. بايد ديد بازيكني كه سه بار دروازه دروازه‌بان اول تيم ملي را باز مي‌كند و خط دفاعي مورد پسند سرمربي تيم ملي را مي‌شكند، چقد بايد در لباس ملي دقيقه‌ها را به خود اختصاص دهد؟ اين كه استقلا‌ل مثل ابومسلم از اعتماد به رضا عنايتي بيشترين سود را مي‌برد چرا هرگز الگوي كاري تيم ملي نشد؟ رضا عنايتي در فوتبالي كه جواد كاظميان، علي دايي، آرش برهاني و حتي فريدون فضلي و وارداتي‌هايي مثل داسيلوا و دني‌اولروم را در خود مي‌بيند، بدون توقف، آقاي گل ليگ مي‌شود. ما به خود ستم مي‌كنيم يا به يك بازيكن؟ ما حقي را از خود مي‌دزديم يا از عنايتي؟

-----------------------------------
تيم دفاعي استقلا‌ل
تيم دفاعي استقلا‌ل را اميرحسين صادقي و پيروز قرباني با يك ليدر به نام محمود فكري تشكيل مي‌دهند. اين سه نفر عملكرد قابل قبولي در ليگ برتر داشته‌اند و استقلا‌ل بخش اعظمي از موفقيت‌هاي خود را مديون اين سه نفر است اما آنها كمتر به چشم ميآيند، چون كمتر گل مي‌زنند و كمتر در كانون توجهات قرار دارند.اين سه نفر در كنار هم تشكيل‌دهنده بهترين خط دفاع ليگ هستند اما هيچ‌كدام آنها در تيم ملي كه جايي ندارند هيچ حتي در بسياري موارد دعوت هم نمي‌شوند. بي‌شك وقتي از سرمربي تيم ملي در مورد آنها سوِال مي‌پرسيم، پاسخ جالب است: <آنها نمي‌توانند چهار دفاع خطي بازي كنند... آنها مارك كردن بلند نيستند... آنها به درد ما نمي‌خورند>!حالا‌ خودتان در مورد پاسخ‌هاي آقاي ايوانكوويچ قضاوت كنيد چون اگر ما چيزي بگوييم از دست ما دلخور مي‌شود و از فردا براي‌مان ژست و قيافه مي‌گيرد.============================
هيچ كس به من اعتماد نكرد!
اسفند ماه 84 بود كه عجيب‌ترين اظهار نظر تاريخ فوتبال ايران را از زبان ابراهيم ميرزاپور شنيديم:‌<هيچ كس به من اعتماد نكرد>! خيلي زود منتقداني ظاهر شدند كه ادعا كردند چنين بازگويي از سوي دروازه‌بان شماره يك تيم ملي ارتباط مستقيمي با ادبيات مرسوم در فدراسيون فوتبال دارد! حدود پنج سالي مي‌شود كه شعار <خدا يكي... عشق يكي... دروازه‌بان تيم ملي هم فقط يكي>! در رده ملي ايران جا افتاده است. ابراهيم ميرزاپور را چگونه مي‌توان نقد كرد؟ مردي كه نيم بيشتر فصل را با بهانه مصدوميت از دست داد تا كمتر در تير‌رس انتقادات قرار گيرد، بخش عمده‌اي از نگراني‌هاي جامعه فوتبال ايران در آستانه جام جهاني را ساخت. سوِال و پرسش چندان پيچيده‌اي نيست:‌<دروازه‌باني كه از استقلال چهار گل مي‌پذيرد ما را مقابل مكزيك و بعد پرتغال به كجا خواهد برد؟> شكل اين سوِال را مي‌توان كامل‌تر كرد:‌<آيا ساختار دفاعي فولاد نسبت به ساختار مورد پسند برانكو در تيم ملي در سطحي نازل‌تر قرار دارد؟> حسين كعبي كه پاي ثابت هر دو تيم است، اما در قياس پژمان منتظري و يحيي گل محمدي نمي‌توان به يحيي را‡ي داد. آيا ستار زارع را مي‌توان بهتر از محسن حميدي دانست؟! رحمان رضاي در حقيقت تنها نقطه برتري تيم ملي به ساختار دفاعي فولاد است! از برانكو دعوت مي‌كنيم با نگراني‌هاي ما بيشتر همراه شود. ابراهيم ميرزاپور روي دو گل از چهار گل، مقصر صد در صد بود. او حتي آن‌قدر از بابت حضورش درون دروازه تيم ملي آسوده خيال است كه در مصاف تك به تك با رضا عنايتي حتي زحمت واكنش هم به خود نمي‌دهد! در اين پنج سال ميرزاپور بيشترين اعتماد را كسب كرد و البته هر روز نسبت به آينده‌ نگران ترمان مي‌كند... آيا وحيد طالب‌لو، حسن رودباريان و حسين آشنا صاحب كيفيت‌هاي نازل و پايين او هستند؟! ابراهيم حالا از تك تك مهاجمان جام جهاني براي ما خطرناك‌تر است!

sara
9th April, 2006, 04:36 PM
نباید این قدر بی انصاف باشیم .. همهی بازیكن های تیم ملی اشتباه میكنند فقط میرزاپور نیست كه... خدایی میرزاپور تو بازی های ملی كه دیگه بحث غیرت و آبرو وسطه بد كار نمیكنه .. همه ی بازیكن ها تو جام جهانی خودشون میشن با جدیت بازی می كنند ...
بهتره به جای این كه مدام از میرزاپور انتقاد كنیم یه كم به این فكر كنیم كه چرا ستار زارع و علوی همیشه تو لیست برانكو هستند ؟ هیچ موقع هم خط نمیخورند؟ تازه فیكس هم هستند !!!!!!!!

Siyavoush
10th April, 2006, 02:58 AM
چيزي تا ساعت صفر نمانده آقاي برانكو
دوست داريم در اين روزها كه تاريخ اولين بازي ايران در جام جهاني مثل پتك پي‌درپي توي مغزمان مي‌خورد و اين شمارش معكوس با سرعتي سرسامآورتر از هميشه به صفر نزديك مي‌شود، خوشبين و اميدوار باشيم. دوست داريم اين ذهنيت را در خودمان پرورش دهيم كه تا بازي اول همه چيز درست مي‌شود و همه مشكلا‌ت رفع خواهد شد تا با تيمي در حد و اندازه توانايي‌هاي‌مان وارد جام جهاني شويم. دوست داريم خيال كنيم همه اين واقعيت‌ها كه مي‌بينيم و با تمام وجودمان لمس مي‌كنيم دروغ باشد و حرف‌هايي كه از آقايان مي‌شنويم راست، تا آن چه قرار است رخ دهد از جنس ديگري باشد و دوست داريم نگران تيم ملي خودمان نباشيم... اما نمي‌شود، هر كاري كه مي‌كنيم به هر دري كه مي‌زنيم، به هر راهي كه مي‌رويم، انتهاي آن غير از دل نگراني عايدي ديگري ندارد كه ندارد كه ندارد. نگراني به جان‌مان افتاده و رهاي‌مان هم نمي‌كند و اين دل‌نگراني در يك بخش به اوج مي‌رسد؛ آن جا كه پاي سازمان دفاعي تيم ملي ايران (تيم ملي من و تو و همه ما ايراني‌ها) وسط ميآيد. دل‌مان بدجوري مي‌لرزد. چه خواهد شد؟ چه خواهيم كرد با اين دفاع؟ با اين دروازه‌بان و با اين مدافعان و با اين بازي‌هاي تداركاتي كه وجود ندارد تا ابتدا همه چيز آشكار شود و سپس در رفع آن تلا‌شي صورت پذيرد؟ آيا حق نداريم نگران باشيم؟ اردشيرخان لا‌رودي كه هم بزرگ ماست و هم استاد و راهنماي ما، هميشه مي‌گفت و الا‌ن هم مي‌گويد: <بذر اميد بكاريد و با اين قلم ياس و نااميدي خلق نكنيد.> درست هم مي‌گفت و مي‌گويد: وظيفه‌ مايي كه اين قلم را به دست گرفته‌ايم غير از اين نيست اما از اردشيرخان مي‌پرسم: آقاي لا‌رودي! با اين دل نگراني كه از درون مي‌جوشد و بدن‌مان را به لرزه افكنده، چه بايد كرد؟ اين چيزها كه مي‌بينيم و جلوي چشمان‌مان رژه مي‌رود، مگر دروغ است؟ آيا در اين شرايط غير از آن چه هست را نوشتن نامش نمي‌شود دروغ گفتن و دروغ نوشتن و واقعيت را وارونه كردن؟ عناصر سازمان دفاعي تيم ملي اين جا و آن جا در اين بازي و در آن مسابقه در فلا‌ن زمين و بهمان ميدان قابل روِيت و تماشاهستند. نيازي هم به چشم مسلح نيست. با همين دو تا چشمي كه خدا داده مي‌شود خوب تماشا كرد. حاصل اما همان آويزان شدن دل است از ترس عاقبت كار. نيازي به اسم آوردن از بازيكني نيست تا مبادا گفته شود سبب‌ساز تضعيف روحيه شده‌ايم. روي هر كدام كه دست بگذاري، زده‌اي به هدف. كار بدجوري خراب شده است؛ آن قدر كه نمي‌دانم براي آفرينش اميد بايد چه كرد؟ * * * حرف من اين است: فوتبال ايران ظرفيتي دارد، گنجايشي دارد، سقفي دارد و در يك كلا‌م قدرت پرشي دارد كه بايد به آن نزديك و نزديك‌تر شود. سوِال من هم اين است: امروز چقدر به اين قدرت پرش كه بايد در سه بازي مقدماتي جام جهاني متبلور شود نزديك شده‌ايم؟ آيا اگر سقف توانايي‌هاي فوتبال ايران A باشد امروز توان‌مان A پنجم هست؟ اين از اوضاع و احوال بازيكنان‌مان از لحاظ انفرادي، آن هم از بازي نكردن تيم ملي كه مي‌گويند از ترس است و خود خواسته است و با اطلا‌ع و از سرآگاهي انجام مي‌شود. حال چطور و چگونه قرار است رشد كنيم و ضعف‌هايمان را برطرف كنيم، معلوم نيست شايد منتظر آن هستيم كه اكسيري از كيسه جنابان بيرون آورده شود و بر سر و روي تيم ملي و مردانش افشانده شود تا ناگهان همه چيز عوض شود و مراد و مقصود حاصل آيد. سرگيجه گرفته‌ايم كه در اين زمان كوتاه چه كنيم؟ چه بنويسيم؟ چه توصيه‌اي كنيم؟ چه تجويزي داشته باشيم؟ شمارش معكوس تا رسيدن به صفر راهي ندارد. اين راه كوتاه نيز مي‌گذرد و آن گاه است كه شايد غير از حسرت براي‌مان نماند. آيا سر آن نداريم كه از همين فرصت اندك بهره‌اي ببريم؟ آيا مي‌خواهيم اين ته مانده دقت را هم صرف <بازي نكردن> و <مخفي ماندن> كنيم تا به قول معروف همچنان مراقب باشيم تا مبادا گربه شاخ‌مان بزند!؟




جهان فوتبال

Siyavoush
10th April, 2006, 02:58 AM
ملي پوشان تيم فوتبال اميد معرفي شدند
رنه سيموئز، اسامي تمام بازيكنان تيم اميد ايران را براي حضور در اردوي آمادگي تورنمنت چهارجانبه ويتنام اعلام كرد؛ اين 27‌بازيكن عبارتند از: -1 عليرضا حقيقي، -2 محسن مولايي، -3 محسن ارزاني ،-4 حسين ماهيتي، -5 شيث رضايي، -6 فرهاد آل خميس، -7 سيدجلال حسيني ، -8 حنيف عمران زاده، -9 مهدي چمن آرا ، -10 اتابك نمازي، -11 جلال اكبري ، -12 سعيد چاه جويي، -13 كاوه زنگيان ، -14 آندرانيك تيموريان،-15 اسماعيل قروي ، -16 مازيار زارع، -17 مهرداد پولادي ، 18 مسعود شجاعي، -19 اميدرضا روانخواه، -20 غلامرضا رضايي، -21 بهشاد ياورزاده ، -22 ميلاد ميرترابي، -23 احسان خرسندي، -24 محمد غلامين، -25 شهرام گودرزي، -26 علي اميري، -27 محسن فروزان بازيكنان اعلام شده بايد روز دوشنبه بيست و يكم فروردين ماه خود را به مربيان تيم‌ اميد ايران در كمپ تيم‌هاي ملي معرفي كنند‌. 20 نفر از اين بازيكنان به ويتنام اعزام خواهند شد‌. * * * بار پيش كه درتعطيلا‌ت عيد، اين تيم اميد روانه تونس شد، مجتبي جباري هم در جمع مدعوين بود و چون امير قلعه‌نويي - به درستي براساس مسوِِوليت مربيانه و نيز وظيفه‌اي كه در چارچوب اداره تيم استقلا‌ل بر عهده داشت- اجازه نداد، يكي از بهترين نفرات تيمش راهي اين سفر خسته كننده شود. قال و مقال برخاست. نتيجه آن بحث و گفت وگوها اين شد كه براساس سياست <خر ما از كرگي دم نداشت> اين بار اصلا‌ً و اساساً، مجتبي جباري به تيم اميد دعوت نشود. تا ديگر حرف و حديثي در نيايد، البته به نظر مي‌رسد، حق اعزام كردن نفرات شاخص، براي تمام تيم‌ها محفوظ است، همان‌طور كه براي استقلا‌ل هم حفظ شده بود.


جهان فوتبال

Siyavoush
11th April, 2006, 04:15 AM
فقط مهدوي كيا خوب بود
سايت Goal بازي لژيونرهاي ايراني را در هفته اخير زير ذره بين برد. سايت Goal طبق روال هر هفته عملكرد لژيونرهاي آسيايي حاضر در باشگاه هاي اروپايي را بررسي كرد و در اين ميان به وضعيت بازيكنان ايراني نيز پرداخت: مهدي مهدوي كيا (هامبورگ:) مقابل مونشن گلادباخ در پست مدافع بازي كرد. او به طور كامل بازي كرد و نمايش خوبي را ارائه داد. هامبورگ دو بر صفر برنده اين بازي شد. رحمان رضايي (مسينا:) در پيروزي سه بر يك مسينا مقابل ترويسو 90 دقيقه كامل در تركيب مسينا حاضر بود. وحيد هاشميان (هانوفر :)96 برابر ماينس بازي خوبي ارائه نداد و در دقيقه 62 با ريكاردو سوسا تعويض شد. فريدون زندي (كايزرسلاترن:) در پيروزي دو بر صفر مقابل هرتابرلين در نيمه دوم به ميدان آمد. علي كريمي (بايرن مونيخ:) كريمي در حال استراحت و بهبود مچ پاي عمل كردهاش است.


جهان فوتبال

Siyavoush
11th April, 2006, 04:15 AM
جدولي كه برانكو بعضي حروف آن را اشتباهي پر كرده است
بر اساس آخرين بازي‌هاي تيم ملي و نفرات دعوت شده به اردوي قبل از آن بازي‌ها و البته به تا‡ييد سوابق 3، 4 ساله اخير، آخرين نقطه‌نظرهاي برانكو ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي فوتبال ايران براي انتخاب 23 مسافر جام جهاني آلمان چيزي خواهد بود شبيه همين‌كه در جدول ذيل پر شده است. عمده نفرات 13 - 14( نفر) اين جدول بازيكناني هستند كه طي سال‌هاي حضور بلاژويچ و برانكو در فوتبال ملي ايران حاضر بوده‌اند و كسي به ملي‌پوش بودن آنان انتقادي ندارد، و تعدادي از باقي نفرات نيز بازيكناني هستند كه در مسابقات ليگ خوش درخشيده‌اند و استحقاق آن را داشته‌اند كه به تيم ملي بپيوندند ولي دعوا سر چيز ديگري است. سر اين‌كه تيم ملي فوتبال ايران 4، 5 بازيكن ناآماده را همواره در كنار خود دارد و به رغم اين‌كه آنان به ويژه در فصل اخير بازي‌هاي بسيار ضعيفي در ليگ انجام داده‌اند و در تيم ملي نيز همچنين، اما برانكو ايوانكوويچ بر استفاده از آنان اصرار دارد و از طرف ديگر به تقريب همين تعداد بازيكن آماده ليگ را كه به تا‡ييد اكثريت قاطع كارشناسان و روزنامه‌نگاران ورزشي شايسته حضور در تيم ملي هستند، مورد توجه قرار نداده بلكه از سر عناد با آنان برخورد مي‌كند! نكته اينجاست كه عامه فوتبالدوستان در ايران همسو و هم‌نظر با منتقدان سرمربي تيم ملي خواهان ايجاد تغييراتي در تركيب اصلي و ذخيره‌ها هستند و سرمربي در پاسخ به همه اين انتقادات، منتقدان را دشمن تيم ملي كشور خود مي‌داند و خود و ياران خود را در فدراسيون فوتبال در ليست كساني قرار مي‌دهد كه در يك صف (و چه مظلوم و تنها)! مشغول سازماندهي تيم ملي براي جام جهاني هستند. اين فرصت را ديگر از دست نده گفتيم كه بر اساس ليست آخرين اردوها، نفرات حاضر در جدول ذيل آخرين بازيكناني هستند كه برانكو آنان را پسنديده و به اردوهاي ملي دعوت كرده است و لابد اين نفرات نسبت به ديگر بازيكنان فوتبال ايران از شانس بيشتري براي حضور در جام جهاني برخوردار هستند. پيش از اين و در موارد متعدد طي مقالاتي از سوي نويسندگان مختلف درباره بازيكنان ضعيف حاضر در تيم ملي مطالب زيادي نوشته شد و همچنين طي مطالب ديگري از بازيكنان آماده ليگ برتر كه مناسب تيم ملي هستند، نام برده شد و همه نتيجه منفي داد. برانكو گفت همين است كه هست و پياپي در بازي‌هاي تداركاتي و رسمي باخت و باخت و سرانجام ايشان و فدراسيون فوتبال به اين‌ نتيجه رسيدند كه اصولا‌ً چرا در آستانه جام جهاني تيم ملي بايد بازي تداركاتي انجام دهد و ببازد تا اين‌همه انتقاد بر سر آنان آوار شود؟! و چه خوش كشيد احمد عرباني آن كاريكاتور را كه اعضاي كادرفني تيم ملي و زعماي فدراسيون در خلوتي نشسته‌اند و قهقهه سر داده‌اند كه... <چه خوب از زير بازي‌هاي تداركاتي در رفتيم‌ها...> فقط دو بازي ديگر از مسابقات ليگ برتر باقي‌مانده و بازي‌هاي جام حذفي نيز چندان پرتعداد نيستكه برانكو بيايد و بنشيند و تماشا كند و ببيند كه نقاط ضعف تيم ملي را چطور و با چه كساني بايد برطرف كرد. بله آخرين فرصت‌ها هم در حال سپري شدن است و بايد از آن استفاده كرد و نويسنده اين مطلب آرزو مي‌كند كه اين نوشته به سرنوشت همه نوشته‌هاي انتقادي ديگر از تيم ملي دچار نشود. سرمربي تيم ملي ايران مي‌تواند به افكار عمومي مراجعه كند. يك جامعه آماري كوچك از فوتبالدوستان بي‌غرض و بي‌طرف كه خيال تحميل بازيكن به تيم ملي و سودجويي از اين راه را ندارند، تشكيل دهد و ببيند كه نگاه جامعه فوتبالدوستان، حاوي چه انتقاداتي است و به روي چه كساني متمركز است و آنگاه از خود بپرسد كه آيا مي‌توان با افكار عمومي به مقابله برخاست؟ اما بهتر است اين كار توسط فدراسيون فوتبال صورت گيرد چرا كه برانكو مثل هر مربي خارجي ديگر با پايان قراردادش ديگر هيچ تعهدي به فوتبال ايران نخواهد داشت و اين مسوِولا‌ن فدراسيون فوتبال هستند كه پس از جام جهاني بايد به ايران باز گردند و در همين خيابان‌ها و كوچه‌ها در ميان مردم راه بروند. جدولي كه در كنار اين مطلب قرار گرفته پر شده از نام بازيكناني كه افكار عمومي مي‌گويند تعدادي از آنان در حد ملي نيستند و تعدادي ديگر را بايد به سرعت تمام و طي برنامه‌اي دقيق و اجرايي به سطحي از آمادگي رساند كه در جام جهاني منشا‡ اثر باشند.




جهان فوتبال

Siyavoush
11th April, 2006, 04:15 AM
رنه سيموئز: جباري ، شيث و اولا‌دي مردان من هستند
خونگرمي اولين صفتي است كه در رنه سيموئز مي‌بينيد، بعد از آن متوجه پركاري‌اش مي‌شويد و چون با او كمي زندگي مي‌كنيد به كشف يك خاصيت ديگر هم نايل مي‌آييد: پر مطالعه است و هيچ چيز را سرسري نمي‌گيرد. مربي تيم اميد ايران است اما چون مي‌داند چه نفراتي بايد به المپيك آتن بروند - و چون او هر دو پايش را در يك كفش كرده است كه بعد از 32 سال يك بار ديگر فوتبال ايران را به بازي‌هاي المپيك برساند - پس يك شرط براي همكاري‌اش قايل شد: ... تيم جوانان را هم من زير نظر مي‌گيرم. و به قول معروف كور از خدا چه مي‌خواهد؟ دو چشم بينا! فدراسيون فوتبال انگار كه منتظر همين پيشنهاد مسوِوليت‌پذيرانه و وظيفه‌شناسانه بود، پس اختيار تيم جوانان را هم به دست سيموئز سپرد. حالا‌ او مربي تيم اميدي است كه حتي به تيم‌هاي نونهالا‌ن هم كار دارد، تمرينات‌شان را مي‌بيند خوب‌ها را شناسايي و اسامي‌شان را وارد دفترچه مخصوص خود مي‌كند. او از مربيان باشگاه‌ها مي‌خواهد بازيكنان زير 23 سال و زير 21 سال خود را در بازي با تيم‌هاي جوانان و اميد ايران به بازي بگيرند - كه بعضي از حضرات در كمال دل سختي برعكس عمل مي‌كنند - تا دايره ديدش وسيع‌تر باشد. سيموئز يك برنامه مفصل براي تيم المپيك ايران دارد كه وقتي در نشست مشترك با رئيس و دبير كل ملي المپيك آن را رو كرد، اسباب تعجب و شادي دكتر قره‌خانلو و علي كفاشيان را فراهم كرد. دادكان هم از اين بابت به خودش باليد كه چنين همكاري دارد - قابل توجه بي‌برنامه‌هاي وقت تلف كن .- تيم اميد ايران تا بازي‌هاي پكن، 60 بازي را براي خودش پيش‌بيني كرده. 60 بازي در دو سال مي‌دانيد يعني چه؟ ديروز اسامي 27 بازيكن كه قرار است 20 نفر آنها به هانوي، مركز ويتنام بروند اعلا‌م شد. سيموئز به همين بهانه برخي از پرسش‌هاي مطرح شده را پاسخ داده است. اردوي تيم‌ اميد در تونس چگونه بود؟ اردوي خوبي بود كه جزو برنامه‌هاي طولاني‌مدت ما محسوب مي‌شد و براي تيم زير 21ساله‌ها و تيم اميد برگزار شد. هدف از اين پروژه آشناشدن تيم‌‌هاي ملي با كشورهاي مختلف بود. از اين كه وقتي ما به جام‌جهاني و المپيك مي‌رويم با كشورهاي مختلف بازي مي‌كنيم به اين دليل اين پروژه انتخاب شد تا اين تيم دور دنيا را چرخ بزند و تجربه بهتري به دست آورد. يك هدف ديگر ما از اين سفرها اين است كه بازيكنان ما وقتي از خانواده‌هاي خود دور مي‌شوند احساس دلتنگي نكنند. من اطلاعاتي به دست آورده‌ام كه برخي از بازيكنان ايران وقتي به اروپا و يا جاهاي ديگر سفر مي‌كنند بلافاصله برمي‌گردند و نمي‌توانند ماندن در آنجا را تحمل كنند، به همين خاطر در اين پروژه اين سفرهاي طولاني‌مدت را ترتيب داده‌ام تا بازيكنان تيم به دوري از خانواده عادت كنند و دور از آنها فوتبال بازي كنند. دو بازي تداركاتي در تونس داشتيد، درخصوص آن بازي‌ها توضيح دهيد و نتايجي كه به دست آمد. بازي اول ما را خيلي متحول و متغير كرد، چون كه در 27 ثانيه اول يك گل خورديم. اين موضوع باعث شد كه تيم تعادل خود را از دست دهد، وقتي در 27 ثانيه اول گل مي‌خوريم ممكن است گل‌هاي دوم و سوم را هم دريافت كنيم، ولي خوشبختانه تيم ما تعادلش را از دست نداد. من هميشه سعي مي‌كنم به تيم‌هايم گل‌خوردن را ياد دهم، شايد تعجب كنيد ولي تيمي كه گل مي‌خورد گاهي مواقع ممكن است نتواند تعادل خودش را به دست آورد، ولي من آن‌قدر با تيم خود كار كرده‌ام و صحبت داشته‌ام و روي روانشناسي آنها كار كرده‌ام كه بعد از گل خوردن آمادگي هر نوع جنگيدن را دارند. در بازي اول كه در 27 ثانيه اول گل خورديم در وسط زمين كمي مشكل داشتيم چون شماره 19 آنها آ‌زاد بود ولي بعد با تيموريان و زارع صحبت كرديم و با مهار آن بازيكن بازي ما بهتر شد. بازي دوم شما در تونس با كدام تيم بود؟ با تيم المپيك تونس بازي كرديم كه خيلي سريع بود ولي ما هم خوب بازي كرديم. در اين بازي بايد تغييراتي به‌وجود مي‌آورديم زيرا احساس مي‌كرديم كه برخي بازيكنان ممكن است از لحاظ بدني كم بياورند مثل شيث رضايي و تيموريان. بنابراين يك روز قبل از بازي با آنها كار كرديم و يكسري تمرينات ويژه به آنها داديم و تيم بهتر شد. در ويتنام وضع به چه منوال است؛ اردو داريد يا فقط بازي مي‌كنيد؟ آنجا در تورنمنتي شركت مي‌كنيم كه استراليا، ازبكستان و ويتنام حضور دارند. اين بازي‌ها تقريباً براي آن است كه بازيكنان از لحاظ مسابقات آسيايي صاحب تجربه شوند و در اولين بازي به مصاف استراليا مي‌رويم. از قضيه جباري اطلاع داريد؟ بله. با وجود غيبت در تونس به اردوهاي بعدي دعوت مي‌شود؟ او به من زنگ نزد و هيچ اطلاعي ندارم كه چرا در اردو شركت نكرد. هر اتفاقي كه براي هر بازيكن بيفتد، براي همه يكي است، فرقي نمي‌كند. بازيكن تقصيري ندارد و ما از بازيكن انتظاري نداريم، اين مسوِوليتي است كه برعهده باشگاه و فدراسيون است. من دقيقاً نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد. وقتي كه پرسيدم چرا نيامده است، گفتند مصدوم است. بعد از اين مسا‡له برخي باشگاه‌ها مثل پرسپوليس و پاس جبهه‌گيري كردند و آري‌هان از شيث رضايي خواست براي بردن جام حذفي در اردوهاي تيم‌ملي شركت نكند. نبايد اين طور شود بلكه بايد يك خط‌ مشي مشخص وجود داشته باشد. يعني بازيكن اين تيم با آن تيم فرقي نمي‌كند، وقتي مي‌گوييم همه بيايند، بايد بيايند وقتي هم كه نمي‌گوييم يعني آنكه كسي نيايد. من با تيم‌هاي ملي ديگر هم كار كرده‌ام، اين مسا‡له طبيعي است كه بايد طوري كار كنيم كه باشگاه‌ها هم ضرر نكنند. مي‌توانيد مطمئن باشيد كه اين بار از پاس و استقلال بازيكني به تيم اميد دعوت نمي‌كنم، چون آنها براي قهرماني مبارزه مي‌كنند. به دليل حساسيت بازي‌هاي پاس و استقلال در ليگ برتر بازيكني از اين تيم‌ها به اردو دعوت نخواهد شد؟ بله، اگر پاس آخرين بازي‌اش را مي‌باخت ممكن بود كه چند نفر از اين تيم به اردوي اميد دعوت شوند. اين مسا‡له به دو قسمت تقسيم مي‌شود: باشگاه و فدراسيون. مثلاً مربي پرسپوليس كه تازه‌ وارد ايران شده است از برخي مسايل خبر ندارد. در برزيل، آرژانتين و اروپا همه چيز به باشگاه بستگي دارد چون باشگاه تصميم ‌گيرنده است. تيم‌ملي مقداري به باشگاه‌ها كمك مي‌كند و به بازيكنان باشگاه‌ها ارزش مي‌دهد، ولي بايد بدانيم كه موقعيت ايران فرق مي‌كند، مثلاً تيم‌هايي مانند ابومسلم، استقلال و پرسپوليس نمي‌توانند در مسابقات بين‌المللي ظاهر شوند، آن كه اين موقعيت را به آنها مي‌دهد تيم‌ملي است كه باعث مي‌شود بازيكنان باشگاه‌ها در خارج از ايران هم بازي كنند. مثلاً تيموريان بازيكن ابومسلم است، آيا فقط بازي در ابومسلم براي او كافي است و بازي در اين تيم به او اهميت داده است. او در تيم‌ملي بازي مي‌كند و مي‌خواهد به جام‌جهاني برود. اين موقعيتي است كه تفاوت مي‌كند و ما بايد اين را بدانيم كه ليگ يا باشگاه‌ها مادر بازيكنان هستند كه بازيكنان را بيرون مي‌دهند، ولي تيم‌ملي پدر باشگاه‌هاست، زيرا كه تيم‌ملي براي بازيكن ارزش قايل مي‌شود و پول خرج مي‌كند و مثلاً به كشورهاي خارجي او را مي‌فروشد. آيا سه بازيكن بزرگسال خود را براي بازي‌هاي آسيايي دوحه انتخاب كرده‌ايد؟ از پنج بازيكن مي‌توانيم استفاده كنيم و من آنها را انتخاب كرده‌ام و در ذهن من هستند. از اين پنج نفر، چند نفر در تيم‌ملي كنوني حضور دارند؟ فكر كنم سه نفر از آنها در تيم‌ملي بزرگسال بازي مي‌كنند ولي اسم آنها را نمي‌توانم بگويم. در المپيك چين از چند بازيكن بالاي 23 سال مي‌توانيد استفاده كنيد؟ سه بازيكن، ولي اول بايد ديد كه براي المپيك انتخاب مي‌شويم؛ قبل از حضور در آنجا نمي‌توانيم صحبت كنيم. پيش‌بيني خودتان چيست، به المپيك مي‌رسيم؟ من فكر مي‌كنم تيم اميد وارد المپيك مي‌شود. در آخرين فهرست اميدها نام اولادي نبود، با اين بازيكن مشكلي داريد؟ خير، تيم اولادي در ليگ امارات بازي دارد و نمي‌تواند به اردو بيايد. مربي اولادي در الشباب، زماني بازيكن من بود و اسم او هم رنه است، رنه وبر. با او صحبت كردم چون بازي مهمي دارند، در ويتنام همراه ما نيست. ديدگاه شما نسبت به اولادي و دريبل‌هايي كه شما را ناراحت مي‌كرد، تغيير يافته است؟ از دريبل‌هاي او ناراحت نيستم، چون رونالدينيو دريبل مي‌كند بايد بگوييم اين كار را نكند. مشكلي با اولادي ندارم. مربيان الشباب با او صحبت كرده‌اند و يكسري اطلاعات آنها به من و نيز من به آنها داده‌ام و او الان خيلي بهتر شده است.



جهان فوتبال

Siyavoush
12th April, 2006, 02:25 AM
مصدومان بي‌جانشين و چشم‌هاي نگران
نمي‌دانم آيا كتاب <شواليه‌ها به خاك مي‌افتند> را خوانده‌ايد يا نه. كتابي كه وقايع جنگ‌هاي داخلي روم باستان را روايت مي‌كند. در فصلي از كتاب مي‌خوانيم كه ارتش روم كه اميد بسياري به سه شواليه بزرگ خود داشت در ابتداي نبرد با دشمن هر سه شواليه خود را از دست مي‌دهد و اين چنين سپاه عظيم و پرساز و برگ روم از هم مي‌پاشد و شكست مي‌خورد، چرا كه سپاه روم بيش از اندازه به سه شواليه و رهبر خود وابسته است. روايت اين داستان از آن جهت جالب است كه شباهت عجيبي به شرايط اين روزهاي تيم ملي ايران دارد. اين ادعا كه تيم ملي ايران بيش از اندازه به لژيونرهايش وابسته است ادعاي گزافي نيست. اين نظريه‌اي است كه سرمربي تيم ملي ايران بارها و بارها در تمامي دفاعياتش از مجموعه تحت نظرش به كار برده و آن را مايه مباهات خودش و البته پارامتر اصلي موفقيت تيمش عنوان مي‌كند. برانكو شالوده و اساس تيمش را بر پايه پنج لژيونر اروپايي خود بنا نهاده و البته هميشه از آنها به عنوان اركان اصلي تيمش ياد مي‌كند. در واقع برانكو كليد موفقيت تيمش را در لژيونرهايش جست‌وجو مي‌كند و از همين‌رو اصرار عجيبي به استفاده و به كارگيري آنها در تركيب اصلي تيم تحت هر شرايطي دارد. بديهي‌ترين مثال از اين فرضيه محرم نويد‌كيا است. نويدكيا به واسطه مصدوميت، يك سال تمام از ميادين دور بود و در بازگشت هيچ گاه نتوانست جاي ثابتي براي خود در تيم دسته دومي بوخوم دست و پا كند. با اين وجود هميشه جزو نفرات منتخب برانكو بود و گاه و بيگاه در تركيب ايران در حساس‌ترين بازي‌ها به ميدان مي‌رفت. توجيه برانكو در رابطه با بازيكني كه يك سال تمام رنگ چمن را نديده بسيار عجيب بود: <تمرين در تيم‌هاي دسته دومي اروپا از بازي در ليگ ايران مهم‌تر است.> در اين رابطه مي‌توان فريدون زندي را هم مثال زد، بازيكني كه در فصل اخير همواره جايگاه ثابتي روي نيمكت‌ ذخيره‌هاي كايزرسلا‌ترن داشته و در كشمش و درگيري با سرمربي تيمش قرار داشته و البته دقايق حضورش در تركيب تيم قعرنشين بوندس‌ليگا از بيست دقيقه در هر بازي فراتر نرفته اما جايگاهش را در تيم ملي ايران تثبيت شده مي‌بيند چرا كه لژيونر است! اين تلقي و ذهنيت برانكو البته به تنهايي هيچ ايرادي ندارد. در همه جاي دنيا مربيان ملي محوريت تيم‌شان را بر پايه بازيكنان آماده و ترجيحاً حاضر در سطح اول فوتبال دنيا قرار مي‌دهند، اما اين كه تمامي شالوده تيم و اساس كار بدون در نظر گرفتن شرايط آمادگي و جسماني صرفاً براساس نام لژيونر بودن بنا نهاده شود و البته هيچ توجهي به پروسه جانشين‌سازي نشود عواقبي پس جبران‌ناپذير دارد كه نمونه‌هاي آن در تيم ملي ايران پديدار شده‌اند. در همه جاي دنيا يك بازيكن هر اندازه مثبت، كليدي، تا‡ثيرگذار و البته با فاكتور حضور در چرخه فوتبال پرفشار اروپا جانشين خواهد داشت كه براي روزهاي مبادا و البته شرايط غير منتظره‌اي همچون مصدوميت و محروميت بتواند خلا‡ به وجود آمده را جبران كند، اما متا‡سفانه در تيم ملي ايران توجه بيش از اندازه به اصل تمركز فراوان به چند نفر خاص سبب شده كه از پروسه جانشين سازي غافل شويم و حالا‌ با مصدوميت‌هاي پي‌در پي مهره‌هاي كليدي و بدون جانشين خطر را بيش از پيش احساس مي‌كنيم. تصور اين كه تيم ملي ايران بدون علي كريمي، مهدي مهدوي‌كيا، فريدون زندي، وحيد هاشميان و رحمان رضايي برابر حريفان صفآرايي كند باور نكردني و تكان دهنده است. بدون اين مهره‌هاي كليدي و تعيين كننده، تيم ملي ايران بيش از شصت درصد از توانايي‌ها و ويژگي‌هاي خود را از دست خواهد داد و اين يعني يك فاجعه بزرگ براي تيمي كه اميدوارانه به آن مي‌نگريم و انتظار شگفتي از آن داريم. شايد به همين دليل عمده است كه رقيبان تيم ملي ايران ميزان قدرت و آمادگي‌اش را با وضعيت لژيونرهايش ارزيابي مي‌كنند و براي شكست ايران تدابير ويژه‌اي براي مهار مهره‌هاي كليدي دوخته‌اند. جالب اين كه در شرايط فعلي بيش از اين كه حريفان به فكر مهار مهره‌هاي كليدي ايران باشند، واژه مصدوميت است كه ما را نگران مي‌كند. سلسله مصدوميت سريالي ستاره‌هاي ايران از علي كريمي آغاز شد. سپس مهدوي‌كيا، زندي و در حال حاضر وحيد هاشميان. تنها لژيونر ايراني كه از اين اپيدمي نگران كننده جان سالم به در برده رحمان رضايي است كه با توجه به بازي‌هاي باقي‌مانده سري A هيچ بعيد نيست كه او هم چنين رخدادي را تجربه كند! با اين شرايط ما در آستانه جام جهاني كليدي‌ترين مهره‌هاي‌مان را با شرايطي نه چندان مطلوب در اختيار خواهيم داشت و اين همان نكته‌اي است كه به شدت آزارمان مي‌دهد، چرا كه نيك مي‌دانيم تحت هر شرايطي ناچار به استفاده از لژيونرهاي‌مان هستيم و بازيكني كه بتواند حتي نيمي از كيفيت اصلي‌ها را در زمين ارائه دهد در اختيار نداريم. اگر علي كريمي روي فرم نباشد، اگر وحيد هاشميان به جام جهاني نرسد و اگر مهدوي‌كيا و رحمان در جام جهاني روزهاي خوبي را پشت سر نگذارند هيچ شانسي نخواهيم داشت و البته هيچ جانشيني كه بتواند عصاي دست‌مان باشند. در آستانه جام جهاني شواليه‌هاي ما مصدوم مي‌شوند و يكي يكي بر خاك مي‌افتند و ما تنها با چشماني نگران و البته دست‌هاي رو به آسمان اين اتفاقات تلخ را نظاره‌گريم و تنها آرزو مي‌كنيم كه شواليه‌ها در آلمان از خاك برخيزند و البته در اين بازگشت مجدد همان <شواليه‌سابق> باشند.



جهان فوتبال

Siyavoush
12th April, 2006, 02:25 AM
دوست دارم هامبورگ قهرمان بوندس‌ليگا شود
آسيب ديدگي وحيد‌هاشميان در ديدار‌هانوفر برابر ماينس، بدترين خبري بود كه مي‌توانست اوضاع را براي‌هانوفر و همچنين تيم‌ملي خراب كند، اما او مي‌گويد مصدوميتش پيش از جام جهاني برطرف خواهد شد. ملي‌پوش ايراني‌ هانوفر خيال همه را راحت كرد:‌<پس از آسيب ديدگي در ديدار مقابل ماينس، تا ديروز وضعيتم مشخص نبود چرا كه از پايم عكسبرداري نكرده بودم اما پس از Mri مشخص شد كه رباط داخلي پايم كش آمده و بين چهار تا هشت هفته نمي‌توانم بازي كنم.‌ به احتمال نود درصد به بازي‌هاي تيم‌ملي مي‌رسم و حتي اگر همه چيز به خوبي پيش برود اميدوارم كه در بازي آخر‌هانوفر هم بازي كنم.> براي هاشميان اخبار تيم ملي آلمان هم جذابيت دارد: <با توجه به دو ماه تا شروع جام جهاني، آلماني‌ها بيشترين تمركز را به روي تيم‌ملي كشورشان و به ويژه انتخاب لمان دارند اما به عنوان مثال در ورزشگاه ما (هانوفر) مانورهاي امنيتي در حضور آتش نشان‌ها برگزار مي‌شود و وضعيت در ساير ورزشگاه‌هاي ميزبان به اين صورت است و قرار شده جهت بعضي خيابان‌ها را يك ماه مانده به شروع جام جهاني تغيير دهند. به هر حال انتخاب لمان يك اتفاق بزرگ است.> اما بازتاب حضور ايران در جام جهاني آلمان:‌<تيم‌هاي زيادي در جام جهاني حضور دارند و شركت تيم‌هايي همچون برزيل، آرژانتين و.‌.‌.‌‌ موجب شده كه مردم آلمان درباره اين تيم‌ها پرس و جوهاي فراواني انجام دهند اما در ارتباطي كه من با شهروندان آلماني داشته‌ام، آنها به سبب حضور چند بازيكن ايراني در تيم‌هاي بوندس‌ليگا درباره وضعيت تيم‌ملي و كمپ تيم‌ملي كنجكاو هستند.> و آينده‌ هانوفر: <در پايان هفته بيست و نهم، در رده يازدهم ايستاد‌ه‌ايم و باور دارم كه تيم ما پتانسيل قرار گرفتن در ميان ده تيم هاي بالايي جدول را دارد هر چند كه اگر در دقيقه نود ديدار برابر تيم‌هاي بايرن مونيخ و هرتابرلين گل نمي‌خورديم، وضعيت متفاوتي در ليگ داشتيم.> وحيد علا‌قه‌اي به قهرماني بايرن مونيخ ندارد:‌<هامبورگ، چرا كه بايرن مونيخ فصل‌هاي فراواني است كه قهرمان آلمان شده و اميدوارم امسال‌هامبورگ به اين مهم برسد.‌ هر چند كه بايرن مونيخ هميشه تا دقيقه آخر براي كسب قهرماني جنگيده و بي‌ترديد اين بار هم همين كار را خواهد كرد.>‌




جهان فوتبال

Siyavoush
12th April, 2006, 02:25 AM
تمجيد گازتا از بازيكن ايراني مسينا
رحمان رضايي با خوش شانسي مصدوم نشد ! تيم مسينا در هفته سي و سوم توانست تيم ترويسو را با نتيجه 3 بر يك شكست دهد و رحمان رضايي 90 دقيقه براي اين تيم بازي كرد. گازتا دلواسپورت در خصوص اين بازي گفت: <در اين بازي تيم مسينا يك نمايش خوب را از خود به جا گذاشت. رحمان رضايي، مدافع ايراني اين تيم نيز پس از غيبت در بازي قبلي مسينا در ميانه ميدان يك بازي خوب انجام داد تا مسينا هم اميدوار به صعود به رتبههاي بالاتر شود.> در گزارش تحليلي گازتا از يك پرتاب اوت دستي عالي رضايي از وسط زمين براي واسكاس نوشت كه يكي از بهترين موقعيتهاي مسينا براي زدن گل بوده است. لازم به ذكر است اين سايت، خبري در مورد رحمان رضايي داد كه در بازي با ترويسو يك خطاي بد روي پاي رضايي انجام شد كه با توجه به آمادگي بدني، اين بازيكن از خطر مصدوميت به دور ماند.


جهان فوتبال

Siyavoush
13th April, 2006, 02:22 AM
جنجال سودجويان در آلمان
ديروز گفت‌وگويي در روزنامه بيلد آلماان پيرامون يكي از بازيكنان كليدي تيم ملي ايران چاپ شد كه نشان داد چگونه گروهي كه صد افسوس ايراني هم ميان آنهاست، روحيه و اراده ملي را تا پيش از شروع جام جهاني هدف گرفته‌اند. Bild يكي از روزنامه‌هاي سرشناس آلمان كه گزارش‌، فيلم و عكس‌هايي را به صورت آزاد مي‌خرد، گزارشي از يك دختر ايراني به نام <سميرا - س> دريافت كرد. او در گفت‌وگويي كه بهBild فروخت ادعا كرد كه همسر دوم مهدوي‌كياست. پيشينه سميرا نام و سيماي حقيقي او در كشور آلمان به عنوان يك كلاهبردار شناخته شده است، سميرا - س، دختر يكي از پزشكان ايراني در داخل كشور براي اغفال و گرفتن باج از همسر پيشين خود كه تاجر بزرگ فرش ايراني به نام داريوش است، پايش به دادگاه كشيده شد. او با نزديك شدن به شخصيت‌هاي مهم و البته پولدار ايراني خارج از مرزهاي ميهن از آنها باج‌هاي هنگفتي گرفته است. سميرا پس از گذشت سه سال از پرونده فرش فروش مونيخي شكار بزرگ ديگري را به دام انداخت. مردي كه آشكارا با توجه به محبوبيت و پيشينه‌اش طعمه بزرگ‌تري براي رسيدن به هدف‌هاي شوم بود. مهدوي‌كيا در دام؟! او كه از محل اسكان و جزئيات زندگي كيا در هامبورگ آشنا بود، به آرامي به زندگي اميد نخست تيم ملي ايران در بزرگ‌ترين رويداد فوتبال نزديك شد و گويا سرانجام توانست نظر مهدوي‌كيا را براي ازدواج موقت در تهران به دست آورد. اكنون مهدوي‌كيا با پي بردن به اشتباهش نزد همسر و عسل تنها دخترش بازگشته است. آنها هم در كنار كيا به پاي پايه‌هاي زندگي نماينده سرشناس فوتبال ايراني نشستند. گزارش به پليس و باج‌خواهي سميرا سميرا براي پا پس كشيدن از زندگي كيا دو بار از اين بازيكن پول درخواست كرده است كه هر دو بار با مخالفت وي روبه‌رو شده است. اين فرد فريبكار در روزهايي كه روزنامه‌هاي اروپا و آمريكا به دنبال سر سوزن بهانه براي انزواي كامل تيم ملي هستند، حرفهايش را به روزنامههاي آلمان فروخت. مبارزه مهدي و وكيلي كه با او همكاري مي‌كند ادامه دارد. گواه محكم مهدي مدارك و سندهايي است كه به پليس داده است. مهدوي كيا از پليس در اين زمينه كمك خواست چرا كه احساس مي‌كند در يك دسيسه گرفتار شده است. او به بيلد گفت: <از اين كه اين مطلب آشكار شد، خيالم راحت شد. من در يك تله گرفتار شدم.> بازيكنان لژيونر مي‌توانند مانند هر جوان ديگري هدف گروهي از سودجويان قرار گيرند تا با استفاده از جايگاه و آبروي آنان پولي به دست آورند.




جهان فوتبال

Siyavoush
13th April, 2006, 02:23 AM
احترام به استقلا‌ل راي برانكو
هرچه به شروع جام جهاني نزديك‌تر مي‌شويم نبض فوتبال تندتر مي‌زند و توجه همگاني به اين ورزش، روز به روز بيشتر مي‌شود و بر حجم مطالب منتشره در اين رابطه منظماً افزوده مي‌شود و طبيعي است كه اين روند همچنان رو به افزايش و فزوني باشد و تب فوتبال بار ديگر تمام دنيا را در نوردد. و نيز طبيعي است كه مطالب منتشره در رابطه با فوتبال در راستاي هرچه بيشتر جذابيت بخشيدن به آن و معرفي بيشتر اين ورزش و كشورهاي صاحب سبك و مقام در آن، بازيكنان و مربيان مطرح يا مطالب جذاب و خواندني در رابطه با جام جهاني و سابقه آن و مسايل تلخ و شيرين در رابطه با آن يا معرفي كشور و شهرهاي برگزار كننده و ورزشگاه‌هاي مربوطه و عظمت تلاش‌هاي صورت گرفته و مطالبي از اين دست باشد و روشن است كه مطبوعات هركشور در كنار همه اينها به تيم خودي نيز پرداخته و با استفاده از نظريات كارشناسان و نويسندگان خود كوشش نمايند تا ضمن ارائه راهنمايي‌هاي ضروري حمايت مردمي را براي آنان فراهم نموده و تقويت روحيه تيمي را باعث گردند و نيز طبيعي است كه حتي اگر اختلاف نظر و سليقه‌اي نيز موجود باشد وظيفه مطبوعات است كه تلاش كنند تا حد امكان اختلافات را به حداقل رسانيده و اگر حتي در نظر و عقيده خويش محق باشند با توجه به مصالح مهم‌تر و پرهيز از ايجاد دو يا چند دستگي فكري در نزد مردم و تضعيف روحيه تيمي و مهم‌تر از همه پذيرش اصل استقلال را‡ي مربي، وي در رهبري تيم از پرداختن به نكات بحث‌برانگيز اجتناب كرده و آنها را به زمان ديگري موكول نمايند. مثلاً تصور نمي‌كنم بازيكناني كه در حال حاضر مورد توجه و نظر مطبوعات مي‌باشند و كوشش مي‌كنند كه توجه مربي تيم ملي را براي دعوت از آنها جلب نمايند موِثرتر و مفيدتر از اريك كانتونا و ژينولا براي تيم ملي فرانسه در جام جهاني 98 باشند كه امه‌ژاكه در آن زمان درست يا غلط اين دو بازيكن را مناسب براي برنامه‌هاي خويش نداسته و از دعوت آنها پرهيز نمود. درست است كه اين عدم دعوت باعث بروز جنجال بزرگي در محافل مطبوعاتي و ورزشي آن زمان فرانسه شد و مطالب فراواني در بابت نداشتن درك صحيح و كج‌سليقگي مربي و حتي داشتن غرض شخصي و دشمني با اين بازيكنان به چاپ رسيد، اما هيچ گاه اين مطالب‌ تا دو ماه مانده به شروع جام جهاني ادامه پيدا نكردند و مطبوعات و محافل ورزشي فرانسه در نهايت ضمن ابراز تا‡سف از محروم ماندن از دو ستاره درخشان فوتبال خود به اصل احترام به ديدگاه‌ها و نظرات مربي تيم ارزش بيشتري داده و اين مسا‡له را به فراموشي سپردند و البته پس از اين واقعه هيچ گاه رابطه بين مربي تيم ملي فرانسه و مطبوعات اين كشور حتي پس از به دست آوردن جام جهاني حسنه نشد و مطبوعات اين بي‌توجهي به نظريات خويش را هرگز فراموش نكردند و هيچ فرصتي را براي ضربه زدن و تحقير مربي خويش تا استعفاي او از اين پست را از دست ندادند. در كشور ما بايد گفت كه مطبوعات ورزشي شمشيرشان را براي برانكو و كادر مربيان و تيم ملي از رو بسته‌اند و با شيوه‌اي مستقيم و يا غيرمستقيم با انتقاد از بازيكنان او عملا‌ً به رويارويي با برانكو و افرادش برخاسته‌اند و آينده‌اي تيره و تار را در جام جهاني براي تيم ملي فوتبال ترسيم مي‌نمايند و اين طور كه مشهود است پاياني را بر اين نبرد نمي‌توان تصور نمود و اين چنين است كه مي‌بينيم تماشاچيان بسيار محترم ما نيز به خود اجازه مي‌دهند تا ركيك‌ترين الفاظ را نثار ملي‌پوشان خود نمايند و البته در اين ميان كميته محترم انضباطي كه هميشه منتظر است تا مبادا بازيكني يا يك مربي به يكي از اركان فدراسيون جسارت ورزيده و آنها را مورد سوِال قرار دهد و يا بگويد كه بالا‌ي چشم آقايان ابروست تا بلا‌فاصله جريمه‌ها و تنبيهات خويش را اعمال دارد نمي‌دانم به چه دليل همه اين ناسزاها و فحش‌ها را كه تا ميدان آزادي طنين آنها به گوش مي‌رسد را نمي‌شنود و اقدامي نمي‌كند. و من مي‌ترسم كه حتي روزي كه براي بدرقه تيم ملي به فرودگاه مي‌رويم و آنها را به جام جهاني اعزام مي‌كنيم، شعارهاي <حيا كن و رها كن> خود را بدرقه راه‌شان نماييم و مي‌ترسم كه دقيقاً تا همان روز بحث دعوت يا عدم دعوت از فلا‌ن بازيكن كماكان ادامه داشته باشد و در پايان اين مطلب كلا‌مي را كه در مصاحبه روز گذشته جهان فوتبال با آرمناك پطروسيان خواندم نقل مي‌كنم. او در رابطه با ميرزاپور مي‌گويد: <روزنامه‌ها در آستانه جام جهاني نبايد از او انتقاد كنند> و نيز به طور كلي مي‌گويد: <از روزنامه‌ها خواهش مي‌كنم در اين مقطع بازيكنان تيم ملي را حمايت كنند> و البته توجه داريم كه آرمناك ايراني نيست و يك خارجي محسوب مي‌شود.




جهان فوتبال

Siyavoush
13th April, 2006, 02:23 AM
هنوز مرغ ايوانكوويچ يك پا دارد!
در فاصله دو ماه تا شروع جام جهاني فوتبال هنوز نمي‌توانيم افق روشني را كه لا‌زم است براي تيم ملي فوتبال ترسيم كنيم. به نظر مي‌رسد كه برانكو مصمم است با همان مرداني كه به جام جهاني رسيد در آلمان هم بازي كند. حقيقت اين است كه شرايط بسيار تغيير يافته و نه اين بازي‌ها مثل بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني است و نه بازيكنان مورد نظر برانكو شرايط آن روزي‌شان را دارند. مسابقه‌ها به مراتب سخت‌تر و دشوارتر است و اغراق نيست كه بگوييم با بازي‌هاي مقدماتي اصلا‌ً قابل مقايسه نيست. در اين كارزار، كوچك ترين اشتباه مساوي است با كلمه زمين خوردن و همه اعتبار كسب شده را از دست دادن. نداشتن بازي‌هاي تداركاتي به موقع (به واسطه شرايط سياسي و منطقه‌اي) قوز بالا‌ي قوز است و تلا‌ش فدراسيون فوتبال هنوز براي تدارك اين بازي‌ها هنوز به جايي نرسيده يا لا‌اقل در پرده ابهام است. معلوم نيست چگونه مي‌خواهيم به مصاف تيم‌هايي برويم كه از هم اكنون آردشان را پخته و الك را آويخته‌اند. تنگنا مرحوم دهخدا در امثال و حكم آورده است:‌ كه دو مرد به شراكت لحافي خريدند. رندي شب هنگام بي‌بالا‌ پوش بود نزد آن دو آمد. گفت هر يك از شما چون پول داده‌ايد در زير دو طرف لحاف بخوابيد و من كه سهمي نداده‌ام در تنگناي وسط لحاف مي‌خوابم.> در مثل مناقشه نيست اما برانكو مثل اين كه در نظر دارد بدون توجه به بازي‌هاي ليگ و نحوه عملكرد بازيكنان همان مردان دلخواه خود را انتخاب كند. به عبارت بهتر هر بازيكناني كه در ليگ مي‌درخشند نبايد انتظار داشته باشند كه به تيم ملي دعوت شوند و در عوض آنها كه بد بازي مي‌كنند اميدوارترند! بازيكنان آماده و موِثر بايد در دو طرف لحاف بخوابند و آنها كه اسم‌شان در قلب برانكو حك شده در تنگناي وسط لحاف. ميرزاپور و عنايتي صحبت‌هاي برانكو در گفت و گو با مطبوعات تناقص اندر تناقض است. او درباره ميرزاپور يك شرح كشاف مي‌دهد و گل‌هاي خورده‌اش را توجيه مي‌كند و با صراحت مي‌گويد او دروازه‌بان اصلي من است. نوبت كه به عنايتي مي‌رسد و نمي‌تواند گلزني اول ليگ را نبيند خود را در وادي ديگري مي‌افكند و مي‌گويد درباره بازيكنان به صورت انفرادي صحبت نمي‌كنيم! نمونه‌هاي بسياري مي‌توانيم به دست دهيم كه سرمربي تيم ملي دلبستگي‌اش به بعضي بازيكنان را كنار نمي‌گذارد و آنها را به جام جهاني مي‌برد، حتي اگر ضعيف‌ترين باشند. مرغ يك پا مرغ برانكو همچنان يك پا دارد. صبر كنيد تا اسامي دعوت‌شدگان را منتشر كنند آن وقت مي‌بينيم كه بيشتر اسمي‌ها و باسابقه‌ها را دعوت مي‌كند و چند نفري را هم براي خالي نبودن عريضه به آنها مي‌افزايد ولي آنها را بازي‌شان نمي‌دهد و يا كمتر بازي مي‌دهد. در توهم او نور چشمي‌ها بهترينند و اگر عالم و آدم جمع شوند در اين ديدگاه خود تغيير نمي‌دهد و يا لا‌اقل تاكنون كه نداده است. قرباني به نظر مي‌رسد كه در آلمان و در صورت شكست بيش از همه اين فدراسيون فوتبال است كه متضرر مي‌شود و اعتبار خود را از دست مي‌دهد. دادكان و فدراسيونش با فرستادن تيم ملي فوتبال به جام جهاني كار مهمي انجام داده‌اند و اگر نتوانند در آلمان كاري شايسته صورت دهند به طور حتم اعتبار خود را از دست مي‌دهند و دربرگشت به تهران اولين تغيير در فدراسيون فوتبال اتفاق مي‌افتد. اين كه يك سرمربي كه حقوق مي‌گيرد تا براي يك كشور كار كند و موفقيت بياورد آيا حق دارد كه بدون مشورت و توجه به نظرات دلسوزان، حرف خود را پيش ببرد، جاي سوِال دارد. فدراسيون بايد به برانكو مشاوره بدهد و كميته فني‌اش را از غبار بيرون آيد و به او بگويد كه بايد بهترين‌ها را به تيم ملي دعوت كند. اگر حرف از سلا‌يق مي‌زنند بسيار خوب مي‌پذيريم كه هر مربي سليقه‌اي دارد و بازيكني را مي‌پسندد اما كدام مربيان را سراغ داريد كه دروازه‌بان‌هاي گل خور و فورواردهاي گل‌نزن و هافبك‌هاي ناآماده و دفاع‌هاي سوتي را انتخاب كنند؟ نمي‌خواهيم آيه يا‡س بخوانيم اما مي‌گوييم شرايط تغيير كرده است و در هيچ كجاي دنيا اختيار و اعتبار و آبروي تيم ملي‌شان را به دست يك نفر نمي‌سپارند تا مطلق العنان باشد حتي در باشگاه‌ها هم چنين نمي‌كنند. مهم‌ترين اصل اين است كه برانكو يكدندگي را كنار بگذارد و به حرف مشاوران دلسوزي كه فدراسيون قبول‌شان دارد گردن بگذارد و اصل مشاوره و فكر بهتر را بپذيرد و بهترين نفرات را به آلمان ببرد. تاكنون چنين افقي روشن نيست و ايشان همچنان برسلا‌يق و دلبستگي‌هاي خود پاي مي‌فشارد و البته خود كرده را تدبير نيست.




جهان فوتبال

moh.santia
13th April, 2006, 08:36 PM
" علي دايي" كاپيتان تيم ملي فوتبال ايران در مكان هفتم برترين گلزنان سال جاري ميلادي قرار دارد.

كميته اطلاعات و آمار فدراسيون بين‌المللي فوتبال (فيفا) چهارشنبه‌شب اسامي برترين گلزنان جهان در سال ‪ ۲۰۰۶‬ميلادي را اعلام كرد و طي آن دايي (برترين گلزنان تاريخ فوتبال جهان ) با پنج گل زده در ديدارهاي بين- المللي در رده هفتم ايستاده‌است .

اسامي ‪ ۱۰‬گلزن برتر جهان در سال جاري ميلادي به شرح زير است :
.................................................. ....

‪ -۱‬فهد اتلا از باشگاه قلاقويلا فلسطين با ‪ ۱۲‬گل زده
‪ -۲‬ساموئل اتوئو از باشگاه بارسلونا اسپانيا با ‪ ۷‬گل زده
‪ -۳‬ماگنو آلاوز از باشگاه گامبا اوساكا ژاپن با ‪ ۶‬گل زده
‪ - ۴‬فيلمون چپيتا از باشگاه پرليس كانگار زيمبابوه با ‪ ۶‬گل زده ‪ -۵‬پراديف ماهاريان از باشگاه سه ستاره نپال با ‪ ۵‬گل زده
‪ -۶‬عماد محمد از باشگاه ناسيونال قاهره مصر با ‪ ۵‬گل زده
‪ -۷‬علي دايي از باشگاه صبا باتري ايران با ‪ ۵‬گل زده
- عمر براو از باشگاه گوادالاجا مكزيك با ‪ ۵‬گل زده
- علي نصرالدين از باشگاه النجمه لبنان با ‪ ۵‬گل زده
‪ -۱۰‬فيليكس براجا از باشگاه ناسيونال شيلي با ‪ ۵‬گل زده
در اين آمار تعداد بازي ، گلهاي ملي و بازيهاي بين‌المللي باشگاهي بازيكنان در نظر گرفته شده است.

Siyavoush
15th April, 2006, 02:00 AM
آنجا كه سيموئز عصباني مي‌شود
لابد اين را هم بگذاريم به حساب جنجال‌سازي روزنامه‌اي و ژورناليستي كه سه بازيكن تيم اميد ايران در فرودگاه مهرآباد از سفر به ويتنام جا مي‌مانند! اين سه بازيكن؛ اسماعيل قروي و محسن يوسفي از تيم شموشك و محسن فروزان، دروازه‌بان تيم پگاه كه تا شب قبل از پرواز در هتل همراه سايرين اقامت داشتند، با اتوبوس از هتل المپيك به فرودگاه مي‌روند و هنگامي كه پاسپورت‌ها را تحويل مي‌دهند، معلوم مي‌شود كه مدارك آنها دچار نقص بوده است. اول- مي‌پرسيم چگونه است كه تا شب قبل از پرواز و حتي تا آخرين گيت خروجي فرودگاه مهرآباد مسوِولان تيم جوانان كه مدارك بازيكنان را داخل كيف خود حمل مي‌كنند، نمي‌دانند كه مدارك اين سه بازيكن اشكال دارد؟! دوم - مي‌پرسيم چگونه مي‌شود كه مربي تيم به بازيكن خود شب قبل از سفر مي‌گويد كه شما در ليست مسافران ويتنام نيستي و مي‌تواني به خانه‌ات بروي اما بازيكن شب در اردو مي‌ماند و صبح بدون توجه به حرف سيموئز با اتوبوس به فرودگاه مي‌آيد وقتي سيموئز از او مي‌پرسد اينجا چه كار مي‌كني؟ پاسخ مي‌دهد كه صرفاً براي خداحافظي با دوستانش آمده است اما بعد ساك خودش را تحويل مي‌دهد و باز هم وقتي سيموئز از كار او سردرنميآورد، برخي از حضرات مسوِولان جلو مي‌آيند! چگونه مي‌شود كه اين بازيكن خط خورده - كه دروازه‌بان هم هست - سرانجام همراه تيم به ويتنام مي‌رود و ناگهان مي‌شنويم كه محسن فروزان، دروازه‌بان اول سيموئز به دليل نقص پرونده و مدارك در آخرين لحظات از سفر محروم مي‌شود؟ آيا بين ماجراي آمدن بازيكن خط خورده و ناقص بودن مدارك فروزان هيچ ارتباطي وجود ندارد؟ آيا سيموئز مربي تيم نبايد مي‌دانست كه مرد موردنظر او اشكال مدارك دارد؟ سوم - چرا محسن يوسفي و اسماعيل قروي كه هر دو بازيكن تيم شموشك هستند، يك‌دفعه - به عبارتي در آخرين لحظه - از سفر جا مي‌مانند و معلوم مي‌شود كه مدارك آنها ايراد دارد؟ مگر تيم اميد سرپرست ندارد يا در فدراسيون فوتبال كسي نيست كه مسوِول رسيدگي به مدارك و پرونده بازيكنان باشد؟ شك و ترديد برنمي‌انگيزيم و قبول مي‌كنيم كه ماجرا به همين سادگي باشد اما مي‌پرسيم در تيم اميد چه مي‌گذرد و چرا سيموئز بعد از ديدن اين اتفاقات در فرودگاه مهرآباد آشفته و عصباني با پهلوان و ساير مسوِولان تيم صحبت مي‌كند؟ چهارم - به هر حال تيم اميد راهي ويتنام شد وهيچ‌كس نفهميد كه سه بازيكن از اين تيم برخلاف نظر سيموئز جا مانده‌اند و در عوض يك بازيكن خط خورده باز هم خلاف نظر سيموئز با تيم اميد به اين تورنمنت اعزام شد!




جهان فوتبال

Siyavoush
17th April, 2006, 04:23 AM
وقتي برانكو ديگر تغيير نمي كند
 فكر مي‌كنيم اين ديگر جزو آخرين گفت وگوهاي ما و شما، قبل از رسيدن به جام‌جهاني باشد. سوژه براي صحبت كردن خيلي زياد است اما دوست داريم اين مرتبه در گزينش موارد دقت كنيم. به هر حال فكر نمي‌كنيم بحث كردن در مورد نوع گزينش‌هاي شما خيلي نتيجه‌بخش باشد. برايم زياد مهم نيست. مي‌توانيد در هر حيطه‌اي وارد شويد.  مي‌رويم داخل وجود برانكو... چه حسي داريد؟ حدوداً 55 مرتبه ديگر بخوابيد و بلند شويد و بعد در جام‌جهاني هستيد. فوق‌العاده است. دايماً در هواي آلمان سير مي‌كنم. قبل از هر چيز مصدوميت كريمي و هاشميان برايم اهميت دارد. با پزشك معالج وحيد صحبت كردم. خوشبختانه به من اطمينان داد كه نبايد نگران حضور او در جام‌جهاني باشم. همين طور پزشك تيم بايرن كه همين الان هم از آمادگي كريمي مطمئن است.در كنار اينها دارم تمامي نكات لازم براي آماده‌سازي تيم را جمع‌آوري مي‌كنم... اميدواري‌ام زيادتر شده، چون دكتر دادكان به ما وعده داد كه حدود 7 روز زودتر مي‌توانيم وارد اردوي آماده‌سازي شويم. شما از حس من مي‌پرسيد. حالا‌مي‌گويم چنين اتفاقي ممكن است فقط يك بار در زندگي هر مربي شكل بگيرد. پس بايد خيلي خوشحال باشم.  اولين مصاحبه خودتان در نقش سرمربي تيم ملي ايران را به ياد مي‌آوريد؟ اعتراف مي‌كنم كه نه! تعداد مصاحبه‌ها در اين 5 سال، واقعاً زياد بوده.  در فدراسيون فوتبال، زمان رياست مهندس صفايي فراهاني جلوي ما نشستيد. از اين گفتيد كه هدف نهايي برانكو رسيدن به جام‌جهاني 2006 آلمان است. به صورت دقيق يادم نيست اما اين حرف از جنس حرف‌هاي من است. چون وقتي به ايران آمدم گفتم براي يك تلا‌ش صد ساله وارد خاك ايران شده‌ام. اول از بوسان بعد جام ملت‌هاي آسيا و سپس مقدماتي جام‌جهاني... اهداف من به هم پيوسته بود. هرچند ممكن است خيلي‌ها اين حرف را باور نكرده باشند... مگر نه؟!  چرا نه؟ باور كردني بود. در امتداد آرزوهاي ما بود. يعني باور كردند؟ بعيد مي‌دانم... هرچند كه به خواسته‌هايم رسيدم.  آن روز راحت‌تر مي‌شد حرف زد. چهار سال تا آغاز جام‌جهاني فرصت بود. مي‌شد بلندپروازي كرد، حرف‌هاي بزرگ زد وآينده را خيلي روشن و باشكوه جلوه داد. مثل اين كه آن روز، در اولين مصاحبه خودتان در نقش سرمربي تيم ملي ايران ادعا كرديد مي‌خواهيد در جام‌جهاني به يك مربي شگفتي‌ساز تبديل شويد. تقريباً شكل همان كاري كه <برنو متسو> و يا <گونش> انجام دادند. دقيقاً اين نكات را به ياد نمي‌آورم اما اگر هم چنين حرفي زده‌ام، هنوز روي حرفم پايدار مانده‌ام. نمي‌دانم چرا طي اين مدت خبرنگاران سعي كرده‌اند من را ترسو و بزدل نشان دهند. شما دنبال چه چيزي مي‌گرديد؟ من اگر ترسو بودم، نمي‌توانستم چنين مسوِوليتي را قبول كنم اما تمامي عوامل سعي مي‌كنند كه من را يك ترسوي واقعي نشان دهند. من بودم كه حسين كعبي را با 17 سال سن به تيم ملي آوردم. هنوز روياهاي بزرگ خودم را دارم... اما شما چه چيزي از من مي‌خواهيد؟ اگر اين‌طور دوست داريد به شما قول قهرماني جام‌جهاني را هم مي‌دهم، اما آن وقت من يك مربي غيرجدي هستم. خب ... قبول مي‌كنم! ما حداقل قهرماني جام‌جهاني مي‌شويم حداقل!  تمام شد؟ بله.... تمام شد. ولي شما مي‌خواهيد من را ترسو نشان دهيد. چرا؟  شما گفتيد تمام شد. پس صبر كنيد، حالا‌نوبت ماست... شما كه درس قضاوت و وكالت نخوانده‌ايد، درست مثل ما!‌اما در كشور خودمان مي‌دانيم كه قتل عمد مجازاتي مثل اعدام دارد. در كرواسي چطور؟ آنجا حكم بر حبس ابد داده مي‌شود.  ... و شما اگر قاضي مي‌شديد، قبل از شنيدن دفاعيه متهم كه احتمالا‌ً يك تكه نان دزديده است، برايش حبس ابد مي‌بريديد! درست است؟ بله.  اين هم شيوه قضاوت شماست. ما هنوز سوِال نپرسيده‌ايم. اصلا‌ً نمي‌دانيد دنبال چه چيزي مي‌گرديم و بعد يكه‌تازي مي‌كنيد! چون به تحقير خودم عادت كرده‌ام. وقتي مي‌بريم، مي‌گوييد چرا خوب بازي نمي‌كنيد. اين يك پديده تخيلي است كه هيچ معيار و متري هم برايش وجود ندارد. انتقادات بيشتر از تعاريف و تمجيد است. چرا؟ چون ما در اكثر بازي‌ها نتيجه گرفته‌ايم؟!  شما تا به حال امارات رفته‌ايد؟ بله.  شده از اتوبان‌هاي شهر دوبي ايراد بگيريد يا از ساختار شهري ابوظبي انتقاد كنيد؟ هيچ وقت.  از ترافيك تهران چطور؟ صددرصد... خيلي زياد. اعصابم را به هم مي‌ريزد.  يعني اتوبان‌هاي شهر دوبي هيچ ايرادي ندارد؟ تا به حال در موردش فكر نكردم!  پس به چه حقي در مورد ترافيك تهران فكر مي‌كنيد؟ اصلاً به چه حقي از ساخت ترافيك تهران ايراد مي‌گيريد؟ من 5 سال است در اين شهر زندگي مي‌كنم.  و... حتماً فكر مي‌كنيد تهران مثل خانه دوم شماست. مطمئناً غير از اين هم نيست!  دقيقاً. انسان‌ها از عامل يا فضايي انتقاد مي‌كنند كه يا به آن دلبستگي دارند و يا برايشان مهم است. چطور انتظار داريد از تيم‌ملي لذت ببريم و برايش هورا بكشيم،‌ وقتي حق انتقاد كردن از آن را نداريم؟ فهميدم چه منظوري داريد. من با انتقادات مشكلي ندارم. فقط سعي مي‌كنم مواضع خودم را بيان كنم. هرگز فكر نمي‌كنم كه آدم كاملي هستم. حتماً اشتباهاتي دارم كه بايد به من گوشزد كرد. شما نمي‌دانيد كه چقدر با انتقاداتي كه در روزنامه‌ها از من مي‌شود، مخالفم.  دقيقاً مي‌دانيم. ادبيات شما بيانگر ميزان شديد مخالفت است! اين يك امر عادي است. مثلاً شما (سعيد زاهديان) مطلبي در مورد خط دفاعي تيم‌ ملي ‌نوشتيد كه من با هيچ‌يك از موارد آن موافق نيستم اما به شما نمي‌گويم.  حالا كه گفتيد! كي گفتم؟! من حرفي نزدم...  با چه مواردي مخالف بوديد؟ با تفسير كلي شما موافق نيستم.  هر كلي از اجزا تشكيل شده... اجزا را اسم ببريد! هيچ‌يك از اجزاي نوشته شما درست نبود.  اگر قرار است اين طوري صحبت كنيم، پس ما هم مي‌گوييم هيچ‌يك از اجزاي فلان فكر شما درست نيست... با هيچ‌يك از اجزاي سليقگي شما موافقت نداريم... اصلاً جز به جز حرف‌زدن و راه‌رفتن و نشستن و فكركردن شما هم ايراد دارد. خب! ما اگر اين ادعاها را جلوي يك آدم كاملا‌ً عاقل بكنيم، حتماً به ما مي‌گويد ديوانه‌اي. چون استدلال نداريم. خب شما براي مخالفت استدلال داريد يا حرف‌هايتان را ببريم و بگذاريم جلوي مردم عاقل؟ شما از نوشته‌هاي گاردين استفاده كرده‌ايد اما راه‌حلي نشان نداديد! خب دفاع ما ضعيف است. گيريم من هم قبول كردم. حالا بايد چه كار كرد؟ اين‌كه نفرات را تغيير داد؟! آيا تضمين مي‌دهيد كه با عوض كردن مهره‌هاي خط دفاعي، اشكالات ما برطرف مي‌شود؟!  شما باز هم داريد وارد مقوله نفرات مي‌شويد. ما دو بار گفتيم كه علاقه‌اي به مجادله در اين مورد نداريم. من مي‌خواهم اين بحث را باز كنيد... به درخواست من!  اول برانكو بايد به ما يك جواب بدهد. اين كه قبول مي‌كند دفاع تيم‌ملي ايراد دارد يا نه؟ با اين نظر مطمئناً موافقم. ما در همه پست‌ها مشكل داريم... اما از شما مي‌پرسم و انتظار دارم جوابم را بدهيد. كدام تيم‌ملي يا باشگاهي در سطح دنيا پيدا مي‌كنيد كه در هيچ پستي ضعف نداشته باشد؟! برزيل و ميلان هم اشكالاتي دارند... درست مثل ما.  تلاش مي‌كنند اين ضعف‌ها را نگه دارند؟! نه... من هم بيكار نماندم ولي مسا‡له اينجاست كه چطور و با چه فرمولي بايد ضعف‌ها را برطرف كرد؟! اگر رفع نقص‌هاي خط دفاعي به همين سادگي كه شما فكر مي‌كنيد بود، 16 تيم باشگاهي ايران، بهترين تيم‌هاي دنيا مي‌شدند و تيم‌ملي ايران هم قهرمان جام‌جهاني در آلمان مي‌شد.  البته عادت داريم كه با يك سري بزرگنمايي، اصل صورت مسا‡له پاك شود. شما در خط دفاعي تيم‌ملي مشكلاتي داريد كه مي‌توانيد آنها را با ابزاري كامل‌تري به حداقل برسانيد. كي گفته بايد تيم‌ملي قهرمان جام‌جهاني شود؟! شما يك دست‌نوشته به عنوان مدرك يا حتي يك گفت‌وگوي شفاهي به عنوان مثال سراغ داريد؟! خب، ما از ابزار استفاده مي‌كنيم. در برخي موارد موفق مي‌شويم و در برخي موارد هم نه! مثلاً فرانسوي‌ها در مورد دروازه‌بان‌هاي تيم‌ملي دچار مشكل هستند يا نه؟  هستند. پس چرا با آن همه امكانات و تجهيزات سعي نمي‌كنند براي اين مشكل راه‌حلي پيدا كنند؟!  شما داريد ميان خوب و بد، به دومي را‡ي مي‌دهيد... برويد سراغ تيم‌ملي آلمان! كلينزمن مشكلش را حل كرد. ولي فرانسوي‌ها قهرمان دنيا هستند. حالا انگليسي‌ها چطور؟  <جيمز> را عوض كردند. چرا؟  چون ضعيف شد... چون تحليل رفت... چون همه اين نقض و ايراد را ديدند! اما اريكسون نگفت اگر آسمان به زمين دوخته شود، همين است كه هست! ولي آنها هنوز هم مشكل دارند؛ با اين كه طي چهل سال اخير، هرگز تيمي با اين قدرت نداشته‌اند.  همين تيم كنوني هم از يك تلاش ساخته شده؛ تلاشي كه جيمز يا گري نويل يا شيرر و... را بيرون گذاشت. چون افت كرده بودند! شما ديگر داريد سر به سر من مي‌گذاريد!  واقعاً چنين تصوري داريد؟ خب ما ساكت مي‌مانيم و شما صحبت كنيد... راه‌حل چيست؟ آيا نمي‌توان با تمرينات بازيكنان را بهتر كرد؟ يا حتماً مي‌بايست تمام دروازه‌بان‌ها را بيرون كرد و تعدادي ديگر را به تيم ملي آورد؟  ما ميگوييم ابراهيم ميرزاپور در يك سال اخير پيشرفت نكرده، ما مي‌گوييم- به شهادت بازي‌هاي او مي‌گوييم - كه ضعيف شده است، شما مي‌گوييد وحيد طالب‌لو و حسن رودباريان را بيرون كنيم؟! اين همان راه حل شماست.  اتفاقاً برعكس... اين برداشت خيالي يا به قول خود شما اروپايي‌ها فانتزي ذهني شماست! به اردوي كيش برگرديم. شما يك جمع بازيكن حاضر در ليگ را به جزيره برديد. آنجا هيچ‌كس مورد پذيرش شما قرار نگرفت؟! چرا، از آن جمع عده‌اي را پذيرفتم. هيچ‌كدام از آنها الان - به اين كلمه دقت كنيد - بهتر از بازيكناني كه من در تيم ملي دارم، نبودند.  واقعاً! بله، من بازي صباباتري مقابل الوحده را هم ديدم. يك عده بازيكن در صباباتري وجود داشت كه بايد كيفيت فني آنها را دوباره مي‌ديدم اما هنوز احساس مي‌كنم كه مردان من در تيم ملي از همه بهتر هستند. خب... نظر شما چيست؟ احتمالا‌ً مي‌گوييد بايد وحيد طالب‌لو را هم از تيم ملي خط زد!  احتمالا‌ً باز هم ادعا‌مي‌كنيد كه ما داريم سر به سر شما مي‌گذاريم. كي گفت طالب‌لو را عوض كنيد؟! پس چرا بايد ميرزاپور را بيرون بگذارم؟  چون ضعيف شده... چون جلوي شوت مهاجم حريف جا خالي مي‌دهد. چون وحيد طالب‌لو آمار بهتري دارد. اما اشتباه وحيد از او بدتر بود. طالب‌لو روي تك‌گلي كه از فولاد خورد مقصر صد درصد است. پس هر دو دروازه‌بان به يك اندازه بايد مورد انتقاد قرار بگيرند. آيا ديديد كاسياس همين هفته قبل چه گلي خورد؟! پس مطبوعات و سرمربي اسپانيا او را در ميدان شهردار زدند؟!  مگر اينجا در تهران كسي را به جرم بد بازي كردن و بدمربيگري كردن دار زده‌اند؟ ما مي‌گوييم يعني ضرب‌المثلي داريم كه مي‌گويد انسان جايز‌الخطا است... نه اين‌كه يك تكه خطا داريم كه انسان جزئي از آن مي‌شود! كاسياس در طول فصل چند اشتباه فاصله‌دار مرتكب شد. نه اين‌كه هر بازي يك اشتباه داشته باشد.. مقصر ميرزاپور نيست... شما مقصر هستيد كه براي ابراهيم ميرزاپور چنين ذهنيتي درست مي‌كنيد كه در هر شرايطي و با هر كيفيتي بايد دروازه‌بان اول تيم ملي ايران باشد! ولي ديدا، دروازه‌بان اصلي تيم ملي برزيل طي 6 ماه اخير دو برابر ميرزاپور گل‌هاي اشتباهي خورده كه روي تك‌تك آنها مقصر اول و آخر هم بوده اما در ميلان به او دست نمي‌زنند.  خود شما گفتيد مسا‡له تيم‌هاي ملي و باشگاهي را با هم قياس نكنيد... حرف خودتان را هم زير پا مي‌گذاريد؟ يعني تصور مي‌كنيد طالب‌لو بهتر از ميرزاپور است؟  ما را وارد بحث نفرات بهتر و بدتر نكنيد... اين وظيفه چشم‌هاي شماست! پس من در اين اردو باز هم به دروازه‌بان‌ها توجه خواهم كرد. شما اين اجازه را به من بدهيد... قبول است؟!  صد درصد اين حق طبيعي شما بوده و همين حق وظيفه شما را هم تعيين مي‌كند. طي تمامي اين 5 سال هم بايد نگاه مي‌كرديد كه غير از اين هم نيست. ما در اول گفت‌وگو هم تا‡كيد كرديم كه نمي‌خواهيم در مورد نفرات و شيوه‌هاي گزينش صحبت كنيم. غير از اين است؟ نه! اما حالا كه بحث به اينجا رسيده، لطفاً ادامه بدهيم. بهتر است به يك هدفي برسيم.  پس به ما حق مي‌دهيد و يا بهتر بگوييم <اجازه> مي‌دهيد راحت‌تر صحبت كنيم؟ من عصباني نخواهم شد فقط مواضع خودم را مي‌گويم.  برانكو با ما در مورد كيش و اردوي تيم ملي حرف زد و بعد خود شما، سرمربي تيم ملي ايران ادعا كرديد با تماشاي بازي‌هاي ليگ و همين ديدار صباباتري مقابل تيم اماراتي به اين نتيجه رسيديد كه بازيكنان تيم شما از گزينه‌هاي احتمالي بهتر هستند. ما فكر مي‌كنيم شما با اين پيش زمينه فكري به ورزشگاه مي‌رويد يا حتي در اردوي كيش حاضر شديد كه <من تيم خودم را دارم، بروم و ببينم اينها چكار مي‌كنند...> و وقتي به خانه و هتل آپارتمان خود برمي‌گشتيد با خودتان مي‌گفتيد: <بله! بازيكنان من بهترين‌ها هستند>! مسلماً اين‌طور نيست. چون من گزينش خودم را دارم. شما نگاه كنيد... هر باشگاهي در پايان فصل با توجه به نيازمندي‌هاي خودش دنبال بازيكنان جديد مي‌گردد. درست مثل من! به ورزشگاه‌ها مي‌روم، بازيكنان را مي‌بينم و انتخاب مي‌كنم. مثلا‌ً آندرانيك تيموريان و مجتبي جباري را از ابومسلم به تيم ملي دعوت كردم. آنها حتي به يازده بازيكن اصلي تيم ملي رسيدند. شما داريد در مورد چه ذهنيتي حرف مي‌زنيد؟ پس تيموريان و جباري چه طور به تيم ملي رسيدند؟ چه كسي آنها را دعوت كرد؟!  مي‌دانيد امير قلعه‌نويي يك هفته بعد از اين‌كه مجتبي جباري به تيمش پيوست در مورد او چه اظهارنظري كرد؟ نه!  گفت: <اين كه بازيكن نيست... بعد از نيم‌ ساعت دستش را مي‌گذارد روي كمرش و مي‌ايستد>! اين شناخت يك هفته‌اي قلعه‌نويي از مجتبي جباري بود. به خاطر همين است كه شما بايد از من تشكر كنيد. به همين دليل است كه من مي‌شوم موفق‌ترين سرمربي تاريخ فوتبال ايران... تيموريان را مقابل كوئينزپارك رنجرز فقط هفت دقيقه امتحان كردم وديدم جواب مي‌دهد ولي شما از من انتقاد مي‌كنيد.  يك اشكال وجود دارد. شما انتقاد را دشمن مي‌دانيد ما انتقاد را حق تيم ملي و مربي تيم ملي بر گردن خودمان مي‌دانيم. برگرديم سر مسا‡له قبل اما شما در تيم ملي هم با يك بار ديدن حرف قلعه‌نويي را عملي مي‌كنيد. بازيكني دعوت مي‌شود و بعد از چهار جلسه تمرين به كلي خط مي‌خورد. شما تيموريان و جباري را مثال مي‌زنيد اما سوِال ما اينجاست كه برانكوايوانكوويچ چند مرتبه سعي كرد براساس نيازهاي تيمش، بازيكني را به تيم ملي دعوت كند؟! نيازهايي كه خود شما هم مي‌دانيد. بيشتر در خط دفاعي است! هميشه به اين مسا‡له فكر مي‌كنم.  مي‌توان ثابت كرد كه شما چنين رفتاري نداريد. براي همين به يك تورنمنت مثل جام ملت‌هاي آسيا برمي‌گرديم. در چين، همه چيز براي ايران محدود بود. شما يك سري بازيكن داشتيد كه بايد تحت هر شرايطي از آنها استفاده مي‌كرديد. در مسابقه دوم تيم ما با يكسري اتفاقات نادر روبه‌رو شد. محروميت بداوي، رضايي و نصرتي شرايط سختي براي ما درست مي‌كند. اينجا نمي‌شد با ايران تماس گرفت و درخواست نيروي جديد كرد. چون قوانين Afc و جام ملت‌هاي آسيا چنين اجازه‌اي به ايران نمي‌دهد. پس خود به خود علوي، تقي‌پور، كاملي‌مفرد و ستار زارع وارد چرخه تيم ملي مي‌شوند. در كنار اين كه سيستم بازي تيم ملي هم تغيير كرد! نتيجه هم گرفتيم... اما حالا‌با خروج علي بداوي از تيم ملي، هنوز داريم مثل يك تورنمنت بسته كار مي‌كنيم. ستار زارع، يك پيستون چپ كه پاي تخصصي‌اش، پاي راست است، بعد از اين كه مجبور مي‌شود به دلا‌يلي خاص در پست دفاع چپ بازي كند، باز هم در همان نقش ظاهر مي‌شود. يعني چي؟ يعني نگرش شما در بازي‌هاي مقدماتي جام‌جهاني و بازي‌هاي دوستانه هم يك نگرش كاملا‌ً‌بسته است. صبركنيد! هنوز بحث ما تمام نشده... سرمربي تيم ملي در همان جام ملت‌هاي آسيا بعد از محروميت بداوي و نصرتي و رضايي و البته مصدوميت تقي‌پور، باز هم به بازيكني مثل اميرآبادي بازي نمي‌دهيد. از هافبك دفاعي در پست دفاع راست استفاده مي‌كند، اما به اميرآبادي بازي نمي‌دهيد. چون به كيفيت بازي فني‌اش اعتقاد نداريد... اما باز هم اميرآبادي در اردوهاي ملي ديده مي‌شود. شما ما را متقاعد كنيد كه تلا‌شي از سوي سرمربي تيم ملي براي رفع نقص‌هاي خط دفاعي انجام شده! شما هيچ‌وقت دنبال يك دفاع چپ پا در تيم‌هاي پاس، فجرسپاسي، استقلا‌ل يا ذوب آهن گشتيد؟ شما انگار كار تيم ملي را پيگيري نمي‌كنيد...  خيلي خوب پيگيري كرديم به اندازه‌اي كه شما در تيم ملي مجالش را فراهم مي‌كنيد و به اندازه‌اي كه ليگ برتر فرصتش را در اختيارمان مي‌گذارد. پس چطور نمي‌دانيد كه ما چند بازيكن را براي پست دفاع چپ در اين چند سال فرا خوانده‌ايم؟ چطور فراموش مي‌كنيد كه همين ستار زارع با چه برنامه‌اي وارد تيم ملي شد. بعد از اين كه مايلي كهن از تيم المپيك ايران كنار رفت تا حسين فركي جانشين او شود، ما محمد علوي و ستار زارع را به تيم المپيك دعوت كرديم. آن روزها ستار زارع، بهترين بازيكن سمت چپ تيم ايران شد. بعد هم او را به تيم ملي برديم. من به خوبي يادم هست كه او چقدر در تيم اميد و سپس در بازي‌هاي غرب آسيا و جام ملت‌هاي آسيا عالي كار كرد. ستار زارع در چين، يكي از بهترين بازيكنان ما شد. حتي مقابل كره شمالي در پيونگ يانگ يا برابر كره و بحرين در تهران، جزو بهترين‌ها بود.  اين نظر شماست، براي اين كه ثابت كنيد مهره‌اي مثل ستار زارع بايد مورد اطمينان عمومي باشد... ولي نيست! شما هيچ وقت در پست او دنبال گزينه‌اي بهتر نبوديد. چطور ممكن است؟ من موافقتي با آن ندارم! ممكن است فراموش كرده باشيد... اما جواد شيرزاد، ميثم منيعي، جلا‌ل اكبري، مجيد ايوبي، اميرحسين صادقي، نيكبخت واحدي، بهشاد ياورزاده واميرآبادي را به تيم ملي دعوت كردم. همين مهدي اميرآبادي در استقلا‌ل بارها در نقش دفاع چپ بازي كرده است.  كدام بازي؟ حضور ذهن ندارم كه اسم ببرم.  اتفاقاً ما حضور ذهن داريم. اميرآبادي، هرگز به طور جدي دفاع چپ بازي نكرده.لااقل در اين موارد اشتباه نكنيد، چون ما دچار بيماري فراموشي نيستيم! اگر فراموشي نداريد،پس چرا ليست چپ پاهايي كه به تيم ملي آوردم را از ياد برده‌ايد؟ هيچ چپ پايي نمانده كه من امتحانش نكرده باشم، اما قبول كنيد كه ستار زارع از تمامي آنها بهتر بود.  شما يك ليست هشت نفره جلوي ما مي‌گذاريد. اول اين كه منيعي، نيكبخت و ياورزاده هرگز دفاع چپ نبوده و نيستند. ولي ما به احترام نظر شما، آنها را هم دفاع چپ حساب مي‌كنيم. حالا‌بگوييد كه تيم ملي ايران، بعد از بازي با بحرين كه حكم صعود قطعي به جام‌جهاني را داشت، چند بازي ملي انجام داد؟ به ترتيب با ژاپن،ليبي، كره جنوبي، مقدونيه، توگو، چين تايپه و پاراگوئه! فكر نمي‌كنم هفت مسابقه كم باشد. شما مي‌دانيد اسپانيا چند بازي تداركاتي انجام داده؟  البته بازي با ژاپن و چين تايپه اجباري بوده. حالا‌فراموش كنيد، چون بحث چيز ديگري است. ما بازي‌ها را يك به يك و به ترتيب اسم مي‌بريم و شما بگوييد در هر بازي، چه بازيكني دفاع چپ تيم ملي بوده؟ بفرماييد. من حاضرم جواب بدهم.  بازي با ژاپن؟ ستار زارع.  اين اولي بود. بازي با ليبي؟ ستار زارع.  اين دومي بود. حالا‌كره جنوبي؟ ستار زارع.  اين هم شد سومي. بازي با مقدونيه چه كسي دفاع چپ ايران بود؟ ستار زارع  اين شد چهارتا! بازي با توگو؟ سه بازيكن را عوض كردم. اول ستار زارع، بعد مهدي اميرآبادي و سومي را هم به ياد ندارم.  اين شد پنج بازي تا اينجا. بازي مقابل چين‌تايپه را هم به ياد داريد؟ بله... ستار زارع بازي كرد!  ...و اما بازي برابر پاراگوئه؟ ستار زارع.  هفت مسابقه و هفت‌بار حضور ستار زارع. انتظار دارم شما بابت اين چنين ثباتي به من تبريك بگوييد.  ما نمي‌دانيم چرا بايد تبريك گفت. (اما قبلاً در مورد علي بداوي هم همين ثبات وجود داشت. حالا او نيست، تكليف تبريك چه مي‌شود؟) برويم سر سخن شما كه گفتيد تمام دفاع چپ‌هاي فوتبال ايران را محك زده‌ايد. چه زماني محك زديد؟! در كدام مسابقه تداركاتي؟ يعني بايد هر هشت نفر را امتحان مي‌كردم؟ شما آن وقت بايد به من لقب يك مربي غيرجدي را مي‌داديد.  پس چرا اين هشت نفر را دعوت مي‌كنيد؟ در استقلال هم محمود فكري هميشه ثابت بازي مي‌كند...  باشگاه را با تيم‌ملي قياس نكنيد. اين حرف خود شما بود، مگر نه؟! در تيم‌ملي برزيل، رونالدو كنار گذاشته مي‌شود. چون صاحب آن كيفيت گذشته نيست و چون بهتر از او را سراغ دارند. جواد شيرزاد يا جلال اكبري فقط مقابل منتخب كيش بازي كردند. همين كافي است. چون من وقت امتحان كردن نداشتم.  پس آن هفت بازي چي بود؟ انگار بايد فلسفه مربيگري را براي شما توضيح بدهم. بازيكني كه مي‌خواهد جانشين يك ملي‌پوش شود، بايد حداقل 30 درصد از او بهتر باشد. در عين حال اين 30 درصد را به صورت مداوم حفظ كند. اين كيفيت را من تشخيص مي‌دهم،وقتي دو بازيكن با هم برابر هستند، كدام يكي بايد ثابت بازي كند؟! من به بازيكن ثابت را‡ي مي‌دهم...  شايد شما دوست نداريد واقعيت‌هاي كيفيت بازيكنان ديگر را ببينيد. من مي‌بينم، به شرطي كه بازيكنان به من ثابت كنند.  مثل آندرانيك تيموريان كه فرصت داشتيد تا او را در يك بازي دوستانه نگاه كنيد اما جلال اكبري، جواد شيرزاد و بهشاد ياورزاده چطور؟ (در مورد ادموند بزيك هم مي‌توان حرف زد و كسان ديگري مثل ادموند) آندو در كمپ به من نشان داد كه بايد به او فكر كنم اما در كيش چنين اتفاقي نيفتاد!  جلال اكبري نشان نداد؟ حتماً اين كار را نكرد. حالا شما توصيه مي‌كنيد كه من بايد ستار زارع را از تيم‌ملي كنار بگذارم، درست است؟ ما مقابل رنجرز و بعد برابر ژاپن به نيكبخت، ‌مبعلي و كاظميان فرصت داديم.  مبعلي ضعيف بود. نه... ايمان ضعيف نبود كه افتضاح بازي كرد!  جالب است! همه متفق‌القول گفتند ايمان، بهترين بازيكن بازي با كوئينزپارك رنجرز بود. حتي گاردين هم چنين اعتقادي را در نوشته‌اش داشت. پس شما سرمربي تيم ملي شويد.  ببينيد، ما داريم بحث مي‌كنيم. و در بحث، با اين رويه - كه استبدادي است و من بلدم و من مي‌دانم در آن وجود دارد - نمي‌توان به جايي رسيد. شما پسندتان را مي‌گوييد و ما اعتقاد داريم. براي جام جهاني بايد پسند عالي‌تري داشت. اصلا‌ً يك مورد: مجتبي جباري و آندو زودتر به تيم ملي رفتند يا فلا‌ني و فلا‌ني. پس سليقه شما آن روزها كجا بود؟ هركس نظر خودش را دارد. من نمي‌توانم به همه نظرات احترام بگذارم.  اينجا پنج نفر نشسته‌ايم كدام يك از اين پنج نفر از بازي كاكا بدش ميآيد؟ فكر نمي‌كنم كسي را پيدا كنيد!  و حالا‌ اگر سرمربي برزيل با اين اعتقاد كه چون نظر ديگران برايش اهميتي ندارد از نام كاكا بگذرد، شما به عنوان سرمربي تيم ملي ايران به او چه لقبي مي‌دهيد؟ بايد ديد خواسته‌هايش چيست. من مي‌پذيرم كه شما از بازي ستار زارع لذت نبريد، اما شما بايد قبول كنيد كه من سرمربي تيم ملي ايران هستم.  اين را قبول داريم حق شما را به جا ميآوريم و مسوِوليت‌هايتان را هم. شما فقط از حق مربيگري‌تان ياد مي‌كنيد و به وظايف در حال گسترش شما كاري نداريم. ما مي‌گوييم حق هميشه مال شما است، اما در مورد ايمان مبعلي با شما موافق نيستيم. مقابل قطر در دوحه او عالي بازي كرد! خيلي ضعيف بود. همان مسابقه هم يادم هست، اما شما در مورد بازيكنان بيرون مانده فقط حرف مي‌زنيد. در حالي كه من به تك تك آنها فرصت دادم.  نداديد! مثلا‌ً سهراب بختياري‌زاده. چند سال است به او اعتماد نكرده‌ايد؟ چهار سال پيش.  و بازيكني مثل باقري؟ او پنج سال قبل اعلا‌م كرد كه ديگر براي تيم ملي بازي نمي‌كند.  بعد به ما مي‌گوييد از جريانات تيم ملي به دور هستيم. كريم دو سال پيش اعلا‌م كرد حاضر است كنار تيم ملي باشد. حالا‌ كه رفتيم جام جهاني همه مي‌خواهند كنار تيم ملي باشند. چرا كريم با ما كره‌شمالي نيامد؟ چرا حاضر نشد در منامه تيم را همراهي كند؟  اين حرف‌هاي شما را جدي نمي‌گيريم. چون همان زمان هم اعلا‌م كرد حاضر است براي تيم ملي بازي كند و شما قبول نكرديد. چه كسي از كريم دعوت كرد و او نپذيرفت؟ كريم آن روزها نخواست و حالا‌ ما نيازي در مورد او نمي‌بينيم. باقري را زماني احتياج داشتيم و كنار ما حاضر نشد. او خوب است اما تيم ما از او بهتر دارد. در عين حال كريم باقري را نمي‌توان دعوت كرد و روي نيمكت نشاند.  اما در تيمي كه دوست شما (وينكو بگوويچ) سرمربي آن بود هم نيمكت‌نشين شد و حرفي نزد... فراموش كه نكرده‌ايد! من دوست دارم در تورنمنتي مثل جام جهاني به جوان‌ها ميدان بدهم كه براي آينده مفيد باشند. باقري ديگر جوان نيست!  شما داريد دنبال توجيهات مي‌گرديد. حالا‌ مي‌توانيم شما را به يك فضاي خيالي ببريم. بازي مقابل پرتغال است. ما مثلا‌ً دقيقه 27 گل مي‌زنيم و جلو مي‌افتيم. با بستن فضاها و به هر زحمتي نيمه را با پيروزي بيرون مي‌آييم. اما يحيي گل‌محمدي يك كارت زرد گرفته. حالا‌ در نيمه دوم و حدود دقيقه 70 بازي، يحيي با يك تكل از پشت از زمين بازي اخراج مي‌شود. شما چه كسي را بايد به دفاع ببريد؟ محمد نصرتي يا كريم باقري؟ كدام يكي مي‌توانند روحيه تيمي ايران را بالا‌ ببرند؟ من با اين مثال موافق نيستم.  پس با چه چيزي موافقت مي‌كنيد؟ اين كه يحيي در صباباتري مقابل پرسپوليس مثل كريم در همين ديدار بازي كرد، اما صبا پيروز شد.  يحيي با صباباتري بازي دو بر صفر برده را با تساوي دو بر دو عوض كرد. اگر قرار است از اين زاويه نگاه كنيم شما هم بايد چنين استدلا‌لي را بپذيريد، يا قبول كنيد صباباتري وقتي مقابل استقلا‌ل چهار گل مي‌خورد ديگر چيزي براي دفاع از مدافع ملي‌پوشش باقي نمي‌ماند. استقلا‌ل قهرمان ايران است!  باشد... پس چرا از خط دفاعي استقلا‌ل هيچ مهره‌اي در تيم ملي نيست؟ چرا آقاي گل اين تيم حتي دعوت هم نمي‌شود؟ چرا دروزاه‌بان آنها هميشه روي نيمكت مي‌نشيند؟ اصلا‌ً چرا ضعيف‌ترين مهره اين تيم مورد پسند شما بوده؟ اين جزو انتخاب‌هاي من است. مي‌توانم به اين شكل با شما كنار بيايم.  شما سراغ مهره‌هايي كه پست تخصصي آنها دفاع چپ يا راست باشد، نمي‌رويد. يعني اگر كعبي مصدوم يا محروم شد علوي را به دفاع آخر ميآوريد نصرتي به چپ مي‌رود و زارع به راست ميآيد. بعد دايي هافبك دفاعي مي‌شود و ميرزاپور مي‌رود به نوك حمله. اين معادلا‌ت شما است! رونالدينيو هم راست پا است ولي در بارسلونا سمت چپ بازي مي‌كند.  در اين مورد اصلا‌ً با شما موافق نيستيم. ليونل مسي هم چپ پايي است كه سمت راست هجومي بارسا به كار گرفته مي‌شود. چون ريكارد فلسفه خودش را دارد. او با پاي مخالف توپ را وارد 18 قدم مي‌كند. اصلا‌ً ربطي به دو دفاع چپ و راست ما نداشت! در ضمن باشگاه و ملي را دوباره با هم پيوند زديد! من اين دو را مقايسه مي‌كنم و انتظار اعتراض هم ندارم. در شيوه فكري من ستار زارع بهترين گزينه براي دفاع چپ تيم ملي است. همين طور در مورد اميرآبادي هم چنين تصوري دارم.  چون ليگ را نديده‌ايد. شما چند بار بازي‌هاي ذوبآهن را تماشا كرده‌ايد؟ از شما بيشتر ديده‌ام.  امكان ندارد. چون ما براي ديدن بازي سپاهان و ذوبآهن به اصفهان مي‌رويم فجر را در شيراز و ابومسلم را در مشهد مي‌بينيم. حتي اگر به شهرستان‌ها هم نرويم باز از طريق شبكه استاني بازي را مي‌بينيم. شما چي؟ در سفرهاي‌تان به اروپا حداكثر مي‌توانستيد بازي ذوبآهن را مقابل استقلا‌ل و پرسپوليس دنبال كنيد! در دستگردي بازي اين تيم را روبه‌روي پاس ديدم. نكته خاصي توجهم را جلب نكرد.  پس نمي‌توانيد بهترين دفاع اين تيم يعني سپهر حيدري را در تيم خود داشته باشيد. او را هم مي‌شناسم. كيفيت بازي‌هاي ملي در جام جهاني را ندارد.  چطور به چنين تشخيصي رسيديد؟ در كدام اردوي ملي؟ علي دايي بعد از بازي صباباتري مقابل ذوبآهن ادعا كرد طي اين‌ سال‌هاي اخير هيچ مدافعي به اندازه سپهر حيدري آزارش نداده است! نظر علي دايي برايم اهميتي ندارد. من تشخيص مي‌دهم نه بازيكن تيم ملي!  شما عاشق يك انزواي فوق‌‌العاده هستيد. هيچ كس حرف نزند چون شما سرمربي تيم ملي هستيد. مي‌توانيد نظر بدهيد. من يك مربي هستم با حداقل ميزان اشتباهات. من از بين تمام ليگ باز هم به ملي‌پوشان خودم را‡ي مي‌دهم.  پس چرا اول فصل ادعا كرديد درهاي تيم ملي به روي همه باز است؟ هنوز هم مي‌گويم، اما بازيكني را نديدم كه خودش را به من تحميل كند. اين اشكال من نبود.  دقيقاً ما خلا‌ف نظر شما فكر مي‌كنيم. نه! علي دايي دوباره به سطح ايدهآل خود رسيده است. او در بهترين فرم ممكن قرار دارد... اين از حضور مداوم در تيم ملي است. اگر او را كنار مي‌گذاشتيم درست بود؟  صد البته... علي دايي ترقي مي‌كند. چون جاي ترقي دارد! ميرزاپور هم مي‌تواند، اما شما مي‌خواهيد طالب‌لو دروازه‌بان اول باشد. در حالي كه قبول نداريد من سرمربي تيم ملي ايران هستم!  انگار بايد هر حرفي را مقابل شما صد بار تكرار كرد! شما سرمربي تيم ملي هستيد... ولي مگر قرار است با هر نقدي شما برافروخته شويد و ادعا كنيد كه قرار است دخالتي در كار شما شود؟ من اين طوري احساس مي‌كنم.  ممكن است ما هم احساسات مختلفي داشته باشيم، اما حس كه معيار نمي‌شود! ما مي‌خواستيم در اين گفت‌وگو در مورد هر چيزي صحبت كنيم به جز شيوه‌هاي گزينش شما... چون واقعاً نسبت به يكسري اصلا‌حات نااميد شده‌ايم. حالا‌ انگار بايد گفت‌وگو را به شكل ديگري تمام كنيم. اين را هرگز ننوشته‌ايم چون دردناك است، اما چنين نظري بين اهالي مطبوعات و البته كارشناسان تيم ملي و فوتبال ايران وجود دارد... ما مي‌گوييم برانكو براي خودش يك دفترچه خيالي ساخته است. وقتي از يك بازيكن آماده نام ببريد ديگر او را در تيم ملي نمي‌بينيد. چون هرگز اين بازيكنان را در تيم ملي نخواهيد ديد. اصلا‌ً صحت ندارد!  مطمئنيم! چون شما از بهترين و آماده‌ترين نفرات ليگ گذشتيد. دليلش هم صرفاً نوشته‌هاي مطبوعات و اظهارنظر كارشناسان فوتبال ايران بود. اين يك خيال است و بس! من چنين دفترچه‌اي ندارم. مي‌توانيد اتاق من را هم بگرديد. پيدايش نمي‌كنيد.  چون پنهانش كرده‌ايد. در فكر و ذهن‌تان... شايد بهتر باشد كه شما اين شكلي فكر كنيد!  اي‌كاش مجبورمان نمي‌كرديد كه اين رويه فكري را انتخاب كنيم. به هر حال فقط بايد براي تيم ملي در جام جهاني آرزوي موفقيت كرد. انتظار داشتم بابت نتايجي كه همراه تيم ملي گرفته‌ام من را ستايش كنيد.  هيچ‌كس به اندازه شما ستايش نشد آقاي برانكو... هيچ‌كس!


جهان فوتبال

Siyavoush
18th April, 2006, 04:49 AM
دور دنيا در 10 ماه، براي برانكو هنوز كم است
برانكو گفته است: 10< نفر را در سمت چپ آزمايش كردم. نصرتي، نيكبخت، شيرزاد، اكبري، منيعي، ايوبي، ياورزاده، معدنچي، اميرآبادي و زارع. در ميان همه اينان زارع بهترين عملكرد را داشت. بارها با پاي چپ براي بازيكنان تيم ملي پاس گل داده است. حضور زارع در سمت چپ بهترين راه حل است. شايد راه حل دايمي نباشد اما در مقطع كنوني بهترين اقدام است.> سوِال: نفراتي كه نام برديد، در كجا مورد آزمايش قرار گرفتند؟ برانكو مي‌گويد: <ديدارهاي ليگ، زمان تمرينات تيم ملي و بازي‌هاي تيم ملي ملاك من براي ارزيابي نفرات است.> سوِال بعدي: اما به خيلي از اين بازيكنان فرصت حضور در بازي‌هاي دوستانه را هم نداده‌ايد. برانكو اينجاست كه جان كلامش را مي‌گويد: <از آنجايي كه فرصت زيادي نداريم، مجبورم بيشترين ارزيابي را در زمان تمرينات به عمل آورم. نفراتي نظير آندرانيك تيموريان در 8 دقيقه خودشان را به من تحميل كردند.> و جان كلام همين است: برانكو فرصت زيادي براي ارزيابي بيشتر نفراتي كه خود او براي آزمايش انتخاب كرده است، نداشت و ندارد. چرا؟ از فرداي روزي كه در تهران، بحرين را شكست داديم و حضورمان در جام جهاني به عنوان دومين تيم جهان مسلم و قطعي شد تا امروز و تا روز 21 خرداد سال 1385 زمان كمي نبود. در اين فاصله به ويژه مي‌توانستيم نفرات زيادي را كه همگي آنها مثل <آندو> زودجوش نيستند و با سرعت نمي‌توانند خودشان را با محيط جديدي كه در آن قرار گرفته‌اند وفق بدهند، آزمايش كنيم اما برانكو اين فرصت را نخواست، تمام اين زمان خوب را ناديده گرفت، تا امروز بگويد: <از آنجايي كه فرصت زيادي نداريم، مجبورم بيشترين ارزيابي را در زمان تمرينات انجام بدهم.> اين حرف برانكو نشان مي‌دهد كه او گاه فراموش مي‌كند پيشتر چه گفته است. برانكو هفته قبل روز شنبه در گفت‌وگو با يكي ديگر از همكاران فوتبالنويس ما كه به او گفته بود: شما - يعني آقاي برانكو - مخصوصاً كم بازي مي‌كنيد تا اگر نتيجه خوبي عايدمان نشد به همين بهانه - كمبود زمان - متوسل شويد و تقصير را به گردن ديگران بيندازيد، خيلي قاطع و خيلي محكم آن‌طور كه انگار مو لاي درز حرف‌هايش نمي‌رود، پاسخ داده بود: <اصلا‌ً و اصلا‌ً و اصلا‌ً اين برداشت درست نيست. اين حرف‌ها را براي ما مي‌سازند. ما كم بازي نكرده‌ايم. پنج بازي كه انجام شد و يك بازي و شايد دو بازي كه در پيش است، بيشتر از اين چه مي‌خواهيم؟ در دنيا فقط مكزيك، كره جنوبي و ژاپن - آن‌هم شايد - بيشتر از ما بازي كرده‌اند.> * * * برانكو روز شنبه 19 فروردين از <بس بودن> و كفايت داشتن بازي‌هاي تيم ملي حرف مي‌زند اما خود او روز 27 فروردين به <فرصت كم> اشاره كرده و از ناچاري‌اش سخن به ميان ميآورد و از اين كه <مجبورم بيشترين ارزيابي‌ام را در زمان تمرينات انجام بدهم.> با برانكو هيچ‌گاه در مورد چند و چون فني تمريناتش حرفي نداشته‌ايم و عملكرد او را در اين بخش هم پسنديده‌ايم و هم در سطح بالاي تمرينات امروز جهان دانسته‌ايم. آنچه كه ما را وامي‌دارد با سرمربي تيم ملي كشورمان گفت‌وگويي بي‌پايان داشته باشيم، همين نكته است: برانكو براي ساختن نفرات بعدي تيم ملي - كه گاهي نفرات بهتري براي تيم ملي مي‌شوند - كاري كه شايسته تيم ملي است، انجام نمي‌دهد. برانكو امروز از اين مي‌گويد كه <آندو> در 8 دقيقه خودش را به او تحميل كرد. در حرف برانكو بيش از هرچيز به قدرت روحي جوان ارمني تيم ملي اشاره مي‌شود. آندو از اين بابت قدرتي دارد كه معمولي نيست و تيم ملي بازيكناني دارد كه از اين بابت عادي هستند و بايد اينان را با همين ويژگي ديد و براي تكميل بازي و عملكردشان كاري در حد تيم ملي و در حد بازيكن تيم ملي انجام داد. برانكو از آندو حرف مي‌زند. ما از مجتبي جباري هم سخن به ميان مي‌آوريم. آيا جباري كه در مجموع بازيكني كامل‌تر و موِثرتر و موفق‌تر از آندو نشان مي‌دهد چون پيراهن ملي را بر تن مي‌كند، قادر است در مدت 8 دقيقه بلكه 80 دقيقه بلكه سه فرصت 80 دقيقه‌اي همان تا‡ثيري را در برانكو و هر بيننده صاحب‌نظري بگذارد كه آندو در 8 دقيقه توانست و گذاشت؟ درباره حسين كاظمي چه بايد گفت؟ كاظمي چون نمي‌تواند در 8 دقيقه همه ويژگي‌هايش را <رو> كند، بايد از دايره تيم ملي خارج شود يا بايد براي او فرصتي چنان فراهم كرد كه قادر باشد بي‌دغدغه و با تمام وجود بازي كند؟ * * * برانكو اهميت بازي‌هاي دوستانه تيم ملي را آن‌طور كه اين بازي‌ها ارزش دارند و موِثرند، درك نكرده است يا درك كرده اما وارد برنامه كاري‌اش در تيم ملي نكرده است. تمام نفراتي كه او نام مي‌برد - كه براي پست دفاع چپ تيم ملي برگزيده شده‌اند - اگر به اندازه كافي و لازم در دايره توجه تيم ملي و مربيانش قرار مي‌گرفتند بدون ترديد امروز از اين كه هستند به مراتب بهتر و كامل‌تر بازي مي‌كردند. برانكو از حدود 10 ماه پيش به اين نتيجه رسيده بود كه: اين راه حل كه دايمي هم نيست در مقطع كنوني - كه تا امروز 10 ماه به طول انجاميده و تا جام جهاني هم به 12 ماه مي‌رسد - بهترين اقدام موقت است. يك اقدام موقت 10 - 12 ماهه. آيا در اين زمان فرصت ميدان دادن به بازيكناني كه براي نشان دادن خود به وقتي بيش از 8 دقيقه و80 دقيقه نياز داشتند، فراهم نبود؟ آيا از فرداي بازي ايران - بحرين براي جام جهاني و براي رفع اشكالاتش كه برانكو هم آنها را مي‌پذيرد، <فرصت زيادي نداشتيم.>




جهان فوتبال

Siyavoush
20th April, 2006, 04:05 AM
زبان برانكو،‌دل برانكو
<جورج گربنر> يكي از اساتيد علوم ارتباطات در دانشگاه پنسيلوانيا است كه تحقيقات وسيعي را پيرامون بحث كاشت رسانه‌ها انجام داده است. اين منتقد نظام موني تارسيم پس از تحقيقاتي كه بر روي نقش تلويزيون به عنوان يك رسانه جمعي انجام داد، به نتيجه جالبي مي‌رسيد:‌<آنهايي كه زياد تلويزيون تماشا مي‌كنند،‌دنيا را ناامن‌تر از آنهايي مي‌دانند كه كمتر وقت خود را پاي تلويزيون صرف مي‌كنند>! با اين مقدمه باب بحثي را باز مي‌كنيم كه در اين مدت كمتر مورد توجه قرار گرفته و همواره محل بحث‌هاي مختلف بوده است. بحث با سرمربي تيم ملي بر‌سر‌اشكالات ريز و درشت - كه اغلب فني است - ما را به اينجا رسانده كه سرمربي تيم ملي كمتر زير بار اين حرف مي‌رود كه در تيمش اشكالاتي وجود دارد؛ برانكو در تمام مصاحبه‌هايش اين قاعده را رعايت مي‌كند و در مقام يك وكيل مدافع رودرروي تمام انتقاداتي كه از بازيكنانش مي‌شود، ايستاده است. برانكو حتي پس از اتوگل‌هاي اين و آن بازيكن ملي‌پوش باز هم زير بار نمي‌رود و نمي‌پذيرد كه مدافع باتجربه تيمش به لحاظ بدني و فيزيكي و البته روحي - رواني در شرايط خوبي قرار ندارد. برانكو نمي‌پذيرد كه مثلاً فلاني يك دفاع چپ ايدهآل نيست. برانكو قبول نمي‌كند ذخيره پنج ساله در تيم ملي كه با حضور او دفاع تيم ملي در همان پست تغييرات دو، سه باره‌اي داشته، نمي‌تواند يك مدافع راست كلاسيك براي دفاع چهار نفره تيم ملي در جام جهاني باشد و از اين دست انتقادات را كامل رد مي‌كند و حتي در موضع مقابل با آنها قرار مي‌گيرد؛ اين البته ظاهر برانكو ايوانكوويچ است كه باطني دارد. به نظر مي‌رسد برانكوي فوتبال شناس حرف دلش چيز ديگري باشد. برانكو كه همواره با اين دست بحث و جدل‌ها مواجه بوده ناچار است كه اين <پز> خود را حفظ كند و زير فشارهاي عديده و اغلب غير فني، مدافع شاگردانش باشد. برانكو با آگاهي از نقش <رسانه> همواره در اين سال‌ها كوشش كرده تا فضاي پيرامون تيم ملي را امن نگه دارد و با ادبيات منحصر به فرد و نوع گويش خود براي مخاطبان ويژه رسانه‌ها - كه گروه كثيري از اين مخاطبان هميشه بازيكنان مورد انتقاد هستند - فضا را به گونه‌اي ديگر جلوه دهد. آنچه ما از برانكو مي‌بينيم و معمولاً در غالب مصاحبه‌هاي گفتاري و نوشتاري و تصويري مشاهده مي‌كنيم، ظاهر برانكو است كه مي‌تواند تفاوتي 180 درجه‌اي با باطن برانكو داشته باشد. نمي‌شود گفت ما مي‌دانيم و او تشخيص نمي‌دهد. در بحثي كه اين روزها با برانكو داشته‌ايم و او در ظاهر روي عقايدشپافشاري كرده و روي درست بودن تمام گزينش‌ها پافشاري نموده، نتيجه همين ماجرا است. اما برانكو باطني دارد كه كمتر كسي بر آن توجه مي‌كند و به جز چند نفر از نزديكانش بقيه از اين ماجرا بي‌اطلا‌ع هستند و هنگام صحبت با او آن‌قدر وارد جدل‌هاي كلا‌مي ـــ كه گاهي خود او با دانستگي پيش‌ مي‌آورد ــ مي‌شوند كه متوجه جان كلا‌مش و جوهر افكارش كه همگي درستند، نمي‌شويم. برانكو وقتي از اين فضاي ظاهري خارج مي‌شود، تا حدود زيادي برخي اشكالا‌ت را مي‌پذيرد و براي برطرف كردن آنها اقداماتي هم انجام مي‌دهد. اما اغلب اين تحركات و واكنش‌هاي برانكو نزد خودش و همان دوستانش پنهان مي‌ماند و هيچ‌كس به اصل ماجرا پي نمي‌برد. به عنوان نمونه مي‌توانيم به ماجراي ليستي كه قرار است پس از بازي‌هاي هفته آخر ليگ منتشر شود اشاره كنيم. يكي از نزديكان فدراسيون و يكي از اهالي كم تعداد كميته‌تيم‌هاي ملي در اين باره مي‌گويد: <ليست جديد همه را شوكه مي‌كند... نفراتي را در اين ليست مي‌بينيد كه قطعاً متعجب مي‌شويد>! پس اگر واقعاً <اين‌گونه> باشد، برانكو اشكالا‌ت را ديده است و براي مرتفع شدن آنها در بايكوت خبري اقداماتي به صورت محرمانه انجام داده است. برداشت از اين حرف و از اين گفته‌ها اين است كه شايد تمام بازيكناني كه اين روزها نمايش‌هاي ضعيفي دارند، كنار گذاشته شوند و نفرات جديدي بيايند. برانكو در آخرين ليست خود و با بازي ندادن به گروهي خاص تلويحاً زنگ خطر را براي آنها به صدا درآورده بود. اين مي‌شود باطن برانكو كه احتمالا‌ً پس از اعلا‌م ليست به معرض نمايش گذاشته مي‌شود، البته او به يك واقعيت ديگر هم اشاره مي‌كند، بلكه تعصب و غيرت مي‌ورزد: تيم ملي را يك ماهه و دو ماهه و حتي 6 ماهه هم نمي‌توان ساخت. استقلا‌ل كه فردا مي‌رود قهرماني‌اش را جشن بگيرد، حاصل پروژه‌اي 3 ساله و هر سال بيش از 40 بازي رسمي است.




جهان فوتبال

Siyavoush
23rd April, 2006, 04:20 AM
پژمان جمشيدي:دادكان گفت 10 سال فيكس تيم ملي مي‌شوم
پژمان جمشيدي با احترام از آرزوهايش مي‌گويد، كمي اعتراض مي‌كند، كمي عصباني مي‌شود و محترمانه كمي هم گله مي‌كند. در آستانه جام‌جهاني 2006،مدافع راستي كه در پاس ستاره ليگ برتر شده، يك دور مانده از تيم ملي است. به راستي گزينه‌اي بهتر از پژمان در دو پست راست و چپ خط دفاع براي تيم ملي يافت نمي‌شود اما نديدن او در فصلي كه به پايان رسيد، يك كار ساده براي برانكو ايوانكوويچ بوده، به سادگي نوشيدن يك ليوان آب. برانكو بي‌توجه به همه دغدغه‌هايي كه بابت حضور ستار زارع در تيم ملي وجود داشت، هيچ‌گاه توجهي به افكار عمومي و انتقادات روزنامه‌نگاران نكرد. شايد او مي‌خواهد با يك سورپرايز در ليست جديد، پژمان جمشيدي را به همه ما معرفي كند و اين البته شايد فقط يك خيال باشد! اگر در ليست جديد باز هم نام‌هايي مثل حسين كعبي، مهدي اميرآبادي و ستار زارع را خوانديد، چندان تعجب نكنيد. پژمان جمشيدي هم چندان تعجب نمي‌كند. او پيش‌ترها يك بار مات و مبهوت يك ساعت به در و ديوار خيره ماند، وقتي خودش را در اوج يافته و ليست تيم ملي را بدون ديدن نام خود،چند بار از بالا‌تا پايين خوانده است. پژمان جمشيدي وقتي از تحريريه جهان فوتبال خداحافظي مي‌كرد، در چهره‌اش مي‌توانستي بخواني كه با دعوت نشدن به تيم ملي و از دست دادن جام‌جهاني 2006، كنار آمده. اما او اگر به آلمان نرود، تارهاي سپيد شده سرش به يقين بيشتر خواهد شد. او دو جام جهاني را پيدرپي از دست داده، البته با دو داستان متفاوت، اين خود براي سپيد شدن موها در جواني كافي نيست؟ پژمان جمشيدي را در جهان فوتبال بارها و بارها به شدت به باد انتقاد گرفته‌ايم، در روزهايي كه در پرسپوليس تحت تا‡ثير جريان حاكم آن روزگار، از خود فاصله گرفته بود. اما پژمان در فصل 84-85 بازي‌هايي تحسين‌برانگيز را به نمايش كشيد. جمشيدي در تمام اين فصل، جايگاهي دست نيافتني در تيم رويايي جهان فوتبال داشت و در تيم بهترين‌هاي سال نيز در نوروز 85 حتي پيش از بررسي‌ها، ترديدي در انتخاب او نداشتيم. پژمان جمشيدي البته گاه در سال‌هاي بازي‌اش به دلا‌يل ديگري هم انتقاداتي را به جان خريد. او گاه دستمايه تكنيك‌هاي ژورناليسم زرد شد اما شايد حضورش در پاس او را از هياهو دور كرد و شايد هم آن چند تار سپيد شده به پژمان آرامشي ديگر بخشيد. پژمان در گفت و گويش با جهان فوتبال آنجا كه به ناكامي در راه جام‌جهاني 2002 اشاره كرد و گفت:< اون از سرنوشت مجاهد خذيراوي و اين هم از سرنوشت من كه از تيم ملي دور مانده‌ام.> كنايه تلخي زد به فوتبال ايران كه از پديده‌هاي چهار سال پيش خود، چهار سال بي‌خبر مي‌ماند. * * *  در اين فصل با اين اوضاعي كه پرسپوليس داشت، خوشحال بودي كه در پرسپوليس نيستي؟ توفيق اجباري بود. خوشحال نبودم؛ بابت اين كه پرسپوليس چنين اوضاعي داشت خوشحال نبودم. ولي خب، من هم اگر در اين مجموعه بودم، نمي‌توانستم عملكرد خوبي ارائه دهم. همه بازيكناني كه در پرسپوليس بودند، بازيكنان بدي نيستند ولي متا‡سفانه همه با هم دارند ضرر مي‌كنند، در يك كشتي، همه با هم غرق مي‌شوند.  قبول داري بازي‌هاي شما در پاس با بازي‌هايي كه در پرسپوليس به نمايش مي‌گذاشتي، متفاوت بود؟ كل دوران حضورم در پرسپوليس؟  نه همه 4 سال، اما مثلا‌ً سال آخر حضورت، آن هم در مقاطعي و يا سال دوم حضورت در پرسپوليس. تنها سالي كه از خودم راضي نبودم، سال دوم حضورم در پرسپوليس بود. سال بعد از قهرماني كه بازي‌ها در تختي برگزار مي‌شد. ولي پارسال در تيم سوبل خوب بازي مي‌كردم، تيم پرسپوليس هم خوب بازي مي‌كرد. ما در كورس قهرماني هم بوديم تا اين كه به سپاهان در تهران باختيم. ولي مثل پاس به چشم نمي‌آمدم. در پاس وظيفه هجومي بيشتري دارم.  شما از يك توفيق اجباري حرف زدي كه از پرسپوليس بيرون آمدي و دست كم بحران‌هاي يك سال اخير را تجربه نكردي. به يك نكته ديگر هم اشاره كردي كه همه بازيكنان پرسپوليس امروز، بازيكناني بدي نيستند. چه جرياني در پرسپوليس باعث ناكامي‌ها مي‌شود؟ پرسپوليس مريض است. اين را همه مي‌دانند و شايد نيازي به گفتن من هم نباشد. يك تيم وقتي مريض است، در همه بخش‌هايش اشكالاتي پديد مي‌آيد. زمان هم مي‌خواهد تا بحران‌ها خنثي شوند. در يك دوره شش ماهه يا حتي يك ساله، بحران‌هاي پرسپوليس ريشه‌كن نمي‌شوند. بايد يكسري بازيكنان كليدي هم به پرسپوليس اضافه شوند. شما نگاه كنيد الان پرسپوليس هافبك راست ندارد. شيث آنجا بازي مي‌كند يا حامد كه هيچ‌كدام پست تخصصي‌شان نيست.  به اين سوِال كه چرا پژمان جمشيدي بيرون از پرسپوليس به بازيكن بهتري تبديل مي‌شود، پاسخ ندادي. دست كم چند بازيكن در پرسپوليس هستند كه اگر در پرسپوليس اين فصل حضور نداشتند، مثلاً در تيمي مثل پاس به بازيكنان بهتري تبديل مي‌شوند. نه، شايد هم خارج از پرسپوليس به بازيكنان خوبي تبديل نمي‌شوند. از تيم بزرگ بيرون بيايي و در تيم ديگري بازي كني، كار سختي پيش‌رو داري. انگيزه‌هايت شايد كشته شوند. من خيلي تلاش كردم كه بتوانم خودم را بعد از پرسپوليس، در اين شرايط حفظ كنم. البته يك مربي مثل دنيزلي كه از لحاظ روحي- رواني بسيار بازيكنانش را تحت تا‡ثير قرار مي‌دهد، يك كمك بزرگ بود. نكته ديگري را هم فراموش نكنيم. علاقه به اين‌كه به تيم‌ملي دعوت شوم، در يك سال اخير در من به اوج رسيده بود. اين نكته بزرگترين عامل براي خوب بازي كردن است.  سه سالي هست كه از تيم‌ملي دور ماندي. بازي با اوكراين آخرين دفعه‌اي بود كه همراه تيم‌ملي بودي. حالا كه ليگ تمام شده و يك فصل فوق‌العاده را پشت سر گذاشتي، دعوت نشدن به تيم‌ملي براي شما يك سوِال بزرگ نيست؟ گفتم كه يكي از دلايل اصلي باانگيزه بودنم در پاس،‌ اميد به حضور دوباره در تيم‌ملي بود. نكته‌هايي هم بود كه من‌را به اين تصور مي‌رساند كه فكر كنم دعوت مي‌شوم. ببينيد، پست‌هايي مثل هافبك راست كه در تيم‌ملي مهدوي‌كيا در آن بازي مي‌كند يا پستي كه در تيم‌ملي به علي كريمي تعلق دارد، شايد براي هر بازيكني فعلاً دست‌نيافتني باشد. هيچ آدم عاقلي هم به بازي كردن آنها اعتراض و انتقادي ندارد ولي پست‌هاي دفاع راست و چپ كه پست بازي من است، هيچ‌گاه در سال‌هاي اخير بازيكنان آنچناني و رويايي نداشته كه من ديگر انگيزه‌اي براي حضور در تيم‌ملي نداشته باشم. هميشه اشكالاتي بوده، انتقاداتي بوده و به من حق بدهيد كه با خودم فكر كنم من مي‌توانم در اين دو پست به تيم‌ملي كمك كنم.  با دعوت نشدن در يك سال اخير چگونه كنار مي‌آمدي. (مكث طولاني) يك بار در روزي كه قرار بود ليست تيم‌ملي اعلام شود، موبايلم را خاموش كردم تا هيچ‌كس به من خبري ندهد، چه خبر خوب و چه خبر بد. مي‌خواستم منتظر بمانم و از اخبار تلويزيون بشنوم. تلويزيون اسامي را روي صفحه نوشت و من نبودم. بعد از آن فكر مي‌كنم حدود يك ساعت به در و ديوار خيره شده بودم و بدون اين كه چيزي بشنوم و چيزي ببينم، ماتم برده بود.  پس روزهاي سختي را گذراندي. روزهاي سخت آن هم در شرايطي كه نمي‌توانستم حتي يك جمله حرف بزنم. فقط سعي مي‌كردم هميشه عالي بازي كنم. از خودم مطمئن بودم و اين اطيمنان باعث مي‌شد كه صبر كنم.  شما در دوران حضور ميروسلا‌و بلا‌ژويچ يك پديده محسوب مي‌شديد، پژمان جمشيدي و مجاهد خذيراوي پديده‌هاي چيرو بودند. در آن تيم برانكو ايوانكوويچ هم يك تصميم گيرنده اصلي به شمار مي‌رفت و بازي شما حتماً مورد پسند او نيز بود. چه شد كه برانكو تصميم گرفت پژمان با تيم ملي نباشد، حتي در يك سال اخير كه يكي از بهترين‌هاي ليگ برتر بودي. واقعاً هيچ پاسخي به ذهنم نمي‌رسد. من شش ماه در پرسپوليس بد بازي كردم و دعوت نشدم و اين حق من بود ولي حالا‌ مي‌بينم كه تيم ملي بازيكناني را يار خود مي‌داند و حتي در مواقع بد هم دست آنها را مي‌گيرد و مي‌خواهد با دعوت كردن‌شان به تيم ملي، به آنها كمك كند. اين شايد كار درستي هم باشد، صحيح بودن يا غلط بودنش را من نبايد تعيين كنم ولي سوِال من اين است كه مگر من بازيكن تيم ملي نبودم؟ من مي‌خواهم رقابت كنم، همين. در ليگ رقابت كردم و خيلي‌ها عقيده‌شان اين شد كه من در پست خودم بهترين هستم ولي نمي‌دانم چرا اجازه رقابت در تيم ملي به من داده نشد؟ بازيكناني هستند كه بر سر دعوت شدن يا دعوت نشدن‌شان به تيم ملي اينجا و آنجا بحث‌هايي در مي‌گيرد، مثل رضا عنايتي. اما من حرفم اين است كه به من اندازه عنايتي هم فرصت داده نشده او دست كم چند بار به تيم ملي دعوت شد، در اردوها بود و رقابت كرد، ولي من اجازه رقابت در اردو را هم نداشتم.  ... و هيچ وقت هم دليلش را پيدا نكرده‌اي. واقعاً هيچ دليلي پيدا نمي‌كنم. نه يك بار به خاطر مي‌آورم كه به كسي بي‌احترامي كرده باشم، نه تا امروز اعتراضي كرده‌ام، نه حرفي زده‌ام. اين هم شانس من است و انگار بايد با آن كنار بيايم. ولي يك جمله آقاي دادكان را هيچ‌وقت فراموش نمي‌كنم. وقتي در اردوي تيم دانشجويان ايران بودم،آقاي دادكان به من گفت كه پژمان، تو مي‌تواني 10 سال فيكس تيم ملي باشي. اين حرف را چندين سال پيش از آقاي دادكان شنيدم و امروز فكر مي‌كنم كه مگر من در اين فصلي كه تمام شد، ضعيف‌تر از آن دوران بازي كردم. وقتي همه عقيده دارند كه من در اين فصل بهتر از هميشه بازي كردم، پس چه اتفاقي افتاده كه من در تيم ملي نيستم. برانكو را در دور‌ان حضور بلا‌ژويچ به ياد مي‌آورم. او فقط همكار بلا‌ژويچ نبود، بلكه به قول بلا‌ژويچ، پروفسور تيم ملي بود و به من هم اعتقاد داشت. اين اعتقاد چرا خدشه‌دار شد. اين سوِال من است.  خب، به يقين سليقه محمد دادكان در تيم ملي دخيل نيست. بعيد مي‌دانيم او خود را وارد چنين حوزه‌اي كند. نه، نه، اصلا‌ً توقع من اين نيست. حرف من اين است كه آقاي دادكان، نه به عنوان يك رئيس فدراسيون، بلكه به عنوان يك فوتباليست و كارشناس فوتبال، چنين عقيده‌اي داشته. آن روز كه آقاي دادكان اين جمله را به من گفت،رئيس فدراسيون فوتبال نبود. اما امروز يك حرف ديگر هم دارم. آقاي دادكان مدافع راست بوده‌اند و اگر مي‌ديدند كه در تيم ملي حق‌شان پايمال مي‌شود، آيا حرفي نمي‌زدند. آقاي دادكان اگر حرف حق نمي‌زد، اصلا‌ً به اين محمد دادكان كه همه ما مي‌شناسيم،تبديل نمي‌شد. آقاي دادكان قبل از آن كه رئيس فدراسيون شوند، با اين ذهنيت كه تيم ملي متعلق به همه مردم است، هميشه اظهارنظر مي‌كردند. همه حق دارند عقيده خودشان را درباره تيم ملي كشورشان ابراز كنند ومن به عنوان يك فوتباليست كه در رقابت ليگ فكر مي‌كنم سربلند بوده‌ام، حق دارم بپرسم كه چرا به رقابت در اردوي تيم ملي دعوت نشده‌ام. اگر از اين حرف‌هاي من برداشتي بد مي‌شود، شايد من نتوانسته‌ام منظورم را صحيح برسانم. من هرگز نخواسته‌ام كه مقابل تيم ملي باشم. هميشه خودم را كنار تيم ملي احساس كرده‌ام. اين حرف‌هايي كه به زبان مي‌آوردم، عقايد شخصي من است و اعتراض نيست. بازيكن بايد در زمين مسابقه با عملكرد خود حرف بزند. اين نكته را من هممي‌دانم ولي حالا‌ اگر حرفي مي‌زنم، كسي نبايد از من خرده بگيرد. بعد از يك فصل خوب بازي كردن، يك بار هم چند جمله‌اي از آنچه در ذهن مي‌گذرد، حرف زدم.  فكر نمي‌كني اختلا‌فات باشگاه پاس و فدراسيون فوتبال، تا‡ثيري در دعوت نشدن شما به تيم ملي داشته؟ واقعاً تا اين لحظه هرگز به اين نكته فكر نكرده بودم. بعيد مي‌دانم اهالي فوتبال اين قدر بي‌رحم شده باشند كه چنين مسايلي را ملا‌ك قرار دهند. فوتبال يك ورزش است و آدم‌هاي دور و برش با زندگي در دنياي فوتبال نمي‌توانند آدم‌هاي بدي باشند. نه، چنين فكري را در سرم نيندازيد كه بيشتر عذاب بكشم. من اين استدلا‌ل را منطقي نمي‌دانم و اصلا‌ً باور نمي‌كنم.  بگذريم... درباره پاس حرف بزنيم. اصلاً تمايلي نداشتي كه درباره تيم ملي بحث كنيم ولي ناخودآگاه بحث به اين سمت رفت. درباره پاس بايد اين را بگويم كه امسال بايد يك جام، به جز جام قهرماني به ما مي‌دادند. بعد از بازي با العين، من فكر مي‌كردم كه ديگر ما در ليگ، پنجم هم نمي‌شويم. ولي دنيزلي وضعيت تيم را برگرداند. ما بعد از بازي با العين فرصتي براي بازي با ملوان نداشتيم، ولي سه گل به ملوان زديم و دوباره زنده شديم. بچه‌ها وقتي به ملوان گل مي‌زدند، مي‌رفتند توپ را از درون دروازه بر مي‌داشتند و وسط مي‌كاشتند تا زودتر گل بعدي را بزنند. از باخت مقابل العين ما پيروزي‌هايي در ليگ ساختيم. ما اگر كمي باهوش عمل مي‌كرديم، خيلي بهتر از اين‌ها نتيجه مي‌گرفتيم و با فاصله از رقبا قهرمان مي‌شديم.  بعد از رفتن نكونام از پاس تصور مي‌شد كه خط مياني پاس با مشكلا‌تي مواجه شود ولي خب، اين طور نشد. همه فكر مي‌كردند نه فقط خط مياني بلكه تيم با مشكل مواجه مي‌شود. در اين كه جواد بازيكن بزرگي است، واقعاً هيچ ترديدي نيست ولي بقيه بعد از رفتن نكونام، بيشتر احساس مسوِوليت كردند.  ... و جام جهاني. تا به حال به سرنوشت ايران در جام جهاني فكر كرده‌اي؟ من فكر مي‌كنم حتي مي‌توانيم از گروه خود صعود كنيم.  بيرون گود هستي، كري مي‌خواني؟ اگر در تيم ملي باشم كه بيشتر كري مي‌خوانم. جام جهاني... جام جهاني خيلي لذت‌بخش است. بدشانسي ما بود كه سال 2002 نرفتيم جام جهاني. سرنوشت فوتبال ايران عوض مي‌شد. سرنوشت همه بچه‌هاي آن تيم عوض مي‌شد.آن از سرنوشت مجاهد خذيراوي و اين هم از سرنوشت من كه از تيم ملي دور مانده‌ام. يادش به خير كه همه مي‌گفتند ما پديده‌هاي تيم ملي هستيم.


جهان فوتبال

Siyavoush
23rd April, 2006, 04:21 AM
نكونام: براي خلق شگفتي واردآلمان مي‌شويم
با نزديك شدن به موعد برپايي جام جهاني 2006 آلمان، بحث بازيكناني كه احتمال درخشش آنها در اين جام وجود دارد سوژه نشريه اشپورت بيلد شده و اين نشريه با بررسي تيم‌ملي ايران،‌ از جواد نكونام به عنوان بازيكني كه احتمال درخشش او وجود دارد، سخن به ميان آورده است‌. هفته نامه اشپورت بيلد آلمان در بخش معرفي ستاره‌هاي اميد بخش جام جهاني از تيم‌ملي ايران به قدرت و توانايي جواد نكونام،‌هافبك كنوني الشارجه امارات اعتقاد داشته‌ است‌. به همين دليل خبرنگاران اين نشريه در شهر دوبي با‌هافبك تيم ايران به گفت و گو نشست كه متن كامل اين مصاحبه در زير ميآيد‌: فكر ميكنيد علي كريمي، هم تيمي شما در تيم ايران پيشتر از اين چه كاري انجام داده كه هم اكنون در حال انجام آن هستيد؟ او هم اينك در جايي مشغول بازي است كه از مدت‌ها قبل دوست داشتم بازي كنم‌. منظورم بوندس ليگاست و ديگر اين‌كه بتوانم مثل او به عضويت يكي از بهترين باشگاه‌هاي دنيا يعني بايرن مونيخ درآيم‌. ظاهراً چندي پيش شما نيز در آستانه رفتن به بوندس لگيا و تيمي همچون كايزرسلاترن قرار داشتيد‌. بله، آن هم دوبار‌. يك بار در آستانه مسابقات ليگ قهرمانان آسيا و يك بار هم برسر چانه زني بر سر مبلغ قراردارد كه باشگاه ايراني سابقم يعني پاس آن را مطالبه مي‌كرد‌. شنيديم دو ميليون دلار براي چهار ماه خواسته شد‌. درست است‌. اما در دوبي هستيد و براي الشارجه بازي مي‌كنيد؟ بله، ولي باور كنيد هدف اول و آخر من رفتن به اروپا و بازي در يكي از تيم‌هاي اروپايي است‌. اميدوارم اين هدف با انجام قرار دادي پس از جام جهاني تحقق يابد‌. در مورد فوتبال كشور ميزبان جام جهاني يعني آلمان چه مي‌دانيد؟ تقريباً همه اطلاعات لازم فوتبال آلمان را در دست دارم‌. هرچه نباشد بسياري از دوستانم مثل علي كريمي يا مهدوي كيا در اين كشور مشغول بازي هستند‌. اما ما مايليم اطلاعات شما را در اين زمينه محك بزنيم پس مي‌پرسيم در حال حاضر موفق‌ترين گلزن بوندس ليگا كيست؟ ميروسلاو كلوزه، مهاجم وردربرمن‌. ظاهراً از آزمون ما سربلند بيرون آمديد‌. خب، از چه تيمي در آلمان بيشتر خوش‌تان ميآيد؟ بايرن مونيخ‌. آنها تيم خيلي خوبي دارند، ولي خب، از سبك بازي، وردربرمن خوشم ميآيد‌. به خصوص از تيپ‌ بازي‌هاي آنها در فصل 2003 - 2004 كه قهرمان شدند. يادم هست آن موقع وردربرمن هم سريع بازي مي‌كرد و هم گروهي و يكپارچه بود، البته در كنار اين دو، شالكه هم تيم خوبي است‌. اما وقتي با ستارگان فوتبال حرف مي‌زنيم اكثراً از سبك‌هاي انگليسي، اسپانيايي يا ايتاليايي حرف مي‌زنند يا اين‌كه بازي تيم‌هايي مثل منچستر يونايتد، بارسلونا يا رئال مادريد را پيش مي‌كشند‌. فكر مي‌كنيد بوندس ليگا چرا اينقدر زياد محبوب دل فوتباليست‌هاي ايراني است؟ براي اين‌كه لژيونرهاي ايراني كه در حال بازي در بوندس ليگا هستند يا اين كه قبلاً بازي كرده‌اند، هميشه حرف‌هاي مثبت و قشنگي از بوندس ليگا و آلمان مي‌زنند كه همين مسا‡له از يك سو محبوبيت فوتبال اين كشور را دو چندان ميكند و از سوي ديگر باعث مي‌شود تا ما براي بازي در اين كشور انگيزه بيشتري داشته باشيم‌. به ما بگوييد در كجا بدنيا آمده و رشد كرده ايد؟ من بچه شهر ري، بخش جنوب تهران هستم‌. فوتبال را هم در زمين‌هاي خاكي ياد گرفته و دنبال كردهام‌. خانواده ما هميشه در حال تغيير جا بود. در خانواده من‌، شش نفر بودند، مادرم، پدرم و سه برادرم‌ اما الان به هشت نفر رسيده زيرا مهدي برادر بزرگترم ازدواج كرده كه خدا به او بچه‌اي را عطا كرده است‌. در ضمن پدرم هم افسر ارتش بود كه الان بازنشسته شده است‌. خودت نمي‌خواهي تشكيل خانواده دهي؟ پدر و مادرم خيلي علاقه‌مندند كه اين كار را انجام دهم‌. اما فعلاً چنين تصميمي ندارم چون كه اگر ازدواج كنم، مجبورم مرتب در خانه بنشينم و از فعاليت اصليام كه فوتبال است غافل ‌شوم‌. در مورد زندگي شما ما داستان ديگري را هم شنيده ايم‌. مثلاً اين كه نزديك بوده جان خود را از دست بدهيد و مدتها بر سر زنده بودن بجنگيد؟ اين شنيده‌هاي ما درست است؟ بله هر چند كه ديگر دوست ندارم در اين باره حرف بزنم تا خانواده‌ام ناراحت شوند معهذا‌.‌.‌. ... مي‌خواهيد در اين خصوص صحبت كنيد؟ بله، من تازه هشت سال داشتم كه روزي همراه با مهدي برادر بزرگترم در خانه بوديم‌. والدينم از او خواسته بودند تا مراقب من شيطان باشد‌. به همين خاطر در داخل اتاق در حالي كه چراغ نفتي كوچكي براي گرم كردن، وجود داشت، مشغول بازي فوتبال شديم كه در يك آن توپ با چراغ برخورد كرده و چراغ واژگون شد‌. ... و بعد؟ در كوتاه‌ترين زمان ممكن فرش موجود در اتاق آتش گرفت‌. همه اين ماجرا خيلي سريع روي داد‌. من به محاصره آتش درآمدم و نمي‌توانستم خودم را نجات دهم‌. بعد هم در زماني خيلي سريع همه چيز آتش گرفت و من دچار سوختگي خيلي شديدي شدم‌. پس از اين چه اتفاقي افتاد؟ پدر و مادرم كه به خانه آمدند، از ديدن آن صحنه مات و متحير بودند و من‌را فوري به بيمارستان رساندند ولي پزشكان با ديدن و معاينه من، قطع اميد كردند‌. آنان به پدر و مادرم گفتند كه شانس زنده ماندن ندارم مگر اين‌كه خدا به شما و او رحم كند زيرا شدت سوختگي زياد است‌. بعد هم همه براي زنده ماندنم دعا كردند‌. واقعاً الان وقتي به ياد آن دوران مي‌افتم، همه وجودم را درد فرا ميگيرد، چون سوختگي بسيار شديد بود و درد زيادي داشتم و بدتر اين‌كه فرصتي براي بقا و زنده ماندن نداشتم‌. چرا پزشكان معالج هيچ خبر اميدوار كننده‌اي براي ايجاد اميد در دل خانواده تان ندادند؟ نمي‌دانم علتش چه بود، اما شايد به خاطر گرفتاري‌هايي بود كه مملكت ما در آن زمان با آن دست به گريبان بود‌. چون كه در آن موقع جنگ عراق عليه ايران در حال انجام بود و تعداد پزشكان هم زياد نبود‌. از آن دوراني كه براي زنده ماندن مي‌جنگيديد، مي‌توانيد بيشتر تعريف كنيد؟ آن هفت ماهي كه در بيمارستان بستري بودم، برايم به اندازه سال‌ها طول كشيد‌. خيلي سخت بود، چون مي‌خواستم از آنجا بيرون بيايم‌. به همين خاطر روزي‌، سوئيچ اتومبيل پدرم را به دور از چشم او برداشته و شرط گذاشتم كه بايد من‌را هم با خود به منزل ببرد و از آنجائيكه پزشكان شانس اندكي براي زنده ماندن من قايل شده بودند و اين‌كه فرقي نمي‌كند در بيمارستان بستري باشم يا اين‌كه به خانه بروم‌. خوشبختانه به اين بهانه امكان خروجم از بيمارستان مهيا شد‌. در خانه هم همه اهالي خانه، دستورات پزشكي را در مورد من مو به مو اجرا كردند كه همين به من نيرو و توان بخشيد تا زنده بمانم‌. راستي در آن قضيه برادرتان هم تنبيه شد؟ بله من و مهدي الان آنقدر در زندگي دغدغه داريم كه در اين مورد حرفي نمي‌زنيم ولي در بيمارستان ما براي پدر و مادرمان، داستان ديگري را در مورد آتش گرفتن سر هم كرديم‌. ولي خوب يك روز قبل از خروجم از بيمارستان، همه چيز لو رفت و مهدي از پدرم سيلي خورد، چون‌كه او راستش را نگفته بود‌. ‌با توجه به اين داستان، انساني كه از چنين نبردي جان سالم به در برده، چه حال و روزي دارد؟ مسلم است كه اوخوشحال است و به حال حاضر و آينده فكر مي‌كند‌. زيرا زمان با تمام خوبي و بدي‌اش سريع سپري مي‌شود و من نيز سعي مي‌كنم هميشه خاطرات خوب را در ذهن باقي نگاه دارم‌. در مورد ورزش و سياست چه نظري داريد؟ به نظر من اين دو مقوله از هم جدا هستند‌. از اين بابت وقتي شنيدم بايرني‌ها در زمستان گذشته راهي ايران شدند تا با وجود فشارهاي سياسي يك ديدار دوستانه با پرسپوليس برگزار كنند، خيلي خوشحال شدم‌. از روزي كه در ماه اكتبر سال 2004 تيم‌ملي آلمان براي اولين بار در ايران به ميدان رفت و با تيم كشورتان بازي كرد، چيزي را به خاطر داريد؟ بله، آن رويدادي فراموش نشدني و بسيار دل انگيز براي ما ايرانيها بود كه خاطره خوبي را از خود بر جاي گذاشت‌. شما ظاهراً پيراهن ورزشي فوتباليست‌ها را جمع آوري ميكنيد‌. دوست داريد از بين بالاك يا رونالدينيو، پيراهن كداميك را در دست داشته باشيد؟ رونالدينيو چرا؟ بالاك هم فوتباليست خارق العادهاي است‌. او حتي الگويم است و سبك بازي‌ام به او بيشتر شبيه است؛ ولي خصوصيات رونالدينيو واقعاً منحصر به فرد است. فكر مي‌كنيد شاهد جام جهاني تا‡ئير گذار و درخشاني به ميزباني آلمان باشيم؟ بله، چون اين جام در كشوري برگزار مي‌شود كه خود صاحب فوتبال است لذا فوتبال جذاب‌تر ميشود و راحت‌تر در اذهان خانواده‌ها باقي مي‌ماند‌. در مورد بخت تيم ايران در جام جهاني پيش بيني شما چيست؟ مي‌گويم چرا نبايستي شگفت ساز جام جهاني شويم؟ براي اين منظور بازيكنان بسيار خوبي در اختيار داريم و حتي بدانيد با خيال راهاندازي شگفتي پا به جام جهاني مي‌گذاريم‌.البته خداوند نيز به ياري ما ميآيد‌.


جهان فوتبال

UF6
23rd April, 2006, 08:40 PM
برانكو، تازه رسيده است به حرف ما


برانكو مي‌گويد: <سپهر حيدري، تجربه بازي در جام جهاني را ندارد.> ما در اين حرف، نوعي تاييد بر ارزش‌هاي بازيكني را كه قابليت فراواني دارد، مشاهده مي‌كنيم و آن‌را يك سخن كارشناسانه از مردي مي‌دانيم كه فوتبال را در ابعاد امروزي‌اش مي‌شناسد. و ما درست در همين نقطه و به همين دليل است كه با برانكو حرف داشته‌ايم و حرف‌ها داريم.

مرد خوب!

آن روزها كه بازيكنان چندين و چندبار امتحان پس داده را، با تيم ملي به انگلستان مي‌بردي، به مالزي مي‌بردي، مقابل ليبي ،مقدونيه، توگو و حتي كاستاريكا راهي زمين مي‌كردي، آيا فرصت تجربه‌اندوزي بازيكناني نظير سپهر حيدري را از او دريغ نمي‌كردي؟ آيا پيروز قرباني و حسين كاظمي ــ‌نمي‌گوييم كريم باقري، چون استدلا‌ل بكار گرفته در باره اين يكي، جنس ديگري دارد ـــ‌ نبايد در اين مدت ، به حداقل <روحيه بازي> در سطوح بالا‌ي بين‌المللي دست مي‌يافتند؟


آقاي برانكوي فوتبال شناس!
ما هميشه از ضرورت بازي‌هاي تداركاتي حرف مي‌زديم و شما هميشه به كافي بودن اين بازي‌ها، كه در تعداد حداقل انجام شده اصرار داشتي آيا امروز، به خود شما واضح و مبرهن نيست كه تعداد بازي‌ها، كافي و به اندازه نبوده است؟ آيا الان مجتبي جباري، از بابت روحيه و تجربه بين‌المللي به حداقل‌هاي لا‌زم دست يافته؟ آيا <آندو>ي خوش روحيه، نمي‌توانست از نظر روحي به مراتب قوي‌تر از ايني باشد كه الان هست؟ آقاي برانكو! شما تيم خودت را داشتي و بر پايه همين تيم، براي ناديده ماندن جمعي از بچه‌هاي خوب فوتبال ما ــ‌كه خودت نيز به آنها اشاره مي‌كني ـــ چندان دريغي نداري، اما آيا اين نفرات و كيفيت بازي‌شان، قابل درنگ نبود؟





آيا شما را به عنوان مربي تيمي كه بايد از بهترين عناصر تاكتيك‌پذير و آينده‌دارش استفاده كند، به تفكري ديگر رهنمون نمي‌شد؟ بعد از جام جهاني، چند نفري از ملي‌پوشان خواهند رفت. آيا از انگيزه‌هاي بي مثل و مانند بازي در جام جهاني، نبايد استفاده مي‌كرديم تا صاحب بازيكناني باشيم كه تازه از فرداي جام جهاني، قرار است بيشتر و بهتر در خدمت تيم ملي ايران باشند؟


* * *

آقاي برانكو؛ آقاي برانكو؛ آقاي برانكو!

از اين كه مرغ شما يك پا دارد خوشحاليم. كه مربي را هم يك كمي ديكتاتور، اندكي مستبد، تا حدودي خود راي ـــ ‌و حتي خودخواه ــ‌ مي‌دانيم. اما حتي مرغ‌هاي يك پا هم وقتي مي‌خواهند، روي همان يك پاي خود بايستند، جاي گرم و نرم و راحتي را انتخاب مي‌كنند.شما در استفاده از آنچه كه راي و نظر سرمربي تيم ملي است، بدسليقگي مي‌كنيد و به جاي استفاده از تمام انرژي و پتانسيل امروزي فوتبال ايران، به دستاورد‌هاي سال‌هاي پيش چشم دوخته‌ايد.

Siyavoush
24th April, 2006, 09:13 PM
رژه مانكن‌ها با پيراهن ايران 2006
البسه و تجهيزات تيم‌ملي فوتبال ايران براي حضور در رقابت‌هاي جام‌جهاني طي مراسمي معرفي شد.‌ در اين مراسم كه صبح ديروز در هتل سيمرغ تهران و با حضور محمدرضا پهلوان، دبير فدراسيون فوتبال، كادر فني تيم‌ملي و تني چند از بازيكنان تيم‌ملي برگزار شد، پيراهن جديد تيم‌ملي ايران معرفي شد.‌ پهلوان، دبير فدراسيون فوتبال گفت:‌<از ميان اسپانسرهاي مطرح و مورد تا‡ييد فيفا، فدراسيون فوتبال با بررسي‌هاي همه جانبه، شركت پوما را به دليل قدمت و شرايط ويژه‌اش انتخاب كرد.‌ اين شركت از روزي كه قرارداد خود را با فدراسيون فوتبال ايران منعقد كرد، فعاليت‌هاي گسترده‌اش را آغاز كرده است.‌ در فوتبال امروز نقش تجهيزات و وسايل ورزشي كه داراي استانداردهاي جهاني هستند، در نتيجه‌گيري تيم‌ها بسيار اهميت دارد.‌ تكنولوژي پيشرفته در شركت‌هاي توليد تجهيزات ورزشي معتبر دنيا موجب شده كه ورزشكاران بتوانند عملكرد بهتري داشته باشند.>‌ در ادامه محمد خليل‌پور، مدير شركت ايران اسپورت نماينده انحصاري پوما توضيحاتي را ارائه كرد:‌<پوما در جام جهاني از دوازده كشور حمايت مي‌كند و از اين كه در جام‌جهاني حامي تيم‌ملي ايران خواهد بود، مفتخر است.‌ بايد شرايط را به گونه‌اي فراهم كرد تا مديران فدراسيون فوتبال ايران و كادر فني تيم‌ملي بتوانند به راحتي امكانات لازم را براي نتيجه‌گيري اين تيم در جام جهاني فراهم كنند.>‌ خليل‌پور درباره پيراهن تيم‌ملي گفت:‌ <پيراهن نخست تيم‌ملي سراسر سفيد با رگه‌هاي قرمز در پشت شانه و پيراهن دوم سراسر قرمز به همراه نواري سبز در پشت آن خواهد بود.>‌ پس از اين بخش، پيراهن جديد تيم‌ملي معرفي شد، سپس نمايندگان رسانه‌هاي گروهي پرسش‌هاي خود را از سرمربي تيم‌ملي و مسوِولان ذيربط مطرح كردند.‌ برانكو درباره وضعيت تيم‌ملي گفت:‌ <اميدوارم چنين جو زيبايي كه در فوتبال ايران به وجود آمده، كنار تمرينات تيم‌ملي نيز ادامه پيدا كند.‌ تيم‌ملي ايران ظرف چهار سال گذشته موفقيت‌هاي بسياري را كسب كرده است و بازيكنان ما نشان داده‌اند كه صاحب كيفيتي هستند كه مي‌توانند با تيم‌هاي معتبر جهان شانه به شانه حركت كنند.>


جهان فوتبال

Siyavoush
24th April, 2006, 09:14 PM
دادكان مي رود؛ اين را عليآبادي هم تا‡ييد كرد
شبكه اول سيماي ايران. ساعت بعد از 23 نرسيده به .24 برنامه <نگاه يك!> مجري: آقاي مهندس! فدراسيون فوتبال هم در ميان فدراسيون‌هايي كه شامل تغيير مي‌شوند، هست؟ مهندس عليآبادي: آقاي دادكان كه خودشان اعلام كرده‌اند مي‌روند. در واقع آقاي دادكان هر چه مي‌توانست براي فدراسيون انجام داد. از اين پس بايد دنبال افكار جديدتر، ايده‌هاي تازه‌تر، برنامه‌هاي ديگر و افرادي جوان‌تر بود. * * * مهندس عليآبادي ميهمان برنامه <نگاه يك> بود. ايشان در غالب موارد، صريح و روشن بدون رودربايستي و استخوان لاي زخم گذاشتن، به پرسش‌هاي مطرح شده جواب داد و غلط‌هاي مطرح شده (يعني پرسش‌هاي غلط‌دار) را نيز اصلاح كرد. عليآبادي بر اين‌كه بين 6 تا 8 رئيس فدراسيون خواهند رفت نيز تا‡كيد ورزيد اما فقط در اين يك مورد، خواست كه اشاره مستقيمي به هيچ كسي نكند و نامي از كسي به ميان نياورد. شايد او مي‌خواهد با پيروي از سياست پدر پيري كه به فرزندانش گفت در اين زمين گنجي هست كه من جايش را نمي‌دانم، همه همكاران خود را در بخش ورزش قهرماني، به تكاپور و حركتي قوي‌تر و موِثرتر از گذشته وا دارد. شايد او مي‌خواهد همه را متوجه فرصتي بكند كه در اختيارشان قرار مي‌گيرد تا براي فرار از <دايره خروج> كاري براي خود - در نتيجه به سود ورزش - انجام دهد. دليل هر چه مي‌خواهد باشد. عليآبادي جز درباره فدراسيون فوتبال - آن هم وقتي مجري برنامه فقط از اين فدراسيون خاص كه تيم ملي را به جام جهاني برده، سوِال كرد - درباره ديگران ولو به اشاره سخني نگفت، الا اين‌كه در لفافه‌اي خيلي لفاف پيچي شده، اشاره‌وار چنين بيان كرد: آنها كه رفتني‌اند، خودشان مي‌دانند و آنها كه ماندني‌اند نيز خودشان مي‌دانند! پس چرا در اين ميان از فدراسيون فوتبال و محمد دادكان آن هم با ذكر <ادله> و برشماري آنچه كه به نظر رئيس ورزش نيازهاي مديريتي امروزي اين ورزش محسوب مي‌شود، اسم برده شد؟


جهان فوتبال

Siyavoush
25th April, 2006, 04:11 AM
تيم ملي يك موجود زنده است
اول - آنچه مولا‌نا - جلا‌ل‌الدين محمد بلخي - در داستان عنب و ازوم و انگور و نيز در حكايت فيل در تاريكي آورده است بازگوكننده حيرت و سرگشتگي امروزي ما نيز هست كه نمي‌دانيم اين درست است يا آن، در عين حال كه همه درست مي‌گوييم اما از يك منظر و از يك زاويه به امري واحد نگاه نمي‌كنيم. در عصر مولا‌نا البته كه فوتبال نبود، ورزش در بعد قهرماني‌اش هم نبود. هر چه بود پهلواني بود. هر چه بود اقتدا به اول مرد عالم امكان بود، هر چه بود تبديل شدن به پورياي ولي بود. اما مولا‌نا در داستان عنب و ازوم و انگور و نيز در قصه فيل در تاريكي، همين الا‌ن را به تصوير كشيده و ما را نشان داده است و منتقدان تيم ملي را و نيز مخالفان و موافقان برانكو ايوانكوويچ را دست مايه شرح قصه‌هاي خود قرار داده. به ظاهر همه مي‌خواهند، همه مي‌خواهيم اوضاع از اين چه هست بهتر باشد، اما حرف‌ها يكي نمي‌شود. دريافت‌ها و برداشت‌ها بر هم منطبق نيست. چون زبان‌ها متفاوت است مرتب به عنب و ازوم و انگور اشاره مي‌كنيم، كار را از اشاره گذرانده به تحكم و فرياد و يقه‌گيري مي‌كشانيم، غافل از اين كه هر سه، يك چيز را مي‌خواهيم غافل از آن كه غافل شده‌ايم و غفلت زده‌ايم. فيل در تاريكي هم غفلت را معلول چشمان بسته (و نه زبان‌هاي متفاوت و دل‌هاي ناهماهنگ) مي‌داند. يكي كه در تاريكي دستش به گوش فيل خورده است، بعد از كلي يافتم، يافتم مدعي مي‌شود كه فيل موجودي است باد بزن شكل. ديگري كه خرطوم فيل را در همان تاريكي ظلماني به دست آورده فرياد مي‌كشد كه فيل را از لوله‌هاي كلفت از شيلنگ‌هاي تخليه نفت سياه و مازوت ساخته‌اند. سومي كه خيزان، خيزان خود را به پاهاي فيل رسانده، حيوان زبان بسته را ستون‌هايي مي‌داند مثل ستون‌هاي تخت جمشيد، گيرم كه در ابعادي كوچكتر. آنجا تا همزباني، اينجا چشم‌هاي بسته و گيركردگي در ظلمت ناشي از آن موجب اختلا‌ف است. مولا‌نا فوتبال نكرده بود. مولا‌نا فوتبال نديده بود. مولا‌نا فرق فوتباليست تكنيكي، از فوتباليست فيزكي را نمي‌شناخت و اگر امروز هم به اين دنيا برگردد تفاوت فوتبال نتيجه‌گرا با فوتبال بازي‌گرا و نمايش گرا را نمي‌شناسد. او اصلا‌ً فوتبال را نمي‌شناسد، اما درباره دعواي ما با برانكو بر سر تيم ملي هشتصد سال پيش از اين گفتني‌ها را گفته است: فيل در تاريكي، عنب و ازوم و انگور


جهان فوتبال

Siyavoush
25th April, 2006, 04:12 AM
ميرزاپور: عليآبادي نظر شخصي خودش را گفته
ابراهيم ميرزاپور همه را مغرض مي‌داند اما نمي‌دانيم به تماشاگراني كه در ورزشگاه‌ها صداي اعتراض‌شان بلند است چه مي‌گويد؟  چرا مشهد نرفتي، دليل خاصي داشت؟ مربيان اين طوري صلا‌ح ديدند. يك مدت به خاطر مصدوميت از تمرين دور بودم به همين خاطر قرار شد استراحت كنم تا روز چهارشنبه كه بازي حساسي داريم ،آماده شوم.  شايد هم حس كرده بودي كه قرار است پنج گل بخوريد و ترجيح دادي نروي؟ نه، فوتبال همين است، ما مثل شماها اين قدر سخت نمي‌گيريم. من طبق برنامه به مشهد نرفتم. در ثامن بعد از بازي با الا‌تحاد كه فقط پنج بازي در ليگ باقي مانده بود قرار شد من فقط جلوي صبا و استقلا‌ل بازي كنم. قرار شد براي باقي بازي‌ها به خاطر تيم ملي و جام باشگاه‌هاي آسيا استراحت كنم.  قبول داري كه زياد مصدوم مي‌شوي؟ خب فشار زياد است. بعد از بازي با استقلا‌ل مصدوميت جديدي سراغم آمد، دست خودم كه نيست.  به نظر، انتقادها و فشارهاي زيادي كه در چند ماه اخير تحمل كردي باعث شده نتواني به آمادگي لا‌زم برسي؟ نه اصلا‌،ً من خيلي هم آماده هستم و نزول نكردم كه بخواهم دوباره به روزهاي اوج برگردم. من كاري به انتقادها ندارم. هر كس دوست دارد مي‌تواند انتقاد كند. من فقط حرف آنهايي را گوش مي‌كنم كه درست نقد كنند.  اين دسته افراد از نظر تو چه كساني هستند؟ همان‌هايي كه موقع خوب بازي كردنم از من تعريف مي‌كنند، فوتبال كه اين طوري نيست. مگر مي‌شود يك دروازه‌بان گل نخورد.  موضوع گل خوردن نيست. بحث سر بد گل خوردن‌هاي دايمي است. برويد تمام بازي‌هاي من را دوباره نگاه كنيد. امكان ندارد دو تا بازي پشت سر هم بد بازي كرده باشم و گل‌هاي بدي خورده باشم. شايد در طول فصل دو، سه تا گل بد خورده باشم، اما بعضي‌ها منتظرند تا من گل بخورم ديگر كاري به نحوه آن ندارند، دست به قلم مي‌شوند تا من را بكوبند.  همه كساني كه انتقاد مي‌كنند نگران جام جهاني هستند؟ برايم جالب شد. پس شماها به فكر جام جهاني هستيد! نه من برداشتم اين است كه شرايط به گونه‌اي است كه همه متحد شده‌اند تا عليه من بنويسند.  آقاي ميرزاپور به زعم شما خبرنگاران مغرضانه نقد مي‌كنند، پس هوادارني كه در ورزشگاه‌ها با شعارهاي خود اعتراض مي‌كنند چي؟ آنها هم حتماً خط مي‌گيرند. خواهش مي‌كنم مردم را وارد اين جريانات نكنيد. ديد مردم با شماها زمين تا آسمان فرق مي‌كند.  شما بازي استقلال - برق شيراز را ديديد... ببينيد من كاري به طرفداران پرسپوليس، استقلال ندارم و نظر آنها برايم مهم نيست. طرفدران استقلال همان‌هايي هستند كه در بازي با اين تيم قبل از اين كه من گل بخورم شروع به فحاشي به من كردند.  اما همان‌ها هم مردم هستند ؟ در بازي‌هاي تيم ملي هم همين جريانات را شاهديم؟ نه، اصلاً من قبول ندارم. در بازي‌هاي تيم ملي هم كساني عليه من شعار مي‌دهند كه طرفدار يكي از دو تيم استقلال و پرسپوليس هستند. اگر آنها راست مي‌گويند چرا از بازيكن ديگري دفاع نمي‌كنند.  پس مردمي كه تو بيرون از ورزشگاه با آنها برخورد مي‌كني همه از عملكردت راضي هستند؟ نه راضي به صورت كامل، اما انتقاد آنها مخربكننده نيست و برخوردشان با شماها متفاوت است.  پس محض اطلاع‌تان، آقاي عليآبادي هم اتفاقاً از ناحيه دروازه تيم ملي اظهار نگراني كرده است؟ ايشان هم نظر شخصي خودش را گفته است. من انتقاد سازنده را مي‌پذيرم. به هرحال من در چند بازي بد كار كردم اما اين كه دليل نمي‌شود هر انتقادي را قبول كنم.  نظرات بقيه را كه در مورد خودت قبول نداري، خودت حداقل خودت را نقد كن ؟! من هيچ وقت نمي‌گويم دروازه‌بان كاملي هستم. دروازه‌باني پستي است كه كسي نمي‌تواند ادعاي بهترين بودن را كند چون به هرحال دروازه باز مي‌شود. اصلاً ببينيد من كار خودم را مي‌كنم. من به شما بگويم كه فقط در دو حالت مربيان تيم ملي من را دعوت نمي‌كنند.  چه حالتي؟ يا مصدوم باشم يا واقعاً خودشان نخواهند كه دعوتم كنند. شما مطمئن باشيد من اگر ضعيف باشم هيچ وقت آنها بازيم نمي‌دهند. آنها كه نميآيند زحمايت پنج، شش سال من را به خاطر يكي، دو بازي نديد بگيرند.  حداقل قبول داري كه افت كرده‌اي؟ اين من نبودم كه افت كردم، اين تيم فولاد بود كه افت كرد. مگر يك دروازه‌بان چقدر مي‌تواند تحمل كند. نهايت يكي، دو بازي يك دروازه‌بان مي‌تواند اوضاع بهم ريخته را تحمل كند. بحث اين حرف‌ها نيست. همه فقط مي‌خواهند از من ايراد بگيرند.  بازي جلوي استقلال را يادت بيايد وقتي حسين كاظمي شوت زد جا خالي دادي؟ من جا خالي دادم؟! اين احساس شماست. كساني اين حرف را مي‌زنند كه فهم پاييني از فوتبال دارند. آن شوت خيلي محكم بود و من غافلگير شدم.  بگذريم، با اين همه فشار اذيت نمي‌شوي؟ نه اصلاً برايم مهم نيست. من با اين حرف‌ها روحيه‌ام خراب نمي‌شود.


جهان فوتبال

Siyavoush
25th April, 2006, 04:14 AM
جناب آقاي برانكو
اين حقير بر خود واجب ديد كه در باب مصاحبه‌تان با جهان فوتبال نكاتي را نگاشته و بر شما عرضه كند تا بر سر مهر آييد و سخن، خطابه و لفاظي متكي بر به قول خود سليقه و نظرشخصي را به جاي دليل و منطق و برهان علمي و عقلي ننشانيد و روش پسنديده بحث و ديالوگ علمي غربي و سنت محمود ما شرقيان كه <نحن ابناء الدليل( >ما فرزندان دليليم) را با مونولوگ يك جانبه خويش لگدمال نساخته و آب زلا‌ل و خوشگوار گفت‌وگو را با حرمت و احترام نوشيده و مقابل را به خامي و خلط‌انگيزه و انگيخته، متهم و خويشتن را به صفات والا‌ي قابل حمد و ستايش منسوب نداشته و اجازه دهيد تا برهان قوي و اذهان سليم بر آن اوصاف گواهي دهند. جناب پرفسور بعضي از علوم زبان‌شان، زبان حس و تجربه است. بعضي چون رياضيات عقلي و برخي شهود نظير عرفان. از نظر شرق و غرب (نه غرب مادي‌گرا) همه اين علوم مورد تا‡ييد بوده منتهي تمام حقيقت را منحصر در هر يك قلمرو نمي‌داند. انسان همه اين خصوصيات را در نهان خود داراست يعني او بحث‌هاي حسي و تجربي را بر اثر داشتن نيروهاي حسي ادراك كرده و هم قدرت تحليل و تعميم و تجريد و انتزاع در اختيار اوست و محسوسات و مجردات را به صورت كلي درآورده تا برهان اقامه كند. پس با داشتن اين براهين قاطع بايد از حب و بغض، دست شسته و عاشق الفاظ بي‌معيار و علا‌يق و سلا‌يق شخصي نگرديم. سليقه‌ها ما را از هر گونه تحقيق، تحليل و موشكافي علمي باز خواهد داشت. راه ديگر كه گمان نبرم با آن موافقيد اين است كه دست از اين همه تحقيق، آناليز، لشكركشي مدير، كمك مربي، آناليزور و... فرو شوييد و خود را غرق محسوسات و مشهودات نكرده و بي‌جهت مشغول اين موشكافي‌ها و نكته بيني‌ها نسازيد و آن همه زحمت بي‌حاصل نكشيده و از بررسي يك يك امور و گزينش خوب از بد و درست از غلط تن در نداده و يكسره به كناري نهيد. جناب پرفسور اختيار و سليقه بي‌حساب نيست و مشمول قانون است. اگر تصور اين باشد كه اختيار و سليقه چيزي است كه رشته همه قوانين و براهين را پاره مي‌كند و تحت هيچ ضابطه و فرمان و قاعده‌اي در نميآيد، سخت در اشتباهيد. معني اختيار، سركشي برابر عقل و منطق و معيارهاي به قول خود علمي نيست. بنابراين خود اراده معلول يك رشته اسباب و علل است كه سليقه‌ها را بر مي‌انگيزد. با اين سخن‌ها كه رفت دفتر، دستك، رايانه، آناليز و... (قسم حضرت عباس) را باور كنيم يا من مي‌گويم، سليقه من، اختيار من و... (دم خروس) را. در اين صورت تنها براي شما كه استادتان پرفسور مي‌خواندتان تنها يك نام زيبنده مي‌نمايد: به قول شما غربي‌ها <دگماتيستي‌با نقاب علمي.> دليل و برهاني كه از آن سخن رفت مبتني بر تعميم و گسترش دستاوردهاي لا‌اقل به قول شما علمي است كه از دل آناليز و تحليل رايانه‌ها بيرون ميآيد و با سليقه و سفسطه‌بازي دوران توحش كه بر سر شمارش دندان اسبي كه در اصطبل بود به مناظره مي‌پرداختند بدون اين كه به سراغ آن روند، سازگاري ندارد. داستان فوتبال ملي، داستان فيل در خانه تاريك نيست كه در دسترس كسي نباشد. با بررسي و تحليل علمي و آمار و اطلا‌عات كه همگي گوهر شب چراغند مي‌توان به راحتي سراغ فيل رفت و حقيقت آن را دريافت چون حقيقت را نمي‌توان چون اعضاي مجرد فيل قسمت كرد، بل بايد كليت فيل را دريافت. جهت يادآوري لا‌زم است چندين مورد كه از دل گفت‌وگوي‌تان با نويسندگان جوان جهان فوتبال چشم‌نوازي مي‌كرد را به عرض‌تان برسانم. -1 مربيگري آن هم در عرصه خطير ملي، دبير كلي يك حزب سياسي نيست كه مواضع خود را مانند مانيفست بدون هيچ‌گونه انعطاف اعلا‌م داريد (انعطاف لا‌زم با بي‌ارادگي مغالطه نگردد.) -2 تضميني نيست كه با تعويض هر كسي با مدافعان كنوني مشكلا‌ت خط دفاع بر طرف گردد، ولي چنانچه با تدبير اين كار صورت گيرد مي‌توان از تاريخ - اين آموزگار بزرگ - درس آموخت. در مراحل آماده‌سازي سال 98 ايويچ با به كارگيري زرينچه، محمدخاني و پاشازاده به جاي سعداوي، استاد اسدي و پيرواني اشكالا‌ت خط دفاعي را برطرف نمود. بدون ترويج نامي معتقدم در صورت كنار گذاردن خودبيني و حب و بغض اين نفرات دور از ديد چشم نيستند. 3ـــ با اردوي يك هفته‌اي تمريني همراه با بيش از سي بازيكن نمي‌توان حكم به توان يا عدم توان بازيكن داد، آنها را بايد در كوران مسابقات محك زد نه در نبرد گلا‌دياتوري هفت روزه كه هر يك براي از ميدان راندن ديگري تحت فشار روحي ناشي از گزينش يا عدم گزينش مربيان قرار مي‌گيرند. چنين اردوهايي بيشتر نهال دشمني را نشانده و جوانه‌هاي دوستي را مي‌خشكاند. 4ـــ مقايسه حضور رونالدينيو با پاي راست در سمت چپ خط تهاجمي بارسلونا با ستار زارع در سمت چپ دفاع، قياس مع‌الفارق است كه : از قياسش خنده آمد خلق را، نزديك به 20 تا 25 سال پيش از ريكارد هلندي همين علي پروين ـــ بزرگ مرد تاريخ فوتبال ايران ـــ با تجربه حسي خود براي نزديك شدن به عمق دفاع حريف و شوت زدن با پاي نزديك‌تر و تخصصي، ناصر محمدخاني را با پاي چپ در سمت راست هجومي پرسپوليس مي‌گذاشت. اگر فوتبال مبتني بر علم است، علم پارامتر و فاكتورهاي خود را داراست و جايي كه علم بيايد سليقه در موارد بسيار نزديك به هم كارايي دارد. خصوصيات پستي دفاع چپ چيست؟ به شما كمك كنم يا خود مي‌گوييد: الف ـــ پاي چپ، ب ــ ...، ج ــ ... و... وقتي براي هر كدام از خصوصيات امتيازات و نمرات را ثبت كرديد لطفاً حاصل جمع را براي خود و اگر صلا‌ح ديديد براي ما بخوانيد. راستي نظرتان راجع به چپ پاي احيا شده كه در روز جمعه بيش از يكصد هزار تماشاگر را به شوق آورده بود، چيست؟ آيا مي‌خواهيد او را در دفاع چپ بگماريد يا ذخيره زندي، دايي، هاشميان قرار دهيد؟! 5ـــ هر فوتباليستي بعد از يكسري تمرينات و مسابقات طولا‌ني و نفس‌گير و دوري درازمدت از خانه و كاشانه خصوصاً اين‌كه با شكست همراه باشد، تحت تا‡ثير اين جو ممكن است اعلا‌م انصراف نمايد و حرفي بر زبان جاري سازد كه هيچ‌گاه در حالت عادي به آن اعتقادي نخواهد داشت. كريم نيز از اين حالت مستثني نيست، او خدمات غيرقابل انكاري را طي بيش از ده سال به فوتبال ملي ارائه داده و دين خود را به تمام و كمال به انجام رسانيده. شما كه بسيار دوست داريد از مثال‌هاي خارجي استفاده كنيد، شرايط زيدان را به خاطر بياوريد، اگر مقدماتي جام جهاني ملا‌ك است ـــ‌كه البته شما دعوت نكرديد ـــ و رسانه‌هاي ورزشي موِيد آنند، بسياري از دعوت شده‌هاي كنوني نيز در مقدماتي حضور نداشتند. 6ــ ما فوتبالدوستان ايراني در مورد لا‌اقل مربيان خارجي قدرناشناس نبوده و نيستيم و خدمات شما را نيز پاس مي‌داريم ولي با همه كم لطفي كه نسبت به خودي‌ها داريم، مهاجراني را كه سه بار متوالي جوانان را به قهرماني آسيا رسانيد، بزرگسالا‌ن را قهرمان ملت‌ها كرد، راهيابي و حضور در المپيك مونترال و جام جهاني در ميان شانزده تيم كه تنها نماينده دو قاره بوديم را مديون اوييم. پس چرا ناسپاسي كرده و شما را پرافتخارترين مربي تاريخ خود بدانيم؟ و چگونه مي‌توانيم زنده‌ياد دهداري را كه در شرايط سخت جنگ و محاصره اقتصادي و سياسي كه حتي اجازه نداشتيم در خانه بازي كنيم را از خاطره خود محو نماييم. او كاري كرد كارستان. با يك مشت جوان گمنام كه حتي در فوتبال دسته اول كشور نيز جايي نداشتند و اغلب‌شان راننده آژانس و ديپلمه‌هاي بيكار بودند به مقام سومي ملت‌ها رسيد كه شما با ميلياردرها به آن دست يافتيد. 7ـــ قدم نورسيده‌هاي جوان (آندرانيك و مجتبي) مبارك! آيا با بازگشت مهدوي‌كيا و كريمي باز آندرانيك و مجتي در تيم شما كه مدعي جوان كردنش هستيد جايي دارند؟! يا اين‌كه طبق معمول آن دو جوان را به پست‌هاي غيرتخصصي گسيل مي‌داريد؟! دلكوي اضافي را به جاي پلا‌تين خال زده نمي‌گذارند، يا پلا‌تين را عوض مي‌كنند و يا خال‌هايش را برطرف مي‌نمايند، گرفتيد؟! خواهشمند است به دنبال جانشين براي زيد و عمرو و... كه تيم را نه نفره و يا هشت نفره مي‌كنند باشيد وگرنه كريمي و كيا اگر آلماني هم بودند در تيم ملي آلمان فيكس بازي مي‌كردند.



جهان فوتبال

Siyavoush
26th April, 2006, 03:42 AM
ديدگاه‌ها درباره دستور احمدي‌ نژاد
نمي‌توانيم بگوييم كه مي‌دانيم يا نمي‌دانيم... ما شرط را بر دانستن و آگاهي خود مي‌گذاريم و بعد با شما همراه مي‌شويم و مي‌گوييم ما هم از شنيدن اين خبر خوشحال شديم. تصور اين كه مي‌توانيد آخر هفته همراه خانواده‌تان به ورزشگاه برويد و بازي تيم باشگاهي خود را نگاه كنيد، وسوسه‌كننده است. مي‌توانيد در تهران به آزادي برويد، در مشهد راهي ثامن شويد، اگر شيرازي هستيد، تا حافظيه سفر كنيد و اگر در اهواز و آبادان و جنوب زندگي مي‌كنيد پس از خروج از ورزشگاه همراه خانواده خود كنار شط و خليج فارس تفريح كنيد. وسوسه‌انگيز است! اينجا ديگر سينما نيست كه از ديدن صحنه‌اي مهيج قادر به فرياد كشيدن نباشي. فرياد بكش... اين بار كنار خانواده‌ات. اما مي‌ترسي... مگر نه؟ از اين كه مبادا فريادي ناهنجار از حنجره‌اي خارج شود. اين فريادها اين هوليگان بازي‌ها، اين شيطنت‌هاي گهگاهي و بيهوده، اين شعارهاي بي‌معني و فاقد هر آداب فرهنگي (كه اين روزها كمتر به گوش مي‌رسد) را چه كسي ساخت و پرداخت؟ مي‌ترسي... اين نگراني را اول بار لااقل در خودت بكش. مي‌تواني در محيط تازه‌اي كه برايت حتي از سينما و سالن تئاتر هم جذاب‌تر خواهد بود؛ براي يك بازي ملي در ورزشگاه آزادي تيم ملي كشورت را كنار خانواده‌ات فرياد بكشي. ورود بانوان به ورزشگاه‌هاي كشور حقي است، كه مردان نمي‌توانند آن را حذف كنند. آيا تماشاي يك فوتبال كنار خانواده برايت فوق‌العاده نيست؟!


جهان فوتبال

Siyavoush
27th April, 2006, 04:52 AM
وقتي برانكو حرف حق مي‌زند
ديروز كه مي‌توانست روز مهمي باشد براي تعامل فدراسيون فوتبال و روزنامه‌ها، مثل هميشه شاهد كوچك شدن يك اتفاق بزرگ بوديم. همايش اتحاد براي ارتباط چنان دچار بريدگي تمام خطوط ارتباطي خود شده بود كه هيچ نشانه‌اي حتي در دعوت براي اتحاد به چشم نيامد. برانكو ايوانكوويچ كه مردي باهوش است و در فوتبال هم خواست‌انديشي خودش را دارد، جاي خالي كساني را گرفت كه روز، روز آنها و ميدان نيز ميدان آنها. برانكو سخنراني هم كرد وحرف‌هاي قابل دركي را به زبان آورد. شاه بيت سخنان مربي تيم ملي در فرداي روزي كه 25 بازيكن را به تمرينات تيم دعوت كرده بود، جمله آخرش بود؛ آنجا كه گفت: <ما و رسانه‌ها هر كدام با مسوِوليت‌هاي خاص خود در يك جهت قرار داريم.> برانكو درست گفت در يك جهت قرار داريم اما حركت در اين جهت مي‌تواند تند باشد و ممكن است كند باشد. مي‌تواند سريع و پرشتاب باشد و امكان دارد لنگ‌لنگان به پيش برويم. حتي ممكن است پيش نرويم و اغلب مي‌بينيم - ما يعني رسانه‌ها بر اساس وظيفه خاص خود بر پايه مسوِوليت‌هاي مخصوص به خود مي‌بينيم - كه آن قسمت ديگر ما ايستاده است. گاهي حتي عقب عقب مي‌رود و بيشتر حتي هنگام جلو رفتن هم از حريفان عقب مي‌افتد. وظيفه ما در اين هنگام چيست؟ همجهت بودن و هم‌جهتي را حفظ كردن به معناي لال شدن و هيچ نگفتن يا به مسوِوليت رسانه‌اي خود عمل كردن. هنگامي كه ما چنين مي‌كنيم و هنگامي كه مي‌گوييم: مردان خوب، بزرگواران، فوتبال‌شناسان، اي چكيده خالص و مخلص فوتبال، اي تافته‌هاي جدابافته، اين راه كه شما مي‌رويد، به تركستان است، آنها چكار مي‌كنند؟ هيچ، ترش مي‌كنند، ابرو در هم مي‌كشند، گره در سگرمه‌هاي‌شان مي‌اندازند،‌گوشت تلخ، زبان تلخ، كرگوشي و كور چشمي. آيا به اين ترتيب ارتباط براي اتحاد ممكن مي‌شود؟ آيا به اين ترتيب اهميت رسانه‌ها به جاي ميآيد؟ * * * برانكو يك حرف درست ديگري هم دارد: امروز هيچ باشگاه و فدراسيوني نمي‌تواند با راه انداختن تنها يك روابط عمومي كارهايش را به پيش ببرد. و شما به اين فكر كنيد كه فلا‌ن باشگاه‌ها، همين يك روابط عمومي راهم ندارند و فدراسيون فخيمه هم به همان ترتيب روابط عمومي در ورزش ما، انگار معناي ديگري دارد وكاربردي ديگر. ديروز اگر از خبرنگاران خبري در همايش نبود، از دلايل كارآمدي همين روابط عمومي است و بس.


جهان فوتبال

Siyavoush
27th April, 2006, 04:53 AM
پيروز قرباني: در تيم ملي چهار دستگي است
پيروز قرباني در قبال اتفاقات مختلفي كه در بيرون زمين فوتبال مي‌افتد، خونسرد است. شايد هم نمي‌خواهد خودش را وارد هر بازي‌اي بكند. پيروز در فصلي كه گذشت براي استقلا‌ل بازي‌هاي قابل قبولي انجام داد و شايد كساني كه بازي او را تا‡ييد مي‌كنند -اغلب كارشناسان واقعي فوتبال - توقع داشتند نام او را بين اسامي دعوت شده‌ها ببينند.  از تب و تاب قهرماني افتاديد يا هنوز غرق اين قهرماني هستيد؟ از اول هم تب و تابي نبود. همه خوشحال بوديم كه قهرمان شديم اما نه آن قدر كه بخواهيم در آن غرق شويم.  ليست تيم ملي منتشر شد. استقلا‌لي‌ها مزد خودشان را گرفتند و پرتعداد شدند. خب بله، همين طور است كه شما مي‌گوييد اما...  اما چه؟ معلوم مي‌شود كه به پوشيدن پيراهن ملي خيلي اميدوار بودي؟ يك جور آري و يك جور نه، من خيلي وقت است كه ديگر به تيم ملي فكر نمي‌كنم.  يعني براي تو مهم نيست كه جزو مسافران آلمان نيستي؟ نه آن قدر كه شما فكر مي‌كنيد. از اين كه بروم روي نيمكت بنشينم و خط بخورم لذت نمي‌برم. ليست تيم ملي براي همه مشخص است و همه مي‌توانند نفرات اعزامي را حدس بزنند.  اما براي خيلي‌ها اصل دعوت شدن هم مهم است. اما من با اين دسته بازيكنان فرق مي‌كنم. من هميشه خوب بازي كردم و همين كه عده‌اي فكر مي‌كنند بايد دعوت مي‌شدم برايم كافي است. من فكر مي‌كنم در تيم ملي چهار دسته بازيكن هستند.  منظورت چيست؟ يعني يك دسته بازيكن واقعاً حق‌شان هست كه دعوت شوند. يك عده هم كه مورد پسند مربي هستند، در حالي كه خيلي‌ها به نحوه بازي بازيكنان ايراد مي‌گيرند. يك دسته را هم افكار عمومي و فشار مطبوعات به تيم ملي مي‌فرستند. دسته آخر هم مدير برنامه‌هاي قوي دارند. من هم كه جزو هيچ كدام از اين دسته‌ها نيستم.  پس تو واقعاً حقت نيست به تيم ملي دعوت شوي؟ به هر حال اين دعوت شدن‌ها يا نشدن‌ها به خودم هم برمي‌گردد. من بايد طوري بازي كنم كه چشم بسته دعوتم كنند. من الا‌ن همه برنامه‌ريزي براي تيم ملي را گذاشتم بعد از جام جهاني.  بگذريم و برويم سراغ جام حذفي. شنيديم استقلا‌ل نمي‌خواهد اين جام را جدي بگيرد؟ به شنيده‌ها كاري ندارم اما خودم به عنوان يك بازيكن اجازه نمي‌دهم تيمم براي مصلحت ببازد. به نظر شما براي استقلا‌ل بد نيست كه برود الكي ببازد؟  حرف از اين است كه به پرسپوليس نخوريد. به هر حال به نظر نمي‌رسد اگر در نيمه نهايي به هم بخوريد روز آساني داشته باشيد؟ اگر به پرسپوليس بخوريم آنها را هم مي‌بريم. استقلا‌ل را از كدام روز سخت مي‌ترسانند. ما در اين تيم، سه سال سخت را گذرانديم. حالا‌ يك بازي كه اين همه حرف و حديث ندارد.  شنيديم مي‌خواهي از استقلا‌ل جدا شوي؟ اين هم يك شايعه جديد است. من با استقلا‌ل قرارداد دارم. امسال هم در اين تيم ماندني هستم. وقتي از شرايط راضي هستم چرا بايد بروم؟ تا آنجايي كه خودم قدرت دارم اجازه نمي‌دهم كسي براي من تيم تعيين كند.




جهان فوتبال

Siyavoush
29th April, 2006, 03:41 AM
برانكو ايوانكوويچ‌: از باقري و مبعلي، بهتر دارم
چند نكته و ديگر هيچ در ميان گفته‌هاي برانكو ايوانكوويچ و پاسخ‌هايي كه سرمربي تيم ملي كشورمان به سوِالا‌ت داده است، چند نكته وجود دارد كه با تقديم احترامات فراوان آنها را تقديم مي‌كنيم. -1 برانكو در توجيه بازي‌هاي دوستانه فراواني كه تيم ملي كره جنوبي انجام داده از تاريخ برگزاري K ليگ (نام ليگ كره جنوبي) استفاده كرده است، اما براي سرمربي تيم ملي كشورمان يادآور مي‌شويم زمان تعطيلا‌ت نيم‌فصل، ايشان در تعطيلا‌ت زمستاني خود به سر مي‌برده. نكته قابل توجه اين كه در فصل گذشته، ليگ دو مرتبه تعطيل شد و در هيچ يك از اين دو فرصت تيم ملي ايران مربي خود را در ايران نمي‌ديد! در عين حال وقتي برنامه‌هاي سرمربي را مرور مي‌كنيم نشاني از ميل و رغبت او براي انجام بازي‌هاي دوستانه مقابل حريفاني نامي نمي‌بينيم. -2 در جايي ديگر مي‌خوانيم: <پرتغال بهترين تيم اروپا است. چون يونان كه قهرمان جام ملت‌هاي اروپا شده به جام جهاني نرسيده و حالا‌ نايب قهرمان آن مسابقات را بايد بهترين تيم اروپايي حاضر در جام جهاني دانست>! به اين ترتيب متوجه مي‌شويم ايتاليا، فرانسه، اسپانيا، انگليس و... همگي جزئي از نخودي‌هاي جام جهاني هستند و با اين استدلا‌ل بايد تيم ملي مصر را در آفريقا و تيم ملي چين را در آسيا بهترين تيم‌هاي اين قاره‌ها دانست! ادله‌هاي برانكو را قاب كنيد و به ديوار بزنيد! -3 يك نكته كوتاه در مورد محرم نويدكيا: <پزشكان آلماني خبر داده‌اند تا 25 روز ديگر او حق تمرين ندارد>! يعني محرم خود به خود دو دوره از سه دوره بدنسازي تيم ملي را از دست مي‌دهد، اما در تيم ملي هست! اين گفت‌وگويي است از برانكو ايوانكوويچ سرمربي تيم ملي كشورمان. بخوانيد و بعد قضاوت كنيد. آيا قضاوت شما با ما تفاوت زيادي دارد؟! در پايان اين گفت‌وگو به اين سوِال هم جواب بدهيد. در چهل و پنج روز باقي‌مانده تا جام جهاني برنامه شما براي تيم‌ملي ايران چيست؟ اين هفته آزمايشات پزشكي را انجام مي‌دهيم.‌ سپس از روز شنبه 29 آوريل 9( ارديبهشت) با بازيكنان ليگ برتر اردو را آغاز مي‌كنيم و روز 5 مي‌15( ارديبهشت) براي برپايي يك اردوي 13 روزه به سوئيس مي‌رويم.‌ اين اردو تا 18 مي‌28( ارديبهشت) طول مي‌كشد.‌ از زماني كه فهرست بازيكنان جام جهاني اعلام شود ما مرحله نهايي تمرينات را آغاز مي‌كنيم.‌ روز 25 مي‌ 4(خرداد) براي بازي با تيم‌ملي كرواسي به اين كشور سفر مي‌كنيم و سه روز بعد با اين تيم ديدار مي‌كنيم.‌ روز 31 مي‌10( خرداد) با تيم بوسني در ايران بازي مي‌كنيم و‌ روز 4 ژوئن 14( خرداد) به سوي آلمان پرواز خواهيم كرد. شما از بازي با تيم‌هاي كرواسي و بوسني گفتيد.‌ بازي با تونس چه مي‌شود؟ قبلاً گفته مي‌شد كه آنها هم حريف تداركاتي ايران هستند.‌ من نمي‌دانم چرا مردم فكر مي‌كنند كه ما براي بازي تونس، اروگوئه، غنا يا كامرون برنامه ريزي كرده ايم.‌ اين بازي‌ها توسط مطبوعات اعلام شدند و نه به وسيله من يا فدراسيون فوتبال ايران.‌ ما با هيچ كدام از اين تيم‌ها به طور جدي صحبت نكرديم.‌ ما پيشنهادات زيادي براي بازي‌هاي دوستانه دريافت كرديم ولي به دليل آن‌كه تاريخ برگزاري اين بازي‌ها مناسب نبودند، آنها را قبول نكرديم.‌ ايران در ماه‌هاي گذشته نتوانسته بازي‌هاي دوستانه زيادي انجام دهد.‌ دليل اين موضوع چيست؟ اين حرف صحيح نيست، من برنامه‌هايم را دو سال پيش اعلام كرده بودم.‌ من مي‌خواستم تا پيش از جام جهاني دو بازي انجام دهيم.‌ ما براي تمرين كردن هم به زمان نياز داريم.‌ منظور ما شش ماه گذشته بود و نه 45 روز آينده.‌ به استثناي كره جنوبي و عربستان ما مانند تيم‌هاي ديگر و يا حتي بيشتر بازي تداركاتي برگزار كردهايم.‌ به تيم‌هاي اروپايي نگاه كنيد، به برزيل نگاه كنيد.‌ آيا آنها در شش ماه گذشته بازي‌هاي دوستانه زيادي انجام دادهاند؟ ليگ‌هاي اروپايي هنوز در حال برگزاري هستند و ليگ ايران هم در جريان بود.‌ ما نمي‌توانستيم كاري انجام دهيم.‌ تاكنون كره جنوبي بدون بازيكنان لژيونرش بيش از 10 بازي دوستانه انجام داده است.‌ شما خيلي خوب مي‌دانيد كه K ليگ آنها در ماه مارس (فروردين) شروع شد.‌ آنها توانستند براي يك تور خارجي بازيكنان‌شان را جمع كنند، ولي ما نمي‌توانستيم.‌ آنها با تمام شدن K ليگ فرصت كافي داشتند.‌ موضوع را عوض كنيم.‌ آيا فكر مي‌كنيد در جام جهاني از لحاظ اردويي برنامه ريزي مناسب شده است؟ اردوي ما در فردريش‌هافن در جنوب آلمان بسيار مناسب و كامل است.‌ ما پيش از جام ملت‌هاي 2004 آسيا در آنجا بوديم، امكانات، مكان و منابع موجود در آنجا بسيار خوب است و من از اين مسا‡له رضايت دارم.‌ درخصوص سه تيم ديگر همگروه ايران در جام جهاني صحبت كنيد.‌ آيا فكر مي‌كنيد توانسته‌ايد اطلاعات كافي را از آنها به دست آوريد؟ دو تيم مكزيك و پرتغال در اين جام جهاني تيم‌هاي پراميدي هستند.‌ آنگولا هم مثل ما اهداف و بلند پروازي‌هاي زيادي دارد.‌ در فوتبال امروز هر تيمي مي‌تواند ديگري را شكست دهد، اين كه مكزيك با ما همگروه شد، تصادفي نيست.‌ آنها سيزده بار در جام جهاني حاضر بوده اند.‌ اما تيم ايران در اولين مسابقه خود در جام جهاني با مكزيك ديدارمي‌كند و اين ديدار بسيار مهم است؟ بله، اولين بازي ما مقابل مكزيك از اهميت زيادي برخوردار است، در حقيقت اين بازي مهم‌ترين و تعيين كننده‌ترين بازي است.‌ من در 30 مارس به شيكاگو رفتم تا بازي آنها را مقابل پاراگوئه از نزديك ببينم.‌ آنچه را كه انتظار داشتم ببينم، ديدم و نتيجه گرفتم كه آنها يك تيم فوق العاده هستند.‌ شرايط پرتغال را چگونه مي‌بينيد؟ پرتغال بهترين تيم اروپايي است.‌ آنها بهترين هستند زيرا يونان نتوانست به جام جهاني راه يابد و از آن جايي كه اين تيم نايب قهرمان اروپاست پس بهترين تيم اروپايي در جام جهاني است.‌ آنها يك مربي بزرگ مانند اسكولاري و بازيكنان بزرگي دارند.‌ تيم خطرناكي هستند كه هميشه ميل به بردن دارند و آنگولا را چگونه حريفي ارزيابي مي‌كنيد؟ آنگولا هم مانند ايران اهداف بزرگي دارد.‌ ما اطلاعات زيادي راجع به آنگولا داريم و فيلم تمام بازي‌هاي آنها را در جام ملت‌هاي آفريقا در اختيار داريم.‌ همچنين ما بازي آنها را در جام جهاني و پيش از آن كه با ما بازي كنند برابر پرتغال و مكزيك خواهيم ديد.‌ چه چيزي شما را در جام جهاني خشنود مي‌كند؟ من دوست دارم تيم ما براي هر تيمي يك حريف فوقالعاده و قدرتمند باشد.‌ ما مي‌خواهيم به دور دوم صعود كنيم.‌ من از تيم خودم توقع دارم به دور بعد صعود كند و در اين مرحله بهترين بازي‌هاي‌مان را انجام دهيم.‌ مصدوميت‌هاي بازيكنان كليدي چه اندازه شما را نگران مي‌كند.‌ شما علي كريمي را در بايرن مونيخ و وحيد‌هاشميان را در‌هانوفر داريد كه براي رهايي از مصدوميت تلاش مي‌كند، همچنين شنيده مي‌شود كه محرم نويدكيا از سپاهان آسيب ديده است.‌ علاقه‌اي ندارم كه راجع به تك تك بازيكنان و وضعيت آنها صحبت كنم.‌ من با كريمي و‌هاشميان صحبت كرده‌ام و هر دوي آنها از بهبودي خود اظهار رضايت مي‌كنند و تا شروع جام جهاني آماده مي‌شوند.‌ نويدكيا هم در آلمان است و بايد به موقع آماده شود. ليگ برتر ايران هفته گذشته به پايان رسيد.‌ شما برخي از ستاره‌هاي ليگ همچون بختياري زاده، شكوري (مدافع) و عنايتي (مهاجم) را به تيم‌ملي دعوت كرديد.‌ نظر شما در خصوص كيفيت ليگ امسال چيست؟ ليگ نسبت به پنج سال گذشته تا حدود زيادي پيشرفت كرده است.‌ اكنون باشگاه‌ها سازمان يافته‌تر هستند و بازيكنان جديد معرفي مي‌شوند.‌ بازي‌ها براي تماشا جذاب‌تر شده‌اند و تكليف قهرمان در روز آخر مشخص شد.‌ استقلال واقعاً شايستگي قهرماني را داشت و من از اين همه پيشرفت ليگ خوشحال هستم.‌ همچنين بازيكنان زيادي براي پوشيدن پيراهن تيم‌ملي در ليگ امسال كانديد شدند.‌ در خصوص سهراب بختياري زاده به ما بگوييد.‌ شما او را بعد از مدت‌ها غيبت، به تيم‌ملي فراخوانديد.‌ من عادت ندارم در خصوص بازيكنان به طور جداگانه صحبت كنم و نمي‌خواهم از نظراتم در رسانه‌ها به غلط تعبير شود.‌ نظرات و عقايد شما مثبت است.‌ در خصوص بختياري زاده نظر شما چيست؟ او قبلاً براي تيم‌ملي بازي كرده است.‌ او با تجربه است و در اين فصل خوب بازي كرد و شايستگي دعوت به تيم‌ملي را داشت.‌ شما بازيكنان مختلفي را در پست دفاع چپ امتحان كرده‌ايد و اين نقطه هنوز مشكل دارد! من ستار زارع (برق شيراز)، مهرزاد معدنچي (پرسپوليس) و نيكبخت (استقلال) را دعوت كرده ام.‌ بازيكناني كه در 45 روز آينده بهتر ظاهر شوند در اين پست نقش اصلي را بازي خواهند كرد.‌ همان طور كه پيش از اين گفتم، بسياري به فهرست جديد واكنش نشان داده‌اند به دليل آن كه برخي از بازيكنان شايسته همچون كريم باقري در ميان دعوت شدگان نيستند.‌ آيا مي‌توانيد توضيح دهيد كه چرا باقري دعوت نشد؟ او به اين دليل در تيم نيست كه من بازيكنان ديگري را انتخاب كردهام.‌ مبعلي هم در فهرست اصلي حضور ندارد.‌ دليل شما در اين خصوص چيست؟ من بازيكنان ديگري در پست او دارم ولي نام او در فهرست ذخيره من وجود دارد.‌ من 25 بازيكن و 5 ذخيره انتخاب كرده ام.‌ مسا‡له مهم ديگر دعوت از دروازه بان پيكان، مهدي واعظي است.‌ ما خيلي خوشحال هستيم كه نام او را در فهرست تيم‌ملي مي‌بينيم.‌ از آن جايي كه او در ليگ دسته يك بازي مي‌كند، ما نمي‌دانيم آيا شما بازي‌هاي پيكان را در سال گذشته و عملكرد او را ديده ايد؟ دستيار من بازي پيكان و صنعت نفت را كه هفته گذشته با تساوي صفر بر صفر در تهران انجام شد، تماشا كرد، همچنين واعظي چندين بار در اردوهاي تيم‌ملي حضور داشته است.‌ من سعي كرده‌ام بهترين‌ها و آن‌هايي كه شايستگي حضور در تيم‌ملي را دارند دعوت كنم تا بتوانند در سطح بين المللي به ما كمك كنند.‌ مطمئن هستيم كه شما باخت فولاد و پيروزي صباباتري را در ليگ قهرمانان آسيا در چهارشنبه هفته گذشته ديديد.‌ بازيكنان تيم‌ملي در اين دو بازي چطور بودند؟ من نمي‌خواهم در خصوص بازيكن خاصي صحبت كنم.‌ صبا خيلي خوب بازي كرد و شايستگي پيروزي را داشت.‌ ولي از شما مي‌خواهيم كه نمايش اين بازيكنان را ارزيابي كنيد.‌ چون ما هم مثل هر كس ديگري مطمئن هستيم آن چه كه از ميرزاپور ديديد شما را خوشحال نكرد؟ هر آن چه من در خصوص بازيكن خاصي بگويم به غلط نقل قول مي‌شود و نظرات و صحبت‌هايم به روش‌هاي مختلف منتشر مي‌شود.‌ بنابراين نمي‌خواهم در اين خصوص صحبت كنم. حتي هيچ صحبتي درخصوص باخت فولاد نمي‌كنيد؟ وقتي تيمي مي‌بازد هيچ يك از بازيكنان خوب نبوده‌اند و اين مسا‡له تنها در خصوص يك پست صدق نمي‌كند.‌ در طول پنج سال گذشته شما هر از چند گاه در ايران بوده ايد.‌ در اين مدت ايران چقدر پيشرفت كرده است؟ در چهار سال گذشته ما نتايج عالي كسب كرده‌ايم كه بهترين نتايج ممكن براي ايران بوده اند.‌ ما براي جام جهاني انتخاب شديم.‌ در جام ملت‌هاي 2004 چين با مقام سوم، عملكرد خوبي داشتيم.‌ قهرمان جام غرب آسيا شديم و تنها سه شكست داشتيم و در 80 درصد بازي‌ها پيروز شديم.‌ اين نسل از فوتبال ايران در تاريخ فوتبال ايران بهترين است و نتايج كسب شده اين مسا‡له را ثابت مي‌كند.‌ اجازه دهيد به روزهايي برگرديم كه شما در جام جهاني 1998 در تيم‌ملي كرواسي دستيار بوديد.‌ احساسات آن زمان را با احساسات امروز كه به عنوان سرمربي در جام جهاني حضور داريد مقايسه كنيد.‌ ما يك تيم فوق العاده داشتيم.‌ ما در جام ملت‌هاي 1996 بازي‌هاي خوبي انجام داديم و پيش از جام جهاني واقعاً خوشبين بوديم.‌ ما بازي به بازي بهتر شديم.‌ بايد بگويم كه ما از حمايت كامل هواداران، رسانه‌ها، باشگاه‌ها و فدراسيون فوتبال كرواسي برخوردار بوديم.‌ آن يك موفقيت عالي براي كشور ما بود.‌ در اين جام جهاني من به عنوان سرمربي ايران آرزوهاي بزرگي دارم.‌ به بازيكنانم اعتماد دارم و معتقدم كه ما مي‌توانيم در آلمان فوتبال خوبي ارائه دهيم.‌ آيا بعد از جام جهاني برنامه‌اي داريد؟ در حقيقت مي‌خواهيم بدانيم كه شما‌ترجيح مي‌دهيد در سطح ملي مربيگري كنيد يا به رده باشگاهي باز گرديد؟ قرارداد من در اكتبر امسال به پايان مي‌رسد.‌ من در جام جهاني مربيگري خواهم كرد و براي اين منظور برنامهريزي كرده‌ام و وقت ندارم تا براي بعد از جام جهاني فكر كنم.


جهان فوتبال

Siyavoush
30th April, 2006, 04:03 AM
خبري خوش كه همه را خوشحال كرد
بودن يا نبودن بعضي از بازيكنان در تيم ملي هم درجات قدرتي تيم را و هم ميزان اميدواري جامعه فوتبال را بالا‌ مي‌برد. علي كريمي يكي از همين بازيكنان است. روزي كه مصدوم شد انگار گرد غم همه جاي فوتبال ايران را گرفت - علي در آليانزآره‌نا مصدوم شد، اينجا در تهران و هرجاي ديگري در جهان كه يك ايراني پاي تلويزيون بود - دل‌هاي‌مان هري ريخت. و حالا‌ علي پا به توپ شده است. از خوشحالي در پوست نمي‌گنجيم. جادوگرمان در جام جهاني هست و به ميدان مي‌رود. جاي خوشحالي هم دارد. با او يك گفت و گوي تلفني داريم. كريمي با ما راحت حرف مي‌زند اگرچه او اصلاً بلد نيست زياد حرف بزند، يعني حوصله‌اش را ندارد.  سايت باشگاه بايرن از پا به توپ شدنت خبر داده؟ يكي، دو روزي است كه با توپ ور رفتن و ضربه‌زدن را شروع كرده‌ام. با اين كه مشكلي ندارم اما سعي مي‌كنم كه بيشتر مواظبت كنم.  با اين حساب كريمي زودتر از موعد مقرر پا به توپ شد؟ پا به توپ شدن امروزي به آن معنا نيست كه الا‌ن مي‌توانم دريبل بزنم يا... حداقل 10 جلسه ضربه زدن به توپ كه برنامه‌اش به شكل ويژه‌اي مشخص شده در برنامه تمريني‌ام دارم تا پس از سپري كردن اين دوره وارد مرحله تازه‌اي شوم. (ضربه‌هاي آرام و تكضرب.)  از چه زماني در تمرينات گروهي بايرن شركت مي‌كني؟ از روز شنبه البته اگر مشكلي پيش نيايد. جمعه آينده از مربي متخصص جواز حضور در تمرينات بايرن را دريافت مي‌كنم.  مربي متخصص هم جزو كادر فني بايرن است؟ نه، اين مربي كارش آماده‌سازي بازيكنان مصدوم بايرن است. كليه بازيكنان آسيب ديده زير نظر او دوره درمان را پشت سر مي‌گذارند.  از بهبودي تو رضايت دارد؟ تا حدودي البته خودم خيلي تلا‌ش مي‌كنم كه زودتر اين دوره را سپري كنم اما نكته جالبي كه ديروز پيش از شروع تمرين باعث روحيه بخشيدن به من شد رضايت او از نحوه تمرينات بود.  نظر تيم پزشكي چيست؟ تيم پزشكي امروز آخرين نظريه را مي‌دهد، اميدوارم كه مثبت باشد تا هر چه زودتر تمرينات گروهي‌ام را آغاز كنم. دلم براي بازي كردن لك زده. انگار كه چيزي گم كرده‌ام. با وجود اين كه سعي خودم را براي بهبودي انجام داده‌ام از اين شرايط خسته‌ام.  مي‌توان اميدوار بود كه كريمي در بازي پاياني بايرن حضور داشته باشد؟ بودن يا نبودن من در تركيب بايرن به نظر ماگات برمي‌گردد. اگر اين تشخيص را بدهد قطعاً بازي خواهم كرد.  وضعيت بايرن را چطور مي‌بيني؟ بسيار خوب. با شكست اشتوتگارت كه چهارشنبه آينده برگزار مي‌شود فقط يك امتياز از دو بازي باقي مانده مي‌خواهيم تا قهرمان بوندس‌ليگا شويم. فكر نمي‌كنم كار سختي پيش‌رو داشته باشيم.  قهرماني با بايرن در بوندس‌ليگا چه حسي دارد؟ ما از همين حالا‌ هم خودمان را قهرمان مي‌دانيم، آماده برپايي جشن قهرماني هستيم تا در حضور هواداران بايرن جام را به آنها هديه كنيم.  جدايي بالا‌ك چه بازتابي در نشريات آلماني دارد؟ بازتاب وسيعي داشته، اما هنوز هيچ چيز مشخص نيست.  قرارداد تو كه به صورت خودكار تمديد شده؟ اگر باعث آزار كسي نشود، بله تمديد شده است.  منظورت از آزار كسي، چيست؟ خيلي‌ها نمي‌توانند موفقيت مرا ببينند. اين را مي‌توان از نگاه‌ها، نوشته‌ها و مسايلي كه ايجاد مي‌كنند متوجه شد.  بايد قبول كني كه هر وقت بد بازي كردي بايد توقع تعريف و تمجيد نداشته باشي؟ هميشه قبول كرده‌ام. انتقاد است كه انسان را به موفقيت مي‌رساند اما توقع ندارم مغرضانه به من حمله كنند.  كريمي در چند بازي اول بوندس‌ليگا عالي كار كرد اما بعد...؟ اين طبيعت فوتبال است. مگر كريمي تافته جدا بافته است؟ خبر داريد نمره بالا‌ك در اين چند بازي اخير چند بوده، 5 ـــ .4/5 دارم از ستاره فوتبال آلمان حرف مي‌زنم حالا‌ هي شما بگوييد كريمي. من براي اولين سال است كه در بايرن بازي مي‌كنم ، بايد اين حق و حتي فرصت كافي را به من بدهيد تا در بايرن جايگاهي پيدا كنم.  اما بحث تيم ملي. از فهرست دعوت‌شده‌ها خبر داري؟ بله.  نظرت چيست؟ هيچي.  هيچي كه نظر نمي‌شود؟ دوست ندارم دخالت كنم. علي كريمي يك بازيكن است كه وظيفه تعريف شده‌اي دارد. نمي‌خواهم نظري بدهم تا هزار حرف برايم درآورند. در اصل بايد به نظر كادر فني احترام گذاشت. خودش انتخاب كرده، خودش هم بايد جوابگو باشد. حرف و حديث‌هايي را هم كه اين روزها مي‌شنوم قبول نمي‌كنم به اين دليل كه با چشم خودم نديده‌ام.  اردوي سوئيس را چگونه ارزيابي مي‌كني؟ اين اردو كه به اعتقاد من بيشتر جهت آماده‌سازي بدني است بايد جدي گرفته شود. ما از نظر تكنيكي مشكلي نداريم، تنها ضعف بازيكنان ما بدني است. من در بايرن تمريناتي انجام داده‌ام كه تا حالا‌ در تيم ملي انجام نداده‌ام.  به اين اردو كه نمي‌رسي؟ فكر نمي‌كنم لژيونرها به ين اردو برسند، ان‌شاءا... بعد از اردوي سوئيس در اختيار تيم ملي خواهيم بود.  به بازي بوسني و كرواسي چطور؟ اين دو بازي را خواهم بود.  فكر نمي‌كني دو بازي تداركاتي پيش از مسابقات جام جهاني كم است؟ كم بودنش كه مشخص است اما خبر دارم كه دكتر دادكان چقدر زحمت كشيده و با مشكلا‌ت موجود دست و پنجه نرم كرده است.  پس مردم خوشحال باشند كه كريمي‌شان را در جام جهاني خواهند ديد؟ مردم كه هميشه لطف داشته‌اند. دعاهاي همين مردم است كه ما را به موفقيت مي‌رساند. اميدوارم كه بتوانم با بازي‌هاي قابل قبول در جام جهاني جبران كنم.  كمي هم در مورد پرسپوليس حرف بزنيم؟ خبر زيادي در موردشان ندارم.  چشم به جام حذفي دوخته‌اند؟ اميدوارم كه موفق شوند تا حداقل دل هواداران كمي خوش شود.  از قرار معلوم تحولا‌ت مديريتي كارساز بوده؟ همان‌طور كه اشاره كردم چون اطلا‌ع دقيقي ندارم نمي‌توانم زياد در خصوص پرسپوليس حرفي بزنم.  و در پايان. اميدوارم كه در اين مدت كوتاه تا شروع مسابقات جام جهاني به آمادگي صددرصد برسيم تا يكي از تيم‌هاي شگفتي‌ساز جام جهاني باشيم.




جهان فوتبال

Siyavoush
30th April, 2006, 04:06 AM
احمدزاده: هدف اصلي جام جهاني است
تيم فوتبال نوجوانان كشورمان كه از دوازدهم ارديبهشت در تورنمنت 8 جانبه تهران شركت خواهد كرد. تمرينات پيگير و منظم خود را در كمپ تيم‌هاي ملي پيگيري مي‌كند. محمد احمدزاده، سرمربي اين تيم معتقد است در صورت برگزاري بازي‌هاي تداركاتي مناسب نوجوانان كشورمان يكي از سهميه‌هاي آسيا در جام جهاني خواهند بود.  به نظر مي‌رسد تمرينات تيم به‌صورت جدي‌تري پيگيري مي‌شود؟ مسلماً هرچه به زمان برگزاري مسابقات قهرماني آسيا نزديك مي‌شويم تمرينات تيم هم جدي‌تر مي‌شود و سعي مي‌كنيم تا بچه‌ها را به آمادگي لا‌زم برسانيم.  در حال حاضر چند نفر در اردو حضور دارند؟ ما با 50 نفر كارمان را شروع كرديم و بعد از ريزش‌هايي كه در مقاطع مختلف داشتيم، در حال حاضر 28نفر در اردو حضور دارند كه براي شركت در تورنمنت تهران مجبور هستيم هشت‌نفر از آنها را خط بزنيم.  در اين تورنمنت با چه تيم‌هايي همگروه هستيد؟ با تيم‌هاي عربستان، ژاپن و سوريه كه اولين بازي ما دوازدهم ارديبهشت برابر ژاپن برگزار مي‌شود.  قرا ر بود تيم‌هاي اروپايي هم در اين تورنمنت حضور داشته باشند؟ بله، فدراسيون فوتبال به درخواست ما از تيم‌هاي اروپايي هم دعوت كرد كه به دليل زمان مسابقات و درگيري بازيكنان آنها در ليگ‌هاي كشورشان، به ايران نيامدند.  در ابتداي تشكيل اين تيم شما روي فيزيك بازيكنان تا‡كيد خاصي داشتيد. بعد از برگزاري چند مرحله اردو به خواسته‌تان رسيده‌ايد؟ نسبت به اردوهاي اول بچه‌ها از لحاظ بدني و عضلا‌ني خيلي بهتر شده‌اند اما به‌دليل سن كمي كه بچه‌ها دارند نمي‌توان زياد به آنها فشار وارد كرد. بنابراين نياز به زمان داريم تا از لحاظ بدني آنها را به اوج آمادگي برسانيم.  مرحله بعدي اردو چه زماني خواهد بود؟ اردوي بعدي تيم بيست و دوم خرداد خواهد بود كه آخرين مرحله بدنسازي بازيكنان انجام مي‌شود و بعد از آن برگزاري بازي‌هاي تداركاتي برنامه اصلي تيم خواهد بود.  بازي‌هاي خاصي براي تيم در نظر گرفته شده است؟ طبق برنامه‌ريزي كه فدراسيون انجام داده تيم ما چهار بازي تداركاتي را با تيم‌هاي قدرتمند اروپايي انجام خواهد داد تا تيم با آمادگي كامل در شهريورماه به مسابقات قهرماني آسيا برود.  پس با توجه به اين برنامه‌ريزي مي‌توان به نتيجه گرفتن تيم اميدوار بود؟ هدف اصلي ما صعود به جام جهاني است. بنابراين قصد داريم حضور قدرتمندي در مسابقات قهرماني آسيا داشته باشيم. به نظر من اگر بازي‌هاي تداركاتي كه در نظر گرفته شده، انجام شود و بچه‌هاي ما با تيم‌هاي قدرتمند اروپايي بازي كنند، قطعاً يكي از نمايندگان آسيا در جام جهاني نوجوانان خواهيم بود.


جهان فوتبال

Siyavoush
1st May, 2006, 03:42 AM
تيم ملي از سرما يخ زد
برانكو كمي دپرس و دمق به نظر مي‌رسد؛ پيش‌ خودش هر چقدر دو دو تا چهار تا مي‌كند باز هم برايش قابل فهم نيست كه خبرنگاران و نمايندگان رسانه‌هاي گروهي از اولين تمرين تيم ملي استقبال نكرده‌اند و بازي ملوان و پرسپوليس را بهانه آورده‌اند. برانكو انتظار دارد كه هر روز كلي تماشاگر روي سكوهاي خاك آلود كمپ ببيند كه وقتي اتوبوس تيم ملي از راه مي‌رسد، براي گرفتن امضا و عكس يادگاري سر و كله بشكنند؛ برانكو توقع دارد كه وقتي مي‌خواهد وارد زمين شود، دوربين‌ها و خبرنگاران دوره‌اش كنند تا آقاي سرمربي با لبخندي مليحانه به سوِالا‌ت جواب بدهد اما همه چيز برعكس از آب در ميآيد و نه از تماشاگران خبري هست و نه از خبرنگاران، چون آقاي سرمربي آدم گرمي نيست و تمرينات بهاري او آدم را ياد برف‌هاي زمستاني مي‌اندازد و مصاحبه‌اش از سرما مو به تن آدم سيخ مي‌كند! (آقاي برانكو انگار يادش رفته است كه روز جمعه رئيس او چگونه مزد تمام فوتبال نويسان ايراني را داد و آنها را به مزاحمت تراشي براي تيم ملي متهم كرد.) بايد اين سه ماه هم حرف‌ها را بخوريم و دم برنياوريم چون آقاي ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي ما است و تيم ملي كاروان اميد ما است. حالا‌ اگر برانكو عادت ندارد پرهياهو و پرهيجان باشد مسا‡له‌اي نيست به او عادت كرده‌ايم. او راه و روش خودش را دارد و اميدواريم كه لا‌اقل با نتايج خوب در جام جهاني ما را سورپرايز كند و به وجد بياورد؛ همان طور كه در جام ملت‌هاي آسيا بارها هيجان‌زده شديم. آقاي سرمربي پس از آن كه كمي از غيبت خبرنگاران و تماشاگران گلا‌يه كرد، به چند سوِال ديگر هم پاسخ داد: <تمرينات اين چند روز براي احياي انرژي از دست رفته ملي‌پوشان طراحي شده تا خستگي مسابقات ليگ را از تن بازيكنان در بياوريم. تاكنون سه جلسه تمرين برگزار كرده‌ايم كه بسيار خوب بود. فقط بازيكنان صباباتري در تمرينات غايب بوده‌اند كه آن هم با اجازه من بود. صباباتري چهارشنبه اين هفته يك ديدار حساس در چارچوب ليگ قهرمانان آسيا دارد؛ به همين دليل به آنها اجازه خروج از تمرينات را دادم. جواد نكونام هم در اردوي سوئيس به تيم ملي اضافه مي‌شود.> اما شايد بخشي از اين ماجرا كه تمرينات تيم ملي داغ نيست به غيبت لژيونرها برمي‌گردد. برانكو در اين باره مي‌گويد: <از ميان لژيونرها تنها شايد وحيد هاشميان بتواند در اردوي سوئيس به تيم ملي اضافه شود. بقيه لژيونرها به خاطر تعهدشان به باشگاه و طبق قرارداد بين‌المللي اين باشگاه‌ها موظف نيستند كه آنها را به تيم ملي بدهند و آنها نمي‌توانند تيم ملي را در اردو‌ها همراهي كنند.> اما چرا سفر به سوئيس و بازگشت به ايران و دوباره سفر به اروپا؟ آيا اين تعداد سفر بازيكنان ما را خسته نمي‌كند؟ اين مسا‡له وقتي به ذهن ما مي‌رسد كه برانكو در مورد سفر تيم بوسني به تهران مي‌گويد:‌<بازي با تيم بوسني ابتدا قرار بود در مشهد انجام شود اما به خاطر اين‌كه تيم بوسني از كره‌جنوبي به ايران مي‌آمد، سرمربي اين تيم اعلا‌م كرد كه نمي‌تواند بيشتر از اين با پروازهاي متوالي بازيكنانش را خسته كند و به آنها فشار بياورد. به همين دليل تصميم گرفتيم كه اين مسابقه دهم خردادماه در تهران انجام شود.> برانكو در پايان برنامه‌هايش را تا جام جهاني توضيح مي‌دهد: <كارهاي بدنسازي و تاكتيكي به موازات يكديگر پيش مي‌رود، روي هيچ كدام از اين بخش‌ها تمركز خاصي نداريم بلكه همه كار را در كنار هم پي مي‌گيريم. در اردوي سوئيس تيم ملي سه ديدار سبك با تيم‌هاي محلي و ضعيف انجام مي‌دهد تا بازيكنان به شرايط مسابقه نزديك شوند. در ادامه هم دو ديدار مهم با تيم‌هاي كرواسي و بوسني داريم كه در واقع اصلي‌ترين محك بازيكنان است. در اين دو بازي ملي‌پوشان را به فرم عالي ميرسانيم.>




جهان فوتبال

moh.santia
1st May, 2006, 07:29 PM
وحيد هاشميان اعتقاد دارد بازيكنان فعلي تيم ملي فوتبال ايران، بازيكنان شجاعي هستند و مي توانند به مرحله دوم جام جهاني صعود كنند.
به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ هاشميان كه با شبكه راديويي «دويچه وله» آلمان مصاحبه مي كرد يادآور شد كه همبازيان او در تيم ملي از تيمي نمي ترسند و شجاعت بازي با تيم هاي بزرگ را دارند.
وي در بخشي از اين گفتگو افزود: تيم ملي ايران حتي مقابل آلمان هم خيلي خوب بازي كرد، مخصوصاً در نيمه اول عالي بوديم. اگر هم دو بر صفر باختيم، به علت كم تجربگي بود. فكر مي كنم تا شروع جام جهاني احتياج به هماهنگي تاكتيكي بيشتري داريم و بايد روي نقاط ضعف خودمان كار كنيم.
هاشميان اضافه كرد: صعود به دور دوم، دور از دسترس نيست. مي توانيم صعود كنيم، اگر اينگونه فكر نمي كرديم ديگر لازم نبود در روزنامه ها اين قدر بحث شود. راحت مي رفتيم، مي باختيم و بر مي گشتيم. بنابر اين تصور همگي بر اين است كه مي توانيم از گروه بالا بيائيم.
مهاجم هانوفر در ادامه صحبتهايش، حريفان تيم ملي ايران در گروه D را ارزيابي كرد و اظهار داشت: مكزيك تيم خيلي خوبي است. بازي اين تيم را برابر آرژانتين در هانوفر در جام كنفدراسيونها ديدم. تيم تكنيكي و دونده اي است. البته به نظرم در خط دفاعي كمي شكننده است.
ضمناً تيم پرتغال كه مشخص است ستاره هاي خيلي خوبي دارد، اما هميشه در نوسان بوده و مي توان از اين بابت به نفع خود استفاده كرد. يك بار در يك مسابقه نه چندان سخت شكست مي خورد و بار ديگر تا نايب قهرماني اروپا بالا مي رود. در حقيقت افت و خيز اين تيم خيلي زياد است.
آنگولا هم تيم ناشناخته اي است. اين تيم توانسته در دور مقدماتي نيجريه را حذف كند. بنابر اين تمام تيمهاي اين گروه با انگيزه هستند و همه شانس صعود دارند.
هاشميان در بخش ديگري از گفته هاي خود به موضوع ارتباط با برانكو پرداخت و گفت: چند وقت پيش برانكو با بازيكناني كه خارج از كشور هستند تماس گرفت و برنامه هاي تيم ملي را ارائه داد كه واقعاً برنامه خوب و منظمي است.
ما تا شروع بازيهاي جام جهاني گويا سه بازي دوستانه انجام مي دهيم كه احتمالاً ديدار با تيمهاي كرواسي، بوسني و هرزگوين و تونس خواهد بود.
ضمن اين كه قرار است در سه كشور كرواسي، سوئيس و آلمان هم اردو بزنيم تا تيم از نظر تاكتيكي هماهنگ تر شود.

Siyavoush
2nd May, 2006, 03:11 AM
براي آن كه بالا‌تر بپريم
كمتر كشور و تيمي است كه در آستانه حضور در جامجهاني بدون نگراني از وضعيت و شرايط خود وارد مسابقات مهمي به مانند جام جهاني كه پرافتخارترين و معتبرترين مسابقات فوتبال جهان هست، بشوند. براي نمونه نگراني بابت كافي نبودن بازي‌هاي تداركاتي با كيفيت مورد نياز، صدمه ديدن بازيكنان كليدي، آمادگي جسماني و رواني بازيكنان، كمبود تجربه، چگونگي كيفيت فني و گروهي بازي‌هاي تيم‌ملي كشورشان در مسابقات... و... و... مسلماً فوتبال ما هم از اين قاعده خارج نيست. مي‌بينيم در طول يك سال گذشته در مورد بازي‌هاي تيم‌ملي و كيفيت اين بازي‌ها و ضعف تعدادي از بازيكنان بسيار گفته شده است و كمبودهايي كه موجب نگراني شده را عنوان كرده‌اند كه مهم‌ترين آنها نداشتن بازي‌هاي تداركاتي هم از جهت تعداد و هم از جهت كيفيت و همچنين نگراني در مورد خط دفاعي تيم‌ملي به صورت فردي و ساختاري. اگر نگاهي داشته باشيم به وضعيت شرايط و نگراني كارشناسان و علاقه‌مندان فوتبال در دو مورد از موارد ذكرشده در آن زمان - جام‌جهاني - 98 نيز وجود داشت و موجب نگراني بود (در آستانه مسابقات جام‌جهاني فرانسه سال )98 - كافي نبودن بازي‌هاي تداركاتي با كيفيت مطلوب و نگراني در مورد ساختار خط دفاعي و مورد سومي كه خوشبختانه در اين دوره نداريم، كم‌تجربه‌بودن بازيكنان براي حضور در مياديني به مانند جام‌جهاني. در اين دوره حدود نيمي از بازيكنان ما كه در خارج از كشور به خصوص در آلمان و ايتاليا بازي مي‌كنند؛ آقايان علي كريمي،‌ مهدوي‌كيا، وحيد هاشميان، رحمان رضايي و زندي مسلماً از لحاظ تجربه مي‌توانند ميزان تجربه تيم‌ملي را بالا برده و با توان فني خود كمك تيم‌ملي باشند. (در حالي كه تيم‌ملي در فرانسه از چنين مزايايي بهره‌مند نبود) 21 - روز قبل از شروع بازي‌هاي جام‌جهاني در فرانسه مسوِوليت تيم‌ملي به بنده واگذار شد؛ آن هم در موقعيتي كه تيم‌ملي مقابل تيم باشگاهي رم يك شكست سنگين را پذيرفته بود. اولين نگراني و اساسي‌ترين مشكل كه مي‌بايستي در آن مدت زمان كوتاه تا شروع جام‌جهاني به گونه‌اي برطرف و يا بهبود مي‌بخشيديم ساختار خط دفاعي تيم‌ملي بود؛ همان مشكل و نگراني‌اي كه از مدت‌هاي قبل ما را دلواپس كرده بود، بنابراين بلافاصله كارمان را آغاز كرديم. انتخاب نفراتي كه بتوانند با توانايي خود، با تجربه خود در خط دفاعي قرار بگيرند و كارشان را خوب انجام بدهند و باتوجه به ضعف‌ها و قدر‌ت‌هاي خود بتوانند مكمل همديگر باشند و سازمان خط دفاعي را توان بيشتري ببخشند. چون اعتقاد داشتيمتمام مشكلا‌ت و معايب خط دفاعي به بازيكنان به صورت فردي مربوط نمي‌شد، بلكه در حد بالا‌يي به سبب مشكلا‌تي بود كه در سازماندهي و ساختار خط دفاعي شكل مي‌گرفت. لذا تصميم گرفتيم در سازمان دفاعي تيم ملي تغييراتي به وجود بياوريم و تركيب ديگري را مورد آزمايش قرار دهيم. بر همين اساس تمرينات اختصاصي در برنامه همه روزه ما قرار گرفت و كارمان را جهت آشنا كردن و هماهنگي بازيكنان مورد نظر در ساختار خط دفاعي آغاز كرديم. با توجه و شناخت از خصوصيات و تجربه فردي و توان بازيكنان نفرات مورد نظر را براي پست‌هاي تخصصي آنها انتخاب كرديم. عرض كردم كه تنها 21 روز زمان داشتيم كه نتيجه تغييرات مورد نظر را ببينيم. دو بازي تداركاتي ديگر در پيش بود؛ بازي با اينتر و تيم ملي كرواسي. در اين دو مسابقه بود كه مي‌توانستيم به صورت جدي نفرات را در كنار هم قرار دهيم و آزمايش كنيم. مسوِوليت و نقش ليبرو (دفاع آزاد) را به آقاي محمدخاني سپرديم. با دارا بودن فاكتورهاي مثبت مورد نياز، تجربه و اعتماد به نفس، توان رهبري خط دفاع، قدرت خوب فيزيك بدني، آگاهي از موقعيت دفاعي، سرعت مناسب، بازيخواني، قدرت پرش، مسلط به بازي با هر دو پا، قدرت ارسال توپ مستقيم از نيمه به نيمه، حفظ تعادل و بالا‌نس خوب بدني، قدرت تكل (سرعت، زمان، مكان.) پاشازاده، جوان باانگيزه، قدرت خوب سرزني، تكنيك قابل قبول، مهارت كافي در تكل زدن، انتخاب درست زمان و مكان براي حمله به يار و توپ، آغازكننده حملا‌ت. محمد خاكپور، منضبط، با فيزيك و قدرت خوب بدني، تجربه و اعتماد به نفس، توان بالاي‌ جسماني، قدرت درگيري و تكل، مسلط در توپ‌هاي بلند، سختگير در نبردهاي تن به تن، قدرت تعويض مكان بازي ازجناح به جناح مخالف، آغازكننده حملا‌ت، آشنا به بازي محمدخاني. <براي دو پيستون چپ و راست ميناوند و شاهرودي در جناح چپ، زرينچه و سعداوي در جناح راست نفراتي بودند كه مي‌توانستند ساختار دفاعي تيم را كامل كنند.> زرينچه، با سابقه بازي در پيستون راست در تيم ملي، آشنا به وظايف خود، قابليت مقابله در موقعيت يك برابر يك، تفكر تهاجمي، قدرت مانور، قدرت بازيخواني، ارتباط و تركيب با مهاجمان و بازيكنان مياني، قدرت سانتر از جناحين. ميناوند، سرعت و تكنيك مناسب، قابليت مقابله در موقعيت يك برابر يك، قدرت درگيري و تكل، تفكر تهاجمي، قدرت مانور، اعتماد به نفس، ارسال سانتر از جناحين. در بازي با اينتر نفرات مورد نظر به ميدان رفتند و در پايان مسابقه اميدواري ما را از جهت بهبود ساختار تيم در خط دفاعي با تغييراتي كه داده شده بود بسيار زياد كرد... 1-4 ايران. در بازي دوم مقابل كراوسي تنها يك تغيير در خط دفاعي به وجود آوردم. به جاي آقاي ميناوند، آقاي شاهرودي به ميدان رفت. در آن بازي هر چند كه نتيجه بازي دو‌بر‌صفر به حريف واگذار شد ولي در همان نيمه اول يك پنالتي را از دست داديم. (كرواسي در جام جهاني به مقام سومي رسيد) ولي به گفته اكثر كارشناسان، بازي تيم ملي مقابل كرواسي يكي از بهترين بازي‌هاي تيم ملي به حساب ميآمد، بنابراين اعتماد و اطمينان ما براي استفاده كردن از بازيكنان خط دفاعي و ساختار اين خط بيشتر و كاملا‌ً اميدوار به سازمان دفاعي براي بازي‌هاي جام جهاني.




جهان فوتبال

Siyavoush
2nd May, 2006, 03:12 AM
اطلا‌عيه تربيت بدني در حمايت از تيم ملي
سازمان تربيت بدني در اطلا‌عيه‌اي از تمام سازمان‌ها، ارگان‌ها، نهادها و رسانه‌هاي گروهي براي حمايت گسترده از تيم ملي فوتبال ايران در آستانه رقابت‌هاي جام جهاني 2006 آلمان دعود كرد. در اين اطلا‌عيه آمده است: بحث حضور شايسته تيم ملي فوتبال در جام جهاني آلمان كه مورد تا‡كيد رئيس جمهوري، رئيس سازمان و مردم فرهيخته و پاك‌نهاد ايران اسلا‌مي است، در شرايط حاضر اقتضا مي‌كند كه همه دست به دست هم داده و با همدلي زمينه‌اي را فراهم آوريم تا تيم ملي به‌عنوان نماينده 60 ميليون ايراني، حضوري سبز در ضيافت برترين تيم‌هاي فوتبال دنيا داشته باشد. بي‌شك امروز صرف حضور در جام جهاني در دستور كار نيست و بايد شرايطي فراهم شود كه تيم ملي فوتبال ايران در سومين ميدان حضور خود در اين آوردگاه مهم و مورد توجه جهانيان، با موفقيت عمل كرده و راهي مرحله دوم رقابت‌ها شود. پرواضح است كه تيم‌هاي ملي پرتغال و مكزيك، با سابقه‌اي ديرين در عرصه جام جهاني و كسب نتايجي درخور، جايگاهي شناخته شده در فوتبال دنيا دارند. بنابراين اگرچه بر روي كاغذ پرتغال و مكزيك از تيم ملي ايران برترند، اما در مقام عمل جوانان ايراني نشان داده‌اند كه در شرايط سخت و حساس دست به كارهاي بزرگ و سترگي زده‌اند و غيرممكن‌ها را براي خود ممكن ساخته‌اند. موفقيت‌هاي علمي و ورزشي به‌دست آمده طي اين سال‌ها، مبين ايمان، خلا‌قيت، نوآوري و تعصب جوانان برومند كشورمان است كه نام ايران و ايراني را در ميادين جهاني و المپيك مطرح ساخته و پرچم پرافتخار كشورمان را به اهتزاز درآورده‌اند. شكوه موفقيت و پيروزي فرزندان اين مرز و بوم، همواره در دعاهاي روزانه پدران و مادران اين سرزمين پرگهر، مورد توجه قرار گرفته است تا در سايه دل‌ها و قلب‌هاي پاك ايرانيان، فرزندان ايران زمين در ميادين مختلف جهاني و بين‌المللي با انرژي و انگيزه‌اي دو چندان، پيروزي‌هاي غرورانگيزي را براي كشورمان به ارمغان آورده و دل ايرانيان را شاد سازند. واقعيت اين است كه امروز تيم ملي فوتبال ايران با توجه به سرمايه‌ها و پتانسيل‌هاي خوب خود، اين شايستگي و توانايي را دارد كه در جام جهاني آلمان از اعتبار فوتبال و ورزش ايران دفاع كند. بر اين مبنا امروز همه بايد دست به دست هم داده و تيم ملي را يكصدا حمايت كنند. امروز زمان طرح اختلا‌ف‌ها و دامن زدن به مسايل حاشيه‌اي نيست و هيچ‌كس نبايد به خود اجازه دهد تيم ملي را درگير مسايل حاشيه‌اي كند. امروز وقت كمك و همراهي با تيم ملي است و طبق تا‡كيد رياست سازمان تربيت بدني، همه عوامل فدراسيون فوتبال بايد با تمام قدرت به كار خويش ادامه دهند تا تيم ملي در جام جهاني پاسخگوي انتظارات باشد. سازمان تربيت بدني و شخص مهندس علي‌آبادي طي روزها و ماه‌هاي گذشته تا به امروز بيشترين وقت را در جهت بررسي برنامه‌هاي فدراسيون فوتبال و حمايت از فدراسيون و تيم ملي اختصاص داده‌اند و همه اين توجهات كه ناشي از عزمي ملي براي حضور شايسته در جام جهاني است، طلب مي‌كند كه تيم ملي فوتبال را ياري صديق و همراهي مهربان باشيم. در مقطع حساس فعلي بر رسانه‌ها اعم از صدا و سيما و مطبوعات ورزشي است كه از تيم ملي فوتبال حمايت كنند و با نقطه نظرات كارشناسي و دلسوزانه خويش، زمينه‌اي را فراهم آورند تا اين تيم از هر آسيب و گزندي در امان بماند. به اميد آن كه در سايه اين وفاق و همدلي ملي، تيم ملي فوتبال ايران در آلمان 2006 با ارائه بازي‌هاي خوب و جوانمردانه، دل ايرانيان سرافراز را در ميهن عزيز و جاي‌جاي جهان پهناور شاد و خرسند سازد. جنگي در كار نيست، همه سرباز تيم ملي اطلا‌عيه سازمان تربيت بدني، واكنش صحيح و به موقعي است نسبت به موقعيتي كه تيم ملي دارد. تيمي كه قادر است به مرحله دوم جام جهاني صعود كند، بايد كه از تمام حمايت‌هاي لا‌زم ــ‌به ويژه از نظر امنيت خاطر و اعتماد به نفس و باور خويش ـــ برخوردار باشد. در حالي‌كه كوشش خواسته يا ناخواسته‌اي مبذول مي‌شد كه براي چرخه فوتبال مسا‡له ساخته شود، از جمله موجبات دلسردي رسانه‌ها را فراهم آورند و دغدغه‌هايي به دل مديران ارشد فوتبال راه دهند و در اين چارچوب، هر روز نامي را به عنوان مردي كه خواهد آمد مطرح مي‌كردند، سازمان ورزش، هوشمندانه و قبل از آن‌كه كار از كار بگذرد، موضع گرفت و نشان داد كه موضع‌گيري‌هاي غيردوستانه، نه اصالت دارد و نه دليل منطقي. تيم ملي با آرامش به كارش ادامه مي‌دهد.




جهان فوتبال

Siyavoush
3rd May, 2006, 04:25 AM
گفت وگو با همايون شاهرخي ،روي نيمكت كنار زمين
همايون شاهرخي روي نيمكت كنار زمين نشسته است. مثل هميشه شق و رق، رسمي و جدي. در حال ديد زدن به تمرين است. حرفي نمي‌زند اما حرف‌ها دارد كه بزند. گوش مي‌خواهد دل تا سفره‌دلش را باز كند. ... مي‌داني فلا‌ني! حيف است كه الا‌ن همه بچه‌ها نيستند. اين كه يك عده هنوز درگير بازي‌هاي باشگاهي‌شان در اروپا هستند به تيم ملي لطمه مي‌زند. تيم مثل يك موجود زنده است - انگار همايون خان به ما طعنه مي‌زند كه چند باره به اين واقعيت اشاره كرده بوديم - و الا‌ن بخشي از اين موجود زنده سر جايش نيست مثل يك آدم كه قسمتي از بدنش را ندارد. حق با همايون‌خان است. تيم ملي كه ديروز يك تمرين بيشتر تكنيكي را پشت سر مي‌گذاشت براي تيم شدن نياز دارد تا همه مردانش با هم باشند اما نيستند. لژيونرها - كه شش نفرند و اين شش نفر بيش از 50 درصد تيم ملي را تشكيل مي‌دهند - البته كه بيكار نيستند، اما تمرين گروهي بايد با حضور تمام اعضاي يك گروه باشد. در واقع تيم ملي از روزي تمرين نهايي خود را آغاز مي‌كند كه علي كريمي، مهدي مهدوي‌كيا، وحيد هاشميان، فريدون زندي، جواد نكونام و رحمان رضايي هم به بقيه اضافه شوند. (آيا رحمان حتماً به بقيه اضافه مي‌شود؟) و مثل هميشه همايون خان را بايد به حرف در آورد تا حرف‌هاي خوبي از او بشنوي: در فوتبال هر كسي بايد جاي خودش را بشناسد و همه چيز بايد سرجاي خودش باشد. در تيم ملي اين رعايت حدود و محترم شمردن مرزها بايد به حداكثر خود برسد. مگر مي‌شود مثلا‌ً در ماشين تيم ملي عدهاي باشند كه حضورشان بازيكنان تيم ملي را به واسطه احترامي كه براي اين ميهمانان قايل مي‌شوند، مغلوب كند؟ در جام ملت‌هاي آسيا روز دوم بود كه با دكتر دادكان در اين باره حرف زدم. دكتر خودش اين كاره است و با يك <ف> گفتن ما، دو مرتبه تا فرحزاد مي‌رود و برمي‌گردد. از همان روز دوم همه چيز سرجاي خودش قرار گرفت. سرمربي تيم ملي جايش معلوم، مربيان معلوم، سرپرست معلوم، مدير مشخص و كاپيتان و بقيه هم به همين ترتيب. يك مسا‡له با اين كوچكي وقتي رعايت شد همه چيز نظم و نسق پيدا كرد. نشاط و شادي به جمع برگشت محيط براي ملي‌پوشان خانوادگي شد و امنيت خاطر به آنها داد. * * * و همايون خان تماميت فوتبال را به اتوبوس تيم ملي تشبيه مي‌كند: همه جا بايد، همه چيز سرجايش باشد. در فدراسيون، در هيا‡ت‌ها، در ادارات كل و در سازمان تربيت بدني گاهي يك حرف حتي از سر خيرخواهي - كه اغلب شك دارم چنين باشد - اس و اساس يك كار ملي را به هم مي‌زند. از همايون خان درباره نيكبخت واحدي مي‌پرسيم چشمانش برق مي‌زند از خوشحالي: ... يادت هست آن بار قبل كه روي سكوهاي سمنتي روبه‌رو نشسته بوديم چه گفتم؟ الا‌ن نيكبخت خيلي فرق دارد. او پذيرفته است كه زندگي رياضت كشانه ورزشي لا‌زمه پيشرفت است پس دارد خوب زندگي مي‌كند، در دو، سه بازي آخري خيلي خوب بود. البته اين بچه خيلي جا دارد. او مي‌تواند يكي از لژيونرهاي بزرگ فوتبال ما باشد تا الا‌نهم اگر نشده خودش نخواسته. از شاهرخي مي‌پرسيم: پس چرا تمرين نمي‌كند. اين ماجراي درد زانويش چيست و در چه مرحله‌اي قرار دارد. آيا ممكن است مزاحم او باشد؟ <از اين حرف‌ها نزنيد. اين بچه علاوه بر بازيگوشي، بدشانس و بد‌بيار هم هست. با خودش كه صحبت مي‌كردم از يك درد مزمني در كشكك زانويش كه گويا ساييدگي دارد حرف مي‌زد. يك درد كهنه و خفيف هم انگار در مينيسك او وجود دارد. خدا كند كه كار به عمل جراحي نكشد. داشت خوب زحمت مي‌كشيد. حيف است كه او در اين وضعيتي كه دارد سر بخورد. از همايون خان سوِال مي‌كنيم: ته دلت به اين تيم چقدر اميدواري؟ نگاهي عميق مي‌اندازد به صورتم و در چشمم خيره مي‌شود: خيال مي‌كني كه من بيكارم كه بيايم و وقتم را سر كاري بگذارم كه عاقبتي ندارد؟ من با تيم ملي به جام ملت‌ها رفته‌ام. با تيم ملي به جام جهاني هم مي‌روم. آيا من چين نديده بودم؟ يعني نمي‌توانستم با پول خودم دست خانواده‌ام را بگيرم و براي ديدن ديدني‌هاي چين به پكن بروم؟ يعني الان قادر نيستم به آلمان بروم و تماشاگر بي‌مسوِوليت بازي‌ها باشم؟ اين كه الان اينجا روي اين نيمكت نشسته‌ام و به تمرين چشم دوخته‌ام و شاهد پيشرفت نسبي بچه‌هايي هستم كه پيش از اين هم يا بودند يا نبودند، ولي به اين آمادگي نشان نمي‌دادند، دليلش اين است كه اميدوارم. من به اين تيم اميدوارم، همان طور كه خود شما هم به اين تيم اميدواريد. اين را هم نوشته‌ايد و هم در اول حرف‌هاي‌تان گفتيد. بگذاريد راحت‌تان كنم: اگر قرار بود اين تيم برود و مثل عربستان هشت گل بخورد، من نميآمدم. حالا‌ كه هستم يقين دارم كه تيم ما آبروداري مي‌كند. يقين دارم كه اين تيم عرضه زيادي دارد. روزي كه رئيس جمهور به تمرين تيم ملي آمد رو كرد به من و پرسيد: آقاي شاهرخي اين تيم به مرحله دوم مي‌رسد؟ سوِال رئيس جمهور نشان داد كه فوتبال را مي‌شناسد و با كوچه پس كوچه‌هاي آن آشنايي دارد. من به ايشان پاسخ دادم: تا امروز پيش‌بيني و پيشگويي نكرده‌ام، اما اين تيم مي‌تواند براي فوتبال ايران اعتباري بيش از گذشته دست و پا كند. حالا‌ اين كه حتماً به مرحله دوم مي‌رود يا حتماً نمي‌رود را نمي‌دانم اما شك ندارم كه تيمي داريم كه مردم را خوشحال و راضي مي‌كند.


جهان فوتبال

Siyavoush
3rd May, 2006, 04:25 AM
در توصيف مديريت ورزش ايران
برانكو از وضعيت اردو رضايت ندارد. مهم‌ترين مسا‡له‌اي كه باعث نگراني او شده غيبت بازيكنان صباباتري و مصدوميت نيكبخت است. البته بايد اين نكته را هم به جمع نگراني‌هاي سرمربي تيم ملي اضافه كرد كه فضاي آرام او با اظهار نظرهاي مختلف به هم بخورد. ايوانكوويچ در جواب سوِالي كه از وي مي‌شود مكث مي‌كند و همان سوِال را از خود ما مي‌پرسد: <به اعتقاد شما تيم ملي مهم‌تر است يا مسابقات جام حذفي. اصلا‌ً قضاوت نمي‌كنم به عهده مردم كه بهترين كار شناسند. بايد به اين نكته توجه داشت كه مي‌خواهيم در جام جهاني رقابت كنيم. موفقيت ايران در آلمان در قياس با مسابقات حذفي كشور ارزشمندتر نيست؟ پس بايد كمك كنند زمان، زمان حساسي شده كه بايد مراقب همه چيز بود تا به شايستگي‌هاي مورد نظر رسيد.> حرف‌هاي برانكو را قبول داريم درست مي‌گويد. بايد دست به دست هم داد تا شرايط بهتر از ديروز شود. ايوانكوويچ كه قضاوت اين اتفاقات را به عهده مردم مي‌گذارد، مي‌گويد: <حرفي ندارم تصميم را فدراسيون مي‌گيرد بايد به شكلي قابل قبولي اين مسا‡له بين فدراسيون و باشگاه‌ها حل شود. اين حق را براي من قايل باشيد كه براي تيمي كه هدايت آن را به عهده دارم نگران باشم.> هم آوايي با برانكو، پرسش از خود برانكو برانكو مي‌پرسد: جام حذفي مهم‌تر است يا جام جهاني؟ و ما همين پرسش را ماه‌ها پيش مطرح كرده و پرسيده بوديم.مگر قرار نيست ليگ برتر، جام حذفي و تمرينات باشگاهي و هر فصل و انفعال ديگري سودش به تيم ملي برسد. پس چرا چنين نمي‌شود؟ پس چرا ليگ در خدمت تيم ملي نيست، پس چرا به بهانه ليگ تيم ملي را از بازي‌هاي تداركاتي - كه لا‌زم بود، لا‌زم هست و لا‌زم خواهد بود - محروم مي‌كنيم. چرا به تيمي كه در اردوي انگليس معلوم شد در كدام بخش‌ها محتاج تجديد نظر است و در بازي با كره جنوبي معلوم كرد چقدر قدرت دارد - نيمه دوم اين قدرت نهايي را شاهد بوديم - و نيز به زباني بلند فرياد زد: من براي قوي‌تر شدن محتاج بازي كردن و محتاج نفرات زبده‌تري هستم، توجه لا‌زم مبذول نشد؟


جهان فوتبال

Siyavoush
7th May, 2006, 04:24 AM
آقاي برانكو هيچ‌كس غم تو را نميخواهد
خبر در شهر پيچيد! برانكو ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي ايران غمگين است. به ياد داريم حدود چند هفته پيش برانكو از دوستداران ايران گله داشت كه چرا در سال جام جهاني شاد نيستند و با وجود چنين ليگ پويايي اين گونه نااميد به حضور تيم ملي فوتبال كشورمان مي‌نگرند و امروز پس از چند هفته شاهديم كه خود برانكو نيز غمگين است. او غمگين است چون لژيونرهاي ايران تا اول خرداد به اردو نخواهند آمد، او نگران است زيرا مدافع چپي كه براي تيم ملي در نظر گرفته بود يعني عليرضا نيكبخت واحدي مصدوم است، او ناراحت است زيرا بازيكنان صباباطري يعني دايي، گل‌محمدي و سهراب بختياري‌زاده دو نفرشان فيكس تيم ملي خواهند بود، درگير بازي‌هاي باشگاه‌هاي آسيا و ماراتن جام حذفي هستند، او نگران است چون نويدكيا مصدوم است و خطيبي هم بايد براي ادامه ماراتن جام حذفي به اصفهان برود. او اندوهگين است چون معدنچي و كاظميان هم اسير عدم اتمام بازي‌هاي حذفي شده‌اند. برانكو شايد اخم‌هايش به اين دليل بيش از پيش گره خورده، زيرا در فاصله هفت هفته به جام جهاني بايد اردوي خود را كه تنها 15 نفر آمار بازيكنانش در آخرين روز بوده را تعطيل كند. او عصباني است چون به احتمال فراوان اردوي گران‌قيمت سوئيس تيم ملي عملا‌ً كاربرد فراواني نخواهد داشت و فقط خستگي را براي بازيكنان بيشترخواهد كرد و تازه اين خستگي شامل بازيكناني مي‌شود كه به احتمال فراوان در جام جهاني به عنوان مهره‌هاي اصلي نخواهند بود و... به راستي برانكو بايد غمگين باشد ولي مي‌پرسيم اگر تيم ملي تا به حال به جاي اتلاف وقت و نداشتن بازي‌هاي تداركاتي چند اردو وحداقل سه بازي تداركاتي مناسب و منطبق با روش‌هاي سه تيم همگروه‌مان داشت، باز هم برانكو غمگين بود؟ اگر برانكو به جاي غصه خوردن در مورد اين كه چرا نويدكيا مصدوم است، حداقل مبعلي را به اردوي اصلي مي‌خواند، باز هم مغموم بود؟ اگر در اردوي سوئيس تيم بدون لژيونرهايش مي‌رود، اصراري بود كه ليست تيم ملي را محدود مي‌كرديم و در اردوي سوئيس با ليست ذخيره‌ها وچند بازيكن ديگر نظير اكبرپور، باقري، جمشيدي و... مي‌رفتيم؟ اگر اردوي سوئيس مناسب نيست چرا همان اول خرداد به آنجا نمي‌رويم و اگر برنامه‌هاي ديگر بر هم مي‌خورد چرا اين اردو را حذف نمي‌كنيم و در تهران به اردو نمي رويم؟ چه اشكالي دارد ماراتن جام حذفي را زود به اتمام برسانيم. با وجود تمام احترامي كه بايد براي تمام تيم‌هاي شهرستاني قايل شويم، مي‌پرسيم چه اصراري است بازي نوژن و پرسپوليس انجام شود؟ خود مسوِولان نوژن هم مي‌گويند توان حضور در رقابت‌هاي آسيايي را ندارند، پس چه اصراري است كه اين بازي انجام شود؟ سال‌هاست كه رقابت‌هاي فوتبال حذفي ما بي‌هدف برگزار مي‌شود، پس چه اشكالي داشت براي شروع سريع‌تر اردوي تيم ملي، بازي نوژن و پرسپوليس انجام نمي‌شد و بازي سپاهان و صبا را زودتر برگزار مي‌كرديم تا جام حذفي زودتر پايان پذيرد چرا فدراسيون فوتبال جام حذفي را زودتر برگزار نكرد؟ چرا فرانسه قهرمان جام حذفي خود را شناخته است آلمان قهرمان جام حذفي را شناخته است. ايتاليا هفته آينده مي‌شناسد ولي فوتبال ما هنوز در مرحله نيمه نهايي جام حذفي است؟ آيا اين سخن هم در جهت تضعيف تيم ملي است؟ آيا اين اعتراض هم نشانه‌اي از بدخواهي براي تيم ملي است؟ فركي كمك برانكو به برنامه‌ريزي كنفدراسيون آسيا اعتراض دارد ولي نمي‌گويد چرا اين برنامه‌ريزي براي ديگر تيم‌هاي نماينده آسيا در جام جهاني يعني كره جنوبي، ژاپن و عربستان در جهت كسب آمادگي تيم‌شان مشكلي ايجاد نكرده است؟ چرا حالا كه بازي تداركاتي مناسبي نداريم و اردوي تيم ملي در چند روز اخير عملا‌ً هيچ كاربردي نداشته است، ميرزاپور و كعبي را در اردوي تيم ملي مخفي كردند و فرصت بازيابي روحيه و آمادگي بدني آنها در يك ديدار بين‌المللي يعني بازي‌ فولاد و القادسيه را گرفتيم؟ اگر تيم ملي اسير برنامه ريزي غلط فدراسيون و جنگ‌هاي فرسايشي و بي‌مورد سرمربي وكادرفني و رئيس فدراسيون با رسانه‌ها شده است باز هم بايد خودزني كند؟ سخن برانكو مبني بر اين‌كه حالا‌ كه نيكبخت مصدوم است، شايد تيموريان را در پست دفاع چپ آزمايش كرديم، نمونه ديگري از بي‌برنامگي و بي‌توجهي به فاكتور زمان نيست؟ آيا برانكو با اين روش آزمون و خطا باز هم ما و تيم ملي و خودش را غمگين‌تر نخواهد كرد؟ در حال حاضر بايد از تمامي امكانات استفاده كرد و به دنبال كشتن زمان و استفاده از مردان غيرتخصصي در پست‌ها نبود، بايد به خاطر دور نگاه داشتن تيم ملي از بررسي توسط رسانه‌ها ومردم و روحيه محافظه‌كاري برانكو و ترس از انتقادها به سفرهاي غيرضروري و اردوهاي مهجور تيم ملي را فرستاد؟ بايد زمان را ارج نهيم.‌كمي با برنامه بود اين يك واقعيت است و اين گونه شايد غم‌هاي ما و برانكو كمتر شود؛ اميدواريم.




جهان فوتبال

Siyavoush
7th May, 2006, 04:24 AM
شكست نوجوانان ايران در مقابل عربستان
عصر ديروز تيم‌هاي نوجوانان ايران و عربستان در چارچوب تورنمنت محمد امين (ص) رو در روي يكديگر قرار گرفتند. اين بازي كه با حضور چشمگير تماشاگران در ورزشگاه شهر قدس همراه بود در نهايت با شكست دو بر يك تيم كشورمان به پايان رسيد. سانتر زيباي حاجي روي تير دوم باعث شد تا علي محمدي با ضربه سر تك گل ايران را در دقيقه )4( به ثمر رساند. در ادامه بازي نواف محمد با استفاده از پاس‌هاي متعدد هم تيمي‌هايش گل تساوي را زد. در نهايت شوت سي متري يحيي دو قيدي باعث برتري عربستان در اين بازي شد. تيم نوجوانان كشورمان در اين بازي به بيشتر نفرات اصلي خود استراحت داده بود تا در رويارويي با حريفان دور دوم توان جسماني‌اش را از دست ندهد. عربستان با وجود برتري مقابل ايران از گردونه اين بازي‌ها حذف شد!


جهان فوتبال

Siyavoush
10th May, 2006, 03:12 AM
گفت‌وگوي اكيپ فرانسه با دادكان
با نزديك شدن به زمان شروع رقابت‌هاي جام جهاني، فوتبال به عنوان بزرگترين مسا‡له روز جهان تبديل مي‌شود و در اين ميان توجه رسانه‌هاي معتبر خارجي به تيم‌هايي نظير ايران بيشتر و بيشتر مي‌شود.‌

خبرنگار روزنامه ورزشي اكيپ فرانسه كه براي تماشاي تمرين تيم‌ملي به كمپ تيم‌هاي ملي آمده بود،‌فرصتي مناسب براي گفت‌وگو با محمد دادكان، نفر نخست فوتبال ايران پيدا كرد و مصاحبه‌اي را با رنگ و بوي سياسي با وي انجام داد:‌

آقاي دادكان، آيا پس از حضور رئيس‌جمهوري و شايعه حضور رئيس مجلس ايران در تمرينات تيم‌ملي از سياسي شدن فضاي تيم‌ملي هراسي نداريد؟

خير،‌ حضور روِساي جمهور و مجلس در تمرينات تيم‌هاي ملي فوتبال امري متداول است.‌ مگر در كشور شما، مسوِولان براي تماشاي تمرينات تيم‌ملي به محل تمرين نمي‌آيند.‌

براي تماشاي بازي مي‌آيند و نه تمرين؟

مگر چه فرقي مي‌كند.‌ مي‌خواهم بگويم كه اين يك چيز متداول در همه جاي دنيا است اما، اگر كشور ما اجرا كند، مي‌گويند سياسي است، در صورتي كه اين چنين نيست و حضور رئيس‌جمهوري و رئيس مجلس افتخاري براي فوتبال كشورمان است.‌

فدراسيون فوتبال، چه برنامه‌اي براي خارج كردن تيم‌ملي از زير فشارهاي رسانه‌هاي خارجي دارد؟

خود شما مي‌دانيد كه در خارج، همه چيز را سياسي مي‌كنند.‌ به شما قول مي‌دهم كه همان فشاري كه روي كشور فرانسه هست روي كشور ما هم هست و اگر براي فرانسه نيست براي ما هم وجود ندارد.‌

مطمئن باشيد كه هيچ فشاري بر تيم‌ملي وارد نيست و تيم ما با آرامش خاطر در حال آماده‌سازي خود براي حضور در جام جهاني است.‌ تيم ايران در هر جاي دنيا كه بازي مي‌كند از آن استقبال مي‌شود.‌ نمي‌دانم اين حرف‌ها از كجا مي‌آيد اما تيم ما با شرايط خوب روحي، رواني و جسمي به جام جهاني مي‌رود.‌

شما با كرواسي و بوسني و هرزگوين ديدارهاي دوستانه‌اي خواهيد داشت.‌ چرا نتوانستيد تيم‌هاي بزرگتري را براي ديدار با ايران قانع كنيد؟

كرواسي تيم بزرگي است.‌

اما من شنيدم كه رئيس‌جمهوري ايران مي‌توانست تيم‌هاي بزرگتري مانند برزيل را به ايران بياورد.‌

ترتيب دادن بازي‌هاي دوستانه از وظايف فدراسيون است و ما هم تلاش كرديم تا تيم‌هاي مختلفي را بياوريم اما شرايط به گونه‌اي شد كه يا آنها تقاضاي مالي بالايي ارائه كردند يا نتوانستيم به لحاظ زماني با آنها هماهنگ باشيم.‌

چندي پيش شنيديم كه چند نفر از نمايندگان مجلس آلمان خواستار آن شدند كه ايران به جام جهاني نرود، بنابراين نمي‌توانيد بگوييد كه هيچ فشاري بر تيم‌ملي نيست؟

شنيدن كي بود مانند ديدن.‌ نماينده آلمان حقي در مورد اظهار نظر در مورد فوتبال ايران ندارد.‌ بهتر است آنها درباره كارهاي مجلس و مردم خودشان صحبت كنند، فيفا حاكم مطلق فوتبال در دنيا است و تصميم گيرنده اين كار هم فيفا است.‌

فدراسيون فوتبال ايران هم مانند تمام كشورهاي عضو از دستورات فيفا تبعيت مي‌كند و هيچ دولتي نمي‌تواند مانع از حضور كشوري در رقابت‌هاي جام جهاني شود به ويژه آن كه آن كشور، كشوري قدرتمند همچون ايران باشد.‌ ما با قاطعيت در جام جهاني شركت مي‌كنيم و همه اين حرف‌هايي كه زده مي‌شود حاشيه‌هاي ورزش است و هيچ ارتباطي با نماينده پارلمان آلمان ندارد.



جهان فوتبال

moh.santia
10th May, 2006, 06:12 PM
تيم ملي فوتبال ايران در اولين ديدار تداركاتي خود عصر سه شنبه در مقابل تيم "اس.فا.ليس" سوييس به برتري دست يافت.

در اين ديدار تيم ملي ايران موفق شد با نتيجه ‪ ۲‬بر يك حريف خود را شكست دهد.

گلهاي تيم ملي ايران در دقايق پنجاه و پنجم و هشتاد و يكم توسط عنايتي و شجاعي به ثمر رسيد و تك گل تيم حريف نيز در دقيقه ‪ ۴۱‬وارد دروازه ايران شد.

تيم ملي فوتبال ايران طي اردوي ده روزه خود دو ديدار ديگر مقابل تيمهاي سوئيسي برگزار مي‌كند.

پس از اين ديدارها تيم ملي، سوييس را به مقصد كرواسي و انجام ديداري تداركاتي با تيم ملي آن كشور ترك مي‌كند.

moh.santia
10th May, 2006, 10:07 PM
خسرو حيدري:
روزي بازيكن ثابت جناح راست تيم‌ملي مي‌شوم


--------------------------------------------------------------------------------

در ابتداي فصل گذشته خسرو حيدري چندان در ديدارهاي پاس به ميدان نمي‌رفت و اين موضوع باعث شد تا وي چند هفته‌اي را از روي نيمكت ذخيره‌ها به كار ادامه دهد ولي دقيقاً از همان ابتداي نيم فصل دوم مسابقات ليگ برتر حيدري وارد تركيب ثابت دنيزلي شد و در تمام ديدارهاي پاس به ميدان رفت.











حيدري تبديل به يكي از مهره‌هاي تأثيرگذار و تاكتيكي پاس و در جناح راست همراه با پژمان جمشيدي زوجي بسيار خطرناك و غير قابل مهار را تشكيل داد.


هر چند حيدري نمايش و عملكرد خوبي همراه پاس در نيم فصل دوم داشت اما در ليست مربيان تيم‌ملي قرار نگرفت، خيلي از كارشناسان اعتقاد داشتند كه خسرو حيدري مي‌تواند حداقل در ليست نفرات اعزامي قرار بگيرد ولي اينگونه نشد.


البته حيدري يكي از بازيكنان ثابت اميد ايران براي شركت در مسابقات بازي‌هاي آسيايي دوحه قطر خواهد بود.


گفتگوي خسرو حيدري را با گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ در زير مي خوانيد:


· چرا در ابتداي فصل نتوانستي به طور ثابت براي پاس بازي كني؟


تا حدودي ديرتر از ساير نفرات و بازيكنان به تيم اضافه شدم و اين موضوع باعث شد تا نتوانم در تمرينات بدنسازي و تاكتيكي تيم شركت كنم و با سايرين هماهنگ شوم. حتي در يكسري از بازي‌هاي ليگ قهرمانان آسيا نيز نتوانستم براي پاس به ميدان بروم ولي آرام آرام در تيم جا افتادم و موفق شدم تا در نيم فصل دوم در تركيب ثابت قرار بگيرم.


واقعاً عملكردم در نيم فصل اول خوب نبود و خودم نيز از اين قضيه ناراضي هستم، البته نيمكت‌نشيني من دلايل فني نداشت، فقط با تيم هماهنگ نبودم.





· در نيم فصل دوم به يكباره عملكردت تغيير كرد و در تركيب ثابت به ميدان رفتي.


دقيقاً در نيم فصل دوم عملكرد متفاوتي نسبت به نيم فصل اول داشتم، با بازيكنان پاس هماهنگ شده بودم و بهتر مي‌توانستم آن چيزي را كه مربيان تيم مي‌خواستند در كنار ساير بازيكنان اجرا كنم. خودم معتقدم نيم فصل دوم بهترين بازي‌هايم را به نمايش گذاشتم و از خودم راضي هستم.





· تا كي با پاس قرارداد داري؟


قرارداد من با باشگاه پاس سه ساله است، يك سال آن گذشته و هنوز دو سال باقي مانده است، البته سال آخر قرارداد من توافقي است كه در آن زمان بستگي به شرايط دارد و بايد مسؤولان باشگاه درخصوص من تصميم‌گيري كنند.





· فصل آينده هم در پاس باقي مي‌ماني؟


تا پايان قراردادم در پاس بازي مي‌كنم چون از محيط اين تيم رضايت كامل دارم و احساس مي‌كنم كه مي‌توانم براي سبزپوشان پاس مثمرثمر باشم.


سال آينده هم در پاس بازي مي‌كنم و اميدوارم كه بتوانيم با بازيسازي تيم و قدرتمندتر كردن آن، فصل آينده قهرمان شويم.





· فكر مي‌كني كدام جناح پاس بايد قدرتمند شود و در آن فقط بازيكن جذب كنيد؟


به طور كلي پاس سال گذشته خوب بازي كرد و يكي از تيم‌هاي پرمهره ايران بود و ضعف چنداني نداشتيم.


اين يك موضوع طبيعي است كه هر تيمي بايد در فصل نقل و انتقالات بازيكنان جديد جذب كند و بر قدرت خود بيفزايد.


ما تيم خوبي داشتيم ولي براي اينكه سال آينده حتماً در ايران قهرمان شويم بايد در فكر جذب بازيكنان جديد باشيم.





· آيا پاس سال آينده قهرمان ليگ برتر خواهد شد؟


ما امسال هم مي‌توانستيم قهرمان ليگ برتر شديم و فقط با يك امتياز اختلاف جام را به استقلال سپرديم.


مطمئنم كه اگر بازيكنان كليدي حفظ شوند و چند بازيكنان جديد نيز به تيم اضافه شوند مي‌توانيم مقام قهرماني ليگ برتر را كسب كنيم.





· چرا خسرو حيدري به‌رغم بازي‌هاي خوبي كه در نيم فصل دوم انجام داد، در ليست تيم‌ملي قرار نگرفت؟


از ابتداي فصل گذشته نتوانستم ذهنيت خوبي از خودم در نگاه مربيان تيم‌ملي ايجاد كنم و تا پايان نيز اين ذهنيت به‌رغم اينكه من بسيار خوب بازي مي‌كردم در مربيان تيم‌ملي باقي ماند.


شك ندارم كه اگر نيم فصل اول هم مثل نيم فصل دوم بازي مي‌كرديم و در تمام ديدارهاي پاس به ميدان مي‌رفتم هم اكنون در ليست تيم‌ملي حضور داشتم.





· يعني مربيان تيم‌ملي در اواخر فصل تو را نديدند؟


نمي‌خواهم اينگونه صحبت كنم چون تصميم گيرنده نهايي مربيان تيم‌ملي هستند و آنها بايد تشخيص بدهند كه چه كسي را به اردو دعوت كنند ولي من در نيم فصل دوم واقعاً خوب بازي كردم و مي‌توانستم جزو نفرات باشم. اما من جوان هستم و هنوز فرصت دارم. در ضمن تيم‌ملي اميد نيز مسابقات حساسي را پيش‌رو دارد و من قاعدتاً در تركيب اين تيم قرار دارم.





· منظورت بازي‌هاي آسيايي دوحه قطر است؟


بله، مي‌خواهم در بازي‌هاي آسيايي قطر براي تيم‌ملي اميد ايران به ميدان بروم و در آنجا با تيم‌ملي اميد مقام قهرماني به دست بياورم.


من متولد 62 هستم و مي‌توانم هنوز تا يك سال ديگر در تركيب تيم‌ملي اميد ايران به ميدان بروم.





· نظرت درخصوص جناح راست تيم‌ملي بزرگسالان چيست؟


فكر مي‌كنم قدرتمندترين جناح تيم‌ملي همان جناح راست است، حضور مهدوي‌كيا و حسين كعبي قدرت بسيار بالايي به اين نقطه بخشيده است و البته اين دو بازيكن هماهنگي خوبي نيز با يكديگر دارند.


مهدوي‌كيا لژيونر است و كعبي نيز سابقه خوبي در تيم‌ملي دارد. تعامل اين دو در جناح بر قدرت تيم‌ملي اضافه خواهد كرد.





· آيا تو هم مي‌تواني روزي در اين جناح به طور ثابت بازي كني؟


تمام هدف من رسيدن به پيراهن تيم‌ملي است و مطمئن باشيد روزي در جناح راست به طور ثابت بازي خواهم كرد. اين موضوع را در فصل آينده به اثبات مي‌رسانم و كاري مي‌كنم كه مربيان تيم‌ملي به راحتي از جلوي نام من عبور نكنند.





· آيا تا اين لحظه در فوتبال به آن چيزي كه مي‌خواستي، رسيده‌اي؟


متأسفانه تا اين لحظه به خاطر مشكلاتي كه البته طبيعي است و در زندگي هر فوتباليستي پيش مي‌آيد، نتوانسته‌ام تمام توانايي‌هاي خودم را عرضه دهم.


تا اين لحظه خسرو حيدري فقط 50 درصد تواناييش را به نمايش گذاشته است و بي‌صبرانه منتظرم كه فصل آينده شروع شود و خيلي مسائل را ثابت كنم.

moh.santia
10th May, 2006, 10:15 PM
سايت ويژه جام جهاني 2006 آلمان به تحليل خطوط چهارگانه تيم ملي ايران و فهرست جديد برانكو ايوانكوويچ پرداخت.
به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ شهر ساحلي اشپيز، شايد يك محيط آرام و آسوده باشد، ولي بعيد است براي برانكو ايوانكوويچ سرمربي تيم ملي ايران همراه با راحتي و آرامش باشد.

ايران از هشتم تا هجدهم مي در اشپيز اردو زده است. يك دوره سخت در برنامه‌هاي ايوانكوويچ براي معرفي فهرست نهايي تيم ملي در جام جهاني كه بايد تا پانزدهم مي اعلام شود.
گرچه او با 25 بازيكن از ليگ داخلي در سوييس كار مي‌كند و پنج لژيونر اروپايي در ادامه اردو به تيم ملي ملحق مي‌شوند، توجه به آمادگي و فرم بدني چند بازيكن فكر برانكو را مشغول كرده است.
اين مربي كروات 52 ساله در جام ملت‌هاي 2004 آسيا به بازيكناني علاقه‌مندي نشان داد و با موفقيت به سومين جام جهاني با آنها رسيد ولي با وجود اين ليست منتشره او در اواخر آوريل تا حدودي در برخي پست‌ها نظرات را جلب كرد.
انتظار نمي‌رفت كه نام سهراب بختياري‌زاده 33 ساله در فهرست دعوت شدگان باشد. بازيكن باتجربه صباباتري از سال 2003 براي تيم ملي بازي نكرده است ولي در رقابت‌هاي اخير ليگ برتر ايران و ليگ قهرمانان آسيا بسيار خوب عمل كرده و توجه ايوانكوويچ را جلب كرده است.
عامل ديگر در انتخاب بختياري‌زاده هماهنگي او با يحيي گل‌محمدي مدافع مياني تيم ملي و تيم صباباتري است.
چند كاره بودن بختياري‌زاده به او اجازه مي‌دهد هم متمايل به چپ خط دفاعي هم در دفاع مياني بازي كند. در اين پست‌ها رحمان رضايي كه در مسيناي ايتاليا بازي مي‌كند و محمد نصرتي پاي ثابت هستند.
عقيده دفاعي ايوانكوويچ را مي‌توان همچنين در دعوت از هادي شكوري دفاع راست تيم پاس مشاهده كرد.
همچنين يك علامت سؤال در مورد پست دروازه‌باني وجود دارد كه برعهده ابراهيم ميرزاپور است. گرچه به رغم شايستگي وحيد طالب‌لو و مهدي واعظي كه از دو نفر اول بزرگ‌تر است، به نظر مي‌رسد ميرزاپور انتخاب اول ايوانكوويچ باشد.
در خط مياني ايوانكوويچ عليرضا واحدي نيكبخت را به دليل مصدوميت زانو در تمرينات تيم ملي در تهران از دست داده است. سرمربي تيم اكنون با دقت بازگشت همراه با محرم نويدكيا را زير نظر دارد.
از يك نقطه نظر اميد بخش، وقتي كه آندرانيك تيموريان 22 ساله در پيروزي سه بر دو ايران مقابل كاستاريكا جانشين مهدي مهدوي‌كيا شد ديگر لازم نيست كه ايوانكوويچ از لحاظ پست هافبك تهاجمي در تنگنا باشد.
ايوانكوويچ بعد از آن بازي گفت: اين يك بازي خوب براي تيموريان بود و او قطعا بازيكني براي آينده تيم است.
در حالي كه تيموريان بازيكني براي آينده است ايوانكوويچ هنوز چشم به بازيكن پر سن و سال دارد و گفته است كه علي دايي كهنه‌كار در تيم ملي جاي خواهد داشت.
به رغم دعوت از رسول خطيبي مهاجم سپاهان اصفهان سرمربي تيم ملي تأكيد دارد كه دايي 37 ساله هنوز نقش مهمي در بازي تيم ملي دارد.
ايوانكوويچ مي‌گويد: دايي با ما به جام جهاني مي‌رود. من اميدوارم تا ژوئن او به آمادگي صد درصد برسد. ممكن است او همان بازيكن هميشگي نباشد ولي هنوز وجود او براي ما اهميت بسزايي دارد. او رهبر تيم است كه كمك‌هاي زيادي به بازيكنان جوان مي‌كند.
سايت ويژه جام جهاني 2006 آلمان در پايان اين مطلب يادآور شد: ايران روز 28 مي با كرواسي در اوسجيك بازي مي‌كند و روز 31 مي در خاك خود و در شهر مشهد به مصاف بوسني هرزگوين مي‌رود. آخرين ديدار تداركاتي آنها قبل از بازي اول در جام جهاني روز 5 ژوئن مقابل يك تيم محلي از فريدريش هافن محل استقرار تيم ملي در جنوب آلمان خواهد بود.

Sir Bob Paisley
12th May, 2006, 12:54 PM
برانكو ايوانكوويچ:
قدرت كافي براي صعود داريم

تيم فعلي از تيم ملي 98 قوي تر است


--------------------------------------------------------------------------------

سرمربي تيم ملي كشورمان اظهار كرد: تيم فعلي ايران از تيم جام جهاني 1998 قوي تر است و فكر مي كنم با وجود تيم هاي خوب پرتغال و مكزيك بتوانيم صعود كنيم.
به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ برانكو ايوانكوويچ در گفت و گو باخبرگزاري رويترز در محل تمرين تيم ملي فوتبال ايران واقع در اشپس سوئيس ضمن بيان مطلب فوق گفت:
واضح است كه مردم مي توانند درباره هر چيزي كه مي خواهند از بازيكنان سوال كنند، در اين زمينه ما محدوديت نداريم ولي من ترجيح مي دهم مردم بين ورزش و سياست ديوار بكشند.
وي ادامه داد: البته براي بازيكنان دشوار است تا در مورد آن چه كه در خصوص ايران مي گذرد بي توجه باشند ولي ما يك تيم جوان و جاه طلب داريم كه من معتقدم تنها به فوتبال فكر خواهد كرد.
رويترز در ادامه نوشت: اين مربي 52 ساله مايل به حضور خانم هاي ايراني در ورزشگاه است.
وي گفت: در خصوص تصميمات اخير چيزي نشنيده ام ولي مطمئن هستم كه اين مساله دوباره مورد بررسي قرار مي گيرد. آن چه كه من مي توانم بگويم اين است كه خانم هاي ايراني عاشق فوتبال هستند آنها هميشه پيش از من مي پرسند كه چرا يك بازيكن خاص را به تيم ملي دعوت نكرده ام يا چرا از يك تركيب به خصوص استفاده نمي كنم.
برانكو در ادامه افزود: هنگامي كه سال گذشته در مقابل بحرين خانم ها به ورزشگاه آمدند، جو واقعا عالي شد. فيفا گفته است كه مي خواهد فوتبال براي همه باشد و من كاملا با اين نظر موافق هستم.
ايوانكوويچ مي گويد كه اميدوار است تيم ملي ايران را حداقل به مرحله دوم جام جهاني هدايت كند. آنها در سومين حضور در جام جهاني در گروه D با پرتغال نايب قهرمان يورو 2004، مكزيك و آنگولايي كه براي اولين بار به جام جهاني آمده است، هم گروه هستند.
وي خاطرنشان ساخت: انتظارات هميشه از تيم ايران بسيار بالا است، ولي من فكر مي كنم ما قدرت كافي را براي صعود داريم حتي اگر پرتغال و مكزيك تيم هاي خوبي باشند.
وقتي با تيم كرواسي كار مي كردم با تيم ملي ايران كه به جام جهاني 1998 صعود كرده بود، بازي كرديم ولي من معتقدم اين تيم از آن تيم قوي تر است، به دليل آن كه تجربه بين المللي بازيكنان فعلي بيشتر است.
رويترز در ادامه به عدم حضور لژيونرها و بازيكنان كليدي تيم ملي ايران در اردوي سوئيس اشاره كرد: گرچه ايران هم اكنون در همان هتلي مستقر است كه آلمان در جام جهاني 1954 قهرمان شد، ولي ايوانكوويچ و تيمش بدون بازيكنان كليدي در حال آماده سازي هستند.
علي كريمي، مهدي مهدوي كيا، وحيد هاشميان و فريدون زندي به علاوه رحمان رضايي مدافع مسينا 20 مي در تهران به تيم ملحق مي شوند.
ايوانكوويچ بايد تا 15 مي اسامي بازيكنان حاضر در جام جهاني را اعلام كند و براي آن كه بتوانند انتخاب خوبي داشته باشد سه بازي دوستانه با تيم هاي ليگ هاي پايين سوئيس ترتيب داده است.
اولين بازي روز سه شنبه با يك نتيجه نزديك و با گل هاي ديرهنگام كه باعث نجات ايران با پيروزي 2 بر يك مقابل تيم آماتور ليس به پايان رسيد.
برانكو در اين خصوص اظهار كرد: ما بازيكنان جوان زيادي داريم برخي از آنها به خاطر آن كه هنوز نمي دانند آيا در تركيب تيم جام جهاني هستند يا نه، عصبي بازي مي كنند.
سرمربي تيم ملي ايران در پايان گفت: اين بازي از يك جهت خوب بود تا به بازيكنان يادآوري كنيم كه هيچ بازي راحتي وجود ندارد و همه مي دانند تا چطور تيمشان را سازماندهي كنند.

Siyavoush
14th May, 2006, 05:27 AM
منافع ملي فداي منافع باشگاهي
در فصول منتهي به جام جهاني اولين و مهم‌ترين اولويت براي هر بازيكني كه در دايره توجه تيم ملي كشورش قرار دارد، حفظ سلامتي و جلوگيري از آسيب‌ديدگي به منظور حضور در آوردگاه بزرگ جهاني است.در اين شرايط نقش باشگاه‌ها بسيار كليدي و تعيين كننده است. باشگاه‌هاي فوتبال در سراسر جهان با درك اهميت موضوع در اين راه همراه و همسو با بازيكنان ملي‌پوش خود مي‌شوند؛ اين رابطه يك تعادل دوطرفه است.

از يك سو بازيكن تحت حمايت چتر باشگاه در هر بازي كه به ميدان مي‌رود با احساس دين و درك موقعيت باشگاه، بهترين و تا‡ثيرگذارترين بازي‌هايش را انجام مي‌دهد و از سوي ديگر باشگاه با توجه به موقعيت حساس بازيكن و حفظ او مي‌كوشد تا نماينده‌اي شايسته در جام جهاني داشته باشد.

ميشائيل بالاك، كاپيتان تيم ملي آلمان و محوري‌ترين و كليدي‌ترين بازيكن ژرمن‌ها در بايرن مونيخ عيني‌ترين مثال اين نظريه است.

بالاك در فصل جاري در بايرن مونيخ مثل هميشه يك ژنرال واقعي بود كه محور اصلي و بار تيم فليكس ماگات را به دوش مي‌كشيد. با اين وجود ماگات و باشگاه بايرن مونيخ با استناد به اين نظريه در تعدادي از بازي‌هاي نه چندان حساس و بي‌اهميت بايرن به ويژه در نيم فصل دوم بالاك را رها كردند تا علاوه بر حفظ طراوت و شادابي كاپيتان تيم ملي كشورشان درصد احتمال آسيب ديدگي او را پايين‌تر بياورند.

باشگاه‌هاي فوتبال در سراسر دنيا به بازيكن تيم‌شان به ويژه از نوع ملي‌پوش آن به ديده يك سرمايه گران‌قيمت مي‌نگرند و نيك مي‌دانند كه حضور در ويترين جام جهاني تا چه اندازه به سود باشگاه و خود بازيكن خواهد بود و تا چه اندازه قيمت و ارزش بازيكن فوق را در بازار بالا مي‌برد.

اين نظريه و آينده‌نگري منطقي البته در فوتبال ايران جايي ندارد و هيچ كس از آن پيروي نمي‌كند. اتفاقاتي كه در طول فصل براي استقلال و دو بازيكن ملي پوش آن، نيكبخت و جباري رخ داد و آثارش امروز هويدا شده نقض عيني و ملموس اين قانون نانوشته است.

استقلال در سراسر فصل جاري با مصدوميت سريالي و مدت‌دار نيكبخت و جباري درگير بود. مجتبي جباري در همان ابتداي فصل به علت آسيب‌ديدگي از ناحيه مينيسك زانو، نزديك به ده هفته را دور از ميادين سپري كرد و در حالي كه اكثريت پزشكان معتقد بودند يك عمل جراحي ساده مي‌تواند براي هميشه درد كهنه زانوي جباري را درمان كند، باشگاه اجازه نداد تا جباري زانوي مصدومش را به تيغ جر احان بسپارد، چرا كه در اين صورت تقريباً تا انتهاي فصل كليدي‌ترين و موِثرترين هافبك تيمش را از دست مي‌داد و در اين صورت راه قهرماني استقلال صعب‌العبورتر و سنگلاخي‌تر مي‌شد. اگر نگاهي به بازي‌هاي استقلال در اين فصل داشته باشيد و تا‡ثير جباري را در قهرماني استقلال ببينيد، متوجه اين موضوع مي‌شويد.

استقلال با اصرار ويژه جباري مصدوم را در بازي حساس داربي رفت و در شرايط نامساعد جوي به زمين فرستاد و البته هيچ گاه به اين فكر نكرد كه جباري با آن فيزيك شكننده و اندام استخواني و البته با پاي مصدوم توانايي بازي نود دقيقه‌اي در زير باران و در زمين گلآلود را دارد يا نه؟!

جباري در طول فصل گاه و بيگاه به واسطه زانوي رنجورش نيمكت‌نشين شد و هر بار قلعه‌نويي به جهت حضور استقلال در كورس قهرماني و نياز مبرم به جباري به او اجازه مداواي مينيسك زانويش را نداد.

جباري با همين زانوي مصدوم به اردوي سوئيس رفت و بالاخره آن اتفاقي كه پيش‌بيني مي‌شد، رخ داد و مينيسك جباري پاره شد تا يكي از درخشان‌ترين ستاره‌هاي ليگ، جام جهاني را از دست بدهد.

شرايط نيكبخت البته اسفناك‌تر است. او در همان ابتداي فصل از ناحيه كشكك زانو با مشكل مواجه بود اما به جاي عمل به توصيه باشگاه با فيزيوتراپي و آب‌درماني فصل را آغاز كرد و البته گاه‌وبيگاه به واسطه زانوي دردناكش از حضور در ميادين محروم شد؛ زانويي كه البته يكي از دلايل افت و نزول وحشتناك نيكبخت در طول فصل محسوب مي‌شد. نيكبخت واحدي بارها و بارها در گفت‌وگو با رسانه‌ها از اين زانوي دردناك گله كرد و آن را به رخ كشيد اما تيم‌ پزشكي باشگاه به آن توجهي نكرد. بازي با زانوي مصدوم و فشار بي‌اندازه به ويژه در هفته‌هاي پاياني سبب شد تا مصدوميتش تشديد شود تا جايي كه او در پايان ليگ با كشكك ساييده به اردوي تيم ملي ملحق شده و خيلي راحت‌تر از حد تصور جام جهاني را از دست بدهد، آن هم در شرايطي كه اين روزها پس از يك فصل نااميدكننده در مقطع پاياني فصل نمايشي خيره‌كننده داشت و بار ديگر توجهات را به خود معطوف كرد.

در اين ميان توجيه پزشك تيم استقلال همه چيز را روشن كرد، آنجا كه در واكنش به مصدوميت نيكبخت گفت: <او يك فصل با همين زانو بازي كرده و هيچ مشكلي براي حضور در جام جهاني ندارد. مصدوميت او حاد نيست>!

باشگاه استقلال خيلي آسان و بدون اعتنا به سرنوشت دو بازيكن و دو سرمايه اصلي باشگاه، مصدوميت آنها را به هيچ انگاشت و براي رسيدن به قهرماني ليگ، مانع از درمان قطعي وكامل مصدوميت جباري و نيكبخت شد تا آنها خيلي راحت از حضور در جام جهاني محروم شوند.

اين رويه‌اي است كه در تمام باشگاه‌هاي ما به نوعي جريان دارد. هيچ انگاشتن سرمايه‌هاي ملي و دخيل نبودن و خود را شريك منافع ملي ندانستن، درد بزرگي است كه براي فوتبال ما تبديل به يك اپيدمي شده و هر باشگاهي خود را جدا از تيم ملي و منافع ملي مي‌داند.

وضعيت مهرزاد معدنچي و جواد كاظميان در پرسپوليس و شرايط مبهم علي دايي، يحيي گلمحمدي و سهراب بختياري‌زاده در صباباتري و جدا افتادن آنها از تيم ملي به بهانه بازي‌هاي باشگاهي روي ديگر ارجح بودن منافع باشگاهي به منافع ملي است.

در فوتبالي كه داعيه حرفه‌اي شدن دارد و خود را به عنوان قدرت برتر آسيا محسوب مي‌كند و البته خود را جهاني مي‌داند، پيش پا افتاده‌ترين و بديهي‌ترين مسايل لحاظ نمي‌شود.

منافع ملي يك منافع مشترك و هميشگي است و رعايت آن براي زيرمجموعه‌ واجب و ضروري قلمداد شود؛ اصل ‌پذيرفته شده‌اي كه ما به شدت از آن گريزانيم.



جهان فوتبال

Siyavoush
14th May, 2006, 05:28 AM
در اتاق شماره 111 چه مي‌گذرد؟
اگر پشت در اتاق شماره 111 گوش بياستيد شايد بتوانيد اولين اتفاقات اردوي اشپيز را بشنويد و لمس كنيد. آن داخل اتاق برانكو ايوانكوويچ شرايط تازه‌اياطراف خود احساس مي‌كند مي‌گويد با وضعيت تازه‌اي روبه‌رو شده كه چندان انتظار مواجهه با آن را نداشت.

اولين خبري كه مي‌توانيد از پشت در اتاق شماره 111 بشنويد مطمئناً مصدوميت هنوز ادامه‌دار محرم نويد‌كيا است. بازيكني كه هر روز سعي مي‌كند با سرمربي تيم ملي در تماس باشد، اما وقتي برانكو به دنبال منابع خبري بهتري مي‌گردد و سراغ از پزشك معالجش در آلمان را مي‌گيرد، چنين مي‌شنود: <بعيد است تا 10 روز ديگر بتواند پا به توپ شود>!

نويدكيا اين روزها هاله‌اي از جوهر قرمز را دور نام خود در ليست تيم ملي احساس مي‌كند. وقتي برانكو در جلسه صبح كادر فني و پيش از اولين تمرين در پاسخ به سوِال همايون شاهرخي كه از وضعيت احتمالي محرم پرسيده بود گفت:‌<نااميدي‌ام از او بيشتر از اميدواري‌ام است>!

تا حدودي وضعيت خلا‌ق‌ترين هافبك مياني سه فصل قبل ليگ ايران مشخص شد، اما براي محرم، اين بچه خوب اصفهان اين روزها دل‌سوزاندن كافي نيست. شايد به خاطر افت فاحشش باشد و شايد هم حسي برگرفته از خلق و خويي كه تازگي پيدا كرده (بي‌حوصلگي.) برانكو هر چند كوشيد او را در دايره خانواده‌وار خود حفظ كند اما حالا‌ فقط مي‌تواند برايش ابراز تا‡سف كند.

بعد از ظهر احتياجي نبود پشت در فال گوش بياستي! در لا‌بي و راهروهاي هتل همه و همه دارند از مصدوميت و پارگي مينيسك پاي مجتبي جباري حرف مي‌زنند. سرمربي تلا‌ش مي‌كند خودش را خونسرد نشان دهد، اما وقتي تلفن را در دست گرفت و پشت خط كريمي رفت، خيلي‌ها فهميدند كه او دارد مثل شاهرخي و فركي خودداري مي‌كند.

مشغله‌هاي فكري او در اوج التهاب است. جباري خيلي ساده به او گفت:‌<نمي‌توانم پايم را خم كنم>! در عمل تيم ملي دچار يك نوسان فكري وحشتناك مي‌شود. باور كردنش آسان نيست!

فشاري ماوراي ذهن

در جلسه مربيان هر چند خيلي از نگاه‌ها متوجه علا‌مت سوِال مبهمي شد كه برانكو مقابل نام رسانه‌ها قرار داد و يا بخش عمده‌اي از نيروي فكري در دفاع و حمله دوستان و منتقدان برانكو خرج شد، اما در برنامه‌هاي مكتوب سرمربي تيم ملي مي‌شد برنامه آماده‌سازي بازيكنان در اردوي سوئيس را هم پيدا كرد.

هدف سرمربي ادامه يك پروسه بدنسازي فشرده و كوتاه مدت بود. روي همين اصل از فدراسيون فوتبال خواست تا هرچه زودتر تكليف پايان ليگ را روشن كند. او نياز مشخصي براي يك هفته استراحت بازيكنانش مي‌ديد:‌<ما نتوانستيم به بازيكنان 48 ساعت استراحت مطلق بدهيم. ناراحتي من از اين دست مسايل است>! ولي برانكو بعد از بروز علل نگراني‌اش در اردوي تهران بلافاصله مدعي شد هنوز تمرينات بدنسازي را آغاز نكرده.>

تيم ملي در سوئيس چكار مي كند؟

برانكو در سوئيس چه برنامه‌هايي دارد؟

اگر اين سوِالات را در ذهن خود مرور مي‌كنيد، مي‌توانيد هر روز صبح حدود ساعت 8/00 به كمپ تمرين تيم ملي در اشپينز برويد. بدنسازي با شيوه‌اي كه نه احتياج به وزنه‌هاي پولادي دارد و نه از توپ مديسن‌بال خبري است. برانكو تمريناتش را به خصوص در بخش بازه‌هاي زماني همه چيز را به هم مي‌ريزد. او يك نظم متكي بر بي‌نظمي حساب شده را مي‌پسندد. شكل هيچ يك از تمرينات شبيه ديگري نيست. گاهي دو ساعت در جلسه‌اي ديگر نود دقيقه و حتي اين زمان تمرين به دو ساعت و نيم هم رسيده. دليل‌هاي او برگرفته از دو عامل است. اول ميزان آمادگي فعلي بازيكنان و دوم رسيدن به مرز بين‌المللي آمادگي جسماني در جام جهاني.

برانكو در مرحله اول مي‌كوشد ليگ برتري‌ها را به سطح آمادگي لژيونرها برساند و اين لازمه‌اش تحمل فشار است.

مي‌گويند برانكو ريسك كرده است. بالا بردن فشار تمرينات در منطقه كوهستاني اطراف <برن> يعني افزايش احتمال مصدوميت‌ها. آيا مجتبي جباري به صورت اتفاقي از چرخه خارج شد؟! مي‌گويند برانكو احتمال چنين مصدوميتي را مي‌داد، اما تصور نمي‌كرد اين اتفاق پس از كنار رفتن نيكبخت و سپس در خطر افتادن محرم نويدكيا، حالا‌ براي بازيكني همچون مجتبي جباري در همان پست تكرار شود. مي‌گويند برانكو در وصف تمرينات روزهاي پاياني چنين گفته است:‌<ما سنگين فشار ميآوريم>! او مجبور است. در جام جهاني بايد با استانداردهاي جهاني حاضر شد، اما چرا جباري نمي‌تواند؟ جواب ساده است: ايشان پايي داشته مصدوم. اول فصل، وسط فصل، آخر فصل يادتان هست، مجتبي و نيكخبت مي‌توانستند باز هم در ليگ برتر بازي كنند. اما تيم ملي براي جام جهاني آماده مي‌شود. اين را ميفهميد.

تازه واردي در كار نيست

از دغدغه‌هايش حرف زده بودند. سوئيس كه به بهشت كره خاكي نام گرفته حالا‌ براي خط مياني تيم ملي مثل يك جهنم شده است. برانكو در گفت و گو با خبرگزاري‌هاي اروپايي راحت‌تر از دل نگراني‌هايش حرف مي‌زند. شايد احساس مي‌كند آنها هم در كنار ما مثل خودش هستند. حالا‌ يا بيگانه يا غريبه و يا شايد هم...! به هرحال:‌<بزرگترين مشغله فكري‌ام مصدوميت هافبك‌هاي تيم است>!

اتفاقات تازه‌اي روي خواهد داد؟ بازيكنان ليست ذخيره آماده اولين اشاره هستند، اما حسين فركي اين ورود را تا‡ييد نمي‌كند. گفته‌هاي كمك مربي تيم ملي نيز برگرفته از آخرين همفكري كادر فني در رستوران هتل است. برانكومخالف اضافه شدن بازيكنان از ليست ذخيره‌هاست. اولين دلا‌يل برانكو را مي‌توان به از دست رفتن اردوي آماده‌سازي سوئيس ربط داد: <فرض كنيم الا‌ن مبعلي و كاظمي را صدا كرديم. آنها مهم‌ترين بخش تمرين را از دست داده‌اند. چطور ممكن است آنها را با همان فرمي كه مي‌خواهيم در جام جهاني داشته باشيم؟>!

جباري، نيكبخت و احتمالا‌ً نويدكيا... سه هافبك از تيم ملي كنار مي‌روند. مسلماً اين نام‌ها قابل حذف شدن نبودند. در عين حال علي دايي، يحيي گل‌محمدي و سهراب بختياري‌زاده از صبا در كنار لژيونرها مي‌نشينند. آنها نيز اين تمرينات را از دست داده‌اند. آيا مي‌توان اين پاسخ برانكو را به حساب توجيهات گذاشت يا به صورت كامل پذيرفت: <براي اين سه بازيكن صباباتري برنامه‌هاي ويژه‌اي داريم. البته بعد از برگشت به ايران. آنها جداگانه بدنسازي مي‌كنند>! پس چرا نبايد به اين سه نفر يك يا دو بازيكن از ليست ذخيره را هم اضافه كرد؟ اين شايد سوِال شما بود كه در جلسه كادر فني هم مطرح شد و برانكو چنين پاسخي برايش داشت: <ما وقت كار كردن با آنها را نداريم>! عجيب نيست؟!

ايوانكوويچ براي لژيونرهايش چه برنامه‌اي دارد؟ <نياز خاصي براي آماده‌سازي اين بازيكنان نمي‌بينم>! او به آمار و ارقامش رجوع مي‌كند. برانكو به ميانگين دويدن بازيكنان شاغل در ليگ ايران رجوع مي‌كند و با اين واقعيت كه هر بازيكن ملي‌پوش در هر 90 دقيقه بين 7 تا 8 كيلومتر مي‌دود، آن را براي جام جهاني ضعيف دانسته و بعد به آمارهاي بوندس‌ليگا و كالچو اشاره مي‌كند: <بازيكني كه نتواند بين 11 تا 12 كيلومتر در هر مسابقه دوندگي داشته باشد، حتماً در ليست 18 نفره هم قرار نمي‌گيرد>! به اين ترتيب برانكو جريان بدنسازي كريمي، هاشميان، زندي، مهدوي‌كيا و رحمان رضايي را ايده‌آل معرفي مي‌كند. او معتقد است لژيونرها را بايد با تمريناتي ويژه در فرم ايده‌آل نگه داشت.

آمار و ارقام برانكو قابل احترام است. اما ممكن است يك سوِال را شما مطرح كنيد. آيا تيم‌هايي مثل پرتغال، اسپانيا، ايتاليا، آلمان، فرانسه، برزيل، آرژانتين و... نيازي به بدنسازي ندارند؟! جواب اين است: مسلماً آنها دوره بدنسازي را طي نمي‌كنند.

اما يك معادله ديگر هم وجود دارد. وقتي دوباره پشت اتاق شماره 111 مي‌ايستيد، احساس مي‌كنيد ديواره‌‌هاي اتاق استراحت و كار سرمربي تيم ملي از دل‌نگراني‌ها انباشه شده! آيا برانكو اين احتمال را در پستوي فكري خود جاي داده كه اگر برحسب اتفاق، همانگونه كه جباري و نيكبخت و تا حدودي نويدكيا را از دست داد، براي نكونام، زندي و كريمي اتفاق ناگواري رخ دهد، بايد چه بازيكني را جانشين آنها كرد؟! او را با تنهايي‌اش در اتاق 111 تنها مي‌گذاريم و مي‌دانيم كه پاهاي سالم، دچار اين دردهاي ناشي از آستانه محدود و پايين متحمل فشار نمي‌شوند.

دستاوردهاي جانبي

اصلا‌ً نمي‌توان ريسك كرد. اولين و مهم‌ترين معيار فكري ايوانكوويچ در سوئيس، روي زمان خروج از فشار بدنسازي و رسيدن به نقطه اوج متمركز شده است. براساس برنامه‌اي كه برانكو تدوين كرده، بازيكنان تيم ملي تا قبل از ديدار مقابل كرواسي در زاگرب، دوره پرفشار بدنسازي را كم و بيش طي مي‌كنند. ديدار مقابل بوسني در تهران اعلا‌م بازگشت تمام عيار به حالت عادي است و آغاز ديدارهاي جام جهاني، معناي دستيابي به حد استاندارد بين‌المللي را خواهد داشت. اين روزها به جز بحث مصدوميت‌ بازيكنان، نگراني ديگري وجود ندارد. برانكو از حيث عملي شدن اين برنامه‌ها اطمينان كاملي پيدا كرده.

اردوي سوئيس براي برانكو و تيم ملي چند حسن ديگر هم داشته. او در پست‌هاي جانشيني تا حدودي توانسته با كادر فني‌اش به اجماع برسد. مهرزاد معدنچي در پست مشخصي يعني پشت دو مهاجم متمايل به مركز قرار مي‌گيرد. بهترين گزينه براي جانشيني كريمي تا اين لحظه رجب‌زاده است و هافبك دفاعي ايده‌آل نيز تيموريان شناخته شد. برانكو از عملكرد صادقي رضايتي كامل دارد و ديگر نيازي به استفاده از كاظميان در پست مهدوي‌كيا نمي‌بيند. فلسفه برانكو براي جام جهاني تفاوت دارد: <مهاجمان سرعتي در ضد حملا‌ت> اين روزها مرداني همچون خطيبي و كاظميان و برهاني به خوبي در مورد اين شرايط تازه توجيه شده‌اند. گفتيم خطيبي... ميگويند رسول از مسافران آلمان است و البته يكي از گزينه‌هاي محتمل براي بازي در دقايق پاياني!



جهان فوتبال

Siyavoush
15th May, 2006, 11:13 PM
روزهاي خوبي كنارشان داشتيم
ديشب وقتي ساعت خاموشي در هتل كوچك اما زيباي كوهستان اشپينز فرا رسيد كسي دوست نداشت بيدار بماند. شايد دقيقه‌هاي اول بعضي‌ها پچ پچ مي‌كردند يا چند نفري سراغ منوهاي بازي گوشي همراه رفتند.اما تعداد آنهايي كه دست‌شان را گذاشتند زير سرشان و به پشت روي تخت خوابيدند تا به سقف سفيد اتاق خيره شوند، بيشتر از سايرين بود. وقتي در راهروهاي طبقه دوم و سوم قدم مي‌زديد، حرفي يا كلا‌مي و صدايي شنيده نمي‌شد.

همايون شاهرخي اين بار مطمئن بود كه مي‌تواند با خيالي آسوده و راحت در لا‌بي هتل بنشيند. بازيكنانش در اتاق‌ها حتي اگر نخوابند آن قدر دچار ترافيك فكري شده‌اند كه نخواهند پايشان را از اتاق بيرون بگذارند. آن طرف‌تر برانكو ايوانكوويچ زودتر از دوستان و همكارانش خداحافظي كرد و بعد از آرزوي شبي همراه با خوابي خوش به اتاقش رفت. قرار بود فرداي ديشب ليست نهايي تيم ملي اعلا‌م شود.

امروز بيست و پنجمين روز از ارديبهشت ماه 85 است. يعني رسيدن به آخرين روز از موعدي كه فدراسيون جهاني فوتبال براي اعلا‌م ليست نهايي تيم‌هاي حاضر در جام جهاني مد نظر گرفته بود. حسين فركي از التهاب بازيكنانش خبر دارد. مي‌داند آنهايي كه در سوئيس همراه او تمرين كرده‌اند، جزو نفراتي هستند كه بيشتر براي بقا در ليست اعزامي مي‌جنگند.

وقتي مي‌گويد: <اردوي خوبي بود از كنار هم بودن لذت برديم> احساس مي‌كنيد كه دارد از قبل به بازيكنانش روحيه مي‌دهد و شايد هم به خط خوردگان احتمالي روحيه مي‌دهد.

مي‌دانم كه روزهاي پرالتهابي را پشت سر مي‌گذارند. دوست نداشتيم خيلي زود بازيكنان نهايي را اعلا‌م كنيم، اما اين اولتيماتوم فيفا بود كه وادارمان كرد ليست 23 نفره را اعلا‌م كنيم. ما همگي بايد با هم به يك جمع‌بندي برسيم. در را‡س همه ما برانكو بايد را‡ي به حذف و بقاي بازيكنان بدهد.

الا‌ن كه با حسين فركي حرف مي‌زنيم كمتر از 18 ساعت تا اعلا‌م ليست نهايي تيم ملي زمان باقي مانده. فركي در مورد بازيكنان خط خورده، چه جوابي خواهد داد. اول شانه‌هايش را بالا‌ مي‌اندازد:‌<نمي‌دانم>! بعد وقتي خودش هم متوجه مي‌شود كه گفته‌هايش ممكن است چندان قابل باور نباشد ادامه مي‌دهد: <كادر فني هنوز براي حذف بازيكني به صورت قطعي به جمع‌بندي نرسيده است>!

اما خود به خود يك بازيكن از چرخه تيم ملي خارج شده‌ است. حسين فركي براي مجتبي جباري و البته پستي كه از دست رفته تا‡سف مي‌خورد:‌<اين هم جزيي از فوتبال است. مجتبي از قبل مصدوم بود. اين را من نمي‌گويم، مي‌توانيد از پزشكان تيم ملي هم بپرسيد. ما به اين نتيجه رسيديم كه اگر مربيان استقلا‌ل يك هفته... بله! فقط يك هفته به مجتبي استراحت مي‌دادند اين اتفاق برايش نمي‌افتاد.

جباري تيم ملي و جام جهاني را از دست داده و حالا‌ نه فقط خود اين بازيكن يا كادر فني تيم ملي كه مردم ايران از اين حيث متضرر مي‌شوند>!

اتفاق خوشايندي نيست، اما در لا‌به‌لا‌ي حرف‌هاي حسين فركي به مورد جالبي برخورديم. او گلا‌يه‌هايي از كادر رهبري استقلا‌ل داشت با اين ادله كه چرا براي بازيكن ملي‌پوش حتي يك هفته هم استراحت در نظر گرفته نمي‌شود، اما چرا نبايد از برانكو پرسيد كه حاضر نشد به جباري و نيكبخت در اردوي تهران 48 يا 72 ساعت استراحت مطلق بدهد؟

حرف‌هاي فركي را نمي‌توان توجيه خواند اما...بهتر است بگذريم. وقتي اتفاقي افتاده و همه چيز تمام شده ديگر كشيدن اين بحث ما را به كجا مي‌رساند؟ امروز يك محرم نويد‌كيا هم روي دست‌مان مانده. بازيكني كه برانكو بيش از حد طي تمام ماه‌هاي گذشته با او مدارا كرده. چه زماني كه افت كرد، چه زماني كه نيمكت و سكونشين شد و چه حالا‌ كه از مصدوميت رنج مي‌برد. فركي مي‌گويد: <محرم چند جلسه‌اي را به صورت جداگانه تمرين كرد. جداگانه نرم مي‌دويد و اجازه وزنه زدن يا پا به توپ شدن هم ندارد. بايد ببينيم در آخرين لحظه چه اتفاقي مي‌افتد. اين ديگر دست برانكو است كه براي او تصميم‌گيري كند.>

امروز كه ليست اعلا‌م شد چه كسي تضمين مي‌دهد دوباره طي اين شكل از تمرينات، يك پاي مصدوم يا كتفي از جا در رفته، روي دست مربيان تيم ملي نماند؟ امروز كه فيفا فهميد كدام بازيكنان <بايد> تيم ملي را در آلمان همراهي كنند و كدام نفرات ديگر حق پوشيدن پيراهن تيم ملي كشورشان را ندارند، اگر مصدوميت تازه‌اي براي يكي از مهره‌هاي اصلي پيش آمد... اينها جزو كابوس‌هاي تيم ملي است.

لا‌اقل بايد راه حلي براي مقابله با آن يافت. فركي هم اظهار نگراني مي‌كند: <اميدوارم اين آخرين مصدوميت باشد، اما بايد فشار تمرينات را كم كنيم. چون راه حل ديگري وجود ندارد. اگر قرار باشد به همين شكل جلو برويم امكان هر اتفاقي هست. بايد در اين مورد دقيق‌تر باشيم.>

ديشب راهروهاي هتل سوت و كور بود، اما كمتر كسي توانست بدون فكر و خيال و آسوده بخوابد. امشب هم راهروها را دوباره با يك سكوت سنگين پيوند خورده مي‌بينيد.

آنهايي كه نام‌شان را در مسافران آلمان مي‌بينند يا آسوده مي‌خوابند و يا پيام‌هاي تبريك خانواده و دوستان را مرور مي‌كنند و مابقي هم شايد چند قطره‌اي اشك بريزند! اما در طبقه اول و اتاق شماره 111 هنوز يكي بيدار است... برانكو فكر مي‌كند و فكر مي‌كند. شايد يادش بيايد... بگذريم!




جهان فوتبال

MIRAS
16th May, 2006, 03:03 AM
برانكو ايوانكوويچ سرمربى تيم ملى ايران در نخستين دقايق بامداد امروز از طريق برنامه زنده تلويزيونى نود اسامى بازيكنان تيم ملى كشورمان را به شرح ذيل اعلام كرد.
در فهرست اعلام شده نام بازيكنانى چون مهدى واعظى، هادى شكورى، مهدى رجب زاده،محرم نويدكيا و ميثم منيعى ديده نمى شود.

دروازه بانها:

ابراهيم ميرزاپور ( فولاد خوزستان)
وحيد طالب لو ( استقلال تهران)
حسن رودباريان ( پاس تهران)


مدافعان:

يحيى گل محمدى(صبا باترى)
حسين كعبى( فولاد خوزستان)
رحمان رضايى( مسينا ايتاليا)
محمد نصرتى( پاس تهران)
ستار زارع ( برق شيراز)
سهراب بختيارى زاده ( صبا باترى)
امير حسين صادقى( استقلال تهران)

هافبكها:

جواد نكونام ( الشارجه امارات)
آندرانيك تيموريان ( ابومسلم خراسان)
مهدى مهدوى كيا ( هامبورگ آلمان)
على كريمى( بايرن مونيخ آلمان)
فريدون زندى ( كايزرس لاترن آلمان)
مهرزاد معدنچى ( پرسپوليس تهران)
جوادكاظميان (پرسپوليس تهران)

مهاجمان:

على دايى ( صبا باترى)
وحيد هاشميان ( هانوفر آلمان )
غلامرضا عنايتى ( استقلال تهران)
آرش برهانى( پاس تهران)
مسعود شجاعى ( سايپا تهران)
رسول خطيبى( سپاهان اصفهان)

Siyavoush
16th May, 2006, 03:13 AM
مرسی برانكو!
ویوا برانكو!
لیست كامل عالی و بدون نقص

Siyavoush
16th May, 2006, 03:43 AM
معلمي كه كلا‌س درسش زمين فوتبال است
مسابقه‌هاي فوتبال جوانان تهران تمام شد. بچه‌هاي ايران خودرو قهرمان شدند. فرهاد بنايي، مربي اين تيم كه در لا‌به‌لا‌ي سخنان كوتاهش - او اهل حرافي نيست كم و كوتاه سخن مي‌گويد و كارنامه‌اش معرفي اوست - جا به جا از ناصر دهقان تشكر مي‌كند كه با پي‌گيري‌هايش اسباب موفقيت اين تيم را فراهم كرد به نكته ديگري هم اعتراف دارد و از اين بابت خودش را برنده هم مي‌داند:

... بيشترين تا‡ثير را از فرهاد كاظمي گرفتم. من هم كلا‌س ديده‌ام و هم كوشش كرده‌ام از نحوه كار مربيان بزرگ تهران نكته‌ها بياموزم اما خوشحالم كه فرصتي فراهم شد تا در جريان كلا‌س عملي آقاي كاظمي از ايشان ياد بگيرم كه چگونه بايد يك برنامه را به پيش برد و چگونه به بچه‌ها ياد داد و با چه اسلوبي در دل آنها راه پيدا كرد.

* * *

تيم جوانان ايران خودرو از اسمش پيدا است كه به باشگاه پيكان تعلق دارد، در واقع تيم دوم اين باشگاه در بخش فوتبال است (مثل لكوموتيو براي راهآهن.)

اوايل شهريور ماه سال پيش بود كه فرهاد بنايي با مشتي از جوانان كم سن و سال كه مورد توجه پيكان قرار نگرفته بودند آغاز به كار كرد. او كه از فرهاد كاظمي ياد گرفته است چگونه از بازيكنان معمولي، جوانان صاحب مهارتي بسازد، از اين جمع كه در واقع رانده شده‌هاي تيم جوانان و اميدهاي پيكان بودند، تيمي ساخت كه قهرمان تهران شد.

اما چگونه؟ بنايي در اين مورد توضيح مي‌دهد:

بچه‌ها را آزمايش كرديم. هم از نظر فني و هم از نظر بدني. به اين نتيجه نرسيديم كه بايد آنها را <دك> كرد بلكه دانستيم كه كار سخت‌تري پيش‌رو داريم. اگر معلم هستيم و اگر مربي هستيم پس بايد از علا‌قه اين بچه‌ها كه عشق به يادگيري داشتند استفاده مي‌كرديم تا استعداد واقعي‌شان را رد كنند.

حدود شش هفته صبح‌ها و بعد از ظهرها تمرين كرديم. 45 روز گذشته بود كه نتيجه اين تلا‌ش را به چشم ديديم. همه بچه‌ها به شكل كاملا‌ً محسوسي پيشرفت كرده بودند. يك پيشرفت نمايان.

حالا ما بايد اين بچه‌ها را صاحب اعتماد به نفس مي‌كرديم. اينجا هم از شيوه‌هاي رفتاري فرهاد كاظمي استفاده كرديم - قابل توجه آنها كه به فرهاد كاظمي چسبيده‌اند اما او را درك نمي‌كنند و از مربيگري فقط بد‌دهني، اخراج بازيكن، داد و ستد و... را ياد گرفته‌اند و اين غلط‌ها را خيلي هم خوب ياد گرفته‌اند .-

چند بازي تداركاتي بچه‌هاي ايران خود را صاحب خود باوري كرد. وقتي با تيم‌هاي صاحب اسم بازي كرديم و خوب مقابل آنها ظاهر شديم و نتيجه هم گرفتيم، فهميديم كه ما مي‌توانيم و توانستيم.

جوانان ايران خودرو در مسابقه‌هاي جوانان ايران 17 مسابقه دادند كه 14 برد و سه تساوي حاصل كارشان شد. از اين سه بازي كه با نتيجه مساوي تمام شد دو بازي هم به زماني مربوط مي‌شود كه ايران خودرويي‌ها قهرماني‌شان را تثبيت كردند و انگيزه‌شان پايين آمد.

و در واقع بازي‌ها را به صورت تشريفاتي انجام دادند.

فرهاد بنايي كه در فوتبال دهه 80 ايران پاي خود را جاي پاي مرداني نظير امير ابوطالب، پرويز ابوطالب، رجب فرامرزي و حسين لطفي در دهه‌هاي 40 و 50 گذاشته است و از مربيان بازيكن‌ساز محسوب مي‌شود مثل رضا احمدي، احمد فاتحي، علي دوستي و مجيد فشخامي در اين سال‌هاي اخير.

در مورد بچه‌هاي ايران‌خودرو به نكته‌اي اشاره مي‌كند كه معمولا‌ً مربيان ديگر به آن باوري ندارند:

بازي تاكتيكي و تاكتيك‌پذيري بازيكنانش. او در هر تمرين آن‌قدر به نكات تاكتيكي اشاره دارد كه به قول كساني كه روش كار او را نمي‌پسندند:

... انگار تيم بارسلونا را تمرين مي‌دهد.

فرهاد بنايي، مربي بارسلونا نيست اما مربيگري را جدي گرفته و از اين طريق براي خود كيسه‌اي ندوخته و حسابي هم باز نكرده. او معلمي است كه كلاس درس خود را در زمين فوتبال داير كرده. او درس مي‌دهد و بچه‌هايش اصول فوتبال را صحيح ياد مي‌گيرند.

در تيم ايران خودرو كاوه حدادپور دستيار و همكار فرهاد بنايي بود، منصور محمدي سرپرستي اين تيم را در كمال دلسوزي بر عهده داشت. ناصر دهقان مدير تيم‌هاي پايه ايران‌خودرو و پيكان او را و بچه‌هايش را تحت حمايت خود گرفت و فرهاد كاظمي در حد مدير فني هر چه لازم بود به بنايي كمك كرد. التبه بنايي از او كمك خواست و گرفت.

بر خلاف خيلي‌هاي ديگر جمع بازيكنان ايران‌خودرو، قهرمان ايران: ميلاد فراهاني، سينا ملكان، هادي غياثوند، بشير قلي‌پور، محمد درخشاني، آرمان قاسمي، علي مقصودي، رسول جمشيدوند، سعيد قنبري، مجيد تقي‌بيگلو، مهدي اسماعيلي، حميد قهرمان، رضا هويزه، شهروز حسينآبادي، بهروز نيك‌مرام، حميد خدابنده، صالح ايماني، عارف كشاورز، وحيد دهقان، مسعود عزيزي، شاهين مجيدي، سعيد نوروزي و ميثم محسني.

تيم جوانان ايران خودرو دو دوست خوب ديگر هم داشت: محمدرضا شريفي و فرهاد قنبري كه در فراهم كردن تداركات تمريني، مسابقه، تر و خشك كردن بچه‌ها كارشان را درست انجام دادند.

حسين كفعمي، مدير عامل باشگاه پيكان شاهد و ناظر عملكرد اين گروه بود و برتري‌ها را ديده و تصميم‌هاي لازم را لابد خواهد گرفت.



جهان فوتبال

Siyavoush
16th May, 2006, 03:44 AM
ملا‌قات با علي كريمي در محفلي خصوصي و صميمي
علي كريمي را در ضيافت ناهاري مي‌بينم كه دكتر ايرج قريب - حقوقدان - به افتخار حضور گارنيك مهرابيان برپا كرده است.از ورزشيان بيژن معتمدي، رئيس اسبق هيا‡ت فوتبال تهران، ابوالقاسم رايگان، مربي كشتي و مدرس كشتي، هادي نراقي، ملي‌پوش فوتبال، مائيس ميناسيان، ملي‌پوش فوتبال، ماركار آقاجانيان، ملي‌پوش و مربي و منوچهر زندي هم از مدعوين هستند، ناصر ملك مطيعي معلم ورزش خيلي پيشترها و هنرپيشه قديمي نيز هست. چاق شده و پير.

منوچهر زندي، هادي نراقي و بيژن معتمدي با علي كريمي حرف مي‌زنند هم درباره چگونگي بازي كردنش در بايرن هم درباره تفاوت‌هاي بازي‌اش و هم نيز درباره تيم ملي.

علي در همه حال جواب مي‌دهد و در حين غذا خوردن نشان مي‌دهد كه چرا اين همه خوش‌قواره است و چرا اين همه تراش خورده به نظر مي‌رسد.

علي كريمي كه ديروز در يكي از آپارتمان‌هاي خيابان آفرين واقع در خيابان الوند به ديدار جمعي از دوستان خود و ابوالفضل جلا‌لي رفته بود يك گرم وزن اضافه نداشت. خوش‌قواره و به قول حسن حبيبي <فيت - فيت.>

پرسش‌ها و پاسخ‌ها

همه به نشانه پخته شدن

منوچهر زندي درباره تفاوت‌هاي بازي‌اش مي‌پرسد و اين كه در بايرن توپ را زود تحويل همبازيان مي‌دهد. آيا ماگات از تو خواسته است دريبل نزني؟

نه! ماگات در اين باره اصلا‌ً به من حرفي نزده و نمي‌زند اما وقتي در يك تيم همه يك جور خاصي بازي مي‌كنند، شما هم بايد اصول بازي آنها را رعايت كني. من آزاد هستم آن طور كه تشخيص مي‌دهم بازي كنم ولي خب بازي در بايرن بر پايه حركات جمعي و جلو بردن توپ با پاس‌هاي متعدد است. در واقع آنجا پاس كار دريبل را مي‌كند.

ايرج قريب از اين مي‌پرسد كه: با چه كساني در تيم بايرن بيشتر حرف مي‌زني؟

هنوز آن قدر زبانم راه نيفتاده كه بتوانم با آلماني‌هاي تيم ارتباط كلا‌مي داشته باشم. بيشتر آنها هم فقط آلماني بلدند بنابراين من با بچه‌هايي كه انگليسي هم حرف مي‌زنند، بيشتر دمخورم. با هارگريوز، با سانيول، با ماكاي، كمي با دي‌ميكليس. البته وقتي تمرين با توپ شروع مي‌شود يا مسابقه مي‌دهيم ديگر هيچ مشكلي پيش نميآيد.

توپ خودش به ما مي‌گويد كه بايد چگونه به هم مربوط شويم. زبان فوتبال زبان خاصي است يك زبان ويژه كه فوتباليست‌ها به خوبي آن را بلدند و نيازي به يادگيري بيشتر نيست.

(هادي نراقي وارد بحث مي‌شود و تا‡كيد مي‌كند و مي‌گويد: فوتبال زبان مخصوص به خود را دارد. البته گفت‌وگو و محاوره هم گاهي خيلي كمك مي‌كند اما زبان فوتبال براي بازيكني كه اين زبان را بلد است همه چيز دارد.)

ايرج قريب دوباره سوِال مي‌كند: ماگات با تو با چه زباني حرف مي‌زند. آلماني يا انگليسي؟

در جلسه‌هاي عمومي تيم كه بحث تاكتيك است و وظايف هر بازيكني مشخص مي‌شود ماگات آلماني حرف مي‌زند. من با توجه به همان زبان فوتبال حدود 80 درصد اشارات او را مي‌فهمم.

علا‌مت‌هايي كه روي تخته مي‌كشد. شكل‌هايي كه ترسيم مي‌كند، توضيحاتي كه دارد همراه دست با حركاتي كه براي بيان منظورش انجام مي‌دهد باعث مي‌شود من هم به اندازه بقيه بفهمم كه او چه مي‌خواهد، اما هرگاه قرار است من وظيفه خاصي داشته باشم يا او توقع ويژه‌اي دارد من را به كناري مي‌كشد و منظورش را شمرده و با كلمات روشن به انگليسي بيان مي‌كند. بنابراين تا الا‌ن از بابت زبان و رابطه كلا‌مي هيچ مشكلي نداشتيم.

عادت نيست، حق انتخاب است

باز هم پرسش درباره نوع بازي علي كريمي: برايت سخت نيست كه در واقع ترك عادت مي‌كني. منظورم دريبل زدن‌هاي قبلي و سرعت عمل و پاس دادن‌هاي فعلي است (منوچهر زندي از علي كريمي مي‌پرسد.)

گفتم كه نه! اصلاً برايم سخت نيست. به همان راحتي كه مثلا‌ً در تيم الاهلي دريبل مي‌زدم و اصلا‌ً هم حواسم پي سختي يا آساني حركتم نبود. حالا پاس مي‌دهم و بدون توپ مي‌دوم و البته كه هرگاه فرصتي پديد آيد (كه معمولا‌ً در هر نيمه، يكي، دو بار پديد ميآيد) دريبل هم مي‌زنم.

آن موقع حركات همبازيانم مجبورم مي‌كرد تيپ بازي‌ام آني باشد كه بود. حالا‌ حركات همبازيانم، مجبورم مي‌كند كه اين‌طور بازي كنم. وقتي جلوتر از من روي خط دفاع آخر حريف يك مهاجم ما ايستاده است، خب مگر مي‌شود به او پاس نداد.

در آلمان هم از نوع بازي من خوش‌شان ميآيد. هم مردم، هم مربيان، هم همبازيان (و به حكم آنچه كه از راه دور ديده‌ايم و در اظهارنظر كارشناسان، مربيان و دست‌اندركاران خوانده‌ايم، حتي حريفان) اما خب اينجا براي من امكان پاس دادن بيشتر فراهم است. نوع تمرينات در بازي من نه عادت و نه روش بلكه حق انتخاب‌هاي زيادتري را پديد آورده است و حالا بازي من به نظر شما متفاوت است در حالي كه تفاوت اصلي مربوط به محيط پيراموني و ميزان حركت و درك ديگري است كه همبازيان من دارند. آنها روي بازي من تا‡ثير مي‌گذارند و لابد من هم روي بازي آنها تا‡ثيرهايي مي‌گذارم.

چرا در تهران هستي

از كريمي سوِال مي‌شود: برانكو از شما نخواست كه به اردوي سوئيس بروي؟ (ناصر ملك‌مطيعي اين پرسشي را دارد.)

چرا، چرا. برانكو مي‌خواست من هفته پيش به سوئيس بروم ولي سرخود كه نمي‌شد. اول بايد دكتر تيم بايرن اجازه مي‌داد كه او در اصل روز شنبه به من گفت: حالا ديگر مي‌تواني مثل هميشه عادي، عادي تمرين كني. برو، تو از اولت هم بهتر شدي.

در درجه دوم من يكسري كارهاي شخصي در تهران داشتم كه همين الان هم دنبال آنها هستم. به برانكو گفتم: اگر به سوئيس بيايم - كه نمي‌توانم - آن وقت از همه كارهاي مهمم باز مي‌مانم. اجازه بده من در تهران به شما ملحق شوم و او هم پس از شنيدن استدلال‌هايم قبول كرد.

آمادگي كافي داري؟ ( اين را يك نفر ديگر پرسيد كه نفهميدم كه بود.)

(توا‡م با يك لبخند) مي‌بينيد كه از نظر بدني آماده‌تر از هميشه‌ام. چند هفته‌اي بازي نكرده‌ام و تشنه هستم. جام جهاني در پيش است و اين قله آرزوهاي هر فوتباليستي است. آري من از نظر بدني كاملا‌ً راحتم.

اين جباري چطور پايش خراب شد. به نظر ميآيد كه بازيكن خوبي براي تيم ملي بود. از شبكه جام جم بازي‌هايش را ديده‌ام. اگر چند كيلو سنگين‌تر مي‌شد، بازيكن ممتازي بود. (گارنيك مهرابيان نشان داد كه اگر از وطنش دور بوده، از فوتبال ايران جدا نيفتاده.)

درست تشخيص داده‌ايد. جباري بازيكن خوبي است. حيف شد كه در تمرينات تيم ملي آسيب ديد. البته او از نظر بدني بايد قوي‌تر باشد. در طول سال چند باري به علت آسيب‌ديدگي‌هاي متفاوت بازي‌هايي را از دست داد. او مي‌توانست براي تيم ملي هم يك بازيكن موِثر باشد اما به نظر من <آندرانيك> هم يك هافبك جربزه‌دار است. نوع بازي آندرانيك با بقيه هافبك‌هاي ما فرق دارد. بيشتر تخريبي است و كاملا‌ً در خدمت تيم. او بقيه هافبك‌ها را راه مي‌اندازد و بازي‌شان را كامل مي‌كند.

راز خوش‌اندامي

ناهار را كشيده‌اند. يك كاسه بلوري قيمه خانگي - كه ناصر ملك‌مطيعي لابد به رسم <آقا بلور> از آن نمي‌گذرد و روي چلو سفيد جوجه كباب خالي مي‌كند - باقالي پلو هم هست، كباب برگ و كوبيده نيز.

علي با كمال احتياط يك كفگير برنج سفيد مي‌كشد و سعي مي‌كند كه كمتر چرب باشد. دو، سه قطعه كباب و همين.

ايرج قريب صاحبخانه سوِال مي‌كند: نوشابه چه ميل داريم؟

سونآپ، كانادا يا نوشابه سياه. علي كريمي كه مواظب غذا خوردنش هست، با شرم و حيا مي‌گويد:

اگر ممكن است براي من يك ليوان آب مرحمت كنيد. نوشابه نمي‌خورم.



جهان فوتبال

moh.santia
16th May, 2006, 06:28 PM
مدافع تيم ملي فوتبال كشورمان تاكيد كرد كه بازيكنان اين تيم در مسابقات جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬آلمان، نام ايران را در جهان سربلند خواهند كرد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني فدراسيون فوتبال، محمد نصرتي در گفتگويي پيرامون وضعيت فني خود در فصل گذشته فوتبال اظهار داشت: در اين فصل در چند بازي ضعف داشتم. اما اين دليلي نبود كه خود را ببازم و از آمادگي دور شوم. به همين دليل با تمرينات جداگانه و دو چندان تلاش كردم تا با پاس بازي‌هاي خوبي را به نمايش بگذارم و نظر كادر فني تيم ملي را به خود مطمئن كنم.

وي ادامه داد: به لطف خدا و تلاش بي‌وقفه‌اي كه انجام دادم به اين مهم دست پيدا كردم. در مسابقات جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬آلمان نيز ثابت مي‌كنم كه در كادر فني در انتخاب من اشتباه نكرده‌اند.

نصرتي تاكيد كرد كه "با از كار انداختن مهاجمان طراز اول تيم‌هاي رقيب ايران تمام شك و شبهه‌ها موجود در خصوص انتخاب خود را از بين خواهد برد."
وي در پاسخ به اين سوال كه براي بهتر شدن تيم ملي فوتبال كشورمان چه پيشنهادي دارد؟ گفت: همه چيز به خوبي پيش مي‌رود. فقط بايد اختلاف سليقه ها را از بين برد و با يك اتحاد ملي به مصاف حريفان رفت.

نصرتي اظهار داشت: با حمايت‌هاي مردم، رسانه‌ها و مسوولان به طور قطع يك قدرتمند را روانه جام جهاني خواهيم كرد.

اين مدافع باتجربه تيم ملي فوتبال ايران با تقدير از عملكرد تيم‌هاي ملي گذشته ايران در مسابقات جام جهاني اظهار داشت: من براي تمامي بازيكنان تيم ملي در گذشته احترام خاصي قائل هستم و از اينكه امروز پيراهن آن بزرگان را بر تن دارم، افتخار مي‌كنم.

نصرتي افزود: تمام تلاش خود را به كار خواهم بست تا خاطرات خوب پيشكسوتان را در بين اهالي فوتبال زنده كنم. اما فوتبال امروز با گذشته بخصوص گذشته‌هاي دور فاصله گرفته است و سرعت وحشتناك جايگزين فوتبال ايستا شده است. به همين منظور كارمان سخت است اما قول مي‌دهم در مقابل تمام بازيكنان برجسته جهان مطمئن ظاهر شويم و نام ايران را سر بلند كنيم.

mohsen
17th May, 2006, 12:00 AM
به نقل از بازتاب:
هفته‌نامه آلماني «فوكوس» در آخرين شماره خود، اقدام به درج گزارش عجيبي از اقامت كوتاه تيم ملي فوتبال جمهوري اسلامي ايران در شهر «اشپيتز» سوئيس كرده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، در اين گزارش كه توسط روزنامه‌نگاران كشور ميزبان جام جهاني 2006 فوتبال تهيه شده، ادعا شده است: بازيكنان تيم ملي ايران، بدون نظارت پزشكي و حتي رعايت قوانين مذهبي، غذا و نوشيدني مصرف مي‌كنند.

نويسنده اين گزارش كه با عنوان «ايرانيان در مكه فوتبال آلمان» در شهر اشپيتز سوئيس تهيه شده، افزود: مدير هتل محل اقامت تيم ايران، به سخنگوي تيم ملي فوتبال ايران تبديل شده است.

وي همچنين گفت: سرمربي تيم ايران به دنبال رقبايي است كه بازيكنانش حتما بتوانند آنان را شكست دهند و دلالان فوتبال نيز در اطراف تيم ملي مشغول مذاكره باشند.

اين گزارشگر افزوده است: محل اردوي تيم ملي ايران، همان جايي است كه تيم ملي آلمان، پيش از جام جهاني 54 در آن اردو زده بود و بازيكنان ايران در اين محل و در اتاق‌هاي بازيكنان تيم ملي آلمان اقامت داشتند. در بحران هسته‌اي ايران، تيم ملي فوتبال كشور، در محل تأسيسات تحقيقاتي ارتش سوئيس عليه جنگ اتمي اردو زده است.

مدير هتل هم ادعا كرده است: من تا به حال در عمرم چنين تيم بدون برنامه‌اي نديده بودم، چراكه بازيكنان هرچه دوست دارند، مي‌خورند و نه تنها به مسائل پزشكي، به مسائل مذهبي خود نيز توجهي ندارند.

Siyavoush
17th May, 2006, 02:31 AM
برانكو حيرت زده‌مان كرد و ما فهميديم
چگونه مي‌توان روزهايي كه پشت‌سر گذاشته را تعريف كرد؟ شايد آن آب و هواي دلنشين كه حالا در وصفش ناتواني را با تمام وجود لمس مي‌كني يا كنار آن پيست خيالي قهرماني و زندگي در لابه‌لاي هتل جادويي اشپيتز آن قدر فرصت تنهايي و حداكثر زندگي مسالمت‌آميزش با سايه ناشي از تابش نور كج تاب يك چراغ خواب را فراهم آورده كه آسوده فكر كند و راحت بينديشد. ديگر مجبور نبود ساعت پاياني يك روز كاري را با مشغله‌هاي فكري جديدي همراه كند و با خود دچار درگيري فكري و ذهني تازه شود.

اگر مي‌دانستيم تنهايي و خلوت كاري برانكو مي‌تواند در تغيير روش فكري‌اش تا اين حد دگرگوني‌هاي مثبت ايجاد كند، شايد زودتر او را بدرقه مي‌كرديم. انگار هواي سرد و ملس بهاري كوهستان‌هاي شمالي آلپ هم توانسته حكم عامل موِثري براي شادابي روحش را داشته باشد.

آيا بايد گفت برانكو همه را شگفت‌زده كرده است؟! اگر كمي فكر كنيم، لااقل منطق‌مان نبايد اجازه پذيرش اين شگفتي اوليه را بدهد... مي‌توانيم خيلي زود دست و بال‌مان را جمع كنيم و بعد بگوييم: <منطقي است.> يا اگر حداكثر داشتيم از فرط حيرت، فرياد مي‌كشيديم، ادعا كنيم: <برانكو به خودش رودست زده است>!

مي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه مقابل مخاطبانش بنشيند، لبخند معني‌داري هديه كند و بعد به سادگي و در حالي كه دوباره روي صندلي‌اش پايين مي‌رود، بگويد: <چه خبر؟> شما احتمالا‌ً نمي‌توانيد اخم‌هاي‌تان را در هم بكشيد. برانكو شما را با يك غافلگيري بزرگ روبه‌رو كرد.

* * *

بستگي داشت با چه ديدگاهي پاي ليست 30 نفره سرمربي تيم ملي بنشينيد. گروهي كه در تصورات‌شان خود را پيوند خورده با زندگي روزمره و تفكرات دائمي و خط فكري برانكو مي‌دانستند،‌با اصول گذشته اين مربي حكم به خروج بازيكناني مي‌دادند كه تا به حال كمترين اعتمادي را به پيراهن ملي متوجه خود نمي‌ديدند. رسول خطيبي جزو اين گروه قرار مي‌گرفت... بعد از جواد كاظميان اسم مي‌بردند و سهميه‌هاي باشگاهي را راه حل خروج اميرحسين صادقي مي‌دانستند. مگر اشتباه بود؟

آيا ايوانكوويچ همه را شگفت‌زده نكرد؟ او آخرين گام را صحيح برداشت... شباهت جالبي ميان پاياني‌ترين رفتار برانكو با پرندگان پرش سه‌گام مي‌بينيم: <آخرين قدم را دقيق‌تر بردار>! يعني درست جايي كه قصد پريدن داري. برانكو همه را تا آخرين قدم و تا پاياني‌ترين گامي كه مي‌خواست لب خط پرش بگذارد نه اين‌كه منتظر نگه داشت كه انگار جان به لب كرد!

اول باري كه در مورد رسول خطيبي مدعي شد او ويژه رقابت‌هاي جام جهاني است، شايد بر اساس يك دور نماي ذهني هرگز جدي‌اش نگرفتيم. برانكو زماني كه يك حضور مسعود شجاعي - ولو اين كه سكونشين بازي تداركاتي تيم ملي شود - را ستود سراغي از ادله‌اش براي اين تمجيد را نگرفتيم.

يا عجولا‌نه به استقبال تغييرات مي‌رفتيم و يا نوعي حس بدبيني را از سوي سرمربي تيم ملي به شكل هديه‌اي پاپيون شده روي ميز كار زندگي خود مي‌ديديم. او هرگز انعطافي براي پذيرش اصلا‌حات در گام‌هاي رو به پايان نشان نمي‌داد و حالا‌ نمي‌توانيم حيرت از آخرين ليست اعلا‌مي سرمربي را كتمان كنيم!

* * *

اسم خاص برانكو اگر چه در برنامه تعريف شده فكري‌ما تداعي‌كننده نام سرمربي تيم ملي ايران است، اما مرور چند ثانيه‌اي همين نام مطمئناً با صفت‌هاي سرسختي و گاهي هم محافظه‌كاري همراه مي‌شد.

براي اين ثبت ذهني چه نيازي به كالبد شكافي تاريخي ادله‌هاي منطقي و غيرمنطقي اين سال‌ها و ماه‌هاي اخير حس مي‌كنيد؟

اگر بحث امروز و فرداست، كه فقط ياد ديروز مي‌افتيم و باز هم با مرور نفرات دلخواه سرمربي به يك حيرت تازه مي‌رسيم. برانكو مسيرش را تغيير داده و بر عليه جريان فكري مي‌دود.

شكل يارگيري ايوانكوويچ سرشار از حس شجاعت و غرور است. او براي تورنمنتي مثل جام جهاني دست روي نام شش مهاجم مي‌گذارد:‌<دايي، هاشميان، برهاني، عنايتي، خطيبي و كاظميان> از اين هم بگذريم كه مهرزاد معدنچي و علي كريمي در اصل مهاجماني هستند كه براي خط مياني انتخاب شده‌اند و البته در ذات شجاعي و مهدوي‌كيا و البته بختياري‌زاده عنصر هجوم بيداد مي‌كند.

ناخود آگاه ياد اين هشت روزي مي‌افتيم كه براي تماس با اتاق شماره 111 هتل اشپيتز هيچ راه حلي پيدا نمي‌شد يا حتي دستياري كه براي يافتن سرمربي تيم ملي در اوقات بيكاري و استراحت هرگز راه آسوده‌اي نداشت. برانكو گاهي در اشپيتز گم مي‌شد. شايد مي‌رفت جايي تا در روح قهرماني و جادويي اين شهر غرق و يا بهتر بگوييم بلعيده شود. او را با فراواني جاه طلبي‌هايش ديديم.

* * *

شيوه گويش او مقابل دوربين تلويزيوني و حتي نحوه قرار گرفتن روي صندلي با گذشته فرق داشت. كمرش را راست نگه مي‌داشت و مغرورانه حرف مي‌زد. از جاه‌طلبي بازيكنانش مي‌گفت و وعده‌هاي بزرگ مي‌داد.

كلمات خود را تكه تكه و با صدايي رساتر از قبل بيان مي‌كرد و زماني كه به چشمانش خيره مي‌شديد آن انبساط لعنتي ناشي از استرس پرسش و پاسخ بعدي را نمي‌ديديم. غرورش غرورانگيز بود.

برانكو آخرين گام را محكم‌تر از هميشه برداشته است. توجه ويژه او به نام تازه واردهايي مانند بختياري‌زاده، صادقي و شجاعي و تقدير ويژه از تيموريان، حتي نشانه‌هاي كاملي از روانشناسي دارد. پس او اول از هر كس ديگري به آرامش روحي و فكري رسيده.

مي‌توان امروز به استقبال مردي رفت كه باور كرده براي پيروزي احتياج به شجاعتي افزون بر گذشته دارد. روح اشپيتز او را بلعيد است!


تمايل خودمان را اعلام كرده‌ايم، تصميم نهايي با اوست.

 اين تصميم هيا‡ت مديره است يا مشخص مهندس درويش؟

نظر جمعي بوده است.

 انتظار داريد فصل بعد به ليگ برتر برگرديد؟

تلاش‌مان را مي‌كنيم، هر چند كار دشواري است. تجربه اين كار را داريم و مي‌دانيم كه چگونه رفتار كنيم.

 اما بازيكنان‌تان تجربه اين مسابقات را ندارند.

آنها در ليگ برتر آبديده شدند، حتماً در ليگ يك بهتر ظاهر مي‌شوند.

 وفاداري آنان به فروتن جالب توجه است.

(مي‌خندد) زحمت كشيده وهنوز سرمربي شموشك است.

 به نظر مردم و هواداران هم توجه داشته‌ايد؟

فكر مي‌كنم صلاح باشگاه در اين باشد.

 با حضور نساجي، مازندران صاحب دو تيم در ليگ يك شده. فشار از روي‌تان برداشته مي‌شود.

ضمن آن‌كه صعود نساجي را تبريك مي‌گويم اميدوارم رقابت سه تيم در نهايت به كاميابي فوتبال مازندران منجر شود.



جهان فوتبال

Siyavoush
17th May, 2006, 02:32 AM
جام جهاني وپي بردن به انسانيت انسان
از جام جهاني چگونه بايد براي <فوتبال> و نه براي اقتصاد فوتبال، صنعت فوتبال، تبليغات فوتبال (و تبليغات در فوتبال) استفاده كرد.به لطف جذابيت‌هاي آشكار و پنهان فوتبال، تكنولوژي با تمام نوآوري‌هاي لحظه به لحظه‌اش به اين عرصه راه يافته و متدولوژي نيز جاي خاصي دارد. روش‌هاي تمرين با فلسفه‌هاي زندگي در هم آميخته‌اند، روحيات مردم جوامع مختلف در همه چيز مشخص است.

فوتبال پرسش تمام عيار و كاملي است از زندگي انسان امروز. آيا اين انسان به ظرافت،‌ به هنرمندي، به آواي لطيف به حركات ظريف، به نمايش خوبي‌ها، نيازي بيش از هر وقت ندارد؟

شايد ما - و نه شايد كه حتماً و صددرصد كه ما - در پديد آمدن موج فوتبال فقط نتيجه طلب كه براي نباختن بازي مي‌كند و دقايق هنري بازي را لگدمال مي‌كند، موِثر بوده‌ايم، آيا زمان آن نيست كه به فكر لطافت بازي، زيبايي‌هاي واقعاً زيباي بازي و خلاقيت‌هاي انساني باشيم.

آيا انسان هزاره سوم، لايق برخورداري از لياقت‌هايي كه دارد، نيست؟ آيا وديعه‌هاي الهي - هوشي، خلاقيت، لحظه‌شناسي ، زيبايي‌شناسي - نبايد در زندگي انسان امروز بيشتر از هميشه وارد شود.نمي‌دانم چقدر درست است و چقدر غلط، اما مي‌پرسم: از تماشاي بازي رونالدينيو بيشتر به انسانيت انسان پي مي‌بريم يا از هر نوع بازي ديگر.

سوِال مي‌كنم: حركات اين برزيلي دوست داشتني چقدر او را زيبا نشان مي‌دهد و چقدر زيبايي را در قلب و روح ما و شما مي‌كارد.

من جواب خودم را گرفته‌ام و من پاسخ خود را داده‌ام.

ما در فوتبال ايران، يك علي كريمي داريم كه وقتي هست، فوتبال يك معنا دارد و هنگامي كه نيست، فوتبال معناي ديگري پيدا مي‌كند.

با كريمي ما به تمام ظرافت‌هاي روحي انسان ايراني دست مي‌يابيم. با كريمي هدف فقط بردن و نباختن - يا نباختن و بردن اين دومي، فلسفه غالب در فوتبال جهان است كه همين خود موجب تنگ كردن ميدان هنرمندان و شكستن پاي ستارگان شده و مي‌شود - نيست كه او براي ما پرده‌هاي ديگري از بازي كردن را بازي مي‌كند. زيبايي را به رخ‌مان مي‌كشيد و حس زيبادوستي را كه حس خدايي است، در وجودمان پديد ميآورد.

سوِالم را دوباره تكرار مي‌كنم: ما فوتبال‌نويسان ترجيح‌مان كدام است. فوتبالي كه انساني است و هنرمندانه است و سرشار از زيبايي‌ها و قدرت مثبت انساني است يا مبارزه‌اي كه گلادياتورانه در پي كشتن براي نمردن است.

رقابتي كه كماندوهايي با صفات ماشيني، روبات‌ها را طلب مي‌كند نه هنرمنداني سرشار از روح لطيف وحس ظريف ساختن و پديد آوردن، آنها دنبال مرعوب كردنند و علي در پي مجذوب كردن. درست مثل رونالدينيو.

من با تمام <فرد> بودنم دنبال آنم كه مروج و مبلغ فوتبالي باشم كه انسان را به قدرت پاك انساني‌اش متكي مي‌كند. به خلاقيت،‌ به حركات برآمده از حس هنرمندانه‌اي كه در هر كسي وجود دارد.

جهان فوتبال

Siyavoush
17th May, 2006, 02:33 AM
دروازه‌بانان جام جهاني 2006
گفت‌وگو و بحث نكردن در مورد آماده بودن يا نبودن ميرزاپور، تجربه نداشتن ديگر دروزاه‌بانان جهت حضور در نبردهاي جام جهاني دليلي خواهد بود كه در طول يك ماه آينده رقابت ميان دروازه‌بانان تيم ملي را براي حضور در جمع سه دروازه‌بان اعزامي به مسابقات جهاني داغ‌تر و ديدني‌تر كند و مسلماً در جريان همين رقابت‌هاي صد درصد سالم و جوانمردانه خواهد بود كه نفر اول و دوم تيم ملي درون دروازه و ح ضور در جام جهاني مشخص خواهد شد.

چندي پيش به روزنامه خودتان گفتم مشكل آقاي ميرزاپور كه در چند سال گذشته دروازه‌بان اول تيم ملي بوده، مشكل روحي است. يعني بيش از اين كه تمام مشكلا‌ت او فني باشد (كه كمتر دروازه‌بان يا بازيكني وجود دارد كه مشكل فني نداشته باشد) ميرزاپور زير بار فشاري قرار دارد كه بر اعصاب و روان او وارد شده كه برايش تحمل آن دشوار گرديده است.

در كنار ميرزاپور چهار دروازه‌بان خوب و پرانگيزه به اردوي تيم ملي دعوت شده‌اند كه همگي آنها شايستگي حضور در تيم ملي را دارند.

نگاهي به اردوي جام ملت‌هاي آسيا سال 2000

براي اولين بار من از ميرزاپور براي حضور در اردوي تيم ملي دعوت كردم. جواني ديدم با اندام بلند، دست‌هايي كشيده و عضلا‌تي كه در حال شكل گرفتن بودند.

مطمئن بودم كه توان بهتر شدن را دارد. خصوصيات فيزيكي او نويد به آينده خوبش را مي‌داد. او را دعوت كرده بودم كه با جو تيم ملي و اردو تيم ملي آشنا شود و از تجربه دروازه‌بانان حاضر در اردو بهره ببرد.

يادم هست كه با آن لهجه شيرين مردم خونگرم لرستان مي‌گفت، از اين كه به اردو تيم ملي دعوت شده خوشحال است. مي‌گفت آمده است تا ياد بگيرد و دعوتش به اردوي تيم ملي به او اميدواري داده كه مي‌تواند در كنار تلا‌ش بيشتر، باز هم مورد توجه باشد.

حرف‌هايش ساده و صدايش آرام بود. هنگام حرف زدن سرش پايين بود و خجالت مي‌كشيد. رفتارش با ديگران توا‡م با احترام بود، با انگيزه‌ تمرين مي‌كرد و به موقع استراحت و همه را دوست داشت.

ولي حرف‌هاي امروز ميرزاپور طعم شيريني و سادگي آن روزها را ندارد.

مي‌دانم كه گاهي انتقاداتي كه از تو مي‌شود نه تنها منصفانه نيست، بلكه مغرضانه است. مي‌دانم دل آزرده شده‌اي، مي‌دانم كه نمي‌تواني بي محبتي را تحمل كني، مي‌دانم با شرايط روحي و فشارهايي كه بر اثر انتقادها به تو وارد شده برايت تحملش سخت است، چون به وضوح مي‌توان دل آزردگي و خشمي كه بابت بي‌احترامي، غير از انتقاداتي كه مي‌شود در گفتار و حركات تو مشاهده كرد. به هر حال تا حدودي هم حق بده كه از تو انتظار بيشتري داشته باشند تا خودت باشي. ميرزاپور، بايستي به مسايل حاشيه‌اي توجه نكني. از انتقادات سازنده استفاده كن ولي برابر مطالبي كه تو را آزار مي‌دهد بي‌تفاوت باش.هيچ كس از اين كه مورد انتقاد قرار بگيرد خوشنود نيست. مهم‌تر آن روح انساني است كه چگونه از انتقادهاي نادرست كند يا گرفتارش شود. آقاي ميرزاپور مي‌داني كه دروازه‌بانان هميشه تنها هستند هر چند كه به ظاهر با ده نفر ديگر وارد ميدان مي‌شوند وليآن ده نفر تو را رها مي‌كنند و به دنبال كارشان مي‌روند، تو مي‌ماني و يك دروازه و يك تعداد تماشاگر، در هر حركتي و تصميمي تنها هستي و خودت و مسوِوليتي كه پذيرفته‌اي؛ با چند حركت خوب ستاره بازي مي‌شوي و با يك اشتباه مقصر شناخته خواهي شد.

همين تنهايي است كه توجه تو را به اتفاقاتي كه روي سكوها ميدان سابقه رخ مي‌دهد جلب مي‌كند. گاهي از شنيدن فرياد شعارهايي كه داده مي‌شود دلت مي‌خواهد پرواز كني و بالا بردن هر دو دستت از آنها تشكر كني و گاهي از قضاوت آنها در مورد خودت آزرده خاطر مي‌شوي. انتظار نداري كه درباره تو آن گونه قضاوت كنند، ولي آقاي ميرزاپور اين قسمتي از زندگي ورزشي است. همين فشارها است كه انسان را مي‌سازد و به او توان مبارزه جويي مي‌دهد. مرد باسختي ساخته مي‌شود. اگر قبول كني مدتي است خوت نيستي آنگاه همه چيز به سرعت درست خواهد شد؛ موفق باشي.

آقاي ميرزاپور تو با آن اندام مناسب، دست‌هاي كشيده، شهامت مورد نياز، فيزيك خوب بدني، تجربه بازي در ميادين حساس، سعي كن يك اشكال حركتي خودت را با كمك مربياني كه همواره در كنارت هستند و تلاش مي‌كنند، برطرف كني. <زمان خروج از دروازه و انتخاب زمان مناسب براي طي مسافتي كه مي‌بايد طي كني تا به هدف برسي.>

آنچه كه ديده شده اين است: خروج از دروازه را مناسب با مساغت و سرعتي كه توپ (ارسالي از جناحين، ضربات كرنر يا ضربات غير مستقيم) طي مي‌كند تا به محل فرود برسد، با مسافت و مسيري كه خودت مي‌بايستي براي به موقع رسيدن به محل فرود توپ آن هم در بالاترين نقطه، به درستي انتخاب نمي‌كني.

(معمولاً خروج تو با تا‡خير همراه است) بنابراين از همان لحظه، مشكل آغاز مي‌شود. با آن اندام بلند و دست‌هاي كشيده قادر نيستي به موقع در مسير توپ ارسالي شده قرار بگيري. آن گاه براي رسيدن به توپ شيرجه مي‌روي در حالي كه براي دريافت يا دفع چنين توپي‌هايي تو مي‌بايستي عمودي و به سمت بالا پرش داشته باشي نه افقي به سمت توپ. اگر شانس ديدار تو را داشته باشم يا مربيان پرتلاش تو را بيشتر توضيح خواهم داد.

مطمئن هستم كه ميرزاپور و ديگر دروازه‌بانان تيم ملي توان، جسارت و لياقت قرار گرفتن در دروازه تيم ملي را در هر شرايطي و هر ميداني دارند. تنها لازم است اعتماد به نفس و آمادگي كامل جسماني خود را به گونه‌اي حفظ كنند كه هر لحظه‌اي كه لازم بود درون دروازه قرار بگيرند. هر كدام ازآنها مي توانند كاري كنند كه جاي كسي خالي به نظر نرسد.



آيا انسان هزاره سوم، لايق برخورداري از لياقت‌هايي كه دارد، نيست؟ آيا وديعه‌هاي الهي - هوشي، خلاقيت، لحظه‌شناسي ، زيبايي‌شناسي - نبايد در زندگي انسان امروز بيشتر از هميشه وارد شود.نمي‌دانم چقدر درست است و چقدر غلط، اما مي‌پرسم: از تماشاي بازي رونالدينيو بيشتر به انسانيت انسان پي مي‌بريم يا از هر نوع بازي ديگر.

سوِال مي‌كنم: حركات اين برزيلي دوست داشتني چقدر او را زيبا نشان مي‌دهد و چقدر زيبايي را در قلب و روح ما و شما مي‌كارد.

من جواب خودم را گرفته‌ام و من پاسخ خود را داده‌ام.

ما در فوتبال ايران، يك علي كريمي داريم كه وقتي هست، فوتبال يك معنا دارد و هنگامي كه نيست، فوتبال معناي ديگري پيدا مي‌كند.

با كريمي ما به تمام ظرافت‌هاي روحي انسان ايراني دست مي‌يابيم. با كريمي هدف فقط بردن و نباختن - يا نباختن و بردن اين دومي، فلسفه غالب در فوتبال جهان است كه همين خود موجب تنگ كردن ميدان هنرمندان و شكستن پاي ستارگان شده و مي‌شود - نيست كه او براي ما پرده‌هاي ديگري از بازي كردن را بازي مي‌كند. زيبايي را به رخ‌مان مي‌كشيد و حس زيبادوستي را كه حس خدايي است، در وجودمان پديد ميآورد.

سوِالم را دوباره تكرار مي‌كنم: ما فوتبال‌نويسان ترجيح‌مان كدام است. فوتبالي كه انساني است و هنرمندانه است و سرشار از زيبايي‌ها و قدرت مثبت انساني است يا مبارزه‌اي كه گلادياتورانه در پي كشتن براي نمردن است.

رقابتي كه كماندوهايي با صفات ماشيني، روبات‌ها را طلب مي‌كند نه هنرمنداني سرشار از روح لطيف وحس ظريف ساختن و پديد آوردن، آنها دنبال مرعوب كردنند و علي در پي مجذوب كردن. درست مثل رونالدينيو.

من با تمام <فرد> بودنم دنبال آنم كه مروج و مبلغ فوتبالي باشم كه انسان را به قدرت پاك انساني‌اش متكي مي‌كند. به خلاقيت،‌ به حركات برآمده از حس هنرمندانه‌اي كه در هر كسي وجود دارد.



جهان فوتبال

Siyavoush
17th May, 2006, 02:34 AM
جلا‌لي:تيم 98 بهتر بود
مجيد جلالي هم از جمله آن مرداني است كه اعتقاد دارند اينك زمان تشكيك و ايجاد ترديد و استقبال از تغييرات نيست البته جلالي مي‌گويد: <زمان ايجاد تحول هم گذشته است.> كه با اين قسمت از حرف‌هاي او موافقت نداريم. تحول هميشگي است و بايد از اهداف استراتژيك باشد.

جلالي معتقد است: <حالا‌ زمان آن نيست كه بخواهيم ديدگاه مربي را عوض كنيم. در اين شرايط فقط بايد آرامش را فراهم كنيم و در مورد يك سري نكات كليدي كار كنيم.> خود او به اين نكات كليدي اشاره مي كند: <در جام جهاني برابر پرتغال و مكزيك شايد 70 دقيقه از 90 دقيقه زمان بازي را مجبور به دفاع كردن باشيم. بنابراين لازم است توانايي‌هاي خودمان را در بخش دفاع بالا ببريم.( >اين همان تحول است)

حال بايد ديد تيم ما پتانسيل 70 دقيقه دفاع برابر پرتغال يا مكزيك را دارد؟ <به نظر من (مجيد جلالي) با آن چيزي كه تا الان ديده‌ايم نه، البته فوتبال هميشه راهكارهايي به تيم‌هاي متوسط معرفي مي‌كند.>

يعني مجيد جلالي راهكارهايي كه لازمه موفقيت در اين بازي‌ها است را دارد؟ آيا او توضيحي هم دارد؟

<الان تمرينات مناسب و كليدي بر محور موضوعات كليدي در اولويت قرار مي‌گيرد. مواردي كه در سه بازي آينده تيم ملي بيشتر با آنها درگيريم.

توضيح من در اين باره اين است: از نظر نفرات، ديگر كاري نمي شود انجام داد. ما با يك معضل ديگر هم دست به گريبانيم. خيلي از نفرات ثابت تيم ملي ما فصل خوبي را پشت سر نگذاشتند. اين يك واقعيت است. ميرزاپور، كعبي، گل محمدي، نصرتي، حتي رحمان رضايي در ايتاليا، نكونام، علوي، زندي، هاشميان، نيكبخت و برهاني. در اين ميان فقط مهدي مهدويكيا و تا حدودي علي دايي، فصل خوبي را پشت سر گذاشتند. علي كريمي هم خوب بود كه آسيب ديد.

در مقابل بازيكناني كه به نوعي در تركيب اصلي نيستند، خوب بازي كردند و همين نكته مهم است. شما مسلم بدانيد همه اينها دلايل مشتركي دارد. وقتي مجموعهاي از ياران ثابت شرايط مشابهي دارند، حتماً بايد دليل مشتركي داشته باشد. بايد نشست دليلش را پيدا كرد كه الان وقتش نيست اما در كنار اينها سهراب بختياري زاده، ميثم منيعي، مهدي رجب زاده، آندرانيك تيموريان و مجتبي جباري فصل ايدهآلي داشتند. تركيبي از اين موجودي مي تواند تركيب آماده اي را شكل دهد. البته بايد بگويم كه امروز در اين زمينه بايد به ديدگاه مربيمان اعتماد كنيم؛ اين به آنها آرامش ميدهد.>

مسا‡له‌اي كه وجود دارد اين است: آيا مي شود چنين ريسكي كرد و اين بازيكناني كه نام بردم، به كار گرفت؟ چرا كه آنها در حداقل ممكن براي تيم ملي بازي كردهاند.

<البته به نظر خود من ايرادي ندارد. نبايد هميشه ترس يا اجبار ما را وادار به تغييرات كند. در واقع شجاعت در اين بخش كار نمود پيدا مي كند. جام جهاني 1998 فرانسه را به ياد بياوريد. عابدزاده است كه گلر اصلي ما بود. وقتي مصدوم شد، نكيسا آمد كه اتفاقاً خوب هم كار كرد.

نكيسا باتجربه‌تر از طالب‌لو و رودباريان بود و ممكن است گفته شود من بحث شما را قبول دارم. ولي همين نقص به عملكرد پنج سال گذشته برمي‌گردد. يعني ما در اين پنج سال اگر در كنار ميرزاپور، به سه گلر ديگر هم ميدان داده بوديم، هم به او كمك كرده بوديم هم به تيم ملي. اين واقعيت است كه تو زماني بزرگ مي شوي كه رقباي بزرگي داشته باشي. چرا تمامي بازيكنان، در فصل گذشته عملكرد خوبي نداشتند؟يكي از دلايل اين بود كه آنها احساس مي كردند در تيم ملي رقيب ندارند.>

فكر مي كنيد برابر پرتغال و مكزيك ما با چه شيوه اي بايد بازي كنيم؟

ايده‌هاي دفاعي جلالي در عرصه عمل

مثلا‌ً مقابل مكزيك قرار نيست، يعني لازم نيست هم مهدوي كيا را داشته باشيم، هم علي كريمي ، دايي، زندي و وحيد هاشميان را. بايد سراغ كساني رفت كه قابليت دفاعي بيشتري داشته باشند. مثلا‌ً مهدويكيا و علي دايي. البته ما بايد توان‌مان را براي 90 دقيقه بازي در جام جهاني بالا ببريم. يك موقع 90 دقيقه در صباباتري بازي ميكني، اين يك چيزي است، يك وقتي قرار است 90 دقيقه جلوي مكزيك بازي كني. مسلماً اين يك فرآيند ديگري است.

به عنوان مثال مي‌گويم متوسط دويدن در ليگ برتر 6 كيلومتر است ولي مقابل پرتغال با اين 6 كيلومتر حتي نميتوانيم دفاع كننده خوبي باشيم. به طور حتم هر بازيكن ما حداقل بايد 10 كيلومتر بدود. (كه اين هم كم است. تيمي كه زير 12 كيلومتر بدود، برابر مكزيك و پرتغال وا مي‌دهد.)

من تمام بازيكنان پرتغال را نميدانم ولي چيزي كه از منچستر ميدانم اين است كه رونالدو حدود 12 كيلومتر در هر بازي ميدود. (يعني دو برابر بازيكنان ما در ليگ برتر. برابر ادعاي مجيد جلالي كه در مواردي قابل قبول است.) ولي بايد توجه كنيم كه پرتغالي‌ها بازيكن 13/5 كيلومتري هم دارند.

* * *

جلالي باور دارد كه وزن حركتي مردان تيم ملي در بازي‌هاي تيم ملي بين 7/3 تا 7/5 كيلومتر، متغير است و او به اين دليل و يك سري دلايل ديگر مي‌گويد مجموعه ساختار بازي 1998 ما بهتر بود.

جلالي در اين باره به تعداد پاس‌ها كه خود شامل نسبت پاس‌هاي سالم به اشتباه، ضربه توپ كه سرعت بازي و فرد و تيم را به دست ميدهد، تعداد ضربه، تعداد پاس متوالي، تعداد سانترها و گل‌هايي كه از سانترها به دست آمده، ميزان بازي تركيبي، نسبت صحيح به غلط بازي تركيبي و ... اشاره مي‌كند.



جهان فوتبال

MIRAS
17th May, 2006, 03:11 AM
امير حاج رضايي‌:

محبوبيت و مقبوليت برانكو بسيار پايين است




سرانجام ليست 23 نفره تيم‌ملي فوتبال براي حضور در بازي‌هاي جام جهاني 2006 آلمان دوشنبه شب گذشته و پس از پايان اردوي سوييس از سوي برانكو ايوانكوويچ اعلام شد‌.
به هر حال اين بار هم مثل دفعات گذشته اين ليست منتقدان زيادي داشت‌. شايد در ميان دعوت شدگان، همين نفراتي كه انتخاب شدند جزو بهترين‌ها باشند اما قطعاً بازيكناني هم هستند كه بدون شك مورد صحبت قرار گرفتند چرا كه بهتر از آنها هم در ليگ ما وجود داشت‌.
بازيكناني مثل علي سامره، ايمان مبعلي، كريم باقري، محمود فكري و پژمان جمشيدي هم حداقل اين شايستگي را داشتند كه يك بار هم به اردو دعوت شوند‌.
به هر حال ليست نهايي به فيفا اعلام شده و حالا بايد از تيم‌ملي به خاطر نام ايران حمايت كنيم‌. هر چند كه طي ماه‌هاي گذشته كمتر به انتقادات توجهي شد‌.
امير حاج رضايي كارشناس مسائل فوتبال در خصوص ليست نهايي اعلام شده صحبت كرد‌. به نظر او جاي ايمان مبعلي در تيم‌ملي خالي است‌.

قطعاً در جريان ليست نهايي تيم‌ملي قرار گرفته ايد؟
به نظرم ليست كم عيبي باشد كه نسبت به گذشته تا حدودي تكميل‌تر است‌. البته بايد ديد درصد ايده‌آل كدام است‌. چهره‌هاي جديدي مثل شجاعي در ليست ديده مي‌شوند، عنايتي سرانجام انتخاب شد اما جاي چند نفر هم خالي است‌.

كدام بازيكن‌؟
معتقدم ايمان مبعلي مورد بي مهري قرار گرفت. او يك سرمايه ملي است و ما حق نداريم سرمايه‌هاي خود را نابود كنيم‌. در واقع نبايد با ايمان اين گونه رفتار مي‌شد‌. مطمئنم بحث مبعلي فني نبوده و همان مسائلي كه شنيده مي‌شود در خصوص دعوت نشدنش علامت سؤال بزرگي را مقابل اسم او قرار مي‌دهد‌.

بيشتر توضيح ‌دهيد‌.
كادر فني بايد خيلي شفاف در مورد دعوت نشدن مبعلي پاسخ مي‌داد و بخصوص بعد از آسيب ديدگي مجتبي جباري بايد او را دعوت مي‌كردند‌. البته مي‌شد به بازيكنان ديگري هم فرصت داد‌.

به چه كساني‌؟
به نظرم شيرزاد، منيعي، جلال اكبري، پژمان جمشيدي و علي سامره هم مي‌توانستند حداقل يك بار دعوت شوند بخصوص 3 بازيكن اول كه شايد مشكلات ما را در سمت چپ حل مي‌كردند‌.

اما برانكو در اين جناح به ستار زارع اعتقاد دارد‌.
من مصاحبه او را با يكي از نشريات خواندم و به نظرم او در دفاع از ستار زارع سماجت بيمارگونه‌اي داشت. در واقع اين بهترين واژه‌اي است كه مي‌توانم انتخاب كنم‌. برانكو در دفاع از اين بازيكن هيچ منطقي نداشت‌.

يعني شما منكر ارزش‌هاي ستار زارع هستيد؟
اصلا، من منكر ارزش‌هاي او نيستم اما به خود منيعي هم اين قدر فرصت داده نشد‌. من مي‌گويم ستار زارع انتخاب خوبي براي سمت چپ نيست‌.

چرا؟
براي اينكه او برخلاف حسين كعبي كه بازيكني سرعتي و نفوذي است كاملاً ايستا و ساكن بازي مي‌كند‌. در واقع يك دفاع كنار رونده نيست و معمولاً از خط نيمه هم رد نمي‌شود‌.

شما اردوي سوييس را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
من كه همراه تيم‌ملي نبودم اما هميشه در چنين مواقعي تيم‌هاي محلي مقابل ما قرار مي‌گيرند‌. البته شايد فدراسيون در اين زمينه حق انتخاب زيادي نداشته و شايد هم به خاطر دور شدن از تنش‌هاي موجود در فوتبال به اين اردو رفتند‌. ضمن اينكه نفرات اصلي هم نبودند‌. در مجموع اردوي خوبي نبود‌.

چطور؟
براي اينكه برانكو هسته اصلي و نفرات خودش را شناخته است‌.

خيلي صادقانه بگوييد ما از سه بازي خود در جام جهاني چند امتياز مي‌گيريم؟
من شخصاً حالت بيم و اميد دارم كه البته هراسش بيشتر است‌. متأسفانه با اين تنش‌هايي كه در فوتبال وجود دارد علائم خوشايندي ديده نمي‌شود‌.

چكار بايد كرد؟
الان اكثر مصاحبه‌ها حالت توهين و دهن كجي پيدا كرده است و به نظرم بدون ارتقاي سطح فرهنگي نمي‌توان در بعد فني هم پيشرفت كرد‌. شما حق داريد كه از صحبت‌هاي من خوشتان نيايد اما حق نداريد توهين كنيد‌. الان يك نوع گسستگي ميان مردم و جامعه ورزش وجود دارد و مردم ما حيرت زده به اين مسائل و تنش‌ها نگاه مي‌كنند‌.

قطعا اثرات بدي خواهد داشت‌.
شما يقين بدانيد كه همين طور است. در چنين فضايي چه انتظاري از تماشاگر داريم. به نظر شما در بحث فوتبال و اين تنش‌ها نبايد در مورد بعضي‌ها از واژه مدير نما در كنار تماشاگرنما استفاده كرد؟ متأسفانه عده كمي زحمات بقيه را هم بي اثر نشان مي‌دهند‌.

يك بحث ديگر و اينكه قبل از اردوي سوييس استقبال خوبي از سوي تماشاگران در تمرينات تيم‌ملي نشد‌.
اي كاش ما هم يك مؤسسه آمارگيري مثل گالو داشتيم و با گرفتن آمار و نظريات مردم مشخص مي‌شد كه محبوبيت و مقبوليت سرمربي تيم‌ملي چقدر در سطح پاييني قرار دارد‌.

اما در ابتدا اين گونه نبود‌.
بله در ابتدا مردم فوتبالي خواستار جذب او شدند اما بعد از نتايجي كه گرفت و بخصوص بعد از بازي با بحرين چهره واقعي اش را نشان داد‌. آدمي عصبي كه ظرفيت انتقاد درست را ندارد و پاسخ نمي‌دهد‌.

به نظر شما چرا اين طور شد؟
به هر حال تيم‌ملي با حمايت مسؤولان، رسانه‌ها و تلاش بازيكنان به جام جهاني صعود كرد و براي برانكو بهترين فرصت بود كه استراتژي توسعه منفي را در پيش بگيرد‌. او خويشتن دار نبود و از واژه‌هايي استفاده مي‌كرد كه همين معني را مي‌داد كه تا حدودي از سوي فدراسيون هم چنين سياستي اعمال مي‌شد‌، اما‌...

اما چه؟
همه آنها اين طور نبودند. يكي دو نفري با استفاده از ادبيات بد هر طور كه مي‌خواستند صحبت مي‌كردند و اين انعكاس بدي داشت‌. چرا كه هيچ كس آدم بي ادب را دوست ندارد و هيچ وقت آن عده كه تعدادشان هم كم است با مردم با متانت برخورد نكردند‌.

صحبت پاياني؟
به هر حال به عنوان يك ايراني براي تيم‌ملي كشورم آرزوي موفقيت و سربلندي دارم و معتقدم در اين مقطع بايد اميدوار بود كه با توجه به بضاعت موجود نتايج قابل قبولي هم به دست آوريم‌.

نقل از روز نامه پاس جوان 27 / 2 / 85

MIRAS
18th May, 2006, 03:37 AM
ناصر حجازي‌:

تيم ملي نبايد به سوئيس مي رفت



برانكو ايوانكوويچ دو روز پيش در اردوي سوييس 23 بازيكن مورد نظر خود را براي حضور در جام جهاني معرفي كرد‌. در رابطه با اين موضوع بسياري از كارشناسان و فوتباليست‌هاي قديمي كشورمان اظهار نظر كرده اند، در اين ميان ناصر حجازي دروازه بان ايران در جام جهاني 1978 آرژانتين در مورد مسائل مختلف تيم‌ملي اظهار نظرهاي جالبي دارد‌.

نظر شما درخصوص ليست نهايي تيم‌ملي چيست؟

به نظر من جاي سه بازيكن در ليست تيم‌ملي خالي است‌؛ ميثم منيعي كه يكي از بهترين پيستون چپ‌هاي ايران است، مهدي رجب زاده و همچنين مهدي واعظي. به نظر من واعظي چون دروازه بان يك تيم دسته يكي بود در ليست برانكو قرار نگرفت‌.

به نظر شما واعظي بايد جاي كدام دروازه بان در ليست قرار مي‌گرفت؟

اين درست نيست كه اسم شخص خاصي را بگويم ولي معتقدم واعظي بايد جزو سه دروازه بان ايران در جام جهاني انتخاب مي‌شد‌.

نظرتان در مورد برگزاري اردوي تيم‌ملي در سوييس چيست؟

بازيكنان حاضر در اردو يك فصل سخت و پرفشار را در ليگ ايران پشت سر گذاشتند و در اين شرايط آنها نياز به استراحت داشتند‌. كادر فني تيم‌ملي بايد يك اردوي تفريحي ـ ورزشي را براي بازيكنان در نظر مي‌گرفت تا آنها ضمن رفع خستگي از لحاظ روحي در وضعيت مناسبي قرار گيرند‌.
متأسفانه برانكو با علم روز فوتبال آشنا نيست و در شرايطي كه بازيكنان خسته بودند آنها را به سوييس برد و روزي دو جلسه تمرين مي‌داد‌. به نظر من تيم‌ملي نبايد به سوييس مي‌رفت‌.

ما در انجام بازي‌هاي تداركاتي هم چندان موفق نبوديم‌. در اين مورد صحبت مي‌كنيد؟

هدف از انجام بازي تداركاتي پي بردن به نقاط ضعف و قوت تيم است ولي تيم‌ملي مقابل تيم‌هايي بازي كرد كه براي رويارويي با ايران انگيزه بسياري داشتند و مي‌خواستند خودشان را نشان دهند‌. در نهايت اين موضوع باعث شد تا بازيكني مثل مجتبي جباري هم مصدوم شود‌.
ما بايد با تيم‌هايي روبرو مي‌شديم كه از لحاظ سبك بازي شبيه پرتغال، مكزيك و آنگولا بازي مي‌كردند ولي متأسفانه در اين كار موفق نبوديم. هيچ وقت نبايد از شكست بترسيم چون باخت هميشه زمينه برد را فراهم مي‌كند‌.

ايران در جام جهاني موفق مي‌شود؟

ما فقط انتظار داريم تا بازيكنان در جام جهاني بازي زيبايي را از خود نمايش دهند و بهتر است به برد و باخت فكر نكنيم‌.

از وضعيت خودتان بگوييد.
فعلاً در خانه نشسته‌ام.

در حال حاضر با تيمي صحبت نكرده‌ايد؟

خير، همه به دنبال مربيان باسواد هستند. فعلاً امثال حجازي كه بي‌سواد هستند بايد بيرون از گود باشند.

نقل از روز نامه پاس جوان 28 / 2 / 85

Siyavoush
18th May, 2006, 03:39 AM
عنايتي: به زودي در تيم ملي خيلي چيزها عوض مي‌شود
رضا عنايتي راحت است. ديگر او دغدغه‌اي به نام دعوت شدن يا نشدن به تيم ملي را ندارد. چه روزهايي كه او و هوادارانش نكشيدند تا بلكه نظر برانكو جلب شود.آقاي گل ايران حالا‌ به هدفش رسيده اما اشتباه نكنيد رضا عنايتي به دعوت شدن قانع نيست، او تشنه بازي در جام جهاني است.

آقا رضا دوست داريم خودت شروع كني؟

خيلي خوشحالم، نتيجه سعي و تلا‌ش چهار، پنج ساله‌ام در ليگ را گرفتم. اميدوارم در جام جهاني به عنوان كوچكترين عضو تيم ملي بتوانم خودم را نشان دهم.

از حالا‌ دغدغه‌ات بازي در جام جهاني است.

ان‌شاءا... كه اين اتفاق بيفتد و همان‌طور كه براي استقلا‌ل مفيد بودم براي تيم ملي هم موِثر واقع شوم. تلا‌ش مي‌كنم نظر برانكو را جلب كنم.

تمرينات سوئيس مناسب بود؟

تمرينات پرفشاري بود و همه با روحيه بوديم. بدن‌هاي‌مان آنجا آماده شد، در مجموع براي همه تيم اردوي مناسبي بود.

دلشوره خط خوردن هم داشتي؟

طبيعي بود كه دچار دلشوره شوم ولي تا حدودي مي‌دانستم كه انتخاب مي‌شوم.

از كجا اين‌قدر مطمئن بودي؟

براي اين كه عملكرد خوبي داشتم و بر طبق همان هم برآورد كردم كه احتمال نرفتم به آلمان كم است.

البته خيلي‌ها مي‌گويند برانكو 5 مهاجم انتخاب كرده تا در جام جهاني تيم هجومي را به ميدان بفرستد.

دقيقاً همين‌طور است. قرار نيست ايران در جام جهاني به دفاع مطلق روي بياورد. اين كه همه مي‌گويند قرار است ايران جلوي مكزيك و پرتغال دفاعي بازي كند، اين‌طور نخواهد بود. فكر برانكو اين است كه با تمام قدرت بازي كنيم.

هر بازيكني دوست دارد بازي در جام جهاني را تجربه كند اما بيشتر از 11 بازيكن نمي‌توانند به ميدان بروند، حالا‌ رضا عنايتي كه با سختي خودش را به سرمربي تيم ملي تحميل كرده چطور مي‌خواهد در جام جهاني بازي كند. به خصوص كه خيلي‌ها اعتقاد دارند عنايتي بازيكن بازي‌هاي ملي نيست؟

اين حرف خنده‌دار است. اولا‌ً كه فوتبال ورزش 11 نفره است و نمي‌شود به يك بازيكن چنين لقب‌هايي داد. فوتبال در هر تورنمنتي فوتبال است و هيچ تفاوتي بين حضور در بازي‌هاي ليگ و جام جهاني ندارد. البته قبول دارم هر تورنمنت تجربه خاص خودش را مي‌خواهد اما من هم بازيكن بي‌تجربه‌اي نيستم. رضا عنايتي كارش را خوب بلد است و اگر فرصتي به من داده شود كمال استفاده را مي‌برم.

پس عنايتي خودش را بين 11 مرد اصلي جا خواهد داد؟

فقط مي‌گويم كه در اين يك‌ماه آينده خيلي چيزها تغيير مي‌كند و من فرصت بيشتري براي نشان دادن خودم دارم. اما بگويم باز نظر اول و آخر را شخص سرمربي مي‌دهد.

كمي از تيم ملي دور شويم. شنيديم چند پيشنهاد خارجي داري؟

سه چهار تا پيشنهاد از امارات و اروپا دارم كه مدير برنامه‌هايم در حال بررسي آنهاست. به بهترين پيشنهاد جواب مي‌دهم. الا‌ن كه براي تيم ملي انتخاب شدم فكرم آزادتر شده و بهتر مي‌توانم تصميم بگيرم.

مدير برنامه‌هايت در حال بررسي پيشنهادهاي خارجي است از آن طرف مديران استقلا‌ل در فكر تمديد قرارداد با تو؟

شرايط من به گونه‌اي است كه بايد به آينده هم فكر كنم. بازيكن 22 ساله كه نيستم بگويم به مسايل مالي فكر نمي‌كنم. من بايد از لحاظ مالي تا‡مين شوم.

حرفت درست است اما حالا‌ كه استقلا‌ل بايد در جام باشگاه‌هاي آسيا بازي كند ستاره‌هايش در حال جدايي هستند. اين قضيه براي هواداران خوشايند نيست.

امسال كه سال سوم حضورم در استقلا‌ل بود 50 ميليون گرفتم، دستمزدي كمتر از دستمزد بازيكنان ليگ يك. فكر مي‌كنم با زدن 51 گل در سه فصل دينم را به اين تيم ادا كردم. از طرفي تا امثال من از استقلا‌ل كنار نروند بازيكنان ديگر رو نمي‌شوند. با نبود عنايتي استقلا‌ل كارش تمام نمي‌شود. البته هنوز هيچ‌چيز معلوم نيست. شايد اتفاقاتي بيفتد و من دوباره پيراهن استقلا‌ل را پوشيدم.

البته به نظر مي‌رسد عكس‌العمل هيا‡ت مديره استقلا‌ل بعد از قهرماني دربي‌انگيزه شدنت نسبت به استقلا‌ل بي‌تا‡ثير نبوده؟ هرچند كه هيا‡ت مديره استقلا‌ل از اين كه عليه آنها حرف زدي ناراحت هستند؟

عليه آنها حرف نزدم چون اصلا‌ً در حيطه كاري من نيست. متا‡سفانه بعد از يك هفته از قهرماني جنگ داخلي راه افتاد و ديگر كسي در مورد قهرماني حرف نزد. با اين جنگ‌ها زحمات سه ساله بازيكنان ناديده گرفته شد و اين مسا‡له خيلي ناراحت كننده بود. من هم گفتم آقايان مدير! بس كنيدو به فكر تيم باشيد.



جهان فوتبال

Siyavoush
18th May, 2006, 03:39 AM
سايه‌روشن‌هاي سرنوشت‌سازترين مرحله تمرينات تيم ملي
تمرينات تيم ملي حالا معناي ديگري مي‌يابد. تيم ملي شروع مي‌كند و البته دير شروع مي‌كند. آنچه در روزهاي باقي‌مانده تا بازي اول مقابل مكزيك لحظه‌به لحظه در تمرينات جريان دارد، موضوع ديگري است: چگونه بازي كردن.براي اين تمرينات برانكو ايوانكوويچ با دست خالي نمي‌تواند وارد ميدان شود، او اطلاعاتي مي‌خواهد كه تا قبل از آغاز لحظه اول تمرينات دور جديد، بايد آنچنان زياد باشد كه از ذهنش لبريز شود. براي اين كار برانكو همكاري دارد كه نمي‌دانيم تا امروز چقدر از او استفاده كرده است: هومن افاضلي.

اين‌كه هومن افاضلي، آناليزور تيم ملي ايران تا امروز كجا، كي و چگونه بازي‌هاي مكزيك، پرتغال و آنگولا را تماشا كرده، سوِال بزرگي است كه بي‌جواب مانده.

آيا قرار است تيم ملي بر اساس يك سلسله اطلاعات كلي از حريفانش، اصلي‌ترين مرحله تمرينات تاكتيكي را آغاز كند؟

مردماني كه توسط محمد دادكان به كمپ تيم‌هاي ملي دعوت شده‌اند تا تيم ملي در كمپ غريبانه تمرين نكند، چهارچشمي - كه دو چشم‌شان را از روزنامه‌نگاران حاضر در كمپ قرض مي‌گيرند - تيم ملي را مي‌پايند تا بدانند قرار است در آلمان چگونه بازي كنيم؟ بر اساس چه پيش فرض‌ها و دانسته‌هايي بازي كنيم و براي آن‌كه همان‌طور بازي كنيم كه مي‌خواهيم و باور داريم كه درست است، چگونه تمرين كنيم؟

اين چند جلسه تمرين در تهران، پيش از روز سوم يا چهارم خرداد كه تيم ملي به كرواسي سفر مي‌كند، پس از بازي مقابل كرواسي مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. در كرواسي دنبال اين هستيم كه بدانيم تيم ملي ايران در كمپ تيم‌هاي ملي مي‌خواست چكار كند. 10 خرداد ماه در بازي با بوسني، دست تيم ملي بايد رو شده باشد البته نمي‌دانيم برانكو ايوانكوويچ چقدر سياستمدار است و چگونه جاسوس‌هاي سه حريف خود درجام جهاني را كه به يقين لحظه‌به لحظه بازي با كرواسي و بوسني را آناليز مي‌كنند، به انحراف مي‌كشد و دچار اشتباه مي‌كند.

اما با اين بهانه نمي‌توان اصلي‌ترين تدابير و مهم‌ترين تاكتيك‌ها را در شرايط مسابقه تمرين نكرد. ما آن‌قدر فرصتي براي بازي دستگرمي نداشتيم كه حالا اين دو فرصت را به اين ديپلماسي ببخشيم.

تيم ملي بايد تا روز 14 خرداد كه به سوي آلمان پرواز مي‌كند، به هر آنچه مي‌خواهد دست يافته باشد، يعني هر آنچه را كه تصور مي‌كند، برايش دست‌يافتني است و هر تاكتيك و تدبيري كه فكر مي‌كند قابليت اجرايي دارد، بايد دست يافتني و اجرايي شده باشد.

تا آن روز بايد به برخي ترديدها هم پاسخ گفته شود، اينجاست كه مي‌نويسيم ماجراي انتخاب‌هاي اصلي برانكو تازه آغاز شده. او 23 نفر را براي جام جهاني انتخاب كرد وحالا‌ براي انتخاب 11 مرد اصلي‌اش و البته براي انتخاب بازيكناني كه در شرايط مختلف حين بازي به ميدان ميآيند، بايد تصميمات مهم‌تري را اتخاذ كند.

بر اساس شناخت از ايدههاي برانكو ايوانكوويچ مي‌توان 11 مرد اصلي را حدس زد:

ابراهيم ميرزاپور، يحيي گل‌محمدي، رحمان رضايي، حسين كعبيستار زارع، جواد نكونام، مهدي مهدوي‌كيا، فريدون زندي، علي كريمي، وحيد هاشميان و علي دايي.

اين شايد تيم اصلي برانكو باشد، چه در سيستم 4 - 4 - 2 كه زندي هافبك چپ است و هاشميان به خط حمله مي‌رود و چه در سيستم 4 - 2 - 3 - 1 كه زندي كنار نكونام يكي از دو هافبك‌هاي سوئيپر است و هاشميان به هافبك - مهاجم چپ تبديل مي‌شود.

اما در دو بازي مقابل كرواسي و بوسني شايد اتفاقاتي رخ دهد كه تغييراتي را در ايدهآل‌هاي برانكو پديد آورد. برانكو كه در ليست 23 نفره برخي اتفاقات جديد را رقم زد و مردان تازه‌اي را به فيفا معرفي كرد، حالا‌ شايد مرحله ديگري از تغييرات را به نمايش بكشد.

آنچه شايد رخ دهد اين است:

-1 بازي گرفتن از اميرحسين صادقي به جاي ستار زارع.

-2 بازي گرفتن از مهرزاد معدنچي به جاي فريدون زندي.

-3 بازي گرفتن از آندرانيك تيموريان به جاي فريدون زندي.

درباره مورد دوم و سوم بحث‌هايي مطرح مي‌شود كه البته همه به منتفي بودن اين فرضيه‌ها نمي‌انجامد.

اگر برانكو بخواهد از معدنچي به عنوان هافبك چپ در سيستم 4 - 2 - 3 - 1 استفاده كند آن گاه وحيد هاشميان را كجا به بازي مي‌گيرد؟

... و اگر او بخواهد در سيستم 4 - 4 - 2 مهرزاد را به ميدان بفرستد در واقع فقط يك هافبك با بازي درگيرانه خواهد داشت به نام جواد نكونام كه اين يك ريسك محسوب مي‌شود. درباره آندرانيك تيموريان نيز بايد به اين نكته اشاره كرد كه اگر او به جاي زندي (يعني تنها گزينه براي تعويض در خط مياني) به ميدان برود، بايد مايل به چپ بازي كند،كاري كه تا امروز انجام نداده است.

آندو البته مي‌تواند در 4 - 2 - 3 - 1 در كنار نكونام يك هافبك تدافعي باشد ،درگيرتر و سختگيرتر از فريدون زندي.

آيا چنين تغييراتي را در تيم ملي خواهيم ديد؟ بازي با كرواسي و بوسني همه چيز را روشن مي‌كند. در اين دو بازي البته نكات ديگري نيز شفاف مي‌شود، مثل اين معما: اولين تعويض ما در خط حمله كيست؟

براي پاسخ به اين سوِال شرايط بازي‌هاي مختلف را بايد موِثر دانست، مثلاً اين كه رسول خطيبي براي ضد حمله و فرارهاي آنچناني‌اش انتخاب مي‌شود يا رضا عنايتي و يا آرش برهاني؟

شناخت برانكو از سه حريفش در آلمان 2006 به او كمك مي‌كند كه در بازي با كرواسي و بوسني همان حالاتي را تمرين كند كه پيش‌بيني مي‌كند در جام جهاني پديد ميآيد.

برانكو براي هجومي‌تر كردن تيمش در حين بازي راهكارهاي ديگري دارد كه با نگاهي به ليست 23 نفره‌اش و اظهارات اخيرش قابل تشخيص است. او شايد مسعود شجاعي را هافبكي بداند كه برگ برنده براي هجومي‌تر شدن باشد.

برانكو كه در ليست 23 نفره‌اش در انتخاب مردان هجومي،‌ خود را خسيس جلوه نداده، بعيد نيست در آلمان براي ارائه بازي زيبا نيز كمي ولخرجي كند، كاري كه تا امروز از او نديده‌ايم. اما حالا‌ كه او در ليست 23 نفره چهره ديگري از خود نشان داده، حق داريم كمي ساده‌انديشانه خوش‌بين باشيم.

خوش‌بيني را كنار مي‌گذاريم و برمي‌گرديم به بحث خط دفاع. برانكو ايوانكوويچ كه اين اواخر گفته بود مي‌خواهد از عليرضا نيكبخت به عنوان مدافع چپ استفاده كند، حالا‌ كه نيكبخت را در سفر به آلمان همراه تيم ملي نمي‌بيند، آيا دوباره به ستار زارع اطمينان مي‌كند يا صادقي كه بيشتر از نيكبخت <مدافع> است شانسي خواهد داشت و يا حتي محمد نصرتي؟

در تيم ملي آن مدافعي كه بيشتر از همه مدافعان ليگ درخشيده اما كمتر از بقيه شانس بازي در جام جهاني را دارد، سهراب بختياري‌زاده است. او با گل زدن‌هايش‌بسيار خوش درخشيد اما با همين كار حالا‌ ترسي را بابت بازي كردنش پديد مي‌آورد. سهراب كه كمي سر به هواست، دفاع را ول مي‌كند و مي‌رود، چگونه در بازي‌هاي دشوار، مورد اطمينان قرار مي‌گيرد؟

يحيي گل‌محمدي حتي اگر درشرايطي پايين‌تر نسبت به سهرا ب باشد، اما از ديدگاه برانكو، مطمئن‌تر است. آمادگي فيزيكي سهراب اين روزها با يحيي كه او را در صبا هيچ‌گاه فوق‌العاده نديده‌ايم و يك مدافع سرنوشت‌ساز براي صباباتري نبوده، قابل مقايسه نيست اما سهراب با سر به هوا بودنش كه ذاتي است و با علا‌قه‌اش به بازي هجومي كه از ذات خوزستاني‌اش برگرفته شده، كار خودش را به دست خودش سخت كرده است. برانكو حتي اگر بخواهد هجومي بازي كند و با شجاعي، معدنچي و خطيبي همه را حيرت‌زده كند و اينان را در جام جهاني به عنوان ياران جايگزين به ميدان بفرستد، آن‌قدرها بي‌ملا‌حظه نيست كه سهراب بختياري‌زاده را هم آزادانه به ميدان بفرستد. به يقين قرار نيست ما به اندازه برزيل گل بزنيم، چون در آن صورت به اندازه برزيل گل نمي‌زنيم و به اندازه عربستان گل مي‌خوريم!

با اين ترديدهايي كه در مورد بازي كردن مردان تازه‌وارد تيم ملي پديد مي‌آيد، دوباره به 11 مرد اصلي براساس ايده‌آل‌هاي شناخته شده ايوانكوويچ مي‌رسيم.

حق داريم يك بار ديگر به برانكو طعنه بزنيم كه چرا بسيار زودتر، اين بازيكناني كه حالا‌ با خود به جام جهاني مي‌برد را همراه تيم ملي نكرده بود.

حالا‌ برانكو چند بازيكني كه از مدت‌ها پيش دعوت نشدن‌شان به تيم ملي سوِال‌برانگيز بود و هر روز <سوِال روز> بود را به تيم ملي دعوت كرده اما وقتي آنها را فراخوانده است كه براي بازي گرفتن از آنها حتي دوستداران بازي اين بازيكنان دچار ترديد مي‌شوند. فرصتي نيست، بله فرصتي نيست و بايد اين سياستمداري برانكو را بخشيدكه هم در نوشتن ليست 23 نفره به ايده‌آل‌هاي منتقدانش توجه كرد و هم در فرصت اندك تا جام جهاني كسي را مدعي نكرد كه برانكو <بايد> تغييراتي در تيم ملي پديد آورد تا محبوب‌هايش‌ به خطر بيفتند.

در اين‌باره فرصتي براي نبخشيدن نيست. اما برانكو نبايد خودش را به آساني ببخشد. هميشه اين‌طور نيست كه <خود كرده> را تدبيري نباشد، اين جملا‌ت قصار هم شايد تاريخ مصرف داشته باشند كه پايان يافته. شايد حتي يك تغيير، يك شگفتي در آلمان را رقم بزند.



جهان فوتبال

Siyavoush
18th May, 2006, 03:40 AM
آهاي آهاي مردم ايران از شنبه بياييد به كمپ تيم ملي
وقتي روي بورد ترمينال 2 پروازهاي خارجي مقابل پرواز فرانكفورت - تهران جمله كوتاه <كنسل شد> قرار گرفت و زماني كه روي همان بورد مقابل پرواز مونيخ به تهران نوشتند <با دو ساعت تا‡خير> همه خبرنگاران و فيلمبرداران و عكاسان حاضر در فرودگاه مهرآباد يكصدا گفتند: <اااا ه>!

ساعت حدود 12 دقيقه نيمه شب است و همه چشم انتظار كه قرار است تيم ملي - كه از برن به ژنو رفته و از ژنو به فرانكفورت و از آنجا به مونيخ - سرانجام ساعت 3 بامداد به تهران بيايد.

حدود سه ساعت علافيم و بايد راست، راست پرسه بزنيم كه سر و كله جناب كيومرث هاشمي، معاون ورزش قهرماني سازمان تربيت بدني پيدا مي‌شود. با تك تك خبرنگاران دست مي‌دهد و اين فرصت مناسبي براي خبرنگاران بود كه از كسالت تا‡خير بيرون بيايند. يكي از خبرنگاران از هاشمي مي‌پرسد: <شما كجا... اينجا كجا؟>!

و هاشمي در جواب با خنده مي‌گويد كه به استقبال تيم ملي آمده است!

در ميان اين حرف‌ها يك خبرنگار به عكاس خودش با خنده در گوشي مي‌گويد: <احتمالا‌ً آقاي هاشمي آمده تا همين جا با دادكان تسويه حساب كنند... بپا صحنه يقه‌گيري از دست نرود.>

و هر دو مي‌خندند و هاشمي با نگاهي آنها را متوجه مي‌كند كه Iq بالايي دارد حتي اگر چيزي نشنيده باشد.

اين سه ساعت در ميان اخطارهاي ما‡مور حراست فرودگاه كه مدام نق مي‌زند <برويد عقب... اينجا جمع نشويد... تا شل مي‌كنم چهار قدم جلو مي‌آييد> مي‌گذرد و سرانجام روي تابلو مي‌نويسد: پرواز مونيخ - تهران به زمين نشست!

حالا اجازه مي‌دهند تا طبق نامه و ليستي كه در اختيار حراست قرار گرفته است، يكي يكي وارد سالن شويم و تا دم مرز هوايي جلو برويم. البته آنجا هم بايد صبر كنيم تا هواپيما لب باند بيايد و پله بگذارند و اتوبوس بيايد و...!

كيومرث هاشمي جلو پله برقي با كلي دسته گل ايستاده و عكاسان و فيلمبرداران انگشت خود را روي شاسي گذاشته‌اند تا عكس بگيرند كه ما‡مور حراست بلند داد مي‌زند <آقا نگير... از اين زاويه نگير... اگر دوربينت رو بگيرم، يك هفته از كار و زندگي افتادي‌ها... برو عقب. وقتي از پله برقي‌آمدند، هر كاري دوست داري بكن.>

هاشمي بي‌صبرانه منتظر است و اولين دسته گل را برداشته تا تقديم حاج محمد آقا كند. اولين اتوبوس جلوي در مي‌ايستد و مسافران را پيدا مي‌كند. چند تا خانم را مي‌بينم كه هنوز نفهميده‌اند اينجا فرودگاه مهرآباد است نه فرودگاه مونيخ.وقتي مقابل درهاي ورودي قرار مي‌گيرند، سر و وضع خود رادرست مي‌كنند و پاسپورت را تحويل مي‌دهند. يك‌دفعه صداي شاتر عكاس‌ها بلند مي‌شود و چهره محمد دادكان با موهايي كه حالا‌ ديگر جوگندمي نيست و يكدست سفيد شده، ثبت مي‌شود. دوباره ما‡مور حفاظت جلو مي آيد و اخطار مي‌دهد.دادكان از جيب سمت چپ كت خود پاسپورتش را بيرون مي‌كشد و مي‌ايستد تا بقيه از راه برسند. يكي از مسوِولا‌ن فدراسيون فوتبال از پله‌ها پايين مي‌رود و حتي از مرز هم رد مي‌شود و با دادكان كه به ديوار تكيه داده و از دور اخمو به نظر مي‌رسد، روبوسي مي‌كند و سد راه آقاي رئيس مي‌شود. كمي با هم بحث مي‌كنند و كيومرث هاشمي همچنان با دسته گل به آنها زلزده است. احتمالا‌ً اين دوست فدراسيون به دادكان ميگويد كه آقاي هاشمي براي استقبال آمده‌اند و تازه دسته گل هم آورده‌اند و مصاحبه هم كرده‌اند و از فدراسيون فوتبال دفاع كرده‌اند و گفته‌اند كه سازمان از تيم ملي حمايت مي‌كند. حس ما اين‌گونه احتمال مي‌دهد كه دوست فدراسيون با همين حرف‌ها آب يخ را روي آتش مي‌ريزد و دادكان پاسپورت خود را تحويل مي‌دهد و با چهره‌اي كه ديگر اخمو و عبوس نيست - و البته بشاش و خندان هم نيست - رسماً وارد مي‌شود. از پله‌هاي برقي بالا‌ مي‌آيد و دسته گل را از كيومرث هاشمي تحويل مي‌گيرند و با هم روبوسي مي‌كنند و به صورت تلويحي <آتشبس> اعلا‌م مي‌شود. دادكان كنار هاشمي ايستاده و با هم گپ مختصري مي‌زنند و يك‌نفر آنجا به دادكان مي‌گويد: ...<آقاي هاشمي الا‌ن مصاحبه كرد و حمايت سازمان تربيت بدني از تيم ملي را اعلا‌م كرد؛ شما هم الا‌ن موقع مصاحبه...> كه دادكان حرف او را قطع مي‌كند: <هرچي آقاي هاشمي گفته ما هم تكرار مي‌كنيم. حرف ما هم همين است>!

بازيكنان هم يكي‌يكي بالا‌ مي آيند و دسته گل‌هاي خود را تحويل مي‌گيرند و مقابل دوربين‌ها مصاحبه مي‌كنند. آندرانيك تيموريان كه اين روزها دل همه را برده است (و از مجتبي جباري گرفته - كه رفيق گرمابه و گلستان آندو است - تا برانكو و محمد دادكان از او تعريف و تمجيد كرده‌اند) هم بالا‌ مي‌آيد و دوربين‌ها روي سرش خراب مي‌شوند.

خبرنگار باشگاه خبرنگاران از آندو مي‌پرسد: <آقاي تيموريان، چي‌كار كردي كه اين همه از تو تعريف مي‌كنند؟! تيم ملي فقط شده آندرانيك.>

آندو مي‌خندد و مصاحبه‌اش را ادامه مي‌دهد. (كاري نداريم كه چه مي‌گويد و از قرار گرفتن در ليست 23 نفره خوشحال است و اردوي سوئيس را خوب و مفيد مي‌داند)!

بعد از آندو نوبت مهدي رجب زاده است كه با چهره‌اي غم‌زده و پريشان و كوله پشتي مشكي رنگي كه روي شانه‌هايش سنگيني مي‌كند، بالا‌ بيايد.

دسته گل را مي‌گيرد اما چند ثانيه بعد ديگر دسته گلي همراه او نيست. حال و حوصله حرف زدن ندارد ولي مجبورش مي‌كنند كه مصاحبه كند. بلافاصله پس از رجب زاده، محرم نويد كيا هم ميآيد و خيلي زود لابه‌لاي جمعيت گم مي‌شود. محرم حرفي براي گفتن ندارد، او خيلي وقت است حرفي ندارد؛ در واقع از روزي كه خيال كرد در غرب و در بوندس‌ليگا خبري هست اما رفت و ديد كه خبري نيست!

مهدي واعظي خنده كنان از راه مي‌رسد، او ژست آدم‌هاي پيروز را دارد اما مي‌گويد:‌<روحيه‌ام داغان شده... شايستگي من را نديدند>! ولي با اين حال حتي يك لحظه خنده از چهره‌اش دور نمي‌شود. خط خورده‌ها مي‌روند و 23 مرد خوشبخت هم مصاحبه مي‌كنند و مي‌روند و حالا‌ ماييم و محمد دادكان كه بايد حرف بزند و البته مي‌دانيم كه او جور ديگري حرف خواهد زد. دادكان مصاحبه‌اش را انجام مي‌دهد و گل همه حرف‌هايش اين جمله است: <كه هيچ گاه با هيچ رئيس سازماني - چه هاشمي‌طباء، چه مهرعليزاده و چه حالا‌ كه عليآبادي آمده است- كنتاكت نداشته‌ام.>

دادكان به خبرنگاران روزنامه‌اي كه كنار دوربين‌ها ايستاده‌اند، اشاره مي‌كند و با خنده مي‌گويد:‌<فردا نبينم كه نوشتيد دادكان فلان گفت و بهمان گفت كه تكذيب مي‌كنم... ما با هيچ كس مشكل نداريم.. اگر مي‌خواهيد كمك كنيد بنويسيد كه آهاي مردم ايران! شنبه همه به كمپ بياييد و از تيم ملي حمايت كنيد...>!

مصاحبه دادكان هم تمام مي‌شود و آقاي رئيس در حالي كه همه بازيكنان و اعضاي كادر فني و آقاي هاشمي رفته‌اند، در سكوت فرودگاه را ترك مي‌كند و به سوِال ما مبني بر اين كه بعد از جام جهاني مي‌رود يا مي‌ماند همين يك جمله را مي‌گويد: <‌قبلاً گفتم... خدا بزرگ است>!

دادكان مي‌رود، ما هم مي‌رويم اما هنگام خروج از گوشه‌اي از فرودگاه فرياد گروهي 20، 30 نفره را مي‌شنويم كه مي‌گويند:‌<واعظي چيلاورت... واعظي چيلاورت... واعظي چيلاورت>! لابد مي‌پرسيد تيم ملي رفت و برگشت و خبري از برانكو نبود؟!

برانكو برنگشت؛ آقاي سرمربي هم بعد از ده روز سخت در اردوي سوئيس اجازه گرفت تا به وارنيژ برود و خانواده‌اش را ببيند و جمعه صبح در تهران باشد؛ همين و بس!



جهان فوتبال

Siyavoush
18th May, 2006, 03:41 AM
دادكان: با مافوقم مشكلي ندارم
او كه از ژاپن به سوئيس رفته بود و هنگام معرفي مردان ملي‌پوش براي جام جهاني در كنار برانكو و كادر فني قرار داشت، اوضاع تيم ملي را خوب مي‌داند. وقتي دادكان رضايت دارد پس بايد يك اتفاقات خوبي افتاده باشد. از دادكان درباره تمرينات سوئيس تيم ملي مي‌پرسيم: <شرايط اردوي سوئيس بسيار خوب بود و بر اساس برنامه‌ريزي به پايان رسيد.‌ خيلي خوشحال شدم كه ديدم بدون هيچ حاشيه‌اي اردوي تيم‌ملي برگزار شد و كادر فني و اجرايي با آرامش كار خود را پيش بردند.‌ اميد بسياري دارم تا در جام جهاني از گروه خود صعود كنيم و افتخاراتي بيش از گذشته نصيب فوتبال ايران شود.>

از دادكان در مورد انتخاب پنج بازيكن ذخيره علاوه بر فهرست اصلي تيم‌ملي سوِال مي‌كنيم، آيا لا‌زم بود؟ <اين پنج بازيكن همچنان شانس حضور در جام جهاني را دارند.‌ همان‌طور كه در اردوي سوئيس برخي از بازيكنان دچار مصدوميت شدند اين خطر همچنان بازيكنان را تهديد مي‌كند و بنابراين شايد اين بازيكنان شانس حضور در جام جهاني را به دست بياورند.‌ ضمن آن كه تيم‌هاي ديگر از جمله تيم‌ملي انگلستان نيز علاوه بر فهرست اصلي پنج بازيكن ذخيره را همراه خود به آلمان مي‌برند.‌>

سه بازي در مرحله اول براي آن كه راهي پيدا كنيم به مرحله دوم. درباره حريفان ايران، ملي‌پوش سابق ايران چه نظري دارد؟ < مكزيك تيم نام‌آوري است،‌ اما معتقدم تيم‌ملي ايران به اندازه مكزيك و پرتغال شانس صعود دارد.‌ در مجموع شرايط بازيكنان و عملكرد تيم‌ها است كه وضعيت صعود از اين گروه را مشخص مي‌كند.>‌

دادكان، براي اعتماد به نفس بالا‌ي خود دليل و شاهدي مي‌آورد كه نشان مي‌دهد غير از <خود ما> هستند دست‌اندركاراني كه به تيم ايران اميد بسته‌اند: <در جلسه كنفدراسيون فوتبال آسيا نيز بن همام و ولاپان تا‡كيد كردند تيم‌ملي ايران مي‌تواند در جام جهاني شگفتي ساز شود.‌ ما داراي بازيكنان خلاقي هستيم كه مي‌توانند نتيجه بازي را تغيير دهند و اميدوارم موفقيت‌هاي فوتبال ايران در جام جهاني ادامه يابد.‌ البته طبيعي است كه فوتبال‌مان از مكزيك و پرتغال فاصله داشته باشد،‌ اما اين به معناي بدون شانس بودن ما در جام جهاني نيست.‌>

دادكان خودش دوست دارد به يك مسا‡له مهم بپردازد: در مورد حمايت از تيم‌ملي در زمان باقي مانده تا جام جهاني: <وظيفه‌ها كاملاً مشخص است و نيازي نيست كه من در مورد چگونگي اين حمايت صحبت كنم.‌ اما انتظار داريم تا از تمامي نفرات تيم‌ملي حمايت شود.‌ تيم‌ملي ژاپن در بازي‌هايي كه به عنوان ديدار خداحافظي پيش از آغاز جام جهاني برگزار كرد برابر بلغارستان شكست خورد و برابر اسكاتلند نيز مساوي كرد، اما تماشاگران اين تيم كوچكترين توهيني نكردند و مسلماً اين فرهنگ را جامعه، مسوِولين و رسانه‌ها به وجود مي‌آورند.‌ حتي آنها در برابر اشتباهات دروازه‌بان اين تيم كه عامل باخت برابر بلغارستان بود واكنش منفي نشان ندادند.‌>

مردم بيايند

بچه‌هاي ما محتاج نفس‌ گرم آنهايند

<هيچ گاه از انتقاد ناراحت نمي‌شوم‌ اما زماني كه يك مربي با كارنامه ناموفق راجع به تيم‌ملي اظهار نظر مي‌كند طبيعي است كه نظراتش با استقبال مردم روبه‌رو نشود اما، هر زمان كه يك مربي يا مدير موفق نقاط ضعف و قوت تيم‌ملي را بگويد همه آن را مي‌پذيرند.‌ تيم‌ملي ملك شخصي كسي نيست و اختصاص به كل جامعه دارد.‌ بنابراين تخريب تيم‌ملي، تخريب جامعه است.‌>

دادكان به قول خودش از اين فرصت استفاده مي‌كند: <بار ديگر از مردم مي‌خواهم تا در تمرينات تيم‌ملي حاضر شوند و بازيكنان را تنها نگذارند.‌ فوتبال بدون تماشاگر معنا ندارد و بي‌ترديد تماشاگران فوتبال هستند كه با حضورشان زيبايي‌هاي فوتبال را چندين برابر مي‌كنند.‌ اما عده‌اي با انتقاد و تخريب مردم را از همراهي تيم‌ملي فراري مي‌دهند كه اين موضوع به نفع ورزش نيست.‌>

هنر در هنر

دادكان، وارد بحث‌هاي سطح بالا‌تري مي‌شود: < فوتبال يك هنر است و در اين هنر نياز است تا استعدادهاي موجود كشف و پرورش داده شوند.‌ مديريت ورزش نيز يك هنر است.‌ اين مديريت به من آموخته است كه با بازيكنان بزرگي چون علي دايي و علي كريمي چگونه برخورد كنم تا آنها حتي حاضر شوند سر خود را براي تيم‌ملي بدهند.‌

مديريت بايد اجرايي باشد‌ اما بعضي مديران ما تنها مديران امضايي هستند.‌ به نظر من راندمان كاري تمامي فدراسيون‌ها بايد تحت نظر سازمان‌تربيت بدني باشد و اين سازمان عملكرد و دستاوردهاي يك فدراسيون را مورد بررسي قرار ‌دهد.‌ اگر مديري شايستگي سمتش را ندارد بايد تغيير كند اما مديري كه تحول ايجاد كرده نبايد تخريب شود.( >منظور دادكان به اندازه كافي روشن هست، پس ديگر به شرح و بسط آن نيازي نيست.)يك حرف درست: <بهتر است مشكلات ورزش به جاي حل شدن از طريق رسانه‌ها در اتاق‌هاي مديريت حل شود، من در طول دوران كاري خود در زمان هاشمي‌طباء، مهرعليزاده و هم اكنون هيچ درگيري با مسوِولان مافوق خود نداشته‌ام و همواره در نهايت احترام وظايفم را انجام دادم اما قوانين فوتبال را دستخوش شرايط كاري نمي‌كنم،‌ چرا كه قوانين غير قابل تغيير است.‌>

موارد اختلا‌ف

دادكان در مورد اختلاف نظرهاي پيش آمده بر سر برگزاري فينال جام حذفي كشور يادآور شد:‌ <سازمان ليگ كاملاً مستقل است و در اين فصل تاكنون سيصد بازي ليگ حرفه‌اي و حذفي را برگزار كرده است اما نمي‌دانيم كه به كدام دليل ديدار فينال جام حذفي دچار مشكل شده است.‌

در صورتي كه ديدار استقلال و ملوان براي برگزاري بازي پرسپوليس با بايرن مونيخ به تعويق نمي‌افتاد اكنون هيچ مشكلي براي برگزاري ديدار فينال جام حذفي نداشتيم و همان روزها نيز اين نظر سازمان بود كه آن بازي لغو شود.‌ نبايد مطالب به گونه‌اي جلوه داده شود كه واقعيت ندارد.>

دادكان مي‌پرسد:‌ <چگونه است كه از چهار تيم حاضر در مرحله نيمه نهايي جام حذفي سه تيم اذعان دارند كه برگزاري فينال به صورت تك حذفي به آنها ابلاغ شده است و تنها باشگاه پرسپوليس اين موضوع را رد مي‌كند؟‌ آنها مي‌خواهند شانس خود را افزايش دهند و از اين راه براي موفقيت استفاده كنند‌ اما فدراسيون فوتبال نمي‌تواند تنها براي يك باشگاه كار كند.>‌

بررسي مي‌كنيم

<پيش از اين نيز اعلام كرده بوديم كه مي‌توان مسابقات باشگاهي را حتي در زمان برگزاري جام جهاني نيز انجام داد.‌ اكنون مديران باشگاه پرسپوليس نيز به همين موضوع رسيده‌اند و به طور شفاهي به من اطلاع داده‌اند كه مبناي اظهارات قبلي‌شان اطلاعات غلط آري هان بوده است.‌ اكنون نيز انتظار داريم همان‌گونه كه پيش از اين از طريق رسانه‌ها عنوان مي‌كردند اين بازي امكان برگزاري ندارد اكنون حرفي را كه به ما گفته‌اند به رسانه‌ها نيز بگويند.>‌

دادكان يك تا‡كيد پاياني دارد:‌ <سازمان ليگ با استدلا‌ل‌هايي كه دارد اين تصميم را گرفته است(بازي تك حذفي.)‌ ما نيز اين تصميم را بررسي مي‌كنيم.‌ در صورتي كه اين تصميم صحيح باشد از آن حمايت مي‌كنيم اما اگر احساس كنيم تخطي از قانون صورت گرفته است پيش از سازمان‌تربيت بدني خود فدراسيون اقدام خواهد كرد. در حال حاضر ما همچنان معتقديم كه تك بازي بهترين شيوه‌ برگزاري فينال جام حذفي است.>



جهان فوتبال

Siyavoush
18th May, 2006, 03:42 AM
رجب‌زاده: خط خوردنم به مسايل فني مربوط نبود
جمله <انگار تمام كشتي‌هايش غرق شده> را مي‌توان با يك نگاه در چهره مهدي رجب‌زاده ديد. رجب‌زاده تك و تنها و بي‌آن كه با كسي حرفي بزند كوله پشتي‌اش را بر‌مي‌دارد و از پله‌ها - نه پله برقي - بالا‌ مي‌آيد و بي‌توجه به دوربين‌هايي كه چهره عبوس او را ثبت مي‌كنند به سمت درب خروجي مي‌رود.

ميكروفن باشگاه خبرنگاران جوان به سمت او مي‌رود و صدا مي‌كند: <آقاي رجب‌زاده رسيدن به خير... اردوي سوئيس چطور بود.> رجب زاده راهش را كج مي‌كند و با حالتي ناراحت مي‌گويد: <اصلاً حوصله ندارم... جون هر كسي كه دوست داري بي‌خيال... برو با 23 نفر مصاحبه كن> اما گزارشگر دست بردار نيست تا اين كه رجب زاده مي‌ايستد و <پز> مصاحبه‌اي مي‌گيرد:

<حرف‌هاي زيادي دارم؛ شايد اين حرف‌ها را بزنم و شايد هم همه‌اش را در دلم نگه دارم و هيچ وقت اصل ماجرا را نگويم اما مطمئن هستم كه دليل خط خوردنم هرگز مسايل فني نبوده است. تصور مي‌كنم در آماده‌ترين دوران بازيگري‌ام بودم و از هميشه هم آماده‌تر كه به تيم ملي دعوت شدم، اما نمي‌دانم چرا نظر كادر فني روي من مثبت نبود. احساس خيلي بدي دارم حتي اگر غرض ورزي هم صورت نگرفته باشد اما مسايل فني هم در خط خوردن من دخيل نبوده است. در اردوي سوئيس بيش از پيش مسايلي را كه در حاشيه فوتبال قرار دارد (اين موضوع كه هر بازيكني براي ماندن در تيم ملي بايد به جايي وصل باشد و از سوي جريان‌هاي خاصي حمايت شود) را احساس كردم. من چون تنها بودم از فهرست نهايي تيم ملي خط خوردم>!

همين حالا‌، با رجب زاده كه احساس غبن مي‌كند

مهدي رجب‌زاده را بايد درك كرد حتي اگر برداشت او درست نباشد (شايد اگر...) باز هم بايد به كمك او رفت.

رجب زاده در جريان مسابقه‌هاي ليگ برتر از بهترين بازيكنان بود كه يك سال را به شكل مستمر - و نه گهگاهي و اين اواخر يا آن اوايل - خوب سپري كرد. همواره هم در كادر توجه برانكو قرار داشته، پس بايد به او حق داد كه اوقاتي تلخ داشته باشد و به تلخ انديشي ميل كند، اما اين روحيه نبايد دوام چنداني پيدا كند.

رجب زاده يكي از خوب‌هاي فوتبال ايران است. ذوبآهن اگر دوباره او را مي‌خواهد، استقلال اهواز، پرسپوليس و استقلال اگر برابر شنيده‌ها دوست دارند او را به تيم خود بياورند زمان اقدام به سود رجب زاده - كه نياز به دلداري و تيمار دارد - همين حالا‌ست.





جهان فوتبال

Siyavoush
20th May, 2006, 03:56 AM
برانكو:شما بنويسيد ما دفاعي بازي ميكنيم
غايب بزرگ تيم ملي در فرودگاه مهرآباد، برانكو ايوانكوويچ بود كه از سوئيس به كرواسي رفت تا دو-سه روزي را بدون دغدغه كنار خانواده‌اش استراحت كند. برانكو بامداد جمعه (ديروز) همراه فخرالدين به تهران برگشت و احتمالا‌ً تصور مي‌كرد هنوز در ايران <اتمسفر> پيرامون تيم ملي مناسب نيست اما چيز ديگري ديد و متوجه شد كه برخوردها عوض شده است. مواضع در مقابل ليست 23 نفره مثبت است و فعلا‌ً كسي از تيم ملي انتقاد نمي‌كند. اين آتش‌بس براي برانكو بهترين فرصت است تا تيمش را از امروز در كمپ تمرين بدهد و براي جام جهاني آماده كند. وقتي فضا آرام مي‌شود، برانكو هم تغيير مي‌كند و جور ديگري حرف مي‌زند.

 ظاهراً از اردوي سوئيس خيلي راضي هستيد؟

بله، فوق‌العاده خوب بود و بچه‌ها زحمت كشيدند و 10 روز با تمام وجودشان تمرين كردند. از همه چيز راضي هستم اما واقعاً متا‡سفم براي جباري كه جزو مسافران قطعي آلمان بود، همچنين براي نويدكيا كه به‌خاطر مصدوميت جام جهاني را از دست داد.

 محرم كه در روز اول اردوي سوئيس بود و روند روبه رشدي داشت. او چرا؟

خيلي بهتر شده بود ولي بعد از نظر پزشكان ديديم كه تضميني وجود ندارد كه نويدكيا تا جام جهاني به شرايط آرماني برسد. چاره‌اي نداشتيم و مجبور شديم كه محرم را از ليست كنار بگذاريم.

 با اين كه اين دو هافبك را از دست داديد اما حالت تهاجمي تيم هنوز زياد است... در ليست 23 نفره - كه ليست معقول و خوبي است 5 - بازيكن در خط حمله مي‌بينيم...

علي دايي، وحيد هاشميان، رضا عنايتي، آرش برهاني، رسول خطيبي و...

چرا 5 بازيكن؟ علي كريمي و جواد كاظميان را فراموش كردي؟!

 خب دقيقاً سوِال ما همين است. مگر مي‌خواهيم جلوي پرتغال و مكزيك سراسر هجومي بازي كنيم كه اين تعداد مهاجم لا‌زم داشته باشيم. نكند مي‌خواهيد پرتغال و مكزيك را گلباران كنيد؟!

(برانكو مي‌خندد) من از همه شما تشكر مي‌كنم؛ از همه روزنامه‌ها و خبرنگاران داخلي و خارجي سپاسگزاريم كه با طرح اين مسا‡له حريفان ما را فريب داده‌اند. جالب اين‌كه در سوئيس خبرنگاران مكزيكي و پرتغالي هم مدام از من مي‌پرسيدند كه ايران مي‌خواهد تدافعي در جام جهاني بازي كند. من دست همه شما را مي‌بوسم و از شما خواهش مي‌كنم كه به همين روند ادامه بدهيد چرا كه هيچ‌كس نمي‌داند در سر من چه مي‌گذرد و براي اين دو بازي چه برنامه‌هايي دارم. ولي همين اندازه بگويم كه هرگز در جام جهاني دفاعي بازي نمي‌كنيم.

 پس ما به همين روند ادامه بدهيم و يكسره بنويسيم كه برانكو ترسيده و تيم ايران تدافعي بازي مي‌كند... منظور شما همين است؟

(باز هم مي‌خندد) احسنت! دقيقاً همين را از شما مي‌خواهم؛ مربيان بزدل و ترسو هميشه اين‌گونه كه شما مي‌گوييد كار مي‌كنند!

 پس قصد نداريد كه دفاعي بازي كنيد؟

ابداً؛ روح ملت ايران دفاع را نمي‌پذيرد و ايرانيان اصولا‌ً عاشق حمله و فوتبال تهاجمي هستند. من هم مجبورم كه با اين روحيه تيم ملي را در جام جهاني هدايت كنم.

 مثل اين‌كه خيلي عوض شدي آقاي ايوانكوويچ... قبل از سفر به سوئيس ناراحت و غمگين بوديد اما الا‌ن جور ديگري حرف مي‌زنيد؟!

نه، ... آن موقع كه گفتم غمگين هستم، به خاطر عدم حمايت و انتقادات شديداز تيم ملي بود والا‌ نگراني ديگري نداشتم

 از وقتي كه به ايران برگشتي احساس نمي‌كني كه فضا تغيير كرده است؟

هنوز 24 ساعت از برگشتن من نگذشته و در اين مدت روزنامه‌ها را نخوانده‌ام. نمي‌دانم واقعاً مگر فضا عوض شده است؟

 آيا چنين احساسي نداريد؟

(كمي مكث مي‌كند) چرا احساس مي‌كنم اتمسفر بهتري روي تيم ملي حاكم است و آدم راحت‌تر نفس مي‌كشد!

 خب دقيقاً... ليست آخر شما تقريباً ليست خوبي بود و حالا‌ بايد همه به تيم ملي كمك كنند تا در جام جهاني نتيجه خوبي بگيريم. فكر مي‌كنيد اگر تنش نباشد و در آرامش كار كنيد، در جام جهاني چقدر بهتر نتيجه مي‌گيريم؟

به نظر من اين فضا با يك سال تا‡خير به وجود آمده است. خيلي‌ها در اين يك سال تيم ملي را تحقير كردند و بازيكنان را كوبيدند. ولي من مطمئن هستم همه مردم ايران براي كمك به تيم ملي اين 20 روز را به كمك ما ميآيند تا غرور و افتخار كشورشان را در جام جهاني ببينند.

از شنبه دور جديد تمرينات شروع مي‌شود... احتمالا‌ً همه براي حمايت به كمپ مي‌آيند... از سوي ديگر شما هم تمام نفرات را در اختيار داريد و كار اصلي از اين اردو شكل مي‌گيرد... متا‡سفانه بازيكنان صباباتري در كوران ليگ و جام حذفي و مسابقات آسيايي خسته شده‌اند؛ لژيونرها هم با تيم ملي تمرين نداشته‌اند و گروه ديگري با شما در سوئيس كار كرده‌اند و حتماً شرايط بهتري دارند.

 اين گروه كه از بقيه عقب‌تر هستند را چطور به بقيه مي‌رسانيد؟

طرح و برنامه ما در اردوي سوئيس اين گونه بود كه بازيكنان ليگي و داخلي را با تمرينات به سطح لژيونرها برسانيم چون بازيكنان شاغل در اروپا قطعاً آمادگي بهتري دارند.

الا‌ن تمام نفراتي كه در سوئيس با تيم ملي بودند به مرز آمادگي لژيونرها رسيده‌اند و با اضافه شدن لژيونرها، كار گروهي را با هم انجام مي‌دهند، اما متا‡سفانه بازيكنان صباباتري را بايد به بقيه نزديك كنيم. آنها خسته‌اند و از سوي ديگر انرژي خود را از دست داده‌اند.

 پس مشكل اصلي كار با لژيونرها است؟

مشكل خاصي نيست... در زمان باقي‌مانده با يك برنامه خوب آنها را هم به آمادگي كامل مي‌رسانيم؛ فقط مسا‡له اينجا است كه آنها خسته‌اند.

 شنيديم كه در اردوي سوئيس تغيير سيستم داده‌ايد و مي‌خواهيد كه در جام جهاني 4-2-3-1 بازي كنيد؟

ما از ابتدا سه سيستم مختلف را در برنامه داشته‌ايم. الا‌ن هم آمادگي داريم تا با توجه به شرايط مسابقات با سيستم‌هاي مختلف بازي كنيم.

 چقدر شيوه دفاع را ترميم كرده‌ايد؟

من مشكلي در دفاع نمي‌بينم، بازيكنان احتياج به شارژ روحي داشتند. الا‌ن همه نفرات آماده هستند و در شرايط خوبي به سر مي‌برند.

 يعني محمد نصرتي، محمد نصرتي سابق نيست؟

نصرتي تمرينات خوبي را پشت سر گذاشته و كاملا‌ً آماده است.

 البته آري‌هان هم چندي پيش ابراز تمايل كرده كه اين بازيكن را به خدمت بگيرد... آري گفته كه نصرتي بهترين گزينه براي دفاع چهار نفره خطي در ليگ ايران است.

(برانكو مي‌خندد و سوژه پيدا مي‌كند) آهان! چه طور شده كه تا آري‌هان اين حرف‌ها را گفته همه قبول كرده‌اند اما زماني كه من مي‌گفتم نصرتي خوب است، همه از من ايراد مي‌گرفتند؟ يك سال تمام از نصرتي انتقاد شد اما حالا‌ نظر شما عوض شده است.

 خب، به هر حال نصرتي در مقطعي افت كرده بود.

نصرتي بهترين بازيكن پاس طي يك سال اخير بوده و تا آنجا كه من اطلا‌ع دارم، از چند تيم اروپايي هم پيشنهاداتي دارد.

 سوِالا‌ت ما تمام شده.

شنبه بياييد كمپ... تشويق كنيد كه مردم هم براي حمايت بيايند.



جهان فوتبال

Siyavoush
20th May, 2006, 03:57 AM
نگاه ويژه World Soccer به تيم ملي ايران
مجله سرشناس انگليسي زبان >World Soccer< در آخرين شماره خود نگاه ويژه‌اي به اتفاقات فوتبال ايران مي‌اندازد. جام جهاني و حضور ايران در آلمان مي‌تواند دستاويز مناسبي براي اين توجه خاص باشد. در اولين صفحات نشريه >WorldS occer< مي‌توان يادداشتي از يك ايراني را ديد. امضاي عادل فردوسي‌پور با عنوان روزنامه‌نگار و گزارشگر ايراني جلب توجه مي‌كند.

برانكو: ايران چپ‌پاي مادرزاد ندارد!

صفحه دوم را كه ورق مي‌زنيم، عكس بزرگي از برانكو ايوانكوويچ چشمان‌مان را به سوي خود جذب مي‌كند. سرمربي تيم ملي ايران يكي از سوژه‌هاي دلخواه نويسندگان >World Soccer< است. گزارشگر انگليسي پيش روي او نشسته و از ديدگاه‌ها، آرزوها، برنامه‌ها و تفكرات برانكو سوِال كرده. متن گفت‌وگوي ايوانكوويچ با >World Soccer< پيش روي شماست.

ايران و آنگولادر گروه D شانس‌هاي كمتري دارند اين طور نيست؟

بله،‌ مكزيك و پرتغال شانس‌هاي مسلم صعود هستند.‌ مكزيك در جام كنفدراسيون‌هاي سال گذشته عالي بود.‌ آنها برزيل را شكست دادند و در ديداري نزديك به آلمان ميزبان رقابت‌ها باختند.‌ پرتغال نايب قهرمان يورو 2004 است و با در نظر گرفتن اين كه يونان قهرمان اروپا در جام جهاني نيست، آنها بهترين تيم قاره اروپا در مرحله پاياني رقابت‌ها هستند‌ اما شانس بيشتر داشتن موفقيت نمي‌آورد.‌ تيم‌هايي مانند ايران انگيزه بسياري دارند تا توانايي‌هاي‌شان را نشان دهند.‌ به خودمان ايمان داريم و از تمام توان‌مان استفاده مي‌كنيم تا به مرحله بالاتر صعود كنيم.‌

ايران بايد برابر تيم‌هايي بازي كند كه شيوه متفاوتي دارند.‌ مكزيك با آن سبك آمريكاي لاتين، پرتغال با‌تركيبي از شيوه اروپايي و استعداد برزيلي و آنگولا كه حريف ناشناخته‌اي است.‌ آيا احساس مي‌كنيد كه به خوبي براي رقابت با اين تيم‌ها آماده شده‌ايد؟

از جولاي گذشته برنامه بازي‌هاي دوستانه ما شروع شد.‌ با توگو و ليبي دو تيم آفريقايي بازي كرده‌ايم.‌ سه بازي هم با اروپايي‌ها، بوسني، آذربايجان و مقدونيه و يك ديدار با كاستاريكا از منطقه كونكاكاف داشته‌ايم.‌ پيش از شروع جام جهاني با كرواسي و بوسني هم بازي مي‌كنيم.‌ پس بسيار خوب آماده هستيم.‌

شما ايران را به قهرماني در بازي‌هاي آسيايي 2002 و مقام سوم جام ملت‌هاي آسيا 2004 رسانديد.‌ همچنين ايران با شما به راحتي به جام جهاني صعود كرد.‌ با وجود اين زير فشار انتقادهاي بسياري هستيد.‌.‌.‌

اين موضوع را درك نمي‌كنم.‌ من در بيست و هشت ديدار رسمي روي نيمكت نشستم كه بيست و دو پيروزي و تنها دو شكست را به دنبال داشت.‌ آمار خودش گوياي همه چيز هست.‌

منتقدان باور دارند تيم شما بيش از اندازه محافظه‌كار است.‌

منظور شما از محافظه‌كاري چيست؟ ما هميشه فوتبال هجومي بازي كرده‌ايم حتي برابر بحرين كه تنها به يك تساوي براي صعود به جام جهاني نياز داشتيم.‌

هنوز نتوانسته‌ايد يك دفاع چپ ايده‌آل پيدا كنيد.‌ اين طور نيست؟

درست است.‌ هشت بازيكن را در اين منطقه در چهار سال گذشته آزمايش كردم.‌ اما تنها ستار زارع و شايد محمد نصرتي در سطح استاندارد مورد نياز بازي كرده‌اند.‌ پيدا كردن يك بازيكن مادرزاد چپ پا كار ساده‌اي نيست.‌

علي دايي خط حمله شما را رهبري مي‌كند اما او هم سهمش را از منتقدان دارد و اكنون در سن سي و هفت سالگي است.‌ آيا شايسته جايگاهش براي نود دقيقه كامل است؟

او يك رهبر است.‌ دايي و وحيد‌هاشميان بهترين مهاجمان ما هستند.‌ چند باري او را تعويض كرده‌ام‌ اما حتي ويژگي‌هاي دفاعي دايي هم در بعضي مقاطع بازي حياتي است.‌

پس از جام جهاني چه برنامه‌اي داريد؟

نمي‌دانم.‌ به خيلي چيزها بستگي دارد.‌ تا اكتبر 2006 قرارداد دارم.‌ پنج سال است كه از خانواده‌ام دور بوده‌ام.‌ روش روتين فوتبال باشگاهي وسوسه كننده به نظر مي‌رسد!‌

علي كريمي: مشكلا‌ت سياسي مانعي براي ما نيست

در صفحه سوم نام علي كريمي و عكسي كه با پيراهن شماره 8 تيم ملي ايران مي‌بينيد شما را وسوسه مي‌كند‌كه سطر به سطر اين صفحه را بخوانيد. علي كريمي به عنوان نماينده بازيكنان تيم ملي ايران با نشريه World Soccer گفت‌وگو كرده است. مي‌توانيد شرح اين پرسش و پاسخ گزارشگر نشريه انگليسي با هافبك هجومي تيم ملي ايران را اينجا بخوانيد.

تيم‌هاي ديگر گروهتان را چگونه ارزيابي ميكنيد؟

پرتغال يكي از بهترين‌هاي اروپا است.‌ مكزيك هم در جام كنفدراسيون‌هاي گذشته عالي بود.‌ آنگولا را هم دست كم نمي‌گيريم.‌

تا كنون ايران نتوانسته ديدارهاي دوستانه برابر تيم‌هاي قدرتمند داشته باشد.‌ آيا بازي‌هاي تداركاتي برابر كرواسي و بوسني و هرزگوين بهترين راه براي آماده شدن براي جام جهاني است؟

كرواسي يكي از كشورهاي رو به پيشرفت در چند سال گذشته بوده است.‌ آنها به تازگي آرژانتين را شكست دادند.‌ بوسني در مرحله مقدماتي جام جهاني نمايش چشمگيري داشت.‌ با وجود مشكلات سياسي ما براي اين رقابت‌ها عالي آماده خواهيم شد.‌

تيم شما چه نقاط ضعف و قدرتي دارد؟

از نظر تكنيك بسيار خوب هستيم‌ اما بايد از نظر بدني بيشتر كار كنيم.‌

آيا ايران بيش از اندازه به لژيونرهايش وابسته نيست؟

با اين موضوع كه آنها بازيكنان كليدي هستند موافقم.‌ اما، در فوتبال نوين شما به يازده بازيكن خوب نياز داريد پس كار تيم مهم است نه بازيكنان به تنهايي.‌

شما، مهدوي‌كيا،‌هاشميان و زندي و هم تيمي‌هاي‌تان در آلمان حرفه باشگاهي‌تان را دنبال ميكنيد، آيا اين موضوع در جام جهاني به سود شما خواهد بود؟

ما چهار نفر تنها بخشي از تيم هستيم‌ اما براي ما آشنايي با شرايط ورزشگاه، مردم خوب، آب و هوا و جو ورزشگاه‌ها كمك بزرگي است.‌

فصل نخست‌تان در بوندس‌ليگا چطور بود؟

صادقانه بگويم انتظار نداشتم در اين تعداد بازي به ميدان بروم.‌ پيش از آن كه آسيب ببينم تقريباً در تمام ديدارهاي بايرن بازي كردم.‌

مهارت شما در دريبل زدن در مدت چهار سال حضورتان در امارات ستودني بود اما در بايرن شما محافظه‌كارتر شديد.‌.‌.‌

اين موضوع به مربي بستگي دارد.‌ اينجا در آلمان آن آزادي براي گذشتن از مدافعان را ندارم.‌ خودم را با شيوه بازي در بايرن هماهنگ كرده‌ام.‌

نقش مورد علاقه شما در خط مياني چيست؟

درست پشت سر مهاجمان.‌

فردوسي‌پور: نتوانستيد روح هجومي ايران را

مهار كنيد!

جام جهاني با سرعت بيشتر از معمول براي ايران از راه مي‌رسد.‌ آنها مجبور بودند تنها هشت سال از آخرين صعودشان، در مقايسه با بيست سال فاصله ميان نخستين و دومين حضورشان در اين رقابت‌ها صبر كنند.‌ به دست آوردن بليت آلمان و اين حقيقت كه آنها بيش از يك سال در جمع بيست تيم برتر فيفا بود‌ه‌اند انتظارها را در اين كشور بالا برده است.‌ رسانه‌ها كه دست كم شامل ده روزنامه فوتبال مي‌شود درباره شانس ايران براي راهيابي به جمع شانزده تيم پاياني براي نخستين بار مي‌نويسند.‌

اما در ميان همه اين خوشبيني‌ها بايد به اين نكته مهم اشاره شود كه به جز بازي دوستانه هجده ماه گذشته برابر آلمان (ميزبان جام جهاني دو بر صفر پيروز شد)، ايران از سوي هيچ تيم بزرگي محك نخورده است، مانند بيشتر قدرت‌هاي سنتي فوتبال.‌

اين رشته ورزشي در ايران در كوچه و خيابان‌هاي همسايگان فقير شهرهاي بزرگ ريشه دارد.‌ مدل سه به سه با توپ پلاستيكي كوچك و چند آجر به عنوان تير دروازه، هنوز رونق دارد.‌ دهه هفتاد نفوذ اروپايي‌ها در فوتبال ايران در شكل مربيان (بيشتر) انگليسي و يوگسلاوي به‌وجود آمد.‌ چالش بزرگ مهار كردن استعدادهاي محلي با شيوه‌هاي تاكتيكي از آن زمان با درجه‌هاي مختلف موفقيت ادامه داشته است‌ اما با وجود تزريق نظم اروپايي، عشق مردم به شيوه هجومي بر پايه مهارت فردي استوار است.‌

اين <فوتبال احساسي> مهم‌ترين دليل غير قابل پيش بيني بودن تيم برابر حريفان نيرومند است.‌ اگرچه ايران در جام ملت‌هاي آسياي 2004 نمايش خيره كننده‌اي داشت و سوم شد اما،‌در مرحله مقدماتي جام جهاني راضي كننده ظاهر نشد.‌

با وجود حتمي شدن صعودشان در فاصله يك بازي به پايان رقابت‌ها، منتقدان آرام نشدند.‌

فشار روي برانكو ايوانكوويچ، سرمربي كروات با دو شرمساري در دو ديدار دوستانه كه با شكست سه بر صفر برابر باشگاه دسته دومي كوئينز پارك رنجرز و ناكامي برابر مقدونيه در ماه نوامبر همراه بود، كمتر نشد.‌ نظم و‌ترتيب بازي‌ها در مرحله پاياني به ويژه با ايراني‌ها مهربان نبود.‌ شايد آنها‌ترجيح مي‌دادند ابتدا آنگولاي ضعيف را ملاقات كنند تا به اميد گرفتن سه امتياز برابر مكزيك و پرتغال به ميدان بروند.‌ به جاي آن، آنها پيش از رويارويي با آفريقايي‌ها بايد يكي، دو امتياز از دو شانس بزرگ اين گروه بگيرند.‌

بعضي از هواداران از قرعه‌كشي نااميد شدند چرا كه ايران با يكي از قدرت‌هاي سنتي مانند برزيل يا انگلستان همگروه نشد‌ اما گروه D به اندازه كافي اين ويژگي را دارد كه ميليون‌ها هوادار فوتبال ايران را داخل يا خارج از كشور به هيجان بياورد.‌

تاكتيك اصلي ايوانكوويچ بر پايه كار دفاعي به ويژه براي خنثي كردن ستارگان خط حمله پرتغال و مكزيك استوار است.‌ تاجايي كه به كارهاي هجومي مربوط مي‌شود‌ اين وظيفه بر شانه‌هاي علي كريمي سنگيني مي‌كند.‌ با تكنيك او، توان ضربه‌هاي سر وحيد‌هاشميان، ارسال‌هاي مهدي مهدوي‌كيا، تكل‌هاي جواد نكونام و تجربه علي دايي،‌ ايران اين اميد را خواهد داشت كه چند نفر را شگفت‌زده كند.



جهان فوتبال

Siyavoush
20th May, 2006, 03:58 AM
گزارش dpa از تيم ملي فوتبال ايران
تيم‌ملي فوتبال ايران مي‌خواهد در جام جهاني آلمان شگفتي‌ساز شود و براي نخستين بار در تاريخ فوتبال خود راهي مرحله دوم اين رقابت‌ها شود.‌ خبرگزاري رسمي آلمان در تحليلي از تيم‌ملي ايران آورده است: <ايران روياي حضور در مرحله دوم جام جهاني را در سر مي‌پروراند.>‌ برانكو ايوانكوويچ گفت‌: <ما هيچ فشاري روي خودمان احساس نمي‌كنيم و نسبت به نتايج و آينده بسيار خوشبين هستيم.‌ ما همچنين اميدواريم بتوانيم شگفتي‌ساز شويم.> ايران در سومين حضورش در جام جهاني پس از سال‌هاي 1978 آرژانتين و 1998 فرانسه روز يازدهم ژوئن در شهر نورنبرگ برابر مكزيك به ميدان مي‌رود.‌

پرتغال و آنگولا ديگر حريفان گروهي ايران هستند.‌ محمد دادكان رئيس فدراسيون فوتبال ايران هم در اين باره گفت: <مكزيك و پرتغال تيم‌هاي بهتري هستند، اما اين هرگز به اين معني نيست كه ما هيچ بخت و اقبالي نداريم.>تيم ايران با چهار لژيونر بوندس‌ليگايي‌اش و همچنين علي دايي در پايان هفته براي برپايي اردو راهي كرواسي خواهد شد.‌ اين تيم روز بيست و هشتم ماه مه در زاگرب در بازي دوستانه به ديدار تيم ميزبان - كرواسي - خواهد رفت.‌ بوسني و هرزگوين هم حريف ديگر ايران است كه روز سي و يكم مي در تهران برابر اين تيم حاضر خواهد شد.‌ قهرمان سه دوره جام ملت‌هاي آسيا چهارم ژوئن به كمپ انتخابي خود - فردريش‌هافن - وارد خواهد شد.‌ ايران يك روز پس از ورودش به اين شهر در ديدار دوستانه ديگري برابر تيم منتخب <بودن زه> به ميدان خواهد رفت.



جهان فوتبال

Siyavoush
20th May, 2006, 03:58 AM
پرواز در خط كور اصلا‌ً پرواز نيست
بحث درباره سيستم بازي تيم ملي در جام جهاني وابستگي تام به استراتژي سرمربي براي ميزان امتيازگيري و ارزيابي قدرت حريفان‌دارد. شايد هيچ‌كس ديگر امروز به اندازه برانكو ايوانكوويچ در فوتبال ايران از حريفان تيم ملي در دور اول جام جهاني شناخت نداشته باشد و همچنين هيچ كس ديگر تيم ملي را به اندازه برانكو نشناسد؛ بنابراين هر بحثي در اين باره مي‌تواند براي سرمربي ما ناگوار باشد، اما چه كنيم كه سابقه و نتايج بازي‌هاي رسمي و غير رسمي تيم ملي پس از صعود به جام جهاني اين واهمه را به وجود آورده كه اين تيم اگر در آلمان 2006 استراتژي دقيقي را در پيش نگيرد، به نتايجي خواهد رسيد كه شايسته فوتبال ملي ايران نيست، خاصه آن كه امروزه فوتبال ايران در سطح بين‌المللي در مرتبه‌اي قرار دارد كه بايد آن را حفظ كرده و ارتقا داد و جام جهاني رابطه مستقيم با اين مهم دارد.

به كجا حمله مي‌كنيم؟

حضور حدود 10 بازيكن با گرايش تهاجمي در ليست 23 نفري بازيكنان اعزامي به جام جهاني كه عملا‌ً جا را براي هافبك‌هاي تخصصي تنگ كرده و حتي موجب شده تعداد مدافعان در اين ليست هفت نفر باشد و تعداد مدافعان كناري تخصصي تيم ملي به دو نفر تقليل پيدا كند، تصويري در ذهن ناظر بيروني ايجاد مي‌كند كه حاكي از احتمال انجام بازي تهاجمي از تيم ملي در جام جهاني است.وقتي تيمي 10 بازيكن هجومي در كنار خود دارد و به اين ترتيب حتي هنگام ارنج كردن ليست ذخيره‌ها دست مربي آن براي گزينش بازيكن تدافعي در خط مياني تنگ مي‌شود، پرسش درباره استراتژي تيم ملي و تاكتيك‌هاي حصول به آن هرگز سوِال بي‌ربطي نخواهد بود.حالا‌ بايد اين سوِال را پرسيد كه تيم ملي به چه چيز و چگونه حمله خواهد برد؟

نظر به اين كه امروز در تيم ملي ايران حداقل پنج بازيكن در اندازه بوندس‌ليگا حضور دارند و فوتبال ايران با دو بار سابقه حضور در جام جهاني توانايي بيشتري براي انجام بازي بهتر نسبت به دو دوره گذشته دارد، طبعاً تيم ملي مي‌رود تا به نتايج بهتري دست پيدا كند، اما در اين راه اگر با محاسبه دقيق وارد نشويم... پرواز در خط كور!

نكند بحث‌هايي كه درباره كيفيت بازي‌هاي تيم ملي به راه افتاد سرمربي ما را احساساتي كرده و او مي‌خواهد با روش انتحاري جواب منتقدان را بدهد؟

ارتقاي سطح كيفي بازي تيم ملي بايد آهسته و پيوسته، پس از صعود به جام جهاني طي بازي‌هاي تداركاتي پرتعدادي حاصل مي‌شد كه انجام نشده است و حالا‌ در جريان مسابقات جام جهاني هرگونه خطركردن و بي‌محابا به آب زدن، نتايج زيان‌باري به دنبال خواهد داشت كه تاوان آن از كيسه اعتبار فوتبال ايران پرداخت مي‌شود و اگر چه امروز اعتبار فوتبال ايران با اعتبار شخصي سرمربي آن گره خورده و بالطبع برانكو اين را از آن جدا نمي‌داند، اما همواره احساسات لگام گسيخته ضرر به دنبال خواهد داشت.

پيش از اين برانكو را يك مربي حسابگر مي‌دانستيم و بعيد است كه اين برداشت يكسره برخطا بوده باشد اما وقتي يك بار ديگر به ليست نگاه ميكنيم، اين نكته خودنمايي مي‌كند كه اگر استراتژي حسابگرانه نباشد بن‌بستي از همه سو ما را در بر خواهد گرفت و در آلمان 2006 خروج از بن‌بست كاري است بس دشوار و شايد محال.



جهان فوتبال

Siyavoush
20th May, 2006, 03:59 AM
روزي كه جهان را تغيير مي دهد
آمادگي براي حركت، جاي خود را به حركت براي بازي مي‌دهد. تيم ملي وارد فاز ديگري از تمرين‌هاي ويژه حضور در جام جهاني مي‌شود.

* * *

برانكو مي‌دانست كه با دو دسته از بازيكنان سر و كار دارد:

يك - آنها كه از ليگ برتر به اردوي تيم ملي خواهند آمد.

دو - مرداني كه عنوان لژيونر را، ما براي آنها انتخاب كرده‌ايم. بازيكناني كه اغلب از آلمان و بوندس‌ليگا به تيم ملي مي‌پيوندند.

برانكو به تفاوت وزن حركتي اين دو گروه واقف بود و نيز مي‌دانست: ... در جام جهاني بايد به مراتب بيش از آنچه كه در فوتبال ايران و آسيا معمول و مرسوم است دويد. هم بيشتر و هم سريعتر. او استراتژي اوليه خود را - يا بخشي از استراتژي تيم ملي در جام جهاني را - بر اين اصل قرار داد كه مردان ليگ برتري، تا آنجا كه ممكن است، از نظر توان حركت به مرداني كه در بوندس‌ليگا بازي مي‌كنند، نزديك شوند.

تمريناتي كه از 8 ارديبهشت آغاز شد و روز 26 ارديبهشت به پايان رسيد (و يكي، دو روزي هم در آن خلل وارد شد) هدف خاصي داشت كه حالا‌ ديگر يك راز نيست:

ملي‌پوشان برآمده از ليگ برتر، بايد به ملي‌پوشان لژيونر، از نظر آمادگي حركتي نزديك شوند. برانكو، در سوئيس رضايت خود را اعلا‌م كرد و براساس همين رضايت، نفرات موردنظرش را برگزيد.تيمي كه هم واقع‌بينانه، هم آينده‌نگرانه و هم با توجه به سليقه و خواست عمومي انتخاب شده است.

ردپاي دكتر ديده شد!

آيا محمد دادكان كه از ژاپن و سوئيس پرواز كرد، در اين <انتخاب احسن> نقش داشت؟

اگر به خاطر آوريم كه او قبلا‌ّ گفته بود: ... در تيم ملي، بهترين‌هاي ليگ برتر حضوري به اندازه دارند و اگر از ياد نبرده باشيم كه چنين هم شد، آن‌گاه در مي‌يابيم كه سفر طولا‌ني او از ژاپن به سوئيس، نمي‌توانست بي‌دليل باشد، به ويژه آن‌كه در همان روزها، كوشش‌هاي ناشايسته، كم و بيش به ثمر رسيده و ديالوگي نازيبا، ميان فدراسيون فوتبال و سازمان تربيت بدني در گرفته بود.

دادكان، رفتن به سوئيس را از اين جهت به هر كوشش ديگري ترجيح داد كه اهميت انتخاب مردان تيم ملي را مي‌شناخت و نيز به نتيجه حضور خود نيز واقف بود. تيم ملي، در اين فضا انتخاب شد كه بهترين انتخاب سال‌هاي اخير را در تيم ملي شاهد بوديم.

بدون توپ چه كنيم؟

از امروز ملي‌پوشان خود را براي نهايي‌ترين بخش آمادگي تيمي آماده مي‌كنند. وزن حركتي ملي‌پوشان - منهاي بازيكنان صباباتري - به اندازه مطلوب نزديك شده حالا‌ بايد از اين توان حركتي - به مثابه سرمايه اوليه - چنان تيم پرتحرك و منظمي ساخت كه در جاي‌جاي زمين، هم به تعداد كافي نفر داشته باشد، هم در تغيير حالت به ويژه از دفاع به حمله، دچار توقف زماني و ايست عكس‌العمل نشود و هم به اندازه لا‌زم از سرعت واكنش برخوردار باشد.برانكو، امروز تيمي دارد كه از نظر بازي با توپ، داراي قدرتي درخور توجه است، اين تيم اگر در بازي بدون توپ هم صاحب مهارت‌هاي لا‌زم بشود، در جام جهاني يك تيم خوب خواهد بود كه تحسين تماشاگران را موجب مي‌شود.

همه‌چيز، به تمريناتي بستگي دارد كه از امروز آغاز مي‌شود. تمرين‌هايي براي تيم ساختن از يك گروه 23 نفره ساخته و پرداخته و پرهيجان و مثبت‌انديش و صاحب انگيزه.

3 منزل و 3 خوان

تيم ملي در راه جام جهاني به سه منزل مي‌رسد تا در هر كدام خود را بهتر شناسايي كند:

منزل اول، روز هفتم خرداد است و بازي در كرواسي.

منزل دوم، روز دهم خرداد است و بازي با بوسني.

منزل سوم، روز شانزده خرداد است و بازي با تيمي محلي در اردوگاه تيم ملي.

مقابل كرواسي خود را خواهيم سنجيد و داشته و نداشته‌هاي‌مان را به محك خواهيم زد.

مقابل بوسني، با استفاده از تجربيات برآمده از بازي با كرواسي، ارزيابي مجددي خواهيم داشت، تا بدانيم در رفع <كم وكسري>‌ها چگونه عمل كرده‌ايم - علا‌وه بر اين، مقابل بوسني با توجه به بازي سال پيش مقابل همين تيم خواهيم دانست كه در اين فاصله، چگونه حركت كرده‌ايم . -

در منزل سوم، فرصتي به دست مي‌آوريم براي تكرار همه دستور‌العمل‌هاي حركتي. ميزان تاكتيك‌پذيري تيم خود را تجربه خواهيم كرد. و اي كاش همه چيز مثبت باشد.



جهان فوتبال

Siyavoush
20th May, 2006, 04:00 AM
صادقي: هدفم رسيدن به تركيب اصلي است
اميرحسين صادقي اميدوار است تا جاي ثابتي در ‌تركيب تيم‌ملي ايران در جام جهاني به دست آورد.‌ اميرحسين از حالا‌ با جديت تلا‌ش ميكند:‌<در تمام فصل ليگ تلاش من جلب نظر كادر فني تيم‌ملي بود و در اردوي سوئيس نيز از جان و دل تلاش كردم و از اين كه اكنون اعتماد كادر فني تيم‌ملي را به دست آورده‌ام، راضي هستم.‌ از اين پس هدفم راه يافتن به‌تركيب اصلي تيم‌ملي در جام جهاني است، البته تمامي مدافعان تيم ايران بازيكنان سرشناس و خوبي هستند اما اميدوارم كه بتوانم در كنار ساير نفرات در آلمان به ميدان بروم.> صادقي از اردوي سوئيس هم راضي است:‌<در اردوي سوئيس شرايط بسيار خوبي را پشت سر گذاشتيم و بازيكنان از نظر روحي در شرايط ايده‌آل قرار گرفتند.

هر سه حريف تداركاتي ايران تيم‌هاي فيزيكي بودند و بسيار پرقدرت بازي مي‌كردند و همين موضوع نيز سبب شد تا جباري مصدوم شود.‌ من نمي‌توانم در مورد فهرست تيم ملي اظهار نظر كنم اما تصور مي‌كنم كه تمامي نيازهاي تيم ملي در اين ليست لحاظ شده است.>



جهان فوتبال

MIRAS
21st May, 2006, 04:01 AM
--------------------------------------------------------------------------------

مجيد جلالي‌:

نبايد از تيم‌ملي توقع صعود داشت

ساختار دفاعي تيم‌ملي بايد تقويت شود




مجيد جلالي كارشناس فوتبال كشور در مورد مسائل تيم‌ملي و شرايط حضور خود در فوتبال به سؤالات زير پاسخ داد:

در مورد فهرست بازيكنان تيم‌ملي اعزامي به جام جهاني چه نظري داريد؟
تيم‌ملي در مقطعي قرار دارد كه نمي‌توانيم بگوييم اين فهرست خوب است يا بد، بلكه بايد به اين ليست اعتماد كنيم‌. بنابراين انتقاد از تيم‌ملي كمك كننده نيست‌. البته شايد بتوان ليست تيم‌ملي را نقد كرد‌.

به نظر شما كدام بازيكنان شايستگي حضور در فهرست تيم‌ملي را داشتند؟
به نظر من بيشترين گزينه‌اي كه جاي بحث دارد، غيبت مهدي رجب زاده در ليست اصلي است، بازيكني كه در ليگ پنجم بهترين بازيكن ليگ بود‌. اما به هر حال به خاطر شرايط تيم‌ملي انتقاد را به صلاح تيم‌ملي نمي‌بينم‌، چرا كه ما از شرايط تيم‌ملي مطلع نيستيم‌.

آسيب ديدگي‌هاي فراوان بازيكنان تيم‌ملي چه علتي دارد؟
علت اين مصدوميت‌ها را نمي‌دانم‌ شايد به خاطر اتفاقات ساده و يا خستگي، بازيكنان مصدوم شده باشند‌.

اردوي تيم‌ملي در سوييس را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
قبل از اردوي سوييس صحبت همه اين بود كه تيم‌ملي كار خاصي انجام نمي‌دهد، در حالي كه همه مشكلات تيم‌ملي را مي‌دانستند و اكنون هم اين مشكلات وجود دارند، به هر حال با توجه به شرايط اقليمي سوييس، اردوي تيم‌ملي در اين كشور خوب و بجا بود‌.

به نظر شما تيم‌ملي در جام جهاني تا چه اندازه موفق خواهد بود؟
صعود تيم‌ملي به مرحله دوم توقع زيادي است و بايد واقع بين بود‌. رنكينگ فيفا بيانگر واقعيات كيفيت بازي تيم‌ملي نيست‌. ما در سطح فوتبال پرتغال و مكزيك قرار نداريم اما مي‌توانيم مثل اين دو تيم باشيم‌.

در مورد حريفان تيم‌ملي چه نظري داريد؟
پرتغال را مثال مي‌زنم‌. اين تيم هجومي‌ترين تيم اروپاست و با توجه به اينكه مهاجمان بسيار خوبي دارد، روي نقطه ضعف تيم ايران كه خط دفاع است، تأكيد خواهد داشت. به نظر من مقابل پرتغال 70 دقيقه مجبور به دفاع خواهيم شد‌. البته به نظر من بازي خوب مقابل حريفان تيم‌ملي در جام جهاني ممكن و البته راحت‌تر از شكست آنهاست‌.

خط دفاعي تيم‌ملي در جام جهاني چه عملكردي خواهد داشت؟
اگر در طراحي سيستم بازي در بخش دفاعي تغييراتي ايجاد شود، مشكلات دفاعي تا حد زيادي حل خواهد شد‌. براي اين كار بايد در عمق دفاع يك پوشش دهنده خوب داشته باشيم‌.

براي شكست حريفان تيم‌ملي در جام جهاني چه برنامه‌اي بايد داشت؟
بايد 20 دقيقه ابتداي بازي را در اختيار بگيريم و در ادامه برنامه‌هايي براي گل زدن داشته باشيم‌. در مجموع بايد سعي كنيم اتفاقات بازي را كنترل كنيم‌.

به نظر شما تيم‌ملي با چند امتياز، به مرحله دوم صعود مي‌كند؟
بايد چنين محاسبه كنيم كه از دو بازي مقابل مكزيك و پرتغال دو امتياز كسب خواهيم كرد و سه امتياز بازي مقابل آنگولا را به دست مي‌آوريم كه اين يك مسأله فوق العاده است‌. البته به نتايج ساير تيم‌ها نيز بايد توجه داشت‌.

چند بازيكن تيم‌ملي كه به احتمال فراوان در جام جهاني هم جزو بازيكنان ثابت بوده‌اند، امسال عملكرد خوبي نداشته‌اند؟ با اين شرايط تيم‌ملي دچار مشكل نخواهد شد؟
طي پنج سال گذشته‌تركيب تيم‌ملي ثابت بوده و 14 بازيكن در‌تركيب تيم‌ملي قرار گرفته اند‌. ميرزاپور، نصرتي، كعبي، رضايي، گل محمدي، نكونام، علوي، زندي، برهاني و نيكبخت فصل چندان خوبي را نداشته‌اند و اين مسأله نگران كننده است. البته در كنار اين بازيكنان بختياري زاده، باقري، فكري، رجب زاده، خطيبي، منيعي و شكوري سال بسيار خوبي را پشت سر گذاشته اند‌.

علت حضور چند بازيكن ثابت در‌تركيب تيم‌ملي به چه عواملي بستگي دارد؟
بسياري از بازيكنان تيم‌ملي مي‌دانند تحت هر شرايطي بازيكن ثابت تيم‌ملي هستند و اين حس رقابت را نزد ملي پوشان از بين مي‌برد‌. مربي تيم‌ملي‌تركيه زماني گفته بود كه 57 بازيكن را در تيم‌ملي آزمايش كرده ام‌. در حالي كه همه مي‌دانند فوتبال‌تركيه چندان اهل تغيير و تحول نيست‌. در حالي كه تيم‌ملي در مسابقات غرب آسيا با شش بازيكن اصلي خود راهي مسابقات شد‌. آن هم در شرايطي كه تمام تيم‌ها با تيم جوانان و اميد خود در اين رقابت‌ها حضور يافته بودند‌. به نظر من بايد با مردم با صداقت رفتار كرد و حتي اگر بخواهند افكار عمومي را كنترل كنند، با اين شرايط امكان پذير نيست‌.

اسكولاري سرمربي تيم‌ملي پرتغال تيم‌ملي ايران را ضعيف‌ترين تيم گروه چهارم جام جهاني آلمان معرفي كرده است، در اين خصوص چه مي‌گوييد؟
اسكولاري به توانايي‌هاي بازيكنان تيم ايران آگاه است‌. همچنانكه برتي فوگتس در جام جهاني 98 فرانسه گفت‌: تيم ايران از نظر تيمي خوب نيست اما بازيكناني دارد كه كارهاي غيرقابل پيش بيني مي‌كنند و ما نگران اين مسأله هستيم‌. به نظر من اگر تيم ايران صاحب ايده تيمي شود، توانايي‌هاي بازيكنان كشورمان بسيار با كيفيت‌تر خواهد بود‌.

مشكل عدم روحيه تيمي در تيم‌ملي را در چه مي‌بينيد؟
اقتصاد، امكانات، منابع مالي و انساني و اقبال عمومي. آرژانتين بيشتر از ما نيست اما فوتبال آنها در جايگاه بالاتري نسبت به ايران قرار دارد‌. به نظر من نقطه قابل اتكاي آنها در اين است كه تشكيلات فوتبالشان از ما پيشرفته‌تر است‌.

ادامه سوالات مربوط به تيم قندي يزد و سقوط اين تيم به دسته اول است، علت اين مشكلات چه بود؟
از قبل تحليل درستي نسبت به شرايط داشتم و قصدم اين بود كه تيم قندي را در ليگ برتر حفظ كنم اما در متن كار مشكلاتي بود كه مانع كار شد‌.

با توجه به سابقه خوبي كه در تيم پاس و صباباتري داشتيد، قبول پيشنهاد سرمربيگري قندي يزد درست بود؟
به نظرم تجربه خوبي بود‌. كار سختي پيش رو داشتم و هزينه هم پرداخت كردم‌. البته هزينه مالي منظورم نيست بلكه هزينه‌هايي ديگر مطرح است‌.

چرا از صباباتري بركنار شديد و يا به پرسپوليس نرفتيد؟
براي صباباتري دو جام متوالي كسب كردم اما نمي‌دانم چه مسائلي بود كه باعث بركناري ام شد! در مورد پرسپوليس هم هنوز اين مسأله براي من جاي سؤال دارد كه چرا يك دفعه همه چيز تغيير كرد‌؟!

فكر نمي‌كنيد انتقادات شما از تيم‌ملي با بدون تيم ماندن شما رابطه‌اي داشته باشد؟
ليست سياه مربيان را نمي‌دانم، اما اگر اين طور باشد، درست نيست چرا كه خيلي از مشكلات را با گفت‌وگو مي‌توان حل كرد‌.


نقل از روز نامه پاس جوان 31 / 2 / 85

Siyavoush
21st May, 2006, 05:31 AM
دايي: تيمي نيستيم كه از مكزيك شكست بخوريم
دايي درباره شرايط تيم‌ملي به خبرگزاري فرانسه مي‌گويد: <خوشبختانه بسياري از بازيكنان ما در بوندس‌ليگا بازي مي‌كنند.‌ پس ما به طور كامل آماده هستيم، به شرايط بازي در آلمان عادت داريم و هيجان زده نيستيم.>در ادامه اين گزارش آمده، در حال حاضر علي كريمي، مهدي مهدوي‌كيا، فريدون زندي و وحيد‌هاشميان در بايرن مونيخ،‌هامبورگ، كايزرسلاترن و‌هانوفر حرفه‌شان را دنبال مي‌كنند.‌
رحمان رضايي، يكي ديگر از بازيكنان برجسته ايران است كه به بازي در زمين‌هاي اروپايي عادت دارد و اكنون براي مسينا در ليگ سري A به ميدان مي‌رود.‌ دايي كه اكنون سي و هفت سال دارد و هشت سال گذشته كاپيتان ايران بوده است براي صباباتري در ليگ برتر ايران بازي مي‌كند اما او براي آرمينيا بيله‌فلد، بايرن مونيخ و هرتابرلين هم در بوندس‌ليگا بازي كرده است.>‌
حرف‌هاي دايي لا‌به‌لا‌ي گزارش به چشم مي‌خورد:‌<با اين تيم ما به مرحله دوم رقابت‌هاي جام جهاني مي‌رسيم.‌ من به شيوه مكزيك، آنگولا و پرتغال آشنا هستم.‌ همچنين به طور كامل به توانايي تيم‌مان آگاه هستم.>
دايي اعتراف كرد، رويارويي با مكزيك كه در جايگاه چهارم رده‌بندي فيفا است برابر ايران كه جايگاه بيست و سوم اين رده‌بندي قرار دارد بر روي جاه‌طلبي ايراني‌ها تا‡ثير تعيين كننده‌اي خواهد داشت: <ما تيمي نيستيم كه در ديدار نخست برابر مكزيك شكست را بپذيريم‌ اما بازي نخست براي ما تعيين كننده است و بليت ما براي رسيدن به مرحله دوم رقابت‌ها خواهد بود.‌ نياز داريم تا امتياز لازم را از مكزيك بگيريم.>
1978 نخستين حضور ايران در رقابت‌هاي جام جهاني بود.‌ آنها نتوانستند در يك بازي هم پيروز شوند اگرچه برابر اسكاتلند به آن تساوي مشهور رسيدند.‌
بيست سال پس از آن تيم‌ملي ايران به رقابت‌هاي فرانسه رسيد و تنها اما خاطره‌انگيزترين پيروزي‌اش را برابر آمريكا دشمن ديرينه‌ به دست آورد.‌
كاپيتان مطمئن ايران كه در ايران وجه ابر ستاره‌اي دارد گفت: <در فوتبال اتفاق‌هاي بسياري مي‌تواند رخ بدهد اما هدف شماره يك ما رسيدن به مرحله دوم است.‌ اگر اين اتفاق رخ بدهد، سپس هدف‌مان رسيدن به مرحله سوم خواهد بود.‌ همچنين ما روي ايراني‌هاي بسياري كه خارج از كشور زندگي مي‌كنند و براي حمايت ما به آلمان خواهند آمد تا بهتر بازي كنيم، حساب مي‌كنيم.>
دايي افزود كه تيم زير نظر برانكو ايوانكوويچ سرمربي كروات عالي كار مي‌كند‌: <توانايي‌هاي فني و شخصيت او (برانكو) به تيم ما كمك فراواني كرده است.‌ برانكو مربي‌اي است كه ما را به مرحله دوم مي‌رساند.>
علي دايي برزيل و هلند را دو شانس نخست قهرماني در مرحله پاياني رقابت‌هاي جام جهاني مي‌داند.‌
ايران به سبب مسايل سياسي براي آماده شدن براي رقابت‌هاي جام جهاني دشواري‌هاي بسياري داشته است.‌ دايي گفت‌: <من سياسي نيستم و هرگز سياست را دوست نداشته‌ام.‌ ورزشكار هستم و حرفي را كه بخواهم در ديدارهاي فوتبال مي‌زنم.>








جهان فوتبال

MIRAS
22nd May, 2006, 02:30 AM
ايران‌ مى‌تواند از مکزيک‌ خطرناک‌تر باشد تلويزيون‌ پرتغال: ايران‌ به‌طور وحشتناکى‌ مرموز است‌

شبکه‌ تلويزيونى‌sic که‌ از کشور پرتغال‌ به‌ روى‌ آنتن‌ مى‌رود روز گذشته‌ در برنامه‌اى‌ به‌ بررسى‌ تيم‌ملى‌ اين‌ کشور و همچنين‌ حريفان‌ آن‌ در جام‌جهانى‌ پرداخت.

گزارشگر اين‌ برنامه‌ با اشاره‌ به‌ ديدارهاى‌ تدارکاتى‌ تيم‌ملى‌ پرتغال، وضعيت‌ اين‌ تيم‌ را مطلوب‌ دانسته‌ و درخصوص‌ حريفان‌ نيز، تيم‌ملى‌ مکزيک‌ را قدرتمند اما شناخته‌ شده‌ توسط‌ اسکولارى‌ دانست‌ و تيم‌ملى‌ آنگولا را نيز با توجه‌ به‌ حضور اکثر ملى‌پوشانش‌ در تيم‌هاى‌ پرتغالى‌ و شناخت‌ کافى‌ از آن، حريفى‌ آسان‌ و بى‌خطر قلمداد نمود اما اين‌ گزارشگر پرتغالى‌ تيم‌ملى‌ ايران‌ را تيمى‌ دانست‌ که‌ به‌ طور وحشتناکى‌ مرموز بوده‌ و هيچ‌ شناختى‌ از آن‌ در دست‌ نيست، ايرانى‌ها ديدارهاى‌ تدارکاتى‌ چندانى‌ نداشته‌ و آخرين‌ حريف‌ پرتغال‌ مى‌باشند که‌ در آلمان‌ حاضر مى‌شوند و همين‌ امر کار اسکولارى‌ جهت‌ شناخت‌ آنها را سخت‌تر مى‌کند.

تلويزيون‌ پرتغال‌ در پايان‌ افزود: اسکولارى‌ نبايد از ايران‌ غافل‌ باشد چرا که‌ اين‌ تيم‌ مرموز مى‌تواند از مکزيک‌ خطرناک‌تر باشد.

نقل از روز نامه خبر ورزشی 1 / 3 / 85

MIRAS
22nd May, 2006, 02:33 AM
زمان‌ صفايى‌فراهانى‌ تدارکات‌ خوبى‌ داشتيم‌ پورحيدري: برانکو فيلم‌ بازى‌ دوستانه‌ با مکزيک‌ 98 را آناليز کند

تيم‌ملى‌ کشورمان‌ پس‌ از مسابقات‌ جام‌جهانى‌ 1998 فرانسه‌ و در زمان‌ رياست‌ مهندس‌ صفايى‌فراهانى‌ در آمريکا حاضر شد و سه‌ ديدار دوستانه‌ مقابل‌ تيم‌هاى‌ مکزيک، اکوادور و آمريکا برگزار کرد. سرمربى‌ تيم‌ملى‌ در آن‌ زمان‌ منصور پورحيدرى‌ بود.

وى‌ در اين‌ خصوص‌ گفت: فاصله‌ فوتبال‌ ما از تيم‌ملى‌ مکزيک‌ زياد نيست.

فقط‌ آنها کمى‌ حرفه‌اى‌ترند که‌ اکنون‌ ملى‌پوشان‌ ايرانى‌ باتوجه‌ به‌ تجاربى‌ که‌ دارند اسير حرفه‌اى‌گرى‌ آنها نمى‌شوند. ما در آن‌ ديدار دوستانه‌ در يک‌ ربع‌ اول‌ بازى‌ دو گل‌ از روى‌ ضربه‌ ايستگاهى‌ (هرناندز و بلانکو) خورديم‌ که‌ در ادامه‌ ترس‌ بچه‌ها ريخت‌ و توپ‌ و ميدان‌ را تصاحب‌ کرديم.

پورحيدرى‌ افزود: برانکو و ملى‌پوشان‌ ايران‌ در آستانه‌ بازى‌هاى‌ جام‌جهانى‌ بايد فيلم‌ اين‌ بازى‌ را تماشا کنند که‌ مهاجمان‌ ما چند موقعيت‌ تک‌به‌تک‌ با سنگربان‌ تيم‌ مکزيک‌ داشتند.

به‌ نظر من‌ تيم‌ برانکو در هر سه‌ ديدار جام‌جهانى‌ بايد نه‌ زياد هجومى‌ بازى‌ کند نه‌ زياد تدافعى‌ بلکه‌ يک‌ بازى‌ منطقى‌ و آرام‌ مى‌تواند موجب‌ صعود ايران‌ از گروه‌ خود شود.

آن‌ زمان‌ ملى‌پوشانى‌ چون‌ طباطبايي، امامى‌فر، مهدوى‌کيا، استيلي، هاشمى‌نسب، زرينچه، خاکپور، حلالي، دايي، همداني، عزيزى‌ و... واقعاً‌ نشان‌ دادند چيزى‌ از اروپايى‌ها کم‌ ندارند که‌ مطمئناً‌ چنين‌ روحيه‌اى‌ بازهم‌ در نزد ملى‌پوشان‌ دعوت‌ شده‌ به‌ اردو حاکم‌ است.

بنابراين‌ از حالا بايد انگيزه‌ تيم‌ را براى‌ خلق‌ شگفتى‌ و صعود از گروه‌ بالا برد. هرچند که‌ در زمان‌ رياست‌ مهندس‌ فراهانى‌ بازى‌هاى‌ تدارکاتى‌ با حريفانى‌ چون‌ مکزيک، آمريکا، دانمارک‌ و... به‌ آسانى‌ برگزار مى‌شد.

نقل از روز نامه خبر ورزشی 1/ 3 / 85

Siyavoush
22nd May, 2006, 04:07 AM
اگربراي بردن بازي كنند
ايران - مكزيك، يك‌شنبه 21 خرداد 1385 ورزشگاه نورنبرگ، ساعت 19/30 به وقت تهران
بازي چند - چند تمام خواهد شد؟
اين سوِال ذهن همه ما را درگير خود كرده است. عده‌اي با خود كم بيني به اصل ماجرا مي‌پردازند و نتيجه‌اي مي‌گيرند كه واقع بينانه نيست، فقط خود كم بينانه است. عده‌اي براي توقع آفريني دانسته و آگاهانه به سهل و آسان وانمود كردن اين رويارويي مشغولند. براي آن كه:
-1 اگر برنده شويم بگوييد كار مهمي انجام نشده. ما گفته بوديم كه بايد برد.
-2 در صورتي كه بازنده شويم تازه زبان ملامت از دهان خود خارج كرده يا بدون خارج كردن اين زبان گزنده و <نيش مانند> به سرزنش و گفتن آنچه كه مدت‌هاست در دل خود تلنبار كرده است بپردازند، نوعي انتقام گرفتن. انتقام و تلافي. چقدر حق دارند و چقدر حق ندارند به جاي خود محفوظ.
عده اي ديگر با خوش‌بيني، اما با در نظر گرفتن واقعيت تمام جوانب را زيرورو مي‌كنند و به اينجا مي‌رسند:
مي‌توان بازنده نبود. حتي مي‌توان برنده شد. من در اين صف ايستاده‌ام، من به توان بالقوه فوتبال ايران واقفم. من اين فوتبال را مي‌شناسم و من مي‌دانم كه در اين فوتبال چه نيرويي نهفته است. فقط بايد <كليد> قفلش را درست چرخاند و همه چيز را به درستي به حركت در‌آورد. آيا برانكو مي‌تواند چنين <كليددار> توانايي باشد؟ باور دارم كه مي‌تواند، البته او نيز از <ته دل> از اعماق جان بايد بخواهد.
به آخرين بازي ايران و مكزيك كه هفت سال پيش در آمريكا برگزار شد برمي‌گرديم. اگر دروازه‌بان تيم ايران ضعفي استراتژيك - و تا هميشه باقي مانده - در بازي بيرون از دروازه روي توپ‌هاي بلند نداشت باز هم به مكزيك 1 - 2 مي‌باختيم؟
يادمان هست همان روزها كه شكست تيم ملي بر خلاف نظر كساني كه با خود كوچك بيني بزرگ شده‌اند، كم‌رنگ و قابل تحمل بود از <دل اطرافيان تيم ملي> اين ندا درآمد كه مكزيكي‌ها تيم جام جهاني 98 فرانسه را به ميدان نياورده‌اند كه دروغي بيش نبود. نشانه‌اي از خود كم‌بيني و كوچك انگاري فوتبال ايران.
دوباره برگرديم و ورزشگاه رزبال لوسآنجلس و بازي ايران - مكزيك را اگر مي‌شود يك بار ديگر مرور كنيم. سوِالم را تكرار مي‌كنم اگر دروازه‌بان ما مي‌توانست توپ‌هاي بلند داخل محوطه شش قدم را بالاي سر مهاجمان مكزيكي مال خود كند باز هم دو گل مي‌خورديم؟ باز هم مي‌باختيم؟
امروز هنوز هم درباره جمع كردن - يا مشت كردن - توپ‌هاي بلند داخل هجده قدم به يقين نرسيده‌ايم، اما اوضاع 180 درجه با آن روزها تفاوت دارد يعني بهتر شده است. اين تيم نيز از آن تيم به مراتب كامل‌تر و بهتر است.
مهدوي‌كيا امروز، مهدي سال 99 و 2000 كه نيست. اين مهدي با آن مهدي فاصله‌اي دارد به اندازه فاصله ليگ برتر ما - در حالي كه هنوز ليگ برتر هم نشده بود - با بوندس‌ليگا. علي كريمي را داريم كه مثلي اويي هيچ گاه نداشتيم، در آينده هم به اين زودي‌ها نخواهيم داشت.
دايي هنوز هست با تمام غيرتش و اگر همان بازيكن شش سال و هفت سال قبل نيست، در عوض وحيد را نزديك به او و به عنوان مكمل او داريم. در آن روزها جواد نكونام در ميانه زمين جولا‌ن نمي‌داد كه امروز او هست و البته باز هم مي‌رسيم به علي كريمي كه او نيز هست همه جا و هر جا كه لا‌زم باشد.
با همان اندازه‌هايي كه در بازي تكنيكي و بازي هوشمندانه و بازي غافلگيرانه و حركات مهارناپذير دارد.
امروز حسين كعبي را داريم. آري قدش كوتاه است و جثه‌اش كوچك اما حركاتش بزرگ است و در بازي‌اش اثري از اندامش ديده نمي‌شود. او يك بزرگ مرد كوچك است. بلا‌ژويچ اين لقب را براي او برگزيد اگر چه خودش جرا‡ت استفاده از او را نداشت.
رحمان رضايي با كدام يكي از مدافعان مياني آن سال ها قابل مقايسه است؟
من هم از بابت بازي‌هاي يحيي مي‌ترسم. من هم نسبت به او از دو سال پيش ترديد دارم اما برخلا‌ف نظر بسياري از همكاران، محمد نصرتي را واجد ويژگي‌هاي مناسبي براي بازي در قلب دفاع مي‌دانم. مگر مي‌شود برانكو، دنيزلي و آري‌هان مثل فيروز كريمي و نظير جلا‌ل طالبي، بهمن فروتن، مجيد جلا‌لي همگي درباره يك بازيكن (محمد نصرتي) يكسان اشتباه كنند؟
امروز همه ما ترس از بازي مدافع چپ خود داريم اما چه كسي - بدون راه دادن عشق آبي يا قرمز - ستار زارع را از مدافعان چپ و مياني آن سال‌ها ضعيف‌تر مي‌داند؟
يعني به اين زودي يادمان رفته است كه تني از مدافعان تيم ملي اسباب خوشحالي مردان تيم ملي در حين بازي بودند؟
آيا از ياد رفتني است كه آلمان‌ها چطور مثل سركشيدن يك ليوان آب خنك فضاي پشت دفاع چپ خيلي اسمي آن روزها را مال خود كردند، دو گل زدند و ختم بازي را - در يك مسابقه برابر و پاياپاي - برچيدند؟
تيم ملي در سمت چپ زمين خود البته نيكبخت واحدي را ندارد و اين حيف است اما فريدون زندي بدون آن كه ستاره باشد و ستاره بازي در آورد خيال‌ها را راحت كرده است.
او به لطف بازي ساده‌اش و غلط بازي نكردنش براي تيم ملي بازيكن خوبي است. زندي امروز از كدام چپ‌ پاي شش سال، هفت سال و هشت سال پيش برتر است؟ و تازه ما آندو را داريم. جواني كه همين حالا‌ يك بزرگ است.
* * *
مكزيك را در جام كنفدراسيون‌ها ديده‌ايم. مقابل ژاپن، آلمان، يونان و برزيل.
خب! چشمان‌مان را باز كنيم و تيم ملي خودمان را ببينيم و مقابل آلمان و تماشايش كنيم برابر ژاپن - روز ششم فروردين 84 در تهران .- با آلمان چطور بازي كرديم نيمه اول‌مان بدتر از مسابقه آلمان - مكزيك بود؟ مي‌توان تا اين درجه بي‌انصافي كرد؟
ژاپن را نيز 2-1 شكست داديم. مكزيك هم ژاپن را 2-1 برد، پس چرا خود را دست كم بگيريم. ميان برد ما روي ژاپن و برد مكزيك روي ژاپن، چه تفاوتي وجود داشت؟
بازي‌هاي مكزيك و آمريكا را از دل بايگاني‌ها در آوريم و ببينيم چه كرده‌اند و بازي‌هاي ايران - آمريكا را نيز دوباره مرور كنيم و ببينيم كه چه كرده‌ايم. دو بازي يك برد در جام جهاني فرانسه - 98 و يك بازي در ورزشگاه شيكاگو شايد هم و رزبال.
* * *
چرا خودمان را از پيش بازنده بدانيم؟
من - اردشير لا‌رودي، مربي فوتبال، روزنامه‌نويس، مردي كه بيش از 20 بازيكن به تيم ملي ايران تقديم كرده‌ام - اصلا‌ً تيم ملي را از پيش برنده نمي‌دانم اما باختن از امروز را هم كسرشا‡ن و منزلت و موقعيت فوتبال ايران مي‌دانم.
ما قادريم ببازيم - اگر بد بازي كنيم - و مي‌توانيم نبازيم اگر خوب مسابقه بدهيم. ما قادريم برنده باشيم اگر علي دايي، وحيد هاشميان، مهدي مهدوي‌كيا، علي كريمي، فريدون زندي، جواد نكونام، ستار زارع، محمد نصرتي، رحمان رضايي، سهراب بختياري‌زاده، حسين كعبي و ابراهيم ميرزاپور براي بردن به ميدان فرستاده شوند. اگر براي بردن بازي كنند. مسا‡له اين است: براي بردن به ميدان رفتن، براي بردن مسابقه دادن، براي بردن نبرد كردن، برانكو اينكاره هست؟




جهان فوتبال

Siyavoush
22nd May, 2006, 04:08 AM
تهاجمي‌ترين تيم تاريخ
بارزترين و كليدي‌ترين نكته ليست تيم ملي ايران در راه جام جهاني، حضور پنج مهاجم صرف و كامل است. او با جمله <در جام جهاني با آرايشي هجومي به مصاف حريفان خواهيم رفت> مي‌كوشد انتخابات نامتعارف خود را منطقي و موجه جلوه دهد. در حالي‌كه واقعيت چيز ديگري است. برانكو ايوانكوويچ در كمال تعجب همگان علي دايي، وحيد هاشميان، رضا عنايتي، رسول خطيبي و آرش برهاني را در جمع 23 نفر انتخابي خود قرار داده. بازيكناني كه كارنامه آنان حاكي از آن است كه پست تخصصي آنها مهاجم به معناي تمام كننده است.
از طرفي پيشينه برانكو طي پنج سال اخير ثابت مي‌كند كه او بيش از آنكه به تفكرات هجومي و بازي چشم‌نواز و البته به <گل> كه فلسفه اصلي فوتبال است پايبند باشد به اين شعار كه <اول گل نخور بعداً گل بزن> اعتقاد دارد و بيشتر به حفظ دروازه مي‌انديشد. او يك شاگرد وفادار به مكتب فوتبال يوگسلا‌وي است و چون از ميان كروات‌ها - با محافظه‌ كاري و انزوا طلبي تاريخي‌شان - برخاسته، در اين احتياط بيشتر از ساير دانش‌آموختگان مكتب يوگسلا‌و نيز قرار دارد.
برانكو با اين فكر و ديدگاه در تمامي دوران و بازي‌هايي كه هدايت تيم ملي را برعهده داشته تنها چهار و يا حتي گاهاً سه مهاجم در فهرست تيمش داشته.
در جام ملت‌هاي آسيا چين 2004 علي دايي، آرش برهاني و رضا عنايتي تنها مهاجمان ليست 22 نفره كاروان ايران بودند. در مسابقات مقدماتي جام جهاني به اين جمع سه نفره وحيد هاشميان نيز اضافه شد. با اين توضيح كه رضا عنايتي تنها دو بار در اردوي تيم ملي حضور يافت ودر مصاف با حريفان آسيايي تنها به حضور سه مهاجم در ليست اكتفا مي‌كند، اما در آوردگاه جهاني و در حالي‌كه بايد با حريفان به مراتب قوي‌تر و قدرتمندتر از قاره آسيا مصاف بدهيم، پنج مهاجم در انتخاب نهايي برانكو حضور دارند آن‌هم در شرايطي كه قطعاً در مصاف با پرتغال و مكزيك سرمربي محتاط ايران تيمش را با يك تركيب كاملا‌ً تدافعي و تنها با يك مهاجم ارنج خواهد كرد!
البته اين تنها نكته مبهم ماجرا نيست. اگر بخواهيم ليست تيم ملي ايران را با ليست تيم‌هاي بزرگ و مدعي جام مقايسه كنيم اين پارادوكس پيچيده‌تر خواهد شد.
برزيل شانس نخست جام و مدعي اصلي با فوتبالي تهاجمي كه وفور مهاجم مشخصه اصلي آن است تنها چهار مهاجم را در ليست 23 نفره خود دارد.
رونالدو، روبينيو، آدريانو و فرد از تيم ليون چهار مهاجم برگزيده پري‌يرا هستند.
وضعيت آرژانتين هم موبه مو شبيه همسايه رقيب است.
كرسپو، ساويولا‌، كروز و پالا‌چيو در ليست پكرمن قرار دارند.
در انگليس البته شايد پيچيده‌تر است. اوون، روني، كراوچ ووالكوت ليست اريكسون را پر مي‌كنند. در حالي‌كه روني قطعاً به بازي‌هاي دور نخست نخواهد رسيد و والكوت 17 ساله فاقد تجربه بين‌المللي و قابل قبول براي حضور در تورنمنت حساس و پرفشاري همانند جام جهاني است.
آراگونس، سرمربي اسپانيا هم تنها به سه مهاجم اكتفا كرد. ويلا‌، تورس و رائول تنها مهاجمان پيرمرد اسپانيايي محسوب مي‌شوند.
مقايسه تيم‌هاي بزرگي چون برزيل، آرژانتين، اسپانيا و انگليس با ايران نشان‌دهنده آن است كه برانكو ايوانكوويچ اگر چه با توجه به شرايط و گزينه‌هاي موجود، بهترين انتخاب ممكن را داشته و منتقدان را ساكت كرده اما انتخابات او نه از روي نياز بلكه از روي مصلحت بوده است.
براي تيمي كه در جام جهاني در زمره مدعيان قرار ندارد و هيچ‌كسي بختي براي آن قايل نيست، انتخاب پنج‌ مهاجم بسيار عجيب و سوِال برانگيز است.
اي كاش برانكو در كنار توجه به سليقه منتقدان و گزينش‌هاي قابل قبول و موجه، نياز و واقعيت تيمش را در نظر مي‌گرفت و ليستش را براساس واقعيات موجود و حقايق روتين مي‌بست.
توسل به جمله <ما در جام جهاني هجومي بازي مي‌كنيم> نمي‌تواند گزينش نامتعارف تاناس را توجيه كند. توجيه ساده‌انگارانه‌اي كه هرگز با روحيه محتاط سرمربي ايران همخواني ندارد



جهان فوتبال

Siyavoush
22nd May, 2006, 04:10 AM
400هزاردلاربدهي سازمان
فدراسيون فوتبال از سازمان تربيت بدني خواست بدهي 400 هزار دلاري خود به اين فدراسيون را تا قبل از رقابت‌هاي جام جهاني پرداخت كند. بعد از آنكه رقابتهاي فوتبال چهارجانبه تهران كه قرار بود با نام ال جي برگزار شود تغيير نام پيدا كرد، سازمان تربيت بدني اعلام كرد <ضرر كرد> اين مسابقه‌ها را كه 400 هزار دلار بود به فدراسيون فوتبال پرداخت خواهد كرد اما اين تسويه حساب در فاصله كمتر از 20 روز مانده تا مسابقات جام جهاني هنوز صورت نگرفته است. محمددادكان با بيان اين مطلب از سازمان تربيت بدني خواسته است تا قبل از آغاز رقابتهاي جام جهاني اين مبلغ را پرداخت كند تا فدراسيون آن را بين بازيكنان تيم ملي تقسيم كند. البته اين درخواست، هيچ ربطي به دعواي فدراسيون و سازمان ندارد. ديني است كه بر عهده سازمان قرار دارد كه بايد <بيني و بين ا...> آن را تا‡ديه كند. مو هم لاي درزش نمي‌رود.





جهان فوتبال

Siyavoush
22nd May, 2006, 04:12 AM
به عقلا‌نيت سرمربي بيش از هر چيز دلخوشيم
زياد و بيش از حد لا‌زم نگرانيم و اين نگراني احتمالا‌ً موضوعيتي ندارد. اين نكته به ويژه پس از اولين جلسه تمرين تيم ملي بيشتر معلوم شد و اگر دقيق‌تر نگاه كنيم نگراني باز هم بيشتر تقليل پيدا خواهد كرد.جام جهاني ويتريني است براي قرار گرفتن مقابل چشم جامعه جهاني فوتبال و برانكو هم در يك جاي خوب در همين ويترين ايستاده.
سرمربي تيم ملي كه هنگام دعوت بازيكنان به آخرين اردوي ملي قبل از جام جهاني تغييرات مثبتي در آن ايجاد و سپس در اولين جلسه تمرين تيم ملي ادامه اين تغييرات را در ارنج تيم دنبال كرد، آن قدر هوشمند هست كه تيمي ضربه‌پذير ضعيف را در جام جهاني به ميدان نفرستد.
اگر چه پيش از اين سفر دادكان به سوئيس را سفري مهم در همين رابطه ديديم و پيش از اعلا‌م ليست مدعوين به اردوي تيم ملي نيز دادكان خبر از دعوت بهترين بازيكنان ليگ به اين اردو داده بود، اما باز هم آن كه سرانجام آخرين تصميم را خواهد گرفت، برانكو ايوانكوويچ است و به سابقه اگر نگاه كنيم، خواهيم ديد كه او جايي نمي‌خوابد كه آب زيرش برود.
در مسابقات بوسان 2002 و چين 2004 برانكو ايوانكوويچ تغييراتي در ارنج تركيب اصلي و سيستم بازي تيم پديد آورد كه نتيجه مثبت داد و در هر دوره مسابقه به موفقيت‌هاي بزرگي دست پيدا كرد.
اگر چه در چنين درگيري رحمان و بداوي و محروميت آنان موجب روي آوردن به آرايش سه نفري در دفاع شد، اما پيش و بعد از آن هم هرگاه لا‌زم آمده بود، برانكو تغييراتي را ايجاد كرد.
اين نكته را شايد بتوان دستاويز انتقاد از او هم قرار داد و گفت كه چرا پس از چهار سال كار با تيم ملي هنوز موفق به جا انداختن آرايش چهار دفاع خطي نشده و هرگاه قافيه تنگ آمده او به سيستم 3-5-2 برگشته است، اما حالا‌ وقت اين حرف‌ها نيست.
در همين رابطه به ياد داريم كه برانكو در پيونگ يانگ در مرحله راهيابي به جام جهاني در نيمه دوم با آوردن زارع به ميدان سيستم تيم را به 3-5-2 تغيير داد.
يادي از سال 1998
در تحريريه جهان فوتبال هرگاه بحث سيستم بازي تيم ملي و نفرات مناسب براي آن راه افتاده، اردشيرخان لا‌رودي بر اين نكته پاي فشرده كه كيفيت فني انجام وظايف دفاعي ارجح بر سيستم دفاعي است؛ در درستي اين نكته ترديدي نيست، اما بايد پرسيد كه آيا در تيم ملي چنين كيفيتي وجود دارد و آيا به ويژه در مسابقات سنگين جام جهاني مي‌توان با اتكا بر آن سالم از ميدان بيرون آمد؟
نگارنده اين مطلب هرگاه به اين مسا‡له فكر مي‌كند ناخودآگاه به ياد بازي‌هاي 1998 فرانسه مي‌افتد كه تيم ملي در خط دفاع با يك شيفت اكيد به مركز و با گماردن محمدخاني، خاكپور و پاشازاده در اين منطقه كه كريم باقري هم به آنان اضافه مي‌شد و دو پيستون كناري اغلب نقش مدافع كناري را بازي مي‌كردند، به موفقيت قابل ملا‌حظه‌اي دست پيدا كرد.
شايد اگر ايويچ كه امروز همه بر نقش او در آماده‌سازي بدني تيم ملي معترف هستند، همين شيوه دفاعي را در پيش مي‌گرفت، به چنان عاقبتي كه شايسته او نبود، دچار نمي‌شد.
كار براي انجام فوتبال مدرن با تمام موِلفه‌هايي كه در انجام امور دفاعي در آن مي‌شناسيم، كاري است طولا‌ني مدت كه از سنين پايه آغاز، در باشگاه‌ها تعقيب و در تيم‌هاي ملي در بالا‌ترين سطح ارائه مي‌شود. بنابراين برانكو ايوانكوويچ كه خواسته واقعيت‌ها را دور بزند و فراتر از واقعيت چيزي بسازد، در بازي‌هاي سنگين چقدر موفق مي‌شود؟ مي‌دانيم كه فوتبال در يك فضاي رئال و سرسخت انجام مي‌شود.
بازگشت به دفاع
خوشبختانه در ليست تنظيمي برانكو براي جام جهاني بازيكناني حضور دارند كه توانايي بازي در سيستم‌هاي مختلف را داشته باشند و اگر اين روزها بيشتر حول محور دفاع بحث مي‌شود از اين روست كه با حضور مهدوي‌كيا، كريمي، دايي، هاشميان و... نگراني چنداني از بابت امور تهاجمي وجود ندارد و عيار تجربه بين‌المللي تيم ملي در فاز حمله بالاست.
بنابراين باز مي‌گرديم به بحث حياتي دفاع؛ از جمع هفت مدافع حاضر در ليست 23 نفري، پنج مدافع مياني داريم كه دو تن از آنان قادر به بازي در پست دفاع كناري هم هستند، (نصرتي، صادقي) و سه مدافع مياني مجرب (رضايي، گل‌محمدي و بختياري) اين امكان را به وجود ميآورند كه برانكو حتي در جريان يك مسابقه تغييراتي را در آرايش دفاع ايجاد كند و حالا‌ بر مي‌گرديم به سطر اول مطلب؛ آيا جايي براي نگراني هست؟


جهان فوتبال

MIRAS
23rd May, 2006, 02:14 AM
اين‌ ايده‌ خوب‌ را عملى‌ کنيد حضور پروين‌ و حجازى‌ در رختکن‌ تيم‌ملى‌

اين‌ روزها همه‌ از روحيه‌ دادن‌ به‌ تيم‌ملى‌ مى‌گويند اما هيچکس‌ شکل‌ و شمايل‌ اين‌ روحيه‌ دادن‌ را نمى‌گويد. مهدى‌ پاشازاده‌ که‌ به‌ خبرورزشى‌ آمده‌ بود مى‌گفت: «ايويچ‌ از ما خواسته‌ بود که‌ عکس‌ مهاجمان‌ يوگسلاوي، آلمان‌ و آمريکا را در کيف‌ پولمان‌ بگذاريم‌ تا ترسمان‌ از آنها بريزد!» اين‌ فقط‌ يکى‌ از روشهايى‌ است‌ که‌ جنبه‌ روحي، روانى‌ دارد اما در کنار اين‌ قبيل‌ کارها و بالابردن‌ انگيزه‌ ملى‌پوشان‌ از طريق‌ پاداش‌و... خيلى‌ کارها هم‌ مى‌توان‌ انجام‌ داد.

طى‌ روزهاى‌ گذشته‌ از گوشه‌ و کنار شنيديم‌ که‌ شايد على‌ پروين‌ و ناصر حجازى‌ در آلمان‌ حضور پيدا کنند تا به‌ نوعى‌ در کنار ملى‌پوشان‌ باشند.

اين‌ مسئله‌ اگر عملى‌ شود و اگر از سوى‌ مسئولان‌ جدى‌ گرفته‌ شود، مى‌تواند تأثير بسيار زيادى‌ روى‌ ملى‌پوشان‌ ما داشته‌ باشد. حتى‌ مى‌توان‌ قبل‌ از هر بازى‌ تيم‌ملي، حجازى‌ و پروين‌ را به‌ داخل‌ رختکن‌ برد تا آنها براى‌ ملى‌پوشان‌ صحبت‌ کنند و به‌ آنها روحيه‌ بدهند.

اين‌ کار، نه‌ کار سختى‌ است‌ و نه‌ هزينه‌ چندانى‌ دارد. کافى‌ است‌ فدراسيون‌ پروين‌ و حجازى‌ را به‌ آلمان‌ ببرد و از آنها بخواهد که‌ با حرفهاى‌ خود به‌ تيم‌ملى‌ کمک‌ کنند چرا که‌ به‌ هرحال‌ موفقيت‌ اين‌ تيم‌ در جام‌جهانى‌ موفقيت‌ همه‌ مردم‌ ايران‌ از جمله‌ پروين‌ و حجازى‌ است‌ و اين‌ دو اسطوره‌ بزرگ‌ تاريخ‌ فوتبال‌ ايران‌ هم‌ مسلماً‌ از هيچ‌ کمکى‌ به‌ تيمشان‌ دريغ‌ نخواهند کرد.


نقل از روز نامه خبر ورزشي 2 / 3 / 85

پروين رو شايد اما حجازي رو عمرا نميبرن.به همون علتي كه ايشون مربي تيم ملي نشد.

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:03 AM
آقاي دادكان، چه بنويسيم؟
اول بار اين محمدرضا پهلوان بود كه از فرصت دقيقه آخر گفت‌وگويش با جواد خياباني در <يار دوازدهم> استفاده كرد و گفت:‌ايرانول حامي تيم ملي ايران از شش ماه پيش تا به امروز يك ريال به فدراسيون فوتبال نداده است. او نگفت چرا؟دوم بار محمد دادكان كه تحت تا‡ثير سخنان داريوش ارجمند در برنامه ورزش و مردم قرار گرفته بود، پشت تلفن گفت:
چرا كسي در اين باره چيزي نمي‌نويسد؟ چرا آقاي زاهدي چيزي نمي‌نويسد؟ چرا آن انجمن غيرورزشي... (يعني انجمن ورزشي‌نويسان و عكاسان ورزشي ايران كه اعتباري دارد هم در وزارت كشور و هم در انجمن ورزشي‌نويسان و عكاسان ورزشي جهان.)
* * *
دادكان اصل مسا‡له را در سايه فرع آن قرار داد: چرا كسي چيزي نمي‌نويسد.
به آقاي دادكان بايد گفت: چرا فدراسيون فوتبال همان روز نخست كه اين قرارداد امضا شد در اين باره چيزي نگفت؟ چرا هيچ يك از مردم نمي‌دانند - يعني ندانستند، يعني نفهميدند - كه فدراسيون فوتبال‌شان چگونه با اين شركت نفتي قرارداد بست؟ چند ساله بست، چقدر پول نقد گرفت، چقدر امكانات گرفت و چه امكاناتي به ايرانول داد؟
امروز دادكان مي‌پرسد:‌چرا كسي چيزي نمي‌نويسد و پاسخ به ايشان اين است:
... از چيزي كه نمي‌دانيم چه بايد بگوييم؟ شك نبايد كرد كه دنبال تقويت نظام پولي ورزش و فوتبال هستيم. ترديد نبايد داشت كه فدراسيون را خودكفا مي‌خواهيم و راه خودكفايي را نيز همين تعاملا‌ت روشن و شفاف و بهره‌مندي از <اسپانسرشيپ> و حمايت‌هاي رو به تزايد و در حال گسترش مالي شركت‌ها و سازمان‌هاي بزرگ مالي و اقتصادي مي‌دانيم اما وقتي نمي‌دانيم كه اصل ماجرا از چه قرار است، وقتي از روز نخست همه چيز در پرده بود و كسي را به آن راه نداده‌اند، چه بايد گفت؟
آقاي دادكان؛ شما به جاي ما، مگر علم غيب داريد كه بدانيد فلا‌ن طرف قرارداد با شما به تعهداتش عمل كرده است يا عمل نكرده است؟
آقاي دادكان همين حالا‌ مگر كسي مي‌داند هزينه اداره فدراسيون فوتبال - كه پول آوري‌اش توسط شما و نه حتي يك نفر از همكاران شما انجام مي‌شود - اين مكانيزم چگونه به حركت در ميآيد؟
فردا يا امروز اگر در يك قسمتي دچار اشكال و لنگيدن كار مي‌شديد، چگونه بايد بفهميم و چگونه بايد به كمك فدراسيون بياييم؟
آقاي دادكان يك روز شما از اين گفتيد كه يك نفر - اسم او را هم نياورديد - براي مسابقه‌هاي چهار جانبه فوتبال پيشنهاد 25 ميليون توماني تبليغات محيطي را آورده بود، پيشنهاد داد، مقبول واقع نشد و با اندك كوشش - كه شما، شخص شما - به خرج داديد قرارداد 90 ميليون توماني بسته شد.
آيا شما غير از اين مختصر، حرف ديگري هم در اين باره زده‌ايد؟
آيا كسي مي‌داند قرارداد <پوما> و فدراسيون فوتبال بر چه پايه‌اي بسته شده است؟
آيا مفاد قرارداد ايران خودرو و تيم ملي - همان فدراسيون فوتبال - درباره حمايت از بخش فرهنگي كاروان تيم ملي در جام جهاني معلوم است؟ اگر فردا اين دو نيز نخواستند به تعهدات خود - بنا به فرض - عمل كنند ما چگونه بايد بفهميم؟ بدون خبر دادن و اطلا‌ع‌رساندن چگونه انتظار كمك داريد؟






جهان فوتبال

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:04 AM
ميرزاپور: يعني من براي پرسپوليس پيغام دادم؟!
ابراهيم ميرزاپور مثل هميشه فارغ از هياهوهاي مطبوعاتي و رسانه‌اي در اردوي تيم ملي به كارش مشغول است. او به تيم ملي و برطرف كردن نقاط ضعفش فكر مي‌كند اما بعضي‌ها به فكر تيم آينده او هستند و مي‌خواهند هر طور شده او را قرمزپوش كنند.
 در برنامه شبكه يك روز جمعه حسابي از دست مطبوعاتي‌ها شاكي بودي و هرچقدر خواستي انتقاد كردي؟
من منظورم همه مطبوعاتي‌ها نبود اما هرچه هم گفتم حقيقت داشت. يك روز از آدم خوب مي‌نويسند، يك روز هم بد. در مجموع حرف‌هاي بدي نزدم.
 حداقل مي‌گفتي يك عده‌اي هم به حق از ضعف‌هايت نوشته‌اند؟
من تمام ناراحتي‌ام به خاطر اخبار كذبي است كه مي‌نويسند. در ادوي سوئيس كه بودم خبرنگاري زنگ زد و گفت شنيديم به برانكو گفتي مصدوم هستي و نمي‌تواني در جام جهاني بازي كني، هرچقدر به اين خبرنگار گفتم اين خبر را از كجا آوردي، نگفت. خب معلوم است كه همچين خبرهايي را مي‌سازند تا من را خراب كنند.
 الان كه به نظر نمي‌رسد روي بازيكن خاصي در تيم ملي انتقاد غرض ورزانه باشد. در شرايط فعلي بايد به آرامش رسيده باشيد؟
نه، خدا رو شكر مشكلي نيست. من قبل از اين هم ناراحتي‌ام به خاطر فولاد بود. باخت‌هاي اين تيم روي من تا‡ثير گذاشته بود و باعث شده بود همه كاسه، كوزه‌ها سر من شكسته شود.
 براي فصل بعد راحت مي‌شوي و ديگر از دست اين فولاد زجر نمي‌كشي؟
نه، هنوز هيچ چيز معلوم نيست.
 اما خودت براي پرسپوليس پيغام دادي كه مي‌خواهي به اين تيم بروي؟
كي؟ من همچين كاري كردم؟! من فقط گفتم اگر باشگاه پرسپوليس تمايل به مذاكره داشته باشد، من هم حاضرم پاي ميز مذاكره بنشينم.
 اما همه جا پيچيده كه ميرزاپور براي باشگاه پرسپوليس پيغام فرستاده؟
مگه دنيا برعكس شده كه من همچين كاري كنم و به التماس بيفتم كه بياييد با من مذاكره كنيد. آنها بايد من را بخواهند، نه من.
 شايد اين بازي‌اي است كه مدير برنامه‌هايت راه انداخته؟
من نه مدير برنامه دارم و نه دوست مطبوعاتي. اين حرف‌ها را از خودشان درآورده‌اند.
 شايد هم به خاطر مصاحبه‌هاي حسين كعبي است كه همچين حرف‌هايي زده شده؟
اتفاقاً بگويم كه تمام مصاحبه‌هايي كه از حسين چاپ شده و او گفته من به شرط حضور ميرزاپور به پرسپوليس مي‌روم، خيالي است و او اين حرف‌ها را نزده است.
 اصلاً از پرسپوليس پيشنهاد داري؟
فعلاً كه نه.
 اما شنيديم جزو ليست خريد بازيكنان اين تيم هستيد؟
شايد آنها گذاشته‌اند بعد از جام حذفي يا جام جهاني مذاكره كنند.
 بگذريم. برگرديم به تيم ملي، نقاط ضعف‌ها كه برطرف شده؟
از اول هم مشكلي نبود و سعي داريم هماهنگ‌تر شويم. تمام تلاشم را هم مي‌كنم كه دروازه تيم ملي را بسته نگه دارم. اين يكي از آرزوهايم است.



جهان فوتال

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:05 AM
سانترهاي افتضاح، ضربات افتضاح تر
امروز شلوغ‌تر از ديروز است؛ احتمالا‌ً فردا جمعيت بيشتري نسبت به امروز به سمت كمپ سرازير مي‌شود. امروز حدود 1000 نفر روي سكوها نشسته‌اند و همگي پرچم ايران را روي سر مي‌رقصانند و بازيكنان را تشويق مي‌كنند.از گوشه جنوب شرقي زمين كمپ، همان‌جا كه يك در كوچك دارد به سمت هتل المپيك، بازيكنان وارد مي‌شوند و همه نگاه‌ها به آن سمت مي‌چرخد. دوربين‌ها جلو مي‌روند و عكاس‌ها سر و صدا مي‌كنند: <آقا برو كنار... جلوي من وايسادي...اه>!
دوربين‌ها مثل هميشه سراغ برانكو مي‌روند و بازيكنان وسط كمپ مستقر مي‌شوند. بعد از چند دقيقه آرامش دوباره بر كمپ حاكم مي‌شود.
حسين فركي موانع را مي‌چيند و همه ‌چيز فراهم است. برخلا‌ف هميشه كه ابتدا با حسين آقا دور زمين مي‌دوند، اين دفعه <تنيس فوتبال> بازي مي‌كنند. هر لحظه منتظريم كه اين بازي شاداب تمام شود و تمرينات تاكتيكي را برانكو آغاز كند اما تنيس فوتبال ادامه دارد. بعد از 50 دقيقه كه حوصله همه سر مي‌رود، برانكو سوت Fox خود را لا‌ي دندان‌هايش فشار مي‌دهد و با يك نفس عميق همه‌چيز را تغيير مي‌دهد. بازيكنان دور ايوانكوويچ جمع مي‌شوند و آقاي سرمربي كار بعدي را توضيح مي‌‌دهد.
حالا‌ نوبت فوتبال گل كوچك است با 6 دروازه در زمين كوچك؛ سه دروازه روي خط نيمه و سه دروازه روي محوطه 6 قدم.
بازيكنان به دو گروه طوسي و سبز تقسيم شده‌اند. به رسم هميشگي تيم اصلي طوسي است و تيم ذخيره‌ها با كاور سبز بازي مي‌كند. اينجاست كه بازيكنان تكنيكي هنر خودشان را به رخ مي‌كشند. بعد از فوتبال گل كوچك - كه به تعداد فراواني در آن گل رد و بدل مي‌شود - دوباره برانكو با يك نفس عميق سوت Fox خود را به صدا درمي‌آورد. به بازيكنان كناري مي‌گويد كه لب خط بروند و به گروهي مي‌گويد كه روي خط محوطه 18 قدم مستقر شوند. بقيه بازيكنان همه روي دايره ميانه زمين هستند و يك توپ مقابل خود دارند. آنها پا به توپ چند قدم جلو مي‌آيند و بعد توپ را به نفراتي كه روي خط محوطه جريمه ايستاده‌اند پاس مي‌دهند تا آنها دوباره توپ را براي نفري كه از ميانه زمين آمده پاس بدهند. مرحله سوم پاس به كناره‌ها و حركت به محوطه جريمه است.
بازيكنان كناري - يعني كعبي ، آندو، خطيبي و شجاعي - بايد توپ را به محوطه جريمه بفرستند اما سانترها چقدر افتضاح است. برانكو وقتي اوضاع را اين‌گونه مي‌بيند به سمت آنها نزديك مي‌شود تا بلكه دقت بيشتري را اعمال كنند اما ايراد از تكنيك ضربه زدن آنها است و چيزي درست نمي‌شود. البته فقط اين بخش كار خراب نيست چون توپ‌هايي كه احياناً درست هم سانتر مي‌شود به محوطه جريمه، مهاجمان - آنهايي كه از دايره مياني حركت كرده‌اند - ضربات را به بدترين شكل ممكن مي‌زنند. نكته اينجاست كه اين گروه در شرايطي نمي‌توانند توپ‌ها را گل كنند كه هيچ مدافعي سد راه آنها نيست؛ حالا‌ اين سوِال در ذهن ما نقش مي‌بندد كه در بازي اول مقابل مكزيك در شرايطي كه يك مدافع قوي به نام رافائل ماركز در قلب دفاع آنها قرار دارد، مهاجمان ما اصلا‌ً مي‌توانند ضربه زن اول باشند؟ خدا به داد ما برسد! بعد از اين تمرين نااميدكننده، برانكو دوباره همه را جمع مي‌كند و حالا‌ نوبت فوتبال است.
بازيكنان به دو گروه تقسيم مي‌شوند. گروه اول كه طوسي پوشيده ،تركيب اصلي است: ميرزاپور، كعبي، گل‌محمدي، رضايي، نصرتي، كريمي، مهدوي‌كيا، نكونام، زندي، هاشميان، دايي. نكته اين تركيب، حضور علي كريمي در جناح راست است. مهدوي‌كيا به عنوان هافبك وسط بازي مي‌كند و مثل هميشه با لباس گرم و شلوار زير آفتاب كمپ عرق مي‌ريزد. انگار مهدوي‌كيا مي‌خواهد در جام جهاني هم ستاره باشد.
اما در تيم كاور سبز اينها بازي مي‌كنند: رودباريان، كاظميان، بختياري‌زاده، صادقي، زارع، شجاعي، تيموريان، خطيبي، معدنچي، عنايتي و برهاني.
اول تيم ذخيرها به گل مي‌رسد؛ سرانجام نفوذهاي خوب جواد كاظميان - كه دفاع راست تيم سبز است - نتيجه داد و روي يك پاس به جلوي عالي، رضا عنايتي باز هم گل زد؛ گل زد!
اما دقايقي بعد علي دايي گل زد؛ بله او هم گل زد! توپي كه از ميانه زمين به صورت عمقي به محوطه جريمه فرستاده شده بود را دايي با يك چرخش عالي به گوشه دروازه فرستاد تا نشان بدهد هنوز هم خوب گل مي‌زند و بايد به او اميدوار باشيم. نيمه اول اين بازي 20 دقيقه‌اي يك بر يك مساوي تمام شد. اما تلا‌ش تيم سبز مشهود بود و آنها ضعيف‌تر از تيم اصلي نبودند و با انگيزه بازي ‌كردند.
نيمه دوم هم به لحاظ شكل بازي تغيير چنداني نداشت اما هيچ توپي از خط دروازه‌ها عبور نكرد و سرانجام با سوت برانكو، تماشاگران به داخل زمين سرازير شدند و بازيكنان هم وسايل خود را سريع جمع كردند و از همان گوشه جنوب‌شرقي به هتل المپيك رفتند تا استراحت كنند براي تمرين صبح!




جهان فوتبال

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:06 AM
متفاوت‌تر از هميشه
اولين نكته‌اي كه در بدو ورود به كمپ تيم ملي چشم‌ها را مي‌نوازد، اتمسفر شاداب، باطراوت و مثبتي است كه در كمپ در جريان است.حضور چشمگير خبرنگاران و تماشاگران و البته بانوان پرتعدادي كه اجازه ورود پيدا نكرده و از پشت نرده‌ها با صداي ظريف و جيغ‌هاي بنفش، ملي‌پوشان را فرياد مي‌كشند، نشان‌دهنده آرامش و البته حمايت همه‌جانبه و خودجوش جامعه ايراني براي حمايت از تيم ملي كشورشان است.
روي چمن سبز كمپ، البته نمايان‌ترين نكته، آرم يوزپلنگي است كه در پشت و جلوي پيراهن گرمكن و حتي كاور بازيكنان خودنمايي مي‌كند و از هر زاويه و موقعيتي قابل روِيت است و در تيررس قرار دارد. تيم ملي با آرم يوزپلنگ دلنشين‌تر و چشم‌نوازتر شده، اگرچه نسل يوزپلنگ ايراني مدت‌هاست كه منقرض شده است!
اصلي‌ها با پيراهن خاكستري و ذخيره‌ها با كاور سبزرنگ از هم متمايز مي‌شوند. برانكو از همين حالا‌ تيم اصلي خود را از بقيه جدا كرده و در كنار هم قرار داده. تركيبي كه در طول يك سال اخير دست نخوره و كمترين تغييرات را داشته. اختلا‌ف طبقاتي در تمرينات تيم ملي هم رواج دارد! گويا اين يك اپيدمي فراگير است كه در حوزه ورزش كاربرد دارد.
-1 متفاوت‌تر از هميشه
علي كريمي متفاوت‌ترين بازيكن تيم ملي است. او پس از پشت‌سر گذاشتن يك مصدوميت سنگين، سرحال‌تر از هر زماني به نظر مي‌رسد. مرد منزوي و ساكت تمامي سال‌هاي اخير تيم ملي كاملا‌ً تغيير كرده. شوخي‌هاي دامنه‌دار و پيوسته، سر به سر گذاشتن با همبازي‌ها، فريادها و لبخندي كه از لبان جادوگر محو نمي‌شود، ثابت مي‌كند كه او پس از حضور در بايرن‌مونيخ نه تنها از لحاظ نوع و جنس بازي تغيير كرده، بلكه در نوع رفتار و برخورد با ديگران هم دگرگوني خيره‌كننده‌اي داشته. او در تمرينات بيشتر از همه مي‌دود و تحرك دارد ودر تمرينات قدرتي، سرعتي و البته دوهاي استقامتي، كريمي جزو بهترين‌هاست.
در تمرينات تاكتيكي و بازي دستگرمي، شماره 8 با احتياط كار مي‌كند اما چند چشمه فوق‌العاده از كريمي تماشاگران را به وجد مي‌آورد. چشمه‌هايي كه قطعاً در جام جهاني آنها را پررنگ تر و تماشايي‌تر اجرا خواهد كرد.
-2 نقطه اميد دفاع
بدون ترديد تنها اميد ما در خط دفاعي شكننده و سست تيم ملي، رحمان رضايي است. در حالي‌كه تصور مي‌شد رحمان پس از بازي‌هاي پرفشار سري A و سقوط مسينا به سري B از لحاظ جسماني و روحي در شرايط مناسبي قرار نداشته باشد، ا م ا پس از بازگشت به تهران و حضور در تمرينات، خلا‌ف اين نكته ثابت شد. رضايي يكي از آماده‌ترين‌هاي تيم ملي است كه دغدغه‌ها را در خط دفاع به حداقل مي‌رساند.
او در بازي‌هاي دستگرمي بارها و بارها در حوالي دروازه حريف مشاهده شد، اگرچه ما در جام جهاني بيشتر از آن كه در خط حمله به او احتياج داشته باشيم در خط دفاعي به درايت و هوش والا‌يش نيازمنديم.
-3 يك حرفه‌اي تمام عيار
نمايش نااميد‌كننده و آمار فوق‌العاده ضعيف‌ گلزني هاشميان در بوندس‌ليگا را وقتي در كنار مصدوميت او در هفته‌هاي پاياني قرار مي‌گيرد، سبب مي‌شود نسبت به شرايط يكي از پراميدترين لژيونرهاي‌مان در جام جهاني بيمناك باشيم، اما وحيد در دور جديد تمرينات تيم ملي ثابت كرده كه يك حرفه‌اي تمام عيار است.
او بي‌اعتنا به فصل مبهمي كه پشت سرگذاشت، در تمرينات تيم ملي كاملا‌ً سرزنده، پرتحرك و اكتيو است و حضوري پررنگ و البته اميدواركننده دارد. تنها نكته نگران‌كننده براي وحيد اين است كه برانكو او را در خط هافبك و در سمت چپ زمين قرار مي‌دهد؛ سيستمي كه نيمي از خلا‌قيت‌ها و ويژگي‌هاي هاشميان را هدر مي‌دهد. با اين وجود تلا‌ش شماره 9 ستودني است و با تمامي توان و انگيزه مي‌كوشد تا در پست جديد كمبودي نداشته باشد و اين ما را اميدوار مي‌كند، حتي اگر وحيد در پايان تمرين با يخ پاي دردناك خود را آرام كند و از اين حيث نگران‌مان كند.
-4 ترديدها را كنار بگذار
برانكو ايوانكوويچ تركيب اصلي تيمش را تا حد بسيار زيادي شناخته و مي‌داند كه قرار است با چه نفراتي در آلمان و برابر حريفان صفآرايي كند.
با توجه به نحوه تمرينات و آرايش بازيكنان در زمين و البته قدرت حريفاني چون مكزيك و پرتغال، تاناس دوباره به سيستم دلخواه 4-2-3-1 خود روي آورده.
در دفاع چپ به نظر مي‌رسد كه برانكو روي محمد نصرتي زوم كرده و با توجه به خصوصيات تدافعي‌تر مدافع پاس قصد دارد كه از او استفاده كند، اگر چه نمايش نصرتي در اين پست در روزهاي گذشته ضعيف و در روزهاي فاجعه بوده.
هماهنگي نصرتي با رحمان رضايي و جا عوض كردن‌هاي مداوم اين دو خبر از برنامه جديد برانكو براي اين پست كليدي و نقطه آشيل ايران است.
در هافبك دفاعي و برخلا‌ف تصورات. برانكو هنوز اطمينان لا‌زم را به آندو ندارد و در تمرينات از فريدون زندي در اين پست استفاده مي‌كند. يك فصل سكونشيني در كايزرسلا‌ترن و درگيري‌هاي كج‌دار و مريز با باشگاه، زندي را در شرايط نامطلوبي قرار داده. به نظر مي‌رسد كه زندي با اين شرايط انتخاب مناسبي براي اين پست نيست.
نقطه اميدواركننده در تمرينات، هماهنگي قابل توجه و فوق‌العاده علي كريمي، مهدي مهدوي‌كيا، جواد نكونام و وحيد هاشميان است. چهار مهره‌اي كه اميدهاي مسلم ما در جام جهاني محسوب مي‌شوند و در حال حاضر شرايط مطلوب و اميدواركننده‌اي دارند.
-5 همچنان در آچمز
بدون كوچكترين ترديدي دروازه، بزرگترين نگراني تيم ملي است. وضعيت ميرزاپور در ليگ و به ويژه در هفته‌هاي اخير انتقادات شديد او را در يك آچمز صرف قرار داده، آچمزي كه اميدواريم در تيم ملي از آن خارج شود، اما در نقطه مقابل وحيد طالب‌لو قرار دارد. با روحيه، نترس و جسور و آماده كه اين موِلفه‌ها را در تمرينات به رخ مي‌كشد. وحيد اين روزها مرد شماره يك در تمرينات است كه با رفلكس‌هاي تماشايي و ديدني بارها تماشاگران را به وجد مي‌آورد. آمادگي وحيد اين نكته را به ذهن متبادر مي‌سازد كه اي كاش او مي‌توانست در جام جهاني پيراهن شماره يك را برتن كند. آرزويي كه به كمي جسارت و اعتماد نياز دارد كه البته كادر فني ما از آن بي‌بهره است.
-6 سكوت معنادار
مهدي مهدوي‌كيا را در تمرينات تيم ملي مثل هميشه ديديم، آماده و پرتحرك.
مهدي در تمرينات اين روزهاي تيم ملي البته دو تفاوت اساسي با روزهاي گذشته‌اش دارد، او اين روزها كمتر از هميشه حرف مي‌زند و با ديگر هم تيمي‌هايش قاطي مي‌شود. موهاي كوتاهش هم مزيد بر علت شده كه اين تفاوت با روزهاي گذشته بيشتر به چشم بيايد.
مهدي در تمرينات به ويژه بازي‌هاي دستگرمي آمادگي خود را با چند فرار جانانه و حركت‌هاي تركيبي به ويژه با علي كريمي، جواد و هاشميان به رخ كشيد، اما سكوت اين روزهاي او كمي نگران كننده است.
براي تيمي كه يكي از ژنرال‌هاي اصلي‌اش مهدوي‌كياست، نبايد اين سكوت معنادار ادامه پيدا كند. همه ما مهدي را مثل هميشه مي‌خواهيم؛ سرزنده، با نشاط و شلوغ. مهدي با اين موِلفه‌ها دوست‌داشتني‌تر و محبوب‌تر و البته مثل هميشه است.
-7 بي‌دغدغه
جواد نكونام شايد آماده‌ترين مرد حلقه خط مياني ما باشد. او در تمرينات بيش از آن كه به دنبال مرور برنامه‌هاي تاكتيكي باشد در پي پر كردن خلا‡ ناشي از حضور چند ماهه در فوتبال امارات است. جواد در تمرينات جزو يكي از شلوغ‌ترين‌ها و پرشورترين‌هاست كه با سر و صداي فراوانش و البته آمادگي قابل توجه‌اش بسيار جلب توجه مي‌كند.
نزديكي او با علي كريمي هم مزيد بر علت شده تا شماره 6 انگشت‌نماتر از بقيه باشد. جواد در بازي‌هاي دستگرمي هم روحيه بشاش و آمادگي مناسبش را به رخ كشيد تا از بابت او هيچ دغدغه‌اي نداشته باشيم.



جهان فوتبال

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:07 AM
تمرينات صبح گاه برانكو در خلوت كمپ
دوشنبه 85/3/1 اين گزارشي است از تمرين صبح تيم ملي.
صحنه همان است كه هميشه بود. همايون خان پشت به آفتاب و رو به زمين روي نيمكت نشسته است و همه چيز را زير نظر دارد. پيراهن و شلوارش همرنگند: شكلا‌تي.برانكو و رضا چلنگر مثل دوقلوهاي تايلندي - چسبيده به هم - همه جا با همند. حسين فركي در كار آماده‌سازي مردان خط دفاع تيم ملي. حركات كششي در كار است و بايد براي قسمت بعدي تمرين و قسمت‌هاي اصلي‌تر آماده شد.
فركي كلا‌ه سفيدي بر سر دارد و گرمكن پوشيده است. برانكو با شورت و پيراهن و سوتي به گردن نظاره‌گر بي‌صداي اين قسمت از جريان آماده‌سازي مردان ملي است.
دروازه‌بان‌ها خرج‌شان از بقيه جداست. آنها سه نفر و دو مربي دارند. پس قاطي بقيه نمي‌شوند. اگر چه اين سه نفر اصلي‌ترين و بهترين عناصر انساني خط دفاع هستند، شايد به همين دليل هم خرج‌شان جداست.
قسمت اول، تكنيك
مردان خط دفاع در اصل هفت نفرند، اما در زمين نفر هشتمي را هم مي‌بينيم. آيا اين خود يك انتقاد از خود است يا چيز ديگري؟ معنا و مفهوم اين نكته باشد براي خود برانكو.
و برانكو اين هفت نفر به اضافه يك نفر ديگر را در دو گروه به تمرين‌هاي تكنيكي (از بغل پا زدن گرفته، تا سر زدن و استپ سينه و انواع حركات ديگر) وا مي‌دارد.
در يك گروه سهراب بختياري‌زاده هست و يحيي است و ستار زارع و اميرحسين صادقي.
در گروه ديگر محمد نصرتي را مي‌بينيم، رحمان رضايي را حسين كعبي و نفر قرضي را. برانكو، جواد كاظميان را نيز در جمع مدافعان تمرين مي‌دهد. آيا او فكري در سر دارد؟
خودش كه قبلا‌ً گفته بود: شما نمي‌دانيد در سر من چه مي‌گذرد و ما مي‌فهميم كه به راستي هم چيزي نمي‌دانيم. ديدن جواد كاظميان در صف مدافعان به اندازه كافي <يكه‌خور>‌مان مي‌كند.
تمرين مكانيزمي ساده دارد: چهار نفر در يك مستطيل مي‌دوند. چهار نفر ديگر به اضافه فركي، خانلري - دكتر تيم - و خود برانكو روي خطوط اين مستطيل قرار مي‌گيرند. هر كدام از نفرات بيروني، يكي، دو توپ زير پا دارند.
چهار نفر وسط به سمت يكي از هفت نفر پيراموني مي‌دوند، به رد و بدل كردن توپ - با بغل پا روي زمين - مي‌پردازند و بعد بلا‌فاصله حركت به يك سوي ديگر و به سمت يكي ديگر از ايستگاه‌هاي توپ.
تمرين ساده است اما حركت محور نيز هست. بعد از هر پاس بايد دويد و جا گرفت تا توپ بعدي را زد و اين تمرين مدام تكرار مي‌شود. هر 30 ثانيه يك بار هم جاي نفرات بيروني با نفرات دروني عوض مي‌شود.
تمرين فقط منحصر به بغل پا زدن نيست. ضربه پا، روي پا (نفرات بيروني، توپ را با دست پرتاب مي‌كنند) ضربه با سر، استپ سينه و بعد پاس، روي هوا پريدن و توپ را زدن.
قيچي زدن، پرش به هوا، استپ سينه و بعد پاس دادن (چه توپ‌ها كه در اين تمرين از سينه‌ها جدا مي‌شود، يكي، دو نفري را مي‌بينيم كه استپ سينه را با <سينه‌زدن> عوضي گرفته‌اند.) پرش به هوا و سر زدن در بالا‌ترين نقطه.
تمرين خوبي بود، اما اشكالا‌ت تكنيكي به چشم مي‌خورد. به ويژه وقتي حركت‌ با فشار و با اندك پرش و بالا‌ بردن سرعت انجام مي‌شود بايد فكري كرد. مي‌توان فكري كرد. كار ساده‌اي است بايد توجه داد كه استپ سينه يعني چه و مهم‌تر از همه:
بايد توجه داد كه آقايان، هنگام سرزدن نبايد <جفت‌ پا> به هوا بلند شد. به اين ترتيب نيم قدم و گاهي يك قدم، بيشتر بر مي‌داريد و اين يعني زمان را به سود حريف از دست دادن.
تنظيم زمان
برانكو به ويژه وقتي توپ‌ها را بلند مي‌اندازند و مدافعان بايد روي هوا به ضربه زدن مشغول شوند صدايش بلند مي‌شود:
زود - زود و... بالا‌ - بالا‌... تند - تند... روي هوا - روي هوا.
و بعد، مدافعان مي‌روند مقابل دروازه‌اي كه دروازه‌بان‌ها، مشغول تمرين كردن هستند. دو نفر به دو نفر، كنار هم انگار قرار است تماشاگران يك تمرين رقابتي باشيم اما چه تمريني؟
جواب سوِال مان را زود ميگيريم:
دروازه‌بان‌ها، توپ‌ها را يكي يكي به زمين مي‌كوبند، مدافعان دو به دو، دركمال سرعت به روي توپ خيز بر مي‌دارند. هدف زدن توپ با سر است. در بالاترين نقطه.
تمرين كه سرعت و قدرت و تكنيك (در زمينه سر زدن و در زمينه پرش كردن) و اراده را بالا‌مي‌برد. چه زماني بايد پريد كه از حريف جا نماند، بلكه بالاتر از او به پرواز درآمد؟
با اين تمرين و تكرار آن، به تجربه همه چيز را در عمل، ياد مي‌گيري. حواسمان نبود كه مواظب پاها باشيم كه <جفت> بلند مي‌شوند، يا روي يك پا. فاصله دور بود و ما‡مور حراست، مهربانانه ما را در جايگاه تماشاگران، زير تيغ آفتاب نشانده بود. از راه دور با بي‌حواسي، متوجه اين نكته نشديم.
وسواس درسرعت
تمرين مدافعان ادامه دارد:
تمركز دفاع، تجمع عناصر دفاع. چگونه بايد جمع شد، چگونه بايد به هم نزديك شد، چگونه بايد در جهت توپ گردش كرد و چگونه بايد در يك آن، به جلو دويد و حالت آفسايدگيري به خود گرفت تا فاصله‌اي ميان خط دفاع و خط هافبك حريف ايجاد نشود.
براي اين تمرين با اهدافي كه گفتيم، برانكو دو تركيب 4< نفره> درست مي‌كند.
تركيب اول، با كاور سبز: حسين كعبي، در نقش دفاع راست بازي مي‌كند. يحيي گل‌محمدي و رحمان رضايي، همان دو عنصر اصلي قلب دفاعند، محمد نصرتي دوباره به سمت چپ برده مي‌شود.
تركيب دوم با پيراهن قرمز: ستار زارع، دفاع چپ است سهراب بختياري‌زاده و اميرحسين صادقي، دو مدافع مياني‌اند و جواد كاظميان هم انگار جانشين كعبي خواهد شد: دفاع راست.
برانكو، در يك بخش، خيلي وسواس نشان مي‌دهد:
دفاع كنار و فضاي پشت سر خود را از دست مي‌دهد. دفاع وسط نزديك، با سرعت ميآيد تا جاي او را پر كند. در اينجا دفاع جا مانده چه بايد بكند؟
ستار زارع، نمي‌گوييم سلا‌نه سلا‌نه، اما كهنه‌تر از حد معمول، مي‌دود تا جاي صادقي، يا بختياري زاده را پر كند. اما حسين كعبي و محمد نصرتي، از سرعت و سرعت عمل كافي براي رسيدن به قلب دفاع و پر تعداد كردن اين منطقه، برخوردارند.
ستار، بايد جدي‌تر از اينها باشد كه ديروز ديديم. در بخش‌هاي ديگر در تمرين هم، ستار را نديديم كه رقابتي تمرين كند. آيا بايد چنين باشد؟
خط دفاع تمرين خود را تمام ميكند. از دقايق پيش، <بقيه تيم ملي> يكي يكي آمده‌اند و كنار زمين، روي زمين ولو شده‌اند.
سر كردن بدن- حركات كششي در زمان كمتر- كه تمام شد، تنيس فوتبال را آغاز مي‌كنند. يك بازي پر از <كركري.>
مهاجمان و هافبك‌ها، بر تعدادشان اضافه مي‌شود. ساعت از ده و سي دقيقه گذشته است. برانكو، با يك بتري آب، در حال تجديد قوا است. سه دروازه‌بان تيم ملي، دو مربي دارند. هفت مدافع ثابت و يك مدافع اضافه شده به آنها به اضافه دوازده بازيكن خط حمله و خط هافبك نيز دو مربي- يعني يك سرمربي و يك مربي- نمي‌دانيم كه كم است يا كم نيست. هرچه باشد، عادت كرده‌ايم. يعني شرطي شدهايم.



جهان فوتبال

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:08 AM
گروه D زير ذره‌بين رسانه‌ها
گروه D جام جهاني زير ذره‌بين و نگاه تيزبين رسانه‌هاي مختلف اروپايي و آمريكايي قرار گرفته. نام‌هاي جذابي مانند مكزيك، پرتغال، ايران و آنگولا‌ كه هر يك مي‌تواند ذهن شما را به سوي خاصي سوق دهد، باعث اين توجه ويژه شده است.مي‌توانيم به تفسير مفسر شبكه Zdf اشاره كنيم كه با نگاهي سطحي و زودگذر به گروه گفت:‌فراواني ابهام در اين گروه موج مي‌زند. همه مي‌دانيم پرتغال از قدرت‌هاي اول اروپا است كه مي‌خواهد در جام جهاني عنوان قهرماني كسب كند.
مكزيك ديگر فقط به صعود بسنده نمي‌كند و هدفي مثل رسيدن به جمع چهار تيم را در سر مي‌پروراند. از سويي ايران هرگز يك شوخي به حساب نميآيد. درست مثل آنگولا‌ كه سعي مي‌كند يك سنگال ديگر باشد!
پس با خبرگزاري‌هاي دنيا همراه شويد. ابتدا در سايت فيفا و از قول سخنگوي فدراسيون جهاني فوتبال نوعي اطمينان خاطر احساس مي‌كنيد البته سايت آنلا‌ين گاردين نيز گفته‌هاي آندريس هرن را بازتاب داده است.
هيچ مشكلي ايران را تهديد نمي‌كند
سخنگوي فيفا درباره حضور تيم‌ملي فوتبال ايران در آلمان مي‌گويد: <اين تيم با بازي مقابل مكزيك ديدارهاي خود در جام جهاني2006 را بدون هيچ مشكلي آغاز خواهد كرد.>
آندريس هرن درباره حضور تيم‌ملي ايران در جام جهاني 2006 تا‡كيد مي‌كند: <متا‡سفانه برخي اشخاص سياسي در اروپا قصد دارند مانع حضور اين تيم در جام جهاني شوند، در حالي كه اين تيم توانسته از قاره آسيا به اين مسابقات صعود كند.‌
تاكنون اين فدراسيون در تمامي زمينه‌ها به خوبي با فدراسيون بين المللي همكاري كرده و اشتباهي از سوي آنها روي نداده است.>‌
سخنگوي فيفا حرف آخر را با قدرت مي‌زند:‌<ايران به راحتي در روز بيست و يكم خردادماه مي‌تواند در ديدار برابر تيم‌ملي مكزيك بازي كند و هيچ مشكلي در اين خصوص وجود ندارد.>‌
ايران روي هوا دوگانه است!
روزنامه راينشه مركور چاپ آلمان در صفحه ورزشي خود با چاپ عكس بزرگي از تيم ملي ايران به بررسي نقاط ضعف و قدرت خطوط دفاعي و هجومي ما پرداخته.
وقتي نوشته‌هاي تحليل‌گر آلماني را مرور مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم آنها صاحب نگاه و ديد كاملي هستند. از نگاه نگارنده، تيم ملي ايران در بازي هوايي صاحب دو شخصيت است. يكي را پرقدرت مي‌توان ديد و ديگري را سرشار از ضعف فراوان!
روزنامه راينشه مركور آلمان در گزارشي كه روز دوشنبه (ديروز) چاپ و منتشر كرد، نوشت:‌تيم‌ملي فوتبال ايران، يكي از نمايندگان قاره آسيا در مسابقات جام جهاني 2006 آلمان، صاحب خصوصيات مثبت و منفي بسياري در بازي‌هاي هوايي است.‌
با در اختيار داشتن مهاجمين سرزني همانند علي دايي و وحيد‌هاشميان، تيم‌ملي ايران در بين تيم‌هاي حاضر در مرحله نهايي مسابقات جام جهاني 2006صاحب زوج خط حمله توانمندي در بازي هوايي است.‌
مفسر آلماني به خط حمله ايران اشاره مي‌كند:‌<تيم ايران با در اختيار داشتن خط حمله‌اي اينچنيني در بازي هوايي براي تيم‌هاي همگروه خود يعني مكزيك، پرتغال و آنگولا خطرناك خواهد بود.>‌
راينشه مركور در گزارش خود همچنين به خط حمله تيم‌هاي حريف ايران كه داراي قدرت سرزني زهرداري است، اشاره مي‌كند.
اين روزنامه آلماني حتي عنوان كرده كه بازيكنان درجه اولي همانند علي كريمي، مهدي مهدوي كيا و.‌.‌.‌ نيز در زمينه بازي هوايي خطرناك هستند زيرا تاكنون با ضربات سر خود توانسته‌اند گل‌هايي را براي تيم‌ملي ايران به ثمر برسانند.‌
در عين حال اين روزنامه نقطه ضعف خط دفاع تيم‌ملي ايران را در بازي هوايي دانسته و ادامه مي‌دهد:‌ خط دفاع تيم‌ملي ايران در بازي هوايي تاكنون ضعف‌هايي از خود بروز داده است، اما در اين منطقه بيش از همه، ميرزاپور دروازه بان اين تيم مورد سوِال قرار مي‌گيرد.‌
در ايران حدود 17 روزنامه ورزشي به چاپ مي‌رسد، اما وقتي با روزنامه نگاران ورزشي در اين خصوص صحبت مي‌كنيم، كمتر اطميناني به كارايي دروازه بان ثابت تيم كشور خود در بازي هوايي دارند.‌
ما اجازه نمي‌دهيم!
سايت مانيا نيز به سراغ وزير كشور آلمان مي‌رود تا به او در مورد دسيسه‌هاي مقامات صهيونيستي براي حذف تيم ملي ايران از جام جهاني صحبت كند.
ولفگانگ شويبله با قاطعيت و مثل گذشته از تيم ملي كشورمان حمايت كرده است. او اعتقاد دارد نبايد از جام جهاني بهره‌برداري سياسي شود. اگر مايليد حرف‌هايش را بخوانيد و پاي ترجمه گفت‌وگوي او با سايت مانيا بنشينيد.
ولفگانگ شويبله مي‌گويد:‌<مسوِولين برگزار كننده جام جهاني 2006 اجازه نخواهند داد كه مقوله‌هاي سياسي بر مسايل ورزشي غلبه كنند.‌ما معتقديم جام جهاني تورنمنت ورزشي است،‌ بنابراين نبايد افراد سياسي در اين خصوص بهره برداري كنند.>‌
وزير آلمان درباره شايعه حضور رئيس جمهوري ايران براي تماشاي مسابقات تيم‌ملي نيز توضيح مي‌دهد:‌<در جام جهاني تمامي علاقه‌مندان مي‌توانند آزادانه بازي‌هاي تيم‌ملي كشورشان را تماشا كنند و احمدي‌نژاد نيز از اين قاعده مستثني نيست.‌
البته ما در صورت تمايل رئيس جمهوري ايران، ‌در جام جهاني به گرمي از وي استقبال خواهيم كرد.>‌
شويبله تا‡كيد كرد:‌ <بايد ميزبان خوبي در جام جهاني 2006 باشيم و به خوبي از ميهمانان خود استقبال كنيم.>‌
وزير آلمان به اهميت مسابقات اشاره كرد و گفت:‌<جام جهاني بهترين فرصت براي ايجاد دوستي‌ها بين ملت‌ها است،‌ بنابراين در اين زمينه تلاش مضاعفي را انجام خواهيم داد.>
دايي و برانكو محكم هستند، كريمي و مهدوي‌كيا محتاط!
سايت Euro Sport نيز در آخرين گزارش خود تمامي توجه‌اش را متوجه تيم ملي ايران كرده است. بدون هيچ توضيحي يكسره سراغ اين تحليل برويد.
سايت Euro Sport مي‌نويسد: سرمربي تيم‌ملي و كاپيتان اين تيم از صعود ايران به مرحله دوم براي نخستين بار اطمينان دارند اما بازيكنان بوندس‌ليگايي اين تيم پيش بيني محتاط‌تري نسبت به سايرين دارند.>‌
علي دايي مهاجم با سابقه تيم‌ملي ايران به رويترز گفت: <نمي‌توانم خيلي دقيق بگويم اما ما شانس بزرگي براي صعود داريم، چرا كه بازيكنان با كيفيتي داريم كه قلب‌شان در هر بازي براي ايران مي‌تپد و آنها همه چيز را تسخير خواهند كرد.‌ اطمينان دارم كه دعاي مردم همچون گذشته اين بار هم به تيم‌ملي ايران كمك مي‌كند.>
برانكو ايوانكوويچ باور دارد كه تيمش پس از حضوري نااميدكننده در جام‌جهاني آرژانتين و فرانسه، اين بار حضوري پرقدرت خواهد داشت.‌
مربي كروات تيم‌ملي ايران، گفت: <از تيمم مطمئنم.‌ بازيكنان مصدوم ما همچون كريمي، زندي و‌هاشميان دوران آسيب‌ديدگي را پشت سر گذاشته‌اند و هم اكنون آنها در شرايط خوبي هستند.>
علي كريمي كه مشهور به مارادوناي آسيا است، درباره وضعيت تيم‌ملي ايران گفت: <فوتبال ورزش غير قابل پيش‌بيني است و با كمك خدا مي‌توانيم به مرحله دوم صعود كنيم؛ هر چندكه هدف اصلي ما ارائه بازي‌هاي زيبا است.>
مهدي مهدوي‌كيا بازيكن مياني تيم‌ملي ايران هم گفت: <شما بايد واقع‌بين باشيد.‌ ما تجربه زيادي از حضور در جام‌جهاني نداريم؛ اين سومين باري است كه در اين رقابت‌ها حضور داريم و در گروه بسيار سختي قرار داريم.‌ شانس، هميشه نقش بالايي در موفقيت يك تيم دارد اما شما بايد در زمين خوب بازي كنيد و سپس به دنبال شانس باشيد.>
ايران جام اخلا‌ق را مي‌خواهد!
در صفحات ورزشي روزنامه‌هاي شرقي زبان نيز مي‌توانيد آثار حضور تيم ملي ايران در جام جهاني را ببينيد. روزنامه بانكوك پست موارد فني را فراموش كرده و مدعي مي‌شود ايران خواهان كسب عنوان جام اخلا‌ق جام جهاني است... يعني آنها فكر مي‌كنند ايراني‌ها با معرفت‌ترين تيم ميان اين 32 تيم هستند!
روزنامه تايلندي بانكوك پست در پي اخبار و گزارشاتي در خصوص حضور تيم‌ملي فوتبال در جام جهاني 2006، اين گونه تفسير مي‌كند:‌اين تيم به دنبال كسب عنوان جام اخلاق اين ديدارها است.‌
اين روزنامه افزود:‌تيم ايران بر اساس تا‡كيد مقامات اين كشور در جام جهاني اهداف ورزشي و غيرورزشي زيادي را دنبال مي‌كند.‌ از نظر ورزشي اين تيم خواهان گذر از مرحله نخست بازي‌ها است اما از جنبه غيرورزشي دنبال اخلاق‌گرايي است.‌آنها قصد دارند در اين زمينه عنوان بهترين تيم حاضر در مسابقات را به خود اختصاص دهند.‌




جهان فوتبال

Siyavoush
23rd May, 2006, 04:09 AM
نويد‌كيا: آنها نگذاشتند پايم را معالجه كنم
خنده‌دار نيست، دو بازيكن در اردوي تيم ملي به دليل مصدوميت از حضور در ليست نهايي محروم مي‌شوند و بعد هر دو هم مصاحبه مي‌كنند كه سالم هستند و مشكلي براي بازي ندارند. بعد از عليرضا نيكبخت واحدي نوبت به محرم نويدكيا رسيده تا حرف‌هايش را بزند.
 وضعيت پايت چطور است؟
مشكلي ندارم. در حال تمرين كردن هستم و حتي مي‌توانم جلوي پرسپوليس هم بازي كنم.
 پس چطور اعلا‌م شد كه به بازي‌هاي جام جهاني نمي‌رسيد؟
فقط اميدوارم برانكو خودش من را خط زده باشد. چون بعضي مسايل با آنچه كه اتفاق افتاد جور در نميآيد.
 منظورت چيست؟
مطمئن نيستم كه برانكو من را خط زده، اگر نظر خودش بوده كه اين حق يك مربي است ولي اگر روزي مطمئن شوم كه كس ديگري در خط زدنم نقش داشته تصميم ديگري مي‌گيرم.
 چرا فكر مي‌كني جرياني پشت اين خط خوردن بوده؟
زماني كه تيم رفت سوئيس من در ايران به فكر اين بودم كه به آلمان بروم تا اوضاع پايم را اساسي درمان كنم اما يك نيمه شب برانكو به من زنگ زد كه بايد هر چه زودتر خودم را به اردو برسانم.
من به او گفتم دكترها مي‌گويند تا پنج‌ روز آينده نمي‌توانم تمرين كنم ولي او اصرار كرد كه بايد به سوئيس بروم و من هم سريع خودم را به سوئيس رساندم.
سه روز اول را هم تمرين نكردم ولي بعد تمرينات را شروع كردم و حتي در آخرين بازي تداركاتي هم مي‌توانستم بازي كنم اما برانكو گفت دكتر مي‌گويد نبايد ريسك كنيم در نتيجه نمي‌توانم از تو استفاده كنم. در حالي كه خود فيزيوتراپ تيم بهم گفت مشكلي براي بازي نداري.
 حالا‌ از اين ناراحتي كه يك دفعه اين طوري خط خوردي؟
من مي‌گويم اگر برانكو نيازي به من نداشت چرا گفت بروم سوئيس، من خودم با مصدوميتم كنار آمده بودم و مي‌دانستم كه بايد جراحي كنم. چرا برنامه‌هايم را به هم ريختند و يك هفته من را در سوئيس نگه داشتند.
قصد داشتم به آلمان بروم تا پايم را درمان كنم. حرف‌هايشان با هم تناقض دارد. يك روز مصاحبه مي‌كردند كه محرم مشكلي ندارد اما روز بعدش اسمم را از ليست در آوردند.
البته من خودم دو روز آخر فهميده بودم كه قرار است خط بخورم. فقط نمي‌دانم چرا هر روز برايم دكتر ميآوردند تا پايم را معالجه كنند و كسي هم چيزي نمي‌گفت. حتي يك روز با تلفن شخصي‌ام به دكترم در آلمان زنگ زدم تا از او كمك بگيرم.
 به هر حال از دست دادن جام جهاني براي هر بازيكني ناراحت‌كننده است.
نه، من اصلا‌ً ناراحت نيستم. قبل از جام ملت‌هاي آسيا هم رباط پاره كردم و خيلي راحت با اين مسا‡له كنار آمدم. من اصلا‌ً انتظاري ندارم كه به تيم ملي دعوت شوم. جام جهاني تورنمنت بزرگي است و حضور در آن باعث افزايش تجربه مي‌شود اما بايد با واقعيت هم كنار آمد. فقط مي‌گويم آنها كه نمي‌خواستند من را ببرند چرا نگذاشتند به پايم برسم.
 هنوز هم نامت در ليست ذخيره‌ها هست؟
آن ليست هيچ فايده‌اي ندارد، فقط در صورتي يك بازيكن از ليست ذخيره مي‌تواند در ليست اصلي جا بگيرد كه مصدوم شود و تازه پزشك فيفا بايد مصدوميت بازيكن را تشخيص دهد و تا‡ييد كند.
 برانكو گفته بازيكنان ليست ذخيره مي‌توانند در تمرينات تيم ملي شركت كنند.
بله، بليت‌ها هم به دستم رسيده اما من براي چه بايد اين كار را بكنم. بروم چه چيزي را ثابت كنم.




جهان فوتبال

Siyavoush
24th May, 2006, 04:34 AM
حمله‌هاي منفي، ضدحمله‌هاي مخرب
از همه اين حرف‌ها - كه خشونت‌بار و عصبي‌كننده و خاصيتش بر هم زدن آرامش و تمركز مردان ملي است - چه نتيجه‌اي را جز همين نتيجه زشت كه برشمرديم مي‌توان انتظار داشت؟حمله به همه، چه فايده‌اي براي تيم ملي دارد؟ اين پرسشي است كه محمد دادكان بايد از خود بپرسد كه در قالب جواب، آتش اختلا‌ف را و نيز لهيب‌هاي نگراني را تندتر و سركش‌تر مي‌كند.
حمله از همه‌سو را مي‌توان درك كرد كه چرا مي‌خواهند مركزيت اداره كننده فوتبال را با هجومي از پرسش‌هاي بيشتر بي‌دليل و بي‌فايده مواجه كنند، اين استراتژي هدفي دارد:
حواس‌ها را پرت كردن، زمينه پيشرفت را تنگ و محدود كردن، غصه و ترديد را جانشين اميد و انگيزه براي كوشش بيشتر كردن. برابر اين استراتژي چه بايد كرد؟
پاسخ عملي اين است: در دام افتادن. برابر خواسته‌ آنها كه مركز عصبي دستگاه فوتبال را نشانه گرفتن، عمل كردن بجاي رسيدن به هزار گوشه از هزار گوشه‌هاي مديريت فوتبال، فقط پاسخ دادن و...
* * *
آقايان بس كنيد. هم آتش را بس كنيد و هم آتشبازي خودرا بس كنيد. اينجا، فوتبال ايران است آسيب مي‌بيند، اينجا آينده مستعدترين فوتبال آسيايي است كه ضربه مي‌خورد.
به سرنوشت دو باشگاه بزرگ‌مان در ليگ قهرماني آسيا توجه كنيد. فولا‌د در خانه‌اش هم به يك تيم سوري مي‌بازد - يك بار ديگر مزه زهرماري اين اتفاق را كه تبديل به جرياني شده است، روي زبان خود بچشيد. قهرمان ما در ايران به يك تيم سوري مي‌بازد . -
صباباتري هم دچار همين سرنوشت شده است. باز هم يك باخت به يك تيم سوري و در اين حال، شما بر سر چه دعوا داريد؟ ما نظاره‌گر خشونت كلا‌مي شما، بر سر چه مسايلي هستيم؟ آيا وقت قحط است؟ آيا آخرالزمان است؟ نمي‌توان به احترام تيم ملي، سكوت كرد و آرامش ملي‌پوشان را برهم نزد؟
شمشيرها آخته‌اند و بالا‌ رفته‌اند. خدا كند دست‌هاي شمشيردار، در همين حالت خشك شوند و پايين نيايند كه منفعت فوتبال ما در اين است.
* * *
مهندس علي‌آبادي - به عنوان مردي كه از نظر موقعيت اداري، بزرگ ورزش ايران است - در قبال بسياري از مسايل دعوت به آرامش مي‌كند. آرامشي كه ايشان خود در بزنگاه‌هاي اصلي رعايت نكرد. اما باز هم بد نيست. بايد خويشتندار بود، اما كجا، اما چرا؟
آنجا كه پاي حقوق فوتبال - و نه شخص رئيس فدراسيون فوتبال - در ميان است، باز هم بايد سكوت كرد؟
حرف از اين است كه يك شركت بزرگ حقوق فدراسيون را نمي‌پردازد. سازمان ورزش، كه انجام يك بازي را بجاي دو بازي برنمي‌تابد، چرا در اين مورد وارد عمل نمي‌شود؟ چرا در بحث‌هاي تلويزيوني و راديويي، از شركتي كه به مفاد قرارداد لا‌زم‌الا‌جرا و واجب‌الا‌حترامش عمل نمي‌كند، خواسته نمي‌شود كه: ...اينك زمان وفاي به عهد و خوش قولي است؟
چرا فقط ريشه فدراسيون‌هاي نافرمان را بايد زد، اما به كمك همين فدراسيون‌ها، وقتي نياز به كمك‌هاي بالا‌دستانه دولتي دارند نبايد رفت؟
دوباره سوِال مي‌كنيم: آيا حقوق فدراسيون بخشي از حق رئيس فدراسيون است؟






جهان فوتبال

Siyavoush
24th May, 2006, 04:34 AM
چرا آن يار مصدوم را به آلمان نمي بريد؟
اعلا‌م اسامي نهايي بازيكنان تيم ملي فوتبال و انتخاب بهترين و شايسته‌ترين افراد به قضاوت اكثر كارشناسان باعث گرديده است كه نظريات مربيان و مسوِولا‌ن تيم ملي و اهالي فوتبال و رسانه‌هاي ورزشي به يكديگر نزديك شده و صميميت و همدلي مناسبي كه مدت‌ها بود در جامعه فوتبال ما لزومش احساس مي‌شد به وجود آيد و روحيه مناسبي در نزد مردم به گونه رو به تزايدي به چشم مي‌خورد و ميزان حمايت عمومي از تيم ملي هر روز رو به فزوني مي‌رود كه همه اينها پديده‌هايي است مبارك.
البته حمايت قاطع از مربيان و سرپرستان تيم ملي سبب نمي‌شود تا برخي از نكات را كه خوشبينانه مي‌گويم احتمالا‌ً به علت كثرت مسايل از نظر دور مانده است را يادآور نشوم.
ما قادر بوديم در فرصت خوبي كه داشتيم همگام با مراقبت‌هاي جسماني از حالا‌ت رواني عزيزان‌مان نيز مطلع گشته و نواقص احتمالي را مرتفع نماييم و سايه اضطراب و استرس را به كلي از تماميت تيم خود دور نماييم و اينك نيز در زمان باقي مانده هنوز مي‌توان در اين زمينه به اقدامات مناسبي دست زد.
من شخصاً يكي، دو بازيكن را مي‌شناسم كه روند بازي‌هاي ليگ آنها را از نظر روحي و رواني خسته كرده و مضطرب مي‌باشند و چه بسا كه نفرات ديگري نيز وجود داشته باشند.
مي‌توان در چند روز آينده اينان را از اين مشكل رهانيده و به آنها اجازه شكوفايي حداكثري را تقديم نمود و طبيعي است كه تا آخرين روز و آخرين فرصت اين نكات را به اميد اين كه به گوش مسوِولا‌ن برسد تكرار خواهم كرد. چرا كه چون همگان دل در گروي وطن دارم.
به باور من در فرصت موجود نه فقط يك نفر كه تيمي از روانشناسان و روانپزشكان بايد به طور تمام وقت در اختيار بازيكنان باشد تا آنها بتوانند در صورت نياز و لزوم از مسايل دروني خود صحبت كرده و بار احتمالي روحي خويش را سبك نموده و هر چه سبكبال‌تر پاي به ميدان رقابت بگذارند.
فراموش نكنيم كه جوانان ما كه بهتر است بگوييم نمايندگان ملت ايران در كمتر از بيست روز ديگر در آوردگاهي حاضر مي‌شوند كه هر چند به ظاهر ورزشي است اما بازخوردهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خاص خويش را به دنبال خواهد داشت.
سفراي جوان ما با حضور پرنشاط و دلاورانه خود بايد بذر محبت و دوستي را در قلب‌هاي ملل جهان بنشانند.
اين جوانمردان بايد دنيا را با فوتبال ايراني آشنا نمايند و فوتبال ايراني آميزه‌اي است از قدرت، جسارت، مقاومت و پايداري، نشاط و عشق و دوستي.
نجيب‌زادگان ايراني بايد به همه و به زبان فوتبال بگويند كه بدور از هر نوع خشونت آنها رقابت و پايمردي و دوستي را برگزيده‌اند و آنان بايد قدرت‌مندانه در ميادين ورزشي بگوش جهانيان برسانند كه ايراني مي‌تواند.
در پايان پيشنهاد مي‌كنم اگرطي دوران آماده‌سازي و تمرينات ورزشكاري دچار آسيب‌ديدگي شد اين قرار گذاشته شود كه او حتماً با تيم به آلمان خواهد رفت چرا كه اين مطلب مي‌تواند باعث كاسته شدن از ميزان اضطراب در زمان تمرينات شود و به اعتقاد من اين مسا‡له در مورد مجتبي جباري نيز بايد اعمال شده و او بايد به همراه تيم به مسابقات اعزام گردد.



جهان فوتبال

Siyavoush
24th May, 2006, 04:35 AM
فريدون، آقاي ولف را فراموش كرد
خبرهايي كه از شهر كايزرسلا‌ترن مي‌رسيد همه نگران‌كننده بود و حتي ترسآور.آقاي ولف كه آمده بود كمكي باشد براي شياطين قرمز، سال‌هاي پيش خود به سان <گرگي> افتاده بود به جان اين تيم و اجازه نمي‌داد فوتبال را آن طور كه امروز حتي آلماني‌ها ترجيح مي‌دهند و مي‌پسندند، بازي شود.آقاي ولف فوتبال را يك جنگ پا در مقابل پا مي‌داند كه مي‌تواند به نبرد پا عليه شكم و سينه حريف منجر شود. <هدف اين است كه توپ را از ما نگيرند و ما توپ را از حريف بگيريم. هر اتفاقي در اين ميان رخ داد كه ما را به هدف‌مان رساند، عيبي ندارد و قبيح نيست.>
اين طور بود كه بازيكنان تكنيكي از دايره توجهات <سليقه گرگ‌وار> آقاي ولف بيرون ماندند.
اين طور بود كه <آلتينتاپ> گلزن صاحب موقعيت‌هاي كمتري براي گل زدن شد و اين طور بود كه فريدون زندي از زمين بيرون آمد. فريدون كه تنبلي ذاتي‌اش خميرمايه فوتبال او را به علي كريمي نزديك‌تر مي‌كند تا به مثلا‌ً مهمت شول و يره ميس و بالا‌ك (كه اصلي‌ترين عنصر بازي‌شان دويدن و دويدن و باز هم دويدن است) با فوتبال مكانيكي مي‌تواند كنار بيايد و كنار آمده است. او تكنيك پايه را به درستي آموخته اما نحوه استفاده از تكنيك پايه را هم مقيد به قيود حركتي انجام مي‌دهد.
در بازي زندي خودانگيختگي وجود ندارد چون او بازي را به شيوه آلماني ياد گرفته اما چيزي از روحيات شرقي و جوهري از مشخصه‌هاي ايراني - به ارث رسيده از پدر - در خون او هست كه اجازه نمي‌دهد: كف‌پاي او روي زانوي حريفان بنشيند.
زندي اين بار آمده تا در فوتبال آلمان رقابت را تميز و پاكيزه و جوانمردانه كند. او بدون آن كه سفارش پذيرفته باشد <فيرپلي> را رعايت مي‌كند و آقاي ولف مثل اويي را لا‌زم نمي‌ديد. براي ولف <گرگ> لا‌زم بود، گرگ‌هاي بزن بهادر، گرگ‌هاي خشن، گرگ‌هايي كه فوتبال را فداي فدا كردن مهارت‌هاي حريفان مي‌خواهند.
* * *
خبرهايي كه از آلمان مي‌رسيد خوب نبود، زندي انگار <دپرس> شده بود. ساكت، گوشه‌گير و منزوي. نيمكت‌نشيني دراز مدتي كه <عامدانه> به او تحميل شده بود روانش را ميآزرد و فريدون حوصله نداشت.
در كايزر سلاترن، همه از اين بي‌حوصلگي خبر داشتند. <برديا افشين> از طريق يكي از دوستان همكلاسي‌اش در دانشكده عمران كه براي ادامه تحصيل به آلمان رفته و در شهر كايزر سلاترن زندگي مي‌كند و با زندي هم به واسطه حضورش در تيم ملي ايران رفاقتي به هم زده، از تلخي اوقات او، از بي‌حوصلگي‌اش حتي از نااميدي و <بريدنش> حرف مي‌زد.
و حالا‌ زندي در تهران است. رفته بوديم تا ببينيم. درباره او به چه اطلاعات تازه‌اي از اين دست مي‌توان دست پيدا كرد، اما انگار همه چيز از اول درست نبود (كه مي‌دانيم تمام خبرها دقيق و صحيح بود) فريدون زندي، در اردوي تيم ملي بازيكن هميشگي است.
بچه‌ها سر به سرش مي‌گذارند، محمد نصرتي و جواد نكونام هم هواي او را دارند و هم خوش‌شان ميآيد كه با كلمات تازه و ناما‡نوس براي زندي تمركزش را به هم بريزند.
علي كريمي كه حالا‌ بدون آن كه بخواهد يكي از اصلي‌ترين محورهاي حركتي تيم ملي - نه فقط در زمين بازي كه دركنار زمين و در لابي هتل و هنگام استراحت‌هاي جمعي و غذا خوردن - شده است دو را دور مراقب است تا زندي دوباره سرزنده باشد.
كاپيتان دايي، چون كاپيتان دايي است و چون وظايف كاپيتاني را به خوبي مي‌شناسد زير چشمي همه چيز را مي‌پايد. مهدي مهدوي‌كيا مثل وحيد هاشميان با هافبك چپ‌پاي تيم ملي هم به فارسي و هم به آلماني حرف مي‌زند و زندي انگار نه آني است كه در آلمان بود.
هومن افاضلي در اين باره توضيح خوبي دارد كه به درك اين تفاوت كمك‌مان مي‌كند:
برانكو از همان روزهاي اول كه <آقاي ولف> به تيم كايزرسلا‌ترن رفت حواسش جمع بود. او سليقه ولف را مي‌شناخت و مي‌دانست كه براي فريدون مسا‡له درست مي‌شود بنابراين وقت بيشتري روي او مبذول كرد، اما مهم‌تر از اين توجه ريزبينانه سرمربي تيم يك ويژگي ديگر كه نمي‌دانم چيست و چگونه بايد آن را توصيف كرد به كمك حل ماجرا آمد.
افاضلي مي‌گويد: <از لحظه‌اي كه زندي وارد هتل ... در سوئيس شد و به مجرد اين كه گفت سلا‌م، حالش عوض شد. (افاضلي از قول برانكو و چلنگر در اين باره حرف مي‌زند.)
وقتي محمد نصرتي با اولين شوخي خود زندي را سر كار گذاشت همه چيز تمام شد، هر چه آقاي ولف رشته بود، پنبه شد. <همزباني از راه دل> انگار نيازي بود كه زندي داشت و حالا‌ او تازه بهتر از هميشه است.
نمي‌دانم در اين هوا چه چيزي هست (اين آقايي كه نمي‌داند همان هومن افاضلي، دستيار آناليزور برانكو در تيم ملي است) نمي‌دانم در اين خاك چيست كه همه بچه‌ها را زير و رو مي‌كند.
خنده‌هاي بلند نصرتي كه هر روز تا يك جوري زندي را غافلگير نكند انگار گمشده همه ماه‌هاي اخير اين بچه بود. زهري كه ولف در تن فريدون نشاند، كاملا‌ً خارج شده است. او را بايد در تمرين‌ها ببينيد. آن قدر جدي است و آن قدر رقابتي تمرين مي‌كند كه بيا و ببين.
دوشنبه، پريروز ... و ما براي ديدن همين <بيا و ببين> بود كه به اردوگاه تيم ملي رفتيم و ديديم همه ديدني‌ها را كه گزارش آن را ديروز خوانديد.فريدون از جمله كساني است كه از نظر آمادگي بدني در حد بالا‌يي قرار دارد. او از ليگ برتري‌ها ما كمتر نيست، از مهدوي‌كيا و رحمان رضايي هم عقب‌تر نشان نمي‌دهد - اعداد و ارقامي كه برانكو در جريان تمرينات به دست آورده نيز همين واقعيت را تا‡ييد مي‌كنند .-
فريدون شوت مي‌زند، فريدون بدون توپ مي‌دود. فريدون خوب در فضا پاس مي‌دهد اما فريدون در دفاع، هنوز تنبلي خودش را دارد، او بايد دفاع كردن را حتي از بقيه كارها بالا‌تر بداند.زندي از مهدوي‌كيا به لحاظ آمادگي حركتي عقب‌تر نيست و مي‌دانيم كه مهدي از اين بابت يكي از بهترين‌ها است. البته مهدي عادت دارد سريع‌تر بازي كند و سريع‌تر بدود.



جهان فوتبال

Siyavoush
24th May, 2006, 04:35 AM
گزارشي از تهيه كليپ جام جهاني
كار تهيه كليپ جام جهاني در مجموعه ورزشي انقلاب آغاز شد! ديروز نه، پريروز ساعت 18/00‌، ميهماناني وارد زمين شماره 12 تنيس مجموعه ورزشي انقلاب ‌شدند و انتظار داشتند تا شاهد اجراي مراسمي در حمايت از تيم‌ملي باشند‌. از همان آغاز سر در گمي عوامل اجرايي برنامه و ناپديد شدن ناگهاني يكي از اجرا كنندگان اصلي اين كليپ و آماده نبودن محل اجرا، نشان دهنده بي‌برنامگي بود‌.
با ورود مجريان كه در نخستين ساعات شامگاهي نيز حاضر به برداشتن عينك‌هاي آفتابي‌شان نبودند، جنبه‌هاي دو گانه مراسم ظهور كرد‌. پژمان بازغي و كامبيز ديرباز نخستين هنرمنداني بودند كه وارد مراسم شدند و در پي آنها داريوش فرهنگ، علي قربانزاده، سپند وكمند امير سليماني، فرهاد آئيش، حبيب دهقان نسب، شقايق دهقان، محراب قاسم‌خاني و الهام حميدي نيز قدم در زمين تنيس مجموعه ورزشي انقلاب گذاشتند‌.
جمعيتي نزديك به 800 نفر به عنوان تماشاگران كليپ در مجموعه حضور دارند، گزارشگران رسانه ملي و عكاسان خبري هم به شدت در پي شكار سوژه‌هاي هنري و ورزشي هستند.
جواد يحيوي و سلوكي مجريان اين برنامه مصرانه مي‌گويند: اين كليپ پيش از تمامي ديدارهاي تيم‌ملي ايران از شبكه‌هاي صدا و سيما پخش مي‌شود‌.
علي انصاريان، مهدي رحمتي، افشين پيرواني، هادي طباطبايي و سياوش اكبرپور نيز از جمله ورزشكاراني هستند كه در اين مراسم شركت دارند، آنها كه شايد انتظار اجراي برنامه‌اي با خنده‌هاي شديدتر ورزشي را از سوي هم قطاران به تازگي هنرمند خود دارند تا اندازه‌اي از فضاي موجود شوكه شده‌اند، با اين همه تعدادي از آنها نيز خود را با جمع يكرنگ مي‌كنند‌.
ساعت 21/00 سرانجام جواد يحيوي به قول خودش سوت آغاز مراسم را به صدا درمي‌آورد، البته فريادهاي يحيوي در ميان هياهوي جمعيتي كه بازار داغ گرفتن امضا و عكس با هنرپيشگان و ورزشكاران محبوب‌شان را به اصل مراسم‌ترجيح مي‌دادند، گم مي‌شود‌. يحيوي از تماشاگران مي‌خواست تا با شماره يك، با يك انگشت تشويق كنند و ادامه مي‌دهد كه در شماره ده با فرياد، تشويق، سوت‌.‌.‌.‌! همراه شود و البته تماشاگران از همان شماره يك قسمت پاياني اين قصه را اجرا كردند‌. تعدادي از هنرمندان زماني كه اوضاع را چنين ديدند، محل را‌ترك كردند‌.
ساعت 23/00، مهرداد ميناوند به همراه نيما نكيسا و پژمان جمشيدي روي يك فرش قرمز ايستاده‌اند و حالت استارت دارند، سلوكي هيجان را به اوج مي‌رساند و مرداني كه صورت‌شان را با سه رنگ پرچم كشورمان تزيين كرده‌اند با طبالي، تكان دادن پرچم و ... آنها را در راه عبور از فرش قرمز و رسيدن به روي سن همراهي مي‌كنند‌.
از اينجا ديگر هنر به اوج مي‌رسد، تماشاگران در هم آشفته براي خود مي‌خوانند، مردان صورت رنگي نيز فارغ از ريتم آهنگ براي خود مي‌نوازند و ميناوند كار را آغاز مي‌كند‌: <دوباره يك حماسه، دوباره پهلوانان، يه مستطيل سبز و.‌.‌.
نكيسا مي‌خواند‌: يه شير مرد و .‌.‌. و جمشيدي نيز ادامه مي‌دهد‌: اي تيم‌ملي ما خدا پشت و پناهت‌.>
در حالي كه هر سه ورزشكار خواننده سرودشان را اجرا مي‌كنند، در پشت صحنه اوضاع بسيار جالب‌تر است‌. هنرمندان تنها مي‌توانند از تماشاي مردمي كه مقابل جايگاه محل اجراي برنامه ايستاده و مقابل ديد آنها قرار گرفته‌اند، لذت ببرند.
با همكاري مجموعه ورزشي انقلاب، تهيه كنندگي يك شركت فيلم‌سازي و اجراي مهرداد ميناوند، پژمان جمشيدي و نيما نكيسا كليپ جام جهاني با هنرنمايي رايگان مردان صورت رنگي و دختران و پسران شيك پوش، در چند سكانس ضبط مي‌شود و در نهايت تمامي هنرمندان و ورزشكاران به نوبت بر روي صحنه فرا خوانده مي‌شوند، حتي محمدرضا شريفي‌نيا و سيامك انصاري نيز كه تا اين لحظه در خارج محوطه زمين تنيس حضور داشتند و به نوعي قصد داشتند كم‌تر در اين مراسم ديده شوند نيز بر روي سن مي‌روند‌. نزديك به 50 هنرمند و ورزشكار مرد و زن روي سن شعر را زمزمه مي‌كنند و گاهي نيز احساساتي مي‌شوند.





جهان فوتبال

Siyavoush
24th May, 2006, 04:36 AM
رحمان رضايي: اين بهترين تيم تاريخ ايران است
تيم‌ملي فوتبال كشورمان كمتر از دو هفته ديگر براي حضور در رقابت‌هاي جام جهاني عازم آلمان مي‌شود تا پرده‌اي ديگر از حضور در صحنه‌اي جهاني به نمايش درآيد‌. اين روزها رحمان رضايي در تمرين‌ها بسيار آماده نشان مي‌دهد. در پايان يكي از سخت‌ترين تمرين‌ها صبح و عصر دوشنبه زماني كه ملي‌پوشان به هتل المپيك برگشتند برانكو او را به گوشه‌اي كشيد و از فرم مطلوبش ابراز رضايت كرد‌. رحمان براي تيم ملي اصلي‌ترين محور در خط دفاع است. او بايد همواره در محوطه <شش قدم> دروازه ايران حاضر باشد تا در دوئل هوايي نبرد بي‌اماني را از بورگتي مكزيكي و پائولتاي پرتغالي ببرد.
رحمان هم از خودش و هم از تيم ملي بسيار راضي نشان مي‌دهد: <خوب هستيم و بهتر خواهيم شد. تيم ايران در اين چند روز از نظر فني و ارزش‌هاي تاكتيكي همپاي ديگر تيم‌ها تمرينات منظمي را انجام داده و همانطور كه شنيده‌ام اردوي سوئيس هم اردوي بسيار مفيدي براي تيم‌ملي و بازيكنان جوان تيم بوده است‌. الان بچه‌هايي كه در سوئيس بودند آمادگي فوق‌العاده‌اي دارند.>
اگر از رضايي درباره تمرينات چند روز اخير تيم‌ملي، بپرسيم، جواب او براي همه يكسان است‌: <تمرينات پرفشاري بود اما به طور قطع هر چه به شروع جام جهاني نزديك‌تر شويم از فشار اين تمرينات كم خواهد شد تا بدن بازيكنان باز شود‌.>
رحمان را رهبر خط دفاع تيم‌ملي مي‌دانند و او واقف است كه تيم ملي در اين زمينه با انتقادات تخصصي‌تري روبه‌رو است: <من قبول ندارم؛ پيش از ديدار با ژاپن كه صعودمان به جام جهاني قطعي شده بود، در پنج بازي تنها يك گل دريافت كرديم كه اين نشان از قدرت خط دفاع و سازمان دفاعي منسجم تيم‌ملي دارد‌. در فوتبال مدرن، دفاع كردن تنها وظيفه مدافعان نيست، هنگامي كه نوبت به حمله حريف مي‌رسد حتي مهاجم نوك هم وظايف مشخص دفاعي بر عهده دارد‌. بنابراين در گل خوردن يك تيم، تنها مدافعان و دروازه‌بانان مقصر نيستند بلكه دريافت گل به دليل كم كاري كل تيم بوده است‌. اگر شما ملاك خوب يا بد عمل كردن يك خط دفاع را فقط گل خوردن بدانيد ممكن است به اشتباه بيفتيد.>
از نظر رضايي تيم فعلي بهترين تيم تاريخ فوتبال ايران است‌: <همان طور كه كارشناسان تا‡كيد دارند، اين بهترين تيم تاريخ است و اميدوارم با اين بازيكنان تيم‌ملي بتواند نتايج خوبي كسب كند‌.>
و اما حريفان.رحمان مي‌گويد:
<پرتغال تيم دوم اروپا است، مكزيك هم نمايش خيره كننده‌اي در جام كنفدراسيون‌ها داشت و آنگولا هم حريفي ناشناخته براي تمام همگروهان است‌. اگر بتوانيم در ديدار نخست امتياز بگيريم، مي‌توانيم به صعود بيشتر اميدوار باشيم‌.>



جهان فوتبال

moh.santia
24th May, 2006, 12:27 PM
زندي: از تيم‌هاى‌ ايرانى‌ پيشنهاد دارم‌ ولي...

فريدون‌ زندى‌ که‌ در تمرينات‌ تيم‌ملى‌ آماده‌ به‌ نظر مى‌رسد با تمجيد از شرايط‌ جسمانى‌اش‌ به‌ همکار ما گفت: خوشبختانه‌ تمرينات‌ خيلى‌ خوبى‌ انجام‌ داده‌ام‌ و از لحاظ‌ بدنى‌ در بهترين‌ وضعيت‌ ممکنه‌ به‌سر مى‌برم‌ و اميدوارم‌ در جام‌جهانى‌ عملکرد خوبى‌ داشته‌ باشم.
هافبک‌ کايزرس‌لاترن‌ گفت: ما حريفان‌ سختى‌ داريم‌ اما نمى‌توانيم‌ خودمان‌ را مقابل‌ اين‌ رقبا يک‌ تيم‌ از پيش‌ بازنده‌ تلقى‌ کنيم، چون‌ آنقدر قدرت‌ داريم‌ که‌ در آلمان‌ نتايج‌ خوبى‌ بگيريم‌ و خود من‌ سعى‌ مى‌کنم‌ از تجربه‌اى‌ که‌ بابت‌ حضور در ليگ‌ آلمان‌ و زندگى‌ در اين‌ کشور دارم‌ نهايت‌ استفاده‌ را کنم.
زندى‌ در مورد آينده‌اش‌ اظهار داشت: از تيم‌ کايزرس‌لاترن‌ حتماً‌ جدا مى‌شوم‌ و تيم‌ بعدى‌ خود را پس‌ از جام‌جهانى‌ انتخاب‌ مى‌کنم. البته‌ تيم‌هاى‌ ايرانى‌ به‌ من‌ پيشنهاداتى‌ داده‌اند، ولى‌ سعى‌ مى‌کنم‌ به‌ يک‌ ليگ‌ بالاتر از آلمان‌ بروم‌ هرچند که‌ عاشق‌ مردم‌ و همبازيانم‌ در ايران‌ هستم‌ اما فکر نمى‌کنم‌ در ليگ‌ ايران‌ بازى‌ کنم.

moh.santia
24th May, 2006, 12:32 PM
گزارش‌ سايت‌ رسمى‌ جام‌جهانى‌ از تيم‌ملى‌ ايران‌ اين‌ بهترين‌ تيم‌ تاريخ‌ ايران‌ است‌

سايت‌ رسمى‌ رقابت‌هاى‌ جام‌جهانى‌ در گزارشى‌ به‌ اوضاع‌ تيم‌ملى‌ ايران‌ و آينده‌ فوتبال‌ در ايران‌ پرداخته‌ است. در اين‌ گزارش‌ مى‌خوانيم: زمانى‌ براى‌ دوستي، اين‌ شعار فيفا براى‌ جام‌جهانى‌ 2006 آلمان‌ انتخاب‌ شده، شعارى‌ که‌ براى‌ تيم‌ملى‌ ايران‌ بسيار مناسب‌ است. تيمى‌ که‌ بر روى‌ على‌ کريمي، مهدى‌ مهدوى‌کيا، وحيد هاشميان‌ و فريدون‌ زندى‌ استوار است. چهار لژيونرى‌ که‌ در فهرست‌ بيست‌ و سه‌ نفره‌ برانکو قرار دارند و همگى‌ در بوندس‌ليگا توپ‌ مى‌زنند.
تيم‌ملى‌ ايران‌ بليت‌ جام‌جهانى‌ را در روز هشتم‌ ژوئن‌ 2005 با يک‌ پيروزى‌ يک‌ بر صفر خانگى‌ برابر بحرين‌ به‌ دست‌ آورد. در اين‌ پيروزى‌ تمام‌ لژيونرهاى‌ بوندس‌ليگايى‌ در فهرست‌ اوليه‌ حاضر بودند.
برانکو ايوانکوويچ‌ سرمربى‌ ايرانى‌ در اين‌ باره‌ مى‌گويد: «من‌ از بازيکنان‌ آلمانى‌ام‌ بسيار خرسندم، تجربه‌ بوندس‌ليگايى‌ آنها بسيار مهم‌ بود و کار ما را آسان‌تر کرد».
بهترين‌ تيم‌ تاريخ‌ ما
تيم‌ ايران‌ با ايوانکوويچ‌ فعاليتش‌ را در سال‌ 2002 آغاز کرد و به‌ يکى‌ از قديمى‌ترين‌ و در عين‌ حال‌ شکست‌ ناپذيرترين‌ مجموعه‌هاى‌ تيمى‌ بدل‌ شد. برانکو در اين‌ باره‌ مى‌گويد: «به‌ من‌ فرصت‌ خوبى‌ داده‌ تا بتوانم‌ روش‌ خودم‌ را به‌ بازيکنان‌ مورد نظرم‌ انتقال‌ بدهم».
هاشميان‌ هم‌ از برانکو اين‌ گونه‌ قدردانى‌ مى‌کند: برانکو در مقابل‌ تاکنون‌ همه‌ چيز را تحمل‌ کرده‌ و از شخصيت‌ بازيکنان‌ ايرانى‌ آگاه‌ است، مربيان‌ خارجى‌ بسيارى‌ به‌ تهران‌ مى‌آيند اما تنها پس‌ از زمان‌ کوتاهى‌ راه‌ کشور خود را مى‌گيرند و مى‌روند.
على‌ کريمى‌ در اين‌ باره‌ تأکيد مى‌کند: «به‌ عقيده‌ من‌ در حال‌ حاضر تيمى‌ قدرتمند و در عين‌ حال‌ جوان‌ داريم، از همين‌ رو تيم‌ کنونى‌ بسيار خوب‌ است. دست‌ کم‌ مى‌خواهيم‌ از مرحله‌ گروهى‌ بالا بياييم‌ و اين‌ پيروزى‌ را تقديم‌ هواداران‌ ايرانى‌ ساکن‌ آلمان‌ کنيم، با اين‌ حال‌ گمان‌ نمى‌کنم‌ که‌ کار آسانى‌ پيش‌رو داشته‌ باشيم».
وحيد هاشميان‌ پا را فراتر مى‌گذارد و مى‌گويد: «ما در حال‌ حاضر بهترين‌ تيم‌ تاريخ‌ ورزشى‌مان‌ را در اختيار داريم‌ اين‌ تيم‌ بسيار باهوش‌ و البته‌ باتجربه‌ است».
صحبت‌هاى‌ مهدى‌ مهدوى‌کيا هم‌ خواندنى‌ است: «ما در گروهى‌ دشوار قرار گرفته‌ايم، پرتغال‌ دو سال‌ پيش‌ در ديدار پايانى‌ جام‌ ملت‌هاى‌ اروپا به‌ ميدان‌ رفت‌ و مکزيک‌ هم‌ سال‌ گذشته‌ در جام‌ کنفدراسيون‌ها نمايشى‌ خيره‌کننده‌ داشت‌ اما ما نمى‌ترسيم‌ چون‌ تيمى‌ که‌ به‌ جام‌جهانى‌ رسيده‌ توانايى‌ خود را به‌ همه‌ ثابت‌ کرده‌ است».
برانکو ايوانکوويچ‌ چشم‌انداز بلند مدتى‌ را در نظر دارد: «من‌ اميدوارم‌ که‌ بتوانم‌ به‌ سرمربى‌ بعدى‌ تيمى‌ جوان‌ را تحويل‌ بدهم. جوانان‌ زيادى‌ در تيم‌ خودمان‌ داريم، اين‌ سرزمين‌ استعدادهاى‌ زيادى‌ در اختيار دارد و فکر مى‌کنم‌ که‌ برخى‌ از اين‌ بازيکنان‌ مى‌توانند به‌ ستارگانى‌ در دنيا بدل‌ شوند، اگر فرصت‌ لازم‌ را بيابند به‌ نظر من‌ در مسير درستى‌ قرار داريم».

yasaman.abi
25th May, 2006, 01:08 AM
شعار تيم ملي ايران در جام جهاني 2006 تغيير كرد



معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان تربيت بدني شعار تيم ملي فوتبال در جام جهاني آلمان را صلح براي همه بر پايه عدالت و معنويت اعلام كرد.
به گزارش فارس، محمد علي آبادي در نامه اي به ضرغامي ، رئيس سازمان صدا و سيما اعلام كرد ، با توجه به اينكه هر يك از كشورهاي شركت كننده در جام جهاني 2006 آلمان ، شعاري را براي تيم ملي خود انتخاب كرده اند، شعار تيم ملي ايران «صلح براي همه بر پايه عدالت و معنويت» اعلام مي شود.
شايسته است دستور فرمائيد اين شعار به نحو مقتضي از طريق صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به سمع و نظر مردم شريف ايران و هموطنان مقيم خارج از كشور برسد.
پيش از اين شعار تيم ملي فوتبال براي حضور در اين رقابت‌ها ستارگان پارسي بود.

Siyavoush
25th May, 2006, 04:14 AM
اين آسيب‌ها و ياس
يكي از نزديكان برانكو در گفت‌وگويي تلفني به يك خبرنگار مي‌گويد: <اوضاع چندان خوب نيست>!
***
برانكو مي‌داند - بهتر از من و شما مي‌داند - اوضاع از چه قرار است ولي باز هم وعده صعود مي‌دهد تا بلكه روحيه تيم را بالا‌ و بالا‌تر ببرد؛ برانكو خوب مي‌داند كه علي كريمي هنوز براي شركت در يك مسابقه فرم ايده‌آل ندارد در اين زمان باقي‌مانده ديگر كاري از دست كسي ساخته نيست. ايوانكوويچ وقتي نيم نگاهي به شرايط وحيد هاشميان و فريدون زندي هم مي‌اندازد، باز هم ما‡يوس مي‌شود و مي‌بيند كه اين دو بازيكن هم شرايط خوبي ندارند و اين بدترين اتفاق ممكن در فاصله 15 روز مانده به جام جهاني است.
برانكو رفته رفته بيشتر خطر را احساس مي‌كند و نگراني او زماني شديد مي‌شود كه يحيي گل‌محمدي را خالي از انرژي مي بيند و وقتي به ليست 23 نفره نگاه مي‌اندازد، دست و دلش به سمت و سوي هيچ‌كس نمي‌رود كه جاهاي خالي را پر كند. برانكو هر روز بيشتر پي مي‌برد كه در گذشته مرتكب چه اشتباهاتي شده است و حالا‌ ديگر زماني باقي نمانده و نوشدارو هم شايد كارساز نيست.
برانكو حالا‌ مجبور است به تنهايي تيم ملي را صبح و بعدازظهر تمرين بدهد و با گذشت زماني انرژي‌اش افت مي‌كند و چون راه ديگري ندارد، چاره‌اي نيست جز اين‌كه از فشار تمرينات بكاهد يا تمرينات را بر پايه انرژي خودش - كه با گذشت زمان تحليل مي‌رود - تنظيم كند.
برانكو شرايط سختي را تجربه مي‌كند و اين فضاي سخت و سنگين را خودش براي خودش درست كرده است. امروز سطح توقعات از تيم ملي بالا رفته و انتظارات مثل سابق است. برانكو كه طي چهار سال حضورش در ايران همواره گرفتار روزمرگي بوده، حالا‌ مي‌فهمد كه بازيكناني كه تجربه كافي ندارند وقتي قرار است به كار گرفته شوند، چقدر سخت جواب مي‌دهند.
برانكو از درون آشفته است و نگراني او وقتي بيشتر مي‌شود كه به بازي با كرواسي نزديك مي‌شويم. آقاي سرمربي كه به اعتقاد بسياري از منتقدان از بازي‌هاي تداركاتي فرار كرده است حالا‌ بايد در يك آزمون سخت شركت كند؛ سرانجام بايد دم به تله بدهد!
برانكو مي‌داند كه در آستانه حضور در جام جهاني هيچ‌كس شرايط دروني تيم ملي را نمي‌داند و ميدان كرواسي ملاك و معيار اصلي براي قضاوت درباره تيم ملي هست، البته ممكن است نباشد!
تيم ملي مقابل كرواسي - چنانچه نتيجه قابل دفاع نداشته باشد - به يك باره آتشفشان انتقادات فعال مي‌شود و اين فضاي سنگين در آستانه بازي با بوسني براي او بسيار خطرناك است. چيزي كه برانكو را سخت نگران كرده نتيجه اين دو مسابقه است كه حكم پل حضور در جام جهاني را دارد اگر هم كه نتيجه مطلوبي بگيريم باز هم اوضاع براي او چندان بهتر نمي‌شود!
وقتي به دور دست نگاه مي‌كنيم چيز ديگري را مي‌بينيم. به نظر مي‌رسد امروز كه به ظاهر آرامشي بر تيم ملي حاكم شده است آرامش پيش از توفان است. بايد كمي صبر كرد و پس از بازي با كرواسي چهره برانكو را ديد. آيا برانكو سرانجام لبخند مي‌زند يا چهره اخمو و عبوس او ادامه مي‌يابد؟
ما به لبخند اميدواريم...





جهان فوتبال

Siyavoush
25th May, 2006, 04:14 AM
فركي:نمي‌خواهيم دست‌مان رو شود
حسين فركي، مربي تيم ملي فوتبال كشورمان معتقد است ملي پوشان از لحاظ بدني به آمادگي خوبي رسيده‌اند و در مدت زمان باقي‌مانده تا اولين بازي مقابل مكزيك قطعاً همه نفرات به مرز آمادگي لازم جهت شركت در يك بازي رسمي آن هم در سطح جهاني خواهند رسيد.
 شرايط اردو چطور است؟
بازيكنان در طول هفته تمرينات منظمي را برگزار كردند و خوشبختانه از لحاظ بدني به شرايط ايده‌آل رسيده‌اند.
 يعني بازيكنان مصدوم هم ديگر مشكلي ندارند؟
كريمي و هاشميان نسبت به روزهاي اول خيلي پيشرفت كرده‌اند و شرايط خوبي دارند. زندي هم كه بدون هيچ مشكلي با تيم تمرين مي‌كند.
 اما به نظر مي‌رسد كه كريمي با ترس تمرين مي‌كند.
به هر حال كريمي مصدوميتي شديد داشته و نمي‌توان انتظار داشت كه به خودش فشار بياورد اما مطمئناً مشكل خاصي پيش نميآيد و علي مثل گذشته پا به توپ مي‌شود.
 با تركيب اصلي جلوي كرواسي بازي مي‌كنيد؟
هدف ما از برگزاري اين بازي هماهنگي نفرات و شناخت نقاط ضعف و قوت تيم است و تقريباً با تركيب اصلي كه مقابل مكزيك بازي خواهيم كرد به مصاف كرواسي مي‌رويم. البته تغييراتي هم خواهيم داشت كه دست‌مان براي حريفان در جام جهاني رو نشود.
 پس تركيب يازده نفره براي بازي با مكزيك مشخص شده؟
تقريباً تركيب اصلي تيم شناخته شده اما زمان زيادي تا بازي با مكزيك باقي مانده و ممكن است اتفاقات زيادي بيفتد بنابراين هيچ چيز قطعي نيست.






جهان فوتبال

Siyavoush
25th May, 2006, 04:15 AM
گزارش Tage sspiegel از تيم ملي ايران
تيم ملي ايران مي‌خواهد در جام جهاني تنها به فوتبال بپردازد اگرچه ورزش بخشي از جر و بحث‌هاي سياسي شده است. روزنامه Tage sspiegel آلمان در گزارشي به وضعيت تيم ملي ايران در جام جهاني پرداخته است. در اين گزارش آمده است: برانكو به مسايل حاشيه‌اي توجهي ندارد. آنچه براي او اهميت دارد، رسيدن سريع به محل تمرين است. در <اشنتسن هاوسن> كه مكاني روستايي در كنار درياچه <بودنزه> به شمار مي‌آيد، سرمربي ايران هتلي را براي برپايي كمپ تيم ملي ايران در جام جهاني برگزيده است. در اين مكان زمين تمرين مناسبي وجود دارد.
از اين هتل تا باغ‌هاي ميوه تنها پنج دقيقه راه است. اين چمنزار از سوي جنگل، مزارع و مراتع احاطه شده است. متا‡سفانه تيم ايوانكوويچ به دليل مسايل امنيتي نميتواند به اين مكان زيبا قدم بگذارد چرا كه فيفا با اين امر مخالف است. دلايل حاكي از آن است كه نمي‌توان اين مناطق را قرق كرد.
ايراني‌ها از چهارم ژوئن در ورزشگاه سپلين در فردريش هافن تمرين خواهند كرد كه در فاصله پنج كيلومتري شهر قرار دارد. اين منطقه زيرنظر چرخبال‌هاي پليس قرار دارد. اكنون به هيچ‌وجه نمي‌توان مانند برزيلي‌ها يا هلندي‌ها به انتظار هزاران هوادار بود. درست مطابق انتظارات، پليس محلي انتظار هواداران ايراني را نمي‌كشد، آن هم به دليل مسايل و اختلاف‌هاي سياسي پيش آمده است. ورزش نمي‌تواند خود را از شر سياست خلاص كند.
سران رژيم اشغالگر قدس بارها و بارها از درخواست خود مبني بر اخراج ايران از جام جهاني سخن گفته‌اند. رهبران يهودي در آلمان از سخنان ولفگانگ شويبله، وزير كشور آلمان به سبب استقبال از رئيس جمهور ايران خشمگين هستند.
گروه‌هاي يهودي اعلام كرده‌اند هنگام برگزاري بازي‌ها همراه با ايراني‌هاي تبعيد شده، در ورزشگاه مي‌خواهند به اقداماتي دست بزنند.
اينها كار خود را <اعتراض> ناميده‌اند اما بدون خشونت.
در <بودنزه> درباره‌اين جنجال هنوز چيزي به چشم نمي‌خورد.
در شهرداري، مقامات بلند پايه شهر اعلام كردند كه از حضور ايران خوشحال هستند:<ما حاضر هستيم.>
گوئيدو روئس، مدير هتل انتظار دارد در هر صورتي يك تصوير خوب به يادگار بماند، بدون در نظر گرفتن اين كه كدام تيم در هتل اقامت گزيده ‌است. روئس براي تيم چهل نفره يكي از بخش‌هاي هتلش را تدارك ديده است و براي بازيكنان ايران ماهواره تدارك ديده است. پلي استيشن و... هم از ديگر تداركات است.
روئس گفت: <ما به سياست نمي‌انديشيم؛ تنها مي‌خواهيم ميزبان خوبي باشيم.>
شعار جام جهاني <زماني براي دوستي است> اما در فردريش هافن ترس از نئونازي‌ها وجود دارد.
بازيكنان تيم ملي ايران قهرمانان ملي هستند، بسياري از آنان در بوند‌س‌ليگا بوده‌اند.
علي كريمي اين بازيكن محبوب و البته قهرمان بوندس‌ليگا و جام حذفي آلمان گفت: <ما افتخار مي‌كنيم كه در چنين مسابقه‌هايي حضور داريم. ما تنها به فكر فوتبال هستيم نه چيز ديگر.>
بهمن نيرومند كه يك مردم شناس است، عقيده‌ديگري دارد. به عقيده او فوتبال در ايران نقش و عملكردي سياسي و مهم دارد: <فوتبال آزادي به همراه دارد.>



جهان فوتبال

Sám
26th May, 2006, 12:55 AM
نشريه انگليسي: ايران مي‌تواند مانند كره جنوبي در جام جهاني موفق باشد

يك نشريه انگليسي تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬را داراي ظرفيت موفقيت همانند كره جنوبي در سال ‪ ۲۰۰۲‬مي‌داند.

هفته‌نامه انگليسي "مسلم نيوز" چاپ لندن در شماره جديد خود نوشت:
ايران با حضور تيمهاي برزيل، آرژانتين، انگليس و هلند بختي براي رسيدن به مرحله نهايي جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬آلمان ندارد، ولي اين تيم با داشتن ستارگاني چون "علي كريمي"، "مهدي مهدوي كيا" و "علي دايي" قادر است تا همانند كره جنوبي سال ‪ ۲۰۰۲‬شگفتي آفرين شده و موجب افتخار فوتبال آسيا شود.

اين نشريه انگليسي با اشاره به پيروزي دو بر يك تيم ملي فوتبال ايران بر آمريكا رقيب ديرين سياسي خود در جام جهاني ‪ ۱۹۹۸‬فرانسه اعلام كرد كه بازيكنان ايران مي‌توانند با موفقيت در جام جهاني آلمان طعم شيرين پيروزي را بر كام هموطنان خود بچشانند.

Siyavoush
27th May, 2006, 04:57 AM
در زاگرب دنبال چيستيم؟
اگر چه بازي مقابل كرواسي در زاگرب عملا‌ً مهم‌ترين بازي تداركاتي تيم ملي است و تيم ملي ايران هرگز اين فرصت را پيدا نكرد تا مقابل تيم‌هايي قدرتمند با سبك فوتبال قدرتي آفريقا يا تكنيكي لا‌تين قرار بگيرد و بازي با حريفان خود در جام جهاني را تمرين كند، اما همين يك بازي نيز در شرايطي انجام مي‌شود كه تني چند از بازيكنان اصلي تيم آسيب ديده و ناآماده هستند و طبعاً آزمايش طرح‌هايي كه برانكو براي بازي تيم ملي در نظر دارد به تمام و كمال ممكن نيست.
به اين ترتيب نقد تيم ملي در بازي با كرواسي نيز هرگز نقدي تماماً مبتني بر واقعيت نمي‌تواند باشد.
موقع آن كه بار ديگر مطلبي در طعنه به كمبود يا فقدان بازي تداركاتي براي تيم ملي بنويسيم نيست و همين دو بازي با كرواسي و بوسني را در آخرين روزها بايد غنيمت شمرد.
حتي موقع تعيين سهم كساني كه در اين كاستي نقش منفي آفريدند نيست و فقط بايد به اين دو بازي در حكم ميدان آزمايش هر آنچه در جام جهاني به دنبال آن هستيم نگاه كرد.
آيا تيم ملي در كرواسي به رغم آسيب‌ديدگي‌ها قادر خواهد بود يك بازي در كلا‌سي كه همه منتظر آن هستند انجام دهد؟
كرواسي سه‌شنبه شب گذشته در خاك اتريش تيم ملي اين كشور را با نتيجه چهار بر يك شكست داد و اميدواريم به بازي مقابل ايران نيز به عنوان يك مسابقه جدي نگاه كند. اين حرف هرگز به اين معنا نيست كه بايد منتظر شكست ايران باشيم، بلكه از اين رو مطرح مي‌شود كه مبادا كرواسي به همان ترتيبي بازي كند كه برانكو دوست دارد.نقش سرمربي تيم ملي ايران در ايجاد فرصت بازي مقابل كرواسي غير قابل انكار است و حالا‌ كه اين فرصت ايجاد شده، آرزو مي‌كنيم تيم قدرتمند كرواسي مسابقه‌اي جدي را مقابل ايران انجام دهد.
سرعتي، تكنيكي و با هدف كه شباهت‌هايي به پرتغال دارد و روزگاري كه يوگسلا‌وي يكپارچه بود، برزيل اروپا ناميده مي‌شد.
ابراهيم در آتش
بازي زاگرب جدي‌ترين آزمايش ميرزاپور است كه در افت عمومي فولا‌د بيشترين ضرر را ديد و نتوانست خود را از مهلكه نجات دهد. ابراهيم طي يك سير نزولي به آنجا رسيد كه در بازي‌هاي پاياني فصل و نيز در ليگ قهرمانان آسيا در هر بازي سه، چهار گل خورد و خورد تا به تيم ملي رسيد و حالا‌ حتماً در دوران بازپروري به سر مي‌برد.
ميرزاپور در جام ملت‌هاي آسيا به دوران خوبي رسيده بود و اين اميد وجود داشت كه به دوران كمال برسد و حالا‌ در جام جهاني كسي به اين توجه نمي‌كند كه ميرزاپور چه فصلي را در تيمي بحران‌زده سپري كرده است.
ميرزاپور مهم‌ترين، بله مهم‌ترين بازيكن تيم ملي در جام جهاني است. كسي است كه اشتباهش برگشت ناپذير است، كسي است كه مي‌تواند با هر حركتش موجب ارتقاي روحيه تيم ملي باشد و پس از چهار سال حضور درون دروازه تيم ملي اين انتظار نابجايي از او نيست.
يحيي را بگو
وضعيت يحيي گل‌محمدي نيز تشابهي غريب به ميرزاپور دارد. او عملا‌ً يك سوئيپر است حتي اگر تيم با آرايش چهار دفاع خطي بازي كند و علا‌وه بر اين رهبر خط دفاع نيز هست.
يحيي البته آن قدرها كه ميرزاپور به لحاظ روحي آسيب ديد، دچار مشكل نيست اما بازيكني در سن گل‌محمدي بايد در اوج آمادگي بدني باشد تا در مسابقات سنگين نظير جام جهاني متزلزل نشان ندهد.
مقابل كرواسي نگاه به يحيي گل‌محمدي نگاهي بسيار دقيق و عميق خواهد بود چرا كه به ويژه در يك خط دفاعي چهار نفري ناآمادگي و سستي عواقب غيرقابل جبراني برجا مي‌گذارد، اما از طرف ديگر يحيي آن قدر باتجربه هست كه بداند كه چگونه بايد از نيروي بدني خود استفاده كند و تقسيم انرژي اقتصادي را چنان كه تيم تاوان او را پس ندهد، آموخته است.
... و تتمه: اين بحث را درباره دايي نيز مي‌توان به ميان كشيد اما نقش او در تيم ملي چيزي است كه دايي به هر حال با نمره قابل قبولي آن را اجرا مي‌كند و ديگر اين كه همه منتظر هستند تاببينند جواناني مثل كعبي، نصرتي، نكونام، معدنچي، تيموريان و برهاني چقدر انرژي و شادابي به تيم ملي مي‌دهند و چقدر بر بازي تا‡ثير مي‌گذارند... گمشده‌ها را بگذار از نايافته‌ها حرف بزن.





جهان فوتبال

moh.santia
27th May, 2006, 12:30 PM
ايراني- کرواسى‌ 30/20 به‌ وقت‌ تهران‌

تيم‌ملى‌ کشورمان‌ براى‌ حضورى‌ پرقدرت‌ در رقابت‌هاى‌ جام‌جهانى‌ 2006 آلمان‌ فردا (يکشنبه) ديدارى‌ دوستانه‌ و تدارکاتى‌ را مقابل‌ تيم‌ ملى‌ کرواسى‌ در شهر اوسيک‌ اين‌ کشور انجام‌ خواهد داد تا برانکو ايوانکوويچ‌ تيمش‌ را محک‌ جدى‌ بزند.
اين‌ ديدار ساعت‌ 30/20 دقيقه‌ يکشنبه‌ شب‌ به‌ وقت‌ ايران‌ انجام‌ مى‌شود که‌ به‌ احتمال‌ فراوان‌ نيز تلويزيون‌ ايران‌ بازى‌ مذکور را پخش‌ نخواهد کرد.

Omid Dara
27th May, 2006, 04:00 PM
ايراني- کرواسى‌ 30/20 به‌ وقت‌ تهران‌

تيم‌ملى‌ کشورمان‌ براى‌ حضورى‌ پرقدرت‌ در رقابت‌هاى‌ جام‌جهانى‌ 2006 آلمان‌ فردا (يکشنبه) ديدارى‌ دوستانه‌ و تدارکاتى‌ را مقابل‌ تيم‌ ملى‌ کرواسى‌ در شهر اوسيک‌ اين‌ کشور انجام‌ خواهد داد تا برانکو ايوانکوويچ‌ تيمش‌ را محک‌ جدى‌ بزند.
اين‌ ديدار ساعت‌ 30/20 دقيقه‌ يکشنبه‌ شب‌ به‌ وقت‌ ايران‌ انجام‌ مى‌شود که‌ به‌ احتمال‌ فراوان‌ نيز تلويزيون‌ ايران‌ بازى‌ مذکور را پخش‌ نخواهد کرد.

من فکر می کنم این بازی تدارکاتی نباید حلا صورت بگیره

shayan10
27th May, 2006, 06:03 PM
من فکر می کنم این بازی تدارکاتی نباید حلا صورت بگیره

امید جان نظرت چیه بازی تداركاتیمونو بذاریم بعد از جام جهانی؟

Sám
27th May, 2006, 06:51 PM
بررسي بازيكنان تيم ملي ايران در جام جهاني توسط رويترز

خبرگزاري رويترز در گزارشي به بررسي بازيكنان تيم ملي فوتبال ايران شركت‌كننده در جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬آلمان، پرداخته است.

بنابر اين گزارش، آمار زير تا روز ‪ ۲۴‬مه سال ‪ ۲۰۰۶(‬سوم خرداد) است.


** دروازه‌بانان:
‪" ۱‬ابراهيم ميرزاپور" (فولاد خوزستان)
تولد ‪ ۶۲ ، ۱۹۷۸‬مسابقه ملي ، ‪ ۰‬گل ملي
ميرزاپور از اولين مسابقه ملي خود در سال ‪ ۲۰۰۱‬برابر بوسني، جايگاه خود را به عنوان دروازه‌بان نخست تيم ملي فوتبال ايران تثبيت كرد.

وي با حضور موثر در تيم، هراسي از انداختن خود روي هيچ چيز از جمله پاي مهاجمان حريف ندارد.

‪" ۱۲‬حسن رودباريان" (پاس)
تولد ‪ ۲ ، ۱۹۷۸‬مسابقه ملي، بدون گل زده
رودباريان يكي از بازيكنان اصلي باشگاه پاس در جريان قهرماني در فصل ‪ ۲۰۰۴‬بود و در مارس ‪ ۲۰۰۶‬نيز اولين مسابقه ملي خود را در ديدار تداركاتي ايران برابر كاستاريكا انجام داد.

‪" ۲۲‬وحيد طالبلو" (استقلال)
تولد ‪ ۱ ، ۱۹۸۲‬مسابقه ملي ، بدون گل‌زده
فقط يك بار در ديدار ايران با تايوان در ماه فوريه در جريان مسابقات مقدماتي جام ملتهاي ‪ ۲۰۰۷‬آسيا به ميدان رفته است.


** مدافعان
‪" ۳‬سهراب بختياري زداه" (صبا باتري)
تولد ‪ ۳۳ ، ۱۹۷۲‬مسابقه ملي، ‪ ۲‬گل زده
بختياري زاده از زماني كه به تيم صبا باتري پيوسته است به موفقيت‌هاي بسياري دست يافته است. وي اين تيم را در صعود به فصل جاري مسابقات جام قهرمانان باشگاه‌هاي آسيا كمك كرد. توانايي اين بازيكن در گلزني موجب دعوت به تيم ملي شد. وي اولين بار در سال ‪ ۱۹۹۷‬برابر قطر براي تيم ملي ايران بازي كرد.

‪" ۱۹‬امير حسين صادقي" (استقلال)
تولد ‪ ۱ ، ۱۹۸۱‬مسابقه ملي، بدون گل‌زده
صادقي در سال ‪ ۲۰۰۵‬در ديدار ايران برابر بوسني براي اولين بار پيراهن تيم ملي را به تن كرد. عملكرد خوب او در تيم استقلال منجر به دعوت از وي براي حضور در جام جهاني با تيم ايران شد. صادقي تا كنون چندين گل از روي نقاط ايستگاهي، براي تيم باشگاهي‌اش به ثمر رسانده است.

‪" ۴‬يحيي گل محمدي" (صبا باتري)
تولد ‪ ۷۶ ، ۱۹۷۱‬مسابقه ملي، ‪ ۴‬گل‌زده
يكي از مسن‌ترين بازيكنان تيم ملي فوتبال ايران كه نقش كليدي در دفاع اين تيم دارد. تجربه و خونسردي او اهميت بسياري براي ايران هنگامي كه زير فشار است، دارد. گل محمدي پس از اولين مسابقه ملي خود در آوريل ‪۱۹۹۷‬ برابر كنيا، بيش از هشت سال است كه يار ثابت تيم ملي ايران است.

‪" ۱۳‬حسين كعبي" (فولاد خوزستان)
تولد ‪ ۴۷ ، ۱۹۸۵‬مسابقه ملي، ‪ ۲‬گل‌زده
كعبي يكي از با استعدادترين بازيكنان خوزستاني فوتبال ايران است. وي كه فقط ‪ ۲۰‬سال دارد، اولين مسابقه ملي خود را در ‪ ۱۶‬سالگي برابر اسلواكي انجام داد. تنها اشكال اين بازيكن علاقه او به جمع آوري كارت‌هاي زرد و قرمز است.

‪" ۲۰‬محمد نصرتي" (پاس)
تولد ‪ ۴۲ ، ۱۹۸۲‬مسابقه ملي، ‪ ۳‬گل زده
نصرتي يكي از بازيكنان نسل جديد تيم ملي ايران است كه اولين مسابقه خود را برابر اردن در سال ‪ ۲۰۰۲‬انجام داد و از آن زمان به بعد در تركيب اصلي اين تيم جاي گرفت. وي در سال ‪ ۲۰۰۲‬به همراه ايران به قهرماني بازي هاي آسيايي بوسان رسيد.

‪" ۵‬رحمان رضايي" (مسينا،ايتاليا)
تولد ‪ ۴۱ ، ۱۹۷۵‬مسابقه ملي، ‪ ۲‬گل‌زده
مدافع سابق باشگاهي از اصفهان ابتدا توجه مسوولان باشگاه پروجا را جلب كرد و سپس به مسينا پيوست. وي اولين بار در سال ‪ ۲۰۰۱‬برابر بوسني براي تيم ملي ايران به ميدان رفت و معمولا هنگام نواختن ضربات كرنر يا آزاد در خط حمله حاضر مي‌شود.

‪" ۱۸‬ستار زارع" (برق شيراز)
تولد ‪ ۱۹ ، ۱۹۸۲‬مسابقه ملي، بدون گل زده
وي پس از درخشش در تيم زير ‪ ۲۳‬سال ايران، اولين بار در سال ‪ ۲۰۰۴‬براي تيم ملي برابر تايلند بازي كرد. يك مدافع سخت كوش كه تمايل به پيشروي در خط حمله دارد.

‪" ۲۳‬مسعود شجاعي" (سايپا)
تولد ‪ ۱ ، ۱۹۸۴‬مسابقه ملي، بدون گل زده
هافبك جوان و هجومي كه عملكرد خوبي در تيم زير ‪ ۲۳‬سال داشته است.

ابتدا به نظر نمي‌رسيد كه در تركيب ايران در جام جهاني قرار گيرد اما با گلزني در ديدار دوستانه برابر تيمي در سوييس در اردوي تمريني ايران جاي خود را تعيين كرد.

‪" ۱۷‬جواد كاظميان" (پيروزي)
تولد ‪ ۲۸ ، ۱۹۸۱‬مسابقه ملي، ‪ ۱‬گل‌زده
بهترين خاطره‌اي كه از كاظميان در ذهن‌ها وجود دارد مربوط به گل او در جريان پيروزي برابر ژاپن در فينال بازي‌هاي آسيايي ‪ ۲۰۰۲‬است. وي قبل از آن عضو تيم المپيك و يكي از بازيكنان كليدي تيم جوانان ايران بود.

‪" ۲‬مهدي مهدوي كيا" (هامبورگ،آلمان)
تولد ‪ ۸۹ ، ۱۹۷۷‬مسابقه ملي، ‪ ۱۲‬گل‌زده
يكي از بهترين بازيكنان تيم ملي ايران كه با گل زيباي خود در جريان پيروزي يك بر ‪ ۲‬اين تيم برابر آمريكا در جام جهاني ‪ ، ۱۹۹۸‬توجه جهانيان را به سود خود جلب كرد. بازيكن سال ‪ ۲۰۰۳‬آسيا و همچنين موفق‌ترين بازيكن ايران در خارج از مرزهاي اين كشور.

‪" ۶‬جواد نكونام" (پاس)
تولد ‪ ۷۲ ، ۱۹۸۰‬مسابقه ملي، ‪ ۱۲‬گل‌زده
يكي از بهترين و محبوب‌ترين بازيكنان ايران كه در جمع ‪ ۱۰‬نامزد دريافت جايزه بهترين بازيكن سال آسيا نيز قرار داشت. توانايي او به عنوان يك هافبك دفاعي يا هجومي وي را به بازيكني كليدي در تيم ملي ايران تبديل كرده است.

‪" ۷‬فريدون زندي" (كايزرسلاترن،آلمان)
تولد ‪ ۹ ، ۱۹۷۹‬مسابقه ملي، ‪ ۱‬گل‌زده
زندي هواداران ايراني را پس از اينكه تصميم گرفت به جاي تيم ملي كشور محل تولدش يعني آلمان براي تيم ملي ايران بازي كند، به وجد آورد. او اولين مسابقه ملي خود را در فوريه ‪ ۲۰۰۵‬برابر بحرين انجام داد. بازيكن سابق تيم جوانان آلمان، پدري ايراني و مادري آلماني دارد.

‪" ۲۱‬مهرزاد معدنچي" (پيروزي)
تولد ‪ ۵ ، ۱۹۸۱‬مسابقه ملي ، ‪ ۲‬گل‌زده
معدنچي اردكاني در بازيهاي مقدماتي المپيك ‪ ۲۰۰۴‬آتن عضو تيم المپيك ايران بود كه براي اولين بار در اوت ‪ ۲۰۰۳‬برابر بلاروس پيراهن تيم ملي را به تن كرد.

‪" ۱۴‬آندرانيك تيموريان" (ابومسلم)
تولد ‪ ۵ ، ۱۹۸۳‬مسابقه ملي، ‪ ۱‬گل‌زده
عملكرد خوبي در تيم زير ‪ ۲۳‬سال ايران در بازيهاي كشورهاي اسلامي داشت.

ايران در اين بازيها به مقام سوم رسيد. وي اوت گذشته اولين مسابقه ملي خود را برابر ليبي انجام داد.


** مهاجمان:
‪" ۱۱‬رسول خطيبي" (سپاهان)
تولد ‪ ۱۴ ، ۱۹۷۸‬مسابقه ملي، بدون گل زده
خطيبي اولين بار در سال ‪ ۱۹۹۹‬پيراهن تيم ملي ايران را برابر كويت به تن كرد. وي با گلهايي كه براي تيم باشگاهي‌اش در فصل گذشته به ثمر رساند شانس حضور موثر در مسابقات جام جهاني را كسب كرد.

‪" ۱۵‬آرش برهاني" (پاس)
تولد ‪ ۲۱ ، ۱۹۸۳‬مسابقه ملي، ‪ ۷‬گل‌زده
برهاني به عنوان جانشين "علي دايي" اولين بار در جريان مسابقات مقدماتي المپيك براي تيم زير ‪ ۲۳‬سال ايران به ميدان رفت. اولين مسابقه خود را در تيم بزرگسالان در اوت ‪ ۲۰۰۳‬برابر عراق انجام داد و يكي از اعضاي تيم ملي در جام ملتهاي ‪ ۲۰۰۴‬آسيا بود.

‪" ۱۰‬علي دايي" (صبا باتري)
تولد ‪ ۱۴۵ ، ۱۹۶۹‬مسابقه ملي، ‪ ۱۰۹‬گل‌زده
دايي سال گذشته به عنوان اولين بازيكني كه بيش از يكصد گل ملي به ثمر رسانده است، تاريخ ساز شد. كاري كه حتي "په‌له" نيز نتوانست انجام دهد.

كاپيتان تيم ملي ايران در اين كشور به عنوان يك قهرمان مطرح است. مسابقات ‪ ۲۰۰۶‬احتمالا آخرين تجربه حضور او در جام جهاني است. او پس از اولين مسابقه خود در سال ‪ ۱۹۹۳‬برابر پاكستان، بيش از ‪ ۱۲‬سال است كه در تيم ملي ايران عضويت دارد.

‪" ۹‬وحيد هاشميان" (هانوفر،آلمان)
تولد ‪ ۲۶ ، ۱۹۷۶‬مسابقه ملي، ‪ ۱۰‬گل‌زده
هاشميان بلافاصله به دليل سرزنش تيم ملي به دليل زمان اندكي كه براي بازي وي در نظر مي‌گرفت محبوبيت خود را از دست داد اما سپس اختلاف‌ها را كنار گذاشت و پيش بيني مي‌شود فرصت‌هاي بسياري به وي براي ارايه مهارت‌هاي بالايش داده شود.

‪" ۸‬علي كريمي" (بايرن مونيخ،آلمان)
تولد ‪ ۸۹ ، ۱۹۷۸‬مسابقه ملي، ‪ ۳۲‬گل‌زده
كريمي در سال ‪ ۲۰۰۴‬به عنوان بهترين بازيكن آسيا انتخاب شد. او پس از جام ملتهاي ‪ ۲۰۰۴‬آسيا نيز با پنج گل، عنوان بهترين گلزن مسابقات را به خود اختصاص داد. كريمي يكي از بازيكنان موثر ايران در جام جهاني است.

‪" ۱۶‬غلام رضا عنايتي" (استقلال)
تولد ‪ ۱۶ ، ۱۹۷۶‬مسابقه ملي، ‪ ۴‬گل‌زده
يكي از بازيكنان كليدي خط حمله تيم ملي ايران است كه در جام ملتهاي ‪ ۲۰۰۴‬آسيا نيز حضور داشت. ايران در اين مسابقات سوم شد. وي در فصل ‪ ۲۰۰۴۰۵‬به عنوان بهترين گلزن ليگ برتر ايران شناخته شد.

Sám
27th May, 2006, 07:07 PM
برنامه پخش ديدارهاي تيم ملي فوتبال ايران از شبكه‌هاي آلمان

خبرگزاري فارس: سه شبكه تلويزيوني RTL، ARD و ZDF در جام جهاني 2006 اقدام به پخش ديدارهاي تيم ملي فوتبال ايران خواهند كرد.



http://media.farsnews.com/Media/8408/Images/jpg/A0142/A0142778.jpg

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از سايت ورزش آلمان، مسابقات تيم ملي ايران در جريان برگزاري دور مقدماتي جام جهاني آلمان علاوه بر شبكه هاي دولتي ايران، از 3 كانال‌ تلويزيوني ماهواره‌اي نيز پخش مستقيم خواهد شد.
بازي نخست ايران مقابل تيم ملي مكزيك در تاريخ يكشنبه 11 ژوئن (21 خرداد) ساعت 18 به وقت محلي (19/30) شهر نورنبرگ پخش خواهد شد. ساعت 21 به وقت محلي (22/30 به وقت تهران) ديگر بازي اين گروه يعني آنگولا برابر پرتغال در شهر كلن را پخش خواهد كرد.
در تاريخ شنبه 17 ژوئن (27 خرداد) در شهر فرانكفورت ديدار ايران مقابل پرتغال از شبكه ZDF راس ساعت 15به وقت محلي (16/30 به وقت تهران) انجام مي گيرد.
سپس در تاريخ چهارشنبه 21 ژوئن (31 خرداد) مسابقه پاياني ايران در گروه خود مقابل آنگولا در شهر لايپزيك راس ساعت 16 به وقت محلي (17/30 به وقت تهران) از شبكه ZDF پخش خواهد شد.
اين شبكه در اين تاريخ اقدام به پخش زنده مسابقه پرتغال برابر مكزيك در گيلزن كرشن راس ساعت 16 به وقت محلي (ساعت 17/30 به وقت تهران) خواهد كرد.

nima_realmadrid
27th May, 2006, 07:50 PM
برانكو شرم بر تو!



فرهاد مجيدي در گفتگوي اختصاصي با ايپنا:
من الاهلي را قهرمان كردم

اين قهرماني را به برانكو تقديم مي كنم


--------------------------------------------------------------------------------

بغض سردي گلويش را فشار مي داد، سعي مي كرد اين بغض را فرو دهد و فقط بخندد. خنده او بسيار تلخ بود زيرا مردي كه باعث پيروزي بزرگ الاهلي شد جايي در تيم ملي كشورش ندارد، الاهلي پس از 26 سال با درخشش ستاره ايراني اين تيم قهرمان شد.


فرهاد مجيدي ستاره بي چون و چراي فوتبال ايران كه در ميانه فصل از الوصل به الاهلي رفت، روز جمعه به همراه تيمش مقابل الوحده صف آرايي كرد و در ورزشگاه شهر العين جشن قهرماني تيمش را باعث شد.


مجيدي در اين ميدان يك گل زد، يك پاس گل داد و بارها و بارها خط دفاع الوحده را آزار داد، عملكرد اين بازيكن كارشناسان حاضر در ميدان را مجاب كرد كه وي را به عنوان بهترين بازيكن فينال انتخاب كنند و جايزه 5 هزار درهمي قطعا فقط براي جبران زحمات بازيكن ايراني الاهلي بود.


فرهاد مجيدي در گفتگو با گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران(ايپنا)؛ در مورد قهرمان الاهلي، شادي مردم در خيابان ها و بي معرفتي هاي كادر فني تيم ملي صحبت كرد كه آن را در زير مي خوانيد.


· از بازي شروع كنيم، شرايط ديدار با الوحده چطور بود؟


بازي خيلي خوبي بود. هر دو تيم از شرايط نسبتا برابري برخوردار بودند ولي براي ما اين ديدار اهميت بيشتري داشت و فكر مي كنم هر دو تيم تا ثانيه پاياني نهايت تلاش خود را انجام دادند.





· به چه علت اين ديدار براي الاهلي اهميت داشت؟


تيم الاهلي 26 سال بود كه قهرمان ليگ امارات نشده بود و كسب چنين عنواني بعد از اين همه سال انتظار واقعا لذت بخش و پراهميت است.


هواداران الاهلي انتظار و صبر طولاني داشتند و اين قهرماني پاسخ مناسبي به صبوري آنها بود.





· آيا شرايط حاكم در بازي مساوي بود؟


بله، بازي در زمين بي طرف العين انجام شد و براي اين كه شرايط براي هر دو تيم برابر باشد، اقدامات لازم انجام شده بود.


خوشبختانه آنها نه از لحاظ طرفدار از ما برتر بودند و نه از لحاظ فني، ولي بايد بگويم به رغم اين كه با اختلاف سه گل از ما شكست خوردند تا ثانيه آخر پا به پاي بازيكنان ما مبارزه كردند و تا سوت پايان بازي به صدا درنيامد چهره يك بازنده را نداشتند.





· چقدر در اين پيروزي نقش داشتي؟


اگر ادعا كنم كه الاهلي را من قهرمان كردم حرف دروغي نزده ام، در چند بازي با درخشش و گلزني نتايج را تغيير دادم و به همين خاطر اطمينان داشتم كه در اين بازي به برتري مي رسيم.


من در اين بازي به عنوان ستاره ميدان انتخاب شدم و توانستم جايزه ويژه ستاره بازي را از مسوولان دريافت كنم كه از بابت اين موضوع خيلي خوشحال هستم.


البته اولين مرتبه اي نيست كه چنين عنواني را بدست آورده ام ولي انتخاب شدن به عنوان بهترين بازيكن در ميداني كه قهرمان را مشخص مي كند قطعا لذت ديگري دارد.


ضمن اينكه بايد بگويم جايزه بهترين بازيكن ميدان پنج هزار درهم است كه در پايان بازي به من اهدا شد.





· نحوه اين انتخاب چگونه است؟


طبق قانون ليگ امارات و باشگاه ها به بازيكن كه گل اول را بزند و به ستاره ميدان 5 هزار درهم پاداش مي دهند. خميس چون گل اول را زد پاداش پنج هزار درهمي گرفت و من هم ستاره ميدان شدم و جايزه نقدي را دريافت كردم.





· فكر مي كردي با اين نتيجه به برتري برسيد؟


من نتيجه را پيش بيني نكرده بودم اما ته قلبم اطمينان داشتم كه در اين ميدان برنده مي شويم.





· ظاهرا گل هاي عجيبي در اين بازي به ثمر رسيده است؟


بله، گل چهارم ما توسط دروازه بان تيم به ثمر رسيد، فكر مي كنم اين گل يكي از عجيب ترين گل هاي ليگ امارات بود. البته اين را هم اضافه كنيد كه درخشش دروازه بان و بازيكنان الاهلي دليل اصلي برتري ما بود كه با اين گل تكميل شد.





· شما به عنوان يك بازيكن ايراني به اين مقام دست پيدا كرديد. آيا از فدراسيون فوتبال و باشگاه استقلال كسي با شما تماس گرفت؟


تا به اين لحظه جز خانواده ام كسي با من تماس نگرفته است، البته من تا ساعت 3 نيمه شب در كنار بازيكنان بودم و بعد به خانه رفتم و شايد باور نكنيد كه بيشتر اين زمان را در ترافيك بودم، چون از فاصله العين تا دبي مملو از طرفداران الاهلي بود كه براي جشن و پايكوبي به خيابان ها ريخته بودند. ضمن اينكه من از مسئولين انتظاري ندارم و بابت تمام تلاش هايي كه مي كنند، تشكر مي كنم.





· از جريان بازي خارج شويم، خيلي ها انتقاد مي كنند كه ليگ امارات حرفه اي نيست و بازيكنان فقط به واسطه انگيزه هاي مادي به امارات مي روند.


افرادي كه صحبتها را مي كنند آگاهي دقيقي از مسابقات دسته اول امارات ندارند، ليگ امارات يك ليگ حرفه اي و با برنامه است و كسي كه در اين ليگ تلاش كند هيچ وقت پشيمان نمي شود.


من از شرايط خودم خيلي راضي هستم و به احتمال فراوان باز هم در اينجا به فوتبال ادامه مي دهم. ليگ امارات خيلي حرفه اي تر از ليگ ايران است و مي تواند الگو باشد.


ضمنا شما نگاه كنيد علي سامره، علي كريمي، ايمان مبعلي هم در ليگ امارات كاملا موفق بودند و اين نشان مي دهد كه ليگ امارات تنها از لحاظ مالي يك بستر مناسب نيست و مي تواند از لحاظ تكنيك و تاكتيك هم باعث پيشرفت شود.





· رمز موفقيت فرهاد مجيدي در اين ليگ چه بوده است؟


قبل از اين كه جواب سوالتان را بدهم بايد به اين نكته اشاره كنم بازيكناني كه در امارات موفق نشدند بدشانس بودند، از خود آنها هم بپرسيد هرگز كيفيت ليگ امارات را پايين نمي دانند.


فرهاد مجيدي اگر در ليگ امارات به موفقيت رسيده است اول از همه به خاطر لطف خداست و بعد هم دعاي خير خانواده و مردمي كه مي دانم بيشتر از حد انتظارم دوستم دارند. فرهاد مجيدي سعي كرد به عنوان يك فوتباليست حرفه اي فقط به فوتبال فكر كند و يك زندگي سالم داشته باشد. من سالم زندگي كردم و اين بزرگ ترين رمز موفقيت من است.





· كي به ايران بر مي گردي؟


سعي مي كنم ظرف چند روز آينده برنامه هايم را در اين جا انجام دهم، فكر كنم هفته آينده يا اواخر همين هفته در ايران باشم.





· دليل اصلي عدم دعوت تو به تيم ملي چه بود؟


قبل از اينكه سوال شما را جواب دهم بايد اين قهرماني را به شخص برانكو ايوانكوويچ سرمربي تيم ملي ايران تقديم مي كنم و خيلي خوشحال هستم و افتخار مي كنم كه خبر قهرماني تيم فرهاد مجيدي به گوش ايشان رسيده است.


خوشحالم كه با اين مقام و تاثيرگذاري كه در كسب آن داشتم، شايستگي هاي خود را به برانكو ثابت كردم، البته ايشان هنوز به عملكرد مثبت من شك دارد.


فكر مي كنم در مسابقات امسال هر كاري كه توانسته ام انجام داده ام ولي ظاهرا اين مربي دوست ندارد من را به تيم ملي دعوت كند.





· پس هنوز هم از برانكو دلخور هستي؟


براي من جاي سوال دارد چرا اين مربي تلاش زيادي براي ضربه زدن به من انجام مي دهد. اي كاش اين جا بوديد و مي ديد كه هر كس در فوتبال تلاش و علاقه من را ديد، مكرراً سوال مي كرد كه چرا به تيم ملي ايران دعوت نمي شوي؟


ديروز حتي از تلويزيون آلمان هم با من مصاحبه كردند و گفتند براي ما جاي تعجب دارد كه فرهاد مجيدي در تيم ملي نباشد، من خدا را صد هزار مرتبه شكر مي كنم كه همه مرا تاييد كرده اند. من خدا را شكر مي كنم و سپاسگذار او هستم كه كمكم كرد تا حرفم را با عمل و تلاش اثبات كنم.





· فكر مي كردي به تيم ملي دعوت نشوي؟


من تلاش خودم را كردم و همان طور كه گفتم با سعي فراوان بيشترين تاثير را در قهرماني الاهلي داشتم.


افتخار مي كنم كه هميشه منتظر خبر دعوت شدن به تيم ملي هستم، من عاشق پيراهن تيم ملي مردم و خاك وطنم هستم اما بسيار خوشحالم و خدا را شكر مي كنم كه در طول اين مدت يك فوتبال بدون مشكل را ارائه دادم.





· به عقيده تو تيم ملي در مقابل كرواسي چه نتيجه اي را بدست مي آورد؟


اميدوارم موفق باشند، من در هيچ شرايطي حاضر نيستم ثانيه اي ناكامي تيم ملي را شاهد باشم و اميدوارم در اين ديدار بازيكنان به هدف خودشان برسند و اين ديدار مي تواند عيار تيم ملي را مشخص كند.





· در جام جهاني، چطور؟ آيا ايران شانس صعود دارد؟


در توانايي بازيكنان ما شكي نيست. همان طوري كه با تلاش بازيكنان تيم به جام جهاني رسيد با تلاش و درخشش بازيكناني چون كريمي، دايي، رضايي مي توانيم حرف هاي زيادي در جام جهاني براي گفتن داشته باشيم،‌ مطمئن باشيد ايران حتي پتانسيل حضور در جمع 8 تيم برتر را دارد.


تيم ايران اگر به موفقيت مي رسد فقط به خاطر تعصب و تلاش بازيكنان است و فكر نمي كنم كادر فني تاثيري در آن داشته باشند، مثلا كدام مربي تيم ملي مي خواهد ادعا كند كه به كريمي، زندي، دايي يا مهدوي كيا فوتبال ياد داده است.





· كي به استقلال بر مي گردي؟


بارها گفته ام استقلال خانه اول و آخر من است و من فوتبالم را از اين تيم دارم. مطمئن باشيد مجيدي هر جا كه باشد يك استقلالي است و با پيراهن اين تيم از فوتبال خداحافظي مي كنم.





· احتمال رويارويي ات با استقلال هست؟


من اميدوارم اگر قرار شد با الاهلي در رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا شركت كنم قرعه طوري شود كه با استقلال همگروه نشويم. استقلال مدعي بزرگي براي قهرماني است و اميدوارم اين تيم بتواند طرفدارانش را شاد كند.





· آيا پيشنهاد پذيرفتن تبعيت به شما هم داده شده است؟


نه، من ايراني ام افتخار مي كنم و هرگز راضي نيستم افتخار بوسيدن خاك وطنم را با هيچ چيزي در دنيا عوض كنم. اين شايعات را اصلا گوش نكنيد و به آن توجه نداشته باشيد.





· راستي نگفتي نظر سرمربي تيم در مورد عدم دعوتت به تيم ملي چه بود؟


فكر مي كنم بعد از هر بازي يا حداقل بعد از هر برد سرمربي ما با تعجب سوال مي كرد و مي پرسيد كه چطور مربيان ايران تو را دعوت نمي كنند؟


تو نه تنها تفاوتي با بقيه نداري بلكه مي تواني ثابت كني كه بسيار با انگيزه و موثر هستي و حق برتري داري.


من جا دارد كه همين جا از ايشان نه به خاطر حمايت كه از من كرد بلكه به خاطر زحماتي كه براي قهرماني الاهلي كشيد تشكر كنم.

moh.santia
27th May, 2006, 07:55 PM
مجیدی اصلا در حد تیم ملی نیست!! ایشون فقط به خاطر پول فوتبال بازی میكنه!! و این رو به همه ثابت كرده!!

nima_realmadrid
27th May, 2006, 11:50 PM
مجیدی اصلا در حد تیم ملی نیست!! ایشون فقط به خاطر پول فوتبال بازی میكنه!! و این رو به همه ثابت كرده!!
اره.دقیقا بازیهاش هم این رو ثابت كرده.واقعا از برهانی ضعیف ترهژ1
احتمالا علی دائی به خاطر دل مردم و خدمت به اسلام و مسلمین بازی می كنه.اون هم عمه مجیدیه كه از ماشینش تو ایران 10 تا وجود نداره!!!

Siyavoush
28th May, 2006, 12:02 AM
اره.دقیقا بازیهاش هم این رو ثابت كرده.واقعا از برهانی ضعیف ترهژ1
احتمالا علی دائی به خاطر دل مردم و خدمت به اسلام و مسلمین بازی می كنه.اون هم عمه مجیدیه كه از ماشینش تو ایران 10 تا وجود نداره!!!
پس مشكل دایی كه نباید تو تیم ملی باشه ماشینشه؟
خب عزیز من پول داره میخره!من نمیدونم چرا ما همیشه با كسی كه پولدار میشه یا نمیخواد طرف كسی باشه و مستقل هستش مخالف هستیم
حتما باید هر روز بیاد تو تلویزیون یا روزنامه بگه من مخلص فلان كس هستم تا مشهور و مردمی باشه
مجیدی 2 سال پیش بازی با اردن تقریبا خداحافظی كرد از تیم ملی
بعد از بازی اومد گفت منو بازی نمیده منم دیگه نمیام
گفتن الا عصبانی هستی و این حرف ها
گفت نه من دیگه نمیام تیم ملی احتیاجی به من نیست
درست جریان باقری هستش
خونه خاله نیستش كه هر وقت یه تورنمنت بزرگ میشه بر داریم قدیمیا رو دور هم جمع كنیم
2 سال هست این تیم تقریبا داره از هاشمیان و دایی استفاده میكنه و قطعا مربی نمیاد 1 ماه مونده به جام جهانی ادمی مثل مجیدی كه دو سال پیش گفته دیگه نمیام رو دعوت كنه

nima_realmadrid
28th May, 2006, 12:18 PM
پس مشكل دایی كه نباید تو تیم ملی باشه ماشینشه؟
خب عزیز من پول داره میخره!من نمیدونم چرا ما همیشه با كسی كه پولدار میشه یا نمیخواد طرف كسی باشه و مستقل هستش مخالف هستیم
حتما باید هر روز بیاد تو تلویزیون یا روزنامه بگه من مخلص فلان كس هستم تا مشهور و مردمی باشه
مجیدی 2 سال پیش بازی با اردن تقریبا خداحافظی كرد از تیم ملی
بعد از بازی اومد گفت منو بازی نمیده منم دیگه نمیام
گفتن الا عصبانی هستی و این حرف ها
گفت نه من دیگه نمیام تیم ملی احتیاجی به من نیست
درست جریان باقری هستش
خونه خاله نیستش كه هر وقت یه تورنمنت بزرگ میشه بر داریم قدیمیا رو دور هم جمع كنیم
2 سال هست این تیم تقریبا داره از هاشمیان و دایی استفاده میكنه و قطعا مربی نمیاد 1 ماه مونده به جام جهانی ادمی مثل مجیدی كه دو سال پیش گفته دیگه نمیام رو دعوت كنه
عزیزم من كی با كسی كه پول داره مشكل دارم؟؟تو گفتی مجیدی فقط به خاطره پول بازی می كنه منم خواستم بهت یاداور بشم كه همه به خاطر پول بازی می كنند.نمونه اش هم دائی
در ضمن من یادم نیست كه مجیدی خداحافظی كرده باشه.بحث 1-2 ماه و 1-2 بازی هم نیست.برانكو 4-5 سال عمر فوتبالیه ستاره هائی مثل سامره مجیدی خطیبی و نوازی رو هدر داده.شایستگی های همه اشون هم بارها ثابت شده

moh.santia
28th May, 2006, 12:25 PM
عزیزم من كی با كسی كه پول داره مشكل دارم؟؟تو گفتی مجیدی فقط به خاطره پول بازی می كنه منم خواستم بهت یاداور بشم كه همه به خاطر پول بازی می كنند.نمونه اش هم دائی
در ضمن من یادم نیست كه مجیدی خداحافظی كرده باشه.بحث 1-2 ماه و 1-2 بازی هم نیست.برانكو 4-5 سال عمر فوتبالیه ستاره هائی مثل سامره مجیدی خطیبی و نوازی رو هدر داده.شایستگی های همه اشون هم بارها ثابت شده

مسلمه كه همه به خاطر پول بازی میكنن، اما اینكه صرفا به خاط پول بازی كنی و پا رو استعدادت بذاری ، دور اروپا رو خط بكشی( در حالی كه كلی پیشنهاد داری) و بچسبی یه شیخ های عرب!! سرانجامش همینه!! ضمنا فوتبالیست اگه خوب باشه، هیچكس نمیتونه حقش رو بخوره، نمونش هاشمیان!! احساس كرد داره بهش ظلم میشه، از تیم ملی موقتا رفت، اما به همه ثابت كرد كه چه بازیكنه با كلاسیه!! تا اینكه همه منتش رو میكشیدن!! چرا چون تفكرش حرفه ای بود!! مگه هاشمیان نمیتونست بره امارات؟!! كه حسابی عربا رو بچاپه!! اما تفكرش حرفه ای بود!! اما این آقای فرهاد خان مجیدی چسبیده به امارات ول كن هم نیست!! وسط فصل كه میشه، میگه دیگه میرم اروپا!! اما آخر فصل دوباره همون آش همون كاسه!! حالا انتظار داره برانكو بهش توجه كنه!!

Siyavoush
28th May, 2006, 12:33 PM
ببین هاشمیان هم از تصمیم مربی ها ناراضی بود و نمیومد و میگفت كه من فعلا نمیام

مجیدی بعد از بازی با اردن گفت دیگه نمیام
حتی گزارشگر هم تاكید كرد و دوباره گفت دیگه نمیام

به هر صورت ایران با داشتن دایی و هاشمیان و عنایتی مشكلی نداره
واقعا شانسی برای بقیه نمیمونه
روی نیمكت هم جای بازیكنه 30 ساله نیست
جای دو تا بازیكن جوون و پر انرژی هستش
اینكه بازیكنی در فوتبال امارات بهترین باشه اصلا شاهكار نیست
اگر میتونست تو همون اتریش میموند یا ایران یه چیزی میشد
درست مثل بقیه

Siyavoush
28th May, 2006, 01:47 PM
مي‌توانيم از گروه‌مان صعود كنيم
گروه ايران سخت‌تر از آني است كه در نگاه اول به نظر مي‌رسد. مكزيك همواره عالي بوده، پرتغال تيمي است بزرگ و آنگولا هم نيجريه را حذف كرده و به جام جهاني رسيده، اما آيا ايران بخت صعود از اين گروه را دارد؟
رقيبي سخت
بدون شك، مكزيك سخت‌ترين حريف ايران است. اين تيم سرسخت در دوره‌هاي قبلي جام جهاني بسيار عالي بوده و در جام كم‌اهميت‌تر كنفدراسيون‌ها هم فوق‌العاده ظاهر شده.مكزيك در جام‌هاي قبلي تيم‌هاي بزرگي را شكست داده و تنها به دليل بدشانسي بوده كه از دور رقابت‌ها كنار رفته. اين تيم انسجام تاكتيكي بالايي دارد، در دفاع مستحكم است و در حمله خطرناك. بازي‌هاي رافائل ماركز در خط دفاعي جراردو تورادو در خط مياني و خارد بورگتي در خط حمله اين تيم صلابت خاصي به آنها بخشيده است. شايد بهتر باشد مقابل اين تيم بزرگ به نيت كسب تساوي به ميدان برويم.
يك تيم شكننده
اما هر قدر مكزيك پرتوان است، پرتغال شكننده به نظر مي‌رسد. درست است كه اين تيم بازيكنان بزرگتر و معروف‌تري نسبت به مكزيك دارد و درست است كه با بازي‌هاي درخشان توانسته در سال‌هاي گذشته اعتبار بالايي براي خود كسب كند، اما با نگاهي به بازي‌هاي اين تيم مي‌توان راه شكست اين تيم را يافت. پرتغالي‌ها نمي‌توانند بازي را برگردانند!
مشكلي به نام غرور
جام جهاني 2002 را به ياد بياوريد. پرتغال سرمست از درخشش در يورو 2000 پا به اين رقابت‌ها گذاشت. اين تيم در بازي نخست بايد به مصاف آمريكا مي‌رفت كه در آن شرايط تيم بزرگي به حساب نميآمد. غرور در بازي پرتغالي‌ها موج مي‌زد و همين باعث شد آمريكايي‌ها بتوانند از اين فرصت نهايت استفاده را ببرند. بازي به دقيق 30 هنرسيده بود كه پرتغال با سه گل عقب افتاده بود. تلاش‌هاي پرتغالي‌ها تنها منجر به زدن دو گل شده كه براي به تساوي كشاندن بازي هم كافي نبود.
يك مثال ديگر
بازي پرتغال مقابل كره جنوبي هم نشان از همين مسا‡له داشت. پرتغالي‌ها اين بار هم تيم آسيايي را حريفي آسان پنداشتند و البته بعد از اخراج ژانو پينتو به دنبال كسب تساوي بودند، اما هنگامي كه فهميدند با توجه به نتيجه بازي لهستان و آمريكا آنها حذف خواهند شد دست به حملات گسترده زدند، اما چه سود كه گل خوردند و بازي را واگذار كردند.
باز هم تو هم
پرتغال در يورو 2004 هم دچار همين توهم شد. آنها در مقابل يونان كوچك در همان بازي اول‌شان گل خوردند و ديگر نتوانستند به بازي برگردند. گل دوم يونان زماني زده شد كه پرتغال به وضوح گيج و مبهوت بود و نمي‌دانست چه كار كند. پرتغال در بازي فينال مقابل يونان هم باز دچار همين وضعيت شد، با اين تفاوت كه آنها اين بار از همان ابتدا با ترس به ميدان آمدند.
راه شكست
در مقابل پرتغالي‌ها هر بار جلوي تيمي بازي كرده‌اند كه از نظر روحي در سطح پايين‌تري قرار داشته پيروز شده‌اند. بارزترين نمونه بازي با لهستان در جام جهاني 2002 است. اين تيم اروپايي شكست را پيش از بازي پذيرفته بود در بازي هم با چهار گل مغلوب شد. اكثر تيم‌هايي كه از پرتغال شكست‌هاي سنگين پذيرفته‌اند هم همين وضعيت را داشته‌اند.
يك عامل مهم
پرتغال تيم قدرتمندي است، اما همه چيز كاملاً بستگي به شرايط روحي تيم مقابل دارد. اگر اين تيم ايمان داشته باشد كه پرتغال را مي‌برد و البته ابزار لازم براي برد را هم داشته باشد، آن گاه شرايط براي پرتغالي‌ها سخت خواهد شد، مخصوصاً آن كه حريف را دست كم بگيرند كه البته آنها نشان داده‌اند كه باز هم اين كار را خواهند كرد. اگر تيمي با ترس پا به ميدان بگذارد و ذهنيت شكست داشته باشد، باختي تلخ را مقابل اين تيم تجربه خواهد كرد. تيم ايران مي‌تواند پرتغال را شكست دهد اما بازيكنان بايد اين را كاملاً باور داشته باشند؛ اين در‌حالي است كه مثلاً باور داشتن به شكست مكزيك لزوماً منتهي به برد مقابل اين تيم نخواهد شد.
بازي سوم
در نهايت بازي با آنگولا مي‌رسد. اگر ايران از دو بازي قبلي امتيازات لازم را كسب كرده باشد در اين بازي هم موفق خواهد بود چرا كه معمولاً روال سال‌هاي گذشته اين گونه بوده بازي‌هاي مهمي كه قرار است برنده شويم را مي‌بريم. از سوي ديگر برانكو نشان داده در تورنمنت‌هاي دوره‌اي بسيار موفق عمل مي‌كند و بازي‌هاي تيمش به مرور بهتر و بهتر مي‌شود. كافي است به ياد بياوريم كه ايران در بازي‌هاي بوسان و جام ملت‌هاي آسيا بازي‌ها را چگونه آغاز كرد و چگونه ادامه داد.بازي نخست با مكزيك بسيار دشوار است اما اگر بتوانيم با نتيجه‌اي قابل قبول اين بازي را به پايان ببريم، مي‌توانيم به كسب نتايج خوب در مقابل پرتغال و آنگولا اميدوار باشيم، اگر بعد از بازي با مكزيك تيم انرژي و انگيزه كافي براي بازي با پرتغال را داشته باشد دست به هر كاري مي‌تواند بزند. صعود دور از دسترس نيست، اما بايد از توانايي‌هاي خودمان به خوبي آگاه باشيم.



جهان فوتبال

Siyavoush
28th May, 2006, 01:47 PM
مهدوي‌كيادر ليست بارسلونا
مهدي مهدوي‌كيا، بازيكن سرعتي و تكنيكي تيم ملي فوتبال ايران احتمال دارد در آينده به تيم بارسلوناي اسپانيا منتقل شود.سايت فوتبال آلمان در خبري كوتاه نوشت: لژيونر باسابقه ايراني يكي از بازيكناني است كه نامش در فهرست بازيكنان موردنظر باشگاه بارسلونا براي فصل بعد ديده شده است.اين سايت در خبر خود اين نكته را ذكر كرد كه مهدوي‌كيا با هامبورگ تا سال 2008 قرارداد داشته و تمايل زيادي دارد كه قراردادش را با اين تيم به پايان رساند.
اگر شرايط انتقال مهدوي‌كيا به تيم پرآوازه و قهرمان ليگ باشگاه‌هاي اروپا فراهم شود، مي‌تواند اولين لژيونر ايراني باشد كه به لا‌ليگا اسپانيا راه يافته است.
براي تيم ملي ايران و مهدي مهدوي‌كيا، اين يك خبر خوب است. اگر هامبورگي‌ها نسبت به مهدي، كه خالص‌ترين بازيكن سال‌هاي اخير اين باشگاه بوده، كمترين احساس ديني داشته باشند، ترتيب انتقال او را به بارسا مي‌دهند.
مهدوي‌كيا، سه سال پيش - كه هنوز كاپلو در تيم رم مربيگري مي‌كرد - مورد توجه تيم يووه قرار گرفت. مهدي، در بازي هامبورگ - يووه، يك گل زد، يك پاس گل داد و يك بار توپ را به تير عمودي سمت راست دروازه يوونتوس كوبيد و بعد از آن، نامش در ليست بازيكنان دلخواه <ليپي> وارد شد.
آن بار مهدي شانس بزرگي را از دست داد، آيا اين‌بار كه بخت بزرگ سراغ او را گرفته است از كمك و مساعدت باشگاه هامبورگ برخوردار خواهد شد؟
به نظر مي‌رسد فدراسيون فوتبال ايران بايد از تمام وزن و اعتبار خود براي عملي شدن اين انتقال استفاده كند. تصور كنيددر تيم بارسلونا يك ايراني بازي مي‌كند و تصور كنيد نسل بعدي فوتبال ايران با چه انگيزه‌ و شوقي آموزه‌هاي خود بخودي فني را مي‌آموزد.





جهان فوتبال

Siyavoush
28th May, 2006, 01:48 PM
برانكو به مكزيك مي‌انديشد، با كرواسي بازي مي‌كند
كرواسي، مكزيك نيست. بوسني هم نمي‌تواند مثل مكزيك باشد. تيم ملي امروز در شهر <اوسيك> با كرواسي بازي خواهد كرد و سه روز ديگر در تهران با بوسني. اين دو بازي مقدمه‌اي هستند براي خوب بازي كردن مردان ملي در اولين بازي جام جهاني كه مقابل مكزيك به ميدان مي‌روند.اين دو بازي و آن مسابقه اولي، خود دستمايه‌اي خواهند شد براي بازي با پرتغال كه ساعت 16/30 روز شنبه، بيست و هفتم خرداد آغاز مي‌شود.
برانكو مي‌داند كه براي مقابله با مكزيك بايد بورگتي را از هر حيث مهار كرد ولي او اين را هم در دستور كار خود قرار داده كه براي از كار انداختن <بورگتي> سرزن، لازم است هافبك راست مكزيك (بازيساز و بازي‌گردان) از چرخه حركات منظم و حساب شده مكزيكي‌ها خارج شود. آيا چنين خواهد شد؟
براي برانكو احتياط دفاعي كه نه، استحكام دفاعي در سمت چپ ميانه زمين يك اصل است، در عين حال او بايد كناره‌هاي زمين را نيز به خوبي بپوشاند. براي آن‌كه بورگتي گرفتار شود، لازم است قدرت ارسال توپ از چپ و راست زمين مكزيك به حداقل برسد و امروز در شهر <اوسيك> برانكو مجالي دارد تا اين تدبير دفاعي را به عمل درآورد.
براي تيم ملي <پرسو>ي كروات همان بورگتي سرخ پوست آز تك است. پس هم وظيفه <رحمان> امروز وظيفه‌اي خاصي است كه در جام جهاني سه بار ديگر هم مو به مو تكرار مي‌شود و هم تركيب مهدوي‌كيا و حسين كعبي و تركيب نصرتي و آندو بايد جوري بازي كنند كه مقابل مكزيك و پرتغال - و حتي آنگولا‌- لازم است بازي كنند.
تمركز دفاع نه فقط به معناي حواس جمعي كه بايد داشته باشند، بلكه با هدف پرتعداد بودن در مركزي‌ترين منطقه دفاع از اصلي‌ترين اصولي است كه امروز بايد رعايت شود و چنين است كه بازي جواد نكونام، مردي كه قرار است مكمل حركات او باشد - شايد سهراب بختياري‌زاده - اهميت خاصي پيدا مي‌كند.
شش نفر در دفاع، اين اولين دستوري است كه در حركات دفاعي تيم ملي به چشم مي‌خورد و اگر همه چيز درست پيش رود، برانكو پس از دقايقي كه از آغاز بازي گذشت تيم مسلطي را در زمين به جان حريف خواهد انداخت.
مسا‡له‌اي كه در بازي تيم ملي اولين نكته است، كم اشتباه بازي كردن است در ندادن توپ و خالي نكردن فضاي مربوط به خود - نه فقط فضاي دفاع كه فضاي حمله هم نبايد خالي بماند .-
كرواسي مكزيك نيست اما تيم ملي امروز بازي كردن با مكزيك را تكرار مي‌كند. از اين حرف چه برداشتي بايد كرد؟
خام فهمي است كه متوقع باشيم تيم ملي مو به مو دنبال انجام همان حركاتي باشد كه ما خيال مي‌كنيم قرار است در بازي با مكزيك رعايت شود. نكته اصلي در اين بازي و هر بازي ديگر اين است كه مردان تيم ملي بتوانند مهار بازي را در دست بگيرند و اراده تاكتيكي حريف را بشكنند تا اراده تاكتيكي خود را، حتي اگر به تيم مقابل تحميل نمي‌كنند، خود در تمام لحظات مسابقه به اجرا درآورند. مسا‡له اصلي اين است:
بر خود تسلط داشتن، اصول مورد نظر خود را رعايت كردن. مسلم است كه متناسب با ويژگي‌هاي حريف تدابيري براي حمله و دفاع نيز خواهيم داشت كه فراموش نكردن همين تدابير و اصرار در تكرار آنها نتيجه بازي‌هاي دوستانه است.
آنها كه خيال مي‌كنند تيم‌ها - هر تيمي كه مي‌خواهند باشند - عادت به اجراي يك نوع بازي دارند، از بيخ و بن در غلطند. فوتبال به خودي خود يك سيستم زنده است كه هم عمل دارد و عامل است و هم عكس‌العمل دارد و در اين بخش هم نيز عامل است. مسا‡له اين است كه منفعل نبايد بود، مجذوب و مرعوب نبايد بود. براي دفاع راهكارهاي موردنظر خود را - كه قابليت تبديل شدن از اين حالت به حالت ديگري را دارند - بايد به كار بست و براي حمله نيز. هدف از بازي‌هاي تداركاتي كسب مهارت در همين پيچيده بازي كردن و عمل و عكس‌العمل سيستماتيك داشتن است.
* * *
در بازي با مكزيك بايد بازي با حريف را خراب كرد. براي خراب كردن بازي مكزيك لازم است دفاعي پرتعداد - دست كم دو لايه - در همه جاي زمين داشت.
برانكو تقريباً براي پيدا كردن دو تن از مردان كليدي خود به بازي امروز نياز دارد.
در غياب علي كريمي، وحيد هاشميان و فريدون زندي - كه شايد غيبت‌شان به زودي تمام شود - بايد ديد او چه كساني را به عنوان هافبك چپ و دومين هافبك مياني انتخاب مي‌كند.
بازي در شهر اوسيك مي‌تواند صحه بگذارد بر اين انتخاب و مي‌تواند گزينش اوليه برانكو را تصحيح كند. بازي‌هاي دوستانه و تداركاتي يكي هم به اين دليل برگزار مي‌شوند. چه بسا كه او ترجيح داد آندو را به جواد نكونام نزديك كند و حتي ستار زارع را يك خط جلوتر به عنوان هافبك چپ روانه ميدان كند.
اگر قرار است در كناره‌هاي زمين دو مدافع كناري داشته باشيم پس چرا به اين احتمال نبايد فكر كرد؟
در سمت راست كعبي و مهدوي‌كيا تركيبي از همين دست را ساخته‌اند. چرا در سمت چپ از چنين امكاني استفاده نكنيم؟
آندو، جواد نكونام و پشت‌سرشان سهراب بختياري‌زاده؛ مثلثي جلوتر از دفاع مركزي؛ يك توده دفاعي كه اگر از سرعت عمل كافي برخوردار باشند به سود تيم ملي كارهاي زيادي انجام مي‌دهند. سهراب كه پشت سر آندو و جواد بازي مي‌كند، يك مثلث هم درست در قلب دفاع درست مي‌شود؛ يحيي، رحمان، سهراب و اين دست كم روي كاغذ تركيب جوري را نشان مي‌دهد.
* * *
بايد ديد در سر برانكو چه مي‌گذرد. او قبلا‌ً قول داده است ما را غافلگير كند.



جهان فوتبال

Siyavoush
28th May, 2006, 01:49 PM
برانكو: شما هم مثل من خواب پيروزي ببينيد
نگران است اما اجازه نمي‌دهد اين نگراني، شيريني حضور در جمع 32 مربي حاضر در جام جهاني را از او بگيرد.‌ نگران است اما مي‌خواهد لذت ببرد.‌ميگويد:‌ <همه اينها يك بازي است و بازي هم براي شادي و لذت بردن است.>‌تا چند روز ديگر دومين حضورش در جام جهاني را تجربه مي‌كند؛ تجربه‌اي كه قطعاً با اولي تفاوت‌هاي زيادي دارد.‌8 سال پيش وقتي به همراه چيرو به فرانسه رفت، همه كرواسي پشتش بود اما حالا نه جام جهاني فرانسه است كه ايران بعد از 20 سال به آن راه يافته باشد و صرفاً حضور قانع كننده باشد، نه او حاشيه امنيت يك مربي ديگر قرار دارد.‌
خودش است و خودش؛ ستارگان پارسي، مردان خليج فارس و يا به زبان ساده‌تر، بر و بچه‌هاي ايران را به جام جهاني مي‌برد و بايد بتواند با كمك اين بچه‌ها از حيثيت نام ايران دفاع كند.‌
برانكو احساس مي‌كند حامياني مثل مردم ايران را پشت سر خود دارد. پس با خيالي آسوده‌تر به آينده خيره مي‌شود.
به نظر مي‌رسد كمي لاغر شديد!
(با خنده) من جوان هم شدم.‌‌ لاغر شدم چون مي‌خواستم براي جام جهاني در فرم خوبي باشم و به بهترين وجه ممكن به نظر بيام.
يعني شما نگراني نداشتيد؟
چرا... داشتم! اما نگراني من نگراني شيريني است.‌ زيباترين دوران زندگي‌ام زماني است كه با بازيكنان در زمين به سر مي‌برم.‌ نگراني من اين است كه چطور تيم را به فرم ايده‌آل برسانم و چطور تمرين بدهم كه اين هم شيرين است.‌
من نگراني اين را دارم كه چطور در يك مسابقه حاضر شوم اما حتي اين را هم براي خودم نگراني ناراحت كننده نمي‌دانم بلكه اين نگراني براي من تقدس دارد.‌
شما حتي همزمان با رقابت‌هاي بوسان و بعد از اين بازي‌ها كه انتقادها براي ماندن شما زياد بود، خيال‌تان راحت بود و خودتان را سرمربي ايران مي‌دانستيد؟
نگراني كه هميشه وجود دارد ‌اما من به كار خودم و به بازيكنان اعتقاد دارم و البته معتقدم كه اين كار مي‌تواند نتيجه در پي داشته باشد.‌ نگراني‌هاي متداول، هميشه هستند، اما من بر اين باورم كه نگراني و مشكل، انسان را قوي‌تر مي‌كند.‌
من اين را به عنوان يك بار تلقي نمي‌كنم بلكه به عنوان يك مسوِوليت، يك تعهد حرفه‌اي و نگراني براي زندگي‌ام تلقي مي‌كنم اما اين را هم خوب مي‌دانم كه اين يك بازي است و بازي يعني شادي.‌ بنابراين بايد از همين بازي لذت برد.‌
طبيعتاً گاهي شرايطي را به همراه مي‌آورد كه چندان خوشايند نيست ولي نگراني من نسبت به نگراني سايرين چيزي به حساب نمي‌آيد.‌
ما تلاش مي‌كنيم كه وارد مسايل فني نشويم پس مي‌خواهيم در رابطه با روياهاي‌تان در جام جهاني چه از لحظه ورود و چه در طول بازي‌ها و.‌.‌.‌‌ براي ما بگوييد.‌
من روياي خودم را صاحب هستم و معتقدم هر شخص در زندگي و يا كارش بايد صاحب رويا باشد و براي آن زندگي كند.‌ با اين حساب من هم روياي خودم را صاحب هستم.‌‌ اولين روياي من حضور در جام جهاني بود.‌‌روياي ديگرم هم اين است كه آنجا خوب بازي كنيم، پيروز شويم و به دور دوم صعود كنيم.‌
هر شب پيش از خواب، تلاش مي‌كنم كه اين تصويرها را كنار هم بچينم.‌ تصاوير مسابقات، به ثمر رسيدن گل‌ها، پيروزي و در نهايت تصاوير شادي‌ها را كنار هم مي‌گذارم و مي‌خوابم.‌
بين ايراني‌ها اين طور مرسوم است كه خواب ابتداي صبح تعبير مي‌شود.‌ خواب پيروزي در آلمان معمولاً كي به ذهن‌تان وارد مي‌شود‌؟
(مي‌خندد) من با فكر پيروزي به خواب مي‌روم و با همين فكر بيدار مي‌شوم.‌ حتي در طول روز هم اين افكار را مرور مي‌كنم.‌ بنابراين همه چيز را روشن مي‌بينم؛ اگر شرايط خوب باشد.‌
نقطه هدف ما ايراني‌ها در جام جهاني صعود به مرحله دوم است تا كشورمان مطرح شود.‌ شما چه هدفي را در جام جهاني دنبال مي‌كنيد؟ مي‌خواهيد به منتقدان‌تان چيزي را ثابت كنيد يا اين‌كه هدف ديگري داريد؟
منتقدان از نظر من چندان مورد توجه نيستند بلكه نگاه من به ملت ايران است.‌ من مي‌خواهم مردم ايران شاد شوند چون شادي كه طي چهار سال گذشته، تيم‌ملي به ايراني‌ها داده است، بزرگترين حقوق و عامل اصلي رضايت‌مندي من است.‌
من خوشحالم كه اجازه ندادم ملت ايران ما‡يوس شوند و تصور كنند كه روي اعتمادشان به تيم‌ملي قمار كرده‌اند.‌ دراين مدت تنها‌ترسي كه داشتم، اين بود.‌ الان هم همين‌ترس دوباره به سراغم آمده‌، چراكه نمي‌خواهم ملت ايران ما‡يوس شوند و طي اين مدت سعي كردم واقعاً هر چه كه در توان و در دانش داشتم، به كار بگيرم تا خوبي‌هاي اين مردم جبران شود.‌
من نمي‌دانم آيا فرصت خواهم داشت حس خوبي را كه مردم ايران به من منتقل كردند را جبران كنم يا نه؟ با اين حساب رضايت خاطر مردم بزرگترين هدف من در جام جهاني است.‌‌
در اين ميدان تلاش نمي‌كنم كه نظر منتقدان را جلب كنم چون ظرف چهار سال، وقتي تيم‌ملي موفق شده كه 75 درصد مسابقاتش را به پيروزي ختم كند و فقط 3 مسابقه رسمي را واگذار كند، ديگر نيازي به اثبات ندارم.‌ تيم‌ملي بزرگسالان ايران سزاوار تعريف است.‌
شما تجربه حضور در جام جهاني با كرواسي را هم داريد.‌ شرايط تيم‌ملي كرواسي با ايران را مقايسه كنيد.‌
سخت است كه بخواهم بين ايران 2006 و كرواسي 98 يكي را انتخاب كنم‌ البته كاري كه در تيم كرواسي انجام داديم، با آنچه كه در ايران صورت گرفت، قابل مقايسه نيست.‌
كرواسي كشور من است و به سختي مي‌شود كه چنين شادي را دوباره تكرار كرد.‌ آن موقع از سراسر كشور ما كه 4/5 ميليون نفر جمعيت دارد، 2 ميليون نفر براي استقبال از تيم‌ملي آمدند.‌ طبيعتاً اگر اين اتفاق با ايران هم رخ دهد، 70 درصد مردم شادي مي‌كنند.‌ با اين حساب اين جام جهاني با ايران هم براي من از حساسيت ويژه‌اي برخوردار است.‌
سرمربيگري تيم‌ملي افتخار بزرگي است كه اين بار نصيب من شده است.‌‌ اين از نظر من افتخار بزرگي است كه يكي از 32 مربي‌اي هستم كه موفق شدند به جام جهاني بروند و جزو شش مربي هستم كه براي بار دوم راهي جام جهاني شده‌اند.‌
بازيكنان حال حاضر ايران با بازيكنان 98 تيم‌ملي كرواسي چه تفاوت‌هايي دارند؟
سال 98 در كرواسي شور و اشتياق متفاوتي بود.‌ جمهوري كرواسي موفق شده بود كه قدم به عرصه كشورهاي مستقل بگذارد و واقعاً سخت است كه بشود آن وضعيت را با شرايط فعلي مقايسه كرد.‌ تيم‌ملي كرواسي سال 98‌، بازيكناني داشت كه در تيم‌هاي بزرگ مانند رئال، بارسلونا و.‌.‌.‌‌ بازي مي‌كردند.‌
اينها بازيكناني بودند كه وقتي در رده سني زير 21 سال با هم بازي مي‌كردند، موفق شده بودند قهرمان جهان شوند.‌ تيم‌ملي ايران بسيار منسجم و به اعتقاد من بسيار با كيفيت است و درمجموع فقط دو بازيكن داريم كه سن‌شان بالا است، علي دايي و يحيي گل‌محمدي.‌
ساير بازيكنان در ايده‌آل‌ترين رده سني قرار دارند و به طور حتم، اين بازيكنان هم با وجود يك شرايط خوب مي‌توانند نتايج بسيار خوب را كسب كنند.‌ به دفعات ثابت كرديم كه هم صاحب كيفيت و هم صاحب قدرت هستيم.‌
واقعيتي كه در جام جهاني وجود دارد اين است كه در كنار عملكرد فني بازيكنان، ما به كمي خوش‌شانسي هم نياز داريم.‌ شما نقش كدام يك را موِثرتر مي‌دانيد؟
نمي‌توانيم اين دو موضع را از هم تفكيك كنيم.‌ من به عنوان كارشناس متخصص موظف هستم كه در همه زمينه‌هاي فكري و فني حداكثر توانم را به كارگيرم تا بتوانم از نظر فني تيم را آماده كنم.‌
من مي‌توانم بسيار كامل كار كرده و بازيكنان را آماده كنم اما اگر بازيكنان و ما، شانس ورزشي نداشته باشيم، آن وقت نتيجه هم كسب نمي‌شود.‌ ما بايد شانس بياوريم كه در موقعيت‌هاي حساس، توپ را تبديل به گل كنيم.‌ در سوئيس ما هر مسابقه‌اي را مي‌توانستيم با 10 گل ببريم اما اولين مسابقه ما 2 بر يك شد و در دقايق پاياني گل برتري را زديم.‌
بازي دوم را 5 بر صفر و سومي را هم 3 بر صفر برديم.‌ اين يعني بدشانسي البته اگر فقط به اميد شانس پا به يك مسابقه بگذاريم، شانس هرگز به سوي ما نمي‌آيد.‌ من بر اين باورم كه با بالا بردن سطح كيفي كار مي‌توانيم شانس را تحريك كنيم كه به سمت ما بيايد.‌
به بازي پرسپوليس و نوژن نگاه كنيد.‌ در ضربه آخر پنالتي، توپ به شانه دروازه‌بان خورد و وارد دروازه شد.‌ اگر اين توپ به بيرون مي‌رفت، يك فاجعه براي پرسپوليس رخ مي‌داد اما توپ گل شد و الان همه چيز براي اين تيم عالي است.‌
اگر توپي يك سانتي‌متر به چپ مي‌رفت، مربي تيم مربي فاجعه‌آميز مي‌شود و يك سانتي‌متر هم به راست، مربي تيم موفق ناميده مي‌شود.‌
آقاي برانكو،‌‌درست 6 سال پيش بود كه در يك روزنامه عكس آقاي بلاژويچ را در كنار عكس رئيس جمهوري وقت ايران چاپ كردند و عنوان كردند كه محبوبيت بلاژويچ به رئيس جمهور ايران نزديك شده است اما با اين حال، آقاي بلاژويچ هم فراموش شدند.‌ شما براي ماندگاري در ذهن مردم ايران چكار كرديد؟
اين موضوع را هيچ كس نمي‌تواند رهبري كند.‌ من فقط انتظار دارم كه مردم به كارم احترام بگذارند چون مدت 5 سال است كه سرمربي تيم‌ملي ايران هستم و 4 قرارداد امضا شده به عنوان سرمربي اين تيم دارم.‌
قرارداد سرمربيگري ايران با من به امضا رسيد اما نه به خاطر اين‌كه كسي پسر خاله من بود، بلكه كار و نتيجه من توانسته شخص استخدام كننده من را قانع كند.‌ در واقع من بهترين هيا‡ت ژوري را دارم كه مدام كارم را ارزيابي مي‌كند و نامش مردم است.‌
اين مردم از بازي و نتايج تيم‌ملي راضي هستند.‌‌ اين روشن است كه همه ما روزي به تاريكي فراموشي مي‌رويم و البته بر من واضح است كه در آينده، دوستاني مي‌آيند كه از من بهتر هستند، اما انتظار دارم نتايجي كه در دوره مربيگري من كسب شد و كار انجام شده، در سطحي قرار بگيرد كه بتوان بر آن ارزش گذاشت.‌
البته من به وضوح مي‌بينم كه مردم ايران به نتايج كسب شده احترام مي‌گذارند.‌ محبت مردم ايران را هرگز و هيچ كجاي دنيا نديدم.‌
ما مي‌توانستيم از اين قوي‌تر هم باشيم يا نه؛ حداكثر كاري كه مي‌شد براي تيم‌ملي انجام داد، همين قدر بود؟
طبيعتاً يكي از تكاليف من اين است كه تيم با اردوهاي آماده‌سازي، انتخاب‌هاي مداوم،‌ استعداديابي و.‌.‌.‌‌ آن هم در يك جو خاص، مدام رشد داشته باشد اما اين راه را يك شبه نمي‌توان طي كرد و يك پروسه چند ساله بايد طي شود.‌ تيم‌ملي اين نتايج را كسب كرد چون بازيكنان باكيفيتي دارد كه با كيفيت هم انتخاب شده‌اند و پتانسيل لازم را براي رشد دارند.‌
اين بازيكنان موفق شدند كه بر برنامه‌هايي كه ارائه مي‌دهم، مسلط شوند.‌ حتماً دقت كرده‌ايد كه كيفيت و نوع بازي تيم‌ملي ايران هر سال بهتر مي‌شود.‌ تيم‌ملي ايران پيش از حضور من به سختي بازي مي‌كرد اما الان تقريباً تمامي تيم‌هاي عربي را به راحتي و قاطعانه شكست مي‌دهيم؛ اين يعني پيشرفت.‌
كره و ژاپن هميشه تا حدودي مشابه ما بازي كردند كه يكي از آنها مقام چهارم جام جهاني را دارد و ديگري به مرحله يك چهارم نهايي راه پيدا كرده است البته نه چهل سال پيش، بلكه چهار سال پيش.‌
منظور شما اين است كه تيم‌ملي بيشتر از اين جاي رشد نداشته؟
هيچ محدوديتي وجود ندارد.‌ ما نمي‌توانيم براي موفقيت يك تيم سقفي تعيين كنيم و وقتي به آن حد رسيديم، بگوييم ديگر كاري نداريم بلكه هميشه مرزها بايد شكسته شود.‌ يك مربي مدام بر روي اين مسا‡له تمركز دارد كه چطور رو به جلو حركت كند؛ نه به لحاظ نتيجه و نه به لحاظ رده‌بندي در جهان.‌ به هر جهت اين جام جهاني است.‌
مسا‡له مهم در اينجا اين است كه ايران بايد ملاك‌ها را تغيير دهد.‌ اين رقابت‌ها در سطح آسيا نيست بلكه گام ديگري بايد در جهت رسيدن به كيفيت اروپايي برداشته شود.‌ تنها تيمي كه در ايران طي 4 سال گذشته توانسته نتيجه كسب كند، تيم‌ملي ايران بوده و متا‡سفانه هيچ كدام از باشگاه‌ها در رقابت‌هاي آسيايي، حرفي براي گفتن نداشتند.‌
براي نمونه، فولاد، سپاهان و.‌.‌.‌‌ هيچ كدام نتوانستند كاري از پيش ببرند و تنها نتايج بين‌المللي توسط تيم‌ملي بزرگسالان به دست آمده است، اما همه از اين واقعيت چشم‌پوشي مي‌كنند.‌
دادكان گفته كه بعد از جام جهاني مي‌رود. برنامه شما بعد از جام جهاني چيست؟
قبل از هر چيز اين بستگي به دو طرف دارد.‌ اول فدراسيون بايد ببيند كه منافعش تا‡مين مي‌شود يا خير؛ از آنجايي كه فعلاً رويدادي مثل جام جهاني را در پيش داريم و همين طور دغدغه‌هايي كه دكتر دادكان دارند، هنوز درباره اين موضوع با هم صحبت نكرديم.‌
در مجموع تصميم‌گيري خيلي سخت است چون يك نفر راضي است و ديگري نيست.‌ در حال حاضر فشار بسياري روي دكتر وجود دارد و از قرار معلوم صاحبان منافع بسياري در اين بين هستند كه دكتر دادكان نخواستند در اين زمينه صحبتي با من به ميان بياورند.‌
تنها چيزي كه در اين ميان عادي خواهد بود، اين‌كه بعد از تمام نتايج از من سوِال شود آيا مي‌خواهم قراردادم را تمديد كنم يا خير.‌ معمولاً بعد از مسابقات، مسوِولان فدراسيون شرايط سختي دارند چون بايد براي تمديد قرارداد و يا استخدام مربي جديد موقعيت‌هاي مختلف را در نظر بگيرند.‌
شما احساسي تصميم مي‌گيرد يا منطقي؟
احساسات بايد در كار ما حداقل جايگاه را داشته باشد.‌ البته ايده‌آل اين است كه بتوانيم احساسات را در مسيري حركت دهيم كه به ما در جهت رسيدن به آرزوهاي‌مان كمك كنند.‌ ما حرفه‌اي هستيم و مي‌رويم به جايي كه خواهان ما هستند و شرايط بهتري را مهيا مي‌كنند.‌
مربي اهل ريسكي هستيد؟
برخلاف آنچه كه گفته مي‌شود من مربي اهل ريسكي نيستم، بسيار دوست دارم ريسك كنم.‌ اگر اهل ريسك نبودم، به ايران نمي‌آمدم.‌ جوان‌ها و بازيكنان جديد را براي اولين بار به تيم‌ملي دعوت نمي‌كردم.‌
حتي اين قدر راحت به آنها فرصت نمي‌دادم.‌ اگر اهل ريسك نبودم، مثل مربيان قبلي، 10 بازيكن از استقلال و 10 بازيكن از پرسپوليس دعوت مي‌كردم، همه هم راضي و قانع بودند.‌
به عنوان آخرين سوِال؛ با حضور شما درايران به طور حتم تغييراتي در تيم‌ملي ايجاد شده اما آيا در خود شما هم تغييري صورت گرفته است؟
من را به اين خاطر استخدام كردند كه تغييراتي را در خصوص استانداردها و سطح كار تيم‌ملي ايجاد كنم و فكر مي‌كنم دراين زمينه‌ها گام‌هاي بزرگي برداشته‌ايم.‌ الان در تيم‌ملي بسياري از عادت‌هاي متداول كه در دنيا مرسوم است، رايج شده است.‌
شيوه تفكرات و حتي عادت‌هايي مانند نوع تمرين و استراحت تغيير كرده است.‌ تيم‌ملي ايران مانند ساير تيم‌هاي ملي كارش را به صورت عادي انجام مي‌دهد‌ البته وقتي فردي در يك محيط قرار مي‌گيرد، تا حدودي تا‡ثيرپذيري هم از محيط دارد اما از آنجايي كه من مربي هستم، سعي مي‌كنم تا‡ثيرپذيري‌ام از محيط را كاهش دهم.‌
البته در ايران رعايت احترام پيشكسوت و سلسله مراتب را ياد گرفتم.‌ اين مسا‡له در ايران يك پيش شرط است و من هم به آن احترام مي‌گذارم.‌
گفت‌وگو: ايرانيوز



جهان فوتبال

nima_realmadrid
28th May, 2006, 06:11 PM
اینكه بازیكن كجا بازی كنه زیاد مهم نیست.فرهاد درسته می تونست بره اروپا ولی به دلایل شخصی نرفت.اونش به خودش مربوطه نه كس دیگه.مسئله اینه كه وقتی یك بازیكن خوب بازی می كنه باید دعوت بشه.تیم ملی جای بازیكنان اماده است نه جای اسم ها.چند ساله فوتبال ایران داره به خاطر علی دائی ضربه می خوره؟؟؟از سال 2000 تا الان 3 تا بازی درست و حسابی كسی ازش ندیده.n تا گل به گوام و مالدیو وووو زده داره نون همونا رو می خوره.هاشمیان چند وقته گل نزده؟؟؟چرا نباید به بازیكنای اماده بازی داد.این بحث قدیمی شده و الان هم وقتش نیست ولی یه روزی باید این اقای برانكو تاوان هدر دادن استعداد های سامره مجیدی خطیبی عنایتی نوازی باقری و مبعلی رو بده.این رو مطمئن باشید.
یه سوال از طرفداران اقای برانكو دارم:چرا تو این 5 ساله كه این اقا افتاده رو فوتبال مملكت ما حتی یك تیم در پیت هم بهش پیشنهاد مربیگری نداده؟؟؟؟در صورتی كه خود همین هان با 3-4 ماه حضور در ایران 3-4 پیشنهاد خوب بهش رسیده.جواب این سوال من رو یكی بده واقعا ممنون می شم

عبدالله
28th May, 2006, 06:12 PM
یه نكته هستش كه در مورد مجیدی و كلا فوتبال امارات بگم

ببنید فوتبال امارات یه فوتبال عادی نیست و خیلی با نقاط دیگری دنیا فرق داره
دلیلش هم به خاطر طرز تفكری هستش كه اعراب اینجا نسبت به تیمهای فوتبالشون دارند و در كل چیزهایی عجیبی از بازیكنها میخواهند
من خودم همیشه یكی از كسانی هستم كه در همه حال سعی میكنم استادیوم برم و بازیها رو از نزدیك ببینم حتی اگه بازیكن ایرانی هم در میدان نباشه میرم استادیوم چون هوادار الاهلی هستم و تمامی بازیهای این تیم رو میبینم

مردم اینجا یه جوری دیگه به فوتبالیستهای خارجی یا به قولی اجنبی نگاه میكنند چون هر تیمی بیشتر از دو بازیكن اجنبی نمیتونه داشته باشه همه هوادارنشون انتظار دارند اون دو بازیكن همه كار در زمین بكنند
دریبل بدهند گل بزنند پاس گل بدهندو ...
در این بین ما بازیكنای زیادی داشتیم كه به امارت اومدن میشه به امثال پاتریك اندرسون (اگه اشتباه نكنم)بازیكنی كه در بایرن بازی میكرد و به تیم الوحده پیوست اشاره كرد كه فقط بعد از سه چهار بازی از اینجا رفت چون نتونست خودش رو با محیط اینجا وقف بده

ادمیلسون بازیكن تیم ملی برزیل در همین سالیان اخیرهم بعد از 4 ماه از العین رفت و...

بازیكنان ایرانی زیادی هم به اینجا اومدند از جمله حامد كاویانپور علی دایی مهرداد میناوند ستار همدانی علی باغمیشه و... كه موفق نبودند
با توجه به این تفاصیل باید عرض كنم كه فوتبال بازی كردن در اینجا برای یه بازیكن خارجی خیلی سخت تر از بازی كردن در لیگ ایران هستش

همین مهرداد اولادی كه چند ماه پیش به اینجا اومد و در ابتدا راه هم خیلی عالی كار كرد و الان هم خوب بازی میكنه اما فقط چند بازی هستش كه گل نزده باور كنید من خودم در ورزشگاه بودم كه علیه اولادی خیلی شعار دادند چون فقط در چند بازی گل نزده حالا اینكه برای تیمش موثر ثمر بوده و پاس گل داده همش كشك

به همین خاطر من همیشه گفتم مجیدی واقعا بازیكن بزرگیه كه تنوسته خودش رو در بین این ملت یا قوم جا بندازه در هر تیمی هم كه رفته موفق بود چه در الوصل چه در اون مقطعه ای كه در العین بازی كرد و چه الان كه در الاهلی هستش

در مورد مجیدی این نكته رو هم بگم به نظر من دلیل اصلی دعوت نشدنش به تیم ملی اینه كه اردوی تیم ملی رو ترك كرد و برانكو هم ادمی هستش كه همه چیز رو به دل میگیره همون طور كه مدتها عنایتی رو صرفا به خاطر مصاحبه هاش دعوت نمیكرد
ولی در كل من حق مجیدی رو خیلی بیشتر از برهانی و خطیبی میدونم ولی فكر نمیكنم به این دو در جامجهانی بازی برسه

moh.santia
28th May, 2006, 06:31 PM
خوب اینكه مجیدی تونسته خودش رو تو لیگ امارات جا بندازه دلیل بر بزرگ بودن و خوب بودنش نیست!! همین كه شما میگی بازیكنهای خاصی( نه بهتری) میتونن در امارات موفق باشن!! به نظر شما مجیدی از بازیكنی كه قبلا در بایرن بوده، بهتره؟!! اصلا یه چیز دیگه به نظر شما اگه شوچنكو بیاد امارات و نتونه دل شیخ ها رو راضی كنه، یعنی از مجیدی كمتره؟!!:4: خیر امارات میدانی نیست كه بشه، بازیكنها رو از لحاظ فنی تشخیص داد!!

moh.santia
28th May, 2006, 06:37 PM
اینكه بازیكن كجا بازی كنه زیاد مهم نیست.فرهاد درسته می تونست بره اروپا ولی به دلایل شخصی نرفت.اونش به خودش مربوطه نه كس دیگه.مسئله اینه كه وقتی یك بازیكن خوب بازی می كنه باید دعوت بشه.تیم ملی جای بازیكنان اماده است نه جای اسم ها.چند ساله فوتبال ایران داره به خاطر علی دائی ضربه می خوره؟؟؟از سال 2000 تا الان 3 تا بازی درست و حسابی كسی ازش ندیده.n تا گل به گوام و مالدیو وووو زده داره نون همونا رو می خوره.هاشمیان چند وقته گل نزده؟؟؟چرا نباید به بازیكنای اماده بازی داد.این بحث قدیمی شده و الان هم وقتش نیست ولی یه روزی باید این اقای برانكو تاوان هدر دادن استعداد های سامره مجیدی خطیبی عنایتی نوازی باقری و مبعلی رو بده.این رو مطمئن باشید.
یه سوال از طرفداران اقای برانكو دارم:چرا تو این 5 ساله كه این اقا افتاده رو فوتبال مملكت ما حتی یك تیم در پیت هم بهش پیشنهاد مربیگری نداده؟؟؟؟در صورتی كه خود همین هان با 3-4 ماه حضور در ایران 3-4 پیشنهاد خوب بهش رسیده.جواب این سوال من رو یكی بده واقعا ممنون می شم

اول من بعضی از جمله هایی رو كه گفتی متمایز كردم، فكر كنم خودش 1 دنیا جواب باشه:cools:

عبدالله
28th May, 2006, 08:18 PM
خوب اینكه مجیدی تونسته خودش رو تو لیگ امارات جا بندازه دلیل بر بزرگ بودن و خوب بودنش نیست!! همین كه شما میگی بازیكنهای خاصی( نه بهتری) میتونن در امارات موفق باشن!! به نظر شما مجیدی از بازیكنی كه قبلا در بایرن بوده، بهتره؟!! اصلا یه چیز دیگه به نظر شما اگه شوچنكو بیاد امارات و نتونه دل شیخ ها رو راضی كنه، یعنی از مجیدی كمتره؟!!:4: خیر امارات میدانی نیست كه بشه، بازیكنها رو از لحاظ فنی تشخیص داد!!
ببین ممد جان
من کاری ندارم که مجیدی از نظر فنی بهتر از دایی هستش یا نه اما شاید خیلی ها فکر میکنند سطح فنی لیگ امارت پایین هستش ولی من به جرات میگم سطح فنی لیگ امارات خیلی از ایران بالاتر هستش هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمنیت اینجا بهتر از ایران هستش
برات مثال میزنم باشگها های اماراتی در جام قهرمانان اسیا در این چند ساله واقعا عالی کار کردند و نتایج خیلی خوبی رو گرفتند العین یه بار قهرمان شد و یه بار هم نایب قهرمان
در یک دوره هم امارت سه سهمیه در مرحله یک چهارم داشت درحالی که ما هیچ نمیانده ای در این چند ساله بجز پاس در یک چهارم نداشتیم به هر حال اومدن مربیان بزرگ خارجی به اینجا هم میشه یکی از پونهای بهتر لیگ اینجا عنوان کرد
بازیکن باید خیلی تلاش بکنه تابتونه خودش رو در اینجا جا بندازه
فرهاد هم در طی این سالها واقعا عالی کار کرد و پیشنهادات خوبی از تیمهای اروپایی به واسطه بازی در این جا دریافت کرد
مثلا رولند کمن زمانی که به اینجا اومد وبازی فرهاد رو دید ازش خواست به تیم اژاکس بیاد

یا سانگو که از العین به کایزسلاترن رفت ...
به هر حال من فکر میکنم در کل فوتبال اینجا در رده باشگهای از ایران بالاتر باشه

من نگفتم باید شیخ راضی باشه هر جا که ادم بازی بکنه یه جو وجود داره اینجا جوش خیلی بدتر از ایران میتونه باشه برای بازیکن اجنبی

اگه کریمی 4 سال اینجا بازی نکرده بود قطعا نمیتونست در بایرن خودش رو به راحتی وقف بده خود کریمی هم بارها به این نکته اشاره کرده

اینجا میتونه یه پیش زمینه ای برای پیشرفت باشه البته اگه خود بازیکن بخواهد

مشکل برانکو هم سطح فنی مجیدی نیست اگه این طور بود نباید نکونام را دعوت میکرد چون داره در لیگ امارات بازی میکنه

ویا قبلا نباید دایی به تیم ملی دعوت میشد و یا کاظمیان به تیم ملی مشکل چیزهای دیگه است

Siyavoush
28th May, 2006, 08:49 PM
مگه من گفتم به كسی مربوطه كجا بازی میكنه؟میگم اگر بازیكن خوبی بود میرفت اتریش یا همون ایران میموند
خودش میدونه كه لیگ امارات ارزش نداره
یك بازی فنی تو نمیبینی توش
و سر بازیكنهای خارجیش میچرخه و اونایی كه خوب بلدن دریبل بزنن
كریمی مگه نمیتوسن تو امارات بمونه؟
پولش رو هم میگرفت ولی قهمید كه اونجا جای پیشرفت نیست
چرا مبعلی میخواد بره اروپا؟
خودش بهتر میدونه كه امارات جای پیشرفت نیست
ولی یه چیزی
واقعا هر بازیكنی هر جا بازی كنه مهم نیست؟
یعنی مجیدی از عنایتی یا هاشمیان كه در لیگ ها ایارن و المان موفق بودند بهتره؟
یادمون نره
اگر همین هاشمیان نبود ما جامجهانی نبودیم
2 تا به ژاپن و 2 تا به قطر در دو بازی مهم زد


تیم ملی از بعد از جام ملتها 18 بازی انجام داده در تقریبا 2 سال
در این 18 بازی دایی در 17 بازی بازی كرده گل در این 17 بازی زده
در 13 بازی صبا هم در این فصل 11 گل زده

این بد بخت دیگه چه غلطی باید بكنه ؟



برانكو پیشنهادات زیادی از باشگاههای عربی داشته
خودتون هم بهتر میدونید
از تیم امید چین هم پیشنهاد داشت تا اینكه تیمشون رو برای سال 2008 اماده كنه
یعنی این واقعا دلیل میشه؟

باقری درست جریانش مثل مجیدی هستش
5 سال پیش گفت خداحافظ تیم ملی
خونه خاله نیست كه هر وقت نزدیك یك تورنمت بزرگ شد همه بگن ما هم هستیم

moh.santia
28th May, 2006, 09:47 PM
ببین ممد جان
من کاری ندارم که مجیدی از نظر فنی بهتر از دایی هستش یا نه اما شاید خیلی ها فکر میکنند سطح فنی لیگ امارت پایین هستش ولی من به جرات میگم سطح فنی لیگ امارات خیلی از ایران بالاتر هستش هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمنیت اینجا بهتر از ایران هستش
برات مثال میزنم باشگها های اماراتی در جام قهرمانان اسیا در این چند ساله واقعا عالی کار کردند و نتایج خیلی خوبی رو گرفتند العین یه بار قهرمان شد و یه بار هم نایب قهرمان
در یک دوره هم امارت سه سهمیه در مرحله یک چهارم داشت درحالی که ما هیچ نمیانده ای در این چند ساله بجز پاس در یک چهارم نداشتیم به هر حال اومدن مربیان بزرگ خارجی به اینجا هم میشه یکی از پونهای بهتر لیگ اینجا عنوان کرد
بازیکن باید خیلی تلاش بکنه تابتونه خودش رو در اینجا جا بندازه
فرهاد هم در طی این سالها واقعا عالی کار کرد و پیشنهادات خوبی از تیمهای اروپایی به واسطه بازی در این جا دریافت کرد
مثلا رولند کمن زمانی که به اینجا اومد وبازی فرهاد رو دید ازش خواست به تیم اژاکس بیاد

یا سانگو که از العین به کایزسلاترن رفت ...
به هر حال من فکر میکنم در کل فوتبال اینجا در رده باشگهای از ایران بالاتر باشه

من نگفتم باید شیخ راضی باشه هر جا که ادم بازی بکنه یه جو وجود داره اینجا جوش خیلی بدتر از ایران میتونه باشه برای بازیکن اجنبی

اگه کریمی 4 سال اینجا بازی نکرده بود قطعا نمیتونست در بایرن خودش رو به راحتی وقف بده خود کریمی هم بارها به این نکته اشاره کرده

اینجا میتونه یه پیش زمینه ای برای پیشرفت باشه البته اگه خود بازیکن بخواهد

مشکل برانکو هم سطح فنی مجیدی نیست اگه این طور بود نباید نکونام را دعوت میکرد چون داره در لیگ امارات بازی میکنه

ویا قبلا نباید دایی به تیم ملی دعوت میشد و یا کاظمیان به تیم ملی مشکل چیزهای دیگه است


سیا راست میگه!! تیمهای اماراتی، هیچی به جز یكی دو بازیكن خارجی كه میگیرن ندارن!!
ضمنا دایی و نكونام كه دعوت میشن، قبلا جای ثابت خودشون رو پیدا كردن، اما مجیدی خیر!!

moh.santia
28th May, 2006, 09:55 PM
مگه من گفتم به كسی مربوطه كجا بازی میكنه؟میگم اگر بازیكن خوبی بود میرفت اتریش یا همون ایران میموند
خودش میدونه كه لیگ امارات ارزش نداره
یك بازی فنی تو نمیبینی توش
و سر بازیكنهای خارجیش میچرخه و اونایی كه خوب بلدن دریبل بزنن
كریمی مگه نمیتوسن تو امارات بمونه؟
پولش رو هم میگرفت ولی قهمید كه اونجا جای پیشرفت نیست
چرا مبعلی میخواد بره اروپا؟
خودش بهتر میدونه كه امارات جای پیشرفت نیست
ولی یه چیزی
واقعا هر بازیكنی هر جا بازی كنه مهم نیست؟
یعنی مجیدی از عنایتی یا هاشمیان كه در لیگ ها ایارن و المان موفق بودند بهتره؟
یادمون نره
اگر همین هاشمیان نبود ما جامجهانی نبودیم
2 تا به ژاپن و 2 تا به قطر در دو بازی مهم زد


تیم ملی از بعد از جام ملتها 18 بازی انجام داده در تقریبا 2 سال
در این 18 بازی دایی در 17 بازی بازی كرده گل در این 17 بازی زده
در 13 بازی صبا هم در این فصل 11 گل زده


این بد بخت دیگه چه غلطی باید بكنه ؟



برانكو پیشنهادات زیادی از باشگاههای عربی داشته
خودتون هم بهتر میدونید
از تیم امید چین هم پیشنهاد داشت تا اینكه تیمشون رو برای سال 2008 اماده كنه
یعنی این واقعا دلیل میشه؟

باقری درست جریانش مثل مجیدی هستش
5 سال پیش گفت خداحافظ تیم ملی
خونه خاله نیست كه هر وقت نزدیك یك تورنمت بزرگ شد همه بگن ما هم هستیم


بعضی از حرفهای سیا خیلی به دلم نشست كه مشخص كردم!!

shayan10
29th May, 2006, 12:11 AM
ایران خدایی خوب بازی كرد.یعنی خیلی بهتر از اون چیزی كه بعضیا فكر می كردن بازی می كرد.هر چند دفاعش هنوز مشكل داشت و از همه مهمتر میرزاپورش حاله ادمو می گرفت.اون اشتباه اخر بازی رو رحمان رضایی و زمین هم بی تاثیر نبودن ولی به غیر از اون اشتباه از همه حركات میرزاپور معلوم بود اعتماد به نفسش خیلی پایینه,تا جام جهانی هم دیگه چیزی نمونده ونمیشه كاریش كرد
تیموریان خیلی خوب بازی می كرد و كریمی هم با اینكه تو پسته اصلیش نبود خوب بود ولی مهاجما اصلا خوب نبودن.دایی كه بیشتر از اینكه جلو باشه عقب بود و هاشمیان هم فقط بازی رو از سرعت مینداخت.وقتی قراره ما تو جام جهانی از پد حمله ها استفاده كنیم چه گیریه دو تا مهاجم قدرتی رو بذاریم خطه حمله؟همون برهانی و خطیبی تو این سیستم خیلی موثرترن
كرواسی هفته پیش 4 تا به اتریش زد و خیلی قبلش ارژانتینو برده(هر چند شرایطه اون بازی با بازی ایران فرق داشت)ولی ما تا 2 تانیه مونده به اخره بازی داشتیم می بردیمشون
درسته این بازیا زیاد مهم نیستن ولی به نظره من با این بازی میشه به تیم ملی امیدوار بود

nima_realmadrid
29th May, 2006, 12:17 AM
ببینید اصلا بحث لیگ ها رو بی خیال.این رو همه می دونند كه خط حمله پستیه كه علاوه بر تجربه و توانائی فنی به مسائل روحی روانی و ذهنی هم ربط داره.مثلا امسال رائول و در بعضی مواقع رونالدو از سولدادو هم ضعیف تر بودند.درست اینه كه همیشه به مهاجم های اماده بازی برسه نه به نام ها.
بازی امروز ایران رو دیدید؟؟؟اقا یك نفر یك حركت مثبت از دائی تو این بازی به من نشون بده من هر چی بگه قبول می كنم!!!امروز چیكار كرد؟؟؟چرا خطیبی و عنایتی امتحان نشدن؟؟؟بابا دائی یه زمانی بهترین بازیكن اسیا بود.چه ربطی به الان داره؟؟؟مهاجم ها ماه به ماهشون با هم فرق داره.باید مهاجم های اماده بازیكنن.همون كاری كه لیپی در ایتالیا انجام داد و كاسانو و ویری رو به المان نبرد.مطمئنا اگه در تورنمنت بعدی دل پیرو ضعیف باشه او هم دعوت نمی شه.تیم ملی جای شایسته هاست و لا غیر.
در ضمن سیا جون اون امار مربوط به علی دائی كه دادی خوانا نبود.درستش رو با جزئیات بنویس تا با هم بحث كنیم!

shayan10
29th May, 2006, 12:26 AM
نیما جون بابا بی خیاله دایی بشو.از همون اولی كه این فروم درست شد ششصد نفر در مورد دایی حرف زدن همه هم همینایی كه شما میگی گفتن همه اونایی كه با دایی موافق بودن هم چیزایی كه سیاوش گفت رو گفتن.هیچ چیزه جدیدی نیست.مربی تیم ملیه دوست داره دایی رو بازی بده.شما هم تابلو همین طور الكی رو هوا حرف میزنی وگرنه نمی گفتی از ساله 2000 به بعد دایی یه بازی درست و حسابی نكرده.از نظره گلی هم دایی 4 تا به مالدیو زده و 3 تا به گوام,حداقل بگید همه گلاشو به نپالو سری لانكا زده تا یه تنوعی بشه

nima_realmadrid
29th May, 2006, 12:27 AM
ایران خدایی خوب بازی كرد.یعنی خیلی بهتر از اون چیزی كه بعضیا فكر می كردن بازی می كرد.هر چند دفاعش هنوز مشكل داشت و از همه مهمتر میرزاپورش حاله ادمو می گرفت.اون اشتباه اخر بازی رو رحمان رضایی و زمین هم بی تاثیر نبودن ولی به غیر از اون اشتباه از همه حركات میرزاپور معلوم بود اعتماد به نفسش خیلی پایینه,تا جام جهانی هم دیگه چیزی نمونده ونمیشه كاریش كرد
تیموریان خیلی خوب بازی می كرد و كریمی هم با اینكه تو پسته اصلیش نبود خوب بود ولی مهاجما اصلا خوب نبودن.دایی كه بیشتر از اینكه جلو باشه عقب بود و هاشمیان هم فقط بازی رو از سرعت مینداخت.وقتی قراره ما تو جام جهانی از پد حمله ها استفاده كنیم چه گیریه دو تا مهاجم قدرتی رو بذاریم خطه حمله؟همون برهانی و خطیبی تو این سیستم خیلی موثرترن
كرواسی هفته پیش 4 تا به اتریش زد و خیلی قبلش ارژانتینو برده(هر چند شرایطه اون بازی با بازی ایران فرق داشت)ولی ما تا 2 تانیه مونده به اخره بازی داشتیم می بردیمشون
درسته این بازیا زیاد مهم نیستن ولی به نظره من با این بازی میشه به تیم ملی امیدوار بود
جدا از بحث فنی تك تك بازیكنها مشكل اصلی تیم ما عدم هماهنگی بود.در هیچ یك از خطوط هماهنگی نداشتیم.به نظرم اگه كرواسی محكم بازی می كرد بدون شك شكست می خوردیم.هر چند دقایق زیادی از بازی به علت حضور دائی 10 نفره بودیم!!!!
راستی من نفهمیدم پستی كه سهراب توش بازی كرد چی بود؟؟!!!!نصرتی و كعبی هم خیلی جا می موندن.اون شماره 2 كرواسی هر كاری می خواست می كرد.نصرتی نمی تونست و زندی هم انگار نمی خواست جلوش رو بگیره.تیموریان هم در پست غیر تخصصی بود.این تیم با هماهنگی بیشتر و حضور مهدوی كیا خیلی خیلی بهتر می شه ولی ضعف خط حمله و خط دفاع واقعا مشهوده.كعبی جلوی بازیكنای با قدرت بدنی بدجوری كم میاره.به نظرم اگه مهدوی كیا رو در دفاع راست و كاظمیان رو در هافبك راست بذاریم بهتر باشه.دفاع میانی هم یك مقدار نا هماهنگ بود.گل اول هم كه رو سوتی رحمان خوردیم.
میرزاپور هم كه مثل همیشه بود!!!رو یك سانتر هم جرات بیرون اومدن از دروازه رو نداشت كه این نشان دهنده عدم اعتماد به نفسشه(همونطور كه خودت گفتی).هر سانتر كروات ها یك خطر بود.رو این تیم باید بیشتر كا بشه.حالا برانكو میاد می گه ما با یك تیم قوی مساوی كردیم وووووو

nima_realmadrid
29th May, 2006, 12:31 AM
نیما جون بابا بی خیاله دایی بشو.از همون اولی كه این فروم درست شد ششصد نفر در مورد دایی حرف زدن همه هم همینایی كه شما میگی گفتن همه اونایی كه با دایی موافق بودن هم چیزایی كه سیاوش گفت رو گفتن.هیچ چیزه جدیدی نیست.مربی تیم ملیه دوست داره دایی رو بازی بده.شما هم تابلو همین طور الكی رو هوا حرف میزنی وگرنه نمی گفتی از ساله 2000 به بعد دایی یه بازی درست و حسابی نكرده.از نظره گلی هم دایی 4 تا به مالدیو زده و 3 تا به گوام,حداقل بگید همه گلاشو به نپالو سری لانكا زده تا یه تنوعی بشه
اوج اون بحث ها شهریور پارسال بود كه خودم هم بودم.والله وقتی می بینم یك موضوعی تیم كشورم رو این قدر متضرر می كنه نمی تونم ساكت باشم.پارسال همون موقع ها بعد از خطای مبعلی رو دائی گفتم دیگه دعوت نمی شه به تیم ملی كه دیدید درست در اومد.قضیه هر كی با من در افتاد ور افتاده.خود برانكو هم شاخ بشه همین باند دائی كله پاش می كنند.مگه ایویچ نبود؟؟؟؟

sheva2006
29th May, 2006, 01:03 AM
مشکل اساسی که اين تيم در حال حاضر داره 3 يا 4 مورده
1-جناح چب که يک اتوبان به تمام معنا ست.نصرتی از اونجا که ذاتا يک فول بک نيست با گاردی که ميگيره هميشه يک قدم از بازيکن حريف عقب تره که باعث ميشه در تک تک کورس ها جا بمونه،اين يک مشکل اساسيه و در اين بازی بارها ديده شد که بازيکن اونها با جا گزاشتن نصرتی توپ رو يا روی دروازه ميفرستاد يا با عوض کردن جناح به خاطره قد کوتاه کعبی بازيکن اونور رو صاحب توپ ميکرد.واقعا جای منيعی خاليه

2-مشخصا بازيکنها توجيه نشدن که کجا قراره برن.از رضايی و کعبی گرفته تا نکونام و هاشميان هر کی توپ رو ميگرفت انقدر دريبل الکی ميزد که يا توپ رو تو منطقه خطرناک ازش ميگرفتن يا اينکه يه موقعيت رو به راحتی از دست ميداد.اينها بايد توجيح شن که رمز موفقيت جلويه تيمهايه سريعی مثله مکزيک و پرتغال فقط بازيه درگيرانه و تک ضربه

3-اون بالانس کافی در مرکز زمين در زوج تيموريان -نکونام ديده نميشه.البته چون با اومدن مهدی اين ترکيب هم به هم ميخوره زياد جايه بحث نيست

4-ما راهی جز زد حمله جلويه مکزيک و پرتقال نداريم ، چون نميتونيم مالکيت توپ رو جلويه بزيکن های پا به توپ اونها داشته باشيم(جز کريمی) .به همين علت فلسفه حضوری دايی و هاشميان زير سوال ميره.ترکيب دايی-کاضميان يا کاضميان-هاشميان بسيار موثر تره که البته چون تغيری درش داده نمی شه چيزی گفته نشه بهتره.

5-درون دروازه و اين ميرزاپور با اين لر بازياش-no Comment

6- کعبی بسيار عصبيه ،نميدونم چه مرگشه ولی هر لحضه ميشه انتظار يک تکل خشن که به پنالتی يا کارت قرمز منجر بشه ازش داشت

7-ترکيب دفاعی رضايی و يحيی امروز افتضاح بود .هرکی برای اولين بار ميديدشون شک ميکرد که اينا تا حالا اصلا تو اين پست بازی کردند يا نه.دفع توپاشون بهترين حمله و موقعيت واسه تيمه حريف بود

خوب خسته شدم ،همين ها واسه آبروريزی تو جام جهانی کافيه ،اميدوارم اين برانکو يه کاری بکنه و آبرويه ما ايرانيها رو تو اين اينترنت حفظ کنه

MIRAS
29th May, 2006, 02:56 AM
ايران، 90 دقيقه‌ کرواسى‌ را برد!

شب‌ گذشته‌ تيم‌ ملى‌ فوتبال‌ کشورمان‌ در حالى‌ در پايان‌ بازى‌ دوستانه‌ مقابل‌ تيم‌ ملى‌ فوتبال‌ کرواسى‌ به‌ تساوى‌ 2 بر 2 رسيد که‌ تا ثانيه‌هاى‌ پايانى‌ 2 بر يک‌ (در زمين‌ حريف‌ و در حضور تماشاگران‌ کروات) پيش‌ بود و بازى‌ برترى‌ را به‌ نمايش‌ گذاشت.

کروات‌ها که‌ باتوجه‌ به‌ سوابق‌ جهانى‌ و اروپايى‌ خود به‌ سختى‌ در زمين‌ خود به‌ حريفان‌ امتياز مى‌دهند روز گذشته‌ نيز بارها دروازه‌ ميرزاپور را با خطر مواجه‌ کردند ولى‌ او با ارايه‌ يک‌ بازى‌ حساب‌ شده‌ نشان‌ داد تيم‌ برانکو به‌ مراتب‌ بهتر از تيم‌ هشت‌ سال‌ پيش‌ ايويچ‌ مى‌تواند بر بازى‌ تسلط‌ داشته‌ باشد و اگر داور بازى‌ در ثانيه‌هاى‌ پايانى‌ وقت‌ تلف‌ شده‌ در سوت‌ خود به‌ علامت‌ اعلام‌ ضربه‌ پنالتى‌ به‌ سود ميزبان‌ نمى‌دميد چه‌ بسا ملى‌پوشان‌ کشورمان‌ با برترى‌ دو بر يک‌ اين‌ کشور را ترک‌ مى‌کردند.

در هر حال‌ بازى‌ ديروز تجربه‌ بسيار گرانقدرى‌ براى‌ تيم‌ ملى‌ به‌ شمار مى‌رود و اين‌ نتيجه‌ نشان‌ داد مصاف‌ با پرتغال‌ که‌ شباهت‌ بسيارى‌ به‌ ديدار با کرواسى‌ دارد نيز مى‌تواند با يک‌ نتيجه‌ خوب‌ به‌ پايان‌ برسد.

خط‌ دفاع‌ تيم‌ ملى‌ در بازى‌ مقابل‌ بوسنى‌ اين‌ فرصت‌ را دارد تا تاکتيک‌ حفظ‌ توپ‌ و زمان‌ در دقايق‌ پايانى‌ را مرور کند تا اشتباهات‌ بازى‌ با کرواسى‌ در جام‌جهانى‌ تکرار نشود.


نقل از روز نامه خبر ورزشي 8 / 3 / 85

Siyavoush
29th May, 2006, 03:46 AM
یعنی چی بحث لیگ ها رو بی خیال بشیم؟یعنی هاشمیان رو كه در لیگ المان گلزنی میكنه رو با مجیدی رو در امارات یكی بگیریم؟
بابا به خدا این بازی بازی تداركاتی بود
هیچ تاثیری نداره
اصلا اسمش روشه
این بازیكنها چند وقت بود دور هم نبودن؟
باید عملكردشونو تو بازی بعد دید
ولی بدونید ایران از تیمی مساوی گرفت كه تیمهای بزرگی رو متوقف كرده
این رو دیگه همه میدونن
میرزاپور هم بعضی موقع ها عملكرد خوبی داشت هر چند هنوز مشكلش كم نیست
امیدوارم تا جام جهانی درست بشه
بازم میگم مفهوم بازی تداركاتی اینه كه برای بازی های رسمی اماده بشیم و سیستمها و بازیكنان مختلف امتحان بشن


اما امار دایی
از مرداد ماه سال 2004 كه جام ملها انجام شده تیم ملی ایران 18 بازی انجام داده كه دایی در 17 بازی بوده و 13 گل زده
در 13 بازی صبا در 3 ماهه گذشته دایی 11 گل زده
واضخ تر از این نمیشه گفت

MIRAS
29th May, 2006, 03:50 AM
روشن: تيم‌ملي هماهنگ نيست



حسن روشن مربي و كارشناس فوتبال كشورمان در تحليل خود از بازي كرواسي – ايران گفت: اگر ميرزاپور از اين روند خارج نشود در جام جهاني نتايج تلخي خواهيم گرفت.

وي ضمن بيان مطلب فوق افزود: تيم‌ملي برخلاف آنچه كه انتظار مي‌رفت بازي كرد و اگر خوش‌بينانه به بازي و نتيجه نگاه كنيم ايران در حد متوسط حاضر شد.

اين بازي مي‌توانست بهترين فرصت محكم براي تيم‌ملي باشد. تا كار برنامه منسجم تيمي را در آن ارائه دهيم، ولي تيم‌ملي عاجز از حركات تيمي بود و ثابت شد اگر ميرزاپور بخواهد به اشتباهات و ضعف‌هاي آماتوري‌اش ادامه دهد و لژيونرها نيز در حد ايده‌‌آل نباشند تيم ملي نه تنها نتايج مطلوبي كسب نخواهد كرد بلكه بايد منتظر عواقب تلخ آن باشد.

حسن روشن پيشكسوت فوتبال ايران تأكيد كرد كه تيم‌ملي از لحاظ نفرات مشكلي ندارد بلكه مشكل اصلي تيم ناهماهنگي و نامشخص بودن برنامه تيمي است.

من فكر مي‌كنم در بازي بعدي طالب‌لو از دروازه ايران حراست كند.

روشن يكي از علت‌هاي ناكامي تيم ملي را عدم وجود ارتباط مناسب بين تيم‌ملي و مردم دانست و گفت: در زمان حشمت مهاجراني علت هر اتفاقي مشخص بود اگر تيم در دفاع ضعف داشت از قبل مردم مي‌دانستند كه يكي از دلايلش مثلاً نبودن يا مصدوميت يك مدافع است، اما حالا برعكس است مردم از هيچ چيز خبر ندارند و فقط بر اساس چيزي كه مشاهده مي‌كنند واكنش نشان مي‌دهند.

تيم‌ملي بايد در بازي با بوسني اعتماد مردم را جلب كند. تيم ما اگر گل دوم را هم دريافت نمي‌كرد اين نقاط ضعف را داشت و نبايد از آن گذشت.





پورحيدري: بايد با تيم اصلي بازي مي‌كرديم



منصور پورحيدري اعتقاد دارد كه تيم‌ملي ايران بايد در طول 90 دقيقه از بازيكنان اصلي خود استفاده مي‌كرد.

وي در اين خصوص مي‌گويد: «باتوجه به اينكه تعداد بازي‌هاي دوستانه تيم‌ملي كافي نبوده و چنين فرصتي در اختيار مربيان نبود، بهتر بود كه در بازي با كرواسي از بازيكنان اصلي استفاده مي‌كرديم و 90 دقيقه را با آنها روبروي حريف قرار مي‌گرفتيم.» پورحيدري ادامه مي‌دهد: «اين بازي بهترين فرصت براي هماهنگي نفرات تيم‌ملي بود. نمي‌دانم چرا برانكو ترجيح داد كه بازيكنان اصلي‌اش را تعويض كند.» پورحيدري نقطه قوت تيم‌ملي را قواي جسماني بازيكنان مي‌داند: «از نظر بدني مشكل نداشتيم، مشكل تيم‌ملي در كارهاي گروهي و فني است. با اين بازي كه ما انجام داديم كارمان در جام‌جهاني دشوار خواهد بود.»

پورحيدري مي‌افزايد: «اگر بخواهيم ميان بازي‌هاي دوستانه ايران و مكزيك كه مقابل كرواسي و فرانسه انجام گرفت، مقايسه‌اي انجام دهيم به اين نكته پي مي‌بريم كه كارمان در جام جهاني سخت خواهد بود.»

وي ادامه مي‌دهد: «در جام جهاني نمي‌توانيم مدام توپ را به گردش دربياوريم و بايد با حفظ توپ اجازه كار را به حريف ندهيم. اين ضعفي است كه در تيم‌ملي ديده مي‌شود. ضمن اينكه در كارهاي تدافعي همچنان دچار مشكل هستيم.»

پورحيدري تصريح مي‌كند: «تمام اين موارد را به حساب بازي‌هاي تداركاتي مي‌گذاريم و اميدواريم كه اين مشكلات در فاصله اندك باقي مانده بر طرف شود. شايد برانكو به اهدافي كه در نظر داشت، دست يافته باشد، اما قطعاً خود او بهتر مي‌داند كه تيم‌ملي با مشكلاتي مواجه است و بايد تا جام جهاني آنها را برطرف كند. در جام جهاني ديگر فرصت اشتباه كردن وجود ندارد و بايد با تمركز وارد اين مسابقات شد.»

نقل از روز نامه پاس جوان 8 / 3 / 85

Siyavoush
29th May, 2006, 04:20 AM
نكته از بازي فرانسه -مكزيك به سود تيم ملي
ارزيابي دقيق عملكرد مكزيكي‌ها مقابل فرانسه باشد براي روزهاي بعد كه به زمان بازي ايران - مكزيك نزديك‌تر شديم. امروز در اولين واكنش به عمل‌ها و عكس‌العمل‌هاي تاكتيكي مكزيكيان كه ما را تحت‌تا‡ثير قرار ندادند و باعث به فكر فرو رفتن‌مان نشدند، فقط همين را مي‌گوييم كه:
بيشتر از انتظار بازي نكردند. حتي مي‌توانيم مدعي شويم به مكزيك جام كنفدراسيون‌ها فوتبال مجذوب‌كننده‌تري داشت.
حريف مكزيك در مسابقه‌اي كه از آن حرف مي‌زنيم فرانسه بود. فرانسه‌اي با زيدان و پاتريك ويرا و بدون هانري. تيمي خونسرد كه از نظر وزن و قد بالاتر از تيم جام جهاني 2002 نشان مي‌داد و از نظر انگيزه و روح نيز براي تلافي زخمي كه چهار سال پيش خورده است اين فرصت آسماني را غنيمت مي‌داند اما فرانسه همچنان خونسرد است و تحت‌تا‡ثير قرار نمي‌گيرد. نه تحت‌تا‡ثير حريف و نه تحت‌تا‡ثير حالات مختلف بازي.
فرانسه در بازي با مكزيك راه بازي كردن با اين تيم را نشان داد:
-1 با پرسينگ از يك سوم دفاعي حريف مي‌توان اركان‌ بازي ماركز و يارانش را به هم ريخت.
-2 با بستن كناره‌هاي زمين بايد بورگتي سرزن را از كار انداخت.
-3 به هافبك‌هاي مكزيك قبل از آن‌كه پا به توپ شده بر بازي سوار شوند، بايد حمله برد.
-4 در پي هر حمله بايد فاصله‌ها را از ميان برداشت و در پي موج دوم حمله بود.
-5 مي‌توان از فاصله‌اي كه هميشه ميان دو مدافع مياني مكزيك وجود دارد، استفاده كرد تا با پاس‌هاي عمقي و نفوذي <فضاي بد> قلب دفاع‌شان را به تصرف درآورد.
-6 نقطه كور دفاع راست مكزيك را نبايد از نظر انداخت. حمله از راست و تمام كردن از چپ به خودي خود از قديمي‌ترين شيوه‌هاي تهاجم است اما اين روش يك شيوه كلاسيك و جاودانه نيز هست.
-7 زماني كه در يك‌سوم دفاعي خودمان مرتكب خطا مي‌شويم و فرصت ارسال بلند را در اختيار مكزيكي‌ها قرار مي‌دهيم، لحظه‌اي چشم پوشيدن از <ماركز> يعني خود را با شاخ گاو در انداختن.
-8 هافبك راست مكزيكي‌ها - آن جوان مو بلند چشم درشت همه جا حاظر كه پاسوري به تمام معنا در خدمت ديگران است - محور حركات تاكتيكي اين تيم براي ايجاد لحظه‌اي است كه به ارسال‌ پاس آخر و لحظه ما‌قبل ضربه زدن منجر مي‌شود.
براي مقابله با او كه سرشار از حركت است و ايستايي ندارد و به خوبي مانند گوش راست‌هاي دهه 60 از ميلي‌مترهاي خط طولي زمين در نيمه زمين حريف استفاده مي‌كند بايد حواسي جمع و حسابي دقيق داشت.
او را كه بگيريم - وقتي كه بگيريم - تازه نوبت به ديگر هافبك‌هاي تيم مكزيك مي‌شود كه جاي ثابتي ندارند پس با آنها نه با شيوه نفر به نفر كه با استفاده از اصل دفاع در مكان و در فضاي مشخص بايد مقابله كرد.
-9 بورگتي علا‌وه بر همه مهارتي كه در بازي با سر دارد چون توانست همه نيروي دفاعي مركزي حريف را روي خود متمركز كند تبديل به عنصري فضاساز براي هافبك‌هاي دونده - بيشتر و همواره روندگان بدون توپ - مي‌شود.
پس بازي در فضاي خالي هافبك‌هاي تيم ملي در اين لحظات از اهميتي ويژه برخوردار مي‌شود.
-10 پرسينگ مكزيكي‌ها روي توپ‌هاي بي‌صاحب و سرگردان شايد برگ برنده آنها باشد پس نبايد بازي را در هيچ حالتي تمام شده فرض كرد و به تعقيب چشمي توپ پرداخت.
-11 ارزيابي دقيق‌تر بازي مكزيك باشد براي روزهاي بعد، اما اشاره به يكي، دو نكته تاريخي خالي از لطف نيست.
خاطرات و محفوظات
مكزيك شنبه شب ششم خرداد 85 در پاريس يك بر‌صفر مغلوب فرانسه شد. تيم ملي ايران تا به حال دو بار با تيم ملي فرانسه بازي كرده است يك بار در شهر تولوز به سال 1358 به روز 21 ارديبهشت كه در حضور 32000 تماشاگر حاضر در ورزشگاه موني يسپال با نتيجه دو‌بر‌يك بازنده شديم. گل ايران را حسن روشن زد، گل‌هاي فرانسه را برنارد لا‌كومب و ديديه سيس زدند.
داستان گل دوم جالب بود. داور اسپانيايي مسابقه - كه مندوزا نام داشت - بعد از درگيري بهتاش فريبا و باتناي فرانسوي سوت زد. تمام مردان دو تيم ايستادند داور خطاب كف‌ پاي بهتاش را گرفته بود، حدود 5 ثانيه بعد از سوت او، ديديه سيس پشت دفاع ايران توپ بي‌صاحب را مال خود كرد و با يك بغل پا آن را به سمت دروازه ايران زد.
جناب مندوزا سوت دوم خود را حدود 10 ثانيه بعد از سوت اول به صدا در آورد و به سود فرانسوي‌ها يك گل باد آورده گرفت. (هم علي پروين و ناصر حجازي هفته پيش در برنامه 90 از اين گل غلط به عنوان آفسايد ياد كردند كه شرح واقعه همين بود كه خوانديد.)
در تيم ملي فرانسه كه مقابل ايران بازي كرد هنري ميشل، ماريوس ترزو، بوسيس، دوشه‌تو، ديد‌يه سيس، برناردلا‌كومب و... بازي مي‌كردند، مربي فرانسوي‌ها ميشل هيدالگو بود.
قبل از اين بازي دوستانه اما رسمي - كه سرود هر دو كشور به صدا درآمد - تيم ملي ايران در مونترال كانادا و در روزهاي قبل از شروع مسابقه‌ها يك بازي دستگرمي با فرانسوي‌ها داشت (كه ميشل پلا‌تين هم در آن مسابقه بازي مي‌كرد) آن بازي در حالي سه بر سه تمام شد كه مردان تيم ملي ايران تا دقيقه 75 بازي را با نتيجه سه‌بر‌يك به سود خود پيش مي‌بردند.



جهان فوتبال

Siyavoush
29th May, 2006, 04:20 AM
دو غايب، يك حاضر و مربي خوش شانس
براي زهر چشم گرفتن هميشه اولين دقايق جزو بهترين زمان‌ها شناخته مي‌شود، اما انگار قرار بود پيش از رسيدن به ثانيه 60 دروازه حريف بلرزد. كرنر زندي را نه نكونام زد، نه يحيي و نه دايي... خب حالا‌ بياييم از هر اتفاق به يك نتيجه برسيم.
قرار است داخل محوطه جريمه حريف صاحب سه عنصر سر زن باشيم يعني درست در پشت شش قدم سه بازيكن روي يك خط و پوشش دهنده يكديگر براي تمام كردن موقعيت.
اولين فرصت را كه پشت سر مي‌گذاريم پيش از آن كه عقربه‌هاي ثانيه شمار هفتمين دور كامل رابزند علي كريمي دريبلزني را از چپ شروع مي‌كند. يعني بازگشت به قابليت فردي‌اش. كريمي در دريبل زني حركت مايل دارد و كاملا‌ً اوريب مدافع را از پيش روي خود بر مي‌دارد. وقتي قرار است روي ضد حملا‌ت از كريمي استفاده كنيم اين بهترين روش ممكن است.
دوندگي‌ هافبك‌هاي كرواسي و حركت از كناره‌ها عكس‌العملي مثل دوندگي و پرس هافبك‌هاي ايران را درپي داشت. نكونام و تيموريان در مركز زمين به نوعي همه كاره مي‌شوند. آندو با دوندگي‌اش تخريب مي‌كند و نكونام تكميل كننده حركت اوست.
زندي بيشتر ايستا شده و كريمي خالق صحنه‌ها است. هم مي‌دود، هم جنگندگي‌اش را مثل گذشته به دست آورده و هم آن قدر اعتماد به نفس دارد كه پايش را جلوي پاي مدافعان حريف بگذارد.از دقيقه يازده تا حدودي ضعف‌هاي عمق دفاع ايران را مي‌بينيم. كروات‌ها دارند ضعف‌هاي‌مان را عيان‌تر مي‌كنند. يك نكته در همين دقيقه يازدهم و بد شانزدهم، رحمان رضايي خودش را جوركش يحيي نشان مي‌دهد.
نصرتي هر چند در آن نفوذ منجر به گل غافلگيرمان مي‌كند اما شايد خودش هم در آن شكوه پاس گلش چند دقيقه‌اي در غفلت فرو رفت. يك بار از پشت سر او در دقيقه 23 فضايي براي سانتر ساخته شد كه حسين كعبي توپ را از روي خط دروازه بيرون مي‌كشد و بعد وقتي دقيقه سي‌ام يك بار ديگر همين برنامه تكرار مي‌شود، حريف از تمامي تجربياتش استفاده مي‌كند.يحيي انگار فراري است. وحيد هاشميان به اندكي فرصت براي روي فرم آمدن نياز دارد و دايي... از علي دايي چه بايد گفت؟ برنامه‌هاي دفاعي ايران در زمان استقرار تا حدودي مشخص است. خط فكري كامل‌تر و جامع‌تري را مي‌بينيم. مثل استفاده جديد از حسين كعبي در جلوي ديوار دفاعي زمان ضربات ايستگاهي يا نگه‌داشتن دائمي رحمان رضايي براي پوشش.
اين كه برانكو از هافبك‌هايش مي‌خواهد بدوند، بجنگند، بزنند و در حد خودكشي هم خراب كنند و هم بسازند نيز از ويژه‌ترين نكات است.
اما همين مربي براي خلا‌قيت چه جايگاه تازه‌اي قايل است؟ صرفاً استفاده از كريمي؟ آيا زوج دايي و هاشميان ما را به آرزوهاي‌مان مي‌رساند؟ دوست داريم خودمان را با ادله‌هاي عجيب براي اين زوج راضي كنيم... شما راضي مي‌شويد؟
نيمه دوم هم انگار برانكو داشت خودش را محك مي‌زد. اول معدنچي و سهراب را به زمين آورد. تغيير رويه تاكتيكي مشهود است. اين بار فرصت داريم 45 دقيقه با آرايش 4-2-3-1 بازي كنيم.آيا ساختار دفاعي ايران بهبودي را احساس نكرد؟ سهراب در نقش يك تازه وارد دقايقي را در جو بازي محو شد اما سريع‌تر از سايرين بيرون آمد.
دقايقي را در حملا‌ت مكرر كروات‌هايي به سر برديم كه داشتند آموخته‌هاي‌شان در استفاده از عمق و كناره‌ها را پياده مي‌كردند. مثبت‌ترين نكته در دو دفع پياپي ميرزاپور بود.
اين كه مي‌فهمد مي‌تواند سد محكمي مقابل حريف باشد. نه تنها ابراهيم يا برانكو كه ما را اميدوار مي‌كند.
برعكس نيمه اول اين بار تمامي حواس‌مان متوجه ضد حملا‌ت است. برهاني روي همين دستور و در دقيقه 64 نكونام را با يك دروازه خالي از دروازه‌بان روبه‌رو كرد و نكونام 7/5 متر دروازه را نديد و توپ را به اوت فرستاد.
تعويض‌هاي برانكو ايوانكوويچ براي امتحان نيروهاي سرعتي‌اش در خط مياني و منطقه هجومي با ورود كاظميان و شجاعي كامل‌تر مي‌شود.
دوندگي برهاني و پرس او در خط دفاعي كرواسي نتيجه‌اي روشن داشت. برهاني گلزني مي‌كند اما نكته مهم‌تر شكل حفظ نتيجه است. آيا همان ميزان كه ميان دقايق اول تا 45 و سپس از ابتداي نيمه دوم تا حدود دقايق 80 بازيكنان ايران با دوندگي خود زمين را زير پا له مي‌كردند پس از صحنه گل همين ميزان صرف انرژي براي پرس را ديديم؟
هرگز... اين تنها جواب است. اتفاقي كه حاصل اين تغيير كه محصول اطمينان از نتيجه بود حاصل مي‌شود يك صحنه پنالتي است. ميرزاپور چه ساده تمام بازي مفيدش را با اشتباهي بچگانه زير يك علا‌مت سوِال برد!مي‌توان از نتيجه خرسند بود، اما تغييرات مثبت در بازي ملي‌پوشان نيز جزئي غيرقابل انكار است. درست همان طور كه حق نداريم ضعف‌هاي‌مان را لا‌پوشاني كنيم. عمق دفاع، فراري بودن يحيي از بازي، ايستا ماندن زندي و زوج ناهمگون هجومي ايران جزئي از ابهاماتي است كه بايد در همين فاصله كوتاه توجه برانكو را به آن جلب كرد!
تيم ملي ديشب دو غايب داشت ،گل محمدي ودايي را ما كه نديديم.تنها حاضر تيم ملي علي كر يمي بود والبته از نقش برانكو نبايد غافل شد كه يك مربي خوش شانس است.اشتباه فاحش مدافع كرواسي را به خاطر بياوريد. راستي،موضوع بازي گرفتن از يك ايل هافبك دفاعي رادر نيمه دوم چگونه مي توان هضم كرد.



جهان فوتبال

moh.santia
29th May, 2006, 10:12 AM
یه ضرب المثل هست كه میگه كسی رو كه خوابه میشه بیدار كرد، اما كسی كه خودش رو به خواب زده، هرگز!! پس دیگه بحث در مورد دایی و مهاجمانش، بی فایده هست!!

sheva2006
29th May, 2006, 12:20 PM
یعنی چی بحث لیگ ها رو بی خیال بشیم؟یعنی هاشمیان رو كه در لیگ المان گلزنی میكنه رو با مجیدی رو در امارات یكی بگیریم؟
بابا به خدا این بازی بازی تداركاتی بود
هیچ تاثیری نداره
اصلا اسمش روشه
این بازیكنها چند وقت بود دور هم نبودن؟
باید عملكردشونو تو بازی بعد دید
ولی بدونید ایران از تیمی مساوی گرفت كه تیمهای بزرگی رو متوقف كرده
این رو دیگه همه میدونن
میرزاپور هم بعضی موقع ها عملكرد خوبی داشت هر چند هنوز مشكلش كم نیست
امیدوارم تا جام جهانی درست بشه
بازم میگم مفهوم بازی تداركاتی اینه كه برای بازی های رسمی اماده بشیم و سیستمها و بازیكنان مختلف امتحان بشن


اما امار دایی
از مرداد ماه سال 2004 كه جام ملها انجام شده تیم ملی ایران 18 بازی انجام داده كه دایی در 17 بازی بوده و 13 گل زده
در 13 بازی صبا در 3 ماهه گذشته دایی 11 گل زده
واضخ تر از این نمیشه گفت

مشکل دايی نيست.مشکل اينجاست که ما دو مهاجم نوک با خصوصيات کاملا مشابه داريم واسه همينه بعضی وقتها ميبينی هاشميان يا دايی 90 دقيقه از جريان بازی خارجند.
اصولا تمام تيمها خط تهاجمی خود رو به 2 صورت ميچينند.
1-2 مهاجم (مثله ايران) يکی نوک(striker) و ديگری مهاجم سريعی که ميتونه عقب بياد و پا به توپ بشه.
در ميلان (شوا و اينزاگی) در يووه(زلاتان و ترزگه) در رئال زمانی(مورينتس و رائول) منچستر(رونی و RVN)...

2-سيستم تک مهاجمه که در زمان حمله به 3 مهاجم تبديل ميشه .چلسی (دروگبا-کول-روبن) ،بارسا(رنالدينهو،مسی،اتوو)


خوب ما تو تيم ملی سيستم اول رو داريم ولی با دو مهاجم غير تکنينکی و کند.تو جام جهانی 98 ما يکی مثله خداداد رو داشتيم که اينکار رو انجام ميداد ولی الان...

Mohammad Reza
29th May, 2006, 02:16 PM
یعنی چی بحث لیگ ها رو بی خیال بشیم؟یعنی هاشمیان رو كه در لیگ المان گلزنی میكنه رو با مجیدی رو در امارات یكی بگیریم؟
مگه هاشمیان تو المان گل هم میزنه !؟؟ :102:

باز هم قبول نمی كنید كه اوج هنرنمایی هاشمیان سه فصل پیش بوده و سه فصل است كه هاشمیان به دوران اوجش حتی نزدیك هم نشده ؟ همونطور كه یكی از عزیزان اشاره داشتند هاشمیان بسیار در اتلاف وقت ماهر است ! خوب است پس از زدن گل به مكزیك و پرتغال او را برای حفظ نتیجه به زمین بیاوریم !

واقعیت هاشمیان این است كه در روزهایی كه اماده است فرصت طلبترین بازیكن ایران میشود ! و روی اسمان هم بسان دایی عالی ظاهر میشود ! اما باز هم مثل علی دایی در سرعت و تكنیك و (( حفظ توپ صحیح )) هیچ تخصصی ندارند ! پس علی دایی و هاشمیان نیاز به یك مكمل دارند كه هم سرعتی و هم تكنیكی و هم قابلیت حمل توپ خوبی داشته باشد ! قرار گرفتن دایی و هاشمیان در كنار یكدیگر اصلا به صلاح تیم ملی نیست !
خوب است گریزی بزنید به مكمل های تیم ملی 98 ... دایی و خداداد ... یا مكملهایی مثل سیاووش اكبرپور و عنایتی یا مكملهایی مثل رونی و نیستلروی ... ما به یك همچین مكملهایی در تیم ملی نیاز داریم ... دایی و هاشمیان تا ابدالدهر هم مكمل هم نخواهند شد !
این یك مشكل ! كه نمی خواهید قبول كنید ... ! به علاوه دهها مشكل دیگر كه هنوز برطرف نشده !

یه ضرب المثل هست كه میگه كسی رو كه خوابه میشه بیدار كرد، اما كسی كه خودش رو به خواب زده، هرگز!! پس دیگه بحث در مورد دایی و مهاجمانش، بی فایده هست!!
اینهم انتهای كاره كه همیشه هركسی كم میاره از این ضرب المثل كه یادگار اقای موتمنی هست استفاده میكنه !
باشه بابا یواشتر بروبچ خوابن !

اما ...
این ضرب المثل بیشتر در مورد حامیان افراطی تیم ملی صدق میكنه تا منتقدین ! فدات شم من ! منتقد سعی میكنه چشماش رو باز كنه و همه چیز رو ببینه و اشكالات رو بیاره بیرون و بیان كنه تا مسئولین سعی در برطرف كردن مشكل بكنن ... بچه ها ضعف میرزاپور و نصرتی و یا كندی دایی و هاشمیان رو كه از روی باد و هوا نگفته اند ! یا مثلا خواب ندیده اند كه میرزاپور چقدر بد كار میكنه یا كابوس سوتی ممد سوتی را ندیده اند كه ! همه اینها در بیداری و اوج باز بودن چشمها صورت گرفته ! فیلم بازی هم موجوده ! كه در عالم واقعیت گرفته شده ! حتی بارون هم میومد ! به خدا !

اما برعكس ! این حامیان هستند كه سعی میكنن چشمانشون رو ببندن ! یا به قول شما خودشونو به خواب بزنن ! تا مشكلات رو نبینن ! و بیان نكنن ! بله حق با شماست ! من هم موافقم ! كسی رو كه خودشو بزنه بخواب عمرناش بشه بیدارش كرد !!


من نظرات بچه ها رو خوندم مثل همیشه عده ای سعی دارن مشكلات را گوشزد كنن و مثل همیشه عده ای حس مخالفتیسم شون گل كرده و پذیرای حقایق نیستند ! و پس از اعلام مواضع خود شروع به مخالفت میكنن ! البته تغییر مواضع امكانپذیر است ! اصولا اون عده هرچی بگن مخالفین میگن نه یه چیز دیگه درسته ! اینو تجربه ثابت كرده !

امیدوارم به تفاهمات لازم برسید ! دست علی یارتون ! خدا نگه دارتون !

moh.santia
29th May, 2006, 02:42 PM
مگه هاشمیان تو المان گل هم میزنه !؟؟ :102:

باز هم قبول نمی كنید كه اوج هنرنمایی هاشمیان سه فصل پیش بوده و سه فصل است كه هاشمیان به دوران اوجش حتی نزدیك هم نشده ؟ همونطور كه یكی از عزیزان اشاره داشتند هاشمیان بسیار در اتلاف وقت ماهر است ! خوب است پس از زدن گل به مكزیك و پرتغال او را برای حفظ نتیجه به زمین بیاوریم !

واقعیت هاشمیان این است كه در روزهایی كه اماده است فرصت طلبترین بازیكن ایران میشود ! و روی اسمان هم بسان دایی عالی ظاهر میشود ! اما باز هم مثل علی دایی در سرعت و تكنیك و (( حفظ توپ صحیح )) هیچ تخصصی ندارند ! پس علی دایی و هاشمیان نیاز به یك مكمل دارند كه هم سرعتی و هم تكنیكی و هم قابلیت حمل توپ خوبی داشته باشد ! قرار گرفتن دایی و هاشمیان در كنار یكدیگر اصلا به صلاح تیم ملی نیست !
خوب است گریزی بزنید به مكمل های تیم ملی 98 ... دایی و خداداد ... یا مكملهایی مثل سیاووش اكبرپور و عنایتی یا مكملهایی مثل رونی و نیستلروی ... ما به یك همچین مكملهایی در تیم ملی نیاز داریم ... دایی و هاشمیان تا ابدالدهر هم مكمل هم نخواهند شد !
این یك مشكل !

اینهم انتهای كاره كه همیشه هركسی كم میاره از این ضرب المثل كه یادگار اقای موتمنی هست استفاده میكنه !
باشه بابا یواشتر بروبچ خوابن !

اما ...
این ضرب المثل بیشتر در مورد حامیان افراطی تیم ملی صدق میكنه تا منتقدین ! فدات شم من ! منتقد سعی میكنه چشماش رو باز كنه و همه چیز رو ببینه و اشكالات رو بیاره بیرون و بیان كنه تا مسئولین سعی در برطرف كردن مشكل بكنن ... بچه ها ضعف میرزاپور و نصرتی و یا كندی دایی و هاشمیان رو كه از روی باد و هوا نگفته اند ! یا مثلا خواب ندیده اند كه میرزاپور چقدر بد كار میكنه یا كابوس سوتی ممد سوتی را ندیده اند كه ! همه اینها در بیداری و اوج باز بودن چشمها صورت گرفته ! فیلم بازی هم موجوده ! كه در عالم واقعیت گرفته شده ! حتی بارون هم میومد ! به خدا !

اما برعكس ! این حامیان هستند كه سعی میكنن چشمانشون رو ببندن ! یا به قول شما خودشونو به خواب بزنن ! تا مشكلات رو نبینن ! و بیان نكنن ! بله حق با شماست ! من هم موافقم ! كسی رو كه خودشو بزنه بخواب عمرناش بشه بیدارش كرد !!


من نظرات بچه ها رو خوندم مثل همیشه عده ای سعی دارن مشكلات را گوشزد كنن و مثل همیشه عده ای حس مخالفتیسم شون گل كرده و پذیرای حقایق نیستند ! و پس از اعلام مواضع خود شروع به مخالفت میكنن ! البته تغییر مواضع امكانپذیر است ! اصولا اون عده هرچی بگن مخالفین میگن نه یه چیز دیگه درسته ! اینو تجربه ثابت كرده !

امیدوارم به تفاهمات لازم برسید ! دست علی یارتون ! خدا نگه دارتون !


خوب اول عرض كنم خدمت شما، شما یا اطلاعات كافی ندارین!! یا در محاسبات دچار اشتباه شدین!! شما میگی 3 فصل هست كه خوب بازی نكرده!! من الان برای شما روشن میكنم!! از این فصل كه بگذریم!! فصل پیش در بایرن بود!! خوب فكر نمیكنم در بایرن نا اماده بود!! چون بایرن تیم بزرگیه و ذخیره بودن هم امادگی حساب میاد!! پس شد 2فصل!! فصل سوم كه 2 فصل پیش میشه و به قول شما اماده نبوده، 17 گل در بوندسلیگا زده!! اما یه مساله دیگه اینه كه تا زمانی كه بازیكن دریبلری مثل كریمی پشت سر دایی و هاشمیان هست، جای هیچ توع نگرانی نیست!! كه چرا این دو با یك سبك بازی میكنن!! همین منقدین كه شما داری میگی 4 ساله كه باعث تمامی مشكلات هستن و بیشترین ضربه رو به تیم ملی زدن!! قبل بازیهای آسیایی میگفتن برانكو این كاره نیست و كمك مربی بیشتر نیست، اما وقتی اومد تیم رو قهرمان كرد و كره و ژاپن رو شكست داد، برای مدتی دهان متنقدین بسته شد!! برانكو از ایران رفت و همه در به در دنبال برانكو!! مطبوعات، رسانه ها ، فدراسیون!! بعد از 9 ماه برانكو برگشت!!در حالی كه پیشنهادات زیاد و پر پولی داشت، اما ایران رو انتخاب كرد!! بعد اومد ایران رو در جام ملتها آماده كرد!! با ژاپن در حالی كه گل ایران به اشتباه مردود اعلام شد ، مساوی كرد، و كره جنوبی رو 4 گل در هم كوبید!! در مقابل چین، علی رغم نا داوری 1 بر 1 مساوی شد، كه ضربات پنالتی و......... در هر صورت به اعتقاد خیلی از كارشناسان تیم ایران لیاقت قهرمانی رو داشت!! بعد دوباره منتقدین شروع كردن!! برانكو باید بره، فلان كس باید بیاد!! عزیزی باید بیاد، دایی باید بره، مجیدی باید بیاد، و.............. رفتن طومار جمع كردنو..........
اما برانكو اومد ایران رو با اقتدار برد جام جهانی، اما باز هم این منتقدین دست بر نداشتن!! ایران خوب بازی نمیكنه!! دایی بد بازی میكنه!! گل محمدی گیجه!! زندی آلمانیه!! مبعلی چرا نیست!!! اون چرا هست؟!! و تا الان كه دوباره زوركی دارن جلوی زبان خودشون رو میگیرن!!

حالا یك سوال؟!! اگه برانكو در جام جهانی، با همین نفرات، با همین زوج تهاجمی، و... نتیجه بگیره و به دور بعد بره، این افراد فرصت طلب چه خواهند گفت؟!! چه بهانه ای خواهند آورد؟!! خدا میداند و بس!!:27:

Mohammad Reza
29th May, 2006, 03:21 PM
سیاووش جان ...
خودت اشاره کردی به امار گلهای دایی و چهار گل هاشمیان به قطر و ژاپن ...
دایی در صبا مکملهای خوبی داره و کمتر پا به توپ میشه و بیشتر از فرصتها استفاه میکنه ... فقط کافیه دو سه تا بازی صبا رو دیده باشی ...
اما هاشمیان ...
در بازی با قطر و ژاپن علی دایی حضور نداشت ! هاشمیان با مکمل برهانی مقابل قطر و سپس با مکمل کریمی در بازی با ژاپن بازی کرد و توانست دو گل روی فرصت طلبی اش بزند ! اما تا حالا حتما متوجه شدی که زوج هاشمیان دایی بدجوری تو ذوق میزنه و اصلا کارایی برای تیم ملی نداره !
من پیشنهادم زوج دایی برهانی است ...( هرچند که برهانی با نمایشی که در لیگ داشته اصلا در حد و اندازه های تیم ملی نشون نداده ولی چاره ای نیست فقط او را داریم ! ) یا زوج دایی اکبر پور ... یا زوج دایی رجب زاده هم می توانست کار ساز و چاره ساز شود برای ما ... به هر حال برانکو است دیگر کاریش نمیشود کرد !!

sheva2006
29th May, 2006, 03:25 PM
و اگر تيم ملی گند زد و برانکو هم بعد از جام جهانی اصلا ايران برنگشت چی!

Sám
29th May, 2006, 03:37 PM
همین زوج هاشمیان و دایی بودن در تیم ملی جلوی مقدونیه كه وحید تك گل ما رو به ثمر رسوند.
همین زوج بودن كه هاشمیان از بهترین های تیم ملی در چهارجانبه تهران شد.
همین زوج بودن كه هاشمیان یك گل برای دایی در مقابل كاستاریكا ساخت و گل دیگری هم روی فرصت طلبی خودش زد كه اتفاقا گل پیروزی بخش ما بود.
هاشمیان در بازی دیروز هم هنوز مصدومیتش كامل برطرف نشده بود ولی بازم تاثیر بسزایی در گل اول ما داشت.

عبدالله
29th May, 2006, 03:42 PM
ببين سيا من از اول نمیخواستم بر سر لیگها بحث كنم اما شما ها حرف از لیگ امارات زدید منم چیزهایی گفتم چون امارو وارقام هم نشون میده لیگ امارات خیلی با نظم تر و با كیفیت تر از لیگ ما برگذار میشه شاید گلزنی در اینجا اسون باشه اما خیلی از مسائل هم وجود داره كه میتونه در كار یه بازیكن خلل ایجاد كنه ومن قصد داشتم این مسائل رو بگم
سیا من نمیخواهم بگم دایی فلانه و دایی نمیدونم چیه ولی به نظر تو دایی در بازی دیروز چه كاری كرد اصلا چه كاری در زمین انجام داد كلا یه حركت درست از دایی در بازی دیروز دیدیم

واقعیت اینه كه دایی دیگه نمیتونه در بازیهای بزرگ خوب كار كنه در بازیهای سخت هرگز اون دایی نیست (منظورم تیم ملیه)این دایی دیگه خیلی پیره برای بازی كردن در مقابل ریكاردو كالواریو و بازی كردن در مقابل ماركز و امثال اینها

چیزهایی كه محمد رضا گفت از نظر من كاملا تایید میشه زوج دایی و هاشمیان تا الان در تیم ملی اصلا جواب نداده كافیه از زمانی كه هاشمیان به تیم ملی اومده یه مروری درباره این زوج بكنیم

هر دو تقریبا دارای خصوصیاتی مشابه هستند و این دو به هیچ وجه مكمل هم دیگه نیستند

یعنی چی بحث لیگ ها رو بی خیال بشیم؟یعنی هاشمیان رو كه در لیگ المان گلزنی میكنه رو با مجیدی رو در امارات یكی بگیریم؟
در مورد هاشیمان بگم كه هاشمیان در طول فصل گذشته سه گل زد به نظر شما باید به این نكته افتخار كرد كه هاشمیان سه گل در لیگ المان زده در مورد اینكه در بایرن بازی میكرده هم بگم
هر بازیكنی باید در شرایط مسابقه قرار بگیره و خودش رو نشون بده هیچ بازیكنی با نیمكت نشینی تبدیل به یك بازیكن بزرگ نمیشه حتی اگه در بایرن و یا میلان و رئال بازی كنه
هاشمیان 16 گل در لیگ المان زد اما سال بعد به بایرن رفت و فقط یه گل در جام حذفی زد كه این نیمكت نشینی باعث شد خیلی افت كنه تا جایی كه امسال فقط سه گل زد
به نظر شما این افت هیچ ربطی به بایرن نداره؟؟؟

من اصلا كاری به بازی دیروز ندارم و میدونم هم بازی تداركاتی بوده و مبحث ما بر سر دعوت نشدن امثال مجیدی و مبعلی هستش
من نگفتم لیگ امارات باعث پیشرفت بازیكن میشه اما بازیكن در اینجا میتونه بهتر خودش روبرای روزهای سخت اماده كنه اینم رو هم گفتم اكثر كسانی كه به اینجا می ایند میگن ما میخواهیم خودمون رو برای رفتن به اروپا اماده كنیم

یه نكته دیگه ای هم است این كه دعوت شدن و نشدن مبعلی ربطی به بازی در اینجا نداره و همین طور مجیدی همه اینها مربوط به مسائل دیگه ای هستش مبعلی بعد از درگیری با دایی و مجیدی هم بعد از ترك كردن اردو تیم ملی هر چند من كار مجیدی رو تایید نمیكنم
فراموش نكنیم روزی همین دایی هم در لیگ امارت بازی میكرد و چون دایی رو نخواستند از اینجا رفت این نكته خیلی مهمه نمخواهم بگم دایی بازیكن بدیه كه در لیگ امارت نتونست دوام بیاره ولی لیگ امارات هم ازایران كمتر نیست مربیانی كه به اینجا می ایند از نظر فنی خیلی بالاتر از مربیانی هستند كه در لیگ ما مربی گری میكنند

در مورد مبعلی هم بگم هنوز اینده نا مشخصی داره و معلوم نیست اینجا بمونه یا برگرده ایران خودتون كه در جریان هستید

عبدالله
29th May, 2006, 03:48 PM
همین زوج هاشمیان و دایی بودن در تیم ملی جلوی مقدونیه كه وحید تك گل ما رو به ثمر رسوند.
همین زوج بودن كه هاشمیان از بهترین های تیم ملی در چهارجانبه تهران شد.
همین زوج بودن كه هاشمیان یك گل برای دایی در مقابل كاستاریكا ساخت و گل دیگری هم روی فرصت طلبی خودش زد كه اتفاقا گل پیروزی بخش ما بود.
هاشمیان در بازی دیروز هم هنوز مصدومیتش كامل برطرف نشده بود ولی بازم تاثیر بسزایی در گل اول ما داشت.
برادر سام ببین شما بحث رو به صورت كلی باید در نظر بگیری
همین زوج دایی و هاشمیان بود كه در مقدماتی جامجهانی در 5 بازی فقط 2 گل زد
شما این بازیها رو ول كردی و اومدی در مورد ایران و كاستاریكا حرف میزنی دیروز هم یه بازی دیگه
حالا در بازیهایی كه یكی از اینها در تركیب بوده
ایران و ژاپن كه دایی گل زد و همچنین ایران و قطر كه هاشمیان گلها رو زد

Mohammad Reza
29th May, 2006, 03:50 PM
محمد جان ...
اول اینكه شما متوجه منظور بنده نشدی ... بله از سه فصل پیش بوندس لیگا كه هاشمیان 16 گل و نه 17 گل به ثمر رساند دیگر به ان دوران نرسیده ! و مدام درجا زده ! و در همین مدت بازیكنان زیادی در همین ایران خودمون خودشونو بالا كشیدن و پیشرفت در كارشون مشهود بوده ...

دوم اینكه من نمیدونم بحث ما چه ربطی به برانكو داره !؟ كی حرف برانكو رو زد ؟ من مگه گفتم برانكو اخراج بشه ؟ كه شما داغ می كنی!!!! شما یك بار دیگه ارسالهای اخیر را بررسی كن ! ما داریم در مورد مشكلات لاینحل تیم ملی صحبت میكنیم و راهكار هم دادیم و این یعنی یك انتقاد سازنده ... بچه ها میگن زوج دایی و هاشمیان به این دلایل و به این دلایل كارایی لازم را نداره ... بهتره از تیمهای بزرگ دنیا كه در كارهای تهاجمی بسیار موفق هستند الگو بگیریم و نگاهی به انها بیا ندازیم ... تا مشكل تیم ملی برطرف بشه ... ضمنا پتانسیلش را هم داریم ... كه در ارسال بالا مثال زدم ... این انتقاد مغرضانه است ؟
شما حتی حاضر نیستی قبول كنی كه زوج هاشمیان دایی فقط یك زوج اسمی است و فقط نامها در خط حمله هستند ...و هیچ كارایی ندارند و حتی قابلیتهای دایی و هاشمیان رو هم در نظر نمیگیری ... همه ما را حواله می كنی به بعد از جام جهانی و به اما و اگر ها ... اگر و اگر و اگر و شاید ایران با این زوج نتیجه گرفت فلان نشود بهمان شود ! برای تیم دوا نمیشه ! (( علاج واقعه قبل از وقوع باید كرد )) ما زوج دایی و هاشمیان را در بازی دیروز دیدیم و شما را به بعد از جام جهانی حواله نكردیم و گفتیم جام جهانی پیش كش ! شما در همین بازی تداركاتی حركات مثبت این زوج طلایی البته به زعم شما ...را برای ما بگو تا ما هر انچه را گفتی باور كنیم !

Mohammad Reza
29th May, 2006, 03:51 PM
ایران و ژاپن كه دایی گل زد و همچنین ایران و قطر كه هاشمیان گلها رو زد
در بازی 5 فروردین سال گذشته هم دایی نبود و هاشمیان دوگل برای ما زد ... ایران ژاپن

عبدالله
29th May, 2006, 04:02 PM
در بازی 5 فروردین سال گذشته هم دایی نبود و هاشمیان دوگل برای ما زد ... ایران ژاپن
اره یادم رفت توی اون بازی دایی مصدوم شد و رفت بیرون كه هواداران هم خیلی ناراحت شدند :hehe:

Mohammad Reza
29th May, 2006, 04:06 PM
اره یادم رفت توی اون بازی دایی مصدوم شد و رفت بیرون كه هواداران هم خیلی ناراحت شدند :hehe:
درسته ... منظور اینكه این ها اگر درست ازشون استفاده بشه خیلی بهتر نتیجه میگیریم ... و با كنار هم قرار دادنشون هر دو قابلیتهاشون به نصف و حتی پایین تر نزول پیدا میكنه ...

Sám
29th May, 2006, 04:12 PM
برادر سام ببین شما بحث رو به صورت كلی باید در نظر بگیری
همین زوج دایی و هاشمیان بود كه در مقدماتی جامجهانی در 5 بازی فقط 2 گل زد
شما این بازیها رو ول كردی و اومدی در مورد ایران و كاستاریكا حرف میزنی دیروز هم یه بازی دیگه
حالا در بازیهایی كه یكی از اینها در تركیب بوده
ایران و ژاپن كه دایی گل زد و همچنین ایران و قطر كه هاشمیان گلها رو زد
اگر دقت كرده باشی من تو ارسالم طرف هاشمیان رو گرفتم.
از این زوج به طور كامل حمایت نكردم,اما منظورم این بود اگه قراره از این زوج یكی رو انتخاب كنیم هاشمیان می تونه انتخاب بهتری باشه.

مهرداد
29th May, 2006, 04:26 PM
من با این كه زوج دایی - هاشمیان به درد هم نمی خورن كاملا موافقم. بازی این دو واقعا اشتباه محضه چون هر كدوم بازیكنان در نوك حمله اون یكی دیگه به طرفین مجبوره بره كه این هیچ فرقی با 10 نفره بازی كردن نداره ا زنظر من!
با حرف نیما رئال هم مبنی بر اینكه مهدوی كیا جای كعبی بازی كنه موافقم. چون نه كعبی قدرت بدنی و سرعت مهدوی كیا رو داره و حتی مهدوی كیا به مراتب سر زن بهتریه از اون. و گزینه ی مناسب هم به نظر من برای بال راست تیم ملی كسی نیست جز كاظمیان همونطور كه نیما اشاره كرد.

در مورد دروازه حرفی نزنم بهتره! فقط دو كار میشه كرد یكی این كه افسوس خورد و یكی دیگه هم دعا كرد!

moh.santia
29th May, 2006, 05:46 PM
محمد جان ...
اول اینكه شما متوجه منظور بنده نشدی ... بله از سه فصل پیش بوندس لیگا كه هاشمیان 16 گل و نه 17 گل به ثمر رساند دیگر به ان دوران نرسیده ! و مدام درجا زده ! و در همین مدت بازیكنان زیادی در همین ایران خودمون خودشونو بالا كشیدن و پیشرفت در كارشون مشهود بوده ...

دوم اینكه من نمیدونم بحث ما چه ربطی به برانكو داره !؟ كی حرف برانكو رو زد ؟ من مگه گفتم برانكو اخراج بشه ؟ كه شما داغ می كنی!!!! شما یك بار دیگه ارسالهای اخیر را بررسی كن ! ما داریم در مورد مشكلات لاینحل تیم ملی صحبت میكنیم و راهكار هم دادیم و این یعنی یك انتقاد سازنده ... بچه ها میگن زوج دایی و هاشمیان به این دلایل و به این دلایل كارایی لازم را نداره ... بهتره از تیمهای بزرگ دنیا كه در كارهای تهاجمی بسیار موفق هستند الگو بگیریم و نگاهی به انها بیا ندازیم ... تا مشكل تیم ملی برطرف بشه ... ضمنا پتانسیلش را هم داریم ... كه در ارسال بالا مثال زدم ... این انتقاد مغرضانه است ؟
شما حتی حاضر نیستی قبول كنی كه زوج هاشمیان دایی فقط یك زوج اسمی است و فقط نامها در خط حمله هستند ...و هیچ كارایی ندارند و حتی قابلیتهای دایی و هاشمیان رو هم در نظر نمیگیری ... همه ما را حواله می كنی به بعد از جام جهانی و به اما و اگر ها ... اگر و اگر و اگر و شاید ایران با این زوج نتیجه گرفت فلان نشود بهمان شود ! برای تیم دوا نمیشه ! (( علاج واقعه قبل از وقوع باید كرد )) ما زوج دایی و هاشمیان را در بازی دیروز دیدیم و شما را به بعد از جام جهانی حواله نكردیم و گفتیم جام جهانی پیش كش ! شما در همین بازی تداركاتی حركات مثبت این زوج طلایی البته به زعم شما ...را برای ما بگو تا ما هر انچه را گفتی باور كنیم !

محمدرضای عزیز!! ملی پوشان دیروز بعد از مدتها در كنار هم قرار گرفته بودن!! و اصلا نمیشد ارزیابی كرد، چرا كه دایی این روزها در اوج قرار داره!! من به شما از همین الان قول میدم این دو در بازی با بوسنی خوب خواهند بود، 2 روز صبر كنی متوجه میشی!! ضمنا هاشمیان 17 گل زده بود نه 16 گل!!

Siyavoush
29th May, 2006, 06:13 PM
نیما بیا این امار دقیق
بازیهای ایران بعد از جام ملتها
از مرداد 2004 تا خرداد 2006

ایران2-اردن0(دایی 1 گل)

ایران0-المان2(دایی نبوده)

ایران3-قطر2(دایی نبوده)

ایران7-لائوس0(دایی 4 گل زده)

ایران1-پاناما0(دایی از پنالتی گل زد)

ایران2-بوسنی1(دایی 1 گل زد)

ایران0-بحرین0(دایی بوده)

ایران2-ژاپن1(دایی مصدوم شد)

ایران2-كره شمالی0(دایی نبوده)

ایران2-اذربایجان1(دایی بوده)

ایران1-كره شمالی0(دایی بوده)

ایران1-بحرین0(دایی بوده)

ایران1-ژاپن2(دایی از پنالتی گل زده)

ایران4-لیبی0(دایی 1 گل زد)

ایران0-كره جنوبی2(دایی بازی نكرد)

ایران2-توگو0(دایی از پنالتی گل زد)

ایران4-چین تایپه0(دایی 1 گل زد)

ایران3-كاستاریكا2(دایی 1 گل زد)

ایران2-كرواسی 2(دایی بود)


ایران 19 بازی انجام داده كه 15 بازی انجام داده و11گل زده و 3 تا گل از پنالتی زده


حالا ریباندو اینا فكر میكنم جزو جریان بازی باشه
خیلی ها هم میگن نیستلروی مرده خورده و فقط توی محوطه جریمه گل میزنه
در صبا هم یادم میاد از 13 بازی 11 گل زد كه 2 تاش پنالتی بوده


اما لیگها
این بحث واقعا منطق از سرش میباره
یعنی كریمی و نویدكیا رو دلال ها فرستادن بوخوم و بایرن؟
عجب منطقی داری نیما جان
با این جملت دیگه جای حرف نمیذاری
هانوفر انقدر احمق هستش كه بخاطر دلال هاشمیان رو بخره؟


عبدی جان هاشمیان 4 گل در لیگ المان و 2 گل در جام حذفی زد
تنها برتری لیگ اماارات پول بیشتر و نظمش هست
تو ایارن بازیكنهای بهتری هستند
و خالا هم كه میبینید مربیان بزرگ هم میان



درسته هاشمیان كنار دایی جواب نمیده
من فكر میكنم باید مثل بازی با اردن این دو بازیكن بازی كنن
اونطوری بهتر هستش من اینطور فكر میكنم

در مورد میرزاپور
به نظر من ما دو دروازبان خوب داریم
میرزاپور و طالب لو
ولی این دو یك احتلاف فاحش دارن
تجربه
میرزاپور 5 سال هستش كه داره برای تیم ملی بازی میكنه ولی طالب لو حتی یك سال هم نشده
من فكر میكنم تنها دلیل ثابت بودنش این هستش
ولی قبول كنید در بازیهای ملی یك بازیكن دیگه میشه این ابی ما


مبعلی جریان درگیریش با دایی تنها دلیلش نبود
اگر یادتون باشه مبعلی هم در اردوی انگلیس بد بازی كرد و هم در بازی با ژاپن
همه هم دیدن كه فرصت كافی داشت
از اون طرف
جباری و تیموریان ظهور كردند
و برانكو این دو رو به مبعلی ترجیح داد
من اینطور فكر میكنم

shayan10
29th May, 2006, 06:17 PM
اینكه هاشمیان و دایی بازی با بوسنی خوب بازی می كنن چه ربطی به جام جهانی داره؟تو جام جهانی حداقل 2 تا از بازیا رو ما فقط دفاع می كنیم و تو ضد حمله قراره موقعیت بیاریم.از دایی یا هاشمیان كه نمیشه انتظار استارت سرعتی داشت.من خیلی دایی رو دوست دارم و فكر می كنم الان خیلی امادست ولی به سیستم تیم ملی نمیخوره.دایی یه مهاجم كلاسیكه مثله ون نیستلروی كه باید تو محوطه جریمه باشه نه اینكه بیاد تو زمینه خودمون دفاع كنه,وقتی بختیاری زاده هست ادم مگه مریضه دایی رو بذاره وسطه زمین دنباله بازیكنا بدوه.هاشمیان هم اصلا اماده نیست,هم مصدومه هم اینكه دو فصله 4 تا گل بیشتر نزده.تو هانوفر 2000 و خرده ای دقیقه بازی كرد 3 یا 4 گل بیشتر نزد.اگر یكی از دایی و هاشمیان كناره خطیبی یا برهانی بازی كنه خیلی بهتره.اصلا میشه خطیبی رو از اول بازی بدیم بعد رو مخش كار كنیم كه بازی اولمون با استقلاله و بازی دوممون با پرسپولیسه میگیره مكزیكو پرتغالو می تركونه.هر چند كه در هر حال تیم ملی با همون دایی و هاشمیان تو جام جهانی بازی می كنه و نمیشه انتظار داشت برانكو زوجی رو كه یه بارم امتحان نكرده تو جام جهانی بذاره تو بازی

Siyavoush
29th May, 2006, 06:20 PM
اما یك نكته در مورد میرزاپور
در فرانسه كوپه یك فصل عالی بازی كرد
اما سرانجام باتز دروازبان اول شد
دلیللشم تجربشه


یا در تیم انگلیس
این تیم بازیكنی مثل رایت فیلیپس رو دعوت نمیكنه در حالی كه والكات رو دعوت میكنه ولی این بازیكن 1 دقیقه هم بازی نكرده بوده
ولی همچنان كراچ با وجود گل نزن بودنش تركیب اصلی هستش



این ها فقط مختص به ایران نیستش
تمام مردم هم در این زمان انتقاد نمیكنن
چون میدونن فایده ای نداره و اتفاقی نخواهد افتاد كه بگیم چرا فلان كس دعوت نشده و چرا فلان كس اومده
فقط حمایت

Mohammad Reza
29th May, 2006, 08:33 PM
اصلا حق باشماست ... تیم ملی هیچ نقصی نداره ! همه خوبن ! زوج خط حمله كه بی نظیره ! همه چیز خوبه ! خوب خوب خوب ... هاشمیان هم 17 تا اصلا نه 39 تا گل زده ... ! باشه عزیزم ... چه حوصله ای داری شما ... من كه اصلا حوصله مطرح كردن صورت مسئله رو ندارم تا شما بیای هی پاكش كنی ...

خوابهای خوش ببینی ! نقطه ! ته خط ...

Siyavoush
29th May, 2006, 10:50 PM
اصلا حق باشماست ... تیم ملی هیچ نقصی نداره ! همه خوبن ! زوج خط حمله كه بی نظیره ! همه چیز خوبه ! خوب خوب خوب ... هاشمیان هم 17 تا اصلا نه 39 تا گل زده ... ! باشه عزیزم ... چه حوصله ای داری شما ... من كه اصلا حوصله مطرح كردن صورت مسئله رو ندارم تا شما بیای هی پاكش كنی ...

خوابهای خوش ببینی ! نقطه ! ته خط ...
مگه بازم ارسال پاك شده غیر از جریان تاپیك همسایه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Siyavoush
30th May, 2006, 04:50 AM
غافلگيري اصلي
در مسابقه‌هايي چون فرانسه - مكزيك و ايران - كرواسي نكاتي مهم چون كيفيت و نتيجه درجاتي از نسبيت را به نمايش مي‌گذارند كه نمي‌توان و نبايد براساس آن به برداشتي نهايي از ارزيابي فني رسيد. در اين موقعيت‌ها حكايت، حكايت هيچ‌چيز و همه‌چيز است و يا به عبارتي ديگر كمي از بعضي چيزها كه در انتخاب شيوه نهايي تا‡ثيرگذار است.
شرايط عمومي ديدارهايي كه ترس بزرگ مصدوميت بازيكنان در آخرين روزها را به همراه دارد و پرهيز از ارائه تصويري مشخص از ساختار تاكتيكي موردنظر براي مرحله گروهي، حكايت كساني است كه ناچارند با دست پيش بكشند و با پا پس بزنند، البته اين روند گاهي توسط بازيكنان جايگزيني كه فرصت حضور پيدا كرده و بي‌پروايي بيشتري نشان مي‌دهند، برهم خورده و هيجان‌انگيزترين بخش مسابقه‌هاي تداركاتي پيش از جام جهاني را تحت تا‡ثير قرار مي‌دهد، اما در نهايت شكل كلي ماجرا همان است كه در اذهان اتفاق مي‌افتد. گاهي تك حركاتي كه حتي به گل نيز ختم نشده‌اند، شكلي تازه از امكان حركت بعضي از بازيكنان را در مسيرهاي متفاوت تاكتيكي آشكار ميكند. مسابقه‌هاي تداركاتي پيش از جام جهاني، فرصتي براي جرقه‌هاست. در اين‌گونه روزها خوب و بد در شكل نهايي اين مفاهيم مطرح نيست. نمي‌توان گفت كه فرانسه، مكزيك، ايران و كرواسي خوب بودند يا نه.
منطق حرفه‌اي حكم مي‌كند كه نكته‌هايي خوب به چشم آمد و نيز ضعف‌هايي هم وجود دارد، كه براي موردي نظير تيم ما طبيعي است.
در مسابقه‌هايي كه كليت تيم شرايط ايده‌آل را ندارد، نبايد تك موارد سرزده از بعضي بازيكنان را بيش از حد در سرنوشت تيم مو‡ثر بدانيم. ميرزاپور در آخر كار اشتباهي داشت كه بخشي از آن با شرايط هوا، زمين و توپ مربوط مي‌شد و بخشي از آن اشتباه شخصي كه بايد در يك فضاي فني مرتفع شود. او چند واكنش موِثر نيز داشت كه نشان مي‌داد در شرايطي به مراتب بهتر نسبت به گذشته قرار دارد. ميرزاپور تنها عامل تساوي در آخرين دقيقه نبود. اگر چه بهترين دليل را او به وجود آورد. تيم ايران يك گل ديگر داشت كه مي‌توانست آفسايد نباشد يا اين كه توپ نكونام مي‌توانست با دقت بيشتري روانه دروازه شود.
اين موارد در كنار هم مجموعه‌اي را مي‌سازند كه به يك نتيجه نهايي ختم مي‌شود و در اين روزها تنها مي‌توان به نكته‌هاي خوب اميدوار بود و براي برطرف كردن نقاط ضعف و دستيابي به تمركز بيشتر تلا‌ش كرد.
قرار نيست كه از مطرح كردن موارد ضروري پرهيز كنيم. بعضي از نكته‌ها بايد مطرح شود، اما بدون آن كه حساسيتي ايجاد كند. براي تيمي كه در نزديكي جام جهاني اولين فشارهاي واقعي كلا‌س جهاني را احساس مي‌كند، شتابزدگي چندان عجيب نيست. اين را تا حدي مي‌توان پذيرفت اما اين پذيرش با يك نكته همراه است. جام جهاني كه آغاز شود يك انتظار را با خود همراه مي‌آورد: توجه به تا‡ثيري كه حفظ توپ براي كاستن از فشار حريفان قوي دارد و پرهيز از سپردن بيش از حد توپ به حريف.
تيم ملي ايران در سال‌هاي گذشته بارها نشان داده است كه مي‌تواند از اين شيوه استفاده كند. در مسابقه با كرواسي مي‌توان پذيرفت كه زير آن باران شديد بازي در خانه حريف به هيچ‌عنوان ساده نيست، اما در نهايت اين واقعيت بازي در كلا‌س جهاني است. در بازي با كرواسي در كنار اين‌گونه ضعف‌ها مواردي را نيز ديديم كه اميدواركننده بود. جسارت و سرعت كعبي در رويارويي با بازيكنان تنومند كروات و خطاهايي كه ناچار مي‌شدند روي او انجام دهند.
حضور برهاني نشان داد كه روي نيمكت خود غافلگيري‌هاي زيادي را در اختيار داريم. به‌كارگيري بازيكنان سريعي چون معدنچي و كاظميان و برهاني و تا‡ثيري كه اين ويژگي يعني سرعت در عملكرد تيمي ما داشت، واقعيت‌هاي خوشايندي را پديدار مي‌كند كه مي‌تواند در سرنوشت ما تا‡ثيري متفاوت بگذارد. اين كليد استحكام دفاعي و انعطاف تهاجمي براي ماست.
ايمن‌سازي جناحين و برقراري تعادل ميانه دفاع و حمله بدون اين ويژگي ممكن نيست. بسياري فوتبال ما را فوتبالي مي‌دانند كه در سبكي ايستا به درخشش تك ستاره‌هاي تكنيكي خود متكي است، اما اين تنها نيمي از داشته‌هاي ماست.
بازيكنان سريع ما مي‌توانند غافلگيري اصلي را براي حريفان شكل دهند. تصاحب فضا كه پيش زمينه‌اي است براي حفظ توپ در هر دو شكل تدافعي و تهاجمي، از اين طريق به دست خواهد آمد. اين بخشي از معادله است كه مي‌تواند ترديد واقعي را به اردوي حريفان‌مان بفرستد و تيم ملي ايران را در شرايطي قرار دهد كه نمايشي متفاوت از مرزهاي قابل دسترس فوتبال ايراني را در آوردگاه جهاني به تماشا بگذارد.







جهان فوتبال

Siyavoush
30th May, 2006, 04:50 AM
مسابقه لا‌زم است، بازي بايد كرد
<بازي نكردگي> اصلي‌ترين مشكل تيم ملي است كه براي تيم شدن در هر تمريني بايد بازي كند. فوتبال با تمام قواعد بازي 11 به . 11 علي كريمي روز خوبي را سپري كرد. گل او - گل اول تيم ايران - نشان‌دهنده گسترش دامنه حركات تكنيكي اوست. علي كه <جايي بد> گرفته بود و برخورد اوليه‌اش با <پاس - شوت> محمد نصرتي منطبق با اصول تعريف شده مهار توپ نبود در حركت دوم به لطف نرمش فوق‌العاده عضلا‌تش و چرخشي كه مي‌تواند به پا و كمر خود بدهد يك توپ در حال از دست رفتن را وارد دروازه كرد.
اين گل با همه اهميتي كه براي مسابقه كرواسي - ايران داشت بهترين عمل و يا عكس‌العمل كريمي نبود. زماني كه او را در جمع 11 نفر اصلي ديديم هم قلب‌مان قوت گرفت و هم دل‌مان قرص شد. با كريمي تيم ملي جورتر مي‌شود و يك‌شنبه شب ديديم كه جمع ملي‌پوشان ما جمع است و تيم‌مان هم جور است.
علي كريمي به عنوان شناخته شده‌ترين بازيكن ايراني حاضر در ورزشگاه شهر اوسيك از تيغ سختگيري توا‡م با خشونت فوتبال ذاتاً فيزيكي و خشن كروات‌ها در امان نبود ولي كريمي به لطف آمادگي جسم و روح و سلا‌مت كامل مچ‌ پاي آسيب ديده‌اش امتحان موفقي را پشت سرگذاشت. او همان طور كه انتظارش را داشتيم بازي كرد و نيز همان طور كه منتظر بوديم، ديديم كه مثل هميشه مجبور است به دريبل زدن و حمل توپ. نحوه حركت و سرعت حاكم بر بازي تيم ملي او را نه مجاز كه مجبور به اين حركات اضافه - در مقايسه با عملكردي كه در بايرن مونيخ دارد - مي‌كند و اين يكي از شاخصه‌هاي امروزي و ديروزي فوتبال ايران است:
مرد پا به توپ، حق انتخاب چنداني ندارد. او بايد يك تنه بازي كند. اين حسن بازي ايراني - و عيب فوتبال بين‌المللي - پيش از گل اول هم كاملا‌ً به چشم مي‌خورد.
وحيد هاشميان براي آن كه موقعيت <دو نفر مقابل يك نفر> را ايجاد كند ناچار بود بيش از حد متعارف و لا‌زم در فوتبال غير ايراني با توپ بازي كند تا محمد نصرتي خودش را در فضاي مناسب به او نزديك كند و عليه مدافع كروات حالت دو به يك را ايجاد كند.
گل تيم ايران درپي همين اتفاق به ثمر رسيد؛ يك نفوذ بلند پا به توپ از نصرتي كه ما‡مور بود و معذور از عبور از خط نيمه زمين، حركت وحيد هاشميان به سمت چپ كناره زمين، پاس نصرتي به وحيد و سپس حفظ توپ او براي پديد آمدن حالتي كه نصرتي ايجاد كرد (دو به يك شدن مقابل مدافع كروات) رساندن توپ به نصرتي و سپس ضربه‌اي كه دفاع چپ ما زير فشار حريف زد. علي كريمي جاي مناسبي براي دريافت توپ نداشت پاس نصرتي فقط به يك ترتيب مي‌توانست به كريمي برسد:
سوتي دادن دفاع كروات و او نيز چنين كرد تا علي كريمي نشان بدهد كه وقتي ناگهاني هم صاحب توپ مي‌شود توان جمع كردن خودش و به ثمر رساندن حركات يارانش را دارد. گل كريمي يكي از گل‌هاي خوب و مهم ماندگار در تاريخ فوتبال است (اولين گلي كه به تيم ملي كرواسي زده‌ايم) اما قشنگ‌تر و مهم‌تر از گل، بازي كردن خود علي بود كه نشان داد در جام جهاني راحت و سبك، چابك و تيز پا بازي مي‌كند.
آيا برانكو براي بهتر بازي گرفتن از علي كريمي به تنها راهكار موجود:
بازي ساده و بازي پر از حركت بقيه تيم توجه دارد؟ نشانه‌هايي در بازي ايران وجود دارد كه نشان مي‌دهد براي غلبه بر يك عادت غلط بايد اراده بزرگتري داشته باشيم.
بازي كردن در هر تمرين را با رعايت تمام قواعد بازي 11 به 11 به همين دليل لا‌زم مي‌دانيم.




جهان فوتبال

Siyavoush
30th May, 2006, 04:51 AM
يازده سوِال كيكر از هلي‌كوپتر ايراني
مهاجم ملي پوش و 28 ساله ايران با وجودي كه از لقب هلي كوپتر در فوتبال آلمان برخورداراست، اما خود را در هواپيما مطمئن‌تر احساس مي‌كند.نشريه كيكر يك گفت‌وگوي ويژه با او انجام داده كه در نوع خود جالب است. متن كامل اين گفت وگو به اين شرح است:‌
اگر فوتباليست نمي‌شدي، دلتا‌ن مي‌خواست چكاره شوي؟
در دوران كودكي هميشه دوست داشتم خلبان شوم.‌
اولين رويداد بزرگت چه بود؟
با داشتن تنها چهار سال سن به ورزشگاه رفتم و ميان چهل هزار تماشاگر نشستم.‌
پول توجيبيتان را چگونه به‌دست مي‌آورديد؟
هميشه از بزرگترم مي‌گرفتم.‌
چه جوري به بهترين شكل خستگي را فراموش مي‌كنيد؟
با گردشي كوتاه در شهر، رفتن به سونا و شنا.‌
سلطان دوران كودكي‌ات چه كسي بود؟
هيچ وقت چنين كسي را نداشتم.‌
فكر مي‌كني، چه كاري را ديگران بهتر از تو انجام نمي‌دهند؟
خودم را بهتر از هر كس ديگري مي‌شناسم.‌
موقع شنيدن چه آهنگي ذوقي براي بلندتر كردن صداي راديو داري؟
همه نوع آهنگي گوش مي‌دهم.‌
چه چيزي تو را خشمگين مي‌كند؟
همواره مي‌كوشم تا آن قدر برخود مسلط باشم كه عصباني نشوم.‌
بدترين لحظه زندگي‌ات تا به حال چه بوده؟
وقتي كه به مدرسه مي‌رفتم برف مي‌آمد كه از راديو اطلاع داده شد مدارس تعطيل هستند، اما از آن خبر نداشتم و بيست دقيقه در سرما ايستادم.‌
هلي كوپتر هستي يا جت؟
با وجودي كه به من لقب هلي كوپتر دادهاند، اما داخل جت احساس امنيت بيشتري مي‌كنم.‌
در تيم بايرن مونيخ به صورت جدي مطرح نشدي.‌ با اين حال باز هم در خيال پيوستن به تيم بزرگي هستي؟
اميدوارم روزي برسد و از چنين فرصتي برخوردار شوم.
* * *
جالب است كه سرانجام نويسندگان كيكر به سراغ هاشميان رفته‌اند تا با او گفت‌وگو كنند. اگر به ياد داشته باشيد پس از آن مصاحبه وحيد هاشميان در تلويزيون ZDF كه گفت:‌<نمرات نشريه كيكر برايم هيچ ارزشي ندارد، چون آنها سليقگي كار مي‌كنند، نه فني...> هميشه خصومت‌هايي آشكار را با وحيد در اين مجله مي‌ديديم!راستي... تا يادمان نرفته براي كيكر يادآور شويم كه وحيد هاشميان هلي‌كوپتر نيست. لطفاً به او بگوييد چرخ بال. نوشتار درست آلماني لقب وحيد نيز به اين شكل از اين پس در كيكر رعايت شود: !>chark ball< با تشكر



جهان فوتبال

Siyavoush
30th May, 2006, 04:51 AM
پاس‌ها چرا قطع مي‌شد؟
در تحريريه ما غوغايي برپاست.شروين طاهري كه دوباره آمده است و سرشار از انرژي و ميل به ديدن و ميل بيشتري به نوشتن نشان مي‌دهد، ايستاده است. فرشاد كاس‌نژاد گاهي مي‌ايستد و گاهي مي‌نشيند. مهدي سوفالي، سمت چپ، بغل دست اردشير لارودي آغازگر بحثي است كه ميان او و لارودي آغاز شده و تمامي ندارد. سوفالي بر سر مربيان ايراني و خارجي و آثار و عملكردشان با لارودي مجادله‌اي دارد كه بي‌پايان به نظر مي‌رسد و حالا‌ او به نحوه چينش بازيكنان تيم ملي <گير> داده و اشكالات مربوط به پاس دادن مردان ملي را نتيجه حضور عناصر دفاعي بيشتري در خط مياني مي‌داند. سعيد آقايي سمت راست، كنار لارودي مي‌نشيند.
اميرحسين فرخ‌مهر، همكار و دوست بلكه عضو هميشگي هيا‡ت تحريريه‌اي كه لارودي هم در آن است با سوفالي عقيده يكساني دارد تازه دو پله هم بالاتر. آرش لب‌جويي به عنوان همكار ميهمان ناظر اين بحث تمام نشدني است.
<محور> پاس‌هاي غلط است. توپ‌هايي كه از دست مي‌رود.
سعيد آقايي نخ را مي‌دهد: ببينيد! ببينيد! هيچ وقت دقت دو پاس‌مان به سه پاس نمي‌رسد.
مهدي سوفالي مي‌گويد: وسط زمين آدم تكنيكي نداريم. از خط دفاع هم كه نبايد بيش از اين انتظار داشت!
اردشير لارودي دادش درميآيد كه: ... يعني چه؟ با بغل پا توپ را 10 متر 12 متر روي زمين قل دادن از عهده اين بچه‌ها برنميآيد؟ سهراب، آندو و نكونام نمي‌توانند 10 متر پاس بدهند؟ ما بد پاس مي‌دهيم و اين ربطي به اين حرف‌ها كه مي‌گوييد، ندارد.
اميرحسين فرخ‌مهر: شما مي‌فرماييد ولي خب مي‌بينيم كه نمي‌شود ديگر، اين همه بازيكن دفاعي مزاحم خودشان شده‌اند.‌ همين محمد نصرتي باز هم او را برده‌اند، دفاع چپ و اين بچه يك پاس نمي‌تواند بدهد.
اردشير لارودي - در حالي كه انگار خون جلوي چشمش را گرفته - يعني چه؟ اينجاي زمين با 10 متر و 20 متر آن‌طرف‌تر چه فرقي دارد. آقا جان توپ زير پاي تو است آن را به اولين مردي كه مي‌بيني، بده. اين چه ربطي به اينجاي زمين يا آنجاي زمين دارد كه مي‌گويند وسط زمين مي‌شود، سمت چپ نمي‌شود؟
سوفالي: خب مربوط مي‌شود. چرا در تيم چلسي ماكه‌له‌له عملا‌ً هر چه توپ مي‌گيرد، مي‌دهد به فرانك لمپارد تا تقسيم كند؟
لارودي: خب من هم به شما همين را مي‌گويم. ماكهله‌له توپ را چطوري به اين آقاي لمپارد پاسور مي‌دهد. با يك پاس 10 متري، 15 متري، 8 متري و 9 متري. الان ما در همين كار وامانده‌ايم.
فرخ‌مهر: وقتي اين همه هافبك دفاعي كه از نظر تكنيكي ضعيف هستند، كنار هم بازي مي‌كنند، همين مي‌شود ديگر.
سوفالي: بايد كنار نكونام يا سهراب، يك بازيكن تكنيكي قرار داشته باشد (در همين لحظه پاس به عقب برهاني مقابل دروازه خالي به جواد نكونام مي‌رسد و بغل پاي او با 3 - 4 متر اختلاف از كنار دروازه كروات‌ها به خارج مي‌رود.)
سوفالي: بفرماييد اگر شجاعي داخل زمين بود، اين توپ را به اوت مي‌زد؟
لارودي: همين نكونام در بازي با كره شمالي نظير همين توپ را تبديل به گل دومايران در پيونگ يانگ كرد. پس در آن مورد چه حرفي داريد؟
فرخ‌مهر: چون نكونام خودش تنها هافبك دفاعي بازي مي‌كرد، تمركز داشت اما حالا‌ او هست، سهراب هم هست، پشت سرشان يحيي و رحمان هم هستند و كنار دست‌شان آندو نيز هست، بنابراين قدرت پاس دادن تك تك‌شان پايين ميآيد.
شروين طاهري: اصلا‌ً بحث شما بر سر چيست؟ به نظر ميآيد همگي يك حرف مي‌زنيد!
لا‌رودي: آري همه قبول داريم كه به قول سعيدخان آقايي هيچ پاس دومي تبديل به پاس سوم نمي‌شود اما هر كدام ما يك دليل براي اين عيب ميآوريم.
من قبول ندارم كه محمد نصرتي چون دفاع چپ بازي مي‌كند، ضربه زدن 7-8-10 متري با پاي راستش را هم فراموش كند. نصرتي در همين بازي پاس گل را داد آن وقت ...( پاس گل؟ كدام پاس گل؟ او شوت زد و در حال شوت زدن زمين خورد، توپ رسيد به علي كريمي و گل شد. اين جمله معترضه را فرشاد كاس‌نژاد مي‌گويد و فرهاد هم او را در اين راه كمك مي‌كند.)
لا‌رودي: نه جانم، نصرتي يك نفوذ عالي داشت، يك پاس كوتاه خوب داد يك جاگيري خوب براي وحيد گرفت و سپس يك پاس محكم نيمه شوت به قصد علي كريمي. من مي‌پرسم چرا نصرتي در اين دو موقعيت درست‌كار كرد اما در موقعيت‌هاي ديگر به اين خوبي كار نمي‌كند؟
فرخ‌مهر: جنس بازيكنان در وسط زمين بايد جور باشد. شما قبول نداريد كه دو بازيكن يك جور و يك شكل در وسط زمين دردي از هم را دوا نمي‌كنند.
سوفالي: اگر يك بازيكن پاسور كنار يك بازيكن دونده و توپ‌گير باشد تركيب بهتري درست مي‌شود.
لا‌رودي: اين حرف‌ها همه درست، ولي پاس‌هاي كوتاه و ساده را نبايد قاطي اين بحث‌ها كرد. الا‌ن اشكال در همين است.
* * *
آرش گل دوم را مي‌زند و سپس شجاعي وارد زمين مي‌شود و تيم در 13 دقيقه آخر، بازي بهتري را انجام مي‌دهد. حق با چه كسي بود؟
شروين طاهري ختم غائله را اعلا‌م مي‌كند: بازي را برده‌ايم. اين كافي است، سوفالي مي‌گويد: تيتر بزنيم لوك خوش شانس. آقايي به سوفالي مي‌گويد: تيتر بزنيم لوك بدشانس. بازي از دقيقه 90 گذشته و از دقيقه 94 هم گذشته. كمك داور كروات ميزبان نوازي مي‌كند، فرار آرش درست بود - مثل فرار فريدون زندي در وقت اول كه آن هم درست بود - پاس شجاعي طلا‌يي بود و برهاني به درستي يك گل زد كه به غلط رد شد.مثل زندي كه او هم يك گل سالم زد تا عيار داوري داوران كروات محك بخورد و معلوم شود كه غش دارند.بازي كه بايد 3-1 تمام مي‌شد با خطاي بچگانه ميرزاپور كه روز بزرگي را پشت سر گذاشت و دخالت داوران دو - دو تمام مي‌شود.



جهان فوتبال

Mohammad Reza
30th May, 2006, 01:03 PM
دیشب وقتی استیلی بازی ایران با کرواسی را انالیز کرد ! مردم از خنده ! نه از بابت انالیز ! از این جهت که همه حرفهای ما و بروبچ فوتبال شناس انجمن را به زبان اورد و نقطه ضعف های متعدد تیم ملی را گوشزد کرد ... از جمله نکته ای که در مورد هاشمیان و دایی بود عین جملات ما بود ... گفتم شاید حمید خان اومده پارس فوتبال و از روی دست ما تقلب کرده !
به هر حال می خواهید حرفهای ما را قبول کنید یا نکنید ! یا می خواهید گفته های استیلی را بشنوید یا نشنوید ... با تمام این احوال ما واقعیت ها را گفتیم و شما خواندید و استیلی گفت و همه شنیدند ... امیدوارم از خواب بیدار شوید ... خلاص !

Mohammad Amin
30th May, 2006, 01:07 PM
سلام من عضو جديد هستم

moh.santia
30th May, 2006, 01:09 PM
http://www.khabars.net/Images/821012/184655_1.jpg

sheva2006
30th May, 2006, 04:19 PM
مشکل اساسی که اين تيم در حال حاضر داره 3 يا 4 مورده
1-جناح چب که يک اتوبان به تمام معنا ست.نصرتی از اونجا که ذاتا يک فول بک نيست با گاردی که ميگيره هميشه يک قدم از بازيکن حريف عقب تره که باعث ميشه در تک تک کورس ها جا بمونه،اين يک مشکل اساسيه و در اين بازی بارها ديده شد که بازيکن اونها با جا گزاشتن نصرتی توپ رو يا روی دروازه ميفرستاد يا با عوض کردن جناح به خاطره قد کوتاه کعبی بازيکن اونور رو صاحب توپ ميکرد.واقعا جای منيعی خاليه

2-مشخصا بازيکنها توجيه نشدن که کجا قراره برن.از رضايی و کعبی گرفته تا نکونام و هاشميان هر کی توپ رو ميگرفت انقدر دريبل الکی ميزد که يا توپ رو تو منطقه خطرناک ازش ميگرفتن يا اينکه يه موقعيت رو به راحتی از دست ميداد.اينها بايد توجيح شن که رمز موفقيت جلويه تيمهايه سريعی مثله مکزيک و پرتغال فقط بازيه درگيرانه و تک ضربه

3-اون بالانس کافی در مرکز زمين در زوج تيموريان -نکونام ديده نميشه.البته چون با اومدن مهدی اين ترکيب هم به هم ميخوره زياد جايه بحث نيست

4-ما راهی جز زد حمله جلويه مکزيک و پرتقال نداريم ، چون نميتونيم مالکيت توپ رو جلويه بزيکن های پا به توپ اونها داشته باشيم(جز کريمی) .به همين علت فلسفه حضوری دايی و هاشميان زير سوال ميره.ترکيب دايی-کاضميان يا کاضميان-هاشميان بسيار موثر تره که البته چون تغيری درش داده نمی شه چيزی گفته نشه بهتره.

5-درون دروازه و اين ميرزاپور با اين لر بازياش-no Comment

6- کعبی بسيار عصبيه ،نميدونم چه مرگشه ولی هر لحضه ميشه انتظار يک تکل خشن که به پنالتی يا کارت قرمز منجر بشه ازش داشت

7-ترکيب دفاعی رضايی و يحيی امروز افتضاح بود .هرکی برای اولين بار ميديدشون شک ميکرد که اينا تا حالا اصلا تو اين پست بازی کردند يا نه.دفع توپاشون بهترين حمله و موقعيت واسه تيمه حريف بود

خوب خسته شدم ،همين ها واسه آبروريزی تو جام جهانی کافيه ،اميدوارم اين برانکو يه کاری بکنه و آبرويه ما ايرانيها رو تو اين اينترنت حفظ کنه

اين استيلی هم خوب کپی زنيه،ولی خارج از شوخی اين نشون ميده حتی ما که فهم آنچنان حرفه ايی از فوتبال نداريم مشکلات واضح اين تيم رو تشخيص ميديم.
يکی از دوستان گفته بود اينها بعد از مدت ها دور هم جمع شدند واسه همين اين ايراد ها طبيعيه .خوب ما کمتر از 12 روز ديگه با مکزيک بازی داريم.فکر ميکنيد در اين 12 روز چه اتفاقی ميافته.يه دفعه اين بازيکنها با بازی در مقابل تيم درجه 3 بوسنی هماهنگ ميشن.تيم مقابل کرواسی دقيقا تيم مقابل مکزيک خواهد بود البته فکر نميکنم بورگتی دروازه رو انقدر مثله دادو پرشو کج ببينيه وگر نه تو همون بازی کرواسی هم کارمون زار بود

حرف آخر.انتقادات کاملا منطقی هستند اما من هم موافقم که ديگه بايد همه چيز رو فراموش کرد.اين تيم همينه .به اميد موفقيت ايران در جام جهانی

عبدالله
30th May, 2006, 05:32 PM
من فکر میکنم حضور دیشب حمید استیلی در برنامه نود خیلی از چیزها رو ثابت کرد ما هم به همون بسنده میکنم
الان دیگه بحث کردن فایده ای نداره ببینیم فردا تیم ملی در مقابل بوسنی چه جوری بازی میکنه امیدوارم فردا ازادی پر بشه هر چند من یکی چشم خیلی اب نمیخوره که این اتفاق بیفته

Siyavoush
30th May, 2006, 07:47 PM
محمد رضا جان هیچ تیمی كامل نیست
ایران هم مشكل زیاد داره
ولی تو 10 روز باقی مونده و بعد از اعلام شدن لیست نهایی واقعا هیچ فایده ای نداره این انتقادات
اگر فقط انتقاد بود هیچی ولی بعضی از روزنامه ها مثل كیهان ورزشی فقط میكوبن و كاری به چیز دیگه ندارن
تو این 10 روز جز حمایت كاری نمیشه كرد
امیدوارم فردا ازادی پر بشه

EHSAN
30th May, 2006, 08:41 PM
بچه ها من دو صفحه قبل رو بحث هاتون رو خوندم ... اول از همه این که الان دیگه موقع حمایته بیخودی انتقاد نکنین !

نمیخام برانکو رو توجیه کنم ولی به خدا کسی بهتر از برانکو برای ما پیدا نمیشد ! ما داشتیم توی مرحله قبل از مقدماتی قافیه رو به اردن میباختیم ! چشمهاتونو باز کنین بابا ! چرا برای اینکه برانکو نیکبخت رو دعوت نمیکنه باهاش بدین ؟ چرا فقط برای اینکه کریم باقری رو دعوت نمیکنه اینقدر بی رحمانه انتقادش میکنید ؟ نگید لیست تیم ملی تو انتقاداتتون بی تاثیره که باور نمیکنم !
برانکو اگر نمیومد ما الان اینجا نبودیم ! به خدا حقش نیست اینقدر تازیانه بهش بزنیم ! ما ایرانی ها به مهمون نوازی و خونگرمی حداقل برای خودمون معروفیم ! نگذارید یه جوری بشه که جام جهانی تموم شد برانکو بره دیگه پشت سرش رو هم نگاه نکنه ! یادمه وقتی که تیم رو توی بوسان قهرمان کرد دیگه قرار دادش تموم شده بود ! دیدید آقای مایلی کهن با بهترین تیم المپیکیمون چه کرد ؟ دیدید چه بلایی سر نویدکیا آورد ؟

دیدید با چه بدبختی برانکو رو برگردوندیم تا افتضاح همایون خان رو ماست مالی کنه ؟ کاری نکنید که اگه انشاالله توی جام جهانی خوب نتیجه گرفتیم دنبالش بدویم ! گرچه دیگه این اتفاق افتاده !

میرزاپور ؟؟ از خود وحید طالب لو که بپرسین کی حقشه میگه ابراهیم ! من خودم با اینکه سپاهانیم از طالب لو خیلی خوشم میاد ... خیلی بچه باحال با ادب و منطقی هستش ... مطمئن باشدید طالب لو با یه بازی ملی توی دروازه گم میشه ! رودباریان هم زیاد بازی ملی نداره و تجربه هم نداره ! ضمن اینکه قدش هم کوتاهتر دوتابقیست ! توی ایران غیر از این سه تا دروازه بان بهتری سراغ داری ؟ والا من که ندارم ! شما اگه سراغ دارید بگید ما هم بدونیم !.

آقایون ! کعبی کاندیدای بهترین بازیکن جوتن و شگفتی ساز جامه ! آرسنال با آرسن ونگر دنبالشه ! آرسنال کم تیمی نیست ! آرسن ونگر کم مربی نیست ! حسین کعبی کم بازیکنی نیست ! یکم بشینید بازی های قبلی تیم ملی رو ببینید ! ببینید چه مواقعی به داد تیم ملی رسیده ! کعبی یه هوش فوقالاده داره که من همیشه تحسینش کردم ! ضمن اینکه مهدوی کیا یه فصل دفاع راست بازی کرد که کم هم سوتی نداد ! بزرگترینش دریبلی بود که از وحید توی بازی مقابل هم خود رو همون دریبل باعث گل شد ! مهدوی کیا رو بزارید برای هافبکمون که بد جور بهش نیاز داریم ! جواد کاظمیان بازیکن خوبیه ولی ببینید این آخری ها چقدر خودخواهانه موقعیت ها رو از دست داده ! توی جام جهانی تک تک موقعیت ها برای ما حکم طلا رو داره ! نمیتونیم با خودخواهی از دستشون بدیم ! کعبی کجا این خودخواهی رو داشته ؟ مهدی کی این خودهای رو داشته ؟

وحید هاشمیان ! وحید هاشمیان یه فصل 4 تا گل زد فقط ! درست ! اینم ببینید که اینقدر هانوفر دفاعی بازی میکرد حتی توی ورزشگاه خودش که وحید همش عقب میومد تا نیمه ! برای اینکه توپ بهش نمیرسید ! برای اینکه هانوفر بازیکن بازی ساز نداشت ! خود وحید هم باید میومد عقب یه پاس میداد و خودش هم میدوید میرفت میزد تو گل !! . عنایتی هم که بارم نداشتن تجربه ملی زیاد عقبش میندازه . رسول خطیبی رو من که شپاهانیم هنوز 100 در صد قبولش ندارم ! بعضی مواقع اینقدر توپ رو نگه میداره که خودش هم گو گیجک میگیره ! البته این آخری ها فوقالاده نشون داد ولی به استیل ملی نمیخوره هنوز مث رضا ! . آرش برهانی هم که همه میدونن جون میکنه به زیبایی توپ رو میبره جلو بعد توپو میفرسته کاوش علم تو کره ماه ! .

از تموم انتقاداتتون فقط حرفهاتونو در مورد علی دایی قبول دارم ! ولی یه چیزی رو در نظر بگیرید ! بار هم تجربه ! ضمن اینکه این اواخر فوقالعاده آماده نشون داده ! . همون توجیه همیشگی ... دایی فقط برای این به بازی گرفته میشه که خط دفاع حریف رو بکشه جلو ! ضمن اینکه لااقل خیالمون نسبتا راحته که پنالتی گیرمون اومد یکی رو داریم مطمئن باشیم گلش میکنه ! .

به قول حاج مهدی خدا انسان رو آفرید و انسان هم توجیه رو ! شاید چون من برانکورو قبول دارم اینجوری فکر میکنم ... شما ها هم حق دارید تفکرات خودتونو داشته باشید . هدف هم از این بحث ها اینه که بتونیم تفکرات همدیگه رو بفهمیم و اگه کسی اشتباه میکنه یکم رووشنش کونیم :4: .
موفق باشین ... دیگه هم به جای انتقاد شروع كنید دعا كردن ... به خدا به نفعه هممونه ...
تكبیر !!!

sheva2006
30th May, 2006, 09:19 PM
دو چيز رو نبايد قاطی کرد.اينکه 23 نفر همين هستند که هستند و اينکه چه ارنجی و چيدشی از اين 23 نفر جلويه مکزيک و پرتغال جواب ميده.

در مورد اول که اصلا بحثی نيست.هر چی بوده گذشته

اما در مورد دوم جايه بحث بسياره .فراموش نکنيد برانکو از اريکسون،ليپی يا فان بستن و ... بزرگتر نيست که ازش انتقاد نشه در حاليکه اين مربی ها زير شدييد ترين انتقاد ها هستند.روزيکه اريکسون گفت ميخواد کول رو به عنوان مهاجم (به خاطره غيبت رونی) استفاده کنه روزنامه ها و سايت های انگليسی داشتن پدرش رو در مياوردند.

من قبلا هم گفتم ايراد های بازی با کرواسی ايراد هايه اصولی بود که برانکو ميتونه اونها رو حل کنه.
1-کار کردن بيش از اندازه بازيکن ها با توپ از دفاع گرفته تا حمله
2-زوج هاشميان-دايی.خوب ما هر سه بازی رو با اين زوج آغاز ميکنيم ولی برانکو بايد آنقدر جربزه داشته باشه که اگه ديد جواب نميده اونها رو تعويض کنه
3-جناح چپ.با اينکه حالم از اين زارع به هم ميخوره ولی هزار بار گزينيه بهتريه تا نصرتی

گذشتيه برانکو يا آيندش کاملا بستگی به اين بازيها داره و اگه ايران تو جام جهانی مثله عربستان سال 2002 باشه بدون در نظر گرفتن مهمان نوازی ايرانيها خودش راهش رو کج ميکنه ميره کرواسی ما هم هی لعنت ميفرستيم بش.

Siyavoush
30th May, 2006, 09:27 PM
دو چيز رو نبايد قاطی کرد.اينکه 23 نفر همين هستند که هستند و اينکه چه ارنجی و چيدشی از اين 23 نفر جلويه مکزيک و پرتغال جواب ميده.

در مورد اول که اصلا بحثی نيست.هر چی بوده گذشته

اما در مورد دوم جايه بحث بسياره .فراموش نکنيد برانکو از اريکسون،ليپی يا فان بستن و ... بزرگتر نيست که ازش انتقاد نشه در حاليکه اين مربی ها زير شدييد ترين انتقاد ها هستند.روزيکه اريکسون گفت ميخواد کول رو به عنوان مهاجم (به خاطره غيبت رونی) استفاده کنه روزنامه ها و سايت های انگليسی داشتن پدرش رو در مياوردند.

من قبلا هم گفتم ايراد های بازی با کرواسی ايراد هايه اصولی بود که برانکو ميتونه اونها رو حل کنه.
1-کار کردن بيش از اندازه بازيکن ها با توپ از دفاع گرفته تا حمله
2-زوج هاشميان-دايی.خوب ما هر سه بازی رو با اين زوج آغاز ميکنيم ولی برانکو بايد آنقدر جربزه داشته باشه که اگه ديد جواب نميده اونها رو تعويض کنه
3-جناح چپ.با اينکه حالم از اين زارع به هم ميخوره ولی هزار بار گزينيه بهتريه تا نصرتی

گذشتيه برانکو يا آيندش کاملا بستگی به اين بازيها داره و اگه ايران تو جام جهانی مثله عربستان سال 2002 باشه بدون در نظر گرفتن مهمان نوازی ايرانيها خودش راهش رو کج ميکنه ميره کرواسی ما هم هی لعنت ميفرستيم بش.

ولی ما از زمان انتخاب بازیكن گذشتیم
اون زمان ماله 2 هفته پیش بود
و الان همه چیز انتخاب شده
دیگه بازیكنی رو نمیشه اضافه كرد

sheva2006
30th May, 2006, 09:35 PM
من که گفتم مورد اول منتفيه و اصلا جای بحثی نيست ،حالا بايد ببينيم با اون چه کر در چنته داريم چه ترکيب بهتری رو ميتونيم بچينيم و يا در ترکيب اصلی چه تغييرات تاکتيکی رو بايد بديم

sheva2006
30th May, 2006, 09:58 PM
.من يه چيزی رو هم در مورد مجيدی بگم.

مجيدی بازيکن خوبيه ولی از اون دسته بازيکن هاست که فقط تو مقطع باشگاهی خوب بازی ميکنه.در 7،8 سال گذشته موقعيت به آندازه کافی بهش داده شده ولی نشون داده هيچوقت نميتونه درخشش باشگاهی رو تو تيم ملی تکرار کنه که چيز عجيبی نيست بازيکن هايه بسياری بودند که در باشگاه خودشون خوب بودند ولی در تيم ملی خوب بازی نميکردند .نمونيه زنديه اون هانريست

moh.santia
30th May, 2006, 09:58 PM
"محمد دادكان" رييس فدراسيون فوتبال در گفت و گو با صداي آلمان از رفتن خود از اين فدراسيون پس از جام جهاني ‪ ۲۰۰۶‬سخن گفت.

صداي آلمان روز سه شنبه در گفت و گويي با محمد دادكان رييس فدراسيون فوتبال ايران درباره مسائلي همچون "اميد تيم ملي به كسب موفقيت در جام جهاني ، موفقيت برانكو، رفتن خود از فدراسيون، نقطه نظرات مطبوعات ورزشي ايران درباره تيم ملي و سرمربي آن و حضور زنان در ورزشگاهها و مسابقات فوتبال" انجام داده كه مشروح آن به شرح زير است:
- آقاي دادكان شما چندي پيش در آلمان بوديد و ورزشگاههاي فوتبال در آلمان را هم زيرنظر گرفتيد، چه انتظاري از كشور آلمان به عنوان ميزبان مسابقات داريد؟
دادكان : كشور آلمان مي‌تواند ميزبان خوبي باشد. اين كشور در گذشته هم به عنوان ميزبان جام جهاني بوده و فكر مي‌كنم تسهيلاتي كه آلمان براي ميزباني اين دور از مسابقات فراهم آورده، به نحو احسن تدارك ديده و تجهيزات خوبي را دراختيار گذاشته است.

- جامعه ايراني در جمهوري فدرال آلمان بسيار گسترده است. بيش از ‪ ۱۲۰‬هزار ايراني در آلمان زندگي مي‌كنند، شما چه انتظاري از جامعه ايراني در طول مسابقات جام جهاني داريد؟
رييس فدراسيون فوتبال ايران : توقع من از همه ايراني‌ها اين است كه براي تشويق تيم كشورشان به ورزشگاهها بيايند، مي‌دانم كه پرتغالي‌ها، آنگولايي‌ها و مكزيكي‌ها براي تشويق تيم كشورشان مي‌آيند، تعداد مهم نيست، همين كه براي تشويق تيم ملي بيايند، مي‌تواند روحيه مضاعفي براي بازيكنان تيم ملي باشد و من از همين جا، از همه ايراني‌هايي كه صداي مرا مي‌شنوند درخواستم اين است كه براي تشويق تيم ملي كشورشان به ورزشگاه بيايند.

- شما چه انتظاري از ديدگاه فني از تيم فوتبال ملي ايران داريد؟ شما خودتان فوتباليست بوديد ، شانس صعود تيم فوتبال ملي ايران را در اين گروه تا چه حد مي‌بينيد؟
دادكان : من به همان اندازه كه تيم آنگولا، پرتغال و مكزيك براي خودشان بخت صعود از اين گروه را دارند، تيم ملي كشورمان را هم به همين صورت مي‌بينم كه شانس اين را دارد كه از اين گروه صعود كند. ولي فوتبال قابل پيش‌بيني نيست و همه تلاش كادر فني و بازيكنان اين است كه بتوانند بازي قابل قبول و پسنديده‌اي را در طول مسابقات جام جهاني ازخودشان نشان دهند و من هم اميدوارم كه همين اتفاق بيفتد.

- الان بيش از ‪ ۴‬سال است كه شما رياست فدراسيون فوتبال ايران را برعهده داريد، اين ‪ ۴‬سال براي فوتبال ايران زمان موفقي بوده و تيم ملي به نتايج موفقيت‌آميزي دست يافته است ، بعد از جام جهاني شما احتمالا رييس فدراسيون نخواهيد بود، چرا؟
دادكان : ‪ ۴‬سال پيش، اگر خاطرتان باشد، تيم ملي ما در رنكينگ فيفا رتبه ‪ ۴۴‬را داشت، امروز در رنكينگ فيفا تيم ما جزو بيست تيم برتر دنياست.

ما موفق شديم در طول اين ‪ ۴‬سال قهرمان دو قاره آسيا و اقيانوسيه بشويم، در جام ملتها مقام سوم را بدست بياوريم و همينطور چندين جام بين‌المللي را كسب كنيم و در نهايت به جام جهاني صعود كنيم.

از نظر عمراني هم فدراسيون فوتبال امكانات بسياري را فراهم كرده، ولي براي هر كسي يك دوره‌اي هست و من هم فكر مي‌كنم، ‪ ۴‬سال در فدراسيون فوتبال بودن براي من دوره خوبي بوده و احساسم بر اين است كه بعد از جام جهاني جاي خودم را به فرد ديگري بدهم كه او هم بتواند استعداد خودش را در زمينه فوتبال بروز دهد.

- شما كار مربي تيم ملي فوتبال ايران، برانكو ايوانكوويچ را تا چه حد مي‌بينيد؟ مطبوعات ايران خيلي از كار ايشان انتقاد مي‌كنند، ولي كار ايشان رويهم رفته موفق بوده. بهرحال در فوتبال نتيجه است و موفقيت كه او هم به اين نتايج دست يافته و شما هم در طول اين چندين سال خيلي محكم و با اين برنامه مشخصي كه ريخته بوديد، اين مسئله را طي كرديد.

نظرتان در اين رابطه چه هست و چرا اينقدر مزاحمت بوجود مي‌آيد براي كادر فني تيم ملي ؟
دادكان : خوشحالم كه شما و خيلي كسان ديگر اين مسئله را مطرح مي‌كنيد.

من در طول اين چهارسال هميشه از فعاليت‌هاي آقاي برانكو حمايت و دفاع كردم. برانكو مربي و معلم با شخصيتي‌است و به فوتبال ما خدمت كرده، اينكه مطبوعات كشور ما چي مي‌گويند، براي خودشان قابل احترام است، ولي براي من و همكارانم تصميماتي كه خودمان مي‌گيريم قابل احترام است.

من به آنها اصلا كاري ندارم، طبعا آنها هم هرچه دلشان مي‌خواهد راجع به برانكو، تيم ملي ايران بگويند، براي من ارزش ندارد. هدف من صعود تيم ملي ايران به جام جهاني بوده و ديگر اينكه با يك هدف مشخص در اعتلاي فوتبال كشورم تلاش نمودم و همچنين بدست آوردن رتبه‌هاي خوب جهاني در فوتبال، كه بوسيله همين برانكو ما موفق شديم اين‌كار را انجام بدهيم.

- شما مي‌توانيد بگوييد، به احتمال ‪ ۱۰۰‬درصد برانكو در مسابقات جام جهاني سرمربي تيم ملي خواهد ماند.

دادكان : قطعا همينطور است! برانكو سرمربي تيم ملي فوتبال كشور ما در جام جهاني خواهد بود.

- چندي پيش ورود خانم‌ها به استاديوم آزاد شده بود ولي دوباره ممنوع شد. نظر شما به عنوان رياست فدراسيون فوتبال درباره اين نكته حساس چه هست؟
دادكان: من هم خوشحال مي‌شوم كه خانم‌ها بتوانند به استاديوم بيايند، ولي شما بپذيريد كه شرايط در حال حاضر در استاديوم‌هاي ما شرايط مناسبي براي حضور خانم‌ها نيست. فكر مي‌كنم كه بايد اول شرايط را مهيا كنيم كه حتي خود من راغب بشوم به دختر يا خانمم بگويم برويم استاديوم.

اگر امروز بگويم كه شرايط براي حضور خانم‌ها مساعد است، حرف بيهوده‌اي را زده‌ام، چون خودم اصلا نمي‌توانم اين را به خانم و بچه‌هايم بگويم. ما اول بايد فرهنگ استاديوم را براي حضور خانم‌ها فراهم كنيم، وقتي اين كار انجام شد، خوب چه اشكالي دارد، خانمها هم بخش عظيمي از جامعه هستند و مي‌توانند براي ديدن بازيها بيايند.

- بحث ديگري هم شده بود، اينكه بازيكن‌ها تا چه حد حق دارند مويشان را بلند كنند و يا اصلا مويشان بايد بلند يا كوتاه باشد! آيا اين مسئله نقش مهمي را بازي مي‌كند؟
دادكان: اصلا اين موضوع، بلندي موي بازيكن به كسي ارتباط ندارد. هر كسي شخصيت و شيرازه خودش را خودش ترسيم مي‌كند و منافاتي هم با مسايل اجتماعي ندارد. به نظر من مسايل شخصي افراد ارتباطي به كسي ندارد، بازيكن حق دارد، دلش مي‌خواهد موهايش را بلند كند، ولي شئونات كشورش را هم بايد رعايت كند.

اين بازيكن‌هايي كه من در تيم مي‌بينم، شايد شما كسان ديگري را ذكر كنيد، ولي بازيكن‌هاي تيم ملي اگر بعضي‌هايشان هم، حالا دو سه نفرشان هم موي بلند داشتند، از نظر من بعنوان رييس فدراسيون هيچ موقع اشكالي نداشته و من هميشه تشويق‌شان كرده‌ام و به آن چيزي كه دوستش دارند احترام گذاشته‌ام، ولي از آنها هميشه خواسته‌ام كه نسبت به فرهنگ و اعتقاداتمان هم احترام بگذارند.

MIRAS
31st May, 2006, 03:30 AM
حضور مردم در جشن پرواز

ضيافت آخر




ايسنا - جشن بزرگ استقبال با نام «پرواز» امروز بعد از ديدار دوستانه تيم هاى ملى ايران و بوسنى و هرزگوين در ورزشگاه آزادى برگزار مى شود. اين جشن كه با همكارى فدراسيون فوتبال، كميته ملى المپيك و سازمان تربيت بدنى برگزار خواهد شد قبل و بعد از پايان اين ديدار دوستانه با اجراى موسيقى و برنامه هاى ويژه انجام خواهد شد.

اهداى گل به همراه تنديسى از نماد جماران براى زنده نگه داشتن ياد و خاطره امام خمينى (ره) بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران از ديگر برنامه هاى پيش از بازى است. اجراى سرودهايى در حمايت از تيم ملى با اجراى خوانندگان مختلف از ديگر برنامه هاى مورد نظر است.

بازيكنان تيم ملى فوتبال كشورمان پس از پايان بازى و استراحت ده دقيقه اى با لباس هاى يكدست مزين به پرچم جمهورى اسلامى ايران به چمن استاديوم آزادى باز خواهند گشت تا مراسم رسمى بدرقه انجام شود.

اجراى سرود توسط گروه امير تاجيك و چنگيز حبيبيان از برنامه هاى خداحافظى تيم ملى است.

عبور از دروازه قرآن نيز از ديگر برنامه هاى اين مراسم خواهد بود.

Soltan Ali Daei
31st May, 2006, 05:04 AM
ببين سيا من از اول نمیخواستم بر سر لیگها بحث كنم اما شما ها حرف از لیگ امارات زدید منم چیزهایی گفتم چون امارو وارقام هم نشون میده لیگ امارات خیلی با نظم تر و با كیفیت تر از لیگ ما برگذار میشه شاید گلزنی در اینجا اسون باشه اما خیلی از مسائل هم وجود داره كه میتونه در كار یه بازیكن خلل ایجاد كنه ومن قصد داشتم این مسائل رو بگم
سیا من نمیخواهم بگم دایی فلانه و دایی نمیدونم چیه ولی به نظر تو دایی در بازی دیروز چه كاری كرد اصلا چه كاری در زمین انجام داد كلا یه حركت درست از دایی در بازی دیروز دیدیم

واقعیت اینه كه دایی دیگه نمیتونه در بازیهای بزرگ خوب كار كنه در بازیهای سخت هرگز اون دایی نیست (منظورم تیم ملیه)این دایی دیگه خیلی پیره برای بازی كردن در مقابل ریكاردو كالواریو و بازی كردن در مقابل ماركز و امثال اینها

چیزهایی كه محمد رضا گفت از نظر من كاملا تایید میشه زوج دایی و هاشمیان تا الان در تیم ملی اصلا جواب نداده كافیه از زمانی كه هاشمیان به تیم ملی اومده یه مروری درباره این زوج بكنیم

هر دو تقریبا دارای خصوصیاتی مشابه هستند و این دو به هیچ وجه مكمل هم دیگه نیستند

در مورد هاشیمان بگم كه هاشمیان در طول فصل گذشته سه گل زد به نظر شما باید به این نكته افتخار كرد كه هاشمیان سه گل در لیگ المان زده در مورد اینكه در بایرن بازی میكرده هم بگم
هر بازیكنی باید در شرایط مسابقه قرار بگیره و خودش رو نشون بده هیچ بازیكنی با نیمكت نشینی تبدیل به یك بازیكن بزرگ نمیشه حتی اگه در بایرن و یا میلان و رئال بازی كنه
هاشمیان 16 گل در لیگ المان زد اما سال بعد به بایرن رفت و فقط یه گل در جام حذفی زد كه این نیمكت نشینی باعث شد خیلی افت كنه تا جایی كه امسال فقط سه گل زد
به نظر شما این افت هیچ ربطی به بایرن نداره؟؟؟

من اصلا كاری به بازی دیروز ندارم و میدونم هم بازی تداركاتی بوده و مبحث ما بر سر دعوت نشدن امثال مجیدی و مبعلی هستش
من نگفتم لیگ امارات باعث پیشرفت بازیكن میشه اما بازیكن در اینجا میتونه بهتر خودش روبرای روزهای سخت اماده كنه اینم رو هم گفتم اكثر كسانی كه به اینجا می ایند میگن ما میخواهیم خودمون رو برای رفتن به اروپا اماده كنیم

یه نكته دیگه ای هم است این كه دعوت شدن و نشدن مبعلی ربطی به بازی در اینجا نداره و همین طور مجیدی همه اینها مربوط به مسائل دیگه ای هستش مبعلی بعد از درگیری با دایی و مجیدی هم بعد از ترك كردن اردو تیم ملی هر چند من كار مجیدی رو تایید نمیكنم
فراموش نكنیم روزی همین دایی هم در لیگ امارت بازی میكرد و چون دایی رو نخواستند از اینجا رفت این نكته خیلی مهمه نمخواهم بگم دایی بازیكن بدیه كه در لیگ امارت نتونست دوام بیاره ولی لیگ امارات هم ازایران كمتر نیست مربیانی كه به اینجا می ایند از نظر فنی خیلی بالاتر از مربیانی هستند كه در لیگ ما مربی گری میكنند

در مورد مبعلی هم بگم هنوز اینده نا مشخصی داره و معلوم نیست اینجا بمونه یا برگرده ایران خودتون كه در جریان هستید
تو 1سالی كه دایی تو شباب بود من همه بازیهاشو دنبال میكردم و بیشتر بازیهاش تو ورزشگاه بودم
اون زمان شباب قوی نبود و با زور دایی تو لیگ دسته اول موندگار شد
بعد از پایان لیگ شباب میخواست تمدید كنه و العین و الوحده هم دنبالش بودن اما در نهایت پرسپولیس رو انتخواب كرد
در مورد مبعلی واقعا مسخرست كه بگیم به خاطر خطایی كه رو علی دایی انجام داد از تیم ملی دور مونده, قبل از اون اتفاق هم تو تیم چندان حضور نداشت, به هر حال حضور نداشتنش ممكن دلایل دیگری مثل كارایی نداشتنش تو سیستم برانكو داشته باشه

عبدالله
31st May, 2006, 02:16 PM
تو 1سالی كه دایی تو شباب بود من همه بازیهاشو دنبال میكردم و بیشتر بازیهاش تو ورزشگاه بودم
اون زمان شباب قوی نبود و با زور دایی تو لیگ دسته اول موندگار شد
بعد از پایان لیگ شباب میخواست تمدید كنه و العین و الوحده هم دنبالش بودن اما در نهایت پرسپولیس رو انتخواب كرد
در مورد مبعلی واقعا مسخرست كه بگیم به خاطر خطایی كه رو علی دایی انجام داد از تیم ملی دور مونده, قبل از اون اتفاق هم تو تیم چندان حضور نداشت, به هر حال حضور نداشتنش ممكن دلایل دیگری مثل كارایی نداشتنش تو سیستم برانكو داشته باشه
برادر در اون زمان بنده هم بیشتر بازیهای الشباب رو در استادیوم بودم
یعنی شما خیال میكنی پول الوحده و العین به پرسپولیس نرسید نه خیر
پیشنهاد الوحده زمانی مطرح شد كه دایی در پرسپولیس چند بازی رو انجام داد و پیشنهاد العین هم هیچ وقت به صورت رسمی بیان نشد
بعدش هم العین ابوبكر سانگو و رودریگو رو داشت كه هر دو هم از بهترینهای امارات بودند نیازی به دایی در اون موقه نداشت
اگه دایی كارنامه خوبی به جا گذاشته بود صددرصد الشباب با دایی تمدید میكرد زدن 12 گل در طول فصل میتونه امار خوبی باشه در حالی كه اقای گل 24 گل زده بود
در مورد مبعلی هم باید بگم
تا قبل از اون اتفاق مبعلی لااقل به تیم ملی دعوت میشد حالا به بازی كردن یا نكردنش كاری نداریم (این یه بحث دیگه میخواهد)اما بعد از اون اتفاق بود كه دیگه اصلا دعوت نشد حالا شما كه خودت اینجایی به نظرت حق مبعلی نبود كه در تیم ملی باشه لااقل بعد از مصدومیت جباری ؟؟؟
میشه بگی دلیل نبودن مبعلی چی هستش تا ما هم كمی بهتر بدونیم
البته این بحثها بی فابده است مهم الان تیم ملی هستش نه دایی و مبعلی بهتره اینا رو بذاریم برای بعد از جامجهانی اگه مایلی

nima_realmadrid
31st May, 2006, 03:19 PM
[
QUOTE=siyavoush]نیما بیا این امار دقیق
بازیهای ایران بعد از جام ملتها
از مرداد 2004 تا خرداد 2006

ایران2-اردن0(دایی 1 گل)

ایران0-المان2(دایی نبوده)

ایران3-قطر2(دایی نبوده)

ایران7-لائوس0(دایی 4 گل زده)

ایران1-پاناما0(دایی از پنالتی گل زد)

ایران2-بوسنی1(دایی 1 گل زد)

ایران0-بحرین0(دایی بوده)

ایران2-ژاپن1(دایی مصدوم شد)

ایران2-كره شمالی0(دایی نبوده)

ایران2-اذربایجان1(دایی بوده)

ایران1-كره شمالی0(دایی بوده)

ایران1-بحرین0(دایی بوده)

ایران1-ژاپن2(دایی از پنالتی گل زده)

ایران4-لیبی0(دایی 1 گل زد)

ایران0-كره جنوبی2(دایی بازی نكرد)

ایران2-توگو0(دایی از پنالتی گل زد)

ایران4-چین تایپه0(دایی 1 گل زد)

ایران3-كاستاریكا2(دایی 1 گل زد)

ایران2-كرواسی 2(دایی بود)


ایران 19 بازی انجام داده كه 15 بازی انجام داده و11گل زده و 3 تا گل از پنالتی زده


حالا ریباندو اینا فكر میكنم جزو جریان بازی باشه
خیلی ها هم میگن نیستلروی مرده خورده و فقط توی محوطه جریمه گل میزنه
در صبا هم یادم میاد از 13 بازی 11 گل زد كه 2 تاش پنالتی بوده
همونطور كه گفتم دائی به تیم های بزرگ حتی 1 گل هم نزده.
عزیزم در جام جهانی كه همیشه داریم دفاع می كنیم در مقابل مكزیك و پرتقال باید با 2 هافبك دفاعی و 4 دفاع به فكر حمله باشیم و چند بازیكن سرعتی رو هم واسه ضد حمله بذاریم.دیگه بازیهای صبا نیست كه نوازی سانتر كنه و اقا تو شلوغی محوطه جریمه هد بزنه یا ریباند كنه.جلوی تیم های بزرگ موقعیت ریباند به وجود نمیاد.
در مورد اینكه خطیبی و عنایتی و برهانی و طالب لو و كاظمیان تجربه ندارن:
1. اولا اگه فقط تجربه خوب بود الان پله و مارادونا هم بازی می كردن
2.دوما همین 2 بازی مقابل كرواسی و بوسنی بهترین مكان برای كسب تجربه بود!!!كه از دست رفت
در ضمن مگه رونالدینهو در سال 2002 چند تا بازی ملی داشت كه اونچنان چشم ها رو خیره كرد؟.؟؟امادگی مهم است و بس!



اما لیگها
این بحث واقعا منطق از سرش میباره
یعنی كریمی و نویدكیا رو دلال ها فرستادن بوخوم و بایرن؟
عجب منطقی داری نیما جان
با این جملت دیگه جای حرف نمیذاری
هانوفر انقدر احمق هستش كه بخاطر دلال هاشمیان رو بخره؟
اولا خوبه من گفتم كریمی و مهدوی كیا و بایرن استثنا هستن ها!
انتقال بازیكن ها به لیگ های مختلف توسط دلالان بنگاه های نقل و انتقالات انجام می شه.مطمئنا برای بوخوم نویدكیا و مبعلی و كاظمیان فرقی نمی كردن.ولی چون نویدكیا معرفی شد به بوخوم پیوست.پشت پرده این بنگاهها خیلی مسائل هست كه قسمتیش هم چندی پیش در ایتالیا لو رفت.
به هر حال 4 گل در بوندس لیگا به هیچ وجه از 21 گل در ایران بهتر نیست





در مورد میرزاپور
به نظر من ما دو دروازبان خوب داریم
میرزاپور و طالب لو
ولی این دو یك احتلاف فاحش دارن
تجربه
میرزاپور 5 سال هستش كه داره برای تیم ملی بازی میكنه ولی طالب لو حتی یك سال هم نشده
من فكر میكنم تنها دلیل ثابت بودنش این هستش
ولی قبول كنید در بازیهای ملی یك بازیكن دیگه میشه این ابی ما
ما كه چندین و چند ماهه می گیم ابی سوتی رو عوض كنید.چرا از اون موقع كسی گوش نمی كرد؟؟دروازه بانی كه اینقدر اعتماد به نفس نداره كه از دروازه اش بیرون بیاد به درد جام جهانی نمی خوره.مثل اینكه سوتیش مقابل كرواسی هم یادت رفته؟؟



مبعلی جریان درگیریش با دایی تنها دلیلش نبود
اگر یادتون باشه مبعلی هم در اردوی انگلیس بد بازی كرد و هم در بازی با ژاپن
همه هم دیدن كه فرصت كافی داشت
از اون طرف
جباری و تیموریان ظهور كردند
و برانكو این دو رو به مبعلی ترجیح داد
من اینطور فكر میكنم
سیا جون.23 نفر تیم ما همه اشون در همه اردو ها عالی بازی كردن كه می گی چون مبعلی در 2 اردو بد بود دعوت نشد؟؟؟؟حالا كه جباری مصدوم شده هم حقش نبود مبعلی تو تیم باشه؟؟؟خودت رو گول نزن

Siyavoush
31st May, 2006, 03:43 PM
امار دایی رو كه قرار بود بذارم گذاشتم حالا چشماتو ببند حرف خودتو بزن
نیسلتروی رو هم خیلی ها میگن فقط تو محوطه گل میزنه
فكر میكنم این كه خیلی ها انقدر بی تجربه هستن وقتی بازی ملی میكنن دست و پاشونو گم میكنن رو دیدی
پس ربطی به شوخی گرفتن و اینكه حرف از پله بزنی نداره
طرف همینطوریش بازی ملی نمیفهمه داره چی كار میكنه و راستو چپشو گم میكنه حالا تو جام جهانی ببین میخواد چی كار كنه

احسان چون بیا
نوید كیا بخاطر دلال ها رفته بوخوم
جریان خطیبی چی بوده وقتی رفت هامبورگ؟اونم دلال ها بودن
رضایی چی؟وقتی رفت پروجا دلال ها بردن؟سامره چی ؟اونم همینطور؟



احسان هم گفت
اگر به خود طالب لو هم بگی كی دروازبان اصلی وایسه میگه میرزاپور
برو ارسال احسان رو بخون كامله

مبعلی هر چی فرصت داشت رو از دست داد
بازی تو انگلیس كه گند زد و در ژاپن هم حرفی برای گفتن نذاشت!
بعد میگه وقتم كم بوده
الانم تیموریان و شجاعی تا حدودی دارن جای اون كار میكنن

Soltan Ali Daei
31st May, 2006, 05:07 PM
برادر در اون زمان بنده هم بیشتر بازیهای الشباب رو در استادیوم بودم
یعنی شما خیال میكنی پول الوحده و العین به پرسپولیس نرسید نه خیر
پیشنهاد الوحده زمانی مطرح شد كه دایی در پرسپولیس چند بازی رو انجام داد و پیشنهاد العین هم هیچ وقت به صورت رسمی بیان نشد
بعدش هم العین ابوبكر سانگو و رودریگو رو داشت كه هر دو هم از بهترینهای امارات بودند نیازی به دایی در اون موقه نداشت
اگه دایی كارنامه خوبی به جا گذاشته بود صددرصد الشباب با دایی تمدید میكرد زدن 12 گل در طول فصل میتونه امار خوبی باشه در حالی كه اقای گل 24 گل زده بود
در مورد مبعلی هم باید بگم
تا قبل از اون اتفاق مبعلی لااقل به تیم ملی دعوت میشد حالا به بازی كردن یا نكردنش كاری نداریم (این یه بحث دیگه میخواهد)اما بعد از اون اتفاق بود كه دیگه اصلا دعوت نشد حالا شما كه خودت اینجایی به نظرت حق مبعلی نبود كه در تیم ملی باشه لااقل بعد از مصدومیت جباری ؟؟؟
میشه بگی دلیل نبودن مبعلی چی هستش تا ما هم كمی بهتر بدونیم
البته این بحثها بی فابده است مهم الان تیم ملی هستش نه دایی و مبعلی بهتره اینا رو بذاریم برای بعد از جامجهانی اگه مایلی
دایی مدت زیادی مصدوم بود كه اگه یادت باشه قرار بود اون چند ماهی كه مصدوم بود كاظمیان بجاش بیاد كه با مسولان سایپا به توافق نرسیدند.اگه بد بود بازی اخر كه منجر به بقای شباب شد اونو رو كولشون سوار نمیكردن
دایی به خاطر اینكه چند سال اخر بازیگریش تو ایران باشه پیشنهاد العین و الوحده رو قبول نكرد , البته وضعش اونقدر خوب هست كه نیازی به پیشنهاد چشمگیر اماراتیها نداشته باشه
در مورد مبعلی هم بگم كه نكونام تیموریان كریمی زندی خیلی بهتر از مبعلی هستند(در سیستم برانكو) البته در مورد دعوت نشدنش بهتره از برانكو بپرسید نه دایی

Soltan Ali Daei
31st May, 2006, 05:24 PM
ببین ممد جان
من کاری ندارم که مجیدی از نظر فنی بهتر از دایی هستش یا نه اما شاید خیلی ها فکر میکنند سطح فنی لیگ امارت پایین هستش ولی من به جرات میگم سطح فنی لیگ امارات خیلی از ایران بالاتر هستش هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمنیت اینجا بهتر از ایران هستش
برات مثال میزنم باشگها های اماراتی در جام قهرمانان اسیا در این چند ساله واقعا عالی کار کردند و نتایج خیلی خوبی رو گرفتند العین یه بار قهرمان شد و یه بار هم نایب قهرمان
در یک دوره هم امارت سه سهمیه در مرحله یک چهارم داشت درحالی که ما هیچ نمیانده ای در این چند ساله بجز پاس در یک چهارم نداشتیم به هر حال اومدن مربیان بزرگ خارجی به اینجا هم میشه یکی از پونهای بهتر لیگ اینجا عنوان کرد
بازیکن باید خیلی تلاش بکنه تابتونه خودش رو در اینجا جا بندازه
فرهاد هم در طی این سالها واقعا عالی کار کرد و پیشنهادات خوبی از تیمهای اروپایی به واسطه بازی در این جا دریافت کرد
مثلا رولند کمن زمانی که به اینجا اومد وبازی فرهاد رو دید ازش خواست به تیم اژاکس بیاد

یا سانگو که از العین به کایزسلاترن رفت ...
به هر حال من فکر میکنم در کل فوتبال اینجا در رده باشگهای از ایران بالاتر باشه

من نگفتم باید شیخ راضی باشه هر جا که ادم بازی بکنه یه جو وجود داره اینجا جوش خیلی بدتر از ایران میتونه باشه برای بازیکن اجنبی

اگه کریمی 4 سال اینجا بازی نکرده بود قطعا نمیتونست در بایرن خودش رو به راحتی وقف بده خود کریمی هم بارها به این نکته اشاره کرده

اینجا میتونه یه پیش زمینه ای برای پیشرفت باشه البته اگه خود بازیکن بخواهد

مشکل برانکو هم سطح فنی مجیدی نیست اگه این طور بود نباید نکونام را دعوت میکرد چون داره در لیگ امارات بازی میکنه

ویا قبلا نباید دایی به تیم ملی دعوت میشد و یا کاظمیان به تیم ملی مشکل چیزهای دیگه است
العین سطح بازیش فراتر از اماراته بجز العین بقیه تیمهای امارات سطحشون خیلی پایینه
تیمهای اماراتی معمولا 2 مهاجم خوب خارجی رو میگیرن و تو همه بازبها بازیكنای خارجیشون همه كاره هستن , وگرنه بازیكنای اماراتیشون كیفیت چندانی ندارن

moh.santia
31st May, 2006, 05:55 PM
العین سطح بازیش فراتر از اماراته بجز العین بقیه تیمهای امارات سطحشون خیلی پایینه
تیمهای اماراتی معمولا 2 مهاجم خوب خارجی رو میگیرن و تو همه بازبها بازیكنای خارجیشون همه كاره هستن , وگرنه بازیكنای اماراتیشون كیفیت چندانی ندارن

این حرف خودمه!!

عبدالله
31st May, 2006, 06:01 PM
دایی مدت زیادی مصدوم بود كه اگه یادت باشه قرار بود اون چند ماهی كه مصدوم بود كاظمیان بجاش بیاد كه با مسولان سایپا به توافق نرسیدند.اگه بد بود بازی اخر كه منجر به بقای شباب شد اونو رو كولشون سوار نمیكردن
دایی به خاطر اینكه چند سال اخر بازیگریش تو ایران باشه پیشنهاد العین و الوحده رو قبول نكرد , البته وضعش اونقدر خوب هست كه نیازی به پیشنهاد چشمگیر اماراتیها نداشته باشه
در مورد مبعلی هم بگم كه نكونام تیموریان كریمی زندی خیلی بهتر از مبعلی هستند(در سیستم برانكو) البته در مورد دعوت نشدنش بهتره از برانكو بپرسید نه دایی
بله دایی مدت زیادی مصدوم شد ولی در لیگ اینجا خیلی از بازیكنهای ایرانی مصدوم شدند به مدت زیاد همین علی كریمی و نیكبخت واحدی ولی وقتی برگشتند دوباره خوب ظاهر شدند
دایی شش هفته مصدوم شد هر چند مصدومیتهای دایی در این چند ساله زیاد بوده حالا كاری به این مبحث نداریم

در مورد بازی اخر هم بگم كه دایی چون در بازی قبلش سه كارته شده بود نتونست در بازی اخر كه برابر تیم دبی بود بازی كنه و بازی رو شباب برد و دایی هم با لباس شخصی در اون جا حاظر بود
در ضمن اگه دایی خیلی مفید برای شباب كار كرده بود صددرصد سال بعد هم الشبابیها قراردادش رو تمدید میكردند
این نكته هم فراموش نشه سال بعد الشباب تونست بدون دایی در لیگ امارات سوم بشه تیمی كه در زمان دایی میخواست سقوط بكنه سال بعد با همون بازیكنان سوم شد تا استانه قهرمانی هم رفت
مطمئن باش اگه دایی خیلی دلش میخواست توی ایران بازی كنه از همون اول می اومد توی ایران نه خیر دایی به خاطر پول اومد اینجا چون بی ام دبلیویی 740 میتونست سوار بشه ومرسدس بنز 500 به خاطر اینا اومد اینجا
سال بعدش هم پیشنهاد خوبی نداشت برای همین مجبور شد برگرده و پیشنهاد الوحده هم همون طور كه گفتم زمانی مطرح شد كه دایی با پرسپولیس قرارداد داشت و نمیتونست بیاد و گرنه هم می اومد

اگه دایی خیلی به ایران اهمیت و میداد و خیلی هواداران براش مهم بود در پرسپولیس میموند و اینهمه اتفاق براش در طی این چند سال و جو سازیها براش اتاق نمی افتاد در ضمن دایی به خاطر پول صبا در این تیم بازی میكنه همون طور كه به پرسپولیس هم به همون خاطر اومد (جریان قبل از اومدنش به پرسپولیس یادته؟) نه به خاطر چیزی دیگری اگه اینطور نبود در امثال پاس هم میتونست بازی كنه و یا در پرسپولیس باقی میموند

نكونام و تیموریان هافبك دفاعی هستند و نقشی در پست مبعلی ندارند
زندی هم پیستون چپ هستش و كاری به پست مبعلی نداره
مبعلی یه بازیكن طراح هستش كه میتونه بازی رو در اختیار داشته باشه در واقع میتونه مثل كریمی و جباری تیم رو به حركت بندازه و بازی رو اروم كنه ویا به بازی سرعت بده در حالی كه خصوصیات این سه نفری كه شما نام بردی هیچ ربطی به مبعلی نداره
فقط كریمی میمونه این وسط كه در نظر میگیریم جباری جانشینش بود اما بعد از اون مصدومیت چرا بازهم دعوت نشد ؟؟
بله بهتره از برانكو بپرسیم اما واقعا جای سوال نداره چرا بعد از اون درگیری مبعلی دعوت نشد اگه مبعلی به درد سیستم برانكو نمیخورد باید از اول دعوت نشه چرا بعد از اون درگیری دعوت نشد


العین سطح بازیش فراتر از اماراته بجز العین بقیه تیمهای امارات سطحشون خیلی پایینه
تیمهای اماراتی معمولا 2 مهاجم خوب خارجی رو میگیرن و تو همه بازبها بازیكنای خارجیشون همه كاره هستن , وگرنه بازیكنای اماراتیشون كیفیت چندانی ندارن
درسته بازیكنهای اماراتی كیفیت چندانی ندارند اما سطح لیگشون با توجه به امكانات عالی و مربیان بزرگی كه اینجا می ایند خیلی هم خوبه
در دوره دوم لیگ قهرمانان اسیا الشارجه و الوحده هم در دور دوم حاظر بودند این نشون میده همه چیز فقط مختص العین نیست اگه العین خیلی قوی بود كه در طی این دوسال در رقابت با الاهلی و الوحده كم نمیاورد نه عزیز این طوری كه شما میگی هم نیست

Sám
31st May, 2006, 06:52 PM
اسامی بازيکنان تيم ملی فوتبال ايران: ابراهيم ميرزاپور ، يحيی گل محمدی ، محمد نصرتی ، حسين کعبی ، رحمان رضايی ، جواد نکونام ، سهراب بختياری زاده ، تيموريان ، معدنچی ، وحيد هاشميان و علی دايی.

moh.santia
31st May, 2006, 07:59 PM
نیمه اول 3 بر 2 به نفع ایران!! 2 گلی كه خوردیم ، رو اشتباه مدافعین بود!! هاشمیان و دایی هم با بازی خوبشون، جواب منتقدین رو دادن!!

Siyavoush
31st May, 2006, 08:45 PM
عبدی جان دایی بخاطر پروین مستقیم از المان به ایران و پرسپولیس نیومد
این تنها دلیلش بود
و از پرسپولیس هم بخاطر پروین رفت


تیموریان هم هافبك دفاعی نیست

Siyavoush
31st May, 2006, 08:47 PM
اینهم لایو اسكور از ایران اسپورت.نت

علی دايی از زمين خارج و رضا عنايتی جای او به زمين آمد. تماشاگران بی امان دايی را تشويق کردند. 68
در نيمه دوم تيم ايران بسيار هماهنگ تر بازی می کند. تيم ايران يکپارچه حمله است. تماشاگران هم سنگ تمام گذاشته اند. ميرزاپور هم چند تا شيرجه حسابی رفت و تماشاگران دارند او را تشويق می کنند. 65
در استاديوم شور و حال خاصی حکمفرماست ، تماشاگران بی امان تشويق می کنند. مسئولين برگزار کننده در حال تدارک مراسم پايان و جشن می باشند. 60
نيمه دوم توسط تيم ايران آغاز شد. 46
نيمه اول با نتيجه 3 بر 2 به نفع ايران به پايان رسيد. 45+2
گل برای تيم ايران: وحيد هاشميان ( ضربه سر علی دايی به وحيد رسيد و او با شوتی آرام دروازه بوسنی را بری بار سوم باز کرد ) 45+1
گل برای تيم ايران: رحمان رضايی ( پاس عالی علی دايی به رحمان رسيد و او با شوتی محکم دروازه بوسنی را باز کرد ) 45
با آنکه تيم ايران حملات زيادی به روی دروازه بوسنی انجام داده ولی هنوز موفق نشده گل مساوی را وارد دروازه اين تيم کند. 40
گل برای تيم ايران: معدنچی ( فرار زيبای معدنچي او را با دروازه بان تک به تک کرد و پس از عبور از دروازه بان گل اول ايران را وارد دروازه بوسنی کرد ، ورزشگاه به وجد آمد) 25
گل برای تيم بوسنی: بازيکن شماره 9 باربارز ( اشتباه يحيی گل محمدی اين بار گل دوم را تقديم تيم بوسنی کرد ) 16
بازيکنان ايران بسيار نا هماهنگ بازی می کنند. 15
گل برای تيم بوسنی: بازيکن شماره 10 می سی موويچ ( اشتباه نصرتی باعث شد تا مهاجمين بوسنی صاحب موقعيت شوند و اولين گل اين تيم وارد دروازه ايران شد ) 04
ضربه کاشته مهاجم بوسنی در آستانه ورود به دروازه ايران توسط ميرزاپور دفع شد. 02
نيمه اول توسط تيم بوسنی آغاز شد. 01
اسامی بازيکنان تيم ملی فوتبال ايران: ابراهيم ميرزاپور ، يحيی گل محمدی ، محمد نصرتی ، حسين کعبی ، رحمان رضايی ، جواد نکونام ، سهراب بختياری زاده ، تيموريان ، معدنچی ، وحيد هاشميان و علی دايی.

sheva2006
31st May, 2006, 09:20 PM
خوب اين نتيجه 5-2 از لحاظ روحيه خوب بود ولی از لحاظ فنی چيز خاصی واسه گفتن نداشت.يک تيم يعنی خط هافبک آن و وقتی از 4 بازيکن اصلی 3 تاشون نيستند يعنی اين بازی آنچنان مهم نيست.به خاطره همين من از اول بازی فقط روی نقطه ضعف تيم يعنی سمت چپ و نصرتی فکوس کردم .ستار ضايع بايد جايه نصرتی بازه کنه.استيل بازی نصرتی وحشتناک مثله يه دفاع وسطه و بسيار خطرناکه اگه بازی کنه.

2 نکتيه حاشيه اي:

1- اين کليپ چرند اين عصاره ،اثاره ،مساره .واقعا وحشتناکه .خوشبختانه بالای 90 % طرفداران ايران از اورپا و آمريکا ميان و مطمئنا اين کليپ چرند رو جدی نخواهند گرفت. ONLY ARASH

2-بالاخره تلوزيون ايران هم توانست با نصب دوربينهای جديد اسم v نتيجه بازی و تيمها رو زير پايه بازيکن ها بندازه که بالاخره با يک تاخير 5 ساله از دنيا نکته مثبتيه واسه خودش

Kian-S
31st May, 2006, 09:25 PM
ایران بی نهایت امیدوار كننده بود. نیمه اول رو به خاطر ناهماهنگی بعضی از بازیكنای تازه مثل بختیاری زاده، تیموریان و معدنچی بد شروع كردیم و در نتیجه 2 گل ساده خوردیم كه گل دوم مشكوك به خطا بود. بعد از گل خیلی راحت بازیو در دست گرفتیم و با پاسكاریهای منظم تونستیم 3 گل بزنیم. پاس هاشمیان واقعا جالب بود و معدنچی هم از دست نداد موقعیت رو! دایی هم این همه انتقاد میشه ازش 2 تا پاس گل قشنگ داد و نیمه دوم چندتا پاس در عمق جالب انداخت. واقعا منتقدان كی زیپ دهنشونو میكشن! رحمان هم مثل یه مهاجم گل زد! محكم و دقیق. گل هاشمیان هم جالب بود خدایی. دفاع بوسنی در شوك بود و هاشمیان به یه ضربه كاملا حرفه ای و نرم ایران رو 3 گله كرد.
یه نكته امیدوار كننده فاصله كم تیم اول و با تیم دوم بود! واقعا در نیمه دوم من احساس نمیكردم كه تیم ما كلا عوض شده. عنایتی نشون داد چرا باید دعوت میشد و خطیبی كه من خیلی میخواستم گل بزنه اولین گلشو زد. ایران خیلی سریع از دفاع به حمله میرفت و سریع پاسكاری میكرد و ضدحملات جالبی رو با كمك شجاعی و معدنچی و تیموریان و نكونام طراحی میكرد.
ما باز هم در سمت چپ مشكل داشتیم. نه زارع و نه نصرتی راضی كننده نبودن. دیكه نمیشه فكری به حال سمت چپ كرد فقط باید امیدوار بود...
ای كاش كاظمیان هم میتونست بازی كنه. واقعا سمت راست ما بیكار بود. تیموریان هافبك راست نیست بلكه یه هافبك وسط و دفاعی هستش. خصوصیاتش به یك هافبك راست نمیخوره اصلا.
معدنچی و شجاعی واقعا عالی بازی كردن. ایران با داشتن چنین ستاره هایی میتونه به مرحله بعدی صعود كنه!

moh.santia
31st May, 2006, 09:28 PM
موافقم با كیان جان!! خیلی خوب وصف كردی بازی رو!!

Sám
31st May, 2006, 09:54 PM
هديه‌ي ملي‌پوشان در آخرين ديدار تداركاتي
تيم ايران با شكست بوسني مقتدرانه راهي جام‌جهاني شد

http://ilna.ir/images/85-03-10/173.jpg

تيم ملي فوتبال كشورمان در آخرين بازي دوستانه‌ي خود پيش از آغاز جام جهاني با نتيجه‌ي پر گل تيم ملي بوسني را شكست داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، از ساعت 18 امروز دو تيم ملي ايران و بوسني با قضاوت سوبخيدين در ورزشگاه آزادي به مصاف يكديگر رفتند كه در نيمه‌ي نخست، تيم ملي كشورمان موفق شد 5 بر 2 بوسني را شكست دهد.

در آغاز اين بازي، ناهماهنگي و بي‌دقتي بازيكنان ايران سبب شد تا بازيكنان بوسني توپ و ميدان را در اختيار گيرند. در دقيقه‌ي دوم بازي ابراهيم ميرزاپور ضربه‌ي ايستگاهي ميسيموويچ را از گوشه‌ي دروازه به كرنر فرستاد؛ اما، دو دقيقه‌ي بعد اشتباه محمد نصرتي سبب شد تا همين بازيكن گل نخست بوسني را به ثمر برساند. پس از اين گل براي دقايقي بازي در ميانه‌ي ميدان گره خورد و بازيكنان ايران حتي از نيمه‌ي زمين خود نيز جلوتر نرفتند. در دقيقه‌ي يازده اشتباهات بازيكنان ايران با حركت يحيي گل محمدي كامل شد و سرگئي باربارز گل دوم بوسني را نيز وارد دروازه‌ي ايران كرد؛ اما، پس از اين گل بازيكنان ايران توپ و ميدان را در اختيار گرفتند و فشار حملات تيم ايران بر روي دروازه‌ي حريف افزايش يافت. در دقيقه‌ي بيست و چهار، ارسال بازيكنان ايران از جناح چپ با ضربه‌ي سر رحمان رضايي از بالاي دروازه به بيرون رفت. يك دقيقه‌ي بعد، پاس خوب هاشميان به معدنچي رسيد و اين بازيكن با جاي گذاشتن دروازه‌بان تيم ملي بوسني توانست يكي از گل‌هاي خورده را جبران كند. پس از اين گل، تيم ملي ايران ادامه‌ي بازي را در اختيار گرفت. در دقيقه‌ي بيست و هشت ارسال توپ روي دروازه‌ي حريف و ضربه‌ي سر نصرتي با جا ماندن مدافعان بوسني، هاشميان را در موقعيت گلزني قرار داد؛ اما ضربه‌ي اين بازيكن با اختلاف اندكي به بيرون رفت. در دقيقه‌ي سي و چهار، شوت محمد نصرتي به كرنر رفت. در دقيقه‌ي چهل و دو بازي بار ديگر بايراموويچ با جاي گذاشتن سه مدافع ايراني وارد محوطه‌ي جريمه شد كه ضربه‌ي اين بازيكن به خارج از زمين رفت. در حالي كه بازي در نيمه‌ي نخست رو به اتمام بود، بازيكنان ايران ورق را برگردانند. در آخرين دقيقه پاس استثنايي علي دايي با ضربه‌ي دقيق رحمان رضايي به گل تساوي تيم ملي ايران تبديل شد. هنوز شادي ناشي از اين گل در ورزشگاه فروكش نكرده بود كه ضربه‌ي سر سهراب بختياري‌زاده با بغل پاي استادانه‌ي هاشميان به سومين گل تيم ملي كشورمان تبديل شد تا نيمه‌ي نخست با نيمه‌ي سه بر دو به سود تيم ملي ايران خاتمه يابد.

نيمه‌ي دوم با اخطار داور مسابقه به واسيدوويچ بازيكن تيم بوسني آغاز شد. در آغاز اين نيمه تيم ملي ايران تغييراتي را در تركيب انجام داد. رودباريان، ستار زارع و مسعود شجاعي جايگزين ميرزاپور، گل محمدي و بختياري زاده شدند. در دقيقه‌ي پنجاه و دو بازيكن تيم ملي بوسني با آرنج ضربه‌اي را به صورت شجاعي وارد كرد كه داور مسابقه با اغماض از اين صحنه عبور كرد. ادامه يافتن درگيري شجاعي و مدافع بوسنيايي سبب شد تا اين بازيكن كارت زرد دريافت كند. در دقيقه‌ي پنجاه و هفت بازي آندرانيك تيموريان از سمت راست وارد محوطه‌ي جريمه شد كه ضربه‌ي اين بازيكن با پاي دروازه‌بان بوسني به خارج از زمين رفت.

در اواسط نيمه‌ي دوم برانكو با بيرون كشيدن علي دايي، وحيد هاشميان و حسين كعبي و به ميدان فرستادن رسول خطيبي، غلامرضا عنايتي و امير حسين صادقي ساختار تيمي را متحول كرد كه نتايج خوبي نيز براي تيم ملي در بر داشت. در دقيقه‌ي هفتاد بازي مهرزاد معدنچي از سمت چپ حركتي را انجام داد كه ضربه‌ي وي توسط ميتروويچ دفع شد.

در دقيقه‌ي هفتاد و يك ارسال معدنچي در دهانه‌ي دروازه پيش از رسيدن به رسول خطيبي، توسط مدافعان بوسني به كرنر رفت. لحظاتي بعد ضربه‌ي سر بازيكن بوسني با اختلاف اندكي به خارج از زمين رفت. در دقيقه‌ي هفتاد و هشت بازي، ارسال شجاعي و ضربه‌ي سر نكونام با دفع ناقص دروازه‌بان بوسني همراه شد كه جدال صادقي و ميتروويچ براي تصاحب توپ بي‌نتيجه ماند.

در دقيقه‌ي هشتاد و يك، شوت جواد نكونام توسط مدافعان بوسني به كرنر رفت؛ اما، تيم ملي ايران مانند نيمه‌ي نخست در دقايق پاياني بازي روند گلزني خود را آغاز كرد. رضا عنايتي در دقيقه‌ي هشتاد و هشت با عبور از ميان مدافعان تيم ملي بوسني گل چهارم ايران را به ثمر رساند. لحظاتي بعد مهرزاد معدنچي بازي خوب خود را با پاس گل تكميل كرد تا رسول خطيبي ضمن به ثمر رساندن نخستين گل ملي خود پنجمين گل تيم ملي ايران در اين بازي را نيز به ثمر برساند.

تيم ملي كشورمان با پيروزي پنج بر دو برابر بوسني در برابر سي هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادي وداع حضور در جام جهاني را انجام داد.

sheva2006
31st May, 2006, 09:55 PM
استفاده از کلماتم در مورد اون کليپ مشکلی نداره ولی اگه با قوانين اينجا نميخونه Ok

متاسفانه تيم ما در حالی به جام جهانی رفت که ترکيب 11 نفرش رو يک بار هم در کنار هم نديد ،با نظر من اگه اين بازی 2 ماه پيش برگزار شده بود حالا اميدی بود که شايد شجاعی و معدنچی رو در ترکيب اصلی ديد چون اين ترکيب واقعا جواب ميداد

-----------------------------------ميرزا----------------------------
---زارع-------رضايی----------------گل محمدی--------کعبی
--------------------------------نکونام---------------------------
----معدنچی-----------------------------------------مهدوی کيا
-------------------------کريمی----------شجاعی-------------------------
------------------------------هاشميان(دايی)--------------------

به اين ميگن ترکيب درخت کريسمسی که بسيار مستحکم در دفاع و بسيار زهر آگين در حملست.

مهدی طاهرخانی
31st May, 2006, 11:09 PM
به قدری اوائل بازی از خود بی خود شدیم كه حتی گل پنجم ایران هم نتوانست ما را از ان حالت بد گمانی برهاند!
تیمی كه قرار است تا كمتر از دو هفته دیگر در بلندترین اوردگاه جهانی پا به عرصه خود نمائی بگذارد هنوز سوختش ابی نیست!
زدن پنچ گل به بوسنی، گرفتن تساوی از كرواسی همه اینها نتایج در خور توجه ای هستند اما ان چیزی كه ما را میترساند اشتباهات باور نكردنی و بعضا بچگانه مدافعان ماست كه انگار تمامی ندارد! مگر قرار است در هر باز ی چند گل بخوریم؟ شما حساب كنید مقابل مكزیك در اوائل باز ی اینگونه ظاهر شویم ایا باز هم میشود جبران مافات كرد!
چنین استارتی مطمئنآ تراژدیك عربستان 2002 را به یادمان می اورد.
تیم ملی ایران در " گود بای پارتی" خود سنگ تمام گذاشت اما متاسفانه باز هم شاهد رگه هائی از ان اشتباهات بودیم،در اوائل بازی در همان دقایقی كه هافبكهای ما به سر كردگی نكونام ( كه خدا میداند در امارات بر او چه گذشت!)وظیفه ای جز لو دادن توپ را بر عهده نداشتند مدافعان ما به صورت ممتد اشتباهات متعددی را مرتكب شدند كه منجر به دو " گل بد " شد اما ما انی نبودیم كه در این بازی وا بدهیم و قافیه را ببازیم اشتباهات فردی با بازی خوب گروهی تلافی شد و نگذاشت جشن خداحافظی با اشك باخت توام گردد.
مهمتر از نتیجه ای كه كسب شد سر بلند بودن بازیكنان ذخیره از ازمایش امروز بود ،از معدنچی و شجاعی گرفته تا عنایتی و خطیبی. برانكو دستش باز است و این یعنی توان خلق حماسه! مهرزاد نشان داد كه میشود جناح چپ را به او سپرد مسعود شجاعی با امدنش چنان جانی به خط هافبك داد كه گوئی شماره 8 جادوگرمان درون زمین است و دو فورواد ما كه هر دو بوی گل میدادند به ما ثابت كردند كه فوتبال ما میتواند در اوردگاه جهانی سر بلندو پیروز باشد.
مجید جلالی عنوان كرده بود كه ما نباید از همه مهر های هجومی خود در مقابل مكزیك و پرتغال استفاده كنیم چرا كه ما مجبوریم در بیشتر دقایق بازی دفاع كنیم اما به عقیده بنده دفاع ما انی نیست كه توان نو